سازمان شانگهای کشتی نجات نوح جمهوری اسلامی نیست!

مقاله ۲۹/۱۴۰۰
۱۱ مهر ۱۴۰۰، ۳ اکتبر ۲۰۲۱

پیش گفتار

جمهوری اسلامی با بوق و کرنا پذیرش خود در پیمان شانگهای را یک پیروزی بزرگ خواند و برخی “چپ”ها نیز آن را نشان از پیروزی خط ولایت فقیه در روی کرد به شرق دانستند. برخی ها از این هم فراتر رفته اند و این کار را نشان از دگرگونی خط اقتصادی دانستند. گویا جمهوری اسلامی با پیوستن به سازمان شانگهای، به یک اردوگاه سوسیالیستی پیوسته است. نیاز به یادآوری است که تنها کشور سوسیالیستی در سازمان شانگهای، جمهوری خلق چین است و سرمایه داری ددمنشانه در دیگر کشورهای این سازمان فرمانروا است.

همه می دانند که پس از برون رفت ایالات متحده آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و آغاز کارزار فشار به رژیم ولایت فقیه از سوی اتحادیه اروپا و  دولت دونالد ترامپ، دلبستگی جمهوری اسلامی به شرق بیش از پیش شده است.

بگذارید با هم نخست به بررسی داده ها در باره ی سازمان شانگهای بپردازیم و سپس با نگاهی به شناسه های یک نظام بیمار به بررسی این جستار بپردازیم که آیا جمهوری اسلامی را راه نجاتی است.

سازمان همکاری شانگهای(SCO)

سازمان همکاری شانگهای در سال ۲۰۰۱ از سوی جمهوری خلق چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان پایه‌گذاری شد. این کشورها هم اکنون در زمینه های گوناگونی، مانند بازرگانی، پژوهش، آموزش، انرژی، گردشگری،  محیط زیست صلح و امنیت هم کاری می کنند. دو کشور هند و پاکستان پس از سه سال چشم به راهی در سال ۲۰۱۷ به هم وندی (عضویت) پذیرفته شدند. در همان سال تاجیکستان هم وندی جمهوری اسلامی در سازمان همکاری شانگهای را نپذیرفت. ولی امسال با پذیرش همه ی کشورهای سازمان، جمهوری اسلامی پس از ۱۶ سال تماشاچی (ناظر) بودن به هم وندی همیشگی (دائمی) پذیرفته شد. چشم داشت دولت رئیسی این است که کنش های فراوان سازمان شانگهای در دامنه های اقتصادی، بازرگانی، پولی و بانکی، انرژی فشار تحریم های امریکا را بر روی رژیم ولایت فقیه کاهش دهد.   

ولی راستش این است که جمهوری اسلامی هنوز پیوستن به دو کنوانسیون پالرمو و سی‌اف‌تی(CFT) را نپذیرفت. همچنین جمهوری اسلامی در فهرست سیاه اف‌ای‌تی‌اف(FATF) (Financial Action Task Force) است که بازدارنده دادوستدهای جهانی پولی و بانکی جمهوری اسلامی می‌شود. این سازمان ها سیاست های نبرد با پولشویی و نبرد با فراهم کردن پول برای گروه های تروریستی را در دستور کار خود دارند. برای همین، هنوز بسیاری از کشورها، از میان آن ها چین و روسیه برای دادوستدهای بازرگانی و بانکی آشکار با جمهوری اسلامی سخت نگران هستند. افزون بر این، جمهوری اسلامی فرای صنعت کم توان نفت، از پایه های اقتصادی تولیدی پویایی برخوردار نیست، تا بتواند از این دادوستدها بهره برداری کند.   

سازمان شانگهای هم اکنون در برگیرنده ۴۰ درصد از باشندگان جهان و تولید کننده ناخالص بیش از ۲۰ درصد در جهان است. سایت «۹۰ اقتصادی» دادوستد میان کشورهای سازمان شانگهای را در سال ۲۰۲۰ نزدیک به ۳ هزار و ۱۱۸ میلیارد دلار دانسته است که در این میان صادرات جمهوری اسلامی به این کشورها تنها ۱۲ میلیارد و ۲۶۰ میلیون دلار، یعنی کم تر از نیم‌ درصد بوده است. بزرگ ترین صادرات جمهوری اسلامی در این سازمان  ۲.۲ درصد به  پاکستان و  ۳.۱ به قرقیزستان بوده است.  

راستش این است که این هم وندی تنها یک پیروزی نمادین (سمبولیک) است و هیچ گاه آرزوی “آرزومندان” برای نیرومند شدن اقتصاد بیمار و ناتوان و به بودی نهادهای درهم پاشیده اجتماعی جمهوری اسلامی با این هم وندی برآورده نخواهد شد.

شرایط کلان اقتصادی   

جمهوری اسلامی دارای همه ی نشانه های یک بیمار ژرف اقتصادی است. هم افت اقتصادی، کاست بودجه دولتی، هم گرانی و تورم، و هم افزایش نقدینگی در اقتصاد جمهوری اسلامی دیده می شود.

به گزارش صندوق بین‌المللی پول، اندوخته های (ذخایر) ارزی کشور در سال ۲۰۲۰ به یک سوم سال ۲۰۱۸ رسید. بانک جهانی در آمارهای تازه خود درباره اقتصاد جمهوری اسلامی می‌گوید که تولید ناخالص درون کشور در سال گذشته به زیر ۱۹۲ میلیارد دلار رسیده که به اندازه نیمی از سال ۲۰۱۷ و کم تر از یک سوم سال ۲۰۱۲ است. جایگاه اقتصادی ایران نیز از شماره ۳۱ در میان کشورهای جهان به ۵۱ افت کرده است. آمارهای بانک جهانی می‌گوید که کنش و گنجایش اقتصاد ایران پس رفت داشته است و در سال ۲۰۲۰ به اندازه سال ۲۰۰۴ رسیده است. پیمان مولایی دبیر کل انجمن اقتصاددانان ایران می گوید که تولید ناخالص درون به آن اندازه افت کرده است که به بودی آن نیازمند به ١٠ سال رویش (رشد) اقتصادی بالای ۶ درصد است. در هم سنجی با کشورهای دوروبر ما، ترکیه با ۷۲۰ میلیارد دلار، عربستان ۷۰۰ میلیارد دلار، امارات ۴۲۱ میلیارد دلار، اسرائیل ۴۰۲ میلیارد دلار، مصر ۳۶۲ میلیارد دلار و پاکستان ۲۶۴ میلیارد دلار اقتصاد بزرگ تری از جمهوری اسلامی دارند و حتا اقتصاد عراق نزدیک به اقتصاد ایران است.

کسانی که سخن از شگفتی آفرینی (معجزه) رئیسی می رانند، ژرفای چالشی که گریبان اقتصاد جمهوری اسلامی سرمایه داری را گرفته است را در نمی یابند.

مریم خزاعی، معاون بررسی‌های اقتصادی اتاق بازرگانی تهران، در بیست و ششمین نشست هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران گفت که نرخ تورم در ایران بالاتر از برخی همسایگانش است. او افزود که، نرخ تورم در ایران حدود ۵.۹ برابر تورم عراق، ۵.۲ برابر تورم پاکستان و ۲.۳ برابر تورم ترکیه است.

مسعود خوانساری، رئیس اتاق بازرگانی تهران، هم گفت درآمدها و هزینه‌های ایران با هم هم‌خوانی ندارند. وی افزود شاید کم تر از ۵۰ درصد درآمدهای کشور در پنج ماه گذشته به دست آمده باشد و دولت به ناگزیر برای پرداخت هزینه‌هایش از تنخواه‌گردان بانک مرکزی سود خواهد جست. دولت ها، همه ساله از بانک مرکزی می خواهند که پول بیش تری چاپ کند، تا برای پر کردن کاست بودجه به کار برده شود. این کار ولی نقدینگی را از  سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ بیش از دو برابر کرده است که برآیند آن افت ارزش ریال و تورم ۵۰ درصدی است.

گرانی، زندگی کارگران، رنج بران و دیگر لایه های پایینی جامعه را با دشواری های فراوانی روبرو کرده است. به گزارش ایسنا، هزینه خانواده‌ها «در تأمین کالا و خدمات»  ۴۳.۷ درصد افزایش یافته است و در این میان، سبزیجات با ۹۳.۸، شیر و پنیر و تخم‌مرغ با ۷۲.۵ و ماهی و صدف داران با ۶۹.۸ درصد افزایش بها داشته اند.

زندگی تنگ دستان

میهن ما دارای هشت درصد از سرچشمه های زیرزمینی جهان است. درآمد سالانه از این سرچشمه ها در دوران جمهوری اسلامی (برای نمونه در دوران رییس جمهوری آقای احمدی نژاد) بسیار بالا بود. با این همه درآمد، اگر کشور دارای یک اقتصاد ملی- دموکراتیک می بود، می شد برای یک در صد باشندگان جهان که در میهن ما می زیند یک زندگی شایسته، دست کم با شمار کم تری از تهی دستان و تنگ دستان فراهم کرد. ولی بر پایه آمارهای خود دستگاه ولایت فقیه، ۳۳ درصد از مردم ندار هستند و شش درصد از مردم پیوسته هر شب را با گرسنگی سر به بالین می گذارند. برای بسیاری از مردم کشور، زنده ماندن چالش بزرگ روزانه است و هم زمان چالشی که ازمابهتران با آن روبرو هستند، گزینش میان سفرهای برون مرزی به امریکا یا استرالیا ، خوراک ایتالیایی یا فرانسوی است، ساختن کاخ در شمیران یا در آنکارا و دوبی است.

گرانی آن چنان بی داد می کند و کم بودها آن چنان گسترده شده است که ۱۵ تا ۲۰ درصد سوپرمارکت‌های تهران، مغازه‌های خود را بستند. رئیس اتحادیه سوپرمارکت و مواد پروتئینی تهران آقای سعید درخشانی به خبرگزاری رکنا گفته است که افزایش بهای کالاهای مصرفی، کاهش نیرو خرید و بالا رفتن اجاره ها از برجسته ترین دلیل های بسته شدن سوپرمارکت‌ها هستند.

آقای قاسمعلی حسنی، دبیر اتحادیه بنکداران مواد غذایی، نیز به خبرگزاری ایلنا گفته است که بهای کالاهای خوراکی روزانه از  ۳۰ تا ۹۰ درصد افزایش یافته است. گرانی مانند موریانه ای تاروپود زندگی مردم را می خورد. آقای احمد حیدری، سخنگوی دانشگاه آزاد، از افزایش نزدیک به ۲۰ درصدی شهریه دانشگاه آزاد اسلامی سخن گفت. در شرایط اقتصادی بد و در نبود گوشت گوسپند و گاو و مرغ برخی از دغل کاران و نیرنگ بازان گوشت اسب و الاغ به مردم می فروشند. صادق گلزاری، رئیس اداره دامپزشکی شهر تهران به خبرگزاری تسنیم گفت که «نیم تن گوشت اسب و الاغ» در یک دامداری پیدا شد .در بازدید از یک دامداری آشکار شد که در آن  بیش از ۱۰ راس اسب و الاغ نگه‌داری می‌شد.  

روزنامه “همشهری” در هفته های گذشته گزارش غم انگیزی از شمار سال مندان در کشور و زندگی نآگوار آن ها نوشته است. سرنوشت میلیون‌ها شهروند سال خورده، اشک را در چشمان یک انسان روان می کند. کمک ماهانه یک‌سوم بازنشستگان ایران، تنها برای ۱۰ روز بس است. شمار سالمندان در کشور هر سال افزایش می یابد، ولی سامانه اجتماعی جمهوری اسلامی نمی تواند نیازهای نخستین سال مندان را فراهم کند. بسیاری از سال مندان پس از چند دهه کار و رنج، هم چنان با کمرهای خم شده و پاهای کم توان ناگزیر به کار کردن هستند.

یکی از این سال مندان به روزنامه نگار می گوید که در سال خوردگی ناگزیر شده «چند برابر دوران جوانی‌اش» کار کند. «هفته پیش ۷۰ ساله شده است. هم فشارخون و هم قند دارد و  یکبار هم سکته قلبی کرده، دکتر به او گفته نباید خودش را زیاد خسته کند، نباید خیلی گرم یا سردش بشود، آلودگی هوا برایش مثل سم است، باید برود یک جای خوش آب و هوا زندگی کند، اما مگر با حقوق بازنشستگی می‌شود این کارها را انجام داد؟ در خیابان‌هایی که طرح ترافیک نیست، مسافرکشی می‌کند.»

“همشهری” از زبان سال مند دیگری می نویسد. «۳۰سال خیاط لباس زنانه بودم، از یک جایی به بعد نه چشمم سوی دوخت و دوز داشت و نه دستم در کار با چرخ خیاطی یارم بود. با ۱۰ سال بیمه و ماهی ۳ میلیون تومن، بازنشسته شدم. دیدم ۳ میلیون را بدهم کرایه خانه؟ خرج مریضی خودم و زنم کنم؟ میوه و گوشت و مرغ بخرم برای هفته‌ای یک‌بار مهمان‌داری از بچه‌هایم؟ پول آب و برق و تلفن بدهم؟ کدامش را؟ دستفروش شدم، اول در خیابان و بعد در مترو. روزی ۸۰ هزار تومان در می‌آورم و آخر هفته‌ها هم نمی‌آیم. همان یک روز استراحت بس است و زیاد.» «‌نگرانی احمد آقا زیاد شدن لرزش دستانش است، اینکه نتواند بیاید دستفروشی و در خرج و مخارج خانه بماند. «همین الان با توقف قطار سرگیجه می‌گیرم و هر آن می‌خواهم بخورم زمین. بچه‌هایم هم گرفتاری‌های خودشان را دارند. خرج و گرانی زیاد است، توقع یا انتظاری برای کمک ندارم. من از وقتی راه رفتن را یاد گرفتم کار کردم، مطمئنم تا دم مرگم هم باید کار کنم. «

“همشهری” در باره ی پیرزنی می نویسد. چند سالی است که زیر پل عابر پیاده یکی از میدان‌های اصلی مرکز تهران لیف و اسکاچ و دستمال آشپزخانه می‌فروشد، تابستان و زمستان ندارد، او همیشه آنجاست. نزدیک به ۸۰ سال دارد و فلج شده، ولی نمی‌تواند که کار نکند، یعنی نمی‌شود.«۱۵ سالی است که جراحی کرده‌ام؛ از گردن تا کمر. دکتر گفته بود که احتمال فلج شدن هست، حالا پای چپم از کار افتاده و از همان وقت، شوهرم زن دیگری گرفت و من را هم طلاق نداد. هنوز اسمش توی شناسنامه‌ام هست، من هم مستأجرم و نزدیک دخترم زندگی می‌کنم. کار در خیابان برایم سخت و خطرناک است. ۲ بار موبایل قدیمی و خرابم را دزد برده. یکبار که به پسری اعتماد کردم تا برایم از دکه شارژ بگیرد، رفت و دیگر نیامد، اما تا وقتی دست دارم، لیف و اسکاچ می‌بافم و همین‌جا می‌فروشم. چند سال پیش سیسمونی و لباس نوزاد هم سفارش می‌گرفتم و می‌بافتم اما الان کمر و دستم خیلی درد می‌کند و دیگر توان ندارند. وقتی ساعت‌ها روی یک صندلی می‌نشینم، تمام استخوان هایم از درد می‌سوزند«.

احمد دلبری، رئیس انجمن سال مندان حتا گفته است که ۵۵ درصد سال مندان درآمدی ندارند. ایلنا می نویسد که در سیستان و بلوچستان ۷۰ درصد سالمندان زیر خط فقر روزگار می‌گذرانند و حدود ۸۸ درصد ساکنان روستاها از بیمه بازنشستگی بی‌بهره‌اند.

شرایط زندگی دیگر لایه های اجتماعی فرودست به تر از این نیست بلکه زندگی ناگوار سال مندان “مشت نمونه خروار است”.

خانه های کاغذی رئیسی

سران رژیم که در دروغ گویی و فریب کاری پرآوازه هستند، سخن های بی پایه فراوان می گویند. برای نمونه ابراهیم رئیسی، نوید گم راه‌ کننده وغیرکارشناسانه ساختن یک میلیون خانه می دهد. این سخنان یاوه تازه نیست. احمدی‌نژاد نیز در «مسکن مهر»، نوید ساختن چهار میلیون خانه را داده بود. برایند آن این بود که حتا شمار اندک خانه هایی که ساخته شده بود، آب، برق، تلفن و زیر ساخت‌های نیازمند شهری، مانند درمان گاه و دبستان و دبیرستان نداشته است.

باید به یاد داشت که خانه ساختن برای انسان ها، تنها ساختن خانه نیست، باید برای زیرساخت های آن مانند آب، برق، گاز، کودک تان، دبستان دبیرستان، بیمارستان، راه، و دیگر چیزها نیز برنامه ریزی کرد. ساختن خانه ها در آن هنگام که بهای نفت به بیش از بشکه‌ای ۱۰۰ دلار رسیده بود و جمهوری اسلامی درآمد ارزی بیش از ۷۰۰ میلیارد دلاری داشت به جای نرسید، چگونه می توان هم اکنون امید داشت که با این همه کمی پول این کار می تواند انجام شود. کارشناسان خود دولت می گویند که کاست بودجه‌ امسال به ۴۰۰ هزار میلیارد تومان خواهد رسید. پس هزینه ساختن این همه خانه ها از کجا باید فراهم شود؟  

به گزارش «تجارت نیوز» دولت ابراهیم رئیسی برای انجام این کار، باید «روزانه دو هزار و ۷۴۰ واحد مسکن» بسازد. بر پایه این گزارش، اگر این کار انجام شود، «۱۶۸۰ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور تزریق می‌شود» و اقتصاد ایران با «جهش تورم» روبرو خواهد شد. سعید محمد، فرمانده پیشین قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا، گفت که برای انجام این کار «حداقل ۵۰۰ هزار میلیارد تومان پول نیاز است» و این رقم «پنج برابر بودجه عمرانی کشور است». وی، افزود که کاربرد چنین پول هنگفت «تورم وحشتناک ۳۰ تا ۴۰ درصد بیش از نرخ تورم بالای کنونی را در پی دارد» و «چنین پولی اصلا در دسترس نیست». به گزارش  «تجارت نیوز»  تنها در سه سال گذشته بهای کالاهای ساختمانی مانند مانند فولاد، سیمان، لوله ووو بیش از ۶ تا ۷ برابر افزایش یافته است. با این نرخ تورم و ناپایداری شرایط اقتصادی، بانک ها نیز نمی‌تواند پول نیازمند مردم برای خرید خانه را به آن ها وام دهند.

به گزارش بانک مرکزی، بهای خانه در هشت سال گذشته بیش از هشت برابر شده است. تنها به این بیندیشید که در هشت سال گذشته، دست مزد رنج بران و کارگران چند درصد افزایش یافته است؟ چگونه با ایستایی ( رکود) اقتصادی و تورم ۵۰ درصدی و همچنین کاهش نیروی خرید خانوارها، خانواده های کارگری و تنگ دستان می توانند چنین هزینه هنگفتی را برای یک خانه بپردازند.

 تنگ دستان خانه ندارند، ولی هم زمان،  خانه های فراوانی تهی از انسان،  در دست ازمابهتران و پول داران است. به گزارش دنیای اقتصاد، در سرشماری سال ۹۵ نرخ خانه‌های تهی در برخی استان‌های دارای کلان‌شهر، بیش از ۱۵ درصد گزارش شد. به گزارش خبرنگار اقتصادی ایلنا، محمود محمودزاده ، معاون وزیر راه و شهرسازی دولت آقای روحانی  گفت که بیش از ۱۳ میلیون و ۴۰۰ هزار خانه شناسایی شد که نزدیک به نیمی از آن ها ، آن یعنی شش و نیم میلیون خانه تهی است. به گزارش پایگاه خبری “بااقتصاد”، نادر محمد زاده مدیر کل راه و شهرسازی استان تهران، گفت که سرشماری سال ۹۵ نشان داد که ۲٫۵ میلیون خانه در تهران تهی است.

نهادهای چرکین و آلوده جمهوری اسلامی

یکی از نشانه های پوسیدگی و درماندگی رژیم را می توان در فساد گسترده و نا کارآمدی نهادها پیدا کرد. در زیر نمونه هایی از رخنه فساد در تاروپود جمهوری اسلامی و ندانم کاری های نهادهای رژیم می آوریم.

نماینده مشهد در مجلس شورای اسلامی پس از دیدار خود از گمرک گفت که سرم‌هایی فراوانی که از آلمان خریداری شده، پنج سال است که در آن جا مانده است. برخی ها برای بالا نگه داشتن بهای سرم با دست رسی به گمرگ کشور به این کارها دست می زنند. یادآواری شود که سران دیگری از همین جمهوری اسلامی چرکین سرشت، می گویند کم بود سرم برایند تحریم است.

به گزارش ایسنا،  رییس فراکسیون محیط زیست مجلس گفت که بخشی از زمین های مشهد با پذیرش شهرداری فروخته و برج‌سازی شده است. او گفت که در این پرونده زمین‌خواری نام «برخی مقامات استانی دولت قبل» نیز دیده می شود. به گزارش ایسنا در روز جمعه ۲ مهر، سمیه رفیعی از زمین‌خواری و کوه‌خواری گسترده در جنوب مشهد سخن گفت. آیا کسی کشوری در دنیا می شناسد که در آن حتا کوه ابزار پول سازی دست اندرکاران شود؟

آتش‌سوزی در «مرکز تحقیقات خودکفایی» سپاه در غرب تهران؛ که بسیاری از کارشناسان آن را نشانه‌ ناتوانی و ناکارآمدی سیستم امنیتی ایران، به ویژه سپاه می دانند. شگفت انگیز این است که همین دستگاه امنیتی که یک هوادار ساده گروه های ”چپ” را در دورافتاده ترین روستاهای کشور شناسایی و دستگیر می کرد و می کند، در برابر جاسوسان اسراییل بسیار ناتوان هست.

ولایت فقیه که با یک چرخش قلم جلوی خرید واکسن فایزر را گرفته بود و  با این کار هزاران هم میهن ما را به گورستان فرستاد. اگر چه که او دنبال تر جام زهر نوشید و گفت واکسن به “هر طریق ممکن” فراهم شود. به گفته روزنامه های خود جمهوری اسلامی فایزر در بازار سیاه به ازمابهتران فروخته می شود. داروهای ضدکرونا مانند رمدیسیور، در بازار سیاه به بهای ۲۰ میلیون تومان به فروش می رسند. در کجای دنیا می توان چنین پدیده های چرکین و آلودگی دستگاه فرمان روایی را تا به این اندازه دید؟

در روزنامه های کشور می خوانیم که علی صحرایی، مدیرعامل شرکت بورس تهران پس از آشکار شدن کارگذاشتن چند ماینر رمزارز گیر در ساختمان بورس، ناگزیر به کناره‌گیری شد. به ارز دیجیتالی (Cryptocurrency) رمزارز می گویند. ماینر به دستگاه یا سخت‌افزارهایی گفته می‌شود که در فرایند برون آوری (استخراج) ارزهای دیجیتال به کار برده می شود. این ماینرها در زیرزمین ساختمان بورس اوراق بهادار تهران جای گذاری شده بود. در جمهوری اسلامی هم مانند همه ی کشورهای سرمایه داری برای کشاندن سرمایه به بازار بورس تلاش بسیار شده است. این کار در واپسین سال زمامداری حسن روحانی پول باختگان بسیاری را در کشور بر جای گذاشت. به سخن دیگر، ریزش‌های بورس، پس از بزرگ شدن بادکنکی بهای سهام، مایه ورشکستگی شماری از شهروندان شده بود. هیچ کشور سرمایه داری در جهان نمی گذارد که به این سادگی بنیان های کنش های بورسی آن به دین گونه آلوده شود. هنگامی کار یک کشور سرمایه داری به این جا می رسد که چرک پول سازی آن چنان در رگ های آن روان است که توان بازرسی حتا نهادهای کلیدی خود را ندارد.  این است فرجامی که جمهوری اسلامی به آن رسیده است.

محیط زیست

ایرنا می نویسد که گنجایش آب دریاچه ارومیه تنها در یک سال ۴۰ درصد و پهنای آن بیش از ۱۵۰۰ کیلومترمربع کاهش یافته است. خبرگزاری ایسنا در باره ی آلودگی میکروبی شناگاه‌های دریای خزر که از دیگر پیامدهای انباشت آشغال در ساحل این دریاچه است می نویسد. روزنامه “همشهری ” می نویسد که سم های کشاورزی و فاضلاب‌های خانگی مایه آلودگی دریای خزر هستند. پایگاه “مرور” از  بیماری آلودگی و خشک شدن تالاب انزلی که از پرآب‌ترین تالاب‌های ایران بوده است می نویسد. این تالاب با گستره (وسعت) ۲۲۰ کیلومتر مربع در غرب انزلی جای گاه تخم ریزی بسیاری از ماهیان و زیستگاه پرندگان گوناگون است. ولی آلودگی های روزافزون با ته نشینی فلزهای سنگین مس، روی، کروم، آهن، منگنز، سرب، نیکل و کادمیوم در تالاب انزلی زندگی ماهیان ارزش مند را به خطر انداخته است.

در هفته گذشته بیش از یک صد و پنجاه هکتار از جنگل‌های هیرکانی در کردکوی استان گلستان دچار آتش سوزی‌های گسترده شدند و دست اندرکاران این استان خود می گویند که کم بود سخت افزارها این آتش سوزی‌ها را بدتر کرد. سالانه۲۵ هزار هکتار از جنگل‌های هیرکانی از میان می‌رود. تابناک می نویسد که نیمی از جنگل‌های شمال تنها در ۴۰ گذشته سال نابود شده اند. چوب فروشان به آسانی و بی هیچ دردسری به بریدن درخت های باارزش و کم یاب می پردازند.

یادآوری شود که به گزارش روزنامه ابتکار جمهوری اسلامی با تولید سالانه حدود ۸۵۰ میلیون تن گاز گلخانه‌ای که آلودگی هوا و گرمایش زمین می آفریند یکی از ۱۰ کشور نخست در جهان است.   

اگر یاوه گویی سران جمهوری اسلامی را در باره ی صلح آمیز بودن برنامه انرژی هسته ای را بپذیریم، باز باید بگوییم که این یک سرمایه گذاری پرهزینه و بی خود است. جهان به سوی سرچشمه های انرژی پایدار (تجدیدپذیر) می رود و در میهن ما هزینه تولید برق هسته‌ای می تواند هم اکنون با برق خورشیدی و بادی برابری ‌کند و سرزمین ما با ۳۰۰ روز آفتابی، و با شهرها و کوهستان های باددار می تواند ده برابر نیم درصد امروز از این سرچشمه ها بهره برادری کند.   

آزادی خواه کشی

آزادی خواه کشی این رژیم دیگر بر همه آشکار است. روزی نیست که گزارشی در این باره حتا در خود روزنامه های جمهوری اسلامی دیده نشود. ما می خوانیم که “موج تازه بازداشت بهاییان توسط جمهوری اسلامی؛ شیدا تایید پنجمین بهایی بازداشت‌شده در یک هفته اخیر است” و “عزیز قاسم‌زاده، سخنگوی کانون صنفی فرهنگیان گیلان، بازداشت شد” و “مرگ یک زندانی دیگر در فشافویه؛ اجرای حکم زندان مهدی محمودیان” “دادگاه سه وکیل و دو فعال مدنی اقایان مهدی محمودیان، آرش کیخسروی، مصطفی نیلی، محمدرضا فقیهی و مریم افرافراز، روز چهارشنبه ۲۱ مهرماه، در شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مظلوم برگزار خواهد شد.” “بکتاش آبتین، رضا خندان (مهابادی) و کیوان باژن، سه نفر از تلاشگران کانون نویسندگان ایران جهت اجرای حکم حبس، به زندان اوین رفتند.”

باز هم باید گفت که این نمونه ها تنها “مشتی از خروار” است.

پایان سخن

بارها گفته شده است که جمهوری خلق چین هوشمندانه برای گریز از چنبر اقتصادی و نبرد با فرادستی (هژمونی) امپریالیسم امریکا برنامه های بزرگ و کوچک را به راه می اندازد تا هم از منافع ملی چین پشتیبانی کند و هم جایگاه ژیوپولتیک چین را نیرومند کند و به توان ان در رویایی با امریکا بیفزاید. برپایی سازمان شانگهای هم برنامه ای در این سو است. بی ریب (بی تردید) سازمان شانگهای نقش برجسته ای در چند قطبی سازی جهان و در رویارویی با سرکردگی جهانی امپریالیسم بازی می کند و خواهد کرد. 

واکاوی طبقاتی جامعه ایران را نمی توان با بزرگ نمایی پیوستن جمهوری اسلامی به سازمان شانگهای به فراموشی سپرد. هیچ کس از هواداران “چپ” جمهوری اسلامی نمی گوید که با جابجایی چه طبقه هایی در فرمان روایی جمهوری اسلامی می توان این امید را داشت که به ناگهان جمهوری اسلامی راه رشد غیرسرمایه داری را در پیش بگیرد؟ این ”چپ” ها تا چه زمانی با فانوس های کم سو می خواهند در تاریک خانه های جمهوری اسلامی به دنبال نشانی از مردمی بودن آن بگردند؟

سیاست های واپس گرای رژیم، تنها در زمینه های فرهنگی و دینی نمایان نمی شود، واپس گراترین برنامه های ضد کارگری و ضد ملی نیز در همین نظام جمهوری اسلامی برنامه ریزی و پیاده می شود. نبرد طبقاتی در درون جامعه بازتاب دهنده شکاف بزرگ میان بورژوازی انگلی و بیش تر مردم ما است. نبردی که برایند شرایط ناگوار اقتصادی- اجتماعی است که رژیم با برنامه های نئولیبرالیستی خود آن را ژرف تر کرده است.

هنگامی که بخشی از ”چپ” هنوز سرگرم به پندگویی به سران رژیم است، مردم چاره دیگری سوای پرخاش گری (اعتراض) های خودجوش نیافتند. توده ها در برخورد روزانه خود با نظام جمهوری اسلامی در چهل سال آموخته اند که چاره دیگری فرای پیکار با این رژیم از بن چرکین نیست. ریشه ی همه ی چالش های میهن هم چون شرایط اندوهبار اقتصادی، چارچوب تنگ اجتماعی و فرهنگی، ستم بر زنان، ستم بر خلق های میهن، نبود آزادی سیاسی و جلوگیری از سازماندهی صنفی و سندیکایی در نظام سرمایه داری اسلامی پنهان است.  

و دست کم ”چپ” باید بداند که شورش هایی که سازمان دهی نشده است، هر چند که نشان گر روان سرکش جامعه است، ولی کارساز نیست. پیش گامان و پیش اهنگان وظیفه سازمان دهی و پیوند دادن جنبش های گوناگون ضداستبدای، ضدامپریالیستی و برابری خواهی را بر دوش دارند. ولی گویا تاکنون برخی از ”چپ” ها برجستگی آن را در کار سیاسی خود هنوز در نیافته اند و بزرگ ترین وظیفه خود را یافتن نشانه های “ضدامپرییالیستی” ولایت فقیه می دانند. امروز طبقه کارگر و توده های رنج از دانش سیاسی و خودآگاهی صنفی خوبی برخوردارند و از برجستگی نبرد اقتصادی برای به بودی زندگی خود نیز آگاه هستند؛ نیاز هم کاری و اتحاد و یگانگی با دیگر جنبش ها را نیز دریافته اند، ولی نیاز روزافزون به آموزش طبقاتی و سازماندهی در نبرد سیاسی با رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی دارند.  

تنها راه برون رفت از چالش های فراوانی که میهن ما را در کام خود فرو برده است، واژگونی رژیم ولایت فقیه و اقتصاد نئولیبرالیستی آن و در پیش گیری یک راه رشد اقتصادی ملی و دمکراتیک است. ”چپ” تنها با در پیش گیری یک سیاست مستقل طبقاتی می تواند در  انجام این وظیفه دشوار خود  پیروز شود.

یادداشت: ”چپ” در این نوشته به گروه هایی گفته شده است که با اقتصاد نئولیبرالیستی ناسازگار هستند و سر خوشی با دیکتاتوری ندارند اگرچه برخی از آن ها در باره ی نقش “ضدامپریالیستی” ولایت فقیه کژاندیشی دارند. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *