سوسیالیسم بیش از پیش زنده و پیروز است!

image_pdfimage_print

مقاله ۳۸/۱۴۰۰
۱۷ دی ۱۴۰۰، ۷ ژانویه ۲۰۲۲

این جنبش را اگر هزاران بار نیز در خون مدفون سازید، مانند سمندر رستاخیز می‌کند و نخواهید توانست سرانجام نابود کنید. (احسان طبری)

پیش گفتار

هواداران سرمایه داری و دانشمندانی که  از سفره بورژوازی نان می خورند، هم واره نگین الماس انگشتر سرمایه داری، یعنی کشورهای اسکاندیناوی را به رخ ما می کشند، تا زشتی های این نظام سراسر گندیده را پاک شویی کنند.  

آن ها آگاهانه فراموش می کنند که بگویند که کشورهای اسکاندیناوی از دو جنگ جهانی نه تنها به تندرستی جان بدر بردند، بل که در هر زمانی با پیروزمندان جنگ هم کاری پنهانی و یا آشکار کردند. در برابر این همه سازش کاری ها که به بهای جان رزمندگان ضدفاشیست دیگر کشورها بود، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نزدیک به سی میلیون شهروند خود را که از بهترین جوانان میهن بودند را از دست داد.

هنگام جنگ در هیچ شهر و یا حتا دهکده ی دورافتاده ی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی مرد جوان و یا نوجوانی یافت نمی شد؛ همه ی جوانان برای نبرد علیه فاشیسم و پشتیبانی از مردم جهان در پیشان های (جبهه های) جنگ پیکار می کردند. پس از جنگ، در بسیاری از شهرها نان، آب و خانه یافت نمی شد. پس از پایان جنگ، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی همه ی توان انسانی و اقتصادی خود را برای بازسازی دوباره زیرساختار و تهیه خواربار به کار برده بود. در این میان دولت های اسکاندیناوی، در کشورهایی که حتا یک دهکده بمب باران شده نداشته است، دست های خود را پیروزمندانه بالا برده بودند. در این کشورها تنها کمونیست ها و برخی  ضدفاشیست های پیش رو علیه آلمان نازی جنگیدند. بیش تر راست گرایان و سوسیال دموکرات ها باوری به ایستادگی نداشتند و خواهان هم کاری نرم با نازی ها بودند و برای همین هم سرسپردگی در برابر نازی ها را پذیرفتند.     

با این همه زخم های ژرف بر تن، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی هیچ گاه خویش کاری های (وظیفه) انترناسیونالیستی خود را فراموش نکرد. از سال ۱۹۳۳ در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی آموزش گاهی شبانه روزی برای کودکانی ساخته شده بود که پدر و مادران انقلابی شان در گوشه و کنار جهان برای به بودی جهان می رزمیدند. در این آموزش گاه که نامش اینتردم (Interdom) بود، همه ی این کودکان با زبان مادری آموزش می دیدند و در باره ی تاریخ و فرهنگ سرزمین مادری- پدری خود می خواندند و یاد می گرفتند. این است پیمان و پایبندی که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به هم بستگی جهانی داشته است؛ جهان را از گزند فاشیسم و نازیسم رهاند و بی هیچ چشم داشتی از این کودکان و نوجوانان نگه داری می کرد و ارزش های والای انسانی و انسان دوستی را به آن ها می آموخت.        

بدبختانه، در همان دوران بودند کسانی که ناآگاهانه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را “سوسیال امپریالیسم” می خواندند و به جای نیرومند کردن اردوگاه سوسیالیسم و جنبش های آزادی بخش آب به آسیاب امپریالیسم می ریختند.

شوربختانه، همان دیدگاه امروز به گونه ای دیگر برای پخش نادرستی علیه جمهوری خلق چین زاییده شده است. آن ها یی که در گذشته به چیزی کم تر از پی روی کورکورانه از کتاب سرخ مائو خشنود نبودند، هم اکنون که زادگاه او به چنین دست آوردهای شگفت انگیزی دست یافته است، آن را یک نظام سرمایه داری می نامند. آن ها آگاهانه و یا ناآگاهانه بزرگ ترین دست آورد انسان در پایان سده بیستم و آغاز سده بیست و یکم را به تاج سر سرمایه داری می چسبانند.

سرمایه داری در هیچ کجا توان انجام پیش رفت اجتماعی گسترده و تهی دستی زدایی را نشان نداده است. این چنین پیش رفت اجتماعی تنها زمانی شدنی است که کشور زیر رهبری بهره کشانی که هم واره به دنبال بیش سازی سود هستند نباشد؛ چنین انقلاب اجتماعی تنها زمانی شدنی است که مالکیت ابزار پایه ای و بنیانی تولید همگانی باشد. نام چنین نظامی سوسیالیسم است. 

بگذارید در زیر به بررسی چند نکته بر جسته در این باره بپردازیم. نخست نگاهی به دروغ پردازی امپریالیسم در باره ی جمهوری خلق چین  داشته باشیم و پس از آن به بررسی آمیزه (ترکیب) هم وندهای (عضوها) حزب کمونیست بپردازیم و در پایان نشان دهیم که چه کار شگرفی در جمهوری خلق چین در باره ی نابود کردن نداری، پایداری محیط زیست و چند قطبی کردن جهان انجام شده است.

دروغ پردازی امپریالیسم در باره ی چین

امپریالیسم آن چنان از پیش رفت های سوسیالیستی جمهوری خلق چین  می ترسد که هم واره در تلاش است که یا دست آوردهای آن را میوه نظام سرمایه داری بینگاراند و یا با دروغ آن ها را وارونه نشان دهد.

رسانه های غربی پندار نادرستی در  باره ی راست گویی خود را میان خوانندگان خود پخش می کنند. راستش ولی این است که این رسانه ها هیچ گاه در باره ی اردوگاه سوسیالیسم  و جنبش کارگری و کمونیستی راست نگفته اند و هم واره دیدگاه بورژوازی را بازتاب داده اند.

هستند روزنامه نگاران دلیر و با فرجاد (با وجدان) که در برابر این گونه بازتاب یک سویه رسانه های بورژوازی ایستادند، ولی آن ها هم اندک اندک به راهی دیگری رانده شدند. یکی از این روزنامه نگاران «خاویر گارسیا» (Javier Garcia) رئیس دفتر خبرگزاری (EFE News Agency ) اسپانیا در پکن است که گفته است که برای دست کاری های رسانه های غربی از داده ها و رویدادها علیه چین، روزنامه نگاری را کنار خواهد گذاشت.[i]  

نهادهای رسانه ای بورژوازی به روزنامه نگاران راست گو و درست کار نیازی ندارند. بنیادهای دیدگاه سازی (think tank) بورژوازی دوستان خود را با شیوه های گوناگون در دنیای روزنامه نگاری و رسانه ها بالا می برند و دیگرانی را که پردلی راست گویی را دارند متهم می کنند که از پکن پول می گیرند و می خواهند با این هوچی گری (شانتاژ) نوای کم توان راست گویی را میان این گونه روزنامه نگاران خاموش کنند و آن ها را  به گوشه ای رانند.

دست گاه های گوناگون رسانه ای بورژوازی پررویی را تا به آن جا رسانده اند که به دیگر روزنامه ها برای نوشته های ضدچینی پول پیش نهاد می کنند.  

روزنامه های زیمباوه در باره ی سیاست ضدچینی امپریالیسم آمریکا روشن گری کردند و نوشتند که امریکا «رشوه هزار دلاری برای بازتاب نادرست » رویدادها از چین به رسانه ها می دهد. «هرالد»، بزرگ ترین روزنامه زیمباوه در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۱ خود از دوزوکلک (توطئه) امپریالیسم آمریکا علیه جمهوری خلق چین گفت و نوشت که دفتر دموکراسی، حقوق بشر و کار وزارت امور خارجه آمریکا به دنبال پخش نادرستی در رسانه های مستقل و شبکه های اجتماعی در باره ی جمهوری خلق چین  است. امپریالیسم آمریکا روزنامه نگاران محلی زیمباوه را برای پخش نادرستی در باره ی جمهوری خلق چین  و زیر پرسش بردن سرمایه گذاری چینی ها آموزش می دهد و پول می دهد. «هرالد» در شماره روز۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱ خود با نام  «هیچ گاه مورد سوء استفاده آمریکا علیه جمهوری خلق چین  قرار نگیرید»، از همه ی شهروندان خود درخواست کرد تا تلاش بیمارگونه آمریکا برای بد نام کردن جمهوری خلق چین و سرمایه گذاران چینی در زیمباوه را نادرست بدانند (محکوم نمایند). «هرالد» نوشت که جمهوری خلق چین  وارونه امپریالیسم آمریکا نیازی به چیره شدن (تسلط) بر جهان ندارد و دوست دارد که به دنبال به بودی همگان و ارزش های مشترک جهانی باشد.

این تنها مشتی از خروار است. امپریالیسم آمریکا در همه ی کشورهای جهان، به ویژه در کشورهای دوست، می کوشد دروغ بپراکاند و با هزاران ترفند سیاست های درون مرزی و برون مرزی جمهوری خلق چین  را زیر پرسش ببرد. 

شوربختانه، برخی از دوستان “چپ” ما به نام سوسیالیسم با ارکستر بزرگ ضدچینی امپریالیسم هم نوایی می کنند. آن ها تلاش شبانه روزی خود را برای بدنام کردن جمهوری خلق چین به کار می برند و با آوردن هزاران ناکاستی درست و نادرست می کوشند نشان دهند که جمهوری خلق چین نه یک کشور سوسیالیستی بلکه یک کشور سرمایه داری است. هر مارکسیستی می داند که در یک نظام سرمایه داری طبقه بهره کش بورژوازی دستگاه فرمان روایی کشور را در دست خود دارد. بیاید ببینیم که آیا این داوی (ادعا) که تهی از واکاوی طبقاتی جامعه چین است با واقعیت جامعه چین هم خوانی دارد.   

حزب کمونیست

حزب کمونیست ۹۵ میلیون هم وند در ۴٫۸ میلیون شاخه حزب دارد. این حزب بزرگترین حزب سیاسی است که جهان تا کنون به خود دیده است. یک چهارم هم وندان این حزب زیر ۳۵ سال و  ۲۹٪ زن هستند. بیش از نیمی از هم وندان حزب پایان نامه دانشگاهی دارند. پژوهش گسترده در این باره نشان می دهد که حزب کمونیست زیر رهبری سرمایه داران بزرگ یا کوچک نیست، بلکه وارونه، شمار کارگران هم وند حزب از ۱۶ درصد در سال ۱۹۸۸ به ۳۰ درصد در سال ۲۰۱۳ افزایش یافته است. شمار هم وندها از لایه «حرفه‌ای‌ها» که به کارکنان و کارمندان علمی، مهندسی، کشاورزی، بهداشت، پزشکی، اقتصادی، مالی، حقوق، آموزش، رسانه ها و دینی گفته می شود از گذشته افزون تر شده است و هم اکنون به ۲۷ درصد رسیده است. ۳۸ درصد رهبری حزب نیز ریشه در این لایه «حرفه‌ای‌ها» دارند.     

در جدول زیر جابجایی طبقه و لایه های اجتماعی گوناگون را در درون حزب می بیند.

همان گونه که می بینیم، بیش ترین هم وندان حزب از کارگران (دستی، یقه سفید و حرفه‌ای) هستند. هفتاد درصد از هم وندهای حزب از کارگران صنعتی، کارگران دفتری و یا کارمندان دولتی هستند. اگر حرفه ای ها را هم لایه ای بدانیم که هم چون انگل از خون رنج بران نمی مکند و از دست رنج کار دیگران بهره کشی نمی کنند، بدان گاه در می یابیم که ۹۶ درصد هم وندهای حزب از طبقه و لایه های غیربهره کش جامعه هستند. آمیزه (ترکیب) اجتماعی حزب نشان می دهد که حزب کمونیست چین، حزب کارگران، تکنوکرات ها و کارمندان دولتی است. با این دسته بندی که در درون حزب دیده می شود، سخن گفتن از حزب سرمایه دارها و یا دولت سرمایه داری یاوه گویی است.

این سخنان به معنای این نیست که نبرد طبقاتی در رهبری حزب کمونیست چین پایان یافته است. همان گونه که در نمودار زیر می بینیم درصد سرمایه داران و حرفه ای ها در رهبری حزب افزایش یافته است.

۱۸ درصد از شهروندان چین از لایه حرفی ای ها هستند، ولی ۲۶ درصد از هم وندهای حزب از این لایه هستند. ۵۰ درصد از شهروندان چین از کارگران هستند، ولی ۳۰ درصد از هم وندان حزب کارگران هستند و تنها ۱۵ درصد از رهبری حزب از کارگران هستند. این داده ها می تواند کمی نگران کننده باشد، ولی تاریخ حزب کمونیست نشان می دهد که تنه “چپ” حزب هم واره نیرومندتر از سر “راست” حزب بوده است. با این همه نبرد طبقاتی هنوز پایان نیافته است و باید برایند آن را در آینده دنبال کرد.

خوراک

تهیه خوراک مردمان جهان به دلیل های فراوانی، از میان آن ها یکه تازی (انحصار) شرکت های چند ملیتی خواربار، دگرگونی های آب و هوایی و درگیری های نظامی میان برخی از کشورها، یکی از چالش های بزرگ جهانی شده است.

جمهوری خلق چین با یک برنامه دراز زمان و با پشت کاری کشاورزان خود توانست به خودبسندگی تولید کالاهای خوراکی دست یابد. جمهوری خلق چین با هوشیاری و ریزکاری در پیاده کردن برنامه های کلان خود سال هاست که جو و گندم بیش از نیاز خود تولید می کند. 

برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که پس از گذشت ۴۰ سال از آغاز گشایش در چین، بیش از ۸۰۰ میلیون تن چینی از تنگ دستی بیرون آورده شده اند. جمهوری خلق چین ده سال زودتر از دستور کار سازمان ملل برنامه تنگ دستی زدایی را با پیروزی به پایان رسانده است. «آنتونیو گوترش» دبیر کل سازمان ملل در این باره گفته است که جمهوری خلق چین در ده سال گذشته، بیش تر از دیگر کشورها در نبرد با نداری پیروز بوده است؛‌ «رابرت زولیک» رئیس پیشین بانک جهانی نیز با شگفتی از روی کرد چین، گفت که بزرگ ترین جهش در تاریخ ریشه کنی نداری در جمهوری خلق چین انجام شده است.

جمهوری خلق چین نه تنها توانست ۱.۴ میلیارد شهروند چینی خود را سیر کند بلکه حتا به دیگر کشورهای جهان نیز کمک خوراکی می کند. دانه برنج های ویژه برنامه ریزی شده در جمهوری خلق چین به بسیاری از کشورهای آفریقایی کمک می کند تا مردم خود را از گرسنگی برهانند؛ جمهوری خلق چین به کوبا هم برای افزایش تولید فراورده های خوراکی کمک می کند. جمهوری خلق چین سرمایه گذاری در کشورهای دیگر و هم کاری کشاورزی با آن ها را گسترش می دهد و به بالا بردن تولید کشاورزی بسیاری از کشورها می پردازد. آمارهای خود دولت جمهوری خلق چین نشان می دهد که این کشور به کشورهای تنگ دست در زمینه های فن آوری نوین کشاورزی کمک می کند، تا آن ها بتوانند با گرسنگی نبرد کنند. جمهوری خلق چین  هم چنین از دادوستد نابرابر کالاهای کشاورزی و خوراکی ناخرسند است و می خواهد بازارهایی با دست رسی برابر برای همه ی کشورها را فراهم آورد.

«یوسف زایی» از کنش گران رسانه ای پاکستان، تنگ دستی زدایی جمهوری خلق چین  را برنامه ای دوراندیش و هدف مند می داند که با همبستگی مردم چین با هم و کمک رسانی از سوی جاهای پیشرفته شرقی به جاهای کم پیشرفته غربی آغاز شد، و با جابجایی مردم دهکده های کوهستانی و دور دست و بنیان گذاری فروشگاه های دیجیتالی، نداری را سراسر نابود کرد.

دولت های محلی برای کاهش نداری و کمک به روستاییان و فراهم کردن درآمدی پایدار برای آن ها، با تلاش های سخت توانستند سرمایه گذاران و بازرگانان را به سرمایه گذاری در این روستاها برانگیزانند. شرکت های مرکزی و دولتی و محلی با بنیان گذاری زیرساختارهای درست زمینه های مادی پیشرفت را فراهم کرده بودند و همین کار بازرگانان و سرمایه داران را به سوی این دهکده ها و شهرهای کوچک کشاند. در جاهای دورافتاده کارخانه، دامداری پرورش گاو و گوسفند و کارگاه های آموزشی برای نبرد با تهی دستی پدید آمد که دشواری های  بزرگ روستاییان را برای داشتن کار و درآمد چاره جویی کرد و مایه پیش رفت اقتصادی شرکت ها و محله ها هم شد.

یکی از پیامدهای ناگوار سرمایه داری خوراک به دور ریختن است. نظام سرمایه داری برای بالا نگه داشتن بهای کالاهای خوراکی، بیش تر دوست دارد تا خواربار نفروخته را، به جای آن که به تنگ دستان گرسنه بسپارد، به دور بریزد.

جمهوری خلق چین  سال هاست که به دنبال تولید بهتر، خوراک بهتر، زیست بومی بهتر و زندگی بهتر است. داده ها نشان می دهند که جمهوری خلق چین  با آموزش شهروندان و برنامه ریزی ریز، هم اکنون از به دور ریزی ۱۳ میلیون تن خوراکی جلوگیری می کند. برآورد سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (Organisation of the United Nations (FAO)) این است که یک سوم فراورده های خوراکی تولید شده برای انسان یعنی نزدیک به ۱.۳ میلیارد تن سالانه بر باد داده می شود. در بریتانیا، سالانه ۱۰ میلیون تن خواربار و نوشیدنی به دور ریخته می شود که می توان آن را ۶۰ درصد کاهش داد. در بریتانیا، تنها در سال ۲۰۱۵، ۱۳میلیارد پوند از خواربار را خانواده ها به دور ریختند.[ii]  

خواربار دور ریخته شده در امریکا در سال ۲۰۱۰ ، برابر با ۶۰ میلیارد کیلو خوراک و ۱۶۱ میلیارد دلار بهای آن بود. در ایالات متحده، بیش از یک سوم از خواربار تولید شده از دست می رود و خورده نمی شود.[iii]

جمهوری خلق چین  در سال گذشته قانون نبرد با دور ریزی خواربار را برنهاد کرد( تصویب کرد)؛ برنامه های آگهی سراسری زیر نام «بشقابت را پاک کن» در جمهوری خلق چین به نمایش گذاشته شد، تا از خواربار دور ریزی جلوگیری شود. کشوری که دستگاه فرمان دهی آن در دست مردم باشد به خواست و آزِ بیش سازی سود سرمایه داری خواربار نمی اندیشد بلکه نیاز و تندرستی مردم را برجسته می کند.

یکی از چالش های بزرگی که جهان با ان روبرو است از دست رفتن زیست بوم های بزرگ در گوشه و کنار جهان است.

پاسبانی از زیست بوم ها، جنگل کاری و حل کمبود آب در چین

در کشورهای  سرمایه داری از آن جایی  که سرمایه فرمان روایی می کند، به هر چیزی به چشم کالا نگریسته می شود، حتا جنگلی که از آنِ همه ی انسان ها، جانوران و گیاهان جنبنده زمین است. برایند جنگل زدایی و فروش چوب در سراسر جهان سالانه ۱۵ میلیارد درخت بریده شده است. هفت میلیون هکتار در سال جنگل زدایی می شود و از سال‌۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵، جهان ۱۲۹ میلیون هکتار (یعنی به اندازه آفریقای جنوبی) از جنگل‌های خود را از دست داد.[iv]

در جمهوری خلق چین ولی از آن جایی که جنگل از آنِ همه ی مردم است، روند جنگل کاری جای گزین جنگل زدایی شده است.

جنگل کاری های انجام شده در استان های چین در ۱۵ سال گذشته، سالانه از ۴۰ هزار به ۴۴۰ هزار هکتار افزایش داشته است. در چند دهه ی گذشته، میلیاردها درخت در جنگل های نو در این کشور برای پیکار با بیابان زایی و فرسایش خاک کاشته شده و صنعت کاغذ و چوب را نیز در این کشور گسترش داده است.

 بر پایه گزارش پژوهش گران جنگل کاری چین برای کاهش کربن (carbon sink) بسیار سودمند بوده است و روی هم رفته بیش از ۳۵ درصد کاهش کربن در جهان را فراهم کرده است.‌ ۲۸ درصد از دی اکسید کربن جهان در چین تولید می شود، ولی برنامه جمهوری خلق چین  این است که در سال ۲۰۶۰ تولید کربن به صفر برسد.

«ناسا» در سال ۲۰۱۹ میلادی با انتشار گزارشی گفته است که جهان در هم سنجی با گذشته سبزتر و با محیط زیست سازگارتر می شود و در این راه جمهوری خلق چین  یکی از کشورهایی است که نقش بسیار برجسته ای داشته است. برای نمونه کیفیت هوا، آب و خاک شهر پکن در سال ۲۰۲۰ میلادی، به گونه ای چشم گیری بهبود یافته و محیط زیست این شهر هر روز بهتر شده و دی اکسید کربن تولید شده هر روز کم تر می شود.در سال ۲۰۲۰، شمار روزها با کیفیت هوای خوب به ۲۷۶ روز رسید که در هم سنجی با پنج سال پیش ۹۰ روز افزایش داشته است. شمار روزهای بسیار آلوده ۱۰ روز بوده که در هم سنجی با پنج سال پیش ۳۶ روز کاهش داشته است.

یادگیری از اندوخته های جمهوری خلق چین  در باره ی آب رسانی به جاهای کم آب کشور، می تواند برای مردم میهن ما که با سختی کم آبی دست و پنجه نرم می کنند آموزنده باشد. بیش از ۸۰ درصد از سرچشمه های آبی چین در جنوب این کشور روان هستند و شمال کشور با کم بود آب روبرو بوده است. دولت جمهوری خلق چین  برای فراهم کردن آب نوشیدنی و کشاورزی شمال کشور،برنامه جابجایی آب از جنوب به شمال را به درازی ۱۲۷۶ کیلومتر پیاده کرد. با این برنامه آب رسانی ده ها میلیارد تن آب از جنوب چین به شمال خشک و کم آب چین جابجا شد. سالانه ۵۷۰ برابر گنجایش آب دریای مازندران هم اکنون جابجا می شود. شبکه تلویزیون «سی جی تی ان» چین در گزارشی نشان می دهد که آب جنوب به شمال چین برای ۱۲۰ میلیون نفر از مردم این کشور سرنوشت ساز بوده است. «جانگ گوان دو» کارشناس آب در این باره می گوید که این یک برنامه زمان بر، بسیار پیچیده و پر هزینه بوده است، ولی چاره ای سوای انجام این کار نبوده است، چرا که اگر این کار انجام نمی شد، شمال چین کم کم به بیابانی دگرگون می شد. کارشناسان جمهوری خلق چین  برای کم کردن پیامدهای زیان آور این جابجایی، هم زمان با این جابجایی آب، برنامه های پخش منطقی آب، پاسبانی از آب و خاک و پاسداری از محیط زیست را نیز پیاده کرده اند. پیش رفت صنعت سنگین و کشاورزی در ده ها سال گذشته برخی از رودخانه های شرقی چین را به فسفات و نیترات آلوده کرده بود. بنابراین، دولت جمهوری خلق چین  صدها میلیون یوان سرمایه را به پاک سازی و زدودن آلودگی آب ها به کار برده است و صدها کارخانه آلاینده از میان آن ها کارخانه های سیمان، ذغال سنگ و کاغذ سازی را بست.

جمهوری خلق چین  و جهان چند قطبی

بی ریب جمهوری خلق چین  در آفریدن جهان چند قطبی شده کنونی نقش بسیار برجسته ای داشته است. کشورهای پیرامونی در گزینش کشورهایی که با آن ها دادوستد اقتصادی می کنند و پیوند بازرگانی دارند بسیار آزادتر از گذشته هستند و این آزادی را وام دار تلاش جمهوری خلق چین  برای گریز از تک قطبی کردن جهان هستند.
جمهوری خلق چین  هرگز، حتا در سال های پرباری که هم کاری با آمریکا فن آوری نوین را به این  کشور آورده بود، باوری به درست کاری آمریکا نداشته است. از همان زمان جمهوری خلق چین  به دنبال استقلال و ناوابستگی خود بود و برنامه های تیزنگر و ریزبینی در راه خودبسندگی خود کشیده بود.

برای نمونه، سامانه جهانی “بی دوئویک” جمهوری خلق چین  یکه تازی (انحصار) “جی پی اس” (GPS) آمریکا را می‌شکند. از آن جایی که نهادهای اقتصادی- نظامی بیش تر کشورها به “جی پی اس” امریکا وابسته هستند، آن ها به ناگزیر درخواست های نادرست امریکا را می پذیرند. نشانک های (سیگنالها) جی پی اس به دو گونه C / A و P هستند که هر دو گونه آن زیر دید آمریکا رهبری می شود. نشانک P که از کد C / A بهتر است برای ارتش آمریکا و دوستانش به کار می رود.

در ماههای ژوئیه و آگوست سال ۱۹۹۳، کشتی باری چینی ” ئین هه” که به بندرعباس می رفت ناگهان نتوانست نشانک ها “جی پی اس” را بیابد و دریافت کند. پس از این رویداد آشکار شد که ایالات متحده ناوبری در آب های نزدیک این کشتی را با در دست داشتن رهبری نشانک ها “جی پی اس” ایست داده است. پس از آن جمهوری خلق چین  برای پاسخ گویی به این گستاخی آمریکا به دنبال ساختن سامانه های ناوبری خود رفت.

از سال ۱۹۹۴ که کار ساخت سامانه “بی دوئو یک” آغاز شد، بیش از ۳۰۰ هزار کارمند علمی و فنی از ۴۰۰ اداره چین در این برنامه کار کردند.

هم اکنون اگر ایالات متحده “جی پی اس” را خاموش کند، مردم دنیا گزینه های زیادی دارند، یعنی می توانند به سامانه “بی دوئو” چین، سیستم گالیله اروپا و سیستم روسیه دسترسی داشته باشند.

ناتوانی امپریالیسم آمریکا در پیش‌گیری از پیش رفت یک جمهوری خلق چین  پرتوان و نیرومند و کم توانی امپریالیسم آمریکا برای ایستادگی در برابر روسیه هر روز نشانه های پرتوان دوری جهان از یک قطبی بودن است.  

راز پیروزی چین

حزبی که در صد سال پیش بیش از ۵۰ هم وند (عضو) داشت، توانست پس از صد سال با فراز و نشیب های بسیار و آزمون و نادرستی پی در پی مردم را در دست یابی به دستاوردهای بزرگ امروز رهبری کند.

به گفته ی رادیو چین صد سال پیش، چین در مرداب یک جامعه نیمه استعماری و نیمه فئودالی دست و پا می‌زد؛ مردم آن دوران آشفته و افسرده بودند و راه آینده را نمی‌دانستند. کمونیست‌های چینی هم راهی همیشگی با مردم را، راز پیروزی مردم چین می دانند. حزب توانست با هم آهنگی با مردم به پیش گزاری برنامه های درست بپردازد و با فراهم کردن یگانگی در توده ها در باره ی این برنامه ها و پذیرش آن ها، برنامه ها را با کارآمدی و نوآفرینی پیاده کند.

حزب کمونیست چین «ده پایبندی» را پایه کار خود کرده است: پایبندی به رهبری حزب، مردم محوری، نوآوری نظری، استقلال و ناوابستگی، راه ویژه چین، در آغوش گرفتن جهان،  نوآوری پیشگامانه، مبارزه دلیرانه، جبهه متحد و خود انقلاب.

حزب می گوید که کلید پیش رفت جمهوری خلق چین  در درون حزب نهفته است.؛ و هر کسی که دل سوز مردم  است، در دل مردم جای دارد. چینی‌ها راه خود را، بر پایه تئوری مارکسیسم- لنینیسم و با ارج گذاری و آموزش از تاریخ و فرهنگ خود دنبال می کنند. مردم چین به بدی باور ندارند و هرگز تنش نمی آفرینند. آن ها به جبهه متحد پایبند هستند تا پیوسته «دایره دوستان»  گسترش یابد.

چینی‌ها به صلح و هم زیستی برادرانه و دوستانه با دیگر کشورها باور دارند، ولی اگر دیگران خواهان درگیری باشند، آن ها ترسی هم ندارند و آماده جنگ هستند.  

پایان سخن

امپریالیسم به بی هوده کوشید تا باد در شیپور پایان تاریخ بدمد. امپریالیسم به بی هوده  کوشید تا نام سوسیالیسم را از تاریخ بزداید.  امپریالیسم به بی هوده کوشید تا اندیشه سوسیالیسم را ناپدید کند و به ریش خند بگیرد.

“پیروزمندان” پس از پیروزی گذرای ضدانقلاب در اردوگاه سوسیالیسم پیشین خرمستانه فریاد زدند که جهان آزاد شد و سوسیالیسم به خاک سپرده شد.

هم اکنون که سرمایه داری جهان را به پرت گاه نابودی کشانده است و همه ی توده های جهان از ناتوانی آن آگاه شده اند، امپریالیسم با کمک دوستان سوسیال دموکرات خود می گوید: چه کنیم چاره ای نیست، باید با این بدبختی ها بسازیم و پیامدهای ناگوار آن را کم تر کنیم، چرا که راه دیگری سوای سرمایه داری نیست. سوسیال دموکرات ها با بزرگ واری می گویند که اندیشه سوسیالیستی بی تردید اندیشه ناب و پاکی است، ولی تاریخ نشان داده است که نمی توان آن را پیاده کرد و در هیچ جای دنیا ما نمی توانیم یک نظام سوسیالیستی بیابیم که به درستی کار کند.   

پاسخ ما به همه ی این دروغ پردازی ها و ریاکاری ها و ” مشت مشت بر ستاره ها، رنگ شب” (ا.ط) پاشیدن ها روشن است. ما با سرافزاری و گردنی افراشته از جمهوری خلق چین سخن می رانیم و نمونه می آوریم و می گویم که “دشوار است؛ البته دشوار است، ولی شدنی است؛ بهترین دلیل آن، کارنامۀ زندگی بشری است. آن‌چه که در کارنامۀ زندگی بشری، در تاریخ زندگیِ بشری ‌شده، از شدنی‌ها حکایت می‌کند. ” (ا.ط)   

آن چه که جمهوری خلق چین به ما نشان داده است “از شدنی‌ها حکایت می‌کند”؛ پیروزی اندیشه سوسیالیستی و برتری بی همانند آن در برابر نظام بهره کشی سرمایه داری.

جمهوری خلق چین  کم تر از چهل سال نزدیک به یک میلیارد شهروند خود را از نداری و تنگ دستی بیرون آورده است. در همین زمان با جولان و یکه تازی چهل ساله نئولیبرالیسم، توده های رنج بر کشورهای اسکاندیناوی، این گهواره کهن و بهشت برین سوسیال دموکراسی، هر روز بی کارتر، تنگ دست تر، بیمارتر و بی آینده تر از روز پیش شده اند.

جهان و جنبش کمونیست میهن ما، بی آن که بخواهد نسخه برداری کند، می تواند از الگوی سوسیالیسم چینی بسیار چیزها در نبرد علیه نداری و تنگ دستی بیاموزد.

سرچشمه های کمکی

https://persian.cri.cn

www.cgtn.com

A study of Chinese urban elite transformation between 1988 and 2013
Li Yang, Filip Novokmet, Branko Milanovic
July 2019


[i]https://www.msn.com/en-xl/news/other/spanish-reporters-frustration-over-absurd-anti-china-drama-draws-echoes/ar-AAOYofi

[ii] https://publications.parliament.uk/pa/cm201617/cmselect/cmenvfru/429/42903.htm

[iii] https://www.usda.gov/foodlossandwaste

[iv] https://8billiontrees.com/trees/how-many-trees-cut-down-each-year/

6 Comments

  1. جمال حق گو

    امپریالیسم در مقابل چین هیچ غلطی نمیتونه بکنه. چین فروپاشی شوروی را دقیقا مطالعه کرد و متدهای امریکا را کاملا میشناسه و مثل شوروی متین نیست به سرعت با هر حمله مقابله میکنه.

    موفق باشی

  2. Mohsen

    درود به رفیق دلاور آمار بسیار هم عالی ولی دشمن غدار را دستکم نگیریم در اتحاد شوروی پس از جنگ دمکراسی رادست کم گرفتند و سخن لنین بزرگ را که بدون مردم بزرگ ترین سلاح هاباد هوا است ‌شد آنچه شد مبارزه طبقاتی در چین به پایان نرسیده و یلتسین ها در کمین اند به نظر من دمکراسی تنها سلاح مبارزه است پاینده باشی بدرود سیامک عزیز

    1. سیامک

      حق با شماست رفیق جان. نبرد طبقاتی در چین هنوز پایان نیافته است و امپریالیسم بی گمان می کوشد تا جمهوری خلق چین را از راه درست به در برد.

      اندوخته های ما نشان می دهد که نباید خیلی زود دست ها را پیروزمندانه بالا برد و هوشیاری را فراموش کرد.

      پیروز باشید رفیق گرامی

  3. Mohsen

    سیامک عزیز سحر۴٫۳۰ بوقت تهران مقاله زیبای ترا خواندم سپس برگردان«دیالکتیکتاریخ » که فرهاد گرامی بخش سوم درباره فویرباخ راتوصیه کرده بود مطالعه کردم بغض ام ترکید که دیگر رفیق فرهاد پیش ما نیست بعد بخودم نهیب زدم فرهاد ما زنده است و همچنان باعث خیر و برکت است « سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز. مرده آن است که نامش به نکویی نبرند » بدرود

    1. سیامک

      شما تنها نیستید در غم تان رفیق گرامی محسن جان. از مرگ ترسی نداشت و تنها نگرانی این رفیق این بود که بار دوش ما را با مرگ خود بیش تر می کند.

      یادش گرامی باد و راهش پاینده

  4. Mohsen

    درود به سیامک دلاور بسیار هم جالب دست درست سیامک جان.
    درهمین لحظه دیگر تسلیم ج، ا. دربرابر امپریالیسم خونخوار مالی جهان به قول امریکای ها تبدیل شده به یک”fact”.

    چه باید کرد دلاور؟ راهکار م . ل. ها چیست؟
    بدرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.