طبقه کارگر پیگیرترین جانبدار و مدافع حق حاکمیت ملى ایران! سیاست ضدمردمى، سیاستى ضدملى است! «مبارزه با استبداد جدا از مبارزه براى تامین حق حاکمیت ملى نیست!»

مقاله شماره ١٣٩٠ / ١١  (٢٢ آبان)

واژه راهنما: از حق حاکمیت مردم ایران و تمامیت ارضى کشور دفاع مى کنیم. مضمون داخلى و خارجى نبرد آزادیبخش ملى.

نامه مردم، ارگان مرکزى حزب توده ایران در مقاله پراهمیت ”خطر ماجراجویى نظامى و عواقب وخیم آن براى منطقه و جنبش مردمى“ http://www.tudehpartyiran.org/detail.asp?id=1511  (نامه مردم شماره ٨٨١، ١۶ آبان ١٣٩٠) ریشه اصلى و علّـى گستاخى امپریالیسم و در راس آن امپریالیسم آمریکا و «متحد استراتژیک آن اسرائیل» را افشا کرده و مى نویسد: «سیاست هاى سرکوبگرانه رژیم بر ضد نیروهاى مردمى هرگونه امکانى را براى اینکه یک جنبش مردمى ضد تجاوز خارجى در داخل کشور پاى بگیرد را غیرممکن ساخته» و نتیجه گیرى مى کند که «مبارزه با استبداد … جدا از مبارزه براى تامین حق حاکمیت ملى نیست!»

موضع شفاف و صریح حزب توده ایران علیه سیاست خانمان برانداز اقتصادى- اجتماعى حاکمیت سرکوبگر سرمایه دارى بروکراتیک- نظامى- ولایى و افشاى اهداف دو گانه سلطه قانون شکنانه رژیم ولایى- امنیتى در مقاله نامه مردم از اهمیت ویژه برخوردار است.

اقدام نخست رژیم ولایى، اجراى برنامه نولیبرال امپریالیستى است. هدف این سیاست ضدملى که زیربناى اقتصاد ملى ایران را نابود کرده و ثروت هاى ملى ازجمله صنعت نفت ملى ایران را در بازارهاى بورس به معرض چپاول سرمایه هاى هرز و سوداگر و در جستجوى سودهاى بادآورده داخلى و خارجى قرار داده است، تبدیل شدن رژیم ولایى به رژیم مقبول سرمایه امپریالیستى و پذیرش آن به عنوان ”خودى“ در کلوب آنان است.

هدف دیگر رژیم ولایى- امنیتى از تحمیل جو گورستانى سرکوب و دیکتاتورى بر کشور و امنیتى کردن شرایط زندگى مردم و به ویژه طبقه کارگر ایران آن است که به زعم خود عزم راسخ مردم میهن دوست ایران و در راس آن طبقه کارگر ایران را براى دفاع در مقابل خطر تجاوز امپریالیستى نابود کرده و از این طریق به سران کشورهاى امپریالیستى ثابت کند که همانند امیران سعودى، در عزم خود براى شرکت در کلوب آنان صادق بوده و شرایط ضرورى این ”خودى“ شدن را در ایران نیز بوجود آورده است. سرکوب هاى خونین سه سال اخیر و زندانى کردن رهبران مدافع منافع ملى در جنبش مردمی هیچ هدف دیگرى را دنبال نمی کند.

لاف و گزاف و رجزخوانى هاى سران رژیم ولایى- امنیتى، که نامه مردم از زبان فیروز آبادى، رئیس ستاد کل نیروهاى مسلح رژیم نقل مى کند و به ویژه سخنان على خامنه اى در پنجشنبه ١٩ آبان ١٣٩٠ (١٠ نوامبر ٢٠١١) که در پاسخ به تهدیدهاى امپریالیستى علیه ایران ایراد شد، از موضع دفاع از حق حاکمیت ملى مردم و حفظ تمامیت ارضى ایران بیان نشده اند، بلکه ناشى از عصبانیت براى پذیرفته نشدن خوش خدمتى و خوش رقصى هاى رژیم ولایى- امنیتى از سوى محافل امپریالیستى و پافشارى امپریالیسم بر اهداف تمامیت خواهانه خود و قصد تعویض این مجریان برنامه نولیبرال امپریالیستى در ایران با افراد مورد نظر خود مى باشد.

«حمله نظامى همه جانبه به لیبى … سقوط دولت دیکتاتورى معمر قذافى توسط نیروهاى وابسته به پیمان ناتو …» همانقدر «الگوى رفتار متفاوتى از ماجراجویى نظامى- سیاسى کشورهاى امپریالیستى» براى دسترسى به اهداف خود مىباشد که « … سیاست ”تغییر رژیم“ تحت لواى اجراى قوانین بین المللى در دستور کار ایالات متحده و هم پیمانان اروپایى آن» قرار دارد که در مقاله نامه مردم تحت عنوان ”خطر ماجراجویى نظامى و عواقب وخیم آن براى منطقه و جنبش مردمى“ برجسته شده اند.

حاکمیت سرمایه دارى کنونى و شخص خامنه اى که با حکم غیرقانونى خود اصل هاى اقتصادى ۴۴ و ۴٣ قانون اساسى را پایمال و قربانى اجراى برنامه دیکته شده صندوق بین المللى پول، بانک جهانى و … کرده است، با اجراى برنامه ”خصوصى سازى و آزاد سازى اقتصادى“، به شرط نخست براى پذیرفته شدن در ”کلوپ“ نظام سرمایه دارى امپریالیستى پاسخ مثبت داده است. این شرط نخست، همان اجراى برنامه استراتژیک اعلام شده امپریالیسم مى باشد که هدف آن نابودى ”حق حاکمیت ملى کشورها” است. پاره پاره کردن کشورها و ایجاد ناامنى قومى و مذهبى میان مردم آن ها، روى دیگر این برنامه استراتژیک امپریالیستى را تشکیل مى دهد که با انواع شیوه ها به مورد اجرا گذاشته مى شود. هدف آن ها تحمیل سیطره نواستعمارى خود به خلق ها در روند ”جهانى سازى“ و سلب امکان و حق برخوردارى از استقلال اقتصادى و سیاسى از آنان است.

براى اجراى چنین برنامه امپریالیستى در کشورهاى پیرامونى است که سرکوب آزادى هاى قانونى و دموکراتیک در این کشورها ضرورى و پیش شرط دوم پذیرفته شدن رژیم هاى ضدمردمى و دست نشانده امپریالیسم در ”کلوب“ نظام سرمایه دارى امپریالیستى مى باشد. در این زمینه نیز رژیم ولایى- امنیتى نه تنها چیزى کم تر از بن على ها، ابن سعودها، مبارک ها و جمهورى اسلامى از کشورهایى مانند یمن و بحرین ندارد، بلکه با پایمال نمودن دستاوردهاى ملى و آزادى خواهانه و ترقى جویانه انقلاب بزرگ ملى- دموکراتیک بهمن ۵٧ مردم میهن ما توسط رژیم ولایى- امنیتى جمهورى اسلامى، باید این رژیم ضدمردمى را پرچمدار این سیاست ضدملى نیز دانست.

بسیارى از مردم میهن ما، ازجمله روشنفکران و فعالان سیاسى در روزهاى اخیر با آگاهى و شم سیاسى میهن دوستانه  در بیانیه ها و نامه هاى سرگشاده نگرانى خود را از پیامدهاى «تشبث به مقولاتى همچون دخالت بشردوستانه و حمایت از دموکراسى» از طرف محافل امپریالیستى ابراز نموده و این مقولات را به عنوان «نقاب قدرت پرستى و منفعت جویى» آنان افشا نموده اند. در پاسخ به پرسش هاى رسانه هاى امپریالیستى بى بى سى، صداى آمریکا، رادیو فردا و… در روزهاى اخیر بسیارى ایرانیان مخاطب ارتباط هاى تلفنى این رسانه هاى کشورهاى سرمایه دارى، علیه پیشنهاد ”کمک“ سران کشورهاى امپریالیستى موضع گرفته اند، و سرشت اشگ تمساح گونه اوباما، کلینتون، کامرون، سارکوزى و شرکا را براى حفظ ”حقوق بشر“ در ایران، به عنوان پرده ساترى براى پوشاندن منافعشان افشا نموده اند.

زمانى که وزیر امور خارجه آمریکا، هیلارى کلینتون در مصاحبه با رسانه هاى امپریالیستى پیش گفته، با سکوت درباره دستگیرى و زندانى کردن موسوى ها و کروبى با صراحت و بى شرمى خواستار درخواست مردم ایران از آمریکا براى دخالت در امور داخلى کشورشان مى شود، زمانى که عناصر خودفروخته و عامل امپریالیسم نظیر علیرضا نورى زاده ها در رسانه هاى امپریالیستى قتل معمر قذافى را نشان پایان دوران ”حق حاکمیت ملى کشورها“ اعلام مىکنند و عملاً به درخواست امپریالیستى براى دخالت نظامى از نوع ”پرواز ممنوع“ پاسخ مثبت مىدهند، سرشت تجاوزى و استعمارگرانه سیاست امپریالیسم برملا شده و همه تاروپود تبلیغات دروغین و نوکران و مداحان آبروباخته آن نخ نما مى شود.

«در چنین شرایطى است که کشورهاى امپریالیستى نیز مترصدند تا با استفاده از امکانات مالى و تبلیغى خود ”آلترنانیو“هاى دست نشانده از قماش ”کنگره ملى“ که احمد چلبى، مزدور سیا، ٨ سال پیش در عراق پایه گذارى کرد، ایجاد کنند.» (نامه مردم همانجا)

با توجه به نکات فوق که نامه مردم، ارگان مرکزى حزب توده ایران بر آن انگشت مى گذارد است که تناقض ظاهرى و دروغین میان اجراى برنامه نولیبرال امپریالیستى و سرکوب مردم و آزادى هاى قانونى که در خدمت اجراى سیاست اقتصادى حاکمیت سرمایه دارى کنونى ایران و رژیم ولایى- امنیتى آن قرار دارد، از یک سو، با به اصطلاح موضع ”ضدامپریالیستى“ این رژیم ضدمردمى و ضدملى از سوى دیگر، افشا مى گردد.

طبقه کارگر ایران با گوشت و پوست خود نتایج ضدکارگرى اجراى برنامه آزادسازى اقتصادى امپریالیستى را حس مى کند. هدف نقض قانون کار، تحمیل بیکارى، فقر روزافزون، حذف یارانه ها، سرکوب سندیکاهاى آزاد و فعالان کارگرى (و همچنین همه لایه‏هاى میهن دوست و ترقى خواه، روشنفکران، دانشجویان، معلمان، جوانان و زنان تحت ستم دوگانه طبقاتى و جنسیتى)، تنها غارت و استثمار زحمتکشان نیست، بلکه شکاندن عزم راسخ آن در جانبدارى و دفاع از حق حاکمیت ملى ایران در برابر یورش استعمارگرانه ”صلح آمیز“ و تجاوز نظامى امپریالیسم نیز مى باشد.

 

مجموعه عملکرد دوگانه حاکمیت سرمایه دارى و رژیم دیکتاتورى ولایى- امنیتى آن، دو روى یک سیاست واحد هستند! سیاستى در خدمت منافع نظام سرمایه دارى امپریالیستى، به امید واهى تضمین بقاى نظام سرمایه دارى بوروکراتیک- نظامى- ولایى- امنیتى حاکم در ایران از طرف امپریالیسم.

«رژیم واپس گراى ولایت فقیه و امپریالیسم جهانى، هر دو به لحاظ ماهیت، در تقابل بنیادى با منافع، حقوق و خواسته هاى جنبش مردمى میهن ما قرار دارند. استبداد حاکم … با برنامه هاى خود از عامل هاى اصلى افزایش خطر مداخله امپریالیستى و مورد تهدید قرار گرفتن منافع ملى ایران است.» (نامه مردم، همانجا)

هم برنامه ریزان و مداحان سیاست امپریالیستى و هم حامیان سرمایه دارى داخلى آن، کور خوانده اند. طبقه کارگر ایران و همه میهن دوستان، همان طور که در پاسخ دندان شکن به تجاوز صدام حسین که به دستور امپریالیسم انجام شد، نشان دادند، بدون کوچک ترین تردید و بدون سردرگمى نظرى و احساسى به وظیفه میهنى خود در دفاع از حق حاکمیت ملى ایران و حفظ تمامیت ارضى آن عمل خواهند نمود و به نقشه دشمن خارجى و داخلى پاسخ شایسته خواهند داد.

میهن دوستان و در راس آن طبقه کارگر ایران به خوبى مى دانند و بر این امر واقفند که مبارزه براى حفظ حاکمیت ملى و نبرد علیه خطر تجاوز امپریالیستى، از دالان سرنگونى رژیم ولایى- امنیتى نظام سرمایه دارى کنونى مى گذرد و به نظر حزب توده ایران در مقاله پیش گفته، دستیابى به این هدف «تنها به اراده و خواست خلق هاى میهن ما وابسته است».

مقاله ”خطر ماجراجویى نظامى و عواقب وخیم آن براى منطقه و جنبش مردمى“ در نامه مردم شماره ٨٨١، با تاکید بر موضع روشن «نیروهاى سیاسى میهن دوست، دموکراتیک و ترقى خواه در رابطه با تحولات کنونى ایران و منطقه»، بر موضع حزب توده ایران انگشت مى گذارد و آن را مورد تاکید قرار مى دهد «که مبارزه با استبداد و دیکتاتورى جدا از مبارزه براى دفاع از صلح و براى تامین منافع ملى، حقوق راستین مردم ایران و تامین حق حاکمیت ملى و استقلال کشور نیست.»

بدون برقرارى حاکمیت مردمى، دفاع از حاکمیت ملى، استقلال اقتصادى- سیاسى و شکستن یوغ نواستعمارى نولیبرال امپریالیستى، ممکن نمى باشد. از این روى است که مضمون نبرد آزادیبخش ملى، هم داراى وجهى داخلى و هم خارجى است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *