ترازهای دوگانه امپریالیسم امریکا!
آیا تو چنان‌که می‌نمایی هستی؟

image_pdfimage_print

مقاله ۴/۱۴۰۱
۲۴ فروردین ۱۴۰۱، ۱۳ آپریل ۲۰۲۲

پیش گفتار

سرمایه داری از زمان لنین تا کنون پیچ و خم ها و چرخش های بسیاری داشته است، ولی در سرشت خود همان گونه مانده است. بهره برداری از نیروی کار و دزدیدن ارزش افزون شده برای سود درهمه جای سرمایه داری یافت می شوند. دگرگونی روند تولید سرمایه داری، تمرکز، انحصار، نمو ناهموار پیش شرط های نیازمند برای امپریالیسم است. امپریالیسم به هیچ مرز اجتماعی یا سیاسی ارج نمی گذارد.

به گفته لنین  سیاست استعماری کشورهای سرمایه داری دست اندازی به سرزمین های نزدیک و دورافتاده را به پایان رسانده است و در آینده تنها جنگ برای بخش کردن نوین این کشورها میان امپریالیست ها انجام می شود. امپریالیسم نیرومندتر کشورهای  زیر فرمان را از امپریالیسم کم توان تر می دزدد و به زیر فرمان خود می گیرد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، که جلوگیر بسیاری از پرخاش گری های امپریالیسم بود و چارچوب اقتصادی برای پیش رفت غیر سرمایه داری را برای دیگر کشورها فراهم می کرد، نفوذ سرمایه داری بی آن که بازدارنده ای داشته باشد به همه کشورها گسترش یافت. سرمایه داری بازارهای بزرگ نیروی کار و کالا را در اروپای شرقی و در آسیا را به زیر برنامه های سرمایه داری کشاند. امپریالیسم نمی توانست بدون دست رسی به این بازارهای نوین و نیروی کار ارزان سیاست اقتصادی نیولیبرالیستی را در همه ی جهان سرمایه داری پیاده کند.

جهانی نو برای امپریالیسم

برنامه های امپریالیسم برای نبرد با اندیشه پیش رو سوسیالیستی با پیروزی ضدانقلاب در اردوگاه سوسیالیستی در سال ۱۹۹۱ به پایان نرسید، بلکه ریخت و سرشت دیگری به خود گرفت. آن چه که ما در اوکرایین می بینیم، برنامه امپریالیسم برای بخش دوباره ی سرزمین های به دست آمده است.  درگیری هشت ساله در اوکرایین که هم اکنون گسترده تر شده است، یکی از پیامدهای دنبال کردن سیاست جنگ سرد امپریالیسم امریکا است.  

پل ولفوویتز[i] (Paul Wolfowitz) ، دست یار وزیر جنگ برای سیاست گذاری در دولت جورج اچ دبلیو بوش، گفت که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، امریکا باید تلاش کند تا نیروی رقیب تازه ای پا به جهان نگذارد. ولفوویتز همان زمان گفت که روسیه هم چنان بزرگ ترین نیروی نظامی در اوراسیا  خواهد بود. از همان زمان تلاش برای کم توان کردن جای گاه ژئوپلیتیک روسیه آغاز شد[ii].

در اکتبر ۱۹۹۶، بیل کلینتون آشکارا گفت که هوادار گسترش ناتو به شرق و به کشورهای سوسیالیستی پیشین است که یک سال پس از آن پیاده شد و هم اکنون ۱۵ کشوری که بخشی از پیمان ورشو بودند هم وند ناتو هستند. در این هنگام برزینسکی در کتاب خود به نام شطرنج بزرگ می نویسد که هنگام آن رسیده است که امریکا برای نخستین بار یک نیروی بزرگ اوراسیایی شود. ولی حتا برزینسکی نیز هوادار پیوستن اوکرایین به ناتو نبود، چرا که آن را خنجری در دل مسکو می دانست که غرب نیازی به کاربرد آن نداشت.

“انقلاب” نارنجی ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۵ اوکرایین و “انقلاب” یورومیدان ۲۰۱۴ جنبش های فاشیستی بوده اند که با کمک امپریالیست ها برای به چنبره کشیدن روسیه انجام شده بودند (البته نباید زمینه های درون کشوری را هم نادیده گرفت). هم اکنون نیروی هوایی امریکا در استونی، لیتوانی، و رومانی جای گرفته اند. سربازان آمریکائی و سربازان ناتو در استونی، لیتوانی، لتونی، لهستان و رومانی هستند. نیروهای موشکی ناتو در لهستان و رومانی نهاده شده اند.

امپریالیسم امریکا و اروپا برای پشتیبانی از دولت دست نشانده اوکرایین، تحریم های اقتصادی گسترده ای با هدف کم توان کردن اقتصاد روسیه پیاده کرده اند. هفته های گذشته، شرکت های بسیاری مانند ایرباس، الفبا (گوگل و یوتیوب)، بوئینگ، دیزنی، اکسون موبیل، فیس بوک، فورد، هارلی دیویدسون، مسترکارت، مایکروسافت، اپل، نت فلیوکس، ردیت، اسنپ، توییتر، ویزا، مک دونالد، کوکاکولا، پپسی، و بسیاری دیگر گفتند که دیگر با روسیه دادوستد نخواهند کرد. افزون بر جلوگیری از خرید و فروش کالاهایی که اقتصاد روسیه به آن نیاز دارد، امپریالیست ها این حق را هم به خود داده اند که هم چون دزدان دریایی به دزدی از طلا و پول های گنجیده شده روس در برون از مرزها بپردازند. این فشار سنگین و گسترده امپریالیسم امریکا و غرب نشان دهنده این است که تا چه اندازه امپریالیسم از به هم خوردن برنامه های خود زخم خورده است.     

امپریالیسم رهبر اخلاقی جهان!

هم اکنون امپریالیسم به رهبری امریکا و با پشتیبانی امپریالیسم اروپا و ژاپن پرچم رهبری اخلاقی جهان را به دست گرفته است و بر پایه ترازها و سنجه هایی که خود ساخته است، هر کشتار جنگی را، بی آن که پژوهشی در باره ی آن کرده باشد، به گردن روسیه می اندازد. جای دارد که همین جا افزوده شود که کشتن مردم بی گناه از سوی هر کسی که انجام شده باشد، کاری بی شرمانه و بزدلانه است و باید آدم کشان را سرزنش کرد و به دادگاه کشاند. ولی با دانستن پیشینه چرکین نازی های اوکراینی که بی هیچ چشم بر هم زدنی به کشتار مردم بی گناه می پردازند، این کار هم می تواند از نمایش های چرکین و زشت آن ها باشد. همان گونه که جمهوری خلق چین گفته است، در باره ی هر آدم کشی، باید بررسی و پژوهش کرد. نکته دیگر این است که کسانی که پرچم دار این نبرد اخلاقی شده اند از آدم کش ترین و چرکین ترین سیاست مداران سده ما هستند.      

آنتونی بلینکن (Antony Blinken) وزیر امور خارجه آمریکا و رییس جمهورش بایدن (Biden) دوست دارند هر زمان که دلشان خواست، سخن از «نظم بین المللی قانون مند» (RBIO)، (rule-based international order) برانند. در کنفرانس های مطبوعاتی، در گفت گوهای تلویزیونی آن ها پیوسته سخن از «حقوق بشر» و «دموکراسی»، می کنند، تا برتری اخلاقی خود را در برابر کشورهایی که «نظم بین المللی قانون مند» را لگدمال می کنند، نشان دهند. هنگامی که ایالات متحده RBIO را به جای “حقوق بین الملل” به کار می برد، می خواهد که ذهن را به این سوی بکشاند که این قانون ها از سوی سازمان ملل پذرفته شده است.

 قانون ها و پیمان های بین المللی بر پایه گفت و گوهای دراز زمان و با پذیرش بیش تر کشورهای هم وند سازمان ملل نوشته می شود که رهنمای کشورها برای انجام و پیاده کردن آن ها هست. اگرچه می توان بر این قانون ها خرده گیری های فراوان گرفت، ولی این پیمان ها اگر هم کم بودهایی داشته باشند از سوی جامعه رسمی بین الملی یعنی سازمان ملل پذیرفته شده اند. سنگ بنای منشور سازمان ملل حاکمیت ملی است – که همه ی دولت ها در پیوند با هم و در برابر این قانون ها با هم برابرند. ولی آن  چه که امریکا می خواهد پیاده کند این قانون ها نیست.

راستش این است که RBIO نه «بین المللی» است و نه «نظم» و نه «قانون مند»، ولی ان چه که امریکا با دوستان امپریالیستی غرب و ژاپن می خواهد نظم خود ساخته ی خودشان است. این مقوله خود ساخته ابزار آشکار آمریکا برای نشان دادن نیروی امپریالیستی است. بدین گونه، آن چه که پشت سرزنش های امریکا پنهان است حس برتری جویانه امپریالیستی است که بر پایه آن ایالات متحده آمریکا بر این بآور است که قانون و فرهنگ آن یک فرمانی است که همه ی جهانیان باید آن را پیاده کنند. هر چه که کشور ضدآمریکایی تر باشد نشان دادن این برتری اخلاقی از سوی امپریالیسم بیش تر می شود. شگفت انگیز این که امریکا هرگز به روشنی نمی گوید که چه قانون هایی از سوی چین و روسیه زیر پا گذاشته شده اند. امریکا تنها به یاوه گویی در این باره بسنده می کند.  

امپریالیسم امریکا، غرب و ژاپن از بزرگ ترین لگدمال کنندگان ارزش های اخلاقی و قانون های پذیرفته شده جهان هستند . برای نمونه، ایالات متحده از امضای قانون و پیمان های پایه ای بین المللی که بیش تر کشورهای جهان امضا کرده اند، مانند دادگاه کیفری بین المللی دائمی (ICC)، CEDAW (کنوانسیون حذف تبعیض علیه زنان)، ICESCR (پیمان بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی)، CRC (کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد)، ICRMW (کنوانسیون بین المللی حمایت از حقوق کارگران مهاجر و اعضای خانواده آنها)، UNCLOS (کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد قانون دریاها)، PAROS (جلوگیری از مسابقه تسلیحاتی در فضای خارجی)، و همچنین بیش تر کنوانسیون های حقوق کار سازمان بین المللی کار سازمان بین المللی کار سازمان ملل متحد خودداری می کند. 

ایالات متحده بی گارگاهای فراوان ( sweatshops) (فروش گاه یا کارخانه ای که کارکنان آن ساعت های درازی با دست مزد کم و در شرایط ناگوار کار می کنند) دارد، کودکان (برای نمونه کارگران مهاجر در کشاورزی) به کار سخت کشانده می شوند، و در زندان ها و اردوگاه های پناهندگی امریکا کار برده داری انجام می شود. گزارش قاچاق انسان (Trafficking in Persons Report) وزارت امور خارجه آمریکا در سال ۲۰۲۱ در آمریکا نشان می دهد که قاچاق و کار اجباری در کشاورزی، خدمات غذایی، کار کارخانه ای، کارکنان هتل داری انجام می گیرد، حتا دست اندرکاران ارتش آمریکا درگیر قاچاق انسان در درون و برون مرزها هستند.    

شگفت انگیز این که آمریکا کشورهای دیگر را برای پیاده نکردن قانون هایی سرزنش می کند که خودش این قانون ها را نپذیرفته است.  برای نمونه، ایالات متحده در تلاش برای اجرای کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد قانون دریاها، (UNCLOS) در دریای چین جنوبی است، ولی- برای دهه ها – در آب های خود از به رسمیت شناختن کنوانسیون خودداری کرده و این قانون را نادیده می گیرد.

پیمان های بین المللی بسیاری هستند که آمریکا امضا کرده است ، ولی به سادگی آن ها را به زیر پا می گذارد: برای نمونه می توان از کنوانسیون  جنگ افزارهای شیمیایی، کنوانسیون جنگ افزارهای زیستی، پیمان های سازمان ملل متحد برای جلوگیری از شکنجه، جنگ های چنگ اندازی (تجاوز) که «بزرگترین بزه بین المللی»—بزه ی که ایالات متحده دست کم یک بار در هر دهه انجام می دهد— یاد کرد. نمونه دیگر، یورش با هواپیماهای بی سرنشین که قانون بین المللی را زیر پا می گذارد. نمونه دیگر، پیمان AUKUS میان آمریکا و استرالیا، پیمان نبود (عدم) گسترش جنگ افزارهای هسته ای را  زیر پا می گذارد.

و همچنین بسیاری از پیمان هایی که آمریکا امضا کرده ، ولی سپس خودسرانه از آن کناره گیری کرده است. از آن میان می توان از پیمان هسته ای با میهن ما (JCPOA)، گفت و گوی شش حزبی با کره شمالی، کنوانسیون ژنو، پیمان موشکی میان برد (INF) یاد کرد. هم چنین باید افزود که ۳۶۸ پیمان میان دولت ایالات متحده آمریکا و مردم بومی آمریکا امضا شده است و این ها یا شکسته شده اند یا نادیده گرفته شده اند. در پشت خوار کردن و شکستن قانون های بین المللی از سوی امپریالیسم، قانون های خود ساخته خود آمریکا پنهان شده اند که سراسر جهان باید از آن پیروی کنند. آمریکا با بهره جویی از ابزارهای دفتر کنترل دارایی های خارجی وزارت خزانه داری ایالات متحده (OFAC) ، کنگره آمریکا و دادگاه ها و همچنین سیستم های ارز و پرداخت (SWIFT) تحریم های یک سویه علیه کشورها پیاده می کند (یک سوم جمعیت جهان از تحریم های ایالات متحده رنج می برند).

امپریالیسم امریکا یک دسته از ارزش های سخت اخلاقی برای دیگران می سازد و همان بزه کاری ها را برای دوستان خود روا و شایسته می داند. امریکا برای کارکنان برون مرزی خود پشتیبانی دیپلماتیک ساخته است که آن ها از آن برخوردار هستند. یک کارمند دیپلمات آمریکایی یا غربی می تواند شهروندان بومی کشور دیگری را بکشد، بی آن که پاسخ گو باشد. گزارش ها نشان می دهد که آن ساکولاس (Anne Sacoolas) یک جاسوس مست آمریکایی بوده است که در سال ۲۰۱۹ یک نوجوان  بریتانیایی را کشت. ولی بی آن که به دادگاه رفته باشد، به تندی و خاموش از کشور با گذرنامه دیپلماتیک برون رفت. ریموند آلن دیویس (Raymond Allen Davis) کارآفرین آمریکایی و بی گمان سرپرست ایستگاه سیا، دو نفر را در خیابان های پاکستان با گلوله کشت. یک سرباز یا پیمانکار آمریکایی که در کشور دیگری بزهکار ا (مجرم) ست به دادگاه کشور میزبان فرستاده نمی شود، مگر اینکه آمریکا از پشتیبانی دیپلماتیک از او  چشم پوشی کند. سربازان آمریکایی حتا سفارش ها برای آزمایش کرونا را انجام ندادند و گام به جزیره اوکیناوا (Okinawa) گذاشتند و به دین گونه این بیماری را در این جزیره پخش کردند. ولی امپریالیسم خود حتا تلاش کرد که بیماری همه گیر کرونا را سیاسی کند و گناه آغاز و گسترش آن را به گردن چین بیاندازد.   

زیر پا گذاشتن قانون و بی دادگری از سوی رسانه های بین المللی و ملی در امریکا برای نگه داشت این پندار است که گویا قوه قضاییه بی سویه (بی طرف) است. سیستم حقوقی در ایالات متحده مانند سیستم بهداشتی آمریکا و سیستم آموزش و پرورش آمریکا تنها برای پاسبانی از منافع طبقه های بالای ساخته شده است. بر پایه گزارش کانون پژوهش پیو  (Pew Research Center) بیش از ۹۹ درصد  پرونده های فدرال درون دستگاه حقوقی آمریکا متهم را گناه کار می یابد.  بیش تر این پرونده ها هرگز پیش داور (قاضی) گذاشته نمی شوند. ۹۰ درصد متهمان به دادگاه فرستاده نمی شوند بلکه وکیل دفاع گناه کار بودن آن ها را می پذیرد.    

پایان سخن

واکنش کمونیست ها در برابر هر جنگی تلاش برای صلح است، ولی این به معنای این نیست که نباید در باره ی نقشه های امپریالیسم برای دست یابی به سرکردگی سراسری در جهان روشن گری نکرد و در برابر آن ایستادگی نکرد. امپریالیسم می توانست با پذیرش خواست روسیه برای گسترش ندادن بیش تر ناتو به نزدیکی مرزهای آن، از آن چه که هم اکنون در اوکرایین می گذرد جلوگیری کند، ولی خواستی برای این کار نداشت، چون که هزینه این جنگ را مردم رنج بر دو کشور روسیه و اوکرایین می پردازند. حتا با این که ما هنوز به پایان جنگ نزدیک نشده ایم، هم اکنون هم امرپالیسم به پیروزی های درخشانی دست یافته است. امرپالیسم در همه جای اروپا هوا را با زهر ضدروسی آن چنان آلوده کرده است که بسیاری از کشورها آماده پیوستن به ناتو و دیگر کشورها آماده افزایش هزینه های جنگی خود شده اند.   

امپریالیسم هم چنان به اندازه نیرومند است که می تواند بی هیچ رودررویی ترازهای دوگانه خود را بر جهان فرمان روا سازد. ایالات متحده خواهان پیروی دیگر کشورها از قانون های پذیرفته شده در دستگاه چرکین قانون گذاری خود است؛ دستگاهی که نه دموکراتیک است و نه بین المللی است. سراسر دستگاه “اخلاقی” امرپالیسم بوی کشنده چرک گندیده می دهد، ولی نادان سازی توده ها به آن اندازه گسترده و ژرف است که کسی را یارای دیدن نیست، چه رسد به توانایی برای ایستادگی در برابر این ریاکاری.

در این میان دیدگاه اصلاح خواهان و رژیم ولایت فقیه در باره درگیری در اوکرایین بسیار پرسش برانگیز و چندش آور است. اصلاح خواهان آشکارا برای پشتیبانی از “دموکراسی” در اوکرایین سینه چاکی می کنند. آن هایی که سخن از نگاه به شرق رژیم و پیوستن به “جبهه ضدامپریالیستی”  هم راه با چین و روسیه می کردند، امروز باید روشن کنند که رژیم چگونه روزنامه های خود را آزاد گذاشته است، تا یک سویه تنها برای “مردم” اوکرایین بگریند . هم اکنون همه باید بتوانند به روشنی تضاد میان جای گاه طبقاتی رژیم و دادوفریادهای بی پشتوانه ی عمل گرایانه ضدآمریکایی را ببینند.  


[i] پل دوندز ولفوویتز (زاده ۲۲ دسامبر ۱۹۴۳) دانشمند و دیپلمات سیاسی آمریکایی است که دهمین رئیس بانک جهانی، دست یار وزیر جنگ ایالات متحده، سفیر ایالات متحده در اندونزی بوده است.او یکی از پشتیبانان گریبان چاک جنگ عراق بود که به نام مهندس این جنگ زبان زد شد.

[ii] (“گزیده ای از طرح پنتاگون:  ‘Preventing the Re-Emergence of a New Rival’,” New York Times, March 8, 1992)    

2 Comments

  1. Mohsen

    درود بر سیامک دلاور من ازسرکردگی رسانه ای امپریالیسم خونخوار امریکا شگفت زده شدم این دیو آدمخوار از پوتین شیطان ساخته واین مرد بزرگ قابل احترام را هیتلر جلوه می‌دهد لیکن تاریخ قضاوت سخت خواهد آدمکشی مانند بایدن سرانجام رو سیاه خواهند شد زمان باماست دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد پایدار باشی بدرود

  2. aby

    سلام درود بر سیامک عزیز ورفقای دست اندرکار این تارنگاشت. متاسفانه برد تبلیغاتی با امپریالیسم است ودر این میانه وضعیت ایران اسفبارتر. ولی نباید ناامید شد، اتحاد جهانی کشورهای سرمایه داری را علیه روسیه باید هدف قرار داد، وبه کمک روسیه شتافت. بایدتضاد عمد مابین تک تک این کشورهای متحد با امریکا را شناسایی کرده وبه تبلیغ گسترده در میان مردمشان پرداخت
    واین اتحاد شوم جهانی را متلاشی نمود.به نظر من تضاد عمده کلیه کشورهای جهان با آمریکا حاکمیت دلار است، پیوند زدن حاکمیت دلار
    ونقش ناتو در گسترش نؤفاشیست
    و اقدام روسیه در جهت خارج شدن از سلطه دلار چیزی است که باید برای توده ها در کشورهای مختلف دنیا توضیح داده شود. دیگر موارد را رفیق گرامی سیامک در نوشته پربارشان در بالا بخوبی توضیح داده اند. علاوه بر اینها تضادهای موجود هرکشور بطور خاص با امپریالیسم آمریکا را نباید از نظر دور داشت وبطور پیگیر مردم آن کشور خاص را علیه امریکا تهییج نمود. به عنوان مثال واقعه هیروشیما وناکازاکی موضوع مناسبی است برای تبلیغ علیه آمریکا در ژاپن. این وظیفه چپ جهانی است، اقدام به این کار می‌تواند درس خوبی برای چپ در حرکت های مشترک جهانی باشد.
    به امید اتحاد جهانی چپ در جهت منافع کارگران وزحمت کشان جهان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.