“چپ” باید با گردانی هم آهنگ و با پرکاری شرایط ذهنی انقلاب را آماده کند!

image_pdfimage_print

مقاله ۴۲/۱۴۰۰
۲۸ بهمن ۱۴۰۰، ۱۷ فوریه ۲۰۲۲

پیش گفتار

چهل و سه سال از انقلاب بهمن گذشته است. بی خانگی، بی آبی، بی کاری، گرسنگی و بیماری گریبان گیر توده های رنج شده است و مشتی انگل با رشوه خواری، دزدی و بهره کشی، انگبین رنج توده ها را می نوشند و از گنجینه مردم برای پر کردن کیسه های پول خود می دزدند.

دزدان میوه درخت انقلاب، هیچ گاه تا این اندازه درمانده و در گل مانده نبوده اند. ورشکستگی سراسری جمهوری اسلامی را می توان با بررسی همه ی فَراسَنج های (پارامترها) یک نظام پایدار و درست کارکن نشان داد. رژیم در همه ی این زمینه ها افتاده (مردود) می شود و ناکامیاب است. حتا خود جمهوری اسلامی هم دیگر می داند که شرایط عینی انقلاب فراهم شده است.   

بگذارید در زیر نگاهی به این فراسنج های گوناگون هم چون اقتصاد، گرانی، آزادی، آلودگی، ستم جنسی و خلقی، دوست بازی و بی‌برنامگی داشته باشیم و با واکاوی این شرایط راه برون رفت را یابیم.

اقتصاد

در بررسی چگونگی اقتصاد باید نگاهی به فراسنج های گوناگونی از میان آن ها نرخ تورم، نرخ بی کاری و کسری بودجه نگاه کرد تا دریافت که یک اقتصاد کشور به چه اندازه پای استوار است.

هر دولتی در جمهوری اسلامی، هر سال، از کسری بودجه گلایه می کند. درآمد دولت را می توان به شیوه های گوناگون بالا برد که دولت از انجام آن ها کم توان است. بزرگترین راه افزایش درآمد بالا بردن گنجایش تولید و فراهم کردن ارز با افزایش صادرات است.

جمهوری اسلامی به دلیل های بسیار، از میان آن ها فروش کالاهای کشاورزی زهر آلود، دیگر حتا توان نگه داشت گنجایش دادوستد با کشورهای هم سایه را از دست داده است. حمیدرضا صالحی عضو اتاق بازرگانی می گوید که جمهوری اسلامی دارد بازار ۳۰ میلیارد دلاری عراق را از دست می‌دهد. زراندوزی و پول سازی زود و تند چنان در بخش تولید بزرگ کشاورزی ریشه دوانده است که آن ها برای دست یابی به سود بیش تر، کالاهای آلوده به زهر و شیمیایی تولید می کنند و در جمهوری اسلامی هم که هیچ گاه بازرسی از فراورده های کشاورزی انجام نمی شود. به دلیل فراورده های کشاورزی آلوده شیمیایی، جمهوری اسلامی بسیاری از خریداران این کالاها را در کشورهای هم سایه از دست داده است.  

همان گونه که دیده ایم کاهش دست رسی جمهوری اسلامی به درآمدهای صادراتی‌اش هر روز بیش تر می شود. هم زمان دولت برای دور زدن تحریم ها کالاهای برون مرزی را گران‌تر می خرد. می توان با کاهش هزینه‌ها، یا ایست بودجه نهادهای انگلی وابسته به سپاه و ولایت فقیه کسری بودجه را کم تر کرد. می توان با در پیش گیری سیاست تنش زدایی، بودجه نظامی را کاهش داد. دولت می توانست بودجه هنگفت نهادهای انگلی را به زفر (صفر) برساند.

بگذارید بودجه برخی از نهادهای انگلی را بینیم؛ ۱۵۱میلیارد تومان، یعنی روزی ۴۵۰ میلیون تومان به بودجه تبلیغات اسلامی؛ ۳۰۵ میلیارد تومان، یعنی روزی ۹۵۰ میلیون تومان به سازمان اوقاف ؛ ۶۹۶ میلیارد تومان، یعنی روزی ۲ میلیارد تومان به مرکز خدمات حوزه های علمیه ؛۳۵۵ میلیارد تومان یعنی روزی یک میلیارد تومان از آنِ مرکز حوزه های علمیه (طلبه های بی کار) ؛ ۲۰۱ میلیارد تومان، یعنی روزی ۶۰۰ میلیون تومان به جامعه المصطفی ؛ ۳۰۶ میلیارد تومان، یعنی روزی ۹۰۰ میلیون تومان برای شورای عالی حوزه علمیه. به گزارش ایرنا در بودجه سال ۱۴۰۱ ۱.۱ میلیارد تومان برای کشتن اسلامی گوسپندان و گاوها هزینه شده است. بدین گونه، بیش ازدوهزارمیلیارد تومان از بودجه کشور را به نهادهای انگلی دینی سپرده اند و مردم را در گرسنگی نگه می دارند.

به جای مالیات گزاری بروی سرمایه داران انگلی و نهادهای سرکوب گر، آن ها می خواهند که سرمایه مردم را بفروشند.  آقای مهردادبذرپاش ، رئیس دیوان کل محاسبات ایران، می گوید: «یکی ازبهترین راهکارها برای کسری بودجه ،فروش اموال ودارایی های دولت است» .

دولت در یک نمایش شگفت انگیز با “بهینه سازی” یارانه بنزین می خواهد بیش از یک سوم بنزین کاربردی را به جای بنزین یارانه‌ای لیتر ۱۵۰۰ تومانی به بهای لیتر ۲۲ هزار تومان بفروشد و بدین گونه سالانه ۵.۵ میلیارد دلار درآمد افزوده داشته باشد. یک بار دیگر جمهوری اسلامی هزینه کاهش کسری بودجه را بر دوش مردم انداخته است. 

گوشت در ایران در یک هفته ۱۵ هزار تومان گران‌تر شد. به گفته علی‌اصغر ملکی، رئیس اتحادیه فروشندگان دلیل بالا رفتن گوشت گوسپند «قرنطینه گوسفندان برای صادرات به کشورهای حاشیه خلیج فارس» است. هم اکنون دامدار دام خود را به فروشنده میهنی نمی‌دهد، بلکه دام زنده را کیلویی ۹۰ هزار تومان است ( ۳ دلار) به خریدار عرب می فروشد. هنگامی که هم میهنان ما خود به گوشت نیاز دارند، ولی به دلیل نبود یک برنامه کلان دامداران بزرگی که از ارز دولتی برای خرید خوراک دام بهره می گیرند، هنگام فروش آن را به کشورهای عربی می فروشند. یادآور شویم که کاربرد (مصرف) سرانه گوشت در خوراک هم مهینان ما پنجاه‌ درصد کاهش داشته است، یعنی از ۱۲ کیلوگرم در سال به شش کیلوگرم رسیده است. بهای هر کیلو برنج هم اکنون ۹ هزار تومان است. میلیون‌ها هم میهن ما حتا توان خرید برنج و نان را هم ندارند.  به گفته کارشناسان خود جمهوری اسلامی نرخ تورم در ایران در سال ۲۰۲۱ میلادی به ۴۳.۴ درصد رسید.

با همه ی این بدبختی ها رسانه های جمهوری اسلامی دوباره دروغ می پراکانند. آن ها با بهره جویی نادرست از گزارش صندوق بین‌المللی پول، ایران را بزرگترین اقتصاد منطقه خوانده اند. ولی یادشان می رود که بنویسند که گزارش صندوق بین‌المللی پول بر پایه نرخ دولتی دلار تهیه شده است. باید یادآوری شد که نرخ دولتی دلار ۴۲۰۰ تومانی است و دلار در بازار آزاد ۳۰۰۰۰ تومان است. 

برخی از هم میهنان ما در تهران در اتوبوس ها می خوابند. «اتوبوس‌خوابی» برخی شهروندان تهرانی به دلیل گرانی بیش از اندازه اجاره‌ خانه است.  بانک مرکزی ایران می گوید که اجاره‌بها در تهران بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است. برای نمونه آپارتمان ۵۷ متری محدوده مرتضوی و کاشان ودیعه: ۱۵۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان و اجاره ماهیانه: ۲,۵۰۰,۰۰۰ تومان؛ آپارتمان ۵۵ متری سهروردی شمالی ودیعه: ۲۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان و اجاره ماهیانه: ۴,۵۰۰,۰۰۰ تومان. بانک مرکزی در باره ی بازار خانه در شهر تهران نوشته است که در برخی از جاهای تهران بهای هر متر مربع خانه ۷۳ میلیون و هر متر مربع خانه در ارزان ترین جاهای تهران ۱۵ میلیون تومان است.

هزینه گذراندن یک شب در اتوبوس‌ نزدیک به ۲۰ هزار تومان است که ماهانه بسیار ارزان تر از اجاره یک اتاق در جایی است. تهران که سال ها در میان شهرهای ارزان بوده است، هم اکنون به گزارش “اکونومیست”  ۲۹ مین شهر گران جهان است. باید یادآوری کرد که دست مزد ماهانه لایه های پایین و میانی در شهرهای گران تر از تهران، بسیار بالاتر از دست مزد این لایه ها در تهران است.

شکاف طبقاتی در همه ی رشته ها هر روز بیش تر از گذشته می شود. پیامد کالایی کردن آموزش، یعنی طبقاتی کردن آموزش با خصوصی سازی آموزش، دست فرزندان رنج بران و کم تنگ دست را از آموزش کوتاه می کند. نابرابری طبقاتی بسیاری از هم میهنان تنگ دست ما را ناگزیر به جست و جوی چیزی برای خوردن در بازمانده های خوراکی توان مندان  می کند و اگر بخت یارشان باشد، شاید تکه استخوانی، نان خشکی و یا سیب گاز خرده ای را برای سیر شدن شکم گرسنه فرزندان خود بیابند. 

به گزارش مرکز آمار ایران نرخ بی کاری در تابستان سال ۱۴۰۰ نزدیک به ده درصد رسیده است. در دو سال گذشته یک میلیون و دویست هزار زن از بازار کار رانده شده اند. البته باید بادآوری کرد که آمارهای جمهوری اسلامی همیشه دست خورد و بزک کرده است و درصد بی کاری بسیار بالاتر از ده است.

تنگ دستی مردم را دارد از گرسنگی می کشد، ولی در این هیاهو و هم همه این آقایان سخن از بهشت آن دنیایی می رانند. بخش بزرگی از هم میهنان ما توان تهیه نان شب را هم ندارند. برخی از داده های خود رژیم نشان از  پرتاب شدن نیمی از هم میهنان ما زیر خط تنگ دستی دارد. رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس می‌گوید که ۴۰ میلیون تن به کمک آنی نیاز دارند. هم زمان، گزارش های گوناگون می گویند که جمهوری اسلامی  ۲۵۰۰۰۰ میلیونردلاری، در دامن چرکین خود پرورده است.

کارگران

نظام سرمایه داری با سیاست اقتصادی نئولیبرالیستی بیش از سه ده است که بر کشور فرمان روایی می کنند و همه ی دست اندرکاران جمهوری اسلامی از پیاده کنندگان این برنامه ها بوده اند و هنوز هستند. بیش از چهار ده از انقلاب گذشته است و کارگران هنوز از حق بسیار ساده داشتن سندیکاهای مستقل برخورد نشده اند. بورژوازی انگلی با پیاده کردن برنامه های پیش نهادی اقتصاد نئولیبرالیستی از سوی نهادهای امپریالیستی از حق تاکنونی کارگران نیز هر روز می کاهد، تا دوستان خود را خشنود سازد.

یک عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران گفت که « چهار میلیون تومان برای یک خانواده خط فقر نیست، بلکه خط مرگ است». معاون رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در باره ی خط فقر ۱۰ میلیون تومانی گفت که  با این ۱۰ میلیون تومان، ۹۰ درصد ایرانی‌ها به زیر خط فقر می‌روند. اکبر شوکت از هیئت امنای تامین اجتماعی گفت: «وقتی سبد معیشت از ده میلیون بالاتر است و حداقل حقوق تنها ۳۵درصد از آن را پوشش می‎دهد، چگونه می‌توانیم از مزد توافقی صحبت کنیم؟» با این دست مزد، کارگر حتا نمی تواند به پرداخت هزینه‌های پایه ای خانواده خود بپردازد.

پیکار کارگران علیه خصوصی سازی، پیمان کاری و دیگر سیاست های اقتصادی نئولیبرالیستی هر روز گسترده تر می شود. در هفته های گذشته کارگران و مال‌باختگان در ماهشهر و مشهد به سیاست‌های اقتصادی دولت خروش (اعتراض) کردند. در هفته های گذشته نشست های بازنشستگان ،فرهنگیان و سندیکای کارگران شرکت واحد و هفت تپه با تندخویی سرکوب شد. ولی کارگران دست از پیکار برنداشته اند. شماری از سندیکاها و انجمن های صنفی مانند کارگران شرکت واحد، کانون‌های صنفی معلمان،  انجمن صنفی فرهنگیان شاغل و بازنشسته، سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران، آتش‌نشانان تهران با شیوه های گوناگون ایستادگی می کنند و برای به دست آوردن حق خود می رزمند.

آزادی

جمهوری اسلامی به شیوه های گوناگون به آزار زندانیان می پردازد. آقای اسماعیل گرامی می گوید که در  زندان تهران بزرگ آب آشامیدنی نیست و زندانی باید خودش آب بخرد. «مواد غذایی دارای کیفیت بسیار پایین است» و در آن «حتی آب گرم مناسب برای استحمام وجود ندارد.» برای یک بازنشسته ۶۶ ساله برای خروش او در باره نپرداختن دست مزد چهار سال زندان برایش بریده اند و نه ماه است که با بیماری‌های صرع ، پروستات، کمردرد، و دندان‌‌‌ دردهای پی‌درپی در زندان می پوسد.

بکتاش آبتین  شاعر، فیلم‌ساز، وهم وند برجسته‌ی کانون نویسندگان ایران کشته شد و جان رضا خندان مهابادی، کیوان باژن وآرش گنجی وبسیاری اززندانیان سیاسی درخطر است. برای عباس واحدیان، یکی از امضاکنندگان نامه سرگشاده «درخواست استعفای خامنه‌ای»، ۱۱ سال دیگر زندان بریده شد . «کامیار فکور»، روزنامه‌نگار، «محمد حبیبی»، سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران (تهران)، «لیلا حسین‌زاده»، فعال صنفی دانشجویی دانشگاه تهران مهدی فتحی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، کانون نویسندگان «رضا خندان (مهابادی)»، «کیوان باژن» و «آرش گنجی»، شش تن «صادق امیدی لپوندی»، «حمید حاج‌ جعفر کاشانی»، «محمود علی‌نقی»، «پیمان پورداد»، «علی‌اصغر حسنی‌راد» و «مهدی دارینی» از امضاکنندگان بیانیه «قتل سیستماتیک زندانیان سیاسی»، زیر شکنجه روانی و فشار همیشگی هستند.     

سازمان «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» در گزارش سالانه خود درباره وضعیت حقوق بشر در ایران در سال ۲۰۲۱، از برگزاری ۱۲۶۱ نشست صنفی، ۱۹۲ اعتصاب صنفی، ۶۱۸ نشست کارگری، ۳۳۹ اعتصاب کارگری و ۱۳۱  اعتصاب غذای زندانیان می نویسد.   این گزارش می نویسد که بازداشت کارگران در هم سنجی با سال پیش ۵۳ درصد افزایش یافته است. فشارها بر شهروندان غیرفارس و یا سنی نیز افزایش داشته است و شمار بازداشت شدگان افزایش ۵۵ درصدی داشته است. شمار جان ستانده شدگان (اعدام‌ شدگان) افزایش ۲۶ درصدی داشته است و نزدیک به ۹۰ درصد آن پنهانی انجام می شود. نیرو‌های امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ۱۶۷۶ شهروند را بازداشت کرده‌اند و ۲۴۲ شهروند را با گلوله زدند و ۹۴ شهروند از میان آن ها ۲۳ کول بر و ۳۱ سوخت‌بر را کشتند. 

قهرمان پیشین کشتی، دو سال پس از کتک خوردن در یک مرکز ترک اعتیاد جان باخت. نخست این که چه شد که یک قهرمان کشتی که باید روز خود را روی تشک کشتی بگذراند، به دنبال وافور و سوزن رفته است، تا درد دل خود را بکشد. پس از آن، جای پرسش است که چگونه جایی که می بایست به او برای بازگشت به جامعه کمک کند، او را با کتک می کشد. چه کسی پاسخ گو است؟

زنان

بیش تر زنان میهن ما از طبقه ی کارگر، کشاورز و یا از لایه های پایینی جامعه هستند که هر روز خود را زیر ستم چندگانه می گذرانند. ستم طبقاتی در کارگاه ها و کارخانه ها، ستم دینی بر زن در بیرون از خانه و به دلیل فرهنگ مرد سالاری که در جمهوری اسلامی نیز به آن آب و کود داده شده است، زیر ستم مردم در خانه نیز هستند. این زنان نیروهای نهفته انقلاب هستند.
بسیار از زنان دلاور برای خروش علیه ستم بر زنان در زندان ها زیر آزار و شکنجه هستند. سیاست مداران زن ستیزی واپس گرا، سهیلا حجاب، زندانی سیاسی و از پیکارگران علیه پوشش اسلامی را به پنج سال زندان دادباخته کرده اند و هنوز هم هر روز او را زیر فشار می گذارند و به بهانه های گوناگون او را آزار می دهند.
گزمگان رژیم، زن دلیری را که عمامه‌ یک روحانی را برای بی شرمی و بی چشم ورویی زیر لگد گرفت، بازداشت کرده اند و روشن نیست که سرنوشت او چه خواهد شد. همه ی کانال های تلویزیونی جهان مسابقه فوتبال زنان را نشان داده اند، ولی این واپس گرایان مسابقه تیم ملی فوتبال زنان ما ، که با خون دل و رنج فراوان تا به آنجا رسیده اند، را در میهن ما نشان نداده اند.

خلق ها

افزون بر ستم طبقاتی، توده های خلق های گوناگون میهن ما زیر ستم ملی شونیسم فارس- شیعوی  نیز هستند.

ناصر مهداوی٬ رئیس کمیسیون حمل و نقل و ترافیک شورای شهر اهواز، وزارت نفت را دزد سرمایه های خوزستان خواند و گفت که با خوزستان مانند یک  «مستعمره» رفتار می شود. او می گوید: «مگر استعمارگری شاخ و دم دارد؟ در منطقه کوروش اهواز تا ۱۴۰ متری خانه‌های مردم هم چاه زده‌اند. » مردم در کنار لوله‌های نفت در تنگ دستی زندگی می کنند.

کمبود آب مردم استان های گوناگون را به جان هم انداخته است. کشاورزان اصفهان به لوله آب به یزد و کشاورزان چهارمحال و بختیاری به لوله آب به  اصفهان یورش می برند.

آلودگی

در ماه گذشته آلودگی هوا درهای  بسیاری از دبستان ها و دبیرستان ها در استان‌های اصفهان و آذربایجان شرقی را به روی دانش آموزان بست.

روزانه ۲ هزار تن آلاینده هوای تهران را آلوده می کند. مازوت‌ سوزی بار دیگر در نیروگاه حرارتی آغاز شده است. افزون بر، کاربرد خودرو و موتورسیکلت از کار افتاده و آلوده گر، پسمانده سوزی نیز سر چشمه آلودگی هوا در تهران شده است. به گفته رئیس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران، سوزاندن پسماند آلودگی هوای این شهر را بدتر کرده است. او می‌گوید برخی از کارگاه ها و کارخانه های دوروبر شهر، برای کاهش هزینه‌ها پسماندسوزی می‌کنند. افزون بر این، سوزاندن پلاستیک با گازهای بسیار زهرآلود چگونگی هوا را بدتر می کند. تنها در گشت‌های شبانه ۲ ماه گذشته، ۶۱۳ پسماند‌سوزی دیده شده است.    

هوای کلان شهرها و شهرهای بزرگ هم آلوده است و دست اندرکاران به ناگزیر هر سال بارها دبستان ها و دبیرستان ها را می بندند. کشور ما  سرچشمه های پایدار انرژی مانند باد، آب و خورشید به اندازه ای دارد که با سرمایه گزاری بلند زمان نیاز به انرژی هسته ای از میان برداشته خواهد شد، ولی سران جمهوری اسلامی تنها دل به انرژی هسته ای بسته اند، اگر چه که بهای آن جان هم میهنان ما باشد.

بی سروسامانی و زیرساختار بر هم خورده

در سال‌‌ های گذشته آتش‌سوزی‌های بسیاری در ساختمان های زیرساختی و همچنین نظامی ایران روی داده است که نشان از بی سرو سامانی و بی‌برنامگی دست اندرکاران است. در آتش‌سوزی مرگ‌بار در پتروشیمی شازند (اراک) یک نفر کشته و دو تن زخمی شدند.

یوسف نصیری، سرپرست شهرداری نسیم‌ شهر گفت که زمین ۱۵ متر فرونشست و خانه های دور و بر در زمین فرو می روند. دلیل فرونشست زمین آزمندی بسازوبفروشان است که دوروبرهای «قنات‌های خشک» شده خانه سازی کرده اند. ماهواره‌ نشان می دهد که زمین های دوروبر تهران سالانه ۲۵ سانتی‌متر فرونشست دارند.

تنها استان های دوردست نیستند که با کم یابی آب روبرو هستند. به گزارش وزارت نیرو خود جمهوری اسلامی ۲۵ درصد از آب آشامیدنی  تهران، در میان راه در شبکه فرسوده لوله ها از دست می رود و آن اندازه هم که به خانه ها می رسد آلوده است.

دستگاه چرکین فرمان روایی

دزدی، پول خوری، رانت خوری و دوست بازی در دستگاه چرکین اداری جمهوری اسلامی آن چنان گسترده شده است که دیگر کسی با خواندن گزارش ها در این باره شگفت زده نمی شود. گاه گاهی جمهوری اسلامی برای نشان دادن “پاکی” خود در برابر مردم، برخی از این ماهیان ریز تبه کار را دست گیر می کند و به دادگاه می فرستد، ولی با دزدی و پول سازی در بازار کار، بازار خانه و بازار ارز که بخشی از سیاست کلان رژیم است کاری ندارد، و کسی هم دلیری آن را ندارد که به دنبال دزدان بزرگ که برای گسترش شیعه دست شان در دزدی از گنجینه سرمایه مردم باز است و زیر عبای رهبر جای خوش کرده اند برود و آن ها را گوش مالی دهد. 

مجلس ایران درخواست کمیسیون انرژی برای پژوهش از کارکرد وزارت نفت در دوره ریاست جمهوری هشت ساله آقای حسن روحانی را پذیرفت. گویا در هشت ساله گذشته، وزارت نفت زیان فراوان پولی “به نظام اقتصادی کشور” زده است. اگر این سخن درست باشد، روشن نیست که چرا دست اندرکاران باید هشت سال برای درست کردن کارها درنگ می کردند. آن ها می گویند که بیژن زنگنه(وزیر نفت پیشین) در هشت سال گذشته گنجایش پالایشی را بالا نبرده است.

دوست بازی در دستگاه دولتی تا به آنجا رسیده است که داد روزنامه جمهوری اسلامی را هم در آورده است. روزنامه جمهوری اسلامی در یک نوشته بلند و بالا در باره ی “فامیل‌سالاری، دوست و آشناسالاری” نوشته است و از این که دوست بازی جای شایسته‌سالاری را گرفته است گلایه کرده است. این روزنامه با بی شرمی بی همانندی این گونه می نمایاند که انگار این بیماری تازه ای است و به کنار زدن “شایسته‌سالاری” پدیده نوینی در جمهوری اسلامی است!
با این همه آش به آن اندازه شور است که داد “خان” را هم در آورده است. به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، مانند دوره ی شاه “فامیل‌سالاری‌ حالا از برادرها و دامادها عبور کرده و به مادرزن و برادرزن و دخترخاله هم رسیده” است. دستگاهی که به روشنی کنش های خود را در برابر مردم به پیش نگذارد، خواه ناخواه پس از اندکی چرکین می شود. این همانندی شگفت آمیز با دوران شاه، یک استثنا نیست بلکه یک قاعده در کارکرد رژیم های ستم گر است که به خودی خود برای پاسبانی از منافع طبقاتی طبقه های فرادست برنامه ریزی شده است و روشن پذیر نیست، چنین رژیمی همیشه باید نهانی کار کند، تا چرک ژرف نظام آشکار نشود.

در هفته های گذشته عبدالعلی علی‌عسگری، رئیس پیشین صدا و سیما، فرمان هلدینگ خلیج فارس را به دست گرفت. باید یادآور شد که او هیچ پیشنه ای در صنعت نفت و پتروشیمی که بخش بزرگی از درآمدهای ارزی ایران از آن به دست می‌آید ندارد.

این رژیم تا بن عملگرای خون سردی است که می تواند از جان انسان به آسانی برای رسیدن به هدف های زراندوزی و ایدولوژیک خود بگذرد. دکتر محسن اسدی لاری و دکتر زهرا مجد، عضوهای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران که دو فرزندشان، را در شلیک موشک‌های سپاه پاسداران به هواپیما اکراینی از دست داده‌اند، می گویند که رییس پاسداران به آن ها گفته‌است که اگر این هواپیما نمی‌افتاد، جنگ سختی همان روز روی می داد که جان ۱۰ میلیون تن را به خطر می‌انداخت. فرمانده سپاه سردار حسین سلامی نزدیک چهل روز پس از سرنگونی هواپیما، در یک دیدار پنهانی به آن‌ها گفته است که اگرهواپیما سرنگون نمی شد، جنگ با آمریکا در می‌گرفت. فرمانده سپاه به آن ها گفت که : «کاش من در آن هواپیما بودم و… گفتند شما می‌دانید بچه‌های شما چه جایگاهی دارند و از شهید وسط جبهه جنگ هم نقش‌شان بیشتر است….» فرزندان مردم را بی گناه با حساب گری سگ دلانه کشتند و با یاوه گویی بهشت را به ان ها ارمغان می دهند؛ بی شرمی تا این اندازه.

محمدحسین بیات دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف با دلیری به رئیسی گفت: «اگر برای رهایی از وضعیت بحران زده ی کنونی، را ه حلی عقلانی، مبتنی بر تجربه و کارآمد ارائه ندهید، از جانب مردم پاسخی دریافت خواهید کرد که شاید نه سریع و نه حتی فوری باشد اما حتما انقلابی و قاطع است .»

او به رئیسی می گوید: «امروز دیگر از محسن رضایی گرفته تا قاضی زاده هاشمی و رستم قاسمی و سردار وحیدی، همگی سهم شان را از قدرت گرفته اند. امروز دیگر امنیتی ترین کابینه جمهوری اسلامی را با انتصاب سرداران سپاه در تک تک مناصب دولتی تشکیل داده اید. حالا سوال ای نجاست که در این حاکمیت سر تا پا یکدست، آن فسادستیزی ای که وعده می دادید کو؟ آن رفع فاصله طبقاتی و مبارزه با بی عدالتی ای که می گفتید، کو؟ آن رفاه و تأمین حداقل معیشت مردم، کو؟ آن آزادی و آن تضمین حقوق همه مردم و زنان و دختران، کو؟ آن وعده رفع تحریم هایتان چه شد؟ آن عزتی که وعده می دادید، کجاست؟ »

ایشان چه به خواهد چه نخواهد می گوید که چالش های جمهوری اسلامی با جابجایی دست اندرکاران چاره جویی نمی شود و خانه از بن بست ویران است. به زبان دیگر، تنها راه چاره، واژگونی دیکتاتوری جمهوری اسلامی سرمایه داری است.

محمدحسین بیات افزود: «چطور انتظار داریم زمانی که تمام را ه های تنفس را بر جامعه بسته ایم، پیام ملت را جز با مشت های گره کرده بشنویم؟ جناب آقای رئیسی حتما از جوی خون راه افتاده در آبان۹۸ مطلعید، همان گونه که از سرکوب مردم تشنه ی خوزستان و اصفهان مطلعید. شما به ما بگویید سرکوب شدید این اعتراضات جز به این معناست که حاکمیت نه تنها توانایی گفت وگو با مردم را از دست داده بلکه اساسا پذیرفته است که باید به ضرب گلوله خود را حفظ نماید؟ »

جامعه ی ما از درون می جوشد و شکاف طبقاتی میان فرادستان و فرودستان هر روز بزرگ تر می شود. بخش بزرگی از زنان و دانش جویان نیز از لایه های میانی و رنج بر جامعه هستند و هم برای آزادی و هم برای عدالت اجتماعی می رزمند. نیروهای پیش رو و سوسیالیستی باید این لایه را به سوی خود بکشانند و نگذارند که آن ها به دام نیروهای راست و هم کار امپریالیسم بیفتند.

داده هایی که برای بررسی فراسنج های گوناگون و برجسته که ما در این نوشته به کار برده ایم بر گزیده شده از رسانه های خود جمهوری اسلامی در هفته های گذشته است. آیا هنوز کسی است که به آماده بودن شرایط عینی باور نداشته باشد؟

شرایط ذهنی

جمهوری سرمایه داری اسلامی ایران با همه ی “کژ ساختاری” آن، سراسر یک دستگاه سرمایه داری است که با شیوه ددمنشانه اقتصادی نئولیبرالیستی که به دستور صندوق بین المللی پول و بانک جهانی پیاده کرده است، کشور را “رهبری” می کند. راست برای پاک شویی دستگاه بهره کشانه سرمایه داری، هم واره سخن از دوست بازی، رانت خوری، دستگاه اداری چرکین و ندانم کاری های دست اندرکاران می کند. ولی راستش این است که اگر ما چند کشور سرمایه داری پیش رفته را فراموش کنیم (که آن ها هم سراسر پاک نیستند) ، دیگر کشورهای سرمایه داری کمابیش آغشته به این گونه آلودگی هایی که ما در جمهوری اسلامی می بینیم هستند.  

راست گرایان با ساختار اقتصادی اجتماعی و تا اندازه ای فرهنگی جمهوری اسلامی نه تنها در جنگ نیستند بلکه همه ی تلاش خود را خواهند به کار برد تا مرده ریگ (ارث) جمهوری اسلامی را در این زمینه ها دست نخورده به کار گیرند. آن ها رک و راست می گویند که چیزی فراتر از دوره ی شاه نمی خواهند، یعنی آن ها می خواهند با ارج گذاشتن آزادی های شخصی هم چون آزادی حجاب و مذهب و پوشش ووو، نظام سرمایه داری را به سود بورژوازی انگلی و امپریالیسم و به زیان رنج بران کارگران، دهقانان و لایه های پایینی میانه نگه داشته باشند.

چرکین بودن بورژوازی، ویژیگی این طبقه تنها در میهن ما نیست، در بسیاری از کشورهای دیگر سرمایه داری نیز دید می شود؛ از هندوستان، پاکستان، فیلیپین، تایلند، مالزی، ترکیه و آذربایجان ووو . بورژوازی انگلی این کشورها گرایش به کاربرد خودکامگی، زورگویی و سرکوب سنگ دل خواست های کارگری و دموکراتیک دارند و پایه ایدولوژیک روبنای آن ها کمابیش با هم آهنگی با تاریخ کشور بر مذهب چیره در همان کشور ساخته شده است. باید به یاد داشت که سرمایه داری در هر کجا و با هر اندازه پیش رفت، بر پایه مالکیت خصوصی ابراز تولید و بهره کشی از رنج بران ساخته شده است. در هر کشور، همه ی لایه های بورژوازی انگلی برای پاسبانی از منافع طبقاتی خود در جنگ با توده های گرسنه هستند، بورژوازی در کشورهای امپریالیستی افزون بر آن، از سرمایه دیگر خلق ها نیز دزدی می کند.

افزایش روزانه شکاف طبقاتی دامن گیر لایه های میانی هم شده است. هم اکنون ترس رانده شدن به تنگ دستی و هم سرنوشت شدن با تهی دستان و رنج بران در دل های بسیاری از لایه های میانی سنگینی می کند. “چپ” انقلابی می بایست، با سازماندهی نیروهای طبقاتی خود یعنی طبقه کارگر آن چنان نیرومند شود، که بتواند برای کشاندن نیروهای میانی به سوی برنامه های خود با نیروهای راست درگیر شود و نبرد ایدولوژیک را ببرد و هژمونی را به دست خود گیرد. ”چپ” می بایست برای مردم روشن کند که دنبال کردن سیاست های اقتصادی نئولیبرالی (در جمهوری اسلامی یا در یک گونه شاهنشاهی نوین) آن ها را نگون بخت می کند و این سیاست با گردش به راست تنها می تواند بدتر شود.  

اگر ”چپ” به خود نیاید و گام به همکاری و هم گامی با یکدیگر نپردازد، بدان گاه فروپاشی رژیم به سود نیروهای راست و امپریالیسم خواهد بود. به جای درگیری با هم و یا به جای زیر چتر بورژوازی ایستادن، همه ی ”چپ” ها باید دست به دست هم بدهند و شرایط ذهنی انقلاب را آماده کنند.

بدترین دشمن ”چپ” در انجام دادن این کار خود ”چپ” است. ”چپ” هنوز آن چنان از بیماری فرقه گرایی رنج می برد که توان دیدن بالاتر از بینی خود را ندارد. بیش تر نیروهای ”چپ” خود را در یاخته کوچک یکه تازی و خودبزرگ بینی زندانی کرده اند و تنها با هم اندیشان خود نشست و برخاست می کنند. زبان شان نه تنها زبان یگانگی و دوستی برای پشتیبانی از منافع طبقه کارگر نیست بلکه بسیار نیش دار و دشمنانه است.

انگار ”چپ” چیزی از اندوخته های انقلاب بهمن یاد نگرفته است. اگر چاره رنج بران وحدت و تشکیلات است؛ چاره پیش آهنگان این رنج بران هم اندیشی، هم کاری و هم گامی در نبرد با سرمایه داری است. ولی افسوس!

پایان سخن

همان گونه که دیده ایم، اقتصاد، زیرساختارها و هوایی که جمهوری اسلامی برای هم میهنان ما فراهم کرده است، بسیار زهرآگین است. هیچ کدام از فراسنج های برجسته یک دستگاه فرماندهی در این جمهوری درست کار نمی کند. سران این جمهوری، هیچ تلاشی برای درمان این ساختارهای بیمار اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی نمی کنند و تنها نگرانی آن ها پول اندوزی است و دستگاه فرمانروایی کشور را  تنها برای این هدف هنوز به دست دارند. از آن سوی، توده ها هم مانند سی سال پیش نیستند و نمی خواهند که به این گونه زندگی و یا بردگی کنند.  

رژیم مانند خودروی بی راننده ای می ماند که در سراشیبی فروپاشی می راند. هم اکنون روشن شده است که واپسین تیر ترکش جمهوری اسلامی که رئیسی باشد به سنگ خورده است. دانشجویی او را در میان دانش جویان بی ابرو می کند و نماینده مجلس از بی سوادی او گلایه می کند و شکوه دارد. هنگامی که دانش جویی با رئیس جمهوری با چنین گستاخی سخن می گوید، این نشان فراهم بودن شرایط عینی انقلاب و “شنیدن صدای انقلاب” از درون رژیم است.

آن هایی که نگران نبود آمادگی شرایط ذهنی هستند و برای همین از برخورد به جمهوری اسلامی خودداری می کنند، باید بدانند که جنبش در نبود پیش آهنگ پیش رو سوسیالیستی به دنبال راست گرایان واپس گرا می رود و یا پس از آزمون و کژروی های فراوان رهبران خود را می سازد و راه خود را کم کم  پیدا خواهد کرد.

برای آماده کردن شرایط شایسته ذهنی انقلاب ”چپ”  باید نخست برای یگانگی گردان خود بکوشد و سپس مهر و نشان خود را به روی روند روی دادها با سازمان دهی طبقه کارگر بزند و در کنار آن ”چپ” باید با کوشایی و پرکاری (فعال) در جنبش آزادی خواهانه لایه های میانی کنش کند. به سخن دیگر، ”چپ” باید وظیفه دموکراتیک و سوسیالیستی خود را به خوبی بشناسد و آن را آگاهانه و با هشیاری پیاده کند. ”چپ”  باید با پیش گزاری یک برنامه “دوری از سرمایه داری” که ما آن را اقتصاد ملی و دموکراتیک می خوانیم راه برون رفت از این گرداب جمهوری اسلامی سرمایه داری را به توده ها نشان دهد.

*****

یادداشت: در این نوشته همه ی نیروهای کارگری، سوسیالیستی و کمونیستی که خواهان رشد اقتصادی غیرسرمایه داری هستند،”چپ” خوانده شده اند. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.