زنگ پایان اصلاحات حکومتی نواخته شده است!

رفیق ابی می نویسد:

مرگ نا به هنگام آقای اکبر هاشمی رفسنجانی نابغه وپدرخوانده اصلاح طلبان زنگ پایان اصلاحات حکومتی را به صدا درآورد. نابغه ای که نوک تبز حمله اصلاحات در آغاز علیه خود او بود. او بادرایتی هوشمندانه توانست پس از مدتی سکان رهبری اصلاحات حکومتی را به دست آورد. و از این طریق پایگاه اجتماعی خود و کارگزاران ورشکسته سازندگی را گسترش دهد. اصلاح طلبان حکومتی در آغاز با مطرح نمودن تمایلات دمکراسی خواهانه اقشار میانی وتحصیل کردگان شهری توانست این بخش از جمعیت شهرها رابه طرفداری از خود به میدان آورد.

جمعیتی که از تبعیض ها وعمل کرد غیر دمکراتیک حکومت هشت ساله اکبر شاه یا بهتر بگوییم عالی جناب سرخ پوش به ستوه آمده و او را عامل اختلاف طبقاطی ایجاد شده در جامعه وعامل اصلی قتل های زنجیره ای و کشتار زندانیان سیاسی سال ۶۷ می دانستند. انتخابات دوم خرداد ۷۶ برگ زرینی از همبستگی مردم را در تاریخ حرکت های دمکراتیک ملت ایران به نمایش گزارد. اصلاح طلبان حکومتی با بی عملی و حرکت به سمت تقسیم قدرت وشراکت در آن نتوانستند با نزدیک شدن به لایه های پایینی جامه و پیوند با آن خواستهای دمکراتیک جنبش را ارتقا داده و آن را نهادینه نمایند.

گرفتن ریاست جمهوری . اکثریت مجلس وشورای شهر تهران نهایت خواسته های آنان بود که محقق شد. ترس از تکیه به مردم و رادیکال شدن جنبش آنان را به سمت سازش با جناح مخالف سوق داد. شعار اجرای قانون اساسی در حرف باقی ماند. نقض اصل ۴۴ قانون اساسی از طرف رهبر نه تنها با سکوت آنان برگزار گردید بلکه خود رفته رفته به هواداران سینه چاک خصوصی سازی ومبلغان نو لیبرال اقتصادی مبدل گردیدند. آنان با سکوت خود درمقابل نقض قوانین مترقی قانون اساسی از قبیل حق داشتن شغل .مسکن بهداشت ودرمان . آموزش رایگان تا سطح دانشگاهی برای همه و اصلاح قانون ضذ کارگری از طرف دولت های خودی و غیر خودی عملن از مردم فاصله گرفته وبه سهیم شدن در قدرت با اصول گرایان رضایت دادند.

تقلب انتخاباتی سال ۸۸ خود بینی وقدرت طلبی جناح های حکومتی وعدم شناخت آنان از شرایط تاریخی ومنطقه ای که می رفت به ضایعه ای درد ناک برای مردم ایران مبدل گردد. را به اثبات رسانید. اصلاح طلبان به رسالتی که تاریخ به عهده آنان گزارده بود عمل نکرده و از این طریق جنبش دمکراتیک مردم ایران را به هرز برده و دو دستی آن را به طبقه طرف دار قدرت و ثروت و نماینده سیاسی آن گارگزاران سازندگی و نو لیبرالیسم اقتصادی تقدیم نمودند. طرح آشتی ملی از سوی اصلاح طلبان گدایی زبونانه شرکت در قدرت حکومتی است که سیر انحطات این جناح حکومتی را التیام نخواهد بخشید. طبقه کارگر. معلمان . پرستاران . بازنشستگان و دیگر حقوق بگیران وزحمت کشان شهر و روستا با اعتراضات و اعتصابات برحق خود جهت ایجاد تشکیلات مستقل صنفی . مبارزه با لایحه ضد کارگری دولت تدبیر وامید.

افزایش دست مزد . حقوق های عقب افتاده . رفع تبعیض .مخالفت باخصوصی سازی کارخانه های خود . ومبارزه با فساد وگرانی . و اجرای بندهای قانون اساسی که حقوق اقشار محروم را تضمین می کند. مدت هاست که از اصلاح طلبان عبور کرده و دور تازه ای از جنبش دمکراتیک و عدالت طلبانه را آغاز نموده اند.

بجاست که روشنفکران . تحصیل کردگان روزنامه نگاران ودیگر اقشار فرهیخته جامعه از حقوق حقه این زحمت کشان دفاع نموده وجنبش دمکراتیک وعدالت محور آغاز شده را اعتلا بخشند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *