سرانجام جمهوری اسلامی سرنگونی است!

image_pdfimage_print

مقاله ۳۸/۱۴۰۰
۷ دی ۱۴۰۰، ۲۸ دسامبر ۲۰۲۱

خبرداری از خسروان عجم
که کردند بر زیردستان ستم؟
نه آن شوکت و پادشایی بماند
نه آن ظلم بر روستایی بماند

سعدی

پیش گفتار

بی آبی، بی کاری، بی خانگی، گرسنگی و بیماری را نمی توان با رشوه خواری، دزدی، تنش آفرینی، ندانم کاری و بی برنامگی چاره کرد.

جمهوری اسلامی به خودرویی می ماند که در سراشیبی فروپاشی بی ترمز می راند. کارشناسان سیاسی که رئیسی را ریسمان نجات اسب به گل نشسته جمهوری اسلامی می دانستند، امروز دیگر خود می گویند که او باری هم بر دوش این اسب کمر شکسته افزوده است. ما پیش از آن گفته بودیم که دیگری امیدی برای زنده ماندن این رژیم نیست و فروپاشی و یا واژگونی بی گمان در آینده نزدیکی رخ خواهد داد.

بگذارید نگاهی به آن چه که در میهن ما هم اکنون می گذرد داشته باشیم و با واکاوی این شرایط راه برون رفت را یابیم.

تنگ دستی مردم

آقای جعفری عضو کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی به تازگی گفته است که فراهم کردن آب پایدار با امنیت ملی کشور گره خورده است. ایشان در دنباله سخنان خود گفته است که ایران توان فراهم کردن خوراک برای ۷۰۰ میلیون از همسایگان خود را دارد. در این هیاهو و هم همه این آقا می خواهد بی آبی “خدادادی” را دلیل کم بود خوراک بشناساند و سخنی از بی‌برنامگی و ستم طبقاتی جمهوری اسلامی نراند.

این سخنان هنگامی گفته می شود که بخش بزرگی از هم میهنان ما شب یلدا را با سفره تهی گذراندند. رئیس اتحادیه آجیل و خشکبار ایران گفت که نیروی خرید مردم تا به آن جا افت کرده است که حتا خرید آجیل شب یلدا در هم سنجی با سال گذشته به «یک چهارم» کاهش پیدا کرده است.

بخش‌های گوناگون صنعت خوراکی کشور به دلیل نابسامانی‌های اقتصادی، روزهای دشواری را می‌گذرانند و بر پایه آمار و گزارش‌های خود رژیم بخشی بزرگی از هم میهنان ما در استان های دورافتاده و از طبقه های رنج بر از کم بود ویتامین و ماتکان (ماده ها) معدنی رنج می برند. زهرا عبداللهی، مدیرکل دفتر «بهبود تغذیه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» درباره ی شرایط غمگین خوراکی در استان‌های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، خراسان جنوبی و خوزستان هشدار داده است. کم بود خوراک سودمند و درست به ویژه کودکان زیر پنج سال و مادران باردار و نوجوانان را بیمار می کند. بر پایه آمارها، نزدیک به «۱۲ درصد» از کودکان سیستان و «۸ درصد» از کودکان خراسان جنوبی، خوراک درست و سودمند نمی خورند.  دکتر فریدون عزیزی، رئیس پژوهشکده غدد و متابولیسم ایران، به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته است که ۱۱ درصد مردم دچار بیماری قند هستند و شمار بیماران قندی در تهران ۱۵ درصد است.  

نابرابری طبقاتی بسیاری از هم میهنان تنگ دست ما را ناگزیر به یافتن چیزی برای سیرکردن شکم کرده است، آن هم اگر بخت یارشان باشد و چیزی برای سیر شدن گیرشان بیاید. فاطمه محمدی نصرآبادی، عضو هیئت علمی «انستیتو تغذیه و تحقیقات صنایع غذایی کشور» می گوید که سبد خوراکی بسیاری از  گوشت، ماهی، شیر و فراورده های شیری (لبنیات)، میوه و آجیل‌ تهی است و نگرانی مردم سیرشدن است.  

میلیون‌ها هم میهن ما حتا توان خرید برنج و نان را هم ندارند. ابر پایه گزارش «مرکز آمار» ایران، افزایش لجام گسیخته تورم و گرانی، بهای «چهل» کالای خوراکی نیازمند از میان «۵۳» را بیش از اندازه گران است. رئیس «کانون صنایع غذایی ایران» گفت که تولید گندم  ۳۰ درصدی افت داشته است و باید تا پایان این سال نزدیک به ۱۳ میلیون تن گندم از کشورهای دیگر خریداری شود.  بهای کالاهایی چون خربزه، نوشابه گازدار، ماهی قزل‌آلا و روغن نباتی بیش از ۹۰ درصد افزایش داشته است. مسیح کشاورز دبیر «انجمن واردکنندگان برنج» گفت که برنج به آن اندازه گران شده است که تنها ۱۵ میلیون ایرانی توان خریدن آن را دارند و دیگران باید  نان را به جای برنج بخورند که با گرانی گندم آن هم هر روز گران تر می شود.

علی خضریان نماینده مجلس از شش برابر شدن بهای برخی از قرص‌های آرام بخش و  ضددرد سخن گفته است. کانون عالی شوراهای اسلامی کار ایران، می گوید که نرخ سبد زندگانی (معیشت) خانوار ۱۲ میلیون تومان است و «درصد پوشش دستمزد، کمتر از ۴۰ درصد یعنی برای یازده  روز از ماه بس است.» یکی از جلوه‌های تهی دستی افزایش زباله‌گردی در کلان‌شهرها است. آمار وزارت رفاه نشان می دهد که یک‌سوم مردم زیر خط نداری زندگی می‌کنند. رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس می‌گوید که ۴۰ میلیون تن به کمک آنی نیاز دارند.

 زیرساختار بر هم خورده

جمهوری اسلامی حتا دیگر توان نگه داشت و پیش رفت شالوده و زیر ساختار کشور را هم دیگر ندارد. روزنامه ها از برخورد دو قطار متروی تهران – کرج با چندین زخمی نوشته اند. جلال ملکی، سخنگوی آتش‌نشانی تهران گفت که به دلیل کار نکردن درها، مسافران نتوانستند از قطار بیرون بیایند و آتش‌نشانان به کمک آن‌ها رفته اند. سالانه نزدیک به یک میلیون تصادف رانندگی در کشور می شود که پیامد آن مرگ یک ایرانی در هر یک ساعت است (برخی ها می گویند ۱۷۰۰۰ کشته در سال یعنی دو تن در هر ساعت).

سالانه ۱۸۰هزار نفر در ایران دچار سوختگی می‌شوند. ۳۰ هزار تن در بیمارستان بستری می شوند و ۳۰۰۰ تن از زخم های آتش می میرند . خبرگزاری ایسنا بر پایه پژوهش های دانشگاهی می نویسد که سیزده درصد این سوختگی ها خودسوزی است. به ویژه در استان های تنگ دست مانند سیستان و بلوچستان، ایلام، کرمانشاه، لرستان و خوزستان شمار خودسوزی افزایش می یابد. گزارش خبرگزاری ایسنا، محمد فاطمی رئیس “انجمن حمایت از بیماران سوختگی” می‌گوید که در ایران، بیمارستان استاندارد برای سوختگی نیست و در ۲۸۰ بیمارستان تامین اجتماعی حتا یک تخت سوختگی پیدا نمی‌شود. به گزارش ایسنا، یحیی صالح طبری، سرپرست  مرکز اورژانس تهران،  می‌گوید که کم بود نیروی انسانی و پایگاه‌های اورژانس در کشور یک دشواری سراسری است. تهران با کم بود ۲۵۰ تا ۳۳۰ پایگاه اورژانس روبرو است و اورژانس‌های همه ی کشور با کم بود ۸ هزار نیروی انسانی روبرو هستند.

در پایتخت دریچه‌‌های فاضلاب‌ و در شهرهای دیگر سیم تلفن، تیرآهن و حتا ریل قطار دزدیده می شود.

بانک مرکزی یکشنبه ۷در آذر ماه امسال در باره ی بازار خانه در شهر تهران نوشته است که در برخی از جاهای تهران بهای هر متر مربع خانه ۷۳ میلیون و هر متر مربع خانه در ارزان ترین جاهای تهران ۱۵ میلیون تومان است. هم زمان بهای اجاره نیز دست کم ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده است.

گزارشی از وزارت نیرو خود جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که ۲۵ درصد از آب نوشیدنی پیش از آن که به خانه ها برسد در میان راه در شبکه فرسوده لوله ها از دست می رود. هیچ بازرسی از فراورده های کشاورزی جمهوری اسلامی انجام نمی شود و این فراورده ها از زهرهای شیمیایی پر هستند. در چند ماه گذشته کیوی از هند، سیب‌زمینی از ازبکستان و ترکمنستان، فلفل دلمه‌ای از روسیه و هندوانه‌های ایران از برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس برگشت خورده‌اند. محمدجعفر ملکوتی، استاد دانشکده کشاورزی بر پایه آمار وزارت جهاد و کشاورزی می گوید که در سال گذشته دو میلیون و ۳۵۰ هزار تن کودهای نیتروژنی، حدود ۱۱۲ هزار تن کودهای فسفاته و ۸۲ هزار تن کودهای پتاسه در میان کشاورزان پخش شده است که سرطان زا هستند.

سازمان هواشناسی در ماه آذر امسال نیز از افزایش آلودگی هوای چهار کلان شهر اصفهان، کرج، مشهد و تهران سخن گفته است. کشوری مانند ترکیه با سرمایه گزاری بلند زمان در سرچشمه های پایدار انرژی مانند باد، آب و خورشید به اندازه همه ی تولید برق ایران انرژی پاک تولید کرده است. ۹۰ در صد تولید برق ایران هم چنان از سر چشمه های آلودگر انرژی مانند گاز، گازوئیل و مازوت بهره برداری می کند.

دستگاه فرمان روایی چرکین

رشوه، دزدی و پول خوری در دستگاه چرکین اداری جمهوری اسلامی بی داد می کند. قوه قضاییه برای ولی‌الله سیف رئیس پیشین بانک مرکزی ایران و احمد عراقچی کاریار (معاون) ارزی بانک مرکزی برای برهم زدن آرامش بازار ارز، زمینه سازی برای خرید و فروش غیر قانونی ارز ۱۰  و ٨ سال  و همچنین برای سالار آقاخانی کارگزار بانک مرکزی ۱۳ سال زندان بریده بود. ولی به گزارش اقتصاد آنلاین، در دادنامه دیوان عالی کشور آمده است که «مستدعیان اعاده دادرسی مجریان سیاست‌های کلان ارزی بود‌ند»، و «با این وصف، مجرمانه تلقی نمودن عملکرد آنان […] توجیه قانونی نخواهد داشت.» به سخن دیگر، از آن جایی که دزدی از سرمایه مردم ما و پول سازی در بازار ارز بخشی از سیاست کلان ارزی رژیم است، این دزدان نباید گوش مالی شوند و سزا ببینند.

جمهوری اسلامی به معنای راستین خاک میهن را می فروشد. با این که قانون خود جمهوری اسلامی فروش خاک به‌ ویژه برداشت آن از جزیره های خلیج‌ فارس را ناروا می داند، ولی روزنامه همشهری ۲۷ آبان در گزارشی می نویسد که آگهی فروش خرید خاک هرمز را می توان در گوگل یافت. بر پایه گزارش همشهری «فروش خاک هرمز بشکه‌ای ۷ میلیون‌ و ۶۰۰ هزار تومان»، «فروش خاک رنگی هرمز در شیشه» به سراسر کشور و به دیگر کشورها انجام می شود.

با این همه، رژیم به جای نبرد با این دستگاه چرکین، مردم را به پنداربافی متهم می کند. به گزارش رسانه‌های ایران، امین‌حسین رحیمی، وزیر دادگستری ایران، روز سه‌شنبه ۱۶ آذر گفت که «وقوع فساد و تجربه فساد در کشور زیاد نیست، اما متأسفانه ادراک و احساس فساد زیاد است.» به زبان دیگر، نظام اداری جمهوری اسلامی بسیار پاک است، این مردم هستند که بی خودی و پنداربافانه دزدی و زمین‌خواری می بینند و بی خودی از رشوه و رانت خواری می شنوند. 

شگفتی در این است که دیدگاه سنجی خود رژیم  نشان می‌دهد که بیش از ۸۶ درصد از مردم ایران بر این باور هستند که «فساد و ناکارآمدی حکومت» اقتصاد میهن را از هم پاشیده است. حتا ابراهیم رئیسی شانزدهم مهر ماه از بخش‌های اطلاعاتی کشور خواست تا «قاچاق سازمان‌یافته»، «جریان مافیایی» و «دست‌های پشت پرده» را شناسایی کنند و آن ها را نابود سازند. رئیسی نگه بانی از گوسپندان را به دست گرگ می دهد. دست داشتن سپاه پاسداران در «قاچاق سازمان‌یافته»، تا به دان جا آشکار است که حتا آقای احمدی‌نژاد، رئیس‌ جمهوری پیشین به کنایه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را «برادران قاچاقچی» نامیده بود. آقای خامنه‌ای ولی فقیه با ریاکاری از ساده‌زیستی رهبران سخن می گوید، ولی در گزارش‌هایی آمده است که بیت رهبری ۹۵ میلیارد دلاری ساختمان، زمین و دارایی دارد.

ابراهیم رئیسی، که ریاکارانه سخن از پاک سازی دستگاه دولتی از کارگزاران چرکین می راند، آقای رستم قاسمی که فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا و دست یار اقتصادی نیروی قدس سپاه و وزیر نفت دولت احمدی نژاد بوده است و با پرونده دو میلیارد و سیصد میلیون یورویی بابک زنجانی در پیوند است را وزیر راه و شهرسازی کرده است.

برنامه دولت رئیسی برای اقتصاد ورشکسته

به گزارش خبرگزاری ایرنا «برای نخستین بار در لایحه بودجه سال ۱۴۰۱ » ۱.۱ میلیارد تومان برای «نظارت شرعی بر ذبح و صید پیش بینی شده» است. هنگامی که این همه کودکان بی سرپرست در خیابان ها می خوابند، روبنای واپس گرا نظام سرمایه داری پول برای کشتن اسلامی گوسپندان و گاوها هزینه می کند.

در پیش نهاد بودجه سال آینده درآمدهای مالیاتی به ۵۲۶ هزار میلیارد تومان، برابر با ۳۵ درصد از بودجه عمومی دولت است، ولی در هیچ کجای بودجه سخنی از دریافت مالیات از درآمدهای میلیارد دلاری نهادهایی مانند سپاه و بیت رهبری نیست.

باید افزوده شود که با این که بودجه سپاه پاسداران در امسال ۵۸ درصد بیش تر از پارسال بوده است، دولت رئیسی پیش نهاد کرده است که بودجه سپاه در سال آینده با افزایشی ۲۴۰ درصدی به ۹۳ هزار میلیارد تومان یعنی نزدیک به سه میلیارد دلار  باشد.  

ارز ۴۲۰۰ تومانی برای تهیه برخی از کالاهای پایه ای که از برون از مرزها خریداری می شده است بسیار برجسته بوده است. با از میان برداشتن این یارانه، با گران شدن بهای این گونه کالاها فشار آن به دوش مردم تنگ دست می افتد. ولی رئیسی دلیل این کار نادرست را، نبرد با کار نادرست دیگری می داند. او در یک گفت‌وگوی تلویزیونی  گفت: «همه می‌دانند که ارز دولتی با فساد و رانت همراه بوده و مزایای آن به جیب چند دلال رفته و در سفره مردم ظاهر نشده است». به سخنی دیگر، به جای بازرسی به روی کاربرد این گونه ارزها که باید در یک دستگاه دولتی پاک کاری آسان باشد، چاره دیگری فرای تنگ دست کردن مردم نیست! این است راه یابی جمهوری اسلامی برای همه ی چالش های کشور؛ انگار رئیسی با بی شرمی می گوید که بگذارید این بار را هم به دوش رنج بران، تنگ دستان و تهی دستان بگذاریم.

به گزارش دیوان محاسبات کشور، بدهی خالص دولت و شرکت‌های دولتی ایران بیش از اسکناس، سکه و سپرده‌های در گردش در میهن ما است و در خرداد امسال به بیش از هزار تریلیون تومان (یک میلیون میلیارد تومان) رسیده بود. حتا صندوق بین‌المللی پول بدهی‌های خالص دولت را برابر با یک سوم از کل تولید ناخالص داخلی دانست. اقتصاددانان بورژوازی هنگامی که بدهی دولت به ۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی برسد، دولت را ورشکسته می دانند. دولت های گوناگون جمهوری اسلامی این چالش بزرگ را همواره با چاپ اسکناس و وام گرفتن از بانک مرکزی چاره سازی می کنند. ناگفته نماند که افزایش نقدینگی با چاپ اسکناس بی پشتوانه، مایه تورم و افت ارزش پول ملی می‌شود. نرخ ارز در ایران هم‌ چنان در نوسان است و هم اکنون بهای دلار از مرز ۳۱ هزار تومان نیز گذشته است. 

دولت آقای روحانی از آن جایی که نتوانست پیش‌بینی درستی از درآمدهای نفتی داشته باشد، همواره با کم بود بودجه روبرو شده بود. دولت رئیسی هم برای «پر کردن» چاله های اقتصادی خود در پیش نهاد بودجه درآمدهای نفتی را ۱.۵ تا ۲.۵ برابر بودجه امسال برآورد کرده است.

کسانی که از هر روزنی برای روشنی انداختن به تاریکی های جمهوری اسلامی می کوشند، سخن از نگاه به شرق رژیم می کنند و آن را یک دلیل دیگر بر امیدوار بودن به پیدا کردن راه درست از سوی جمهوری اسلامی می دانند. راستش ولی این است که حتا جمهوری خلق چین نیز از این آشفته بازار، ندانم کاری ها و بی برنامگی جمهوری اسلامی خسته شده است و به سوی چمن گاه های دیگری می رود. آقای حریری رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین گفت که ایران تا هشت سال پیش شریک نخست بازرگانی چین در خاورمیانه و آسیای غربی بوده است و بیش ترین سرمایه‌گذاری را هم چینی‌ها در ایران می‌کردند. اما اکنون ایران جای گاه خود را از دست داده است و چینی ها کشورهایی مانند عربستان، امارات، کویت، عراق و قطر را برای سرمایه‌گذاری شایسته تر می دانند.

بگذارید ببینیم برنامه های رژیم برای این همه بدبختی که گریبان گیر مردم ما کرده است چیست؟

ابوالفضل شکارچی، سخنگوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا، چنین می گوید: «نابودی رژیم صهیونیستی بزرگ‌ترین آرمان ماست.» با خواندن گزارش های غمگین در باره ی آن چه که در میهن ما می گذرد، انسان به این اندیشه می افتد که بزرگ ترین آرمان رژیم می بایست برون آوردن چهل میلیون از زیر خط نداری، نبرد با دستگاه چرکین اداری، پاک سازی هوا و آب باشد؛ ولی مردمان ما بی خود برای این چالش ها نگران هستند، چرا که بزرگ ترین آرمان رژیم نابودی اسراییل است!

 از بزرگترین دست آورد جمهوری اسلامی در خاورمیانه می توان از پیمان میان رئیسی و اردوغان برای پیکار با ایستادگی کردهای این دو کشور نام برد. در سیاست برون مرزی هم جمهوری اسلامی هنوز به دنبال تنش سازی می رود. خوش بختانه، مردم عراق هشیار شده اند و آرام آرام سرنوشت خود را به دست می گیرند. برخی از کارشناسان عراقی می‌گویند که جمهوری اسلامی بزرگ ترین بازنده انتخابات مجلس عراق بوده است. گروه های هوادار جمهوری اسلامی پشتیبانی بخش بزرگی از شیعیان عراقی را از دست داده اند و آن ها به جای این گروه ها پشتیبان مقتدی صدر روحانی شیعی کە با جمهوری اسلامی میانه خوبی ندارد شده اند.

بگذارید ببینیم که پاسخ توده ها به این همه تنگ دستی، دستگاه چرکین، اقتصاد ورشکسته و تنش آفرینی برون مرزی چیست؟

جنبش سراسری

آن هایی که نگران سازمان نیافتگی جنبش مردمی هستند و برای همین هم به دنباله روی از یک لایه بورژوازی بسنده می کنند، باید بدانند که جنبش در نبود پیش آهنگ خود درجا نمی زند و ایست نمی کند، جنبش راه خود را پیدا خواهد کرد و پیش گامان خود را پدید خواهد آورد و آموزش خواهد داد.  

چه کسی بر این باور بود که در تاریک ترین و ستم گر ترین کشور جهان، آموزگاران بتوانند جنبش سراسری سازمان یافته در دویست شهر راه اندازی کنند و مردم را در سه روز ۲۱، ۲۲ و ۲۳ آذرماه به خیابان ها بکشانند؟ چه کسی باور می کرد که آن ها بتوانند سخت دل ترین رژیم جهان را به واپس نشینی  وادارند؟

جنبش سراسری آموزگاران به روشنی نشان داده است که فرمان روایان جمهوری سرمایه داری- اسلامی چندان هم نیرومند نیستند. آن ها از ترس سراسری شدن جنبش و هم پیوند شدن آن با جنبش کارگری، یک «رتبه بندی» سر و دم بریده ای را به پیش گذاشتند، تا آموزگاران را به خانه برگردانند و در میان آن ها شکاف بیاندازند.     

نزدیک به یک میلیون آموزگار در بخش دولتی کار می کنند که کارفرمای همه ی آن ها دولت است. این یگانگی سرشت کار و کارفرمای مشترک آموزگاران را در برابر دولت بسیار نیرومند کرده است. دولت دست کم در کوتاه زمان نمی تواند کار آموزش را برون سپری کند و به بخش خصوصی واگذار کند. حتا در کشورهای شیفته سیاست های نئولیبرالیستی بخش بزرگ آموزشی هنوز دولتی است. تنها کاری که رژیم در برابر ایستادگی آموزگاران می تواند بکند پدید آوردن شکاف در میان آن ها و تلاش برای برهم زنی پیوند جنبش کارگری و جنبش دانش جویی با این جنبش است.

پیکار کارگران علیه خصوصی سازی، پیمان کاری و دیگر سیاست های اقتصادی نئولیبرالیستی هر روز گسترده تر می شود. کشاورزان خوزستان و اصفهان علیه کم آبی به خیابان ها ریختند و در جاهای دیگر مانند چهارمحال و بختیاری، لرستان، یزد، کرمان، قم، خراسان، فارس و آذربایجان کشاورزان با آرامش ناخشنودی خود را به نمایش گذاشته اند.

زنان کنش گران اجتماعی، زندانیان سیاسی هم چنان  آزار، شکنجه و یا کشته می شوند، ولی هم چنان ایستادگی خود را در برابر زور دنبال می کنند. به گزارش دادگستری کل استان کردستان، حیدر قربانی، زندانی سیاسی کرد ایرانی، روز یکشنبه ۲۸ آذر جان ستانده (اعدام) شد، ولی خلق های میهن و باورمندان دیگر مذهب ها از نبرد باز نایستاده اند. مولوی گرگیج گفته بود، عمر ابن خطاب شهرزاد دختر یزدگرد سوم را به همسری امام حسین گزید و از این خاندان ۹ امام شیعه رویش کرد، پس «اگر خلافت عمر ابن خطاب را نپذیریم، اعتبار امامان و نسب آنان را زیر سؤال برده‌ایم.» پس از این سخنان این امام جمعه آزادشهر نه تنها برکنارشده است بل که پس تر به فرمانداری گالیکش در استان گلستان نیز خوانده شده است.

چه باید کرد؟

از آن چه که نوشته شد به روشنی می توان برداشت کرد که شرایط عینی انقلاب فراهم است. راستش این است که جمهوری اسلامی مانند گذشته توان فرمان روایی ندارد و لایه های در گذشته یگانه آن هم اکنون هر روز پراکنده تر می شوند و ریزش می کنند؛ ستم دیدگان جامعه ما نیز نمی خواهند مانند گذشته زندگی کنند و رزمشان هر روز بیش تر از پیش با هم گره می خورد. جمهوری اسلامی یا با فروپاشی درونی و یا با واژگونی از سوی نیروهای مردمی دیر و یا زود سرنگون خواهد شد.   

خوش بختانه، برخی از نیروهایی که در گذشته زیر پرچم اصلاح خواهی گرد هم آمده بودند، امید بازسازی (اصلاح) رژیم ولایت فقیه را از دست داده اند. شوربختانه، بخش بزرگی از این نیروها اگر چه که به ولی فقیه پشت کرده اند، ولی هم چنان سرمایه داری، آن هم از گونه نئولیبرالیستی آن، را آرمان شهر اقتصادی خود می دانند. 

اگر چه ”چپ”ها به اقتصاد سرمایه داری باوری ندارند، ولی شوربختانه، برخی از آن ها هنوز امید دارند که با پند، رژیم را به پذیرش راه رشد اقتصادی غیرسرمایه داری وادارند. هر دو گروه، روبنای ولایی و زیربنای سرمایه داری رژیم را، جدا از طبقه ها و نبرد طبقاتی در درون جامعه می بینند.  

تنها نگرانی راست گرایان درون، پیرامون و برون رژیم که به سرنگونی رژیم باور دارند ، پاس داری زیر بنای سرمایه داری پس از سرنگونی رژیم ولایت فقیه هست. این دسته های ناهمگون می خواهند زیر بنای سرمایه داری جمهوری اسلامی را نجات دهند. آن ها خواهان ریزشی هستند که جماران را با خاک یک سان کند، ولی هرم بزرگ طبقاتی را افراشته نگه دارد.

در برابر گردان نیرومند راست و هواداران ریز و درشت امپریالیسم، تنها یک گردان یگانه و هم گام “چپ” می تواند پیروز شود. فراهم کردن شرایط شایسته ذهنی انقلاب به پدید آمدن چنین جبهه یگانه بستگی دارد. جبهه ای که بتواند خشم توده ها را آن چنان رهبری کند که جبهه متحد بورژوازی انگلی درونی را با بورژوازی جهانی درهم شکند و کلید خانه میهن را به دارندگان (صاحبان) آن یعنی به دست رنج بران اندیشمند و اندیشمندان رنج بر بسپرد. 

پایان سخن

دور فلکی یکسره بر مَنهَج عدل است
خوش باش که ظالم نَبرد بار به منزل

حافظ

همان گونه که دیده ایم، چالش هایی که جمهوری اسلامی میهن ما را گرفتار آن ها کرده است، گسترده تر و ریشه ای تر از آن هستند که بتوانند با ریاکاری ها و سخن های تهی رژیم حل شوند. جمهوری اسلامی در همه ی زمینه های اقتصادی- اجتماعی و سیاسی- فرهنگی دچار بحران بزرگی شده  است که سوای سرکوب توده ها راه گریزی از آن ها نمی یابد.

یا این رژیم خود فرو خواهد پاشید و یا واژگون خواهد شد. بدترین و ددمنشانه ترین نظام طبقاتی با پیاده کردن اقتصاد سرمایه داری- نئولیبرالیستی با ستم گرانه ترین و واپس گرایانه ترین روبنای تاریخی اسلامی- ولایی در جمهوری اسلامی به هم گره خورده است. رزم علیه یکی نبرد علیه دیگری نیز هست.  

بدبخت مردمی که برخی از پیش آهنگانشان هنوز در اندیشه رام کردن گرگ هستند.  

راست ها این گونه می گویند که گویا نظام اقتصادی میهن ما چون از رانت خواری، دوست بازی، باج دهی و باج گیری رنج می برد پس سرمایه داری نیست. این یک کژاندیشی خودآگاهانه است چرا که در پهناور جهان دو نظام سرمایه داری سراسر هم گون نمی توان یافت. سرمایه داری با بافت زیربنایی و تاریخ شیوه تولیدی و روبنای سیاسی- فرهنگی هر کشوری پیوند تنگاتنگ دارد و در هر کشوری به شیوه ویژه ای پیاده می شود. راست ها توده ها را بدین گونه گمراه می کنند که گویا دشواری اقتصادی در جمهوری اسلامی نشان از پیاده شدن نادرست سرمایه داری است. آن ها با خوشه چینی از هر کشور سرمایه داری برتری جنگی امریکا، سیستم مالیاتی سوئد، رشد اقتصادی کره جنوبی و سیاست سبز نروژ را سرمایه داری می دانند و از دیگر کشورهای سرمایه داری جهان که ستم طبقاتی را با شیوه های گوناگون در ترکیه، پاکستان، آذربایجان، عربستان، ارمنستان ، مصر، تایلند، فیلیپین، برزیل ووو  پیاده می کنند سخنی نمی رانند.  

راستش این است که جمهوری اسلامی با همه ی ویژگی های زیرساختاری و دستگاه فرماندهی خود یک نظام سرمایه داری است. در همه ی این کشورها طبقه سرمایه دار کوچک و انگلی ولی نیرومند، خودکامه، زورگو، سنگدل و فرمانروا، در برابر طبقه بزرگ و زیر ستم طبقاتی کارگران و مزدبگیران ایستاده است. در این تردیدی نیست که همه ی لایه های بورژوازی انگلی برای پاسبانی از منافع طبقاتی خود در همه ی این کشورها در برابر توده های رنج و تنگ دستان و تهی دستان ایستاده اند.

برای آماده کردن شرایط شایسته ذهنی انقلاب ”چپ”  باید وظیفه دموکراتیک و سوسیالیستی خود را به خوبی بشناسد و با هشیاری پیاده کند. ”چپ”  باید با پیش گزاری یک برنامه اقتصادی ملی و دموکراتیک راه برون رفت از این گرداب جمهوری اسلامی سرمایه داری را به توده ها نشان دهد.

*****

یادداشت: در این نوشته همه ی نیروهای کارگری، سوسیالیستی و کمونیستی که خواهان رشد اقتصادی غیرسرمایه داری هستند،”چپ” خوانده شده اند. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.