پیاده کنندگان اقتصاد نئولیبرالیستی، ضدامپریالیست نیستند!

image_pdfimage_print

مقاله ۳۹/۱۴۰۰
۲۶ دی ۱۴۰۰، ۱۶ ژانویه ۲۰۲۲

پیش گفتار

جامعه دارای یک هسته اقتصادی و یک پوسته سیاسی – حقوقی است و رابطه این هسته و پوسته، رابطه ماهیت و پدیده است و اگر شخص سطحی نگر باشد، پوسته را می بیند و هسته را نمی بیند. (احسان طبری)

دوباره گفت و گوی برجام با فراز و نشیب دنبال می شود. از یک سو زایش دوباره برجام، آتش امید در دل های غمین هم میهنان ما برانگیخته است و از سوی دیگر، گروهی دوباره در شیپور ضدامپریالیستی بودن رژیم می دمند.  

رژیم جمهوری اسلامی آگاهانه با کمک دستگاه های رسانه ای خود هر دو پندار نادرست را نیرومند می کند. رژیم می خواهد همه ی بدبختی های کشور را به روی سر برجام خراب کند و خود را بی گناه بداند. اما راستش این است که آن چه که در میهن و بر مردم ما گذشته است و هم چنان می گذرد، ریشه در نظام اقتصادی نئولیبرالیستی سرمایه داری دارد و پیامدهای تحریم اقتصادی امپریالیستی را می توان قوزی بر پشت این گوژپشت دانست و نه دلیل بنیانی آن.  

بدفرجام یا خوش‌فرجام بودن گفت و گوهای برجام به خودی و خود کم ترین چیزى از سرشت نامردمى و ددمنشی رژیم نخواهد کاست، چرا که گرانی، تورم، بی کاری، نداری و ستم ریشه در نظام سرمایه داری اسلامی دارد. ما هیچ نشانی از به بودی زندگی مردم در دوران پنج ساله ای که پیمان برجام پابرجا بود ندیدیم. در آن پنج سال، مانند سی سال گذشته در بر همان پاشنه گشت؛ مردم ندارتر و لایه های بورژوازی انگلی پول دارتر شده اند.   

چه این پیمان دوباره زنده شود و چه به خاک سپرده شود، جمهوری اسلامی آن را بی گمان پیروزی “حق بر باطل” خواهد دانست و با بوق و کرنا شکست آمریکا را به گوش همگان خواهد رساند و خود را تنها نیروی راستین ضدآمریکایی جهان خواهد خواند.

برخی از دوستان و رفیقان ما هم با این جار و جنجال رژیم هم نوایی می کنند. کژاندیشی همچون بختکی بر خِرَد آن ها سنگینی می کند و آن ها پیوسته لاشه گندیده این رژیم را با گُل های ضدامپریالیستی آرایش می دهند و خوش بو می نمایانند. شوربختانه باید گفت که کاخ های پنداری ضدامپریالیستی که آن ها برای رژیم می سازند، باری از دوش رنج برانی که با دشواری های فراوان زندگی دست و پنجه نرم می کنند نمی کاهد. 

بگذارید در زیر به بررسی این بپردازیم که فرای این که فرجام گفت و گو برجام چه باشد، نمی توان آن یا روی داد همانند دیگری را نشان ضدامپریالیستی خواندن رژیم دانست.

امپریالیسم خواهان اقتصاد نئولیبرالیستی است

در شرایط کنونی جهان که ”جهانی سازی“ به سود سرمایه مالی امپریالیستی پیاده می شود، نمی توان هنگامی که نظام اقتصادی در کشورهای پیرامونی سرمایه داری است از استقلال ملی سخن گفت. امپریالیسم این کشورها را برای پیاده کردن نسخه نئولیبرال سرمایه داری زیر فشار می گذارد. بدین گونه، تضاد خلق های کشورهای پیرامونی با امپریالیسم را نمی توان جدا از تضاد این خلق ها با نظام سرمایه داری دانست و بررسی کرد. برای همین نبرد آزادی بخش و ضدامپریالیستی خلق های کشورهای پیرامونی، همانا نبرد علیه ”جهانی سازی“ امپریالیستی و اقتصاد نئولیبرالیستی است.    

آموخته ها و پیش داده هایی که ما از کشورهایی که در گرداب نئولیبرالیسم فرو رفته اند، از کشورهای اسکاندیناوی تا یونان، اسپانیا، ایتالیا و دیگر کشورهای پیرامونی اتحادیه اروپایی، تا تایلند، فیلیپین و بنگلادش و ترکیه داریم، نشان می دهد که سیاست اقتصادی- اجتماعی نئولیبرالی تنها به بهره کشی بیش تر نیروی کار انسانی و ژرف شدن بحران در کشورها می انجامد. اکنون شرکت اینترنتی آمریکایی ”آمازون“ حتا در کشورهای پیش رفته سرمایه داری مانند آلمان و انگلستان، از هزاران کارگر برده وارانه بهره کشی می کند و نمی خواهد با سندیکاهای این دو کشور در باره ی شرایط کار و دستمزد کارگران و کارمندان پیمان ببندد.   

افزون بر این باید یادواری کرد که نئولیبرالیسم، تنها یک نسخه اقتصادى نیست، نئولیبرالیسم برای رسیدن به هدف های طبقاتی نیاز به یک دستگاه سیاسی- ایدولوژیک نیز دارد تا که بتواند انسان را به بند کشد و سراسر هستی انسان را در بر گیرد.

فرمان روایان در جامعه سرمایه داری توانسته اند سرکردگی اندیشه را در این جامعه ها به دست خود بگیرند و دیدگاه بهره کشی از دست رنج دیگران را بخشی از اندیشه اجتماعی جامعه کنند. آن ها به بخش بزرگی از مردم پذیراندند که هنگامی که میلیاردها پول به جیب می ریزند، پول و خردهایی هم برای تنگ دستان و لایه های میانی به زمین ریخته می شود ( سرمایه دارتر شدن چند تن انگشت شمار، به سود بیش تر مردم نیز است!).    

در کشورهای پیرامونی، امپریالیسم با یاری بورژوازی انگلی این دیدگاه کژپندارانه و برتری جویانه را با به کنار راندن جنبش صنفی، سرکوب نیروهای سوسیالیستی، زندان، شکنجه و کشتار کنش گران کارگری، به اندیشه برتر دگرگون ساخته است. درست برای انجام همین کار، واپس گرایان فرمان روای میهن ما به سرکوب جنبش کارگری و جنبش آزادی خواهی و با رسانه های خود به نادان سازی (تحمیق) توده ها می پردازند.  

خصوصی سازی، نابودی پیمان های رسمی کار، کم جان کردن قانون کار، سرکوب سازمان های کارگران، نبرد طبقاتی بورژوازی انگلی از بالا است که برای پیاده کردن نسخه اقتصادی نئولیبرال امپریالیستی انجام می گیرد. بورژوازی انگلی بارها دشمنی طبقاتی خود را با طبقه کارگر ایران نشان داده‌ است و هم اکنون نیز ما این کینه را در نبرد طبقاتی کنونی می بینیم. برای نمونه، روزانه در سراسر میهن، کارگران ساختمانی هنگام پگاه در میدان های شهر گرد هم می آیند، به امید آنکه بتوانند نیروی کار خود را حتا برای یک روز به فروش برسانند.  

بدین گونه، امپریالیسم برای گریز از بحرانی که تاروپود آن را فراگرفته است، نیاز به پیاده کردن اقتصاد نئولیبرالیستی دارد.

یک واکاوی طبقاتی باید پیوند دیالکتیکی میان ویژگی نظامی گری امپریالیسم و نقشه های اقتصادی سرمایه انحصاری مالی جهانی برای کشورهای پیرامونی را نشان می دهد. هم اکنون نمی توان پیوند دیالکتیکی نبرد علیه پرخاش گری و جنگ جویی امپریالیسم را با پیکار علیه پیاده کنندگان برنامه اقتصادی- اجتماعی امپریالیستی نادیده گرفت. نمی توان پیوند نبرد علیه پیاده کنندگان اقتصادی نئولیبرالیستی و پیکار علیه امپریالیسم را فراموش کرد. گفتن این که چون امپریالیسم رژیم ولایی- فرمان روا بر ایران را بر نمی تابد، پس این رژیم ”ضدامپریالیستی“ است نمی تواند درست باشد.   

پاسداری از مرزهای میهن و استقلال کشور و پشتیبانی از حق حاکمیت ملی، با نبرد ضد اقتصاد نئولیبرالیستی امپریالیستی پیوند جدایی ناپذیر دارد. بدین گونه می توان رژیمی را ضدامپریالیست خواند که با پایه گذاری یک اقتصادی ملی و مردمی برای مردم میهن خود، تولید ملی و نقش برجسته طبقه کارگر را در آن نیرومند کند و سیاست اقتصادی آن ضد برنامه های سفارش شده نهادهای جهانی امپریالیستی مانند صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، سازمان تجارت باشد.     

هم سویی بورژوازی انگلی با امپریالیسم

هنگامی که واکاوی یک پدیده با ذره بین طبقاتی انجام نشود و تنها نمود برونی پدیده دیده شود، بدان گاه درگیری میان جمهوری اسلامی و امریکا آن چنان بزرگ می شود که هم سویی منافع امپریالیسم با منافع بورژوازی انگلی در غارت سرمایه ملی و بهره کشی از طبقه کارگر دیده نمی شود. بدین گونه، درگیری میان جمهوری اسلامی و امریکا، جدا از دیگر پدیده های درونی بررسی می شود و چشم به روی یگانگی و هم سویی منافع واپس گرایان درونی و جهانی بسته می شود. چنین برداشتی می خواهد که با چشم پوشی از منافع طبقه کارگر، آن را به ابزار بورژوازی انگلی در درگیری با آمریکا دگرگون کند. بدین گونه، بزرگ کردن درگیری لایه ای از بورژوازی انگلی با آمریکا، هم کاری سرمایه مالی برون مرزی و درونی را نادیده می گیرد و سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران را تا به سطح پشتیبانی از منافع این یا آن لایه‌ بورژوازی کاهش می دهد.     

واکاوی طبقاتی حزب طبقه کارگر درست وارونه این کار است، یعنی حزب طبقه کارگر نخست ویژگی های امپریالیسم و پای گاه اجتماعی آن را در درون جامعه روشن می سازد و هم کاران بورژوازی جهانی را که برای پیاده کردن برنامه های نهادهای مالی امپریالیستی در درون جامعه تلاش می کنند را شناسایی می کند.

 بورژوازی با هر روبنای ایدیولوژیکی که رخ بنماید دارای منافع طبقاتی یک سان با امپریالیسم است. چشم بستن بر این پیوند و هم سویی، دیدن منافع مستقل طبقاتی را سخت می کند و هم آهنگی بورژوازی انگلی با امپریالیسم در بهره کشی از طبقه کارگر و رنج بران را نمی بیند. از فردای پس از پایان جنگ این هم سویی آرام آرام آغاز شد و در درازنای زمان ژرفش یافت. این هم سویی منافع را در پیاده کردن اقتصاد سیاسی نئولیبرالیستی امپریالیستی با پوشش اسلامی را هر کسی به آسانی می تواند ببیند. بر کسی پوشیده نیست که این سیاست اقتصادی علیه منافع طبقه کارگر و توده های رنج است.  

نبرد رهایی بخش کنونی، رهایی از چنبره ی سرمایه مالی امپریالیستی و سرمایه مالی درونی به رهبری بورژوازی انگلی (بورژوازی بازرگانی -بوروکراتیک- نظامی- مالی) در ایران است.

افزون بر این، نبرد ضدامپریالیستی به پشتیبانی یک جنبش دموکراتیک مردمی نیاز دارد که جمهوری اسلامی آن را به سختی سرکوب می کند. رژیم کنونی نه تنها نیازی به مردم نمی بیند بل که آن ها را دشمن اصلی و آشتی ناپذیر خود می داند. از این روی، پیکار پیروزمندانه علیه خطر امپریالیسم، از دالان سرنگونی انقلابی رژیم کنونی می گذرد.

چه طبقه ای توان و خواست پشتیبانی از استقلال ملی را دارد؟  

بورژوازی (سرمایه داران) که با هزاران بند اقتصادی و اجتماعی با امپریالیسم جهانی بسته شده اند قادر به نیل استقلال و عدالت اجتماعی نیستند و با هر دوی این مبانی در واقع دشمنند. (احسان طبری)

دوران تاریخی که لایه ای از بورژوازی می توانست از استقلال ملی پشتیبانی کند، با گام گذاشتن امپریالیسم به “جهانی شدن” سرمایه مالی سپری شده است. هم اکنون بورژوازی هر کشور تنها با وابستگی به اقتصاد امپریالیستی می‌تواند به بهره کشی از طبقه کارگر خود و دیگر رنج بران بپردازد. او برای دستیابی به این بهره کشی ناچار به هم کاری با امپریالیسم بر علیه منافع ملی مردم خود است. خصوصی سازی و زیرپا گذاشتن قانون های ملی نشان پایان یک دوران تاریخی است که در آن دست کم لایه ملی بورژوازی توان پاسبانی از حاکمیت ملی را داشت.

منافع ملی جامعه و استقلال ملی در شرایط کنونی، نبرد علیه چیرگی نواستعماری امپریالیسم و نظام سرمایه داری وابسته به آن در ایران است! بورژوازی انگلی و روبنای سیاسی آن با وابستگی خود به اقتصاد جهانی شده ی امپریالیستی نشان داده اند که نه تنها برای منافع ملی میهن ما تره هم خورد نمی کند بل که به دنبال پیوند گسترده تر با اقتصاد امپریالیستی هستند. اگر چه همین بورژوازی عمل گرایانه برای رهایی از ریسمان به گردن فشرده خود دست گدایی به سوی چین و روسیه دراز می کند.  

«منافع ملی» در سرشت خود، طبقاتی است و خط مشی پشتیبانی از “حاکمیت ملی” نمی تواند جدا از سیاست مستقل طبقاتی حزب طبقه کارگر باشد. تنها طبقه ای که منافع آن فراهم کننده منافع همه ی طبقه ها و لایه های میهن دوست جامعه است، طبقه ی کارگر ایران است. پشتیبانی طبقه کارگر ایران از استقلال ملی از این رو به سود همه ی لایه های ملی ایران است که منافع طبقاتی طبقه کارگر با منافع بورژوازی انگلی میهن و امپریالیسم جهانی در تضاد آشکار است. طبقه کارگر با سرمایه مالی امپریالیستی به نبرد بر می خیزد، ولی بورژوازی انگلی با هم کاری خود با امپریالیسم میهن ما را به نومستعمره سرمایه مالی بین‌المللی دگرگون می کند. منافع طبقه ی کارگر ایران در تضاد با منافع نظام سرمایه داری چه با روبنای مذهبی و چه با روبنای سکولار که راست گرایان ضدولایت فقیه خواهان آن هستند هست.  

اندوخته هایی که ما از پیاده شدن ددمنشانه اقتصاد نئولیبرالیستی در بیش از سه دهه داریم به روشنی نشان می دهد که برای پاسبانی از منافع ملی نمی توان زیر رهبری بورژوازی ایستاد، این کار برجسته تنها از دست طبقه کارگر بر می آید. نادیده گرفتن نقش برجسته طبقه کارگر در پاسبانی از استقلال ملی، این پندار را در دیگر لایه ها می آفریند که گویا برای دست یابی به استقلال ملی تنها می توان زیر سایه بورژوازی ایستاد و این کار نه تنها لایه های اجتماعی بل که خود طبقه ی کارگر را هم وابسته به طبقه های فرمان روا می کند.

برای همین با این که در میهن دوستی برخی از دوستان و رفیقان نمی توان تردیدی روا داشت، ولی باید دوباره گفت که «دفاع از حاکمیت ملی» از سوی جمهوری اسلامی دارای سرشت طبقاتی است که به سود بورژوازی و به زیان منافع طبقه کارگر ایران است. بنابراین نمی توان به دلیل «دفاع از حاکمیت ملی» در کنار بورژوازی ایستاد و از همراهی با طبقه کارگر که در برابر آن ایستاده است خودداری کرد.  

پشتیبانی از حاکمیت ملی و نبرد ضدامپریالیستی از دید طبقاتی با نبرد علیه نواستعماری و علیه نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی پیوند ناگسستنی دارد. نبرد رهایی بخش در کشورهای پیرامونی، هم پیکار با پرخاش گری آشکار امپریالیسم و هم نبرد با اقتصاد نئولیبرالیستی سرمایه داری است. یک واکاوی طبقاتی، نیروهای راستین هم راه طبقه کارگر را در پیکار ضدامپریالیستی شناسایی کند. از این رو، به دست آوردن استقلال ملی در دوران کنونی، تنها با طبقه ها و لایه هایی که خواهان اقتصاد ضدنئولیبرالیستی هستند و به رهبری طبقه کارگر شدنی است و نه با زیر پرچم ایستادن بورژوازی.

استقلال سیاست طبقاتی

سیاست باید بر پایه های علمی و اجتماعی که در آن منافع توده های زحمتکش بازتاب یافته، مبتنی گردد. (احسان طبری)

استقلال سیاست طبقاتی حزب توده ایران و یا استقلال طبقاتی سیاست حزب توده ایران برجسته ترین نکته ای است که هنگام واکاوی درگیری میان جمهوری اسلامی و آمریکا نباید فراموش شود. هر دلیلی که این استقلال را زیر پرسش برد خواسته و یا ناخواسته برای پاسبانی منافع طبقاتی لایه‌های بورژوازی انگلی فرمان روا در میهن به کار گرفته می شود.     

نبرد علیه خطر امپریالیسم و برای پاسبانی از استقلال میهن پیکآری است به جا، ولی این پیکار را نمی توان با ایستادن در کنار رژیم انجام داد. نبرد علیه امپریالیسم با نبرد با آن چه که امپریالیسم برای اقتصاد کشور می خواهد پیاده کند، پیوند تنگاتنگ دارد و از آن جدا نیست. سخن بر این نیست که نباید سیاست امپریالیسم آمریکا برای زیر یوغ بردگی کشاندن خلق ها را زیر پرسش برد. سخن بر این است که نبرد با این خطر، در کنار بورژوازی انگلی ایستادن نیست بل که باید با ارزیابی مستقل طبقاتی از دید منافع طبقه کارگر ایران راه درست نبرد با امپریالیسم را در این شرایط یافت.     

چالش بنیانی که مارکسیست ها و به ویژه جنبش توده ای با آن روبرو است، چگونگی سازمان دهی نبرد طبقاتی در شرایط سخت کنونی در جهان و ایران است. پرسش بنیانی این است که نبرد ما باید از چه ویژگی های برخودار باشد، تا به تواند به نیازهای روز توده های رنج پاسخ دهد و هم زمان به سازماندهی جنبش دمکراتیک بپردازد و از استقلال کشور پاسبانی کند. در شرایط امروز میهن ما، نبرد صنفی کارگران، نبرد دمکراتیک آزادی خواهان و پاسبانی از یک پارچگی میهن نه تنها به هم گره خورده است بل که این درهم تنیدگی نیاز به پیکار سیاسی برای گذار از رژیم ولایت فقیه را نیز بیش از پیش روشن تر می کند.

جنبش کنونی چاره ای فرای نپذیرفتن شرایط کنونی و دگرگونی آن ندارد. زندگی درستی این واقعیت را برای توده های رنج و آزادی خواهان روشن کرده است. این ولی تنها گام نخست است. برای انجام پیروزمندانه این کار توده ها باید به برنامه های ما برای آن چه که باید باشد باور کنند. درک پیوند و یگانگی این دو گام، برای پیروزی در این نبرد برجسته است.

حزب توده ی ایران سال ها است که چارچوب کلان این برنامه را به نام انقلاب ملی- دموکراتیک به پیش گذاشته است. برنامه ای که به همه ی هدف های انجام نشده انقلاب بهمن می پردازد.

پایان سخن

دو فرومایگی را هرگز نمی توان بخشید: ۱) فرومایگی خدمت به منافع خود، علیه منافع جامعه؛ ۲) فرومایگی خدمت به ستم گران و تاراج گران تاریخ، علیه عدالت و حقیقت. (احسان طبری) 

به راستى دردآور است دیدن این که آن کس که می بایست با رنج بران و آزادی خواهان باشد، گرسنگی تنگ دستان را می پذیرد و تن به زور و خودکامگى می دهد، تا رژیم “ضدامپریالیست” زنده بماند. دریغ انگیز است دیدن این که روزگار (نیرنگ های جمهوری اسلامی) این دسته را، هنگامی که ما بیش از هر زمان دیگر نیاز به یگانگی و هم اندیشی داریم، به رویارویى با جنبش توده ای مى کشاند. انگار، باور نداشتن به نیروی طبقه خود و زیر پرچم بورژوازی ایستادن در درازاى تاریخ پس از یورش به ما، خمیره درونى برخی از رزمندگان توده ای شده است.   

شوربختانه، آتش یک سویه بینی دامن گیرشان  و زنجیر خشک اندیشی بند پای آن ها شده است. سرشت و درونه هر پدیده ویژگی های کم و بیش پویا و ناآشکار یک نمود است و آن ها به جای کندوکاو کردن سرشت درونی پدیده، شیفته نمود فریبای آن می مانند. آن ها به جای “توفان در هستی برانگیختن” (مارکس) ، به زور برای سازگار ساختن ستیزهای آشتی ناپذیر و ناسازگار انگاردن درگیری های آشتی پذیر می کوشند. به جای تلاش برای سازمان دهی طبقه کارگر در نبرد آشتی ناپذیر با بورژوازی انگلی، آن ها از این طبقه انقلابی می خواهند که خواست های خود را فراموش کند و خود را سپر بلای بورژوازی در درگیری با امریکا کند.

فراموش می شود که رژیم به روی آزادی و استقلال شمشیر کشیده است و عدالت اجتماعی را کُشته است. لایه های گوناگون طبقه فرمان روا، طفیلی‌هایی هستند که سال‌هاست برگرده میلیون‌ها توده‌ی رنج سوارند و سودهای سرسام‌آور را به جیب می ریزند. بورژوازی انگلی از لاشخور هم آزمندتر است. بورژوازی انگلی جانی‌ترین مزدوران و دست‌پرورده های خود را مانند گرگ درنده ای به جان مردم بی پناه ما انداخته است.  این رژیم، آزادی خواهان میهن را در بند کشیده شده است و رنج بران ما را در دوزخ سوزان بدبختی کباب کرده است.

اگر ما صدای تیره‌روزترین و ستم دیده‌ترین لایه های جامعه نباشیم، پس که باشد؟ اگر ما نخواهیم تا این خیزاب آزادی و برابری خواهانه را خروشان نگه داریم، پس که دارد؟

6 Comments

  1. سیامک

    رفیق گرامی محسن جان. حق با شماست.

    جمهوری اسلامی راه برون رفت از همه ی چالش هایی که با آن روبرو است را در کاربرد زور می بیند. ۲۰۰۰ سرباز امریکای که هیچ است، این رژیم برای رسیدن به هدف های پلید خود حتا از کشتن هم میهنان بی گناه ما هم شرمی ندارد.
    پدر و مادر دو تن از کسانی که در سرنگونی هواپیمای اکراینی کشته شده اند به رسانه ها گفته اند که فرمانده سپاه به آن ها گفته است که اگر این هواپیما سرنگون نمی شد ده میلیون در جنگ کشته می شدند.

    دستتان را به گرمی می فشارم رفیق گرامی

    پیروز باشید

  2. رضاخان

    تحلیلها بعضا مبتنی بر داده ها نیست و به این شکل که از خصوصی سازی ها صحبت میشود واقعیت عینی ندارد . اکثر غولهالی پتروشیمی و فولاد و سیمان ونیروگاه و غیره که خصوصی شده اند در واقع اکثر سهام واگذار شده آنها به شرکتهای تامین اجتماعی اقشارگوناگون واگذار شده است که البته با قوانین سرمایه داری اداره میشوند ولی منافع آن قاعدتا به آن اقشار باید برسد اینکه میرسد یا نمیرسد مسئله دیگری است . اگر خواستید نمونه های زیادی میتوانم بیاورم . در همین جمهوری درب و داغون بعد از انقلاب به ازای هر خانواده شش نفره دو و نیم برابر مگاوات برق نسبت به قبل از انقلاب تولیده شده و به این شرکتها واگذار شده . همین طور فولاد و سیمان و پتروشیمی و پالایشگاه و غیره . ازجزئیات کارهایی که در بخش مهندسی و تولید و همچنین پزشکی و بهداشت انجام گرفته میگذرم بوضوح دیده میشود . شما چطور اینرا تحلیل میکنید . اشکال جای دیگریست که شماها نمیبینید و نمیتوانید ببینید چون نیستید که ببینید . اشکال اصلی در نبردی است که بین نیروهای ملی پیشرو که بازتاب آن در ساخت و تولید است ونیروی ارتجاعی که در پی غارت میباشد که بازتاب آن در نابسامانیهای نرم افزاری اعم از آموزش و محیط زیست و غیره ناشی از عملکردهای ارتجاعی وامثالهم است در تمام صحنه ها در جریان است .

    تحلیل شرایط موجود در جمهوری اسلامی که بخش مثبت آن ناشی ازوقوع انقلاب رهایی بخش و ضد امپریالیستی بهمن ۵۷ و بخش منفی آن ناشی از عملکرد مسئولان وابسته به راست و افراط گرایان چپ و راست است که از فردای ۲۲ بهمن ۵۷ بطور سازمان یافته انحراف درمسیر انقلاب ایجاد کردند پیچیده است . به همین سادگی نیست که بگوئیم نئولیبرالیسم وابسته به امپریالیسم . بله قوانین تا حدودی نئولیبرالیستی است ولی منافع حاصل از آن وابسته به امپریالیسم نیست . منافع آن به اقشار گوناکون در قالب شرکتهای تامین اجتماعی میرسد یا باید برسد . چنین است یکی از علل عدم فروپاشی سیستم علیرغم اینهمه تحریم و فشار از بیرون و بعضا غارت از درون .

    1. سیامک

      با سپاس فراوان از دوست گرامی رضا.

      سخنان شما شاید در میهن ما تازه باشد، ولی در گذشته میان کمونیست های اروپا و هواداران سرمایه داری داد وستدهای بسیار دیدگاهی در این باره انجام شده است.
      در گذشته یکی از برگه های برنده سوسیال دموکراسی در برخورد با کمونیست ها، همین مالکیت سهامی کارخانه ها بود که به دید سوسیال دموکرات ها چون که مالکیت را میان انسان های بسیاری (برای نمونه کارگران) پخش می کند، پس یک گونه سوسیالیسم آرام است.

      هنگامی که از خصوصی سازی سخن می گوییم، ما از جابجایی، برای نمونه، یک کارخانه از دست مالکیت همگانی (دولتی) به سازه های بازار سخن می گوییم. این که این سازه بازار ، چگونه خود را سازمان دهی می کند، چندان مهم نیست. آیا کارخانه به دست یک سرمایه دار سپرده شده است و یا در بازار سهام به بسیاری از کارگران هم سهام فروخته شده است، برجسته نیست. برای نمونه آمازون (Amazon) هم یک شرکت سهامی است و بی گمان در گوشه و کنار دنیا هستند شرکت های تامین اجتماعی که در این شرکت سهام دارند.
      شرکت های سهامی هم مانند دیگر ریخت های مالکیت سرمایه داری برای به دست آوردن ارزش افزوده کار کارگران ساخته شده است. همه ی نهادهایی که در نظام سرمایه داری کنش اقتصادی می کنند، از میان آن ها شرکت های تامین اجتماعی، برای بیش سازی سود در تلاش هستند و گر نه در چنین کارخانه هایی سرمایه گزاری نمی کنند. در اروپا برخی از این شرکت های تامین اجتماعی حتا در کارخانه های مین سازی برای بیش سازی سود سرمایه خود (گاهی به سود کارگران) سرمایه گزاری می کنند.
      مادر نئولیبرالیسم، یعنی خانم مارگرت تاچر، برای از میان برداشتن مالکیت همگانی در زمان خود دستور داده بود که خانه های دولتی را حتا به بهای ارزان و یا با کمک وام بانک ها به کارگران و کارمندان بفروشند، تا سازه بازار حتا در این بخش از اقتصاد جانی دوباره بگیرد. تنها هدف او از این کار گسترش مالکیت خصوصی در بخش خانه سازی بوده است.

      هنگامی که از وابستگی نئولیبرالیسم به امپریالیسم سخن گفته می شود، باید دو نکته را از یاد نبرد.
      یک- در زمان دولت آقای رفسنجانی و پس از او حتا در زمان دولت آقای احمدی نژاد، نئولیبرالیسم برنامه پیش گزاری شده نهادهای امپریالیستی (بانک جهانی و صندوق بین الملی پول) برای “پیش رفت” اقتصاد میهن ما بوده است که از سوی این دولت ها پیاده شد.
      دو- برای انجام این کار اصل ۴۴ قانون اساسی که پشتیبان مالکیت همگانی بود می بایست دگرگون می شد. ولایت فقیه تنها کسی بود که توانایی انجام این کار را داشت. شیخی که خود را به آن اندازه در دانش بیولوژی و ویروس شناسی کارشناس می داند که می تواند در باره خرید چه گونه از واکسن دستور بدهد در باره برداشتن بخش پیش روی این اصل از قانون اساسی این چنین گفت: “بنده اقتصاددان نیستم حال هر کاری را که لازم می دانید انجام دهید”. تا آن جا من می دانم این نخستین باری است که ایشان نادانی خود را در باره ی چیزی می پذیرد.

      یعنی بورژوازی انگلی، همان گونه که ما گفته بودیم، از ولایت فقیه هم چون بالاترین نماینده سیاسی خود در دستگاه فرمان فرمایی جمهوری اسلامی سود جست، تا به هدف های طبقاتی خود برای پیاده کردن برنامه های اقتصادی نئولیبرالیستی نهادهای امپریالیستی در میهن برسد.

      پیروز باشید

  3. Mohsen

    رضا خان ال‌حق که نام مستعار زیبایی برگزیدی دوست یا دشمن طبقاتی مبهم است خدا کند که دوست باشی
    پدر جان چرا خاک به چشم رفیق دلاور ما میپاشی
    من عمری در نیروگاه وپتروشیمی های این مملکت کار کرده ام
    این رفیق دلاور ما اگر چه دور است مقاله های علمی او راهنمای مبارزان داخل است پیشرفت تکنولوژی را به حساب ج. ا. جهل جنایت نگذار دهه شصت میلادی یادم میاد که کامپیوتر “ IBM”که سه تا سالن دانشگاه را اشغال می‌کرد حافظه آش از ایفون تو جیبی امروز کمتر بود ضرری که ج. ا. ساخت امریکا به کشور عزیز ما زده چنگیز خان مغول نزده
    بدرود

  4. رضاخان

    منظور من این بود که داده های واقعی بیشتری در تحلیل میتواند لحاظ شود وخط مشخصی با اپوزیسیون راست غربگرا (ارتجاع قهوه ای ) ترسیم شود .

    1. یک دوست

      شاید مشکل دوست محترم رضا و احتمالا بسیاری دیگر هجمه سنگین و هماهنگ شده بین دو‌جناح حاکمیت علیه مخالفین راستین نئولیبرالیسم باشد که قابل درک هم هست.
      ترور شخصیتی مخالفان نئولیبرالیسم توسط اصلاح طلبان و مخالفت ظاهری، عامیانه، بد و بدون پشتوانه تئوریک پیاده نظام جناح غالب با نئولیبرالیسم، فضای مسمومی ایجاد کرده تا کار سازنده در بین توده ها علیه این سیاست ها و و پیشنهاد راهکارهای ملی و مردمی برای برون رفت از بحران موجود را دشوار سازند .
      اما هیچ کس ادعا ندارد که نظام ج. ا. صد امپریالیستی است ویا در مواضع کنونی خودش که در جهان مخالف امریکا و اسرائیل در منطقه است صد در صد صادق و یا پایدار باشد.
      حتی من یقین ندارم که حکومت در تفاهم نامه با چین و روسیه خیلی جدی باشد و بیشتر گمانم بر این است که در نهایت نظام بسوی کعبه عشق خود غش کند.
      اما با همه این حدس و گمان ها ما نباید با سیاست های خارجی حکومت که در جهت خلاف منافع غرب و متحدان منطقه ایش می باشند مخالفت کنیم. نیازی به حمایت نیست اما مخالفت ما را به سمت اپوزیسیون مرتجع وابسته پرتاب کرده و باعث فاصله گرفتن از توده های زحمتکش که زیر تحریم های غیر انسانی خرد شده اند می شود.
      من فکر می کنم در اینجا حق با رضا باشد که چپ باید در تحلیل های خود بیشتر به «ریز» مسائل بپردازد. تکرار مکرراتو این همانی ها دردی را درمان نمی کند. در این راه کمک رضاها که دستی از نزدیک بر آتش دارند، با رعایت همه جوانب احتیاط می تواند مفید باشد.
      سالم و شاداب و موفق باشید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.