حزب توده ی ایران را چه پیش آمد؟
نگاهی به اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران به مناسبت هشتادسالگی حزب!

مقاله ۳۱/۱۴۰۰
۲۷ مهر ۱۴۰۰، ۱۹ اکتبر ۲۰۲۱

هنگام بررسی چنین نوشته ای باید “نگفته ها” را در آن جست و جو کرد و نباید خود را با نوای نوازش گر “گفته شده ها” در خواب برد. نگفتن “نگفته ها” برای فراموشی نیست و این گونه هم نیست که نویسندگان از آن ناآگاه باشند.  

اگر این نوشته از سوی دوست داران حزب نوشته می شد، ما می توانستیم از نه گفته های آن بگذریم، ولی این نوشته در ارگان مرکزی حزب توده ی ایران نوشته شده است. شاید هم این نوشته که مانند همیشه از سوی گروه کوچکی نوشته می شود، در نسخه نخست خود کم مایه تر از نوشته کنونی بوده باشد. هم چنین نوشته ای نمی تواند از زیر دید بازرسی گر هم وندهای (عضوهای) کمیته مرکزی حزب نگذشته باشد. برای همین هم جای بسیار شگفتی است که برایند کار به این جا رسیده است.    

نوشته در ستایش و گرامی داشت حزب توده ی ایران بسیار می گوید، ولی  نباید آن چه را که در این نکوداشت در باره ی نقش انقلابی طبقه کارگر و دیگر رنج بران گفته نمی شود، فراموش کرد. پرسش این است که چگونه نویسندگان چیره دست و دانا از به کاربردن برخی از واژه ها خودداری می کنند و به برخی از واژه های دیگر بار سنگینی می دهند؟ باید دید که چرا نویسندگان می خواهند با بازی با احساس خواننده او را در سطح پدیده نگه دارند.

پاسخ می تواند بسیار ساده باشد. نویسندگان به دسته بندی واژه های پیش آمدی نمی پردازند بلکه آن ها بازتابی از چشم انداز آینده حزب توده ی ایران در ذهن خواننده می آفرینند که خود دوست دارند. نویسندگان خواستار نشان دادن چهره ای سوسیالیسم دموکراتیک از حزب هستند.  

نویسندگان با چیدن بسیاری از رویدادها و داده های تاریخی، نیازی به بررسی دیالکتیکی زایش حزب نمی بیند، بلکه تلاش می کنند که این سویه را تا آن جا که می توانند در تاریکی رها کنند و یا آن را بسیار کم رنگ جلوه دهند.  

آیا سخن نگفتن از این که حزب توده ی ایران دنبال کننده راه حزب کمونیست است، می تواند در باره ی بزرگترین حزب کمونیست خاورمیانه از روی فراموشی باشد؟

دلیل نه گفتن آن آشکار است، چرا که اگر حزب توده ایران جانشین و پیایند (وارث) حزب کمونیست ایران شناسانده (معرفی) شود، پس آن گاه این حزب باید بردوش گیرنده وظیفه ی سازمان دهی و رهبری طبقه ی کارگر در جامعه نیز باشد. و این درست همان وظیفه ای است که نویسندگان نمی خواهند که بر دوش حزب سنگینی کند.    

بررسی این نوشته نشان می دهد که نویسندگان آن، حزبی را به نمایش می گذارند که یک شیر بی یال و کوپال است.

از ۶۰۵۷ واژه به کار برده شده در این نوشته، واژه “آزادی” ۳۱ بار به کار برده شده است؛ در برابر کاربرد ۳۱ بار واژه “آزادی”، واژه “عدالت اجتماعی” ۹ بار به کار برده شده است که سه  بار آن در باره ی انقلاب بهمن و دوبار آن بازتاب بخشی از شعار حزب است. در این نوشته هم چنین تنها چهار بار واژه “سوسیالیسم” به کار برده شده است که سه بار آن در باره ی اردوگاه سوسیالیسم است؛ چهار بار “طبقهٔ کارگر” به کار برده شده است که دو بار آن در باره ی طبقهٔ کارگر جهانی است. در نوشته ای که در باره ی هشتاد سالگی حزب طبقهٔ کارگر نگاشته شده است، تنها دوبار “حزب طبقهٔ کارگر” به کار برده شده است؛ هفت بار واژه “کمونیست” به کار برده شده است که تنها یک بار آن در باره ی میهن ما است.    

چرا از همان گزاره (جمله) نخست نوشته گفته می شود “حزب مدافع منافع طبقۀ کارگر و زحمتکشان“. ما حزب های بی شماری در ”چپ” ایران داریم که خود را “مدافع منافع طبقۀ کارگر و زحمتکشان” می دانند. چرا نویسندگان نمی نویسند “حزب طبقۀ کارگر و زحمتکشان“؟ چرا ویژگی بنیانی حزب ما که آن را از دیگر حزب های ”چپ” جدا می کند در این نوشته برجسته نمی شود؟

حزب طبقه کارگر به گفته مارکس، هم کاری سازمان یافته ی جمعی از رنج بران اندیشمند و اندیشمندان رنج بر است که برای دگرگونی های بزرگ اقتصادی- اجتماعی جامعه به گرد هم آمده اند، ولی “مدافع منافع طبقۀ کارگر” بودن، کار روشن اندیشانی است که بهره کشی انسان از انسان را نمی پذیرند و از دیدن آن رنج می برند؛ طبقه کارگر خود در این رزم جایی ندارد. حزب طبقه کارگر خانه طبقه کارگر است که در آن آگاه ترین بخش طبقه کارگر هم راه با “اندیشمندان رنج بر” نبرد طبقاتی طبقه کارگر را سازمان دهی و رهبری می کند.  

کم رنگی نقش طبقه کارگر در جاهای دیگر این نوشته نیز دیده می شود. نوشته می نویسد که “در یکی از مهم‌ترین مقطع‌‌های زمانی تاریخ معاصر کشورمان و در حالی که استقلال و حفظ حاکمیت ملی‌مان دستخوش دخالت‌های خارجی بود تولد یافت”. چرا گفته نمی شود که در آن زمان کارگران هم چون یک نیروی اجتماعی گام به پهنه اقتصادی- اجتماعی میهن ما گذاشته اند؟ زایش طبقه کارگر، پدید آمدن و آغاز کار یک حزب طبقه کارگر را به یک نیاز تاریخی دگرگون کرده است.

نبرد برای استقلال کشور و علیه امپریالیسم به درستی در این نوشته برجسته می شود، ولی سخن چندانی از بخش بزرگی از پیکار آغازین حزب توده ی ایران در سازمان دهی نبرد طبقاتی طبقه کارگر و رنج بران علیه بهره کشان نمی شود. زایش حزب توده ایران به شرا یط عینی کشور، یعنی آغاز رشد سرمایه داری و طبقۀ کارگر در کشور ما پیوند نمی خورد. پیوند دیالکتیکی میان عامل های ذهنی و عینی در پیدایش حزب توده ی ایران خواسته و یا ناخواسته  از قلم می افتد.

نیاز تاریخی به پایه گذاری حزبی انجامید که بتواند نظام طبقاتی سرمایه داری را واکاوی کند و طبقه های انقلابی را برای دگرگون‌سازی و پیشرفت شناسایی و سازمان دهی کند. بنابراین هدف بنیان گذاری حزب تودۀ ایران تنها نبرد علیه فاشیسم و برای آزادی نبوده است بلکه رهایی کارگران و دیگر زحمت کشان از بندهای بهره کشی نیز بوده است. فراموشی پیوند هدف های دموکراتیک و سوسیالیستی حزب طبقه کارگر ناگهانی، خودبه‌خودی یا پیش آمدی نیست. این کار را باید بخشی از برنامه ی “پنهانی” “راست” برای کم رنگ کردن وظیفه های سوسیالیستی حزب طبقه کارگر دانست.

نویسندگان با خرده گیری از سیاست روز حزب در دوران انقلاب خودخواسته آزادی را بزرگ می کنند، تا سایه سنگینی بر عدالت اجتماعی بیندازد. بگذریم از این که این خرده گیری شرایط تاریخی روزهای جوشان و خروشان پس از انقلاب را نمی بیند. هیچ گاه چنین خوش بینی که نوشته از آن سخن می گوید در باره ی آقای خمینی نبوده است. همان گونه که واپسین عضو زنده هیئت سیاسی رفیق عمویی گفته است، سخن از دیالکتیک پر رنج و دشوار نرمش و نکوهش در برابر جمهوری اسلامی بوده است؛ تلاش برای پی گیری کار علنی و به دنبال انداختن سرکوب شدن بوده است. این سیاست باریک خردمندانه و هم زمان دشوار و خطرناک را نمی توان فروکاست گرایانه خوش بینی به خمینی خواند.  

نکته برجسته دیگری که در این نوشته دیده می شود کاربرد مقوله ملی- دموکراتیک است.

نگارنده در واکاوی سند کنگره هفتم، نگاه نوین حزب توده ی ایران به مقوله ملی- دموکراتیک را بررسی کرده است و نشان داده است که نویسندگان سند درون مایه مقوله ملی- دموکراتیک را تهی کرده اند و با نگه داشت نام این مقوله، سرشت آن را به بورژوازی دموکراتیک دگرگون کرده اند. در این نوشته نویسندگان پا را یک گام فراتر از گذشته گذاشته اند و ملی- دموکراتیک را در درون گیومه “ملی- دموکراتیک” نوشته اند! این را هم باید آغاز روندی دانست که پایان آن باور به یک مرحله “بورژوا- دموکراتیک” است و یا شاید برای حساسیت به واژه “بورژوا” مرحله انقلاب در آینده مرحله دموکراتیک خوانده شود.

خواننده پس از خواندن چندین صفحه ی “اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران ” با شگفتی در می یابد که حزب طبقه کارگر هیچ سخنی از تلاش برای برپایی سوسیالیسم در ایران نمی راند. آیا نگفتن این که ما برای برپایی یک نظام سوسیالیستی در میهن ما پیکار می کنیم می تواند در چنین نوشته ای برای فراموشی باشد؟

نمی توان با خوش بینی پیوسته گفت “انشاالله گربه است”. روند دگرگونی ایدیولوژیک و در پی آن گریز از سازمان دهی نبرد طبقاتی توده ها به رهبری طبقه کارگر سال ها است که از سوی گروهی در حزب توده ی ایران پیاده می شود.

رفیقان حزبی بسیاری در کشورهای اروپا باید به یاد داشته باشند که پیش و پس از کنگره چهارم رفیق سخن گوی حزب از آن دسته از رفیقانی بود که خواهان از میان برداشتن لنینیسم از ایدیولوژی حزب توده ی ایران بوده است. باز رفیقان حزبی در اروپا بی گمان به یاد دارند که چگونه رفیق “رهبر دوم” و یار دیرینه سخن گوی حزب، پیروزی انتخاباتی آقای تونی بلر (Tony Blair) را بزرگ ترین پیروزی طبقه کارگر می نامید.

سخن از رنج هایی بسیاری که رفیقان ”راست” در درون حزب برای آگاهی سازی از سیاست های حزب می کشند نیست، باید آن را گرامی داشت و از آن ها برای گذاشتن زمان و نیرو در کارهای حزبی سپاس گزاری کرد. سخن از نبرد ایدیولوژیک در درون حزب برای پاکیزگی ویژگی طبقاتی حزب طبقه کارگر است. نمی توان با ارج گزاری از کار حزبی ”راست”، این نبرد ایدیولوژیک برجسته و سرنوشت ساز را از یاد برد و به سازش در برابر “راست” تن در داد.

رفیقان ”چپ” درون حزب باید بدانند که دگرگون کردن dna (کد ژنیتیکی) حزب از سوی نیروی ”راست” با یک یورش شبانه انجام نمی شود، بلکه آرام آرام با دگردیسی سخن و زبان حزب، شما را با چرخش به ”راست” خوی می دهند. هر انقلابی در برابر چرخش بزرگ و آشکار به “راست” می ایستد، ولی توانایی ایستادگی هنگام درفشانش (تزریق) اندک اندک اندیشه سوسیالیسم دموکراتیک در درون شما از میان برداشته می شود.   

روشن نیست که “چپ شرم گین” درون حزب دست به چه کاری زده است و ”چپ” بودن خود را چگونه نشان می دهد. آیا این رفیقان به آن اندازه نگران از دست دادن جای گاه خود در درون رهبری حزب هستند که خاموشی را در پیش گرفته اند تا خشم ”راست” را بر خود برنینگیزند.

ای رفیقان کمونیست انقلابی که با پیش آمد روزگار در درون کمیته مرکزی خانه گزیده اید، یادتان باشد که داوری تاریخ در برابر شما بسیار سنگین خواهد بود. شما باید به تاریخ و توده ای های آینده پاسخ بدهید که چرا چشم به روی واژگون کردن واپسین و برجسته ترین دژ در برابر بورژوازی بستید و زبان تان خاموش ماند؟

به گفته ی رفیق از میان ما رفته عاصمی، دشمن شوربختانه در پراکندگی نیروهای توده ای و تهی کردن سرشت انقلابی حزب بسیار خوب کار کرده است.”عدالت”، “ده مهر” و “راه توده” هر کدام پشتیبان لایه ای از بورژوازی و هوادار بخشی در درون یا پیرامون فرمان روایی جمهوری اسلامی هستند. گروه ”راست” در درون حزب توده ی ایران هم برجسته ترین وظیفه خود را نبرد دموکراتیک می داند. کمونیست های انقلابی بسیاری یا از درون حزب رانده شده اند و هم اکنون سرگرم بهبودی زخم های خود هستند و یا امید پیروزی در نبرد با ”راست” را از دست داده اند و خود را به کنار کشیده اند.  

ای رفیقان ”چپ” درون حزب!

« سیمرغ را بال ها از پرواز است»!

چشم ها و امیدهای “چپ” انقلابی، طبقه کارگر و دگر رنج بران به ایستادگی شما در برابر این چرخش به “راست” است. باری که بردوش می کشید بسیار بزرگ و سنگین است، ولی می توانید با هوشیاری، سازمان دهی و یگانگی آن را با سرفرازی به منزل برسانید.

خو گیر راه رفتن و برخاستن شود     دست شکسته بار دگر پتک زن شود.

اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران به مناسبت هشتادسالگی حزب!

3 Comments

  1. جمال حق گو

    آقا سیامک واقعا عالی بود. این حرفها را من مدتها زدم. افشاء بقول رفیق عاصمی گروههای انحرافی هم لازم بود. نظر توده ای ها در مورد اطلاعیه این گروهها چیست.

    موفق باشی

  2. Mohsen

    سیامک دلاور بسیار مقاله آگاه گربود خدا ترا برای مانگهدارد فرهاد عزیز ما را که گرفت« دیر و زود این فرد و شخص نازنین. خاک خواهد گشت و خاکش غبار» پاینده ‌برقرار باشی رفیق دلاور بدرود

  3. توده ای ها

    رفیق عزیز حق گو.

    همانطور که میدانید رفیق عاصمی و ما با شکل برخورد شما با مخالفان موافق نیستیم. ولی مثل اینکه در مجموع شما با خط ما موافقید. لطفا نظرات خود را در هر مورد با حفظ احترام به دیگران منظم و منسجم کنید و برای ما بفرستید ما قول میدهیم که انتشار دهیم.
    در مورد راه توده ۷-۸ ساعت مصاحبه با رفیق عاصمی در مورد آشنایی با آقای خدایی است که پس از تصحیح و تلخیص سر فرصت انتشار مییابد. در مورد ده مهر هم رفیق عاصمی ۴۰-۵۰ صفحه دست نوشته در مورد مذاکره با این رفقا که به خاطر به قول رفیق “معذوریت های” ده مهر قطع شد در دست است که پس از تنظیم اگر مناسب دانسته شد انتشار خواهد یافت.
    کار مثبت شما میتواند کمک به گروه کوچک ما برای ادامه کار باشد.
    منتظر همکاری شما هستیم
    موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *