نامه یک توده ای از ایران به سایت توده ای ها و توده ای ها

به خاطر اهمیت این نامه ما هیچ تغییری در متن آن نداده ایم و آن را بدون ویراستاری و دقیقا همانطور که به ما فرستاده شده است منتشر می کنیم. 

“توده ای ها”

*****

کشور ما لحظات خیلی بغرنج و حساسی را پشت سر میگذارد. از یک طرف طبقه کارگر به روشهای مختلف به مرز نابودی کشانده شده است و از طرفی دیگر آقازاده های تمام جناحها در خیابانها استانبول و دبی با پولهای کلان در جیب به عیاشی میپردازند. تورم وحشتناک است و در بخش مواد غذایی به ۷۰ در صد رسیده است. حداقل دستمزد بر اساس محاسبه های رژیم ۱۸  میلیون ولی در واقع حدود ۲۵ میلیون است. وضع طبقه متوسط از دیگران بهتر نیست. خیلی از آنها ماشین و خانه را فروختند و به خانه های کوچک تر انتقال کردند. بعضی ها از روی اجبار از شهرهای بزرگ کوچ کردند و به پیش اعضای فامیل در شهرهای کوچکتر رفتند. وضعیت بهداشت و بیمارستان و دارو و دوا وحشتناک است. یکی از رفقا به شوخی میگفت که وضعیت اسفناک بیمارستانها به حدی دردناک است که باید گفت که فقط ثروتمندان پول مریض شدن دارند.

مردم کلیه فروش، خون فروش، بچه های ولگرد و خیابانی، زنانی که از اجبار به فحشا تن در دادند در تمام شهرهای بزرگ پر است. ولی در همین شهرهای بزرگ غذاهای پرس صد دلاری در رستورانها سرو میشود و باقی مانده ان هم به سطل اشغال ریخته میشود. خصوصی سازیهای مدارس بهترین معلمان بخش دولتی را به این مدارس فرستاده است و بچه های مردم عادی در بدترین مدارس و با بدترین امکان درست میخوانند. رانت خواری، پارتی بازی، دزدی در تمام شهرداریها، بیمارستانها، مراکز دولتی و شرکتها خیلی معمولی شده است. هیچ کسی بدون پارتی نمیتواند یک قران وام بگیرد حتی با پول خودت هیچ کس وقت مریضی بدون پول و پارتی بازی در یک بیمارستان خوب بستری نمیشود. وضعیت زنان واقعا وحشتناک است. گاهی بدحجابی معمولی میشود و زنان یک نفس راحتی میکشند ولی یک مرتبه معلوم نیست از کجا دستور مییاد که به آنها حمله شود و یا زندانی و تهدید شوند.

هیچ کنترلی در مورد مواد غذایی وجود ندارد. موادغذایی با کیفیت بد در همه جا عرضه میشود، مواد شیمیایی از رنگ و بو و برای دوام به محصولات زده میشود و مصرف کود شیمیایی هر روز بیشتر میشود. خیلی از دکترها معتقد هستند که افزایش تعداد مریضان سرطانی به همین دلیل است. آب و هوا آلوده بنزین و گازوئیل نامرغوب هستند. سیل مهاجرت وحشتناک است. هر کسی که یک عقل خوبی دارد یا مدرک دانشگاهی ممتاز دارد و یا فامیلی در خارج دارد در صفهای دراز بیرون سفارتها ایستاده است. الان وضعیت طوری است که تقریبا هر کسی یک فامیل یا آشنا دارد که به خارج رفته است.  

در این اوضاع که از خراب هم خرابتر است بعضی اشخاص که خود را متاسفانه توده ای هم میخوانند سالها به گوش مردم خواندند که رای بدهند تا این جناح یا ان جناح را قوی کنند. خوشبختانه در جریان خیزشهای اخیر بسیاری از مردم و از آن جمله خیلی از توده ایها امید به تغییر از داخل جمهوری اسلامی را از دست دادند و پس از چند هفته بی تصمیمی به تظاهرات مردم پیوستند.

آن چپهایی که مردم را انتخاب نکردند و در تظاهرات با آنها نبودند کاملا در جریان خیزشها ایزوله شده بودند.

با هیچ بهانه روشنفکری و دفاع از این جناح و یا آن جناح جنایات رژیم را این دفعه مثل قبل نمیتوان توجیه کرد. فقط توده ایها امیدوار به جمهوری اسلامی نبودند که از جمع طرد شدند کلا تمام طرفداران جناحهای مختلف جمهوری اسلامی از جمله بعضی از گروهای چپ اصلا میدان حرافی در این خیزشها پیدا نکردند. خط چپهای ضد جمهوری اسلامی کاملا قالب بود و کسانی که خیزشها را جنگ ترکیبی و یا انقلاب مخملی میدانستند بی هیچ وجه فرصت و مجال جلوه فروشی پیدا نکردند. هنوز پس از چندین ماه هیچ عدالتی در قبال ظلم عظیمی که با قتل مهسا صورت گرفته انجام نشده است. این رژیم ددمنشانه خیلی از دستگیرشدگان را به مرگ محکوم کرد. ‌قربانیان این فاجعهٔ را شکنجه‌های قرون‌وسطایی کرد تا به گناهان ناکرده اعتراف کنند.    

در این فضایی که در بالا تصویر شد بهترین فرصت برای رشد نظرات حزب بود. نظراتی مثل دیکتاتوری ولایت فقیه گذر از اصلاحات و سرنگونی برای اولین بار خوب جا افتاده بود و این امکان وجود داشت که حزب دوباره در داخل قوی بشود.  همه می دانند که بدون طرد رژیم ولایت فقیه و تغییر کامل وضعیت فاجعه‌بار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هیچ گشایشی در شرایط اسفبار زندگی مردم ایجاد نخواهد شد.

رفقای طرفدار حزب واقعا فکر میکردند که دیگر این گروه ها جرأت عرضه اندام کردن نخواهند داشت. ولی چند هفته بعد از سرکوب خیزشها نه تنها این گروه ها از خواب خفته بیدار شدند بلکه حتی شروع به رشد کردند. دلایل فراوانی میتوان برای این رشد غیر منتظره این گروه ها یافت. یکی از این دلایل به نظر من این استکه تقریبا تمام رفقای حزبی داخل کشور حس عمیق ضد امپریالیستی دارند و عمیقا به مارکسیسم و لنینیسم اعتقاد دارند. دلیل اینکه دسته های طرفدار یک جناح جمهوری اسلامی پس از این خیزشهای عظیم هنوز کاملا ایزوله نشدند به خاطر همین حس ضد امپریالیستی و کمونیستی میان توده ایها هست. مینویسم حس برای این که بعضی از اینها درک درستی از مبارزه ضد امپریالیستی ندارند و احساساتی هر دعوایی با غرب و امریکا را مبارزه ضد امپریالیستی قلمداد میکنند.

تحلیل خود من این استکه که حزب در درک این موضوع عاجز بوده است. اهداف تمام نشده انقلاب ملی و دموکراتیک ما شامل آزادى، صلح، استقلال، عدالت اجتماعى است که علاوه بر مبارزه ضد دیکتاتوری شامل مبارزه ضد امپریالیستی هم میشود. ولی گاهی اوقات در یک شماره چند صفحه ای نامه مردم ارگان مرکزی حزب حتی یک بار هم از امپریالیسم نام برده نمیشود. یا در مقالات از نام طبقه کارگر استفاده نمیشود. رفقا من صادقانه میگویم که رفقای داخل به این مسائل حساس هستند اکثر این رفقا از تمام جناحهای جمهوری اسلامی بریدند ولی اگر هنوز به سوی حزب نمیایند به همین دلایل است.

ساعات بین ما بحث میشود که چرا موضع نامه مردم ارگان مرکزی یک موضع شدید ضد امپریالیستی در جنگ اوکراین نیست؟ چرا وقت نوشتن در مورد طرح صلح چین در نامه مردم از نقشه های امپریالیسم صحبت نمیشود؟ چین به خاطر این که یک کشور بزرگ طرفدار تشنج زدایی است از این مقوله استفاده نمیکند ولی دست ما که باید وقت تحلیل باز باشد. ما یک حزب طبقه کارگر کمونیستی ضد امپریالیستی و ضد کاپیتالیستی و ضد دیکتاتوری هستیم. این خصایص باید در تمام مقالات ارگان حزب انعکاس یابد. رفقا! چپهای طرفدار سوسیال دموکراسی و سوسیالیست دموکرات در داخل در اقلیت کامل هستند. شما متاسفانه از اوضاع داخل کاملا خبر ندارید ولی واقعیت این استکه چپهای داخل امروز خیلی ضد سرمایه داری و ضد امپریالیستی و ضد دیکتاتوری هستند. چپهای سرگردان برای جذب به حزب شدن حتما باید این خصلتها را به وضوح در حزب و به خصوص در ارگان مرکزی حزب نامه مردم ببینند. و گر نه من میترسم که این چپها یک بار دیگر به دنبال حبابها و سرابها بروند. حزب این پتانسیل را دارد که نه تنها بزرگترین حزب چپ کشور ما که حتی دوباره بزرگترین حزب چپ خاورمیانه شود.

رفقا! خط ما در اینجا خط جذب هست. ما هیچ یک از این رفقا را به حال خود رها نمیکنیم و دائما با آنها در بحث و گفتگو هستیم و در هر کار مشترک با آنها همکاری میکنیم. ولی بسیاری از آنها برای قطع امید همیشگی از جمهوری اسلامی به کمک حزب احتیاج دارند. آنها باید بدون هیچ شک و تردیدی خط ضد دیکتاتوری، ضد سرمایه داری و ضد امپریالیستی را به وضوح در نشریات حزبی ببینند. فقط با اینکار میشود با نقشه دشمنان برای تفرقه بین تودایها مبارزه کرد.