“رئیسی”، تیر خلاص به کله جمهوری اسلامی!

مقاله ۲۵/۱۴۰۰
۱۴ شهریور ۱۴۰۰، ۵ سپتامبر ۲۰۲۱

پیش گفتار

برخی از بررسی کنندگان و کارشناسان سیاسی می گویند که رییس جمهور “رئیسی”، واپسین تیر در کمان شکسته و ترکش پایانی در خمپاره رژیم است. اگر او نتواند کشتی به گل نشسته جمهوری اسلامی را از فرو رفتن نجات دهد، دیگری امیدی برای زنده ماندن این رژیم نیست و فروپاشی بی گمان در آینده نزدیکی پس از شکست برنامه های او، رخ خواهد داد.

بگذریم از این که سخن فراوان می توان از رژیمی گفت که شیشه جانش در دست یک آدم کُش است.

تنها بگذارید در دنباله به این بپردازیم که آیا امید به “رئیسی” برای دگرگونی های ریشه ای، یک آرزوی کژپندارانه است، یا ریشه در واقعیت های عینی جامعه طبقاتی و رویدادهای کشور دارد.  

شرایط اقتصادی

همه ی نشانه های بیماری اقتصادی، مانند بحران تولیدی، تورم و گرانی، افزایش نقدینگی و بی کاری را می توان در جمهوری اسلامی دید. اقتصاد ایران در سال‌های گذشته ۲۰ درصد کوچکتر شده و درآمد ملی سرانه در ۱۶ سال گذشته تا به این اندازه پایین نبوده است. هر چند که جمهوری اسلامی تلاش می کند که بار گناهان خود را به دوش تحریم و کورونا بگذارد، ولی حتا برخی از دست اندرکاران رژیم نیز به ناگزیر سخن از برنامه های نادرست اقتصادی می کنند. لایه های انگلی بورژوازی تنها در اندیشه پر کردن جیب های خود هستند و نقشه ی کلانی، فرای دزدی و خصوصی سازی که به سود بستگان و دوستانشان انجام می شود، برای اقتصاد کشور ندارند.   

رژیم حتا در صنعت نفت که خون سیاه در رگ های بیمار اقتصاد جمهوری اسلامی می ریزد، دچار بحران شده است.  به گزارش ایرنا، بهزاد محمدی، معاون وزیر نفت ایران در پتروشیمی، گفته است که کم بود گاز در صنعت پتروشیمی، ۲۰ میلیون دلار از درآمد کشور را کاهش می‌دهد. ما با رژیمی روبرو هستیم که نه تنها در بخش نفت، بلکه هیچ برنامه ی کلانی برای بخش کشاورزی اقتصاد خود هم ندارد. آقای مسعود لطیفیان، معاون سازمان حفظ نباتات در سازمان جهاد کشاورزی جمهوری اسلامی می گوید که  ۳۰ درصد از فراورده های کشاورزی و خوراکی کشور به دور ریخته می شود.  به دور ریختن خوردنی ها در همه ی جای جهان نادرست است، ولی در کشوری که این همه تنگ دست زیر خط تنگ دستی زندگی می کنند می توان آن را گناهی نابخشودنی خواند.  

از گرسنگی چه باید گفت و نوشت؟ کالاهای خوردنی به آن اندازه گران شده است که سفره های رنج بران و کم داران بیش از گذشته تهی شده است. به گزارش ایسنا، آقای سید محمد میررضوی  دبیر سندیکای صنایع کنسرو ایران، از تهی شدن سفره تنگ دستان از تُن ماهی سخن گفت. از دلیل های بنیانی گرانی تُن ماهی، افزایش ۶۰ درصدی بهای (قیمت) رب گوجه فرنگی و زدایش (حذف) ارز دولتی برای خرید آن است. خود رژیم جمهوری اسلامی «میانگین نرخ تورم کشور را در مرداد ماه نزدیک به ۵۰ درصد» خواند و در برخی از شهرها حتا بالاتر از پنجاه درصد. در ماه‌ها و هفته‌های گذشته راه پیمایی و گردهم آیی کارگری بسیاری در برخی از شهرها برای پرخاش (اعتراض) به گرانی و پایین بودن دست مزدها انجام شده است.

آش به آن اندازه شور شده است که حتا رییس جمهور و وزیر صنعت، معدن و تجارت گرانی را از چالش هایی دانستند که دولت نوین باید برای آن چاره ای بیابد.

هم زمان با این گرسنگی مردم ما، گوشت شتر مرغ تولید شده در کشور به کشورهای همسایه فروخته می شود. بر پایه گزارش بانک مرکزی، نقدینگی در شهریور امسال در هم سنجی با همین ماه در سال گذشته افزایشی بیش از ۳۶ درصد داشته است. این همان نقدینگی است که دارایان برای خرید میوه های پرنما، پرشکوه از دیگر کشورهای جهان و خوراک سگ و گربه از فرانسه به کار می برند. افزایش نقدینگی می تواند مایه افزایش تورم و گرانی بیشتر کالاها و خدمات شود.

هنگامی که هر هم میهن ما می داند که بخش بزرگی از هم میهنان ما بی کار هستند، رژیم جمهوری اسلامی بی شرمانه نرخ بیکاری در کشور را نزدیک به ۹ درصد می داند. اگر چه که همین ۹ درصد بی کاری بیش از اندازه است، ولی مرکز پژوهش‌های خود مجلس نرخ بیکاری را ۲.۵ برابر آمارهای دولتی دانست. مرکز آمار ایران در تازه‌ترین گزارش خود نوشت که در سال گذشته شمار کارداران  بیش از یک میلیون تن کاهش یافته است.  

جمهوری اسلامی نه تنها با بی‌برنامگی، بخش بزرگی از هم میهنان ما به ویژه تنگ دستان را به  گرسنگی کشاند، بلکه توان فراهم کردن شرایط شایسته برای تندرستی روانی و تنی هم میهنان ما را نیز از دست داده است.

به گفته خود رژیم، شمار جان باختگان بیماری کورونا نزدیک به ۱۱۰ هزار تن است.۳۰۶ شهر کشور به رنگ سرخ هستند. تنها ۹ میلیون ایرانی دو دُز واکسن زده اند. نداشتن واکسن به بسته شدن بسیاری از جایگاه های واکسن زنی به‌ ویژه در شهرهای استان‌های اصفهان، اردبیل، کرمانشاه، خراسان جنوبی شده است. با این همه، این دروغ گویان نبرد با این بیماری همه گیر را پیروزمندانه می خوانند.

بیش از ده سال است که ماده مخدری با دسترسی آسان و ارزان به نام “کِمیکال” که مایه روان‌گردانی می شود در میان نوجوانان ۲ تا ۱۴ دست به دست می‌شود. از پیامدهای ناگوار این روان گردان، افسردگی و گوشه‌گیری نوجوانان است. خانواده ها زیر فشار اقتصادی و روانی رژیم از هم پاشیده می شوند. به گزارش ایرنا، محمود علیگو، رئیس اورژانس اجتماعی ایران گفت که درگیری خانوادگی، همسرآزاری و کودک‌آزاری افزایش یافته است. وی دلیل آن را تنگ دستی و بیماری روانی می داند.

خلق های زیر ستم

بخشی از برنامه ضدخلقی رژیم پایین نگه داشتن توانایی اقتصادی استان های غیرشیعه، هم چون کردستان است. به گزارش روزنامه های خود جمهوری اسلامی، شش استان مرزی در میان ۱۰ استان با بیشترین نرخ بیکاری هستند و در این میان نرخ بیکاری در استان کُردستان دو برابر نرخ بیکاری کشور است. میهن ما با این همه سرچشمه های زمینی، کارگر به کشورهای همسایه برای کار می فرستد. به گزارش خبرگزاری کار ایران، ده تا پنجاه هزار کارگر ایرانی در کردستان عراق در شرایط بسیار سخت کاری، کار می کنند. همه ی دولت های جهان حتا از کم توان ترین دولت ها هم چون فیلیپین از هم میهنان کارگر خود در دیگر کشورها پشتیبانی می کنند، ولی رژیم ایران نه تنها بخش بزرگی از مردم را به ناگزیر به کوچ کردن و کار کردن در برون از مرزها واداشت، بلکه هیچ تلاشی هم در راه دستیابی به حقوق آن ها انجام نمی دهد. حتا سندیکای کارگری کردستان عراق خواهان رسیدگی به شرایط دشوار کاری این گروه شده است.    

رییس انجمن صنفی کارگران ساختمانی مریوان و سروآباد آقای صدیقی به درستی می گوید که “وضعیت کار در استان کردستان” از دلیل های بنیانی کوچ نیروی کار به کشور همسایه است.

نیمی از باشندگان چابهار با حاشیه‌نشینی زندگی  خود را می گذرانند و دست رسی به  آب و برق و راه ندارند. حتا رییس جمهور از ترس خشم مردم سرزده به دیدار آن جا رفت. چابهار به دریای عمان و اقیانوس هند راه دارد و نزدیک به مرز پاکستان است و این شهر می توانست با یک برنامه درست در زمینه پهلوگیری کشتی‌های اقیانوس‌پیما و شاه راه شدن برای بازرگانی با بیش از یک سوم جهان (پاکستان، هند و چین) نقش بسزایی در اقتصاد کشور داشته باشد که هم زمان مایه بهبودی زندگی مردم خود این شهر هم می توانست بشود. 

طبقه های رنج بر

آموزگاران و دیگر فرهنگیان با جنبش پرخاشی (اعتراضی) با شکوه خود، در دورانی که فرماندهی دستگاه دولتی در دست آقای روحانی بود، توانستند به پیروزی بزرگی برای همسان‌سازی دست مزد خود دست یابند و شکاف را با دیگر کارمندان دولت کم کنند. ولی هم اکنون سید مسعود میرکاظمی، رییس سازمان برنامه و بودجه در گفت وگو با سیمای جمهوری اسلامی ایران می گوید که “همسان‌سازی حقوق معلمان در دولت روحانی خلاف قانون بود” و به همین دلیل دولت با ١٨٠٠ میلیارد تومان کسری بودجه روبرو شده است.  او بی آن که شرم کند می خواهد که “جلوی بی‌انضباطی” را بگیرد و دست مزد آموزگاران را به اندازه گذشته دوباره پایین آورد.

برخی از نمایندگان هوادار “رئیسی” مانند الیاس نادران و مهدی طغیانی، آشکارا می گویند که بالا بردن دست مزد کارگران و بازنشستگان مایه افزایش تورم‌ در کشور می شود.

آن ها این گونه می گویند که گویا افزایش دست مزد، نقدینگی را افزایش می دهد و به دین گونه تورم افزایش می یابد. نخست این که افزایش نقدینگی که دست مزد بیش تر کارگران می آفریند را نمی توان در برابر پول سازی میلیارد دلاری ازمابهتران سنجش کرد. دوم این که افزایش نقدینگی، هنگامی تورم می افریند که افزایش درخواست (تقاضا) با افزایش پیش آورد (عرضه) هم راه نباشد.

نیازی به گفتن نیست که دست مزد کارگران به آن اندازه نیست که حتا دوبرابر کردن آن تورم زا باشد. بسیاری از کارگران که با شکم گرسنه شب را به پگاه می رسانند، با نسیه کاری زندگی را می گذرانند.

سخنان و برنامه های وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی، آقای حجت الله عبدالملکی هر تردیدی را در باره برنامه ضدکارگری این دولت را از میان خواهد برداشت. وزیرِکار نورسیده هیچ سخنی از خواست های کلیدی کارگران نگفته است.

از خواست های بنیانی کارگران می توان از امنیت شغلی، از میان برداشتن پیمان کاری، افزایش دست مزد، ایست و برگشت خصوصی سازی، سندیکاهای آزاد، پرداخت بدهی‌های دولت به سازمان تامین اجتماعی کارگران ووو نام برد، ولی آقای وزیر انگار این که در دنیای دیگری، بسیار جدا از زندگی کارگران زندگی می کند و خواندن پیشنهادهای او انسان را به این تردید می اندازد که آیا او هیچ گاه با کارگری گفت و گو کرده است و یا هیچ گاه سفره کارگری را هنگام شام دیده است.

ایشان می خواهد زیر پرچم بهبودی قانون کار و تامین اجتماعی مزد توافقی و منطقه‌ای را قانونی کند و گویا ایشان بر این باور است که دولت نباید در گفت و گوی میان کارگران “آزاد” با کارفرمایان “مسلمان” در باره ی دست مزد پادرمیانی (دخالت) کند.

نقشه های خانه سازی برای تنگ دستان و لایه های میانی هنوز برنامه ریزی نشده، با دشواری روبرو شده است. علی آقا محمدی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران می گوید که هر گونه ساخت‌وساز باید با درخواست (تقاضا) مردم و بازار هم آهنگ باشد. او می گوید که از یک سوی کشور با “جولان خانه‌های خالی” و از سوی دیگر با نبود توان خرید و وام‌های نادرخور برای خرید خانه روبرو است. او می پرسد که آیا طبقه های پایینی می توانند درجا ۴۰۰ میلیون تومان پول از پیش بیاورند و بپردازند؟ 

فساد اداری و قانون گریزی

برخی ها از زندگی “ساده” “رئیسی” سخن می گویند که گویا به او شور و توان نبرد با رانت خواری و دوست بازی ووو می دهد. برخی ها هم پیشینه او را در قوه قضایی دلیل توانایی او، برای افسار زدن به نیروهای خودسر امنیتی می دانند.

باج گیری، باج دهی و باج خواهی سراسر این رژیم پوسیده و چرکین را فرا گرفته است و در باریک ترین و تاریک ترین تاروپود آن رخنه کرده است. دولتی که گویا برنامه دارد تا با پوسیدگی و تباه (فساد) در جامعه به ویژه در نهادهای دولتی نبرد کند، به گزارش خبرگزاری ایلنا به آزادی آقای میرعلی اشرف عبدالله پوری حسینی، رییس پیشین سازمان خصوصی سازی، می پردازد که دادگاه خود جمهوری اسلامی، برای نقش او در روند خصوصی سازی کارخانه های دولتی، برای ایشان ۱۵ سال زندان بریده بود. باید یادآوری شود که این آقا واگذار کننده شرکت ماشین‌سازی تبریز، نیشکر هفت‌تپه، کشت‌وصنعت مغان، هپکو، آلومینیوم المهدی، پالایشگاه کرمانشاه، به بخش خصوصی‌ بوده است که نمایندگان خود مجلس جمهوری اسلامی نیز آن را «از اقدامات پر ابهام» خوانده بودند.  نمونه دیگری از نهادهای چرکین جمهوری اسلامی، شهرداری تهران است که کنام بسازوبفرشان و زمین دزدان و زمین فروشان شده است. مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران علیرضا زاکانی را شهردار تهران کرد. اگر چه که بسیاری از شهروندان تهرانی از «فشار و باج‌گیری» دسته زاکانی آه و ناله کرده بودند و به دست اندرکاران نامه نوشته بودند، ولی داد و فریادهای آن ها کارساز نشد. 

ما هم چنین در رسانه های کشور می خوانیم که نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران روز چهارشنبه ۱۰ شهریور ۵ شهروند کُرد نقده را دستگیر کردند و در جای ندانسته ای آن ها را پنهان کرده اند. جمهوری اسلامی سرمایه داری چون که روبنای دینی دارد، خواست و توان فراهم کردن امنیت شهروندی را که نگین انگشتر نظام های بورژوازی است ندارد. کارهای فراقانونی هم چون آدم ربایی و دست گیری بی دلیل، هم چنان از سوی ارگان های امنیتی انجام می شود. هنوز جمهوری اسلامی نتوانسته است و هرگز هم نخواهد توانست که زندگی آرام و بی ترس مردم را در برابر نیروهای ددمنش و افسارگسیخته امنیتی خود پایندانی (تضمین) کند.

چه باید کرد؟

شوربختانه، ما هنوز هم “چپ”هایی داریم که رژیم دیکتاتوری را پند می دهند و امید به در پیش گیری راه رشد اقتصادی غیرسرمایه داری از لایه های انگلی بورژوازی میهن ما دارند. این دوستان هم روبنای ولایی و هم زیربنای سرمایه داری رژیم را، جدا از طبقه ها و نبرد طبقاتی در درون جامعه و بر پایه میل و اراده این و یا آن دست اندرکار در رژیم بررسی می کنند.   

راستش این است که جمهوری اسلامی مانند گذشته نمی تواند فرمانروایی کند و ستم دیدگان جامعه ما نیز نمی خواهند مانند گذشته زندگی کنند. شرایط عینی انقلاب بر پا است. جمهوری اسلامی سال های پایانی خود را می گذراند. بنا بر این، سخن از این نیست که آیا جمهوری اسلامی واژگون می شود یا نه.

سخن هم اکنون از تلاش راست گرایان درون، پیرامون و برون رژیم از نگه داری زیر بنای سرمایه داری پس از سرنگونی رژیم ولایت فقیه هست. این دسته های ناهمگون می خواهند با هم کاری هم، زیر بنای سرمایه داری جمهوری اسلامی را نجات دهند. آن ها خواهان بارانی هستند که چرک های ولی فقیه را بشوید، ولی آلودگی های سرمایه داری را نگه دارد.

در برابر گردان نیرومندی که نیروهای راست، از تاج زاده، زیباکلام، فائزه هاشمی از یک سو و هواداران ریز و درشت امپریالیسم در برون از کشور از سوی دیگر ساخته شده است، تنها یک گردان یگانه و هم گام “چپ” که منافع کارگران و رنج بران، خلق های زیر ستم و آزادی خواهان را برجسته تر از منافع فرقه ای خود می داند می تواند پیروز شود.

 “چپ” ها باید خواهان سیلابی باشند که سرمایه داری را همراه با ولی اسلامی اش از میان بردارد. “چپ”ها بیش از پیش به یک جبهه متحد و یگانه ای نیاز دارند، تا  بتوانند شرایط ذهنی انقلاب را با سازمان دهی سیلاب خشم توده ها فراهم کنند.

پایان سخن

همان گونه که دیده ایم، چالش هایی که میهن ما با آن روبرو است، ریشه ای تر از آن است که بتواند با جابجایی رییس جمهورها حل شود. یکی از بزرگترین دشواری هایی که میهن ما با ان روبرو است، پیامدهای پیاده کردن چندین دهه اقتصاد نئولیبرالیستی است. ما نشانی از راه اقتصادی غیرسرمایه داری در این دولت نورسیده نمی بینیم. وارونه، برنامه های پیش گزاری شده تا کنون نشان از دنبال کردن سیاست های ویران گر اقتصادی نئولیبرالیستی دارد.

راست ها این گونه می گویند که گویا نظام اقتصادی میهن از رانت خواری، دوست بازی، باج دهی و باج گیری رنج می برد. راست ها با شگردهای فراوانی این گونه وانمود می کنند که گویا کم توانی اقتصادی کشور، به دلیل اقتصاد “سوسیالیستی نما”ی آن است، ولی راستش این است که مناسبات سرمایه داری با همه ی ویژگی های خود در جمهوری اسلامی، ژرف و گسترش یاقته است. دولت های کم توان، دلیل ناتوانی بورژوازی ایران در چاره جویی برای چالش های میهن است و نه به دلیل غیر سرمایه داری بودن نظام اقتصادی.  

در هم سنجی با دیگر دولت های سرمایه داری، ویژگی دولت جمهوری اسلامی در مذهبی بودن آن است و نه در سرشت سرمایه داری آن. در درون چهارچوب نظام جمهوری اسلامی، طبقه سرمایه دار کوچک ولی نیرومند، خودکامه، زورگو، سنگدل و فرمانروا، در برابر طبقه بزرگ و زیر ستم طبقاتی کارگران و مزدبگیران ایستاده است. در این تردیدی نیست که همه ی لایه های بورژوازی انگلی برای پاسبانی از منافع طبقاتی خود هم گام هستند و دیگر طبقه ها، لایه های اجتماعی و خلق های گوناگون را زیر ستم نگه می دارند و هر شورشی را سرکوب می کنند.    

برخی ها روبنای ولایت فقیهی و زیربنای سرمایه داری جامعه را جدا و فرا از ساختار طبقاتی می بینند و برای همین در آرزوی برآورده شدن خواست های رنج بران و خلق های زیر ستم از سوی این و یا آن تن در دستگاه فرماندهی جمهوری اسلامی هستند. دیر زمانی است که کار جمهوری اسلامی از این کارها گذشته است.   

دیگر، نه می توان ولایت فقیه را با پند به راه راست رهنمایی کرد و آزادی را از او گدایی کرد و نه می توان از لایه های انگلی بورژوازی خواست که در راه منافع کارگران و دیگر ستم دیدگان گام بردارند.   

شرایط عینی انقلاب آماده است، باید شرایط ذهنی را فراهم کرد.

زمین انقلاب آماده شخم زنی و دانه کاری “چپ” ها است.

*****

یادداشت: در این نوشته همه ی نیروهای کارگری، سوسیالیستی و کمونیستی که خواهان رشد اقتصادی غیرسرمایه داری هستند،”چپ” خوانده شده اند. 

2 Comments

  1. Mohsen

    درود وصد درود به سیامک دلاور
    سیامک گرامی دقیق ژ وین ۸۰ درزمان کارترامریکا وارد افغانستان شد رفیق شهید مادکتر نجیب که قاتلان دوباره بازگشته اند دکتر محیط ضد امپریالیسم می خواند ‌حزب پر افتخار ما رافریب خورده می خواند
    به قول فردوسی بزرگ «بد آیین بد کیش خوانی مرا. منم شیر نر میش خوانی مرا»
    یکی نیست به آقای دکتر به گوید معما چو حل گشت آسان شود خمینی برامواج توده های انقلابی سوار شد
    زنده یاد کیانوری علم غیب که نداشت و اتحاد شوروی از داخل ‌خارج تحت فشار بود تا مستی توده‌ای فرونشست که کار از کار گذشته بود وبه قول شما سرمایه داری انگلی ایران را به روز امروز رساند
    از مقاله زیبای شماحظ کردم
    پاینده باشی بدرود

  2. Mohsen

    درود بر خوانندگان ‌کلیه رفقا امریکا درژوین۷۹ وارد افغانستان شد قبل از اینکه اتحاد شوروی به درخواست حکومت دمکراتیک وارد شود وبرژنسکی ملعون برایش ویتنام بسازد با عرض معذرت بدرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *