انتخابات نروژ؛ گریز از گرگ نئولیبرالیسم و پناه بردن به آغوش روباه ی سوسیال دموکراسی!

مقاله ۲۷/۱۴۰۰
۲۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۱

پیش گفتار

دانشمندان آب و هوا در سیسرو می گویند که اگر همه ی سرچشمه های نفت و گاز و زغال سنگ را تهی کنیم، پراکنش CO2 (دی‌اکسید کربن) دو برابر خواهد شد. در ماه اوت، سازمان ملل گزارش بسیار نگران کننده ای در باره ی دگرگونی های آب و هوایی  پخش کرد – که نشان می دهد که گرمای زمین تا سال ۲۰۳۰ ۱٫۵ درجه افزایش می یابد.

نروژ هفتمین کشور بزرگ فروشنده گازهای گلخانه ای در جهان است که مایه دگرگونی های آب و هوایی شده است. سازمان ملل در گزارش خود در زمینه حقوق بشر و محیط زیست به نروژ سفارش کرد که به آغاز برچیدن صنعت بزرگ نفت و گاز خود بپردازد.

دولت پیشین نروژ کاوش برای نفت و گاز بیش تر و سرمایه گذاری در این رشته را بسیار گسترده تر کرده بود. برایند این سیاست این بود که  سرمایه گذاری ها در رشته های نفتی ۶ تا ۷ برابر بزرگ تر از سرمایه گذاری ها در صنعت های دیگر بوده است. هم اکنون نزدیک به دویست هزار تن در رشته های نفتی گازی کار می کنند. برای همین هم بی معنی است که نروژ به دنبال نفت و گازی رود که تولید آن در ۱۰ تا ۱۵ سال آینده آغاز خواهد شد، یعنی زمانی که جهان پراکنش سالانه گازهای گلخانه ای را می خواهد نیم امروز کند.

برای همین دوری گرفتن از صنعت نفت جستار بنیانی انتخاباتی بوده است و در کنار آن “چپ” ها نبرد با نابرابری اجتماعی را نیز توانستند که در دستور روز بگذراند.

بگذارید که در دنباله به بررسی جستارهای انتخاباتی و دیدگاه حزب ها، هم سنگی نیروها پس از انتخابات، و سرنوشت آینده این کشور بپردازیم.

زمینه ها و جستارهای نبرد انتخاباتی

دولت محافظه کار در هشت سال گذشته سیاست افزایش نابرابری را دنبال کرد و به چالش های آب و هوایی نپرداخت.

اگر چه که نروژ در هم سنگی با دیگر کشورهای جهان دارای شکاف طبقاتی کم تری است، ولی جای نگرانی است که نابرابری هم چنان در نروژ رو به افزایش است. در باختر (غرب) اسلو، میانگین زیوش (عمر) مردم ​​پنج سال بیش تر و در آمد آن ها ۵۰ درصد بیش تر از همسایگان خود در خاور (شرق) اسلو است. زن و مرد گدا و معتادان جوان، روسپی ها و الکلی های نوجوان را در بخش های گوناگون اسلو، یعنی در پای تخت یکی از پول دارترین کشور جهان به آسانی می توان دید. بیش از ۴۲۰۰۰ تن در اسلو زیر خط فقر زندگی می کنند. ده درصد پول دار نروژ هر روز پول دارتر می شوند و هم زمان بر شمار کسانی که زیر خط نداری می زییند افزوده می شود. برای نمونه گزارش پژوهشی Nova در’Ungdata 2017’ نشان می دهد که جوانان لایه های بالایی جامعه دوبرابر جوانان لایه های پایینی در ورزش گاه ها ورزش می کنند. پروفسور آسه استرانبو (Aase Strandbu) از آکادمی ورزش نروژ در اسلو می گوید که افزایش هزینه ها برای شرکت در ورزش و گرانی ابزار ورزشی  و خصوصی سازی بخش هایی از ورزش، کودکان، نوجوانان و جوانان از خانواده های تنگ دست را از ورزشگاه ها به دور می کند.   

با این همه تنها حزب سرخ و حزب چپ سوسیالیستی به این جستار در انتخابات پرداختند.

انتخابات در باره ی صنعت نفت، آلودگی آب و هوا و گرمایش زمین و نیز نقش نروژ در گذار به انرژی سبز بوده است – دولت در  سال گذشته درآمد مالیاتی ۱۰۰ میلیارد کرون از صنعت نفت  داشته است. ۴۰ درصد درآمد صادراتی نروژ از نفت و گاز فراهم می شود. صنعت نفت و گاز بیش از اندازه نیرومند است، نزدیک به دویست هزار نروژی در این بخش کار می کنند و نزدیک به ۲۵ درصد از درآمد دولت از این بخش فراهم می شود.

با این همه تنها حزب سرخ (Rødt)، حزب چپ سوسیالیستی (Sosialistisk Venstreparti) و حزب محیط زیست (Miljøpartiet De Grønne) به این جستار در انتخابات پرداختند.

در زیر خیلی کوتاه به بررسی دیدگاه های نیروهای “چپ” و “سبز” در باره ی برابری اجتماعی و چالش های آب و هوایی می پردازیم.     

دیدگاه حزب های “چپ” و “سبز” در باره ی چالش های اجتماعی و آب و هوایی 

حزب سرخ (Rødt)

به باور این حزب، جهان نفت و گاز بیش از این که آب و هوا گنجایش آن را دارد به کار برده است. بنابراین، حزب سرخ می خواهد جلوی جستجو و پژوهش برای برداشت بیشتر نفت و گاز را بگیرد. آن ها خواهان کاهش برنامه ریزی شده کنش های صنعت نفت و گاز  هستند. هم زمان با جلو گیری از کاوش برای نفت بیش تر، آن ها می خواهند که سرمایه گذاری ها را به ساخت یک صنعت نوین سبز نروژی رهنمایی کنند که بتواند کارآفرین باشد و ارزش های فراوان در آینده بیافریند. به باور این حزب، خواسته های پیوسته برای سود و مصرف بیشتر، زمین را نابود می کند. فرزندان ما به دلیل گرم شدن کره زمین در دنیای خطرناک تری بزرگ خواهند شد. بنابراین ساخت صنعت های نوین هم راه با پشت کردن به صنعت نفت برجسته است.    

این حزب می خواهد که توان گران هزینه بیش تری برای آلودگی آب و هوا بپردازند. به باور این حزب، پول داران بیشتر از دیگران زمین و هوا و آب را آلوده می کنند. به گزارش آوکسفام، پول دارترین مردم جهان بیش از دو برابر نیمی از مردم جهان که تنگ دست دی اکسید کربن به هوا می فرستند. این حزب می گوید که میانگین  10 درصد پول دار نروژ، دو برابر میانگین  یک نروژی گازهای گلخانه ای پراکنش (انتشار) می کنند. با این همه هزینه آب و هوایی برای کسانی فرستاده می شود که کم ترین درآمد را دارند، و توان گران می توانند با کلک از پرداخت هزینه سرباز زنند.  

این حزب کودکان در مهد کودک، نوجوانان در آموزش گاه ها و سالمندان  را کاربران آسیب پذیر بخش رفاهی دولتی می داند. این حزب نمی خواهد که زمینه های اجتماعی جامعه به شرکت ها خصوصی سپرده شود، تا بتوانند از انجام این کارها سود فراهم کنند. به باور این حزب، شرکت ها به گونه فزاینده ای کنترل رفاه مردم را در دست گرفته اند، اگر چه که بودجه آن از پول مالیات فراهم می شود. سودورزی در بخش اجتماعی مایه بد شدن شرایط کاری و پایین آمدن دست مزد نیز می شود.  

به باور این حزب، شرکت هایی که در زمینه خدمت های اجتماعی کار می کنند با فروش شرکت ها، خرید خدمت های گران بها از شرکت های دیگر خود و با خرید و فروش زمین و خانه، اداره سودهای هنگفتی به جیب می زنند. حزب سرخ می خواهد که شرکت ها پیمان کار جمعی با  اتحادیه های کارگری ببندند. شرکت هایی که برای شهرداری و دولت کار می کنند باید قانون های کاری و دست مزدی را بپذیرند و اگر شرکت هایی پیشنه مالی بد دارند، نباید برای بخش همگانی عمومی کار کنند.  

به دید این حزب کارهای ناامن، و گذرا و بی معنی بسیار است. شرکت های کاریابی باید به کارآفرینی راستین و نه گذرا بپردازند. به همین دلیل است که باید در شرکت های کاریابی را بست و کارهای ساختگی و گذرا را از بخش دولتی پاک کرد. یک شبکه نیرومند کمک اجتماعی باید داشت. افزایش پول بی کاری که هنگام بیماری همه گیر کورونا انجام شد باید همیشگی شود. هیچ کسی نباید پول بی کاری را از دست بدهد، بی آن که به او کار، آموزش و یا درآمد شایسته دیگری  پیشنهاد شود. 

حزب سرخ خواهان بالا بردن مالیات بر درآمد لایه های بالایی توان گران و دارایان است. به دید این حزب، نروژ با داشتن ۱۲ هزار میلیارد دلار پول نفتی به آسانی می توانید هم دگرگونی های سبز و هم دگرگونی های اجتماعی و ریشه ای در جامعه بیافریند.  

حزب محیط زیست (Miljøpartiet De Grønne)

به باور این حزب، حزب های خاکستری هنوز می خواهند که کشور را به درآمد از نفت و گاز وابسته کنند. این حزب، خواهان جانشینی یک اقتصاد سبز به جای یک اقتصاد نفتی هستند.

به باور این حزب، نروژ به یک سیاست دلیرانه نیاز دارد که برای خوشبختی کودکان، جوانان و نسل های آینده نه تنها در نروژ بلکه در جهان از اقتصاد نفتی دوری گزیند و به اقتصاد سبز روی آورد.  

این حزب خواهان این است که نخست وزیر نو باید کسی باشد که از دنبال کردن کاوش برای نفت و گاز بیشتر در نروژ دست بردارد. به گفته خود این حزب، تنها حزبی است که می خواهد کارکنان صنعت نفت را با برنامه های دراز زمان اندک اندک از وابستگی به این صنعت برهاند و به سوی صنعت سبز که هنوز پایه گزاری نشده است بکشاند.  

حزب چپ سوسیالیستی (Sosialistisk Venstreparti)

به باور این حزب، بحران آب و هوایی و بحران نابرابری چالش های بزرگ زمان ماست. برای پرداختن به این بحران ها، نروژ باید به کشوری پیش گام در جهان در راه سازگاری اقتصاد با محیط زیست دگرگون شود.

این حزب می خواهد که در برابر مدیران و سهامداران سخت گیر باشد، تا آن ها نتوانند از پاسخ گویی خود در برابر چالش های آب و هوایی گریز کنند. این حزب خواهان کاهش پراکنش گازهای گل خانه ای است و می خواهد که از کاوش های نفتی جلوگیری شود، مالیات بر  پراکنش کربن افزایش یابد و  پول بیش تری برای سرمایه گذاری های سبز فراهم گردد.

آن ها می خواهند که کاهش های کمک های اجتماعی که دولت محافظه کار در هشت سال گذشته انجام داده را برگردانند. آن ها خواهان یک نروژ هستند که در آن پرداخت هزینه دندان پزشک کسی را به گرسنگی نکشاند، و جامعه (دولت) هنگام بیماری و بی کاری به مردم کمک کند. این حزب می خواهد که نروژ کشور برابرتری شود. کسانی که درآمد بیش تر دارند باید مالیات بیش تری از کم درامد داران بپردازند.

هم سنگی نیروها پس از انتخابات

دو حزب سیاسی سنتی، حزب کارگر سوسیال دموکرات (Arbeiderpartiet) و حزب “راست” (Høyre) که چندین دهه با جانشینی همدیگر برنامه های نئولیبرالیستی را در جامعه پیاده کرده بودند به ترتیب کاهش ۱,۱درصدی و ۴,۷ درصدی داشته اند. بدین گونه رای دهندگان به حزب های هوادار نئولیبرالیسم گوش مالی داده اند و آن ها را به سزای خوش خدمتی خود برای “سرمایه” رساندند، ولی هنوز باورشان به یک چاره جویی سوسیالیستی و سبز ان چنان نیرومند نیست که به رویارویی به بورژوازی بپردازند.  

حزب راست ۹ جای گاه خود را از دست داد و هم اکنون ۳۶ جای گاه دارد. حزب راست گرای مردم مسیحی در این انتخابات پنج نماینده خود را از دست داد. حزب نژادگرای “پیش رفت” در انتخابات (۳,۶ درصد) پس رفت کرد. یکی از دلیل های اصلی که نژادگرایان به اندازه گذشته رای نیاورده اند این است که حزب سرخ و محیط زیست توانستند که بهداشت و آموزش شکاف طبقاتی و نقش صنعت نفت را در دستور روز بگذارند. راست ها برای ساختن دولت ۶۸ نماینده کم آوردند.

حزب میانه (Senterpartiet) ، یک حزب لیبرال میانه است که از پشتیبانی شهرهای نفتی که خواهان دنبال کردن تولید نفت هستند برخوردار است. این حزب ۲۸ نماینده به دست آورده است.   

حزب کار سوسیال دموکرات به رهبری جوناس گهر استور با این که یک جای گاه از دست داد، ولی با ۴۸ جای گاه، هم چنان بزرگ ترین حزب مجلس است. باید یادواری کرد که سوسیال دموکرات ها به رهبری استور (Støre) میلیونر در انتخابات سال ۲۰۱۷، شکست سنگینی خورده و ۳,۵ درصد رای از دست داده بود. حزب کارگر – مانند حزب “راست” (Høyre) – خواهان روند آرام به سوی انرژی سبز با پشتیبانی از سوی صنعت نفت است.  

حزب چپ سوسیالیستی  ۱۳ جای گاه  را به دست آورده است. حزب سرخ در انتخابات روز دوشنبه نروژ از یک جای گاه به هشت جای گاه در مجلس (Stortinget) دست یافته است. این حزب در روزهای گذشته چندین هزار هم وند (عضو) تازه به دست آورده است. حزب سرخ برای نبرد با افزایش نابرابری و خصوصی سازی ها به انتخابات رفت. به گفته حزب سرخ این هشت جای گاه باید برای کاهش شکاف طبقاتی و در پیش گرفتن سیاست آب و هوایی دادگرانه کار کنند. حزب سرخ خواهان پیوند دیالکتیکی نبرد در درون و برون مجلس می باشد.   حزب سرخ به هم راهی جنبش ها، جنبش اتحادیه های کارگری و جنبش زیست محیطی از برون از مجلس نیز برای دگرگونی های اجتماعی کار می کند.

حزب محیط زیست تنها سه نماینده بدست آورده است.

دولت اکثریت، دولتی است که دست کم از هواداری ۸۵ نماینده از ۱۶۹ نماینده پارلمانی برخوردار است. حزب کارگر، حزب میانه و حزب چپ سوسیالیستی با هم ۸۹ نماینده دارند، یعنی اکثریت را در مجلس (Storetinget) به دست آورده اند. اگر حزب کارگر با از دست دادن یک جای گاه هنوز می تواند خود را برنده بداند، به این دلیل است که حزب چپ سوسالیستی، ۱٫۴ درصد بیش تر از پیش پیش روی کرد و  حزب میانه – حزب راست میانه – ۳٫۳ درصد بیش تر از پیش پیش روی کرد.   

بدبختانه حزب محیط زیست نتوانست با حزب سرخ جبهه مشترک انتخاباتی بسازد که نتیجه این نبود هم کاری برای سرخ و سبزهای نروژی بسیار گران بوده است. اگر هم کاری میان این دو حزب پدید می آمد، آن ها هم اکنون می توانستند نمایندگان بیش تری داشته باشند که بدین گونه دولت سوسیال دموکرات به آن اندازه به این دو حزب بستگی پیدا می کرد که به ناگزیر می بایست برخی از برنامه های آن را بپذیرد.

با هم سنگی کنونی نیروها، حزب کارگر وابسته به چپ ترین حزب یعنی حزب سرخ و یا سبزترین حزب یعنی حزب محیط زیست نیست. بدین گونه مردم نروژ و جهان بخت بزرگی را برای دگرگون های ریشه ای سبز و سرخ در جامعه و سرزمین نروژ از دست دادند. اگر هم سنگی نیروها بهتر از این می شد، انجام چنین کاری بی گمان شدنی بود، ولی با بودن یک سوسیال دموکرات میلیونر در رهبری، چشم داشت کارهای ریشه ای بی هوده است.  

بدین گونه دولت سوسیال دموکرات می تواند با بالا بردن اندک مالیات توان گران و کاهش نقش بخش خصوصی در زمینه بهداشت و آموزش “چپ”میانه را خشنود کند و هم زمان از رودررویی با صنعت نفت و گاز و دگرگونی های ریشه ای جلوگیری کند.

هم نوازی صنعت نفت با سوسیال دموکرات ها

صنعت بزرگ نفت و گاز که از پیش از گرایش ضدنئولیبرالی و سبزگرایی توده ها آگاه بود، همه ی تلاش خود را کرد تا “راست” میانه و “چپ”های میانه را جانشین دولت دست راستی کند و “چپ”های رادیکال و هواداران محیط زیست را به گوشه ای براند. و نتیجه انتخابات نشان می دهد که این کوشش بی هوده نبوده است.  

داستان سرایان سوسیال دموکرات مردم را از دوری گرفتن از اقتصاد نفتی ترساندند و با پیاده کردن یک نمایشنامه از پیش ساخته هم راه با بورژوازی نفتی این گونه وانمود کردند که بی نفت مردم بی کار می شوند و از گرسنگی خواهند مرد. سوسیال دموکرات ها همواره در پشت واژه های “چپ” دوستان سرمایه دار خود را پنهان کردند. سوسیال دموکرات ها بر این باور هستند که بخش نفت نقش کلیدی در  گذار به اقتصاد سبز بازی خواهد کرد. سوسیال دموکرات ها می گویند که شرکت های نفتی تنها شرکت هایی هستند که سرمایه و دانش به اندازه نیاز دارند، تا بخش انرژی نوینی بسازند که بتواند نروژ را به آینده ای سبز برساند. سوسیال دموکرات ها می گویند که اگر به بخش نفت فشار آورده شود، آن ها از هم کاری در این راه سر باز خواهند زد. شوربختانه، این سیاست همان پاسبانی رمه را به گرگ سپردن است.

پایان سخن

پشتیبانی گسترده مردم نروژ از دست آوردهای گذشته نیروهای پیشرو نشان دهنده این است که چرا رای دهندگان حزب “راست”، حزب “پیش رفت” و سوسیال دموکراسی را که با هر آهنگ نئولیبرالی رقصیدند مجازات کرده اند.  

حزب های راست گرا بازندگان بزرگ این انتخابات بودند، ولی شوربختانه باید گفت که جامعه با برخی از پینه دوزی ها همان راه پیشین را دنبال خواهد کرد. انتخابات نروژ یک رودررویی با نئولیبرالیسم بوده است، ولی در پایان، هم سنگی نیروها مانند گذشته به سود بورژوازی باز مانده است و یک جایگزین پیشرو جانشین نئولیبرالیسم نشده است.

هشت سال دولت بورژوا به پایان رسید و به زودی رهبر حزب کارگر جوناس گهر استور کلید ساختمان نخست وزیری را به دست خواهد گرفت. نتیجه انتخابات یک پیروزی سبز و سرخ بوده است، ولی شوربختانه، نه به آن اندازه که بتواند سیاست اقتصادی نفتی را به چالش بکشاند و یا جامعه ای برابرتر بسازد. زیرا برخی نروژی ها بر این باورند که تولید نفت تنها زمانی باید بایستد که صنعت دیگر جانشین آن به همان اندازه درآمد ساز باشد.   

دیدن این که “چپ”های میانه قایق نجات دولت سوسیال دموکرات می شوند، تا این دولت از دگرگونی های ریشه ای اجتماعی و محیط زیستی سرباز زند  بی اندازه دردناک است (البته هم وندهای حزب چپ سوسیالیستی باید شرکت این حزب در دولت را در همه پرسی بپذیرند).   

حزب سرخ نگران این است که اکثریت نوین به رهبری سوسیال دموکرات ها بخواهند به پینه دوزی ها بسنده کنند آن هم هنگامی که کشور بی اندازه به دگرگونی های ریشه ای نیازمند است.

آن چه “چپ” ایران از این انتخابات باید بیاموزد این است که یگانگی نیروهای پیش رو به چه اندازه برای پیروزی جنبش های سرخ و سبز برجسته است.

یادداشت: حزب سرخ یک حزب سیاسی سوسیالیستی و مارکسیستی است که در ۱۱ مارس ۲۰۰۷ با در هم آمیزی حزب کمونیست کارگری و اتحاد انتخاباتی سرخ (RV) و با پیوستن سازمان تروتسکیست سوسیالیست های بین المللی پدید آمد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *