امریکا نمی تواند جلوی چندقطبی شدن جهان را بگیرد!

image_pdfimage_print

مقاله ۱۲/۱۴۰۱
۸ تیر ۱۴۰۱، ۲۹ ژوئن ۲۰۲۲

پیش گفتار

از زمانی که چین از کوله بار سنگین دوران استعمار رهایی یافت، سال ها گذشته است. در این سال های کوتاه چین به آزمون و نادرستی (خطا) بسیاری برای پیدا کردن راه سوسیالیستی خود دست زد. پس از کوشش های فراوان و جان گدازی های بسیار، در پایان چین راهی یافت که اگر چه برای بسیاری از کسانی که سوسیالیسم را در نوشته ها خوانده اند سوسیالیسم نیست، ولی توانست که کشور را به یک کشور نوین صنعتی دگرگون کند و نزدیک به یک میلیارد شهروند چین را از تنگ دستی و نداری رهایی دهد.

پیروزی های جهانی چین به آن اندازه بوده است که خواب را از چشم امپریالیسم ربوده است. برای نخستین بار پس از پیروزی ضدانقلاب در اردوگاه سوسیالیستی، امپریالیسم مرگ سرکردگی خود را با چشمان خود می بیند. روشن است که کسی که مرگ را در برابر خود می بیند، از هر ترفندی و فریبی سود می جوید، تا خود را از این سرنوشت دل خراش رها سازد. برای همین هم امپریالیسم همه ی تلاش خود را خواهد کرد، تا پوزه چین را به زمین مالد.    

امپریالیسم آمریکا برای ناپایدار کردن چین، یورش سیاسی و رسانه ای خود را دیر زمانی است که به کار انداخته است. آن ها برای انجام این کار از گذشته استعماری خود در هنگ کنگ، تبت (فئودالیسم مذهبی) و شینیجانگ (جنبش جدایی خواه  مسلمان) سود می جویند و تایوان را هم چون کانون این جنگ به کار می برند. در اکتبر ۲۰۲۱، سرویس اطلاعاتی سیا یک شاخه مستقل بزرگ نو به نام  – مرکز ماموریت چین- ساخت. این بخش برای ایستادگی در برابر «بزرگترین تهدید ژئواستراتژیک برای ایالات متحده در سده بیست و یکم» یعنی جمهوری خلق چین به کار خواهد گرفته شد. جاسوسی و ضد جاسوسی و نبرد  با تروریسم، همگی بخشی از این برنامه هستند.

از میان شیوه های گوناگونی که امپریالیسم برای به خاک نشاندن چین از آن سود می جوید، ما در دنباله این نوشته به بررسی ” جدایی تایوان از چین” ، ” تنها کردن چین در آسیا ” و ” نقشه یورش هسته ای به چین ” می پردازیم.

جدایی تایوان از چین

وی فنگ هه(Wei Fenghe)، وزیر دفاع چین، در پیرامون نشست امنیتی آسیایی در سنگاپور با لوید آستین(Lloyd J. Austin) ، همتای آمریکایی خود دیدار کرد. پس از این دیدار وزیر جنگ آمریکا گفت که ایالات متحده برای پشتیبانی از دوستان و متحدان خود، در سراسر اقیانوس هند و اقیانوس آرام نیروهای خود را آماده نگه می دارد. وزیر دفاع آمریکا گفت که این منطقه “اولویت عملیاتی” ایالات متحده و “در قلب راهبرد کلان” این کشور است.  

ژائو لیجیان (Zhao Lijian ) سخنگوی وزارت امور خارجه چین از آمریکا خواست که به پای بندی سیاسی خود که در باره ی تایوان به چین داده است ارج بگذارد و از دست کاری سیاسی در تایوان دست بردارد. ژائو گفت که آمریکا هم چون کشوری برون از منطقه باید نقش مثبت و سازنده ای در گسترش صلح داشته باشد، به جای آن امریکا صلح را کم جان می کند و بازی با آتش را برگزیده است.

با این همه، وزیر جنگ آمریکا به ناگزیر پذیرفت که تایوان را به عنوان کشور مستقل به رسمیت نمی‌شناسد و با آن پیوند دیپلماتیک ندارد، ولی قانون گزاران آمریکا قانون هایی گذراندند که بر پایه آن، امریکا می تواند جنگ افزار به تایوان بفروشد.  

رئیس‌جمهوری چین بر سیاست “یک کشور، دو نظام” در مورد تایوان پافشاری کرده است. او گفت که تایوان پس از پیوستن به خاک چین، دولت و ارتش خود و همچنین آزادی و شیوه زندگی خود را نگه خواهد داشت. پرسش این است که او با این که رئیس‌جمهوری چین روی استقلال دولتی و فرهنگی و حتا ارتشی تایوان پافشاری می کند، پس چرا آمریکا “برای پشتیبانی از دموکراسی” به تایوان جنگ افزار می فروشد؟ برای چه؟

پاسخ چین پرنیرو و استوار بود. آقای وی فنگ هه گفته است که جدایی تایوان از چین برای چین به معنای جنگ است. او هم چنین گفته است که اگر کسی بخواهد تایوان را از چین جدا کند، ارتش آزادیبخش خلق، چاره‌ای غیر از نبرد برای پاسبانی از حاکمیت ملی و سرزمینی نخواهد داشت.

تنها کردن چین در آسیا

یانگ شیو (Yang Xiyu) ، پژوهشگر موسسه مطالعات بین المللی چین به گلوبال تایمز گفت که در هم سنجی با دولت های پیشین  آمریکا، دولت بایدن ضد چینی تر است و پافشاری دارد که در منطقه هند و اقیانوسیه و حتا همه دوستانش در اروپا باید به هم کاری با آمریکا در باره ی سیاست استراتژیک آن  در منطقه هند و اقیانوسیه بپردازند. چند ماه گذشته، ینس استولتنبرگ ( (Jens Stoltenberg ، دبیرکل ناتو، با گفتن این که استراتژیک آینده ناتو “برای نخستین بار باید رخنه رو به نمو چین را در برنامه خود بگنجاند .” وی گفت این بلوک به دنبال افزایش هم کاری با دوست های ” آسیا و اقیانوس آرام” خواهد بود.

سفر رئیس جمهور آمریکا جو بایدن به آسیا، هدف های بزرگ سیاسی و استراتژیکی دارد که دور کردن کشورهای آسیایی از دادوستد با چین از برجسته ترین آن ها است.  کورت کمپبل (Kurt Campbell ) هماهنگ کننده اندونزی و اقیانوسیه بایدن گفت که چین، میانمار، پرسش تایوان و اوکرایین از چالش های گفت وگو بوده است. یکی از هدف های برجسته آقای بایدن در این سفر نیرومند تر کردن همکاری‌های همه جانبه نظامی با متحدان آمریکا در منطقه اقیانوس آرام و هند بود. او در این سفر با رهبران ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و هند در باره ی گسترش نفوذ چین گفت‌وگو کرد.  

دای فن، پژوهشگر دانشکده مطالعات بین المللی در دانشگاه جینان به گلوبال تایمز گفت که در زمینه رقابت استراتژیک چین و آمریکا، آمریکا بیش از هر زمان دیگری به ”آسه آن (ASEAN)” نیاز دارد، ولی عضوهای ”آسه آن (ASEAN)” به دلیل دل بستگی بیش از اندازه امریکا برای سیاسی کردن این هم کاری، چندان دل خوشی به این هم کاری ندارند. ولی آمریکا این بار هم کاری های اقتصادی بیش تری را با ”آسه آن (ASEAN)” بررسی می کند، تا پیوند خود را با آن ها ژرف کند.  حتا ژاپن هم آماده هم کاری با IPEF (چارچوب اقتصادی هند و اقیانوس آرام) (The Indo-Pacific Economic Framework) نیست. یانگ گفت که ایالات متحده می خواهد با فریب عضوهای  ”آسه آن (ASEAN)” را با اقتصاد بازار IPEF بکشاند و پس از تله افتادن، آن ها را ناگزیر به گزینش میان  چین و آمریکا کند. تردیدی نیست که ایالات متحده به ”آسه آن (ASEAN)” فشار خواهد آورد، تا همکاری های دوجانبه اقتصادی را نیرومند کند، ولی نمی تواند آهنگ همکاری های اقتصادی و بازرگانی نزدیک چین و ”آسه آن (ASEAN)” را کند کند. خبرگزاری رویترز می گوید که تنها دو کشور از ۱۰ کشور ”آسه آن (ASEAN)” – سنگاپور و فیلیپین –  در باره IPEF آماده گفت و گو با امریکا هستند. 

شو نینگینگ((Xu Ningning ، رئیس اجرایی شورای کسب و کار چین و آسه آن، به گلوبال تایمز گفت که انگیزه درونی چین و ”آسه آن (ASEAN)” برای گسترش همکاری های اقتصادی و بازرگانی بالاتر از فریب امریکا است. صنعت و زنجیره جابجایی کالا ها میان  چین و ”آسه آن (ASEAN)” از نزدیک به هم گره خورده است.

هم کاری اقتصادی چین با ”آسه آن (ASEAN)” در چند سال آینده نابود نمی شود، چرا که هیچ زمینه ای برای بخش های صنعتی کشورهای جنوب شرقی آسیا برای انجام همکاری های گسترده اقتصادی با آمریکا نیست.

داده های وزارت بازرگانی چین نشان می دهد که چین از سال ۲۰۰۹ بزرگترین کشور بازرگانی ”آسه آن (ASEAN)” بوده است که در سال ۲۰۲۱ به رکورد نوینی بالای ۸۷۸٫۲ میلیارد دلار رسیده است که ۱۴٫۵ درصد از همه ی بازرگانی خارجی چین را در بر می گیرد.

چین پیوسته ساخت راه روهای بازرگانی در زمین و دریا که ”آسه آن (ASEAN)” را به هم پیوند می دهد افزایش خواهد داد، تا هم کاری های اقتصادی و بازرگانی میان این کشورها گسترش یابد. همان گونه که می بینیم کوشش امریکا برای تنها کردن چین در آسیایی تاکنون به سنگ خورده است.

جهانی شدن نوینی با چهره شرقی

در بسیاری از زمینه ها ما شکست امریکا را دیدیم؛ اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی وجنگی. در همه ی این زمینه ها، امریکا سرکردگی جهانی خود را از دست داده است. از دید اخلاقی، هیچ هم سانی میان آن چه که خود می گوید و می پسندد، با آن چه خود انجام می دهد نیست. فرهنگ پرخاش گری چنان در جامعه ریشه دوانده است که یک صدم امریکایی ها پیوسته در زندان ها به سر می برند؛ فرهنگ تفنگ دآری آن چنان گسترده شده است که هیچ مادری که فرزند دانش آموز دارد روز را آسوده به شب نمی رساند. اقتصاد از هم پاشیده است، نزدیک به چهل میلیون گرسنه دارد و گرانی هر روز افزایش می یابد. در چند سال گذشته لیبی، عراق، افغانستان را با شکست ننگ آوری رها (ترک)کرده است.

  نقش جهانی امریکا پیوسته کاهش می یابد و به قلدری و زورگویی او با ایستادگی پاسخ داده می شود.

برای چاره جویی پیامدهای ناگوار رکود بزرگ، کشورهایی مانند چین آغاز  به دلار زدایی از ذخیره های ارزی خود کردند. آن ها به جای یک ذخیره بزرگ دلار به ذخیره ارزهای گوناگون پرداختند. این کار به کاهش سهم دلار  در ذخیره جهانی ارز از ۷۰ درصد در سال  ۲۰۰۰ به ۵۹ درصد در سال ۲۰۲۰ انجامید.  سهم دلار در ذخیره های  ارزی روسیه در سال ۲۰۱۹ ۲۳٫۶ درصد بوده و تا سال ۲۰۲۱ به ۱۰٫۹ درصد کاهش یافته است. بانک مرکزی روسیه به دلیل تحریم ها با درخواست پرداخت سوخت و گندم با روبل به جای دلار، برای دلار زدایی پرداخته است.

استرالیا و بسیاری از کشورهای آسیا مانند هند و ژاپن که از متحدان بزرگ ایالات متحده هستند، چندان خواهان شکستن پیوند اقتصادی و سیاسی خود با چین و روسیه نیستند.  ۳۸ کشور که در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد ؛ از میان آن ها چین و هند دو کشور با «بیش ترین باشندگان (جمعیت) جهان.» در ۲۴ مارس علیه روسیه در اوکرایین رای ندادند.

برایند تحریم ها بر چین و روسیه فراهم کردن سازوکارهای بازرگانی به دور از نهادهای غربی از سوی این دو کشور بوده است. گریز از جهانی شدن به جهانی شدن تازه ای می انجامد. برنامه کمربند و جاده چین (BRI) (Belt and Road Initiative) که در سال ۲۰۱۳ پی ریزی شد، نشانی از این دگرگونی آرام است که چین از آسیای مرکزی و جنوبی آغاز می کند و سپس فراتر از آسیا و به سوی آفریقا، اروپا و آمریکای لاتین پیوندهای خود را گسترش می دهد.  

در ۱ ژانویه ۲۰۲۲، مشارکت اقتصادی جامع منطقه ای (RCEP) (Regional Comprehensive Economic Partn ership) —بزرگترین پیمان بازرگانی آزاد جهان— بنیاد گذاشته شد. دو سال پیش ۱۵ کشور در هانوی ویتنام برای امضای این پیمان با هم دیدار کردند. این کشورها از متحدان نزدیک آمریکا مانند استرالیا، ژاپن و کره جنوبی و همچنین کشورهایی مانند چین و میانمار هستند که با تحریم های آمریکا روبرو هستند. یک سوم انسان های جهان در منطقه  RCEP زندگی می کنند که یک سوم تولید ناخالص ملی جهانی  را نیز در بر دارند. بانک توسعه آسیا امیدوار است  که RCEP به کشورهایی که برای بیرون رفتن از پیامدهای ناگوار اقتصادی بیماری همه گیر کرونا تلاش می کنند، یاری کند. بلوک هایی مانند RCEP و برنامه هایی مانند برنامه کمربند و جاده (Belt and Road Initiative) بازرگانی را جهانی می کنند. برای نمونه، هم اکنون  خریدهای چین از کشورهای BRI افزایش یافته است، اگرچه بخش بزرگی از آن انرژی و مواد معدنی است تا کالاهای با ارزش بالا؛ صادرات از چین به کشورهای BRI، به همان اندازه پیشین است . بانک پیش رفت آسیا  (Asian Development Bank) گمان می زند که پروژه BRI سالانه ۱٫۷ تریلیون دلار برای پیش رفت زیرساختی در آسیا (از میان آن ها سرمایه گذاری برای آب و هوا پاک تر) سرمایه گذاری های خواهد داشت.  

همه داده ها نشان گر پایان جهانی شدن به رهبری امپریالیسم سه گانه است، جهانی شدن نوینی با چهره شرقی دارد از راه می رسد. شاید ما با دومین خیزاب جهانی شدن این بار به رهبری شرق روبرو خواهیم شد.

یورش هسته ای به چین

آمریکا هم چنان بزرگترین و نیرومندترین کشور جنگی جهان، در خشکی، دریا و هوا است و در صدها سرزمین در سراسر جهان پای گاه جنگی دارد- بسیاری از آن ها مانند گوانتانامو، گوام و کوزوو با زور به زیر فرمان امریکا درآمده اند. در پایان جنگ جهانی دوم، آمریکا بمب اتمی را بر روی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی ژاپن شکست خورده، انداخت که لگد مال کردن حقوق بشر و قانون های بین المللی بود که تا به امروز هرگز رهبری امریکا از این کار پشیمانی نشان نداد.  

بنابر همین منطق امریکا می تواند یورش  هسته ای علیه چین به راه براندازد؟ از زمان اوباما، آمریکا بار دیگر آماده برای یورش هسته ای به چین شده است. اگر چه که ایالات متحده، نباید پاسخ چین هسته ای را دست کم بگیرد.  

پایان سخن

پسندیدگی (محبوبیت) چین در میان خلق های جهان هر روز بیش تر می شود. جمهوری خلق چین، نه با زبان آتش بل که با دراز کردن دست دوستی، به دادوستد با خلق های دیگر می پردازد و در اندیشه دگرگون کردن شرایط درون مرزی این کشورها نیست و به تاریخ و فرهنگ این خلق ها ارج می گذارد و نبرد طبقاتی را وظیفه خلق های خود این کشورها می داند.

نا هم سانی سیاست تنش زدایی چین با تنش آفرینی آمریکا را ما با نمونه زیر می بینیم. آمریکا فراخوانی برای کوبا، ونزوئلا و نیکاراگوئه برای شرکت در نشست سران قاره آمریکا در لس آنجلس نفرستاد. رسانه‌های دولتی چین از این کار بسیار انتقاد کردند و به امریکا یادآوری کردند که کشورهای آمریکای لاتین مستعمره  آمریکا نیستند. نیاز به یاد آوری است که رییس جمهور مکزیک با این که به این نشست فراخوانده شده بود در آن شرکت نکرد.   

در هر کشوری که جای امریکا به دلیل زورگویی تهی می شود، می توان نشانه های آمادگی چین برای جای گزینی را دید. تلاش های امریکا برای تنها ساختن چین در آسیا و جدا کردن تایوان از آن به جایی نرسیده است. نقشه های یورش هسته ای هم راه به جایی نخواهد برد، چرا که هم چین خود هسته ای است و هم دوست بزرگ چین، روسیه هسته ای است.

پیش رفت شگفت انگیز اقتصادی- اجتماعی چین چنان چشم گیر بوده است که حتا امپریالیسم هم به ناگزیر به ستایش از آن می پردازد، ولی برنامه امپریالیسم این است که این پیروزی تاریخی را از سوسیالیسم به رهبری حزب کمونیست چین جدا کند. آقای بلینکن در سخنرانی خود از تلاش خستگی‌ناپذیر مردم چین در چند دهه برای به بود اقتصاد کشور ستایش کرد ولی از سیاست‌های رییس جمهوری چین انتقاد کرد. او گفت که حزب کمونیست چین زیر رهبری شی جی پینگ در درون سرکوب گرتر و در بیرون پرخاش گرتر شده است.    

با آن چه که گفته شد به روشنی می توان دریافت که جهان به ناگزیر به سوی چندقطبی شدن می رود و امپریالیسم نمی تواند جلوی این روند قانون مند را بگیرد. نشانه های فراوانی در دست است که جهانی شدن اقتصاد دوباره دارد جان می گیرد ولی این بار  از آسیا  و با رهبری چین.

2 Comments

  1. Mohsen

    سیامک دلاور پس از درود فراوان بر تو و خسته نباشی آیا چین با درس گرفتن از فروپاشی اتحاد شوروی برنامه «نپ» آش طولانی نکرده است نکته بسیار ظریف است آیا از ترس سقوط از سوی دیگر سقوط نخواهد کرد؟؟؟ بدرود پاینده باشی

    1. توده ای ها

      رفیق جان.

      نگرانی شما نگرانی بجایی است. همه ی هواداران اندیشه علمی نگران برآیند نبرد طبقاتی در جمهوری خلق چین هستند.

      خوش بختانه داده ها نشان گر این است که در چند سال گذشته حزب پرولتاریا در همه ی زمینه ها (فرهنگی، اقتصادی، حقوق کارگران، رفاه اجتماعی، سیاست برون مرزی ووو) به چپ رفته است.

      یکی از دلیل های خشم بی اندازه کنونی امپریالیسم هم برای همین چرخش به چپ است. آن ها پیش رفت جمهوری خلق چین را می پذیرند، ولی حزب رهبر این جامعه میلیاردی را با پرخاش گری می کوبند و بدنام می کنند.

      پیروز باشید رفیق جان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.