امید بی هوده برای درمان بیماری جمهوری اسلامی!
هم گرایی نیروهای “چپ” انقلابی برای فراهم کردن شرایط ذهنی!

مقاله ۱۹/۱۴۰۱
۱۶ شهریور ۱۴۰۱، ۷ سپتامبر ۲۰۲۲

«بايد توانست پس از هرناكامی، تجارب لازم مثبت و منفی را برای كسب قدرت بيشتر در مرحله آتی نبرد گردآورد و از اين تجارب بهره برداری نمود، زيرا تكرار تجريدی تجارب بی فايده است … .» (احسان طبرى، در ديالكتيكِ ”مبارزه اجتماعی“، صفحه ٨٧)

پیش گفتار

پس از بیش از سه دهه پیاده سازی اقتصاد ددمنشانه نئولیبرالیستی و چهار دهه زورگویی و آزادی کشی جمهوری اسلامی، هنوز هستند پندارگرایانی که امید بی پشتوانه به برپایی آزادی و عدالت اجتماعی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی سرمایه داری زیر سایه سنگین ولایت فقیه دارند.   

در این نوشته نشان خواهیم داد که دانسته ها و داده هایی که ما از ژرفای بیماری مرگ بار جمهوری اسلامی داریم، تا چه اندازه نا هم ساز با آرزوهای زرین دوستان ما است.

ما برای نشان دادن نادرستی دیدگاه پندارگریان امیدوار، به بررسی فراسنج های (پارامترهای) کلیدی مانند خط اقتصادی، دستگاه چرکین فرمان روایی، واپس گرایی و بی برنامگی می پردازیم.

همین جا افزوده شود که این نوشته بر پایه گزارش های روزنامه های گوناگون در درون کشور در باره ی روی دادهای هفته های گذشته تهیه شده است.

اقتصاد نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی

به کسانی که به دلیل پس ماندگی تولید سرمایه داری در میهن ما، کاربرد واژه نئولیبرالیسم را نادرست می دانند، باید گفت که در هیچ کجای جهان نئولیبرالیسم ددمنشانه تر از جمهوری اسلامی پیاده نمی شود. به گفته کارشناسان خود جمهوری اسلامی، بیش از بیست گونه آموزشگاه های پیش دانشگاهی خصوصی برای از ما بهتران در جمهوری اسلامی مانند قارچی روییده اند و از تن کم توان دبیرستان های دولتی انگل وار خون می مکد.  آمارهای خود این دولت نشان می دهد که دولت‌های نهم و دهم شمار مرکزهای آموزش عالی کشور را دو برابر کرده اند. نزدیک به ۹۶ درصد این آموزش گاه پولی هستند و درهای آن ها تنها برای فرادستان باز است و فرزندان کارگران و رنج بران را در آن راهی نیست. آمارهای خود جمهوری اسلامی می گوید که تنها ۱۴ درصد از دانشجویان کشور از آموزش رایگان برخوردار هستند.

هیچ جامعه دیگری به این اندازه به پاسبانی و پایداری جامعه طبقاتی نمی پردازد. با چنین سیستم آموزشی که بر پایه پول برنامه ریزی و پیاده می شود، جمهوری اسلامی توانست فرزندان لایه های بورژوازی انگلی را برای به دست گیری آینده فرمان جامعه آموزش دهد و “پاکیزگی” طبقاتی خود را نگه دارد.   

دولت که چهار نعل به سوی دوزخ نئولیبرالیسم می تازد در پی انجام کارهای گسترده تر در این زمینه برای “کوچک کردن دولت” است. حسین قربان‌زاده، رییس سازمان خصوصی‌سازی، گفت که دولت می خواهد که بخش خود را در سهام استقلال و پرسپولیس به زیر ۵۰ درصد کاهش دهد. به گفته قربان‌زاده، آن کس یا شرکتی که سهام دار بزرگ باشد، می تواند سرپرستی استقلال و پرسپولیس را در دست خود بگیرد. نزدیک به ۱۰ تا۱۱ درصد از سهام این دو باشگاه فروخته شده و دولت می خواهد که ۴۱ درصد دیگر از سهام این دو باشگاه فروخته شود.

با پی روی از سیاست درهای باز نئولیبرالیستی، پس از چند سال آوردن خودروهای زیر ۲۰ هزار یورویی به کشور برای فروش آزاد خواهد شد. بهای این خودروها در بازار به  ۱.۵ میلیارد تومان خواهد رسید. روشن است که کسی از فرودستان که هیچ، حتا از لایه های میانی چنین پولی را در چنته ندارند که برای خرید تنها یک خودرو بپردازند. نگاهی به بهای خودروهای گوناگون نشان می دهد که این صنعت تنها برای فرادستان تولید می کند. پراید ۱۱۱  ۲۰۴ میلیون تومان؛ پراید ۱۳۱ ۱۷۹ میلیون تومان؛ دنا  ۱۴۰۱ ۴۰۳ میلیون تومان؛ پژو ۲۰۷ ۵۹۰ میلیون تومان؛ تیبا هاچ‌بک‌ پلاس هم‌اکنون در  ۲۱۰ میلیون تومان؛ پژو ۲۰۶ مدل ۱۴۰۱ ۲۹۷ میلیون تومان؛ و تارا اتوماتیک هم امروز ۵۷۸ میلیون تومان در بازار خرید و فروش می‌شود.

هم زمان باید یادآوری شود که مرکز پژوهش‌های مجلس می گوید که زیان انباشته خودروسازان از ۱۰۰ تریلیون تومان (۱۰۰ هزار میلیارد) نیز گذشته است. روزنامه «شرق» در ماه گذشته نوشت که خودروسازان ایرانی که سال‌هاست از امتیازهای گسترده‌ای چون یکه تازی در بازار و ارز ۴۲۰۰ تومانی برخوردار هستند، زیان سنگینی به بزرگی ۴.۸ میلیارد دلار به بار آورده‌اند.

بر پایه برآورد روزنامه «شرق» زیان خودروسازان به آن اندازه است که با پول آن می شد ۱۰ درصد از سهام بزرگ‌ترین شرکت های خودروسازی جهان را خرید. حتا ترکیه با نظام سرمایه داری بیمارش توانست در سال گذشته ۲۵ میلیارد دلار خودرو به کشورهای دیگر بفروشد و عربستان سعودی در تلاش است تا با همکاری بزرگ‌ترین شرکت های جهان در ساخت خودروهای الکتریکی گام‌های بلندی بردارد.

سینه چاکان نئولیبرالیسم، جانانه در این راه گام می گذارند و از هر روی دادی برای گماشتن دل بستگان نئولیبرالیسم در جای گاه های کلیدی در دستگاه فرمان دهی دولت بهره جویی می کنند. ابراهیم رئیسی آقای «محمدهادی زاهدی‌وفا» برای وزیر «تعاون، کار و رفاه اجتماعی» شدن به مجلس شدن پیشنهاد کرد. در دولت دوم احمدی‌نژاد، زاهدی‌وفا دست یار اقتصادی وزیر اقتصاد و همچنین عضو شورای عالی تأمین اجتماعی بود. محمدهادی زاهدی‌ وفا دارای دکترای اقتصاد از دانشگاه اتاوا در کانادا و یکی از هواداران اقتصاد نئولیبرالیستی و واپس گرای است که پیش از این در دانشگاه «امام صادق» سپاه پاسداران استادیار بود.

گرانی و اقتصاد بیمار جمهوری اسلامی         

یکی از سیاست های بنیانی اقتصاد نئولیبرالیستی این است که هزینه پیامدهای ناگوار این سیاست باید از سوی رنج بران پرداخته شود.

یک عضو هیئت رئیسه شورای اسلامی شهر تهران گفت که هزینه خانه در سبد هزینه خانوار ایرانیان تا ۶۰ درصد بالا رفته است. میانگین هزینه خانه در جهان ۲۵ درصد درآمد خانواده ها است، ولی در ایران جمهوری اسلامی تا ۶۰ درصد درآمد یک خانواده برای هزینه خانه پرداخت می شود. نماینده مردم تهران در شورای شهر پایتخت، آقای جعفر شربیانی می گوید که «هزینه مسکن، اجاره بهاء» در برخی جاهای تهران بیش از «۱.۵ برابر» درآمد یک خانواده است. مرکز آمار بهای «یک متر مربع مسکن» در پایتخت ایران، را در ماه گذشته نزدیک به ۴۳ میلیون تومان می داند. کارشناسان می گویند که بهای خانه در تهران در یک سال گذشته «۴۴ درصد» افزایش یافته است.   

بخش ماهانه هر کارت سوخت که تاکنون ۲۵۰ لیتر بود، به گفته جلیل سالاری، دست یار وزیر نفت به ۱۵۰ لیتر در ماه کاهش یافته است. به گفته فاروق اعظمی، نماینده استان سیستان و بلوچستان در شورای عالی استان‌ها، بخش بنزین مردم این استان ماهیانه ۶۰ لیتر با بهای ۱۵۰۰ تومان و ۳۰۰ لیتر با بهای سه هزار تومان بود و کاهش بخش بنزین بهای یک لیتر بنزین را در این استان «به ۱۵ هزار تومان» خواهند رساند.

دشواری های اقتصادی و تنگناهایی که رژیم واپس گرا در زمینه آزادی پیاده کرده است، هم میهنان ما را دچار بیماری های روانی و پرخاش گری کرده است.
آمار خود جمهوری اسلامی نشان می دهد که شمار درگیری های خیابانی در میهن ما افزایش چشم گیری یافته است. در سال گذشته نزدیک به ۶۰۰ هزار تن در درگیری های خیابانی زخمی شدند که نزدیک به ۲۰۰ هزار از آن ها زن بودند و این آمار ناگوار امسال بهتر نشده است.

چند روز پیش وزیر صنعت گفت که ۳۰ درصد از قطعه های یدکی خودرو در بازار یا قاچاق است یا ساختگ (تقلبی) . کار به آن جا کشیده شده است که حتا کارگاهی در اراک پس از رنگ‌آمیزی کمک‌ فنرهای دست دوم و بسته‌بندی نو آن ها به بازار فروش می فرستد. امیرمحمد پرهام‌فر، مدیرکل دفتر ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، گفت که “بیش از ۶۰ درصد بازار غیررسمی لوازم یدکی خودرو، تقلبی و غیر استاندارد است”.

آمارهای گمرکی نشان می‌دهد که حجم صادرات غیرنفتی در چهار ماه گذشته  ۷ درصد افت داشته است، اگر چه به دلیل افزایش بهای این کالاها ارزش صادرات بالا رفته است. نیاز به یادآوری است که بخش بزرگی از کالاهایی که غیرنفتی خوانده می شود از فراورده های نفتی و کالاهای پتروشیمی است.

آمارهای گمرکی هم چنین نشان می‌دهد که حجم فروش کالا به عراق در چهار ماه گذشته  بیش از ۴۰ درصد افت داشته و امارات نیز خرید از ایران را تا یک چهارم کاهش داده است. آمارهای وزارت اقتصاد هند نشان می‌دهد که هم سنگی دادوستد با میهن ما به سود هندوستان است در شش ماه گذشته این کشور  ۳۳۴ میلیون دلار کالا از میهن ما خریده است و  یک میلیارد و ۳۷ میلیون دلار کالا به ما فروخته است. هم سنگی دادوستد با اتحادیه اروپا چندان بهتر از هندوستان نیست. در شش ماهه گذشته ۵۵۵ میلیون یورو کالا از ایران به اتحادیه اروپا فروخته شده است ولی ۲ میلیارد یورو کالا خریداری شده است.

همان گونه که می بینیم اقتصاد جمهوری اسلامی در همه ی زمینه ها بیمار است.

کارگر ستیزی نظام جمهوری اسلامی

کارگرستیزی از ویژگی های بنیانی یک اقتصاد نئولیبرالیستی است و جای هیچ شگفتی نیست که جمهوری اسلامی در این زمینه هم در میان ددمنشان جای دارد.

در روزنامه ها می خوانیم که بی کاری و دیر پرداخت دست مزدها که مایه دشواری های فراوان اقتصادی برای کارگران می شود، آن ها را جان به لب رسیده، تا مرز خودکشی می کشاند. آمار خود کشور می گوید که ١٠ کارگر در دو ماه گذشته دست به خودکشی زدند.

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت گزارش داد که ده ها نفر از پرسنل رسمی وزارت نفت که برای برگزاری نشست روبروی وزارتخانه نفت گرد هم آمده بودند بازداشت شدند.۶۷ کارگر بازداشتی به پایگاه سوم پلیس اطلاعات و امنیت (نیلوفر – شهید قندی) فرستاده شده اند.

کارکنان سکوهای گازی پارس جنوبی با در دست گرفتن پلاکارد نشستی برای این که درخواست های صنفی آن ها بر آورده شد داشته اند. درخواست این کارکنان دربرگیرنده افزایش دستمزد زمان کاری و  بهداشت و درمان بهتر بوده است که هنوز برآورده نشده است. شرایط بد کاری و گرمای هوا در مرداد ماه مایه مدهوشی  ۳۵ کارگر شده بود.

واپس گرایی و آزار دگراندیشان و دگرباشان

مردم ما زیر ستم چند گانه هستند. آن ها نه تنها باید تاوان یک اقتصاد بیمار را با رنج تن و روان بپردازند، بلکه حق پیش پای افتاده آن ها زیر چکمه خودکامگان واپس گرا لگدمال می شود.

دادگاه انقلاب ارومیه، دو کنش گر ال‌جی‌بی‌تی را «به اعدام محکوم» کرد. زهرا صدیقی‌همدانی (ساره) ۳۱ ساله و الهام چوبدار ۲۴ ساله هست. سازمان «شش رنگ» می گوید که ساره در نزدیکی مرز ایران و ترکیه دستگیر شد  و ۵۳ روز زیر بازجویی و شکنجه بوده است.

واپس گرایان فرمان روا هم واره به دنبال آزار به این گروه بوده اند. آیت‌الله خامنه‌ای همجنس‌گرایی را «شرم‌آور» خواند؛ ابراهیم رئیسی، آن را کاری “بسیار  پست و زشت” خواند (گویا کشتن انسان های بی گناه در زندان کاری است پسندیده !!) ؛ آقای احمدی‌نژاد  بودن آن ها را در جامعه نایش (نفی) می کرد.

فرهاد میثمی، پزشک و کنش گر مدنی، در رجایی شهر کرج در اثر یورش یک زندانی دیگر زخمی شد. این زندانی سیاسی جان خود را در زندان در خطر می بیند. جمهوری اسلامی نه می خواهد و نه می تواند که از جان زندانیان سیاسی خود پاس داری کند.

واپس گرایی رژیم تا به دان جا رسیده است که محمدصالح هاشمی گلپایگانی، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر درباره طرح “عفاف و حجاب” سخن گفت. او می‌گوید: «در ادارات دولتی اگر کارمند رعایت پوشش نکند از حقوق مدیر کم خواهد شد.» و می افزاید ”معابر عمومی همچون مترو و اتوبوس، حرکات نامتعارف و ناموزونی انجام دهد، دوربین از او عکس می‌گیرد؛ این عکس با کارت ملی تطبیق داده می‌شود و جریمه به در منزل او ارسال می‌شود.”

پوسیدگی و تباهی نظام جمهوری اسلامی

یکی از نشانه های بزرگ فروپاشی یک دستگاه فرمان روایی، پوسیدگی درونی و چرکین شدن دستگاه دیوانی آن است.

بر پایه گزارش پخش شده مجلس، پس از پژوهش در باره ی پول خواری و دزدی روشن شد که ۹۲ هزار میلیارد تومانی در شرکت فولاد مبارکه دزدیده شد. زدایش (حذف) هر گونه بازرسی و بازبینی که هواداران اقتصاد نئولیبرالیستی جمهوری سرمایه‌داری اسلامی پیاده کرده اند، مایه دست درازی آسان کارفرمایان و کارمندان بلندپایه از سرمایه کارخانه شده است. گزارش هم چنین می گوید که تنها در سه سال دست‌کم ۹۰ بزه کاری در شرکت فولاد مبارکه اصفهان رخ داده است. نه تنها شرکت فولاد مبارکه بلکه شرکت های وابسته به آن نیز سرچشمه دزدی، پولشویی و پول سازی شده است. نزدیک به دویست میلیارد تومان از این دزدی های بزرگ به صدا و سیما، امام های جمعه، حوزه علمیه و شرکت هواپیما سازی!!! پرداخته شد. چشم گیری در این است که بیش از ۲۲ میلیارد تومان پولی که  به صدا و سیما داشته شده است، برای سرپوشی بزه کاری و جلوگیری از صدا و سیما برای روشن گری بوده است. پرداخت میلیاردها تومان رشوه به امام جمعه، حوزه علمیه و بنیاد غدیر از دیگر پولشویی های شرکت فولاد مبارکه است.

نکته چشم گیر دیگر این است که این شرکت با هزار فریب به دیر پرداخت دست مزد کارگران می پردازد، ولی ۱۰۰۰ میلیارد تومان سود از بازارگرانی فولاد برده است.

در هفته گذشته محمدقاسم مکارم‌ شیرازی، بازرس ویژه و رای زن رستم قاسمی، وزیر راه و شهرسازی به اتهام پول دزدی و پول گیری بازداشت شده است. رسانه ها نخست او را نوه آیت الله  ناصر مکارم‌ شیرازی خواندند. ولی مکارم‌ شیرازی که خود یکی از بزرگ ترین فروشندگان شکر در میهن ما است  گفت که محمدقاسم از فرزندان یا نوادگان او نبوده بلکه از «منسوبان» برادرش است.  

شگفت انگیز است که گزمگان وزارت اطلاعات ایران آقای مکارم‌ شیرازی را هنگام «دریافت رشوه» به یورو به دام انداخته‌اند. روشن نیست که چرا پول گیری که یک بزه کاری اقتصادی است از سوی وزارت اطلاعات ایران بررسی می شود. گویا “خانه از پای بست ویران است”، هم زمان با بازداشت شیرازی وزیر راه برای درمان «کمردرد» در بیمارستان بستری می شود. آقای قاسمی دلیل دستگیری مکارم شیرازی را «گمانه‌زنی» خواند.

مهدی تاج یکی از چرکین ترین و دزدترین تن در دنیای ورزش برای سومین بار سرپرست فدراسیون فوتبال شد. او هم پرونده دزدی در پیوند با قرارداد مارک ویلموتس دارد، و هم نامش با دزدی های فولاد مبارکه گره خورده است. با این همه با کمک “برادران سپاهی” خود فرماندهی این ورزش بزرگ و دوست داشتنی را دوباره به دست ناپاک خود گرفته است.

بی برنامگی نظام جمهوری اسلامی

یکی دیگر از نشانه های فروپاشی یک دستگاه فرمان روایی، ناتوانی در انجام کارهای روزانه برای گرداندن چرخ جامعه است.  

در هفته گذشته ترکش بزرگ (انفجار شدید) در پالایشگاه نفت آبادان رخ داده است. نیاز به یادآوری است که در ماه‌های گذشته آتش‌سوزی‌های بسیاری در صنعت های گوناگون رخ داده است که کسی دلیل آن را به درستی نمی داند.

لاستیک یک هواپیمای مسافربری در زاهدان ترکید. این چهارمین بار است که در درازای دو ماه لاستیک یک هواپیمای مسافربری ایرانی می ترکد. شرم آور است که چنین پیش آمدی در کشور ما که سرشار از سرچشمه های نفتی است و باید صنعت نیرومند پتروشیمی داشته باشد رخ می دهد.

آتش‌سوزی های پی در پی در میهن ما رخ می دهد که رژیم نه می داند که ریشه آن در کجاست و نه می تواند جلوی گسترش آن را بگیرد. در ماه ها و هفته های گذشته تالاب انزلی برای چندمین بار در ماه‌های گذشته دچار آتش‌سوزی شد و  ۴۰ هکتار از تالاب در این آتش‌سوزی سوخت. ۳۵۰ هکتار از بخش ایرانی تالاب هورالعظیم نیز در آتش سوخته است. در روزهای گذشته آتش‌سوزی در دریاچه زریبار در مریوان نیز رخ داد که «پس از ۹ ساعت» خاموش شده است.

سیاست برون مرزی واپس گرا جمهوری اسلامی

واپس گرایی دینی هم چنان در سیاست برون مرزی جمهوری اسلامی دنبال می شود. برخی از رسانه‌ها هم راه با سردمدار آن ها کیهان شریعتمداری، از یورش ددمنشانه به سلمان رشدی پشتیبانی کردند. نیاز به یادآوری است که جمهوری اسلامی برای جلو افتادن از دیگر واپس گرایان خلیج فارس برای کشاندن مسلمان به سوی سیاست خود، به نشان دادن این گونه واپس گرایی نیاز دارد.

دست های رازآلود جمهوری اسلامی در روی دادهای چند هفته گذشته در عراق نیز داده می شود. آیت‌الله حائری از شیعیان عراق خواست که به پیروی از آقای خامنه‌ای بپردازند. تلاش جمهوری اسلامی این است که محمد صادق صدر و پی روان او را که میانه خوبی با جمهوری اسلامی ندارند از پهنه سیاست به برون براند. ناگفته نماند که صدر خود نیز واپس گرا هست.

آقای خامنه ای یکی از بزرگ ترین سردمداران واپس گرای جمهوری اسلامی در باره ی سیاست برون مرزی می گوید “شیعه مفتخر است به اینکه در مقابل نظام سلطه ایستاد، سینه سپر کرد”. “و این نیست مگر بخاطر الهام‌گیری از بیانات ائمه‌ی هدی (ع) و اهل‌بیت پیغمبر. اینها بودند که ما را به تدبّر در قرآن و الهام‌گیری از قرآن تشویق کردند،”

همان گونه که می بینیم، سیاست برون مرزی نه بر پایه دانش نوین کشور داری و تنش زدایی با همسایگان، که بر پایه “الهام‌گیری از بیانات ائمه‌ی هدی (ع) و اهل‌بیت پیغمبر” برنامه ریزی و پیاده می شود.

سرلشکر محمد باقری، رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح ایران با ژنرال ظهیر احمد، فرمانده نیروی هوایی پاکستان در اسلام‌آباد، پایتخت این کشور دیدار و گفت‌وگو کرد. نزدیکی به پاکستان، یکی از کشورهای بزرگ همسایه ما، به خودی خود بد نیست و می تواند نشان گر این باشد که جمهوری اسلامی در اندیشه تنش زدایی با همسایگان خود است. ولی چرا این کار با فرستادن رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح ایران به این کشور آغاز می شود؟ پاسخ این پرسش را سرلشکر محمد باقری خود داده است. این دیدار برای هم کاری نظامی است. او می گوید “ایران هیچ محدودیتی در خصوص همکاری‌های نظامی با پاکستان ندارد”. به گمان بسیار این دو نظامی از دو کشور واپس گرای مسلمان در اندیشه هم کاری و هم آهنگی کنش های خود در افغانستان هستند.

در این میان سیاست “چشمک” زدن به “شرق” برای فشار به “غرب” جمهوری اسلامی هم چنان دنبال می شود.

آقای عبداللهیان، وزیر خارجه در باره ی گفت و گو ها با امریکا در باره ی سرنوشت فرجام گفت « آمریکایی‌ها در دو موضوع به‌صورت نسبی انعطاف‌هایی را بطور شفاعی نشان داده‌اند که باید مکتوب و به متن تبدیل شود ! مسئله سوم موضوع تضمین‌هاست که باید آمریکایی‌ها انعطاف داشته باشند. اگر آنها انعطاف نشان ندهند ، دنیا به آخر نمی‌رسد.آنها از «پلان B» صحبت می‌کنند ماهم «پلانB» خودراداریم».

روشن است که «پلانB» این آقا و جمهوری اسلامی نزدیکی به چین و روسیه است. آن ها با این ترفند و چشمک زدن به امریکا می خواهند به غرب نشان بدهند که جمهوری اسلامی بیش تر دوست دارد که با غرب باشد، ولی اگر ناگزیر شود به سوی دشمن غرب، یعنی روسیه و چین می رود.

پایداری و ایستادگی

مردم ما هم چنان در برابر سیاست های اقتصادی سرمایه داری جمهوری اسلامی و زورگوی های آن به شیوه های گوناگون ایستادگی می کنند.

یکی از دست آوردهای ارزشمند جنبش کارگری افزایش  ۳۸ درصدی پرداخت ماهانه بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی است. پس از ماه ها ایستادگی پرشور و استوار بازنشستگان، رژیم به ناگزیر این افزایش را، آن هم در شرایطی که با تورم و کسری بودجه روبرو است، پذیرفت. یک بار دیگر نشان داده شد که اگر جنبش با یگانگی و هوشیاری گام به نبرد بگذارد، حتا رژیم ضدکارگری مانند جمهوری اسلامی برای ترس از گسترش این گونه ایستادگی، به ناگزیر پس نشینی می کند. باید یادآوری کرد که در روند این نبرد که خواست های اقتصادی در کانون آن بود، بازنشستگان نوک تیز شمشیر نبرد را به سینه اقتصاد نئولیبرالیستی نیز نشانه گرفتند و ژرفای نبرد طبقاتی را در جامعه به خوبی نمایان کردند.

آرمسترانگ هنگام پای گذاشتن به روی ماه گفت “یک گام کوچک برای یک انسان و یک جهش بزرگ برای انسان ها”. در هفته سوم لیگ برتر فوتبال ایران و در بازی استقلال و مس کرمان که در ورزشگاه آزادی تهران برگزار شد، زنان ایرانی برای نخستین بار در تاریخ لیگ برتر فوتبال این کشور توانستند به تماشای این بازی در استادیوم بپردازند. باید گفت که این کار”یک گام کوچک برای انسان ها، ولی یک جهش بزرگ برای زنان ما” است. اگر چه تنها پانصد بلیط، آن هم در جای گاه ویژه در طبقه دوم بخشی از این ورزشگاه، به زنان ما داده شده است، ولی این پس نشینی رژیم نشان می دهد که پس از بیش از چهل سال نبرد پیوسته پیروزی از آن زنان شد.

ایستادگی در برابر زورگویی دستگاه فرمان روایی ولایت فقیه هر روز افزایش می یابد. خبرگزاری حوزه از کتک خوردن دو امام جماعت از سوی دو جوان قمی با کمک یک لوله آهنی گزارش داده است.

پایان سخن

بار دیگر، با بررسی روی دادهای هفته های گذشته ما به روشنی در می یابیم که شرایط عینی انقلاب برپا است؛ رژیم به راستی توان رهبری کشور را مانند گذشته ندارد و توده ها هم دیگر نمی خواهند مانند گذشته تن به گرسنگی و بردگی دهند.

جنبش کارگری با همه ی تنگناهایی که رژیم هر روز برای آن می آفریند، در راه نبرد طبقاتی گام های بلندی برداشته است. جنبش کارگری با همه ی دشواری ها و کم توانی ها، رهبری جنبش آزادی خواهی و عدالت اجتماعی خواهی مردم را به دست دارد. اگر دادگرانه داوری کنیم، می توان با استواری گفت که هیچ طبقه و یا لایه ای در جامعه به اندازه طبقه کارگر درگیر نبرد با اقتصاد نئولیبرالیستی نبوده و نیست. هم زمان باید افزود که این جنبش از ویژگی های آزادی خواهانه ای برخوردار است که لایه های میانی جامعه را نیز به سوی خود می کشاند.   

نداشتن سازمان های مستقل رنج بران، دست رسی نداشتن آزاد و روزانه به پیش آهنگان خود، فریب، دست گیری، سرکوب، شکنجه از چالش های بزرگی هستند که جنبش کارگری با آن ها روبرو است. این چالش ها پیوند نزدیک و تنگاتنگی با فراهم نبودن شرایط ذهنی انقلاب دارد.

جای شگفتی این که، هم کاری و هم یاری نیروهای راست با هم، هر روز گسترده تر و آشکارتر می شود. بدین گونه، هم آهنگی بیش تری میان شاه خواهان برون مرز نشین و اصلاح خواهان رژیم مانند آقای زیباکلام و خانم فائزه هاشمی دیده می شود.  نیروهای راست با هم کاری آشکار و پنهانی بورژوازی انگلی کشور به هم آهنگی گام های ضدمردمی و ضدملی خود می پردازند.

افسوس که توان بسیاری از نیروهای “چپ” انقلابی شوربختانه هنوز برای بر سر هم کوبیدن به کار برده می شود.  گویا برخی گروه ها در گردان بزرگ “چپ” انقلابی هنوز درنیافتند که چه وظیفه سنگین و دشواری بر دوش آن ها است. برای فراهم کردن شرایط شایسته ذهنی انقلاب، توده ها به یک گردان هم اندیش و هم گام “چپ” انقلابی نیاز دارند.

همان گونه که رفیق طبری گفته است بگذارید «تجارب لازم مثبت و منفی را برای كسب قدرت بيشتر در مرحله آتی نبرد» گردآوری کنیم و از آن بیاموزیم. چشم اسفندیار “چپ” انقلابی پیش و پس از انقلاب پراکندگی آن بوده است. بگذارید از این شکست غم انگیز بیاموزیم و به یاد داشته باشیم که “آزموده را آزمودن خطاست” و یا به گفته طبری “تكرار تجريدی تجارب بی فايده است”.

امید است که برای یک بار هم که شده “چپ” انقلابی از اسب تک تازی فرود آید و به کاروان بزرگ یگانگی و هم کاری بپیوندد.