فروش گاز روسیه به روبل، آغازگر روند مرگ جهان سالاری دلار!

image_pdfimage_print

مقاله ۶/۱۴۰۱
۱۶ اردی بهشت ۱۴۰۱، ۶ مه ۲۰۲۲

پیش گفتار

سال ها دلار سالار ارز جهان بوده است و بیش تر دادوستدهای جهان به دلار انجام می شد. هنوز هم حتا هنگامی که کشورهای نفت خیز به فروش نفت به کشور دیگری فرای امریکا می پردازند، دادوستد به دلار انجام می شود. روسیه هم اکنون می خواهد که این شیوه بازی نابرابر و نادادگرانه را دگرگون کند. پیش از آن هوگو چاوز رییس جمهوری پیشین سوسیالست ونزولا تلاش کرده بود تا دادوستدهای آمریکای لاتین را از بند دلار امریکا آزاد کند. جهان در روند چند قطبی شدن است و در جهان قطبی نمی توان دیگر سالاری ارزی دلار را پذیرفت.  امریکا سال ها است که به چاپ کاغذ بی‌پشتوانه می پردازد و آن ها را به نام دلار به بازار می فرستد. روسیه نخستین گام برجسته برای پایین آوردن سالاری دلار را برداشته است و می خواهد که فروش گاز و دیگر کالاهای های انرژی خود را به روبل انجام دهد.

بگذارید با بررسی تاریخ دادوستد جهانی در دنباله این نوشته نشان دهیم که چرا این کار روسیه یک گام بسیار درست در روند چند قطبی کردن جهان است.

تاریخ ارز دادوستدی

گذشته از نقش کالایی خود، طلا یکی از کهن ترین ابزار شناخته شده پرداخت دادوستد میان انسان ها بوده است. طلا هم کالا و هم یک ارز است. طلا در درازنای تاریخ استانده (استاندارد) ارزش بوده است. هم زمان باید گفت که طلا یک فلز کم یاب است که در تاریخ جهان معدن کاری تنها ۱۸۷ هزار  تن تولید شده است.   

در درازنای تاریخ، بسیاری از دولت ها طلا را پشتوانه ارزهای خود کرده بودند و یک استانده طلا آفریدند. از زمان امپراتوری بیزانس، طلا برای پشتیبانی از ارزهای ملی به کار برده می شد. طلا هم چنین هم چون ارز ذخیره جهانی تا سده بیستم به کار برده می شد و حتا امروز هم طلا برای ذخیره کردن دارایی نیز به کار برده می شود.

سیستم پولی جهانی پس از جنگ جهانی دوم پس از نشست چهل و  چهار کشور در برتون وودز(Bretton Woods) ، در سال ۱۹۴۴ به سیستم برتون وودز فرنام شد (لقب گرفت). ۴۴ کشور پذیرفتند که ارزهای خود را پایا (ثابت) به دلار نگه دارند و دلار به طلا وابسته شد. پس از آن، کشورها ترازهای ارزهای خود را به دلار درست کردند و هر اونس (۲۸,۳ گرم) طلا همیشه به  ۳۵ دلار امریکا می توانست برگردان شود. ایالات متحده برای نگه داشتن بهای پایای دلار طلا به ناگزیر پیش آورد (عرضه) دلار را برنامه ریزی می کرد. در آغاز که ژاپن و اروپا هنوز در روند بازسازی اقتصادهای پس از جنگ درگیر بودند و درخواست (تقاضا) برای کالاهای آمریکایی و دلار بالا بود و از ان جایی که آمریکا نزدیک به سه چهارم طلای جهان را در دست خود داشت، این سیستم پایدار می نمود.

ولی در دهه ۱۹۶۰ با رویش صنعتی اروپا و ژاپن، فروش کالاهای آمریکایی در جهان کاهش یافت و بدین گونه نیاز به دلار نیز کاهش یافت. در ۲۰ اکتبر ۱۹۶۰ در بازار طلای لندن، بهای هر اونس طلا به ۴۰ دلار رسید.  

آمریکا برای چاره جویی دشواری تراز پرداخت های خود و برای پرداخت هزینه های نظامی خود، چاره دیگری فرای چاپ دلار و سرازیر کردن آن در سراسر جهان نداشت. با این کار پشتوانه طلا برای دلارهای در گردش کم تر شد. به زبان دیگر، دلار  بیشتری در هم سنجی با طلا در جهان بود. با این کار جای گاه  دلار هم چون  ارز بنیانی برای بازرگانی کم توان شد و هم سیستم برتون وودز زیر فشار افتاد.

با افزایش تورم، در آگوست سال ۱۹۷۱ رئیس جمهور ریچارد نیکسون به وابستگی دلار به طلا پایان داد و با این کار  به زودی سیستم برتون وودز هم از هم پاشیده شد.   

پیوند طلا با دلار پس از سال ۱۹۷۱

امروزه دولت ها ذخیره طلا را هم چنان نگه داشته اند، ولی دیگر هیچ کدام از آن برای پشتیبانی از پول کاغذی خود آن را به کار نمی برند.   

هم اکنون دیگر دلار به طلا گره خورده نیست، بلکه بهای طلا به ارزش دلار وابسته است. ارزش کالایی طلا با عرضه و تقاضا (پیش آورد و درخواست) در  بازار بستگی دارد. میان بهای طلا و ارزش دلار پیوندی هست که با بالا و پایین رفتن ارزش دلار، بهای طلا هم دگرگون می شود. افزون بر ارزش دلار در بازار و عرضه و تقاضا ، بهای طلا به نرخ بهره، تورم  و سیاست پولی نیز وابستگی دارد.

کم تر از ۵٪ باشندگان جهان در جایی  زندگی می کنند که دلار آمریکا  یگانه (واحد) پول ملی است.  بهای طلای به دلار آمریکا یک تراز پذیرفته شده است، با این همه ۹۵٪ جهان باید بهای طلای را به نرخ ارز ملی خود برگردان کنند. هنگامی که ارزش دلار در برابر ارزهای دیگر افزایش می یابد، درخواست برای طلا در درون امریکا کم تر می شود و بهای طلا به دلار گرایش به پایین آمدن دارد. هم زمان بهای طلا به ارزهای دیگر گران تر می شود. همین گونه، با افت ارزش دلار آمریکا، طلا به ارزهای دیگر ارزان تر می شود.

زمان تورم و کاهش ارزش دلار مردم به خرید طلا می پردازند که به معنای افزایش بهای طلا است. از  ژوئن ۲۰۲۱ تا امروز یک اونس (۲۸,۳ گرم ) طلا از  ۱۷۵۰ دلار به ۱۹۰۰ دلار  در نوسان بود.

ارزش پول ملی

ارزش پول ملی هر کشور با ارزش خرید و فروش کالاها (واردات و صادرات ) آن گره خورده است. هنگامی که کشوری بیش از کالاهایی که می فروشد کالا می خرد، ارزش ارز آن کاهش خواهد یافت. به همین گونه، اگر کشوری بیش از کالاهایی که می خرد  کالا می فروشد، ارزش ارز آن بالا خواهد رفت.

هم زمان هر کشوری می تواند ساختگی ارزش ارز کشور خود را در زمان کوتاهی بالا و پایین ببرد. یک بانک مرکزی، با خرید و فروش ارز در بازار آزاد، می تواند ارزش ارز کشورش را پایدار نگه دارد. برای نمونه، اگر ارزش پول یک کشور در زمان  رکود اقتصادی افت می کند، بانک مرکزی می تواند به خرید ارز کشور با ارزهای دیگر بپردازد که با این کار درخواست پول ملی بالا می رود و بهای آن در بازار افزایش می یابد. هنگامی که یک کشور می خواهد که به افزایش صادرات بپردازد، می تواند ارز خود را بفروشد که با این کار پیش آورد  ارز بالا می رود و بهای آن در بازار پآیین می اید که با این کار کالاهای این کشور در برابر ارزهای دیگر ارزان تر می شود.

هم چنین کشوری که طلا می فروشد یا اندوخته طلا دارد، هنگام افزایش بهای طلا با افزایش نیروی خرید ارز خود روبرو خواهد بود. افزایش بهای طلا بدین گونه برای این گونه از کشورها می تواند افزونه بازرگانی (مازاد تجاری) پدید آورد و یا کسری تجاری را کم تر کند. کشورهایی هستند که در تولید کالاهای گوناگون طلا به کار می برند، ولی خود سرچشمه های طلا ندارند و از خریداران بزرگ طلا هستند، به ناچار با بالا رفتن بهای طلا، ارز کم توان تری خواهند داشت.

دلیل جهان سالاری دلار

با این که امریکا تریلیون ها دلار بدهی به دیگر کشورها دارد و از کسری بودجه بزرگ رنج می برد، ولی هنوز باور جهانی به توانایی امریکا برای پرداخت بسیار بالا است. با این همه، چرا دلار هم چنان سالار ارزها است؟    

اقتصاد کمابیش نیرومند آمریکا از ارزش دلار پشتیبانی می کند. به همین دلیل دلار نیرومندترین ارز است. تا پایان سال ۲۰۲۰ آمریکا ۲٫۰۴ تریلیون دلار در گردش داشت. به اندازه نیمی از آن در برون از مرزهای کشور در گردش بوده است. در بازار ارز فارکس، ۹۰٪ دادوستدهای به دلار آمریکا است. ۴۰٪ بدهی های جهان به دلار صادر می شود. برای نمونه، در زمان بحران مالی سال ۲۰۰۸ بانک های غیر آمریکایی ۲۷ تریلیون دلار بدهی بین المللی داشتند که ۱۸ تریلیون آن به دلار آمریکا بود. در نتیجه، بانک های دیگر کشورها برای انجام کار خود به دلار زیادی نیاز دارند.      

افزون بر این، کالاهای بزرگی مانند نفت بیش تر با دلار آمریکا خریداری و به فروش می رسند. ارزش کمابیش پایدار دلار، اندازه اقتصاد آمریکا و سنگینی ژئوپلیتیک ایالات متحده به آن کمک می کند. افزون بر این، هیچ کشور دیگری بازاری برای بدهی خود مانند ایالات متحده ندارد که نزدیک به  ۱۸ تریلیون دلار است.

بیشتر کشورها می خواهند که ذخیره خود را در یک ارز با بازارهای مالی بزرگ و باز نگه دارند، چرا که می خواهند در هنگام بحران به تندی واکنش کنند.  بانک های مرکزی بیش تر تلاش می کنند که ارز را در اوراق قرضه دولتی مانند Treasuries ایالات متحده نگه دارند. بازار اوراق قرضه دولتی ایالات متحده از  بزرگترین و آسان ترین بازار جهان برای خرید و فروش اوراق قرضه دولتی است. کارشناسان می گویند که اگر کشوری یک بازار مانند بازار Treasury امریکا نداشته باشید رقابت با دلار سخت است.

به همین دلیل دلار آمریکا همچنان نیرومند ترین یگانه پول جهان خواهد ماند.

نقش دیگر ارزها

ارزهای دیگر، از میان آن ها یورو و یوان چینی، به اندازه دلار به کار برده نمی شوند. صندوق بین  المللی پول، هشت ارز ذخیره بزرگ را دلار استرالیا، پوند بریتانیا استرلینگ، دلار کانادا، یوان چین ، یورو، ین ژاپن، فرانک سوئیس، و دلار آمریکا می داند. همان گونه که می بینیم امپریالیسم انگلیسی زبان (امریکا، کانادا، بریتانیا و استرالیا) نزدیک به ۷۰ این ذخیره را در دست دارند. امپریالیسم غرب ، امریکا و ژاپن با هم نزدیک به ۹۶ درصد این ذخیره را در دست دارند. دلار آمریکا بیش از ۶۰ درصد ذخیره ارزی جهانی را در بر می گیرد.

نقش انگلی دلار

بگذارید برای روشن کردن نقش انگلی دلار یک نمونه پنداری، ولی هم زمان راستین گرا (واقعی) بیاوریم.

از آنجا که دلار آمریکا ارز ذخیره جهانی است، دو کشور مانند ایران و چین اگر بخواهند با هم دادوستد کنند، به دلار آمریکا نیاز دارند. اگر چین بخواهد نفت را از ایران بخرد، باید به ایران دلار بپردازد. اگر چین دلار به اندازه نیاز نداشته باشد، باید آن را از آمریکا تهیه کنند. و این کار تنها با فروش کالاها به امریکا شدنی است. به زبانی دیگر، چین به امریکا کالا می دهد و در برابر آن پول کاغذی دریافت می کند. این بدان معنی است که حتا اگر ایالات متحده هیچ تولیدی نداشته باشد، باز کالا دریافت می کند. تنها کاری که امریکا باید بکند این است که پیمان کند که به زودی برای دریافت این کالاها دلار، یعنی پول بی ارزش کاغذی پرداخت خواهد کرد.    

می توان با آوردن یک نمونه پنداری این نقش انگلی دلار امریکا را روشن تر کرد.  

 شما به این بیندیشید که یک کشوری به نام “انگورستان” یک ” برگ انگور” ویژه ای دارد که تنها در آن کشور، آن هم فراوان یافت می شود. این ” برگ انگور” به دلیل های ویژه ای یگانه پول دادوستد همه ی کشورهای جهان می شود. ایران به ارزش هزار ” برگ انگور” نفت به چین می فرستد. چین در برابر آن می خواهد که خودرو به ارزش هزار ” برگ انگور” را به ایران بفرستد. اما ایران تنها خودرو به ارزش پانصد ” برگ انگور” نیاز دارد، بنابراین، ایران چیز دیگری به ارزش پانصد ” برگ انگور” از چین می خواهد. چین در پاسخ  به ایران می گوید که کالایی که نیازهای او را برآورده کند ندارد. در این میان دادوستد پایاپای (تهاتری (کالا به کالا)) بسیار سخت و پیچیده می شود. بنابراین، ایران از چین می خواهد که چیزی دیگری به او بدهد که او با آن بتواند به آسانی کالایی را که نیاز دارد از دیگران بخرد. ایران به ناگزیر پانصد “برگ انگور” از چین می خواهد.

ولی چین “برگ انگور” هم ندارد، بنابراو به “انگورستان” می رود تا از او  “برگ انگور” درخواست کنند. “انگورستان” کشوری است که می تواند به اندازه بسیاری “برگ انگور” تولید کند. پس دادن “برگ انگور” هیچ هزینه ای برای “انگورستان” ندارد. اما “انگورستان” برای دادن پانصد “انگورستان” به چین، کالاهای کشاورزی از چین می خواهد.  

در پایان ایران با فروش نفت به ارزش هزار پانصد “برگ انگور” ، پانصد “برگ انگور” خودرو و پول به اندازه پانصد “برگ انگور” از چین دریافت می کند که می تواند با هر کشور دیگری دادوستد کند و کالایی را که می خواهد بخرد. چین برای خرید نفت به ارزش هزار “برگ انگور” ، پانصد “برگ انگور” خودرو به ایران و پانصد “برگ انگور” کالای کشاورزی به “انگورستان” می فرستد. در این میان، “انگورستان”  کالاهای کشاورزی به ارزش پانصد”برگ انگور” دریافت می کند، بدون آن که چیزی را از دست داده باشد و تنها کاری که انجام داده است، چیدن “برگ انگور” است.

چرا ایران “برگ انگور” می خواهد؟ برای این که همه کشورها پذیرفتند که با داشتن “برگ انگور” می توان با دیگران دادوستد کرد.

چرا همه پذیرفتند که کالاهای خود را به “برگ انگور” بفروشند؟  چون که “انگورستان” با آن ها پیمان بسته است که هر گاه که بخواهند می توانند “برگ انگور” را به “انگورستان” پس دهند و در برابر آن کالا و یا طلا دریافت کنند.

چرا همه به پیمان “انگورستان” باور دارند؟ چون که تاکنون “انگورستان” به پیمان خود کمابیش وفادار بوده است.

ولی این چرخه گنگ باید در جایی به پایان رسد. اگر “انگورستان” طلا به ارزش پانصد “برگ انگور” نداشته باشد تا به ایران بدهد، بدان گاه چه خواهد شد؟ “انگورستان” از ایران می خواهد که “برگ انگور” را برای خرید از کشور دیگری به کار برد . در یک زمانی یک کشوری پافشاری خواهد کرد که “انگورستان” در برابر این پانصد “برگ انگور” یک کالای راستی و یا طلا به او بدهد. آن روز همان روزی است که فریب کاری “انگورستان” آشکار خواهد شد و “برگ انگور” آن بی ارزش می شود.

پیامدهای جهان سالاری دلار

تا زمانی که استاندارد طلا کنار گذاشته نشده بود، کشورها نمی توانستند به سادگی ارزهای فیات (پول بی پشتوانه) پول کاغذی خود را به اندازه دل خواه چاپ کنند. برخی از اقتصاددانان می گویند که به دلیل نوسان دلار آمریکا و ارزهای دیگر باید طلا را دوباره پشتوانه پول کاغذی کرد. آنها می خواهند که میزان پولی را که دولت ها چاپ می کنند را مرز بزنند.   

پس از پایان جنگ جهانی دوم، دلار ارز برجسته دادوستد جهان و بزرگ ترین روش اندوختن پول بوده است. دلار هم چون ارز ذخیره پیش رو جهان برای امریکا برتری های فراوانی آفریده است. درخواست جهان برای دلار، بهای سرمایه گذاری آمریکا در برون از مرزهای خود را ارزان تر می کند. چنین درخواست بالا برای دلار به ایالات متحده کمک می کند، تا با هزینه کم تری اوراق قرضه به بازار بفرستد، چرا که ایالات متحده نیازی به پرداخت نرخ بالای سود به خریداران اوراق قرضه دولتی خود ندارد. کاربرد دلار هم چون ارز پرداخت های جهانی نیز نیروی تحریم های مالی آمریکا را افزایش می دهد.  درخواست (تقاضای) بالای جهانی برای دلار به آمریکا پروانه می دهد تا با هزینه کم تری وام بگیرد و نیروی تحریم های خود را بیش تر کند.

بیش تر دادوستدهای بازرگانی جهان به دلار آمریکا انجام می شود، برای همین حتا دادوستد میان کشورهای دیگر می تواند دربرگیرنده تحریم های آمریکا شود، زیرا بانک های این کشورها باید با حساب هایی که در فدرال رزرو (Federal Reserve) امریکا دارند به آن ها رسیدگی کنند. با جلوگیری از جابجایی دلار، ایالات متحده می تواند انجام این دادوستدها را میان کشورها دشوار کند.

در سال ۲۰۱۵  بانک فرانسوی BNP Paribas به دلیل دور زدن تحریم های آمریکا برای پردازش پرداخت دلار از سوی کوبا، ایران و سودان، تاوان سنگینی نزدیک به ۹ میلیارد دلار پرداخته است.

پایان سخن

آمریکا کشورهای نفت خیز را واداشت که تا نفت خود را به دلار بفروشند و خریداران نفت ناچار شدند که برای خرید دلار به کار برند. آمریکا با این کار درخواست دلار بی پشتوانه را بالا برد و به آن پشتوانه یی دروغین و ساختگی داد. آمریکا با چاپ دلار بی پشتوانه خود، یک اقتصاد نیرومند برپا کرد. چاپ پول بی پشتوانه در هر کجای جهان تورم را بی اندازه بالا می برد. ولی چون بازار برجسته دلار امریکا نه در درون بل که در برون از مرزها هست، امریکا از این تورم رها یافت و ان را به دیگر کشورها فرستاد. هر گاه که امریکا با کسری بودجه روبرو شد به چاپ دلار بی پشتوانه پرداخت.

روسیه می خواهد که دادوستدهای خود را از دلار و «سویفت»(SWIFT)  (سیستم آمریکایی که تراکنش‌های مالی و پرداخت‌های میان بانکی ها زیر بازرسی خود دارد ) برهاند. این کار خریداران غربی را وا می دارد که برای پرداخت پول گاز در بازار ارز روبل بخرند و به دولت روسیه روبل بپردازند. بدین گونه، ارزش روبل در بازار ارز بالا می رود (اگر چه که در دراز زمان زیان هایی هم می تواند داشته باشد)[i]. برجسته ترین ویژگی این کار کم توان کردن نیروی دلار هم چون ارز جهانی است. روبل  روسیه پشتوانه طلا دارد و بهایش به طلا وابسته است، ولی دلار این گونه نیست. روسیه نه تنها ذخیره بالایی از طلا دارد بل که از تولید کنندگان طلا در جهان نیز هست. با این کار جهان می تواند به سال‌های پیش از ۱۹۷۱ ، سالی  که ریچارد نیکسون آمریکائی دلار را شناور کرد و آن را از پشتوانه طلا رها ساخت، برگردد.

فشار روسیه به خریداران کالاهای خود برای پرداخت به روبل می تواند دادوستد پایاپای (تهاتری)  را میان کشورها گسترش دهد و آن را تا اندازه زیادی از کاربرد ارز رها کند و یا ارزهای دیگر غیرامپریالیستی را جای گزین دلار کند.

هم اکنون ما تند شدن روند چند قطبی شدن جهان را  می بینیم. روندی که برای در پیش گیری راه رشد غیرسرمایه داری، برای کشورهای پیرامونی هم چون میهن ما ، بسیار برجسته است و نقش کلیدی خواهد داشت.


[i] ارز نیرومند  واردات را ارزان‌تر و صادرات را گران‌تر می‌کند، که می‌تواند به صنعت درون مرزی که کالاهای خود را به برون از کشور می‌فروشند آسیب برساند و بی کاری را افزایش دهد.

2 Comments

  1. Mohsen

    درود به سیامک دلاور وولادیمیر پوتین کبیر این مظهر بناپارتیسم قرن ۲۱ که دارد پوزه امپریالیسم امریکا را به خاک میمالد توجه رفقا را به مصاحبه اخیر یکی از کادرهای بالای حزب کمونیست فدراسیون روسیه که در سایت ۱۰ مهر آمده جلب میکنم پایدار باشید بدرود

  2. جمال حق گو

    خیلی ممنون آقا سیامک. مثال برگ انگور خیلی با مفهوم بود. فارغ شدن از دلار خیلی مشکله باید کل مخالفان را جمع کرد تا آلترناتیو دلار محکم بشه
    موفق باشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.