چرایی شکست سوسیالیسم در شوروی و پیروزی آن در چین!
بخش چهارم: هم آورد تسلیحاتی و هزینه دوستی

مقاله ۳۶/۱۴۰۱
۱۴ بهمن ۱۴۰۱، ۳ فوریه ۲۰۲۳

بخش چهارم: هم آورد تسلیحاتی و هزینه دوستی

یکی از بزرگ ترین دلیل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی وفاداری این کشور به وظیفه بزرگ انترناسیونالیستی خود بود. تا آغاز  دهه ۱۹۸۰، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سرمایه فراوانی را برای کمک به دولت های سوسیالیستی و پیش رو در سراسر جهان به کار می برد که از همه مهم تر ویتنام، کوبا، افغانستان، اتیوپی، نیکاراگوئه، آنگولا و یمن جنوبی بود. چنین پشتیبانی برای زنده ماندن این کشورها بسیار برجسته بود. آرن اود وستاد (Odd Westad) تاریخ نگار نروژی و کارشناس جنگ سرد می نویسد: «نقش جهانی که روس ها داشتند هزینه نظامی را در دهه ۱۹۷۰ نزدیک به ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی افزایش داد و هزینه پشتیبانی از دولت های سوسیالیستی هم در دهه ۱۹۸۰ افزایش یافت. ایالات متحده به شوروی فشار آورد تا پول های هنگفتی را در راه ‘هم آوردی تسلیحاتی’ به کار برد که شوروی توان آن را نداشت. برای رهبری شوروی روشن بود که این هزینه ها دشواری هایی در درون کشور پدید خواهد آورد».   

در پایان دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ ، با شکست امپریالیسم آمریکا در ویتنام، نخستین انقلاب سوسیالیستی در کارائیب (در گرنادا)، پیروزی جنبش های آزادی بخش ملی انقلابی در موزامبیک، آنگولا، گینه بیسائو و زیمبابوه، انقلاب ساندینیستا در نیکاراگوئه، همراه با آزمایش های انقلابی در اتیوپی و افغانستان وضعیت جهانی به سود اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی   بود. ولی نیروهای غربی در همه ی این کشورها به سازمان دهی و پشتیبانی جنگی نیروهای راست برای شورش علیه دولت های پیش رو در آنگولا، افغانستان، نیکاراگوئه، اتیوپی، موزامبیک، کامبوج و یمن جنوبی پرداختند.

همه ی این کشورها نیاز  به کمک های نظامی و غیر نظامی، از اتحاد جماهیر شوروی داشتند. کیران و کنی می نویسند که «جامعه شوروی هرگز از  ترس از یورش امپریالیستی آزاد نشد تا به بهبودی اقتصادی خود بپردازد. هزینه دفاع از خود و کمک به کشوری های پیش رو هر سال بیش تر می شد و سرمایه را برای سرمایه گذاری های درون مرزی در صنعت تهی کرد. تا سال ۱۹۸۰ شوروی به کشوری های پیش رو و جنبش های انقلابی  ۴۴ میلیارد دلار در سال کمک می کرد و هزینه های جنگ افزاری ۲۵ تا ۳۰ درصد اقتصاد را در بر می گرفت.»

اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی  برای پیش رفت خود نیاز به صلح داشت ولی امپریالیسم همیشه پرخاش گر و آماده یورش بود. بوریس پونومارف (Boris Ponomarev) در این باره می گوید: « آمریکا و دیگر کشورهای ناتو اتحاد جماهیر شوروی را وادار به مسابقه تسلیحاتی کردند. ایالات متحده تولید جنگ افزارهای هسته ای را پیش رفت داد. هر بار شوروی به ناگزیر با افزایش هزینه جنگی برای نیرومند کردن توان دفاعی   خود، پاسبانی از کشورهای جامعه سوسیالیستی و آماده نگه داشتن نیروهای مسلح خود به این چالش پاسخ داد. ولی اتحاد جماهیر شوروی هوادار صلح بود و پس از جنگ جهانی دوم بسیاری پیش نهادها در این باره داد که ناتو نپذیرفت. شوروی  یک سویه پیش نهادهای کاهش دو سوم جنگ افزار میان برد به امریکا و ناتو داد که پذیرفته نشد». 

با دیدن دشواری های  اقتصادی و سیاسی اتحاد جماهیر شوروی و شکاف در درون اردوگاه سوسیالیستی، امپریالیسم به این نتیجه رسید که می توان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی  را واژگون کرد. رونالد ریگان ابر محافظه کار که در ژانویه ۱۹۸۱ رئیس جمهور آمریکا شد، در شیپور یورش سرتاسری علیه اتحاد جماهیر شوروی دمید: یک استراتژی نظامی سخت جهانی آمریکا با هدف فراهم کردن زمینه دگرگونی در درون و یا واژگونی یا کوچک کردن «امپراتوری شوروی» در دستور کار بود. ریگان با نشان دادن ژرفای واپس گرایی خود افزود: دلم می خواهد که ببینم دختران کوچکم اکنون که هنوز به خدا باور دارند بمیرند، تا اینکه زیر فرماندهی کمونیسم بزرگ شوند و روزی بی باور به خدا بمیرند.

بر پایه برنامه کم توان کردن اتحاد شوروی،  امپریالیسم از فروش فن آوری پیش رفته به اتحاد شوروی خودداری کرد. کیران و کنی می گویند که هدف آمریکا «ندادن فن آوری پیش رفته به اتحاد جماهیر شوروی و کاهش خرید گاز و نفت شوروی» بود. در سال  ۱۹۸۳ فروش فن آوری پیش رفته آمریکا به اتحاد جماهیر شوروی تنها ۳۹ میلیون دلار در هم سنجی با ۲۱۹ میلیون دلار در سال ۱۹۷۵ بود. این جنگ اقتصادی با ندادن فن آوری پایان نیافت؛ آمریکا همچنین کالاهایی را که شوروی دریافت می کرد دست کاری می کرد.» در همین زمان، امریکا با دانستن این که شوروی به فروش نفت و گاز وابسته است، کشورهای دوست خود در خلیج فارس را سازماندهی کرد تا تولید نفت را افزایش دهند».

هم زمان با آن امپریالیسم آغاز به سازمان دهی نیروهای ضد سوسیالیستی در درون اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی کرد. آندروپوف در سال ۱۹۷۹ گفت که کسانی از جامعه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به دور شدند و دست به کنش های ضد شوروی می زنند، قانون را زیرپا می گذارند، اطلاعات به غرب می دهند، سخن های دروغین را به گردش در می آورند و تلاش می کنند آشوب ضد اجتماعی بر پا کنند. دشمنان سوسیالیسم رسانه های غربی، دیپلماتیک خدمات ویژه را برای کار در این زمینه به کار می بردند که نام ‘نیروی نرم’ دارد.

درگیری اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی  در افغانستان

سربازان روسی  در ۲۵ دسامبر ۱۹۷۹ از مرز افغانستان گذشتند. وظیفه آنها کمک به افغانستان  برای سرنگونی امین و دادن رهبری به  پرچم ببرک کارمل رئیس دولت؛ پایان دادن به درگیری درون حزبی؛ کمک به ارتش افغانستان برای سرکوب ضدانقلاب؛ و برگشت به خانه بود. هدف اين نبود که نیروهای اتحاد جماهیر شوروی رهبری افغانستان را در دست بگيرند. اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی  تنها وظیفه انترناسیونالیستی خود را انجام داد و به یک کشور دوست در برابر ضدانقلاب که آمریکا پشتیبانی می کرد کمک کرد. در جاهایی که نیروهای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی  بودند آن ها دبستان، دبیرستان،  چاه آب، سیستم های آبیاری و ایستگاه های برق می ساختند و به مردم محلی کمک می کردند. ارتش سرخ در هیچ یک از نبردهای بزرگ خود را در افغانستان شکست نخورد؛ کنترل صدها شهر، روستاها و جاده ها، را به دست گرفت.

آمریکا از این درگیری بسیار خشنود شد. برزینسکی سال ها پس از آن روی داد نوشت: “ما آگاهانه همه ی زمینه های درگیری روس ها را در افغانستان فراهم کردیم”. آمریکا و پاکستان پس از انقلاب افغانستان آغاز به کمک به گروه های ضد انقلابی کردند. تحریم ها علیه اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد و المپیک ۱۹۸۰ مسکو تحریم شد.

بدین گونه، هزینه های سنگینی که هم آورد تسلیحاتی بر دوش اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی گذاشت، هم راه با هزینه های هنگفت جنگ در افغانستان کمر اقتصاد اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی  را شکست.

هم آورد تسلیحاتی که آمریکا در دوران ریگان با اتحاد جماهیر شوروی آغاز کرد به هدف خود رسید: اتحاد جماهیر شوروی خود را تا مرز مرگ مسلح کرد. سام مارسی (Sam Marcy) حقوق دان مارکسیست آمریکایی می گوید که «دولت ریگان  بیش از ۲ تریلیون دلار برای جنگ افزار به کار برد و پیمان های اتمی با شوروی را زیر پا گذاشت  و با همه ی نیرو به سوی نابودی شوروی رفت.» ایالات متحده نتوانست به ساخت یک سیستم دفاع موشکی هسته ای بپردازد، ولی این کار شوروی را واداشت که پول های بسیاری را در این راه نیز هزینه کند. الکساندر شلواروف (Alexander Pantsov ) تاریخ نگار روسی می گوید که «در آغاز پروستریکا گورباچف، در سال ۱۹۸۵، روس ها ۴۰ درصد از بودجه خود را برای هزینه های نظامی به کار می بردند.» شلواروف می گوید که “اقتصاد شوروی زیر بار هزینه های نظامی در هم پاشید”.

جمهوری خلق چین و جلوگیری از ‘جنگ سرد’

پیوند مسالمت آمیز با جهان امپریالیستی از سال ۱۹۱۷ به پس برنامه همه ی دولت های سوسیالیستی بوده است. همه ی رهبرهای سوسیالیستی – کسانی هم چون لنین، استالین، مائو، هو چی مین، کیم ایل سونگ و فیدل کاسترو – تا آن جا که شدنی بود- به دنبال ‘همزیستی مسالمت آمیز’ با امپریالیسم بوده اند.

با یادگیری از اندوخته های اندوهگین اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، دنگ شیایوپینگ رهبر پیشین جمهوری خلق چین می گوید که چين جنگ نمی خواهد. جمهوری خلق چین بسیار تنگ دست است و می خواهد پیشرفت کند؛ بدون محیط آرام نمی توان این کار را انجام داد. از آنجا که ما خواهان یک محیط صلح آمیز هستیم، باید با همه ی نیروهای جهان برای صلح همکاری کنیم. پیوند دیپلماتیک رسمی جمهوری خلق چین و آمریکا در سال ۱۹۷۹ آغاز شد. از آن زمان به پس، جمهوری خلق چین از ‘رفتار خوب’ با جهان سرمایه داری و پی گیری برنامه های خود پیروی کرده است و دل بسته سیاست های لیبرالیسم به شیوه غربی نشده است.

جمهوری خلق چین در یک محیط جهانی کم و بیش صلح آمیز توانست هزینه های نظامی خود را از  ۷ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۱۹۷۸ به کمتر از ۲ درصد کاهش دهد.

جود وودوارد (Jude Woodward) فرهنگ شناس مارکسیست بریتانیایی می گوید که نمو اقتصادی و بالا آمدن جمهوری خلق چین بسیاری از کشورها را، با این که از ایدئولوژی آن بیزارند، به داشتن پیوند خوب با ان واداشت . « کره جنوبی یا تایوان، به ویژه آلمان، فرانسه و بریتانیا، با همه ی فشارهای آمریکا پیوند خوبی با چین دارند».

این کشور نقش برجسته در پایداری سیاسی و اقتصادی و بازرگانی دادگرایانه و برابر و پاسبانی از صلح جهانی  دارد. جمهوری خلق چین با یادگیری از اندوخته دوران “جنگ سرد” تا آن جا که شدنی است زیر بار جنگ افروزی نمی رود و زبان سیاسی را بهتر و کاراتر از آتش تفنگ می داند.

جمهوری خلق چین سیاست برون مرزی مستقل و صلح آمیز را دنبال می کند و در این راه به پنج راهنمای همزیستی پایبند است (احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، عدم تجاوز متقابل، عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر، برابری و منافع متقابل و همزیستی مسالمت آمیز) . رییس جمهور جمهوری خلق چین گفته است: “ما به همکاری با مردم همه کشورها ادامه خواهیم داد ، تا به طور مشترک جامعه ای با آینده مشترک برای بشریت بسازیم.”

به دید جمهوری خلق چین، جهان امروز به سوی چند قطبی می رود و اقتصاد جهانی شده و کشورها به گونه ای فزاینده ای در هم تنیده، به هم وابسته و به هم پیوسته می شوند. صدای مردمان جهان برای زندگی بهتر بلندتر و روشن تر می شود. انسان در  یک جامعه جدایی ناپذیر در هرباسپ (سیاره) زمین زندگی می کند. به دید جمهوری خلق چین، هیچ کسی  یا کشوری نمی تواند در برابر چالش های همگانی جهانی جان به در برد، مگر این که هم هماهنگ با دیگران کار کند. شی گفت که جهان در یک سده دست خوش دگرگونی های ژرفی شده است که بیماری همه گیر COVID-19 آن را تندتر کرده است.   

دوری از رهبری انقلاب جهانی برای زنده ماندن

اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بار سنگینی را به برای پشتیبانی از نیروهای پیش رو جهان بر دوش داشته است؛ برای نمونه پشتیبانی گسترده اقتصادی از جمهوری خلق چین میان سال های ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۹؛ پشتیبانی نظامی و اقتصادی از کوبا، ویتنام، افغانستان، آنگولا، نیکاراگوئه، کره، اتیوپی و جاهای دیگر؛ آموزش، کمک و جنگ افزاری به ANC در آفریقای جنوبی، Frelimo در موزامبیک، Swapo در جنوب غرب آفریقا (نامیبیا)، PAIGC در گینه بیسائو، و دیگران. بار بزرگی که کمر اقتصاد اتحاد شوروی را شکست.  

جمهوری خلق چین برای زنده ماندن به سیاست هم زیستی مسالمت آمیز با امپریالیسم پای بند است.  سیاست هم زیستی مسالمت آمیز البته به معنای برخی سازش های دردناک برای جمهوری خلق چین بوده است؛ جمهوری خلق چین به ناگزیر آرزوی به دست گیری رهبری انقلاب جهانی را به فراموشی سپرده است. جمهوری خلق چین مانند اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به جنبش های پا نگرفته و کم توان ضدامپریالیستی و ضدسرمایه داری در کشورهای گوناگون کمک نمی کند. جمهوری خلق چین حتا به جنبش های رهایی بخشی  که در “جهان سوم” نیرومند هستند، کمک نظامی نمی کند.

جمهوری خلق چین به راستی بر این باور است که گزینش شیوه های راه رشد اقتصادی در کشورها، با خود مردم این کشورها و بر پایه هم سنگی نیروها و نبرد طبقاتی در درون کشورها باید انجام شود. برای جمهوری خلق چین فرستادن انقلاب به کشورهای دیگر معنا ندارد، ولی نشان دادن برتری سیستم سوسیالیستی جمهوری خلق چین با اقتصادی پیش رفته و جامعه با رفاه برای جمهوری خلق چین از برجستگی بسیاری برخوردار است. حزب کمونیست چین می خواهد راه حل های چینی برای روند کاهش تنگ دستی در سراسر جهان را به دیگران بیاموزد. رییس جمهور جمهوری خلق چین افزود: جمهوری خلق چین هرگز به دنبال هژمونی و گسترش دامنه نفوذ خود نخواهد بود. جمهوری خلق چین خواهان افزایش دادوستد با اقتصاد جهان است و می خواهد فرصت های بازار گسترده تری را برای کشورهای دیگر فراهم کند.

برای همین جمهوری خلق چین کمک های بی دریغ اقتصادی و سیاسی به همه ی کشورهایی که برای چندقطبی شدن جهان کار می کنند می کند. و اگر این کشورها سیستم سوسیالیستی داشته باشند از کمک های برادرانه و رفیقانه جمهوری خلق چین نیز برخوردار می شوند.

رئیس جمهوری جمهوری خلق چین در گفت وگوی تلفنی با میگل دیاز-کانل، رئیس جمهوری کوبا، گفت که جمهوری خلق چین آماده است تا با کوبا در ساختن سوسیالیسم همکاری کند. وی گفت که جمهوری خلق چین  در ساختن سوسیالیسم همواره در کنار و هم راه کوبا خواهد بود. شی گفت رهبری نیرومند حزب کمونیست، از میوه های انقلاب کوبایی ها پاسبانی می کند. شی گفت که سوسیالیسم هرگز راه هموار نبوده است و کمونیست ها همیشه با بردباری و کشیدن سختی ها به پیروزی دست می یابند. شی گفت که جمهوری خلق چین برای استقلال و امنیت ملی کوبا و بهبودی زندگی مردم به کوبا کمک خواهد کرد. در این باره پان دنگ، مدیر اجرایی مرکز حقوق آمریکای لاتین و منطقه کارائیب دانشگاه علوم سیاسی و حقوق چین به گلوبال تایمز می گوید که جمهوری خلق چین و کوبا رفیقان نزدیک در راه سوسیالیسم و در نبرد علیه هژمونی غربی و  ژئوپلیتیک آمریکا هستند. کوبا توانایی های پژوهشی و دانش نیرومندی در زمینه داروسازی دارد، ولی تحریم های آمریکا تولید واکسن ها را کند کرد که خوشبختانه جمهوری خلق چین به کمک کوبایی های شتافت.

جمهوری خلق چین که در گذشته به دنبال کردن درگیری ها با جمهوری سوسیالیستی ویتنام پافشاری می کرده است، هم اکنون شیوه صلح آمیز و نتش زدایی در برابر این کشور در پیش گرفته است. ۱۳مین نشست کمیته راهبری جمهوری خلق چین و ویتنام برای همکاری میان دو کشور در هانوی برگزار شد. دو کشور پذیرفتند که به پشتیبانی از یک دیگر در راه سوسیالیسم، هماهنگی و همکاری در باره چالش های بین المللی بپردازند.

اقتصاددان جون چانگ می گوید که رویش چین گزینش راه اقتصادی را برای آفریقا و آمریکای لاتین آسان تر کرد. چین با خرید مواد معدنی و سوخت توان اقتصادی آفریقا و آمریکای لاتین را افزایش می دهد. چین همچنین یک وام دهنده و سرمایه گذار بزرگ در برخی کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین است که آن ها را از بردگی در برابر  نهادهای برتون وودز رها کرد.»

جمهوری خلق چین در تلاش است که برای رویش اقتصادی خود، نزدیکی و همکاری را دنبال کند و به دنبال هم آوردی (رقابت) نظامی نرود. ولی امپریالیسم همه ی تلاش خود را خواهد کرد که تا جمهوری خلق چین را نیز مانند اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی  زیر بار هزینه های نظامی خرد کند. جمهوری خلق چین در تله مسابقه تسلیحاتی گرفتار نشد، ولی امپریالیسم هم اکنون بر کوس جنگ می کوبد و جمهوری خلق چین را به ناگزیر به این راه خواهند کشاند. در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۳ یک ژنرال بلندپایه آمریکایی گفت که امریکا باید خود را برای یک جنگ بزرگ علیه چین آماده کند!!

داده های تازه نشان گر این است که امپریالیسم می خواهد جمهوری خلق چین را وادارد که گام به یک هم آورد جنگی بگذارد، تا بدین گونه کمر اقتصاد جمهوری خلق چین زیر بار این هزینه ها شکسته شود. جمهوری خلق چین نگران چالش‌ها در چندین جبهه است. جمهوری خلق چین نگران درگیر شدن امریکا در تایوان و بالا رفتن آمادگی جنگی دریایی و هوایی ایالات متحده در دریای جنوبی چین است. برای همین جمهوری خلق چین امسال هزینه نظامی خود را ۷.۱ درصد افزایش داد که بیش تر از رویش اقتصادی پیش بینی شده است.