در افغانستان، دست نشاندگان واپس گرا، جای گزین دست نشاندگان مردم فروش می شوند!

مقاله ۲۳/۱۴۰۰
۳۰ مرداد ۱۴۰۰، ۲۱ آگوست ۲۰۲۱

شهر خالی، جاده خالی، کوچه خالی، خانه خالی
جام خالی، سفره خالی، ساغر و پیمانه خالی
کوچ کرده دسته دسته آشنایان عندلیبان
باغ خالی، باغچه خالی، شاخه خالی، لانه خالی (ترانه شهر خالی؛ امیرجان صبوری ترانه سرا و خواننده مردمی افغانستانی)

پیش گفتار

بدبختانه، افغانستان روزهای دشواری را سپری می کند. روزهای تلخی که دست های رازآلود و زیرکاهی در این سرزمین، سرنوشت آینده یک نسل را با اندیشه ای واپس گرا و دلی ناپاک می نویسند.

سرانجام گروه واپس گرای طالبان در افغانستان دولت دست نشانده را واژگون کرد. پیامدهای ناگوار انسانی آن را می توان تنها با آوردن یک نمونه آشکار ساخت؛ دیدن افتادن برادر افغانستانی ورزشکار از هواپیماهای مسافربری در کابل بسیار دردناک است و دل هر انسان باوجدان به ویژه ما ایرانی ها را خونین می کند.  

این که پیروزی طالبان و شکست پی درپی شهرها و سپس پایتخت تنها دو هفته به درازا کشید نشان دهنده مردمی بودن و پسندگی طلبان میان توده های افغانستان نیست. بلکه نشان از خشمی است که مردم دردمند از رژیم دست نشانده و نیروهای استعماری در دل نهفته داشتند.   

دستگاه دولتی و رییس جمهوری دست نشانده، مانند یک کاخ شنی با نخستین موج دریا نابود شدند. باری سلام، یکی از کارمندان وزارت خارجه‌ی کشور، گفته است که رییس‌جمهور غنی، چند روز پیش، گذرنامه اش را از وزارت خارجه خواسته بود. تلویزیون افغانستان انترنشنال، فهرست نام  ۵۲ تن هم راهان آقای غنی که از کشور گریختند را همگانی کرده است. 

رژیم مافیایی و دست نشانده تا گردن در دوستی بازی، رانت خواری، کشتار و چپاول مردم غرق بوده است و تنها با نیروی تانک های ناتو و امریکا بر سر کار مانده بود. نداشتن توان و خواست ایستادگی ارتش ۳۰۰ هزار تنی افغانستان در برابر نیروها چند هزار تنی گروه طالبان نشان می دهد که نقش امپریالیسم آمریکا و کشورهای غربی را نباید در این شکست فراموش کرد. یادمان باشد که طلبان خود نیز ساخته و پرداخته امپریالیسم بوده است و گر نه نمی توان پنداربافابه باور کرد که یک مشت ولگرد بی سواد توانسته باشند که به تازه ترین جنگ افزارهای آتشین نه تنها دست بیابند بلکه کاربری آن را نیز به آسانی فرا گیرند.

بگذارید زمان را کمی به پس رانیم و نگاهی کوتاه به شکنندگی دولت ملی داشته باشیم.

شکنندگی دولت ملی

هنگام بررسی رویدادهای افغانستان نباید نقش سطح تکامل نیروهای تولیدی و مناسبات آن را دست کم گرفت. دست یازی و پرخاش گری امپریالیسم، شیوه گذار جامعه افغانستان به سرمایه داری را بسیار دشوار ساخت. امپریالیست ها برای دست یابی به سرچشمه های زمینی افغانستان و بهره گیری ژئوپلتیک (سیاسی و جغرافیایی) آن نیازی به فراهم کردن زیر ساختارهای راه رشد سرمایه داری در این کشور ندیده اند. در کنار نمو نادرست و کم توان سرمایه داری در شهرها، نظام فئودالی در روستاها استوار ماند. ساختارهای ناهمگون اقتصادی- اجتماعی، قومی، مذهبی، دسته های گوناگون را در جنگ به جان هم انداخت. در این میان، گاه گاهی مردم دریافتند که برای زندگی بهتر به ناگزیر در آشتی در کنار هم به پیش رفت کشور بپردازند، ولی دست شیطانی امپریالیسم نگذاشت.  بورژوازی کم توان و ناهم گون در درگیری همیشگی با سران روستاها، بزرگ مالکان و رهبران مذهبی بوده است که گاهی به سازش های گذرا با هم چیزی مانند دولت و نهادهای دولتی ساخته بودند. چنین سازش هایی همیشه شکننده بود.

”چپ” های افغانستان کوشیده بودند که با صنعتی سازی کشور، طبقه ی کارگر نیرومندی بسازند و با پخش و بخش زمین میان کشاورزان تهی دست، برای طبقه کارگر دوستانی در روستاها فراهم کنند. جمهوری دمکراتیک خلق افغانستان دست آوردهای فراوانی در زمینه بهداشت، خانه سازی، آموزش و پرورش، برابری حقوق مردان با زنان و نبرد با کودک کاری داشته است. 

امپریالیسم با همراهی واپس گرایان سعودی و پاکستانی  نبرد با دگرگونی های ریشه ای اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی دولت دموکراتیک افغانستان را برنامه ریزی کرد و با ریزکاری شگفت انگیزی آن را پیاده کرد.

با واژگونی ”چپ” با کمک امپریالیسم و به دست واپس گرایان طالبانی روزنه های کوچک آزادی و برابری و دموکراسی بسته شد و طالبان همه ی این دست آوردها را نابود کرد.

دوست و دشمنی طالبان با امریکا

طالبان ریشه در جنبش مجاهدین اسلام گرای واپس گرا در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ دارد که از سوی ایالات متحده آموزش داده شد تا دولت جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان را در دهه ۱۹۷۰ سرنگون کند. پس از آن ریگان و برژینسکی (Zbigniew Brzezinski) تله ای برای “فریب روس ها به دام افغانی” ساخته بودند.

پس از کمک اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به افغانستان، امپریالیست ها  ۹۰ هزار افغانستانی و جنگجویان دیگری از کشورهای عربی را در دهه ۱۹۸۰ میلادی در پاکستان و با پشتیبانی آمریکا آموزش نظامی دادند و سرانجام دولت نجیب در ۱۸ آوریل ۱۹۹۲ (درسال ۱۳۷۱) سرنگون شد. در ۱۰ اکتبر سال ۱۹۹۴ میلادی در اوج جنگ‌های درونی افغانستان گروهی وارد بخش سپین بولدک ولایت قندهار در جنوب افغانستان شد و نام خود را “تحریک اسلامی طلبای کرام” نهاد. از همان آغاز درگیری در درون نیروهای مذهبی واپس گرا ریشه دواند و سرانجام طالبان که بیش تر از دیگر گروه ها دست پرورده پاکستان بود فرماندهی دستگاه دولتی را (در سال ۱۳۷۵) به دست گرفت.

کرنل امام سرهنگ بازنشسته پاکستانی در گفت و گو با خبرنگار پاکستانی افتخار احمد در برنامه «جوابده» تلویزیون «جیو» (سپتامبر ۲۰۰۹) از نقش سازمان امنیت پاکستان آی.اس.آی در سازماندهی لشکر واپس گرایان مجاهدین به روشنی سخن گفت. در همان برنامه او حامد کرزی را جاسوس سی.آی.ای خواند.

طالبان به تندی بخش های جنوب افغانستان را که زیر فرمانروایی دولت مجاهدین به رهبری برهان‌الدین ربانی بود، گرفت. آن‌ها یک ماه و دو روز پس از گرفتن ولایت قندهار و در روز ۲۶ سپتامبر سال ۱۹۹۶ کابل را هم گرفتند. در کابل آن‌ها به کشتار گروهی پرداختند که ناجوانمردانه رفیق محمد نجیب‌الله رئیس جمهور پیشین – این اینترناسیونالیست بزرگ که ”چپ” های ایران را با آغوش باز و روی خوش پذیرفت- و برادرش را در چهارراه آریانا به دار کشیدند و به نمایش گذاشتند.

ایالات متحده جنگ علیه رژیم طالبان در افغانستان را در سال ۲۰۰۱ در پی یورش تروریستی در ۱۱ سپتامبر در نیویورک آغاز کرد، پس از آن رئیس جمهور آن زمان جورج دبلیو بوش جنگ جهانی را همراه دوستان ناتویی خود علیه تروریسم آغاز کرد.

راستش این است که طالبان پشت این یورش تروریستی نبودند، بلکه این کار از سوی اسامه بن لادن عربستانی، یکی از بنیانگذاران شبکه تروریستی القاعده انجام شده بود. او در افغانستان بود و رژیم طالبان در آن زمان پیشنهاد برگرداندن بن لادن به یک کشور بی طرف را داد، جایی که او می توانست به دادگاه کشانده شود. ولی آمریکا و ناتو این پیشنهاد را نپذیرفتند و افغانستان را به زیر یوغ خود کشاندند.

بر پایه گزارش CGTN تلویزیون دولتی چین در بیست سال گذشته طالبان درآمد خود را از قاچاق مواد مخدر، باج گیری، معدن، گردآوری مالیات و کمک های پولی امپریالیسم و واپس گرایان عربی و پاکستانی به دست می آورده است. به گزارش  CGTN درآمد سالانه طالبان ۱٫۶ میلیارد دلار بوده است که در هم سنجی با بودجه دولت افغانستان در سال  2020 که نزدیک به ۵٫۵ میلیارد دلار بوده است پول کمی نبوده است.

دولت دست نشانده امپریالیسم

گنج تو را ربودند از بهر عشرت خود
قلب تو را شکستند هر که به نوبت خود (ترانه سرزمین من؛ امیرجان صبوری ترانه سرا و خواننده مردمی افغانستانی)

پس از واژگونی رژیم طالبان، امپریالیسم با گماشتن آموزش دیدگان خود مانند کرزی و به سرکردگی زلمی خلیل زاد “جمهوری اسلامی افغانستان” را برپا کرد. یک جمهوری که در بیست ساله گذشته چیزی فرای نداری، دزدی از سرمایه ی مردم، قاچاق تریاک و هروئین نداشت. در این بیست سال، چندین گزارش نشان دهنده بهره کشی برده وارانه از نیروی کار زنان و کودکان همگانی شده است.

ینس استولتنبرگ (Jens Stoltenberg) ، دبیر کل ناتو گفت در سال گذشته گفته بود که افغانستانی که ناتو ساخته بود بسیار گوناگون از افغانستان پیشین بوده است. او گفت که – ما به افغانستانی ها در پیشرفت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کمک های بسیاری کرده ایم. اگر این آقای سوسیال دموکرات در کشور خود نروژ به چنین دروغ گویی دست می زد بی تردید به دادگاه کشیده می شد ولی او هم می داند که هنگامی که سخن از کشور درمانده ای مانند افغانستان می باشد “در دیزی باز” است و می توان با بی شرمی هر دروغی را به هوا پرتاب کرد. بگذارید با پشتیبانی آمارهای داده شده دروغ او را نشان دهیم.

نیروهای امپریالیستی در بیست سال بیش از دو هزار میلیارد دلار برای نگه داشتن نیروهای خود و دست نشاندگان افغانستانی خود هزینه کرده اند. بخش بزرگی از این هزینه از خلق های سوریه، لیبی و عراق و رنج بران خود آمریکا دزدیده شده بود و به جیب شرکت های نظامی و امنیتی امپریالیستی و دست نشاندگان دولتی و مذهبی سرازیر شد. 

بیش تر این پول ها هزینه  آماده سازی، آموزش و پاداش نیروهای امنیتی افغانستان شده است. با این همه خودروهای بمب گذاری شده ، آدم ربایی، کشتار بخشی از زندگی روزمره در این کشور جنگ زده بوده است. در پایتخت افغانستان، کابل، بخشی به نام بخش سبز ساخته شده بود که در آن کارمندان سفارت آمریکا، کارکنان سیا، کارکنان ناتو و نمایندگان شرکت های غربی  پشت سر نگهبانان تفنگ به دست و دیوارهای سیمانی، سگ های پلیس زندگی و کار می کردند.

کمتر از ۲۰ درصد مردم در انتخابات گذشته پارلمانی شرکت کردند. دزدی گسترده ای بوده است و میلیون ها کودک به دبستان ها  نمی رفتند. پژوهش گر عفو بین الملل در سال گذشته گفته بود که دست اندرکاران افغانستان از پژوهش و پی گرد بسیاری از  تبه کاری به ویژه در باره ی زنان خودداری می کنند. در سال گذشته، ۱۰۰ زن کشته شده اند.

بر پایه گزارش نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، افغانستان یکی از مرگ بارترین جاها برای کودکان است. عفو بین الملل می گوید که در گروه ها و دسته های نظامی بزرگ سالان به آزار جنسی کودکان می پردازند. بر پایه گزارش صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) ، ۳٫۷ میلیون کودک افغانستانی به دبستان نمی روند – بیش از دو میلیون از آنها دختر هستند. تنگ دستی گسترده در کشور کودکان را به ناگزیر به گدایی یا کار برده وار وادار می کند. به گفته بانک توسعه آسیایی، برآیند دولت دست نشانده امپریالیست ها در افغانستان ۴۳ درصد مردم زیر خط نداری زندگی می کنند.

 به گفته دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد (OCHA) ،۱۸٫۴ میلیون افغانستانی – نزدیک به نیمی از باشندگان افغانستان- نیاز به کمک برای دستیابی به آب و خوراک دارند. ۸۰ درصد از نیروی کار از شرایط ناشایست کاری برخوردار هستند. ۱۶ درصد آن ها روزانه نیروی کار خود را در میدان ها به فروش می رسانند. بر پایه تازه ترین آمار که شفافیت بین المللی سالانه همگانی می کند، افغانستان یکی از فاسدترین کشورهای جهان است و در شماره ۱۶۵ از ۱۸۰ کشور جای دارد.

۲۰ سال جنگ امپریالیستی کشور را ویران کرده است. جنگ – به رهبری ایالات متحده و ناتو – اقتصاد را نابود کرده است و میلیون ها انسان را به کوچ و گریز از افغانستان واداشته است و کشور را به بزرگترین تولید کننده تریاک و هروئین در جهان دگرگون کرده است.

امپریالیست ها به ویژه از پشتیبانی از حقوق زنان در بیست سال دولت دست نشانده سخن می گویند، ولی هفته نامه کمونیستی پرولتاریا (Proletären) سوئد در یک گفت و گوی بلند با ملالی جویا، کنش گر حقوق زنان افغانستانی گزارش داد که زنان در بیست سال گذشته نیز زیر ستم بوده اند. خانوم جویا می گوید که ایالات متحده به بهانه ی  شرایط ناگوار زنان در زمان طالبان افغانستان را به زیر فرماندهی خود در آورد، ولی راستش این است که در این زمان بیست ساله، زنان، به ویژه در روستاها، به همان اندازه زمان طالبان زیر ستم بوده اند.

چرا امپریالیسم افغانستان را به طالبان سپرد؟

امپریالیسم آمریکا در زمان ریگان نقشه براندازی دولت سکولار و ”چپ” را با پشتیبانی پولی، جنگ افزاری، رسانه ای از واپس گرایان اسلامی برنامه ریزی کرده بود. اکنون دوباره به نقش آفرینی این گروه نیاز دارد تا بتواند همه ی توان خود را در برابر نمو اقتصادی جمهوری خلق چین سازماندهی و بسیج کند. پاکستان هم برای رویارویی با هندوستان به طالبان در افغانستان نیازمند است (همین امروز (۲۱ آگوست) گزارش ربایش ۱۵۰ شهروند هندی از سوی طالبان را خوانده ایم.).

امریکا برای آمادگی در رویارویی سرنوشت ساز با جمهوری خلق چین نقشه خود را دگرگون کرده است و به نوکران ارگ‌نشین‌اش فرمان پس نشینی داد، تا لشکر نادانی بر شهرها چیره و بر جان و زندگی مردم فرمان روا شود. هزاران کشته و زخمی، جور و چپاول و به آتش کشیده شدن دارایی و خانه‌های مردم، دربدری صدهاهزار خانواده برآیند کنونی فرمانروایی تاریک اندیشان طالبان بوده است. رژیم پوشالی که به دستور امریکا روی کار آمده بود، مردم را دست‌بسته به این گروه ددمنش سپرد.

سیاست راهبردی آمریکا برای نبرد با پیشرفت جمهوری خلق چین آن را به گفت و گوی دوباره و سازش با گروه طالبان واداشت. در زمان  کوتاهی “جمهوری اسلامی افغانستان” دست نشانده به سرکردگی اشرف غنی از هم پاشید و دستگاه دولتی و جنگ افزارهای پیشرفته را به فرمان امپریالیسم به دست طالبان داد.

بدین گونه نمی توان هیچ تردید در این داشت که امپریالیسم آمریکا و متحدان غربی و منطقه ای آن ها برای کندکردن روند چندقطبی شدن نیروی اقتصادی و نظامی جهان از پیش نقشه برگرداندن طالبان را  در دستور کار خود داشته بودند.

هیچ افغانستانی نیست که نداند که افسار گروه واپس گرای طالبان در دستان آمریکا، پاکستان، عربستان سعودی، امارات و قطر است. اگر پشتیبانی پولی، ایدئولوژیک و جنگ افزاری این کشورها نبود، طالبان سال ها پیش از گرسنگی و سرما در کوهستان ها مرده بود.  به گفته رویترز، یکی از سخن‌گویان صندوق بین‌المللی پول، داشته های افغانستان در صندوق بسته می شود. این ها گوش زدی است برای طالبان است تا پای را از گلیمی که امپریالیسم پهن کرده است فراتر نگذارد.

آینده افغانستان

باز آ تا کاروان رفته باز آید
باز آ تا دلبران ناز ناز آید
باز آ تا مطرب و آهنگ و ساز آید
تا گل افشانان نگاری دل نواز آید (ترانه شهر خالی؛ امیرجان صبوری ترانه سرا و خواننده مردمی افغانستانی)

مردم افغانستان هم اکنون بیش از هر زمانی دیگر نیاز به صلح دارند. این مردم در ۴۰ سال گذشته با دشواری ها و سختی های بسیاری دست به گریبان بوده اند. ولی پیروزی طالبان پایان این رنج ها نیست بلکه پدید آوردن زخم های نوینی بر تن کم توان این کشور درمانده است.

سربازان طالبان تفنگ های خود را به زمین نمی‌گذارند. نیروی اوباش گری که با زبان آتش سخن می گوید، بی تفنگ خود را کر و لال می بیند. ساختار اقتصادی- اجتماعی افغانستان از پس مانده ترین ساختارهای جهان است.  طالبان پیروزی خود را وام دار نظام فئودالی و کدخدایی قبیله ای می داند و به هیچ گاه خواهان پیش رفت اقتصادی و بنیان گزاری یک طبقه نیرومند کارگر و لایه های میانی شهری نیست. طالبان خواستار آن است که با پایین نگه داشتن تکامل نیروهای مولده سطح آگاهی توده های مردم را تا مرز نادانی نگه داشته باشد. طالبان از برای جایگاه طبقاتی و قومی دینی خود نمی تواند پیام آور خوبی و پایداری باشد. طالبان نمی تواند یک کشور یگانه اقتصادی- اجتماعی نظامی و سیاسی و فرهنگی بسازد. طالبان نمی تواند فراهم کننده یگانگی ملی و هوادار یک پارچگی افغانستان باشد.

”چپ” های کشور برادر ما، باید خود را برای یک جنگ آرام و بلند زمان آماده کنند. پیروزی در این جنگ بسته به شکیبایی نیروهای ”چپ” در آموزش، آگاهی رسانی و سازمان دهی توده ها دارد. راه نجات توده های رنج بر افغانستانی در سازماندهی کارگران، کشاورزان بی زمین و نیروهای جوان و زنان سکولار است. ”چپ” ها باید به مردم میهن دوستی که ”چپ” نیستند بیاموزند که واپس گرایان هم دست امپریالیست ها هستند و هیچ امیدی به آن ها نیست. این یک نبرد چند ساله نیست بلکه نهالی است که چند دهه باید چشم به راه میوه چینی آن بود.    

پایان سخن

همان گونه که روزنامه مارکسیستی بریتانیا ستاره  بامداد (Morning Star)، می نویسد هیچ یک از جنگ های ویران گری که ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ به راه انداخته بود به راستی پیوندی با نبرد با واپس گرایان اسلامی نداشت. امپریالیسم آمریکا همیشه از کمک واپس گرایان اسلامی برای رسیدن آماج های خود خشنود بوده است. امپریالیسم آمریکا دیکتاتوری صدام حسین عراق و دولت قذافی لیبی را سرنگون کرد با این که هر دو رژیم بسیار بر ضد جهادگران رادیکال اسلامی جنگیدند و آن ها را سرکوب کردند. ایالات متحده و دوستانش تلاش کردند که تا دیکتاتوری سکولار بشر اسد را واژگون کنند و دیکتاتوری اسلامی رادیکال را به جای آن بنشانند. 

دولت های پوشالی که با پشتیبانی امپریالیسم بر سر کار می آیند ببرهای کاغذی هستند که با وزش بادی درهم می ریزند. دستگاه دولتی و ارتش افغانستان که سال ها از سوی سازمانهای جاسوسی، امنیتی آمریکا و ناتو آموزش دیده بودند با نخستین شلیک طالبان گریز را بهتر از نبرد دانسته اند و همه ی جنگ افزاری های خود را به طالبان داده اند. دست اندرکاران دزد و بی شرم دولتی چمدان های خود را پر از دلارهای بادآورده کرده و به کشورهای همسایه و یا عربی و ترکیه گریز کرده اند.

بیرون رانده شدن نیروهای نظامی امریکا یک رویداد تاریخی و نشان گر آغاز روند پایانی امپریالیسم آمریکا نیز است. امپریالیسم مانند گذشته توانایی جنگ در جبهه های گوناگون را دیگر ندارد. مانند شکست در ویتنام برون رفتن امریکا با سرافکندگی و خواری از افغانستان نشان دهنده ضربه به فرمان روایی نظامی آمریکا در جهان است. دوستان غربی امریکا در گیجی و ناباوری به سر می برند، شگفتی سران این کشورها تا به آن اندازه است که تلخی خود را از این کار امریکا نمی توانند پنهان کنند. مردم این کشورها به درستی می پرسند که آیا کشورشان در آینده باید از سیاست برون مرزی ایالات متحده جدا شود و راه مستقلی را برگزیند. 

ولی همان گونه که حزب کمونیست متحد روسیه می نویسد هنوز زود است که بگوییم ایالات متحده در افغانستان و آسیای میانه شکست خورده است. نیروهای ویژه آمریکا از پایگاه های خود در پاکستان  هم چنان می توانند در درون مرزهای افغانستان با پهپادی ها به انجام کارهای جنگی بپردازند.

”چپ” ایران باید از این رویداد برای روشن گری در باره ی راست های هوادار یورش امپریالیستی به میهن ما سود جوید. ”چپ” میهن ما باید سرنوشت مردم کشور همسایه ما را به پرچمی برای نبرد هم زمان ضددیکتاتوری مذهبی و ضدامپریالیستی دگرگون کند. ”چپ” ایران باید از این رویداد برای رسوا کردن  هواداران امپریالیسم  بهره جویی کند.

3 Comments

  1. Mohsen

    سیامک دلاور که یک تنه این چراغ را دراین روزگار توفان زا روشن نگهداشته سپاس گزارم لیکن رفیق عزیز هنوز زود است که در باره طالب های جدید نظر داد زیرا طیفی از سرسپردگان امپریالیسم تا داعش ج. ا. ایران را پوشش می‌دهد که باهم تضاد دارند لیکن ما هرگز قاتلان دکتر نجیب را تمی بخشیم بدرود

    1. سیامک

      رفیق گرامی محسن جان.

      با سپاس فراوان از دلگرمی.
      راه روان حقیقت چراغ نبرد را همیشه روشن خواهند نگه داشت، اگر هم نه در این جا، در جای دیگر.
      رفیق گرامی فرهاد که سخت بیمار است، درودهای گرم به همه ی رفیقان در رزم می رساند. بیماری تن، روان پرشور و سر انقلابی او را کم توان نکرده است. رفیق فرهاد می گوید: رفقا من مریضم، ولی مبارزه ادامه دارد!

      حق با شماست. باید با شکیبایی رویدادهای افغانستان را دنبال کرد.

      با درود فراوان رفیق جان
      پیروز باشید

  2. aby

    بادرود به رفیق عزیز سیامک وآرزوی سلامتی برای فرهاد بزرگوار، سیامک جان به فرهاد بگو برایمان بمان وبا بیماری مبارزه کن که میهن به امثال شما محتاج است. درمورد گروه واپسگرای طالبان من فکر میکنم باید منتظر آینده شد. درست است که با رایزنی آمریکا، پاکستان و… شرایط به نفع طالبان مرتجع دگرگون گردید ولی از نظر نباید دور داشت که عقب نشینی و فرار آمریکا از افغانستان گامی هرچند کوچک درجهت ارتقاء جنبش مردمی وضد امپریالیستی در منطقه خواهد بود. روحیه پیروزی وتقویت این روحیه درمیان طالبان و هوادارن این گروه سبب خواهد شد که در آینده ای نزدیک جناح بندی هاو تضادهای نهفته در این گروه آشکار گردد وما به شکلی شاهد نوعی مبارزه طبقاطی در درون جامعه افغان وانعکاس آن در حاکمیت طالبانی خواهیم بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *