سیاست برون مرزی امپریالیسم امریکا و منافع انحصارهای بزرگ جنگ افزارسازی

مقاله ۳۴/۱۴۰۲
۱۱ آذر ۱۴۰۲، ۲ دسامبر ۲۰۲۳

هر چند سال یک بار ستمدیدگان اجازه دارند گزینش کنند که چه کسانی به نمایندگی از طبقه فرمان روا آن ها را سرکوب کنند. (مارکس)

پیش گفتار

جنگ کنونی بورژوازی صهیونیسم علیه خلق ستم دیده فلسطین، یک بار دیگر دورویی امپریالیسم امریکا را به روشنی به توده های جهان نشان داده است.

ارتش فاشیستی اسراییل روزانه به کُشتار فلسطینی ها در غزه می پردازد و فلسطینی های رنج بر را در کرانه باختری با خون سردی می کُشد و یا از کُشتن آن ها از سوی نیروهای فاشیستی شهرک نشینان پشتیبانی می کند. همه ی دست اندرکاران امپریالیسم امریکا هنگام پاسخ گویی به این همه ددمنشی و آدم کُشی می گویند که اسراییل حق پاسبانی از مرزها و مردم خود را دارد.

برخی از مردم درست کار و نازک دل که آگاهی علمی از امپریالیسم ندارند بر این باور هستند که امریکا با پشتیبانی از رژیم فاشسیتی و نژادپرست اسراییل به منافع ملی خود ضربه می زند. برخی ها دل خود را به آمدن دموکرات دیگری و یا جمهوری خواهان خوش کرده اند، اگر چه که همیشه می بینند که با این جا به جایی ها هیچ دگرگونی در سیاست های کلان برون و درون مرز امریکا انجام نمی گیرد.

راستش این است که امپریالیسم امریکا برای سرکردگی جنگی خود در جهان و بازاریابی برای انحصارهای جنگ افزارسازی امپریالیستی به یک اسراییل ددمنش و نیرومند در خاورمیانه نیاز دارد. پشتیبانی بی شرط از صهیونیسم بورژوازی، بخشی از استراتژی انباشت سرمایه و بیش سازی سود امپریالیسم است.

بگذارید که در آغاز به بررسی در هم تنیدگی منافع انحصارهای امپریالیستی و سیاست های امپریالیستی دولت امریکا  بپردازیم. در دنباله نوشته ما نگاهی به وظیفه ی نیروهای ضدامپریالیستی جهان خواهیم داشت.

درهم تنیدگی منافع انحصارهای بزرگ با سیاست های امپریالیسم امریکا

آن هایی که دستگاه فرمان روایی (حاکمیت) امریکا را جدا و فرای انحصارهای امپریالیستی می دانند، بی گمان  سخن رانی  رییس جمهور بایدن را در تلویزیونی ملی نخوانده اند. او با فریب کاری از کارگران “میهن پرست” امریکا برای تولید جنگ افزار برای “آرمان آزادی” سپاس گزاری کرد. آیا کسی از طبقه کارگر امریکا می تواند باور کند که فروش جنگ افزارها برای آغاز جنگ و سرکوب خلق ها و خیزش های خلقی برای گسترش دموکراسی است؟

راستش این است که دستگاه فرمان دهی سیاسی امریکا در دست ددمنش ترین لایه های بورژوازی انگلی به رهبری انحصارهای بزرگ جنگ افزارساز این کشور است. بایدن با ریاکاری شگفت انگیزی سخنی از بیش سازی سودآوری انحصارهای جنگ افزاری و پاسبانی از سرکردگی رو به افت امپریالیسم نمی گوید.

رفیق جان داده راه برابری و آزادی، نیک آیین در باره ی امپریالیسم می نویسد:

اساس اقتصادی و خصلت ویژه امپریالیست عبارت است از تسلط انحصارها. انحصارها در رشته های مختلف، کاملا و همه جانبه هم اقتصاد و هم سیاست و هم دیگر شئون زندگی در بزرگ ترین کشورهای سرمایه داری را در حیطه اقتدار و زیر سلطه خود می گیرند و رقابت آزاد از بین می رود، یا زیر کنترل انحصارها به شدت محدود می شود. سلطه انحصارها در حیات اقتصادی، با نفوذ و قدرت روزافزون آنها در زمینه سیاسی همراه است. آنها دستگاه دولتی را زیر فرمان مستقیم خود می کشند و آن را تحت الشعاع منافع خود می سازند. در حقیقت در این مرحله بالای تکامل فرماسیون سرمایه داری، انحصارها امپراتوران قدر قدرتی هستند در همه ی شئون زندگی جامعه.(ماتریالیسم تاریخی، ص ۲۱۲)

بزرگ ترین خرید جنگ افزار امپریالیسم امریکا برای آتش اندازی در گوشه و کنار جهان، از انحصارهایی مانند ریتون  (Raytheon) و لاکهید مارتین (Lockheed Martin) می باشد. به ویژه این دو انحصار امپریالیستی از سیاست جنگی بایدن بسیار خوشنود و دست های آنان از خون مردمان جهان به ویژه در خاورمیانه رنگین هستند. رییس جمهور بایدن با دروغ گویی تولید جنگ افزارها که کودکان را در غزه و یمن کُشته است و می کُشد، این دو انحصار برزگ مرگ آور را “زرادخانه دموکراسی” خواند.

در سال ۲۰۲۲ شرکت لاکهید مارتین فروش ۶۶ میلیارد دلاری داشت، ولی این شرکت در نه ماه امسال با ۶۸ میلیار دلار فروش، بیش از سال گذشته فروش داشته است. در سال ۲۰۲۲ شرکت ریتون هم فروش ۶۷ میلیارد دلاری داشت. برآورد این انحصار جنگی  این است که در پایان سال ۲۰۲۳ فروش به ۷۳ میلیارد دلار خواهد رسید. به زبان دیگر، فروش جنگ افزار این دو انحصار جنگی بیش از تولید ناخالص ملی کشور ۵۵ میلیوینی کنیا بوده است.

ریتون یک رهبر جهانی با راه حل های نوآورانه برای جنگ دریایی، پرواز پایدار و فن آوری های فضایی هوشمند، رادار، کامپوزیت، هایپرسونیک و دیگرافزارهای پیش رفته جنگی است. گرگوری هیز، مدیر عامل شرکت در گفت و گویی با Harvard Business Review نه تنها از تولید جنگ افزار برای آدم کُشی پوزش نمی خواهد، بل که می پذیرد که برای به دست آوردن سود کار خیلی خوبی است. او می گوید که جنگ افزارهایی که به اوکرایین فرستاده می شود از انبارهای وزارت جنگ امریکا است و وظیفه این شرکت این است که این انبارها را با جنگ افزارهای نوین و بهتری دوباره پر کند. او می گوید که فرستادن جنگ افزار به  اوکرایین از سوی امریکا به تنهایی میلیاردها دلار درامد برای این شرکت فراهم کرده است که سود ۱۲ درصدی در آینده به دست خواهد آورد.

نیویورک تایمز به تازگی نوشته است که جنگ خاورمیانه به افزایش فروش جنگ افزار انجامید. یورش و کُشتار بورژوازی صهیونیسم علیه خلق فلسطین و درگیری در اوکرایین به بهای خون خلق های ستم دیده و فرزندان طبقه رنج بر به سود تولید کنندگان جنگ افزار در جهان افزوده است. خون ریزی بزرگ ترین بازار “بازرگانان مرگ” یا “سودجویان جنگی” است.  نزدیک به نیمی از جنگ افزارهایی که در جهان فروخته می شود، از سوی انحصارهای جنگ افزارسازی امپریالیسم امریکا تولید می شود که به ویژه به اروپا و خاورمیانه فرستاده می شود.

بایدن بی شرمانه به کارگران آمریکایی می گوید که کمک ۱۴ میلیارد دلاری به بورژوزی صهیونیسم برای گسترش دموکراسی است. البته او ناخواسته می پذیرد که کُشتن غیرنظامیان بی گناه، بخشی از برنامه دموکراسی سازی امریکا است. ۱۴ هزار فلسطینی بی گناه با ددمنشی و بدون نوشیدن آب و خوردن نان کُشته شدند. این است معنای دموکراسی برای امریکا؛ فراهم کردن زمینه های سودورزی هنگفت برای انحصارهای جنگ افزارسازی با بهره کشی از کارگران خود و با ریختن خون خلق های ستم دیده در جهان.   

بودجه جنگی امپریالیسم امریکا در چند سال اینده به یک تریلیون دلار خواهد رسید. بایدن از دلارهای مالیاتی کارگران برای خرید جنگ افزار و فرستادن آن ها به اوکرایین و اسراییل سود می جوید. برای همین بایدن از انحصارهای جنگ افزارسازی امریکا ستایش می کند و آن ها را  “زرادخانه دموکراسی” می خواند.

راستش این است که انحصارهای جنگ افزار سازی آمریکایی به نابودی دموکراسی در همه ی جهان کمک می کنند. آن ها برای فروش جنگ افزارهای خود به جنگ آفرینی می پردازند و خلق های جهان را به جان هم می اندازند و یا به ستم گران برای سرکوب و درگیری بیش تر جنگ افزار می فروشند. به گزارش سال ۲۰۲۲ بنیاد کوئینسی (Quincy Institute)، از ۴۶ درگیری و جنگ در سراسر جهان، ۳۴ درگیری با فروش جنگ افزارهای آمریکایی آغاز شده و دنبال می شود. به گزارش سازمان “خانه آزادی” (Freedom House) در سال ۲۰۲۱، نمی توان ۳۱ کشوری را که از امریکا جنگ افزار می خرند، کشورهای آزاد با ارج مندی به روند دموکراسی، ازادی سیاسی و حقوق بشر خواند.

جنگ افزار فروشی به رژیم های دیوانه و مردم کُش رقابت جنگی را در کشورهای همسایه افزایش می دهد. این همان چیزی است که امپریالیسم خواهان آن است. جنگ میان همسایگان، افزون برای جنگ افزار فروشی، اقتصاد کشورهای درگیر به جنگ را آن چنان کم توان می کند که ان ها به آسانی به دام نهادهای امپریالیستی، مانند بانک جهانی، صندوق بین المللی پول ووو می افتند. فهرست پای مال کنندگان حقوق بشر که جنگ افزارهای امریکایی را دریافت می کنند بزرگ است؛ برای نمونه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، مصر، ترکیه، نیجریه و فیلیپین. پیامد چنین فروش هایی سرکوب، ویران گری، بی ثبات کردن منطقه، آغاز جنگ ووو است.

برای نمونه، انحصارهای جنگی بزرگ آمریکایی در جنگ علیه مردم یمن  به رهبری عربستان سعودی و با شرکت امارات متحده عربی که از سال ۲۰۱۵ آغاز شد و هنوز هم پایان نیافته است، جنگ افزارهایی فروخته اند که مایه رنج میلیون ها یمنی با ۴۰۰ هزار کُشته شده است. بمباران های هوایی عربستان سعودی با کاربرد هواپیماهای تولید شده ی امریکایی انجام شده است که بیشتر غیرنظامیان را کُشته است. برای این که نشان داده شود که دستگاه کشورداری امپریالیسم امریکا برای فراهم کردن منافع انحصارهای امپریالیستی ساخته شده است یک نمونه می توان نشان داد. به گزارش روزنامه های آمریکایی در ماه مه ۲۰۱۸، توماس کندی، مدیر عامل پیشین ریتون به دفتر رابرت منندز، رییس کمیته روابط خارجی سنا (D-NJ) بازدید کرد تا او نتواند جلوی فروش جنگ افزار به عربستان پس از  کُشتن جمال خاشقجی، روزنامه نگار برجسته سعودی شهروند آمریکایی را بگیرد. کنگره امریکا تلاش کرد که جلوی فروش جنگ افزارهایی که برای کُشتن غیرنظامیان در یمن از سوی عربستان سعودی به کار برده می شود را بگیرد، ولی رییس جمهور دونالد ترامپ آن را وتو کرد. برای همین، بمب های خریداری شده از ریتون و لاکهید مارتین هم چنان مردم تهی دست یمن را در خانه ها، کارخانه ها، بیمارستان ها، عروسی ها و خودرو ها می کُشد

هنگامی که برخی از روزنامه نگاران از لاکهید مارتین و ریتون در باره ی کُشته شدن مردم بی گناه با کاربرد جنگ افزارهای آن ها پرسش می کنند، ان ها با خون سردی می گویند که تنها کاری که می توانند انجام دهند، پی روی از سیاست ها و قانون های امریکا است و فروش هر جنگ افزاری از سوی دولت ایالات متحده برنامه ریزی می شود و از سوی قوه مجریه و کنگره پذیرفته (تایید) می شود. آن ها می گویند که این رویه و پی روی از آیین نامه برای این است که فروش جنگ افزارهای آن ها هم آهنگ و بازتاب دهنده هدف های امنیت ملی و سیاست خارجی ایالات متحده باشد.

کسی که این سخنان را می شنود، نمی تواند هیچ تردیدی در باره ی هم کاری میان انحصارهای امپریالیستی و نهادهای امپریالیستی و دستگاه کشورداری امریکا داشته باشد. دولت و نهادهای قانون گذاری امریکا برای پاسبانی از حاکمیت بورژوازی انگلی ساخته شده اند. ریتون فروش جنگ افزار به عربستان سعودی را دنبال کردن سیاست خارجی و هم آهنگ با قانون های ایالات متحده می داند. در کم تر جایی از جهان می توان درستی آموزه ی مارکسیستی که می گوید دستگاه فرمان دهی سیاسی برای پاسبانی از منافع طبقه های فرمان روا ساخته شده است را بهتر از امریکا نشان داد.

این همان چیزی است که رفیق نیک آیین هم به روشنی در باره ی آن می گوید:

سرمایه داری انحصاری دولتی عبارت از اتحاد انحصارها و دولت بورژوازی در یک مکانیسم واحد و درهم آمیختگی و وحدت نیروی انحصارها و نیروی دولت در یک دستگاه یگانه است. (همان جا، ص۲۱۳)

بر کسی پوشیده نیست که همه ی انحصارهای امپریالیستی آمریکایی، به ویژه انحصارهای جنگ افزارسازی با پول های هنگفت خود، قانون گزار به کنگره و سنا می فرستند و وزیر می گزینند. تنها به این بیندیشید که با این که هر سال انسان هایی با بیماری روانی با تفنگ های خودکار و نیمه خودکار به کُشتار مردم در امریکا می پردازند، ولی هیچ سیاست مداری، حتا رییس جمهور اگر هم خواست جلوگیری از فروش این گونه جنگ افزارهای سبک را داشته باشد، نمی تواند و نتوانست آن را انجام دهد.

آیا کسی است که باور داشته باشد که کسی در امریکا، بدون دوستی با این انحصارها می تواند وزیر جنگ امریکا شود؟ وزیر جنگ جرالد فورد و جورج بوش دونالد رامسفلد (Donald Rumsfeld) و وزیر جنگ پس از او در دولت بوش دیک چنی (Dick Cheney)، هر دو از سردمداران شرکت هالیبرتون (Halliburton)، بودند که پیمان ها و قردادهای فراوانی از سوی ارتش امریکا دریافت می کرد.    

وظیفه جنبش ضدامپریالیستی

هواداری از رژیم هایی که راه اقتصاد آشکار سرمایه داری دارند و طبقه کارگر را و مردم آزادی خواه را سرکوب می کنند، به پیوستن مردم به جنبش ضدامپریالیستی آسیب می رساند. این گونه گرایش درست کاری و راست گویی جنبش ضدامپریالیستی را زیر پرسش می برد. جنبش ضدامپریالیستی هرگز نباید دل بسته گنده گویی ها شود و به پاک شویی گناهان رژیم های دیکتاتور سرمایه داری به بهانه ی “نبرد ضدامپریالیستی” آن ها بپردازد.

جنبش ضدامپریالیستی می تواند و باید از خلق هایی که زیر یورش امپریالیسم هستند پشتیبانی کند، بدون آن که به دام بورژوازی انگلی این کشورها که با شیوه های فاشیستی کشور را می گرداند بیفتد. جنبش ضدامپریالیستی نمی تواند و نباید جنبشی باشد که با سیاست های نواستعمار امپریالیسم می جنگد و هم زمان چشم بر بهره کشی و کُشتار بورژوازی ی که پای گاه طبقاتی امپریالیسم در این کشورها است ببندد. جنبش ضدامپریالیستی باید ضد نواستعمار، ضد بهره کشی و ضد سرکوب در هر پوشش، در هر کجا و با هر زبان باشد.

از آن جا که امپریالیسم از جنگ برای رسیدن به هدف های استراتژیک خود که انباشت سرمایه و بیش سازی سود است بهره برداری می کند، نبرد ضدامپریالیستی یک نبرد برای صلح نیز است. جنگ افزارهای هسته ای ی که در دست نیروهای امپریالیستی و نزدیک ترین دوستانشان است، هنوز خطر بزرگی برای مردم جهان دارد. برای همین، جنبش ضدامپریالیستی هم واره، جنبش برای صلح پایدار و بدون جنگ افزار هسته ای نیز هست. جنبش صلح توده ای تر و بزرگ تر از جنبش ضدامپریالیستی است. باید با شرکت در این جنبش به توده ها آموخت که جنبش صلح بدون چشم انداز ضدامپریالیستی کارایی کم تری دارد. صلح خواهی و صلح دوستی برای بسیاری از انسان ها می تواند، نخستین گام در نبرد ضدامپریالیستی باشد.  

جنبش ضدامپریالیستی می تواند و باید در برابر سیاست جنگ جویانه ایالات متحده علیه چین، از جمهوری خلق چین پشتیبانی کند. اگر امریکا بتواند چین را نابود و یا کم توان کند، این به معنی افزایش توان مندی امپریالیسم علیه خلق های جهان است. برای همین، پشتیبانی از جمهوری خلق چین، بخشی از وظیفه های برجسته جنبش ضدامپریالیستی است و این جنبش باید همه ی توان خود را برای جلوگیری از یورش امریکا به چین انجام دهد.

جنبش ضدامپریالیستی امروز با جنبش محیط زیستی نیز پیوند خورده است، زیرا هیچ دستگاهی مانند امپریالیسم به این اندازه به نابودی محیط زیست کمک نمی کند. سرچشمه های زمینی بسیاری از زمین بیرون آورده می شود، تا برای تولید جنگ افزارها به کار برده می شود. افزون بر این، جنگ خود یکی از بزرگ ترین تولید کننده گازهای گل خانه ای و نابودی کننده گوناگونی زیستی است.

دلیل هایی که جنبش ضدامپریالیستی را نیازمند و برحق می سازد، بسیار هستند. باید برای نجات جهان، جهانیان، طبقه کارگر و خلق های زیر ستم جهان، با امپریالیسم نبرد کرد. امپریالیسم امروز به رهبری ایالات متحده با متحدان اروپایی و ژاپنی آن، شناخته شده ترین چهره امپریالیسم هستند که نیروهای ضدامپریالیسم، باید برای نبرد علیه منافع ان ها بسیج و سازمان دهی شوند.   

با این همه، باید به یاد داشت که نبرد ضدامپریالیستی علیه سیاست های امپریالیستی است، نه بر ضد مردم این کشورها. برداشت های واپس گرانه از امپریالیسم، نبرد ضدامپریالیستی را به نبرد علیه غرب، علیه غربی ها و یا علیه غرب گرایی کاهش می دهد. واپس گرایانی که سوئدی را برای غربی بودن و آمریکایی را برای امپریالیست بودن آمریکا می کُشند، ضدامپریالیست نیستند.     

جنبش ضدامپریالیستی علیه نیروهای امپریالیستی هر کشوری است که به شیوه های امپریالیستی رفتار می کنند و هرگز علیه مردم هیچ کشوری نیست. اگر چه که بخشی از دزدی ایالات متحده از خلق های جهان به مردم امریکا هم داده می شود، ولی مردم لایه های پایین امریکا از دشواری های  فزاینده ای رنج می برند که همان نیروهای امپریالیستی برای آن ها ساخته اند. توده های رنج و کار کشورهای امپریالیستی از متحدان برجسته ما در نبرد ضدامپریالیستی هستند. جنبش ضدامپریالیستی کشورهای پیرامونی با جنبش ضدامپریالیستی کشورهای پیش رفته و با جنبش طبقه کارگر در این کشورها پیوند دارد.  

نیروهای امپریالیستی ایالات متحده امریکا ویرانی های بزرگی را در کشورهای دیگر به راه می اندازند، ولی آن ها هم چنین  بی دادگری، نابرابری، بی خانمانی، نژادپرستی، بیگانگی، افسردگی، را در میان لایه های پایینی جامعه خود افزایش داده اند. به سخنی دیگر، شمار بسیاری از مردم در ایالات متحده نیز قربانی آزمندی و خون خواری امپریالیسم هستند و با خلق های جهان که زیر ستم نواستعماری امپریالیسم در رنج هستند هم منافع هستند. هم اکنون نیروهای پرتوان  ضدامپریالیستی، حتا در گهواره بزرگ آن، ایالات متحده در روند پیش رفت و گسترش است.

پایان سخن

سیاست برون مرزی امپریالیسم امریکا برای پاسبانی از منافع انحصارهای بزرگ به ویژه انحصارهای جنگ افزارسازی برنامه ریزی می شود. بدون فن آوری پیش رفته جنگی که این انحصارها می سازند نگه داشت سرکردگی جهانی امپریالیسم امریکا بسیار دشوار می شود و بدون سرکردگی جهانی امپریالیسم امریکا در جهان، بیش سازی سود انحصارهای جنگ افزارساز با چالش های فراوانی روبرو خواهد شد. هم اکنون سرکردگی امریکا در بسیاری از زمینه ها با چالش های فراوانی روبرو است، ولی ارزیابی کارشناسان بر این است که سرکردگی جنگی امپریالیسم امریکا سال ها پایدار خواهد بود.

جنبش ضدامپریالیستی یک جنبش پیش رو برای صلح، عدالت و پاسبانی از مادر زمین و همه ی زندگان در آن است. پاسبانی از ۹۹ درصد مردم جهان، جانوران و گیاهان در برابر گرایش های سودورزی امپریالیسم که بی تردید به نابودی خورشیدگرد زیبای ما خواهد انجامید از وظیفه های بنیانی نیروهای کمونیستی است. جنبش ضدامپریالیستی یک جنبش بسیار برجسته ای در نبرد برای جهانی بهتر است. برای همین، نبرد ضدامپریالیستی امروز باید از نزدیک با جنبش های صلح دوست، جنبش های محیط زیستی و کسانی که به دنبال عدالت اجتماعی هستند متحد شود.

جنبش ضدامپریالیستی با گرایش های ضدغربی واپس گرایان یک سان نیست. دانش مارکسیستی واکاوی طبقاتی را به ما آموخته است. برای همین، مارکس و انگلس گفته اند “کارگران جهان، متحد شوید.” مردم جهان با هم دشمنی ندارند، بل که طبقه های فرمانروای بورژوازی در این کشورهای برای پاسبانی از منافع خود خلق ها را به جان هم می اندازند.

 جنبش ضدامپریالیستی جنبشی برای دادگری، برابری و صلح در میان همه مردم جهان است. به گفته رابرت رایش (Robert Reich) وزیر پیشین کار امریکا، حتا نابرابری اقتصادی در درون امریکا برایند سیاست گزاری دستگاه های فرمان دهی جامعه است. برای همین، رنج بران کشورهای امپریالیستی از متحدان ما در نبرد ضدامپریالیستی هستند.

جنبش ضدامپریالیستی برای اینکه بتواند مردم بیش تری را بسیج کند و به سوی برنامه های خود بکشاند، نباید به هواداری از رژیم های ستم گر که ددمنشانه جنبش کارگری، مردم آزادی خواه و خلق های گوناگون درون کشورهای خود را سرکوب می کنند بپردازد.

سرچشمه های کمکی

quincyinst.org
freedomhouse.org
TomDispatch .com
countercurrents.org
lockheedmartin.com
rtx.com

ماتریالیسم تاریخی؛ امیر هوشنگ نیک آیین: انتشارات حزب توده ی ایران