آزادی وسیع در جمهوری اسلامی! ”عدالت“ واقعیت را دستکاری می کند!

مقاله شماره ١٣٩١ / ٣  (٢٠ فروردین)

واژه راهنما: دو پرسش از ”عدالت“: شرایط حاکم بر ایران در سال های پس از پیروزی انقلاب و اکنون مطابقت دارند؟ «حداقل منافع طبقه کارگر در شرایط کنونی» به چه معناست؟

مقاله ”وجه عملی توده ای ستیزی، نقش ”عدالت“ و ”راه توده“ در برنامه ارتجاع“ (http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/1738) با واکنش های مختلف روبرو شد. وجه انتقادی واکنش ها مربوط به اطلاعی بود که در آن مطرح شده بود. اطلاعی که به طور مستقیم به برخی از توده ای های صادق در تارنگاشت ”عدالت“ داده شده است و موضوع سطور کنونی نیز نمی باشد.

باوجود این باید به بررسی شیوه ای پرداخت که این تارنگاشت برای طرح مساله ها به کار می گیرد. شیوه ای که برای نمونه در کتاب ”حزب توده، از شکل گیری تا فروپاشی“ نیز به کار گرفته شده است. این کتاب با بیش از ١٢٠٠ صفحه را که «به کوشش جمعی از پژوهشگران» تنظیم شده است، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در سال ١٣٨٧ منتشر ساخته است. نام این «پژوهشگران» اعلام نشده است. امری که در ارتباط مستقیم قرار دارد با شیوه عملکرد ”فاتحان“ در ”نبرد طبقاتی از بالا“ که به تاریخ نویسی به سود خود می نشیند. شیوه ای که این «پژوهشگران» بی نام و بدون سیما برای القای نظر خود به کار گرفته اند، سرهم بندی کردن ”اسناد“ است که در آن به اصطلاح ”فاکت ها“ که همگی در بازجویی ها جمع آوری شده اند، ردیف شده اند و گویا خود سخن می گویند و تمام واقعیت را عیان می سازند. «پژوهشگران»، آن ها را گویا با وسواس بسیار و ”متعهدانه“ و ”مطابق با اصل“ در کنار هم قرار می دهند، تا ”صداقت“ خود را در انعکاس یک به یک آن ها گویا به اثبات برسانند و نشان دهند که کوچکترین دستبردی در فاکت ها و داده ها انجام نشده است!

در تارنگاشت ”عدالت“ نیز همین شیوه ”پژوهشگرانه“ ”گروه پژوهشگران“ به خدمت گرفته می شود و ع. سهند که اغلب این نوع نوشته ها را امضا می کند، گویا بسیار با وسواس و ”متعهدانه“ و ”مطابق با اصل“، فاکت و داده ها را با شماره های ١ و٢ و ٣ و … مزین می کند، و می توان با چشم دل دید که در پایان تنظیم نوشته، چشم به راه نتایج کار می نشیند، شاید آب خنک می خورد و یا قهوه خوش بوی آمریکایی، وابسته به آن که در لحظه تهیه نوشته، در کدام کشور باشد؟!

تارنگاشت ”عدالت“ که خود را مدافع خط مشی انقلابی حزب توده ایران در پس از پیروزی انقلاب می نمایاند، بدون آنکه لااقل درکی تاریخی، یعنی درکی دیالکتیکی از شرایط آن روز ”ایران انقلابی“ داشته باشد و آن را لااقل یک بار ارایه داده باشد! در هیچ نوشتار مشخصی، این تارنگاشت چنین ارزیابی و درکی را از آن خط مشی ارایه نداده و درستی آن را برای شرایط آن دوران مستدل نساخته است. به طریق اولی، در هیچ نوشتاری نیز ”عدالت“ استدلالی برای انطباق آن سیاست با شرایط کنونی حاکم بر ایران، طرح ننموده است. در عوض این تارنگاشت کوشیده است، با انتشار اسنادی از مواضع آن روز حزب، این برداشت را القا کند که گویا شرایط آن دوران و اکنون یکی است. روندی که به معنای انتقال یک به یک، یعنی انتقال غیر دیالکتیکی، آری باید گفت، ضددیالکتیکی از تاریخ است. این شیوه، نشان بی اطلاعی و یا هدفمندی برخوردی در سطح به واقعیت است، به قول زنده یاد احسان طبری «غلطیدن در سطح»، که با سواستفاده و یا لااقل استفاده غیرعلمی از اسناد تاریخی حزب توده ایران، عملی می گردد.

چنین شیوه ای از این روی به کار گرفته می شود، زیرا دست اندرکاران ”عدالت“ به خوبی به این امر واقفند که قادر به طرح و مستدل ساختن مواضع نادرست خود نمی باشند، زیرا این مواضع در یک بررسی مشخص با شرایط کنونی در تضاد قرار می گیرند. از این روی مواضع طرح نکرده و استدلال های ارایه نداده خود را برای دوران کنونی، در پشت اسناد و ارزیابی های درست حزب برای سال های گذشته پنهان می سازند و می کوشند از این طریق، خود را با پری بیگانه بیارایند.

این شیوه در ظاهر پروسواس که پایبندی به ”اسناد“ حزبی را القاء می کند که گویا ”واقعیت“ را ”متعهدانه“ نشان می دهد، به طور مشخص و در نگاه دقیق، نادرست و صوری است، زیرا روند تغییرات تحقق یافته و یا جاری را در ایران مورد توجه قرار نمی دهد و لذا شیوه ای غیردیالکتیکی است. طبری می گوید، حقیقت مشخص است! لذا ارزیابی مشخص همه شرایط لحظه ”واقعیت“، در عین توجه به روند شدن پدیده، ضروری است و نه پنهان شدن در پشت ”اسناد“ تاریخی!

در سطور زیر، همان طور که گفته شد، این شیوه به کمک نمونه مشخصی مورد بررسی قرار داده می شود، تا انتقاد به شیوه فوق در این تارنگاشت یک بار دیگر به طور مشخص مطرح گردد، به امید دریافت پاسخی مشخص. باوجود این شایسته تاکید است که توده ای های صادق در این جریان که می کوشند اینجا و آنجا با واکنش هایی نارسا و محدود در برابر روند کلی حاکم در آن، از مواضع خود دفاع کنند، در این زمینه فاقد ارزیابی همه جانبه از اوضاع حاکم بر ایران به مثابه کشوری با نظام عقب افتاده سرمایه داری و سیاست اقتصادی نولیبرالی هستند. این افراد با تکیه یک سویه و غیر انتقادی و متاسفانه مطلق گرایانه به وظیفه مبارزه ضدامپریالیستی، به راهی می روند که در بهترین حالت سرنوشت خالد بکتاش در حزب کمونیست سوریه را رقم می زند. سیاست نادرستی که اکنون با مواضع جدید حزب واحد کمونیست سوریه تصحیح شده است.

اما برای آنکه نشان داده شود که نویسندگان این تارنگاشت، ازجمله توده ای های صادقی که از توانمندی بسیار برای تنظیم مقاله های پرمایه و ترجمه های موفق از زبان آلمانی، انگلیسی و غیره برخوردار هستند، و مقالات جالبی را در اختیار خوانندگان قرار می دهند که باید از این بابت متشکرشان بود، زیر فشار نیرویی ظاهراً نامرعی، مجاز نیستند به پرسش های مشخص پاسخی مشخص دهند، برخی از این پرسش ها برای چندمین بار در آغاز مطلب طرح می شوند:

پرسش ها

١- گفته می شود «مبارزه ضدامپریالیستی، مبارزه اصلی را در نبرد طبقاتی روز در ایران تشکیل می دهد»، همان طور که این جنبه در خط مشی انقلابی حزب توده ایران در پس انقلاب نیز ”مبارزه اصلی“ را تشکیل می داد. از این نکته، به این نتیجه نایل می شوند که بقیه زمینه های مبارزاتی، تابعی از این مبارزه هستند! شیوه استدلالی دوران ابن سینا!!

آیا شرایط سال های پس از پیروزی انقلاب بهمن با شرایط کنونی در ایران در انطباق است؟ تا به این نتیجه گیری نایل شویم که صحنه های مبارزاتی دیگر نیز برای شرایط کنونی، در شرایط مشابهی جریان دارند؟

٢- گفته می شود، «ما در شرایط کنونی، از حداقل منافع طبقه کارگران دفاع می کنیم». این فرمولی است که یک رفیق صادق توده ای در گفتگویی در روزهای اخیر بیان کرد.

اگر این بیان دقیق است، مضمون این «حداقل منافع طبقه کارگر در شرایط کنونی» چیست؟ آیا می تواند تارنگاشت ”عدالت“ به این دو پرسش، پاسخی مشخص و مستدل- علمی ارایه دهد؟

بازگردیم به نمونه ای مشخص از شیوه این تارنگاشت برای القای نظرش. این شیوه، همان طور که بیان شد از طریق ارایه به اصطلاح ”ناب“ فاکت ها بدون موضع گیری درباره آن ها عملی می شود. به عبارت دیگر، پیروی کامل از شیوه ای که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نیز به کمک «گروهی از پژوهشگران» در تنظیم کتاب ”حزب توده و …“ به خدمت گرفته است.

پس از دو مقاله انتقادی و مستدل نامه مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران (نگاه شود به  “راه توده” علیه خط مشی انقلابی حزب توده ایران در انقلاب ملی- دمکراتیک! http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/1714 )  علیه به اصطلاح بحثی که ”راه توده“ علیه ارزیابی حزب درباره دیکتاتوری در ایران به راه انداخت، ”عدالت“ به دفاع ضمنی از نظریات ”راه توده“ پرداخت. دفاع ”ضمنی“ به این معناست که بدون صراحت و شفافیت کوشید با ارایه به اصطلاح ”فاکت“ اثبات کند که شرکت علی خدایی در نمایش بی بی سی تحت عنوان ”پرگار“، که مقالات ”راه توده“ علیه ارزیابی حزب توده ایران از وجود وضع دیکتاتوری در ایران، مقدمه شرکت او در نمایش ”پرگار“ بود، آنقدرها هم ”بد“ و نادرست نیست، زیرا این نوع شرکت ها در نشست های ارگان های ضدانقلابی مشابه، جدید نمی باشد و دارای یک «پیشینه» است!  به این منظور ”عدالت“ در نوشتاری مبهم و بدون هر نوع توضیح و موضع گیری مشخص تحت عنوان «پیشینه نمایش های ”پرگاری“» (که بازیافت آن در این تارنگاشت در تاریخ ٧ آوریل ٢٠١٢ دیگر ممکن نبود) مدعی شد که از نوع شرکت علی خدایی در برنامه بی بی سی نمونه های دیگری نیز وجود دارد. این تارنگاشت آدرس الکترونیکی این «پیشینه» را از ”آرشیو“ خود استخراج نمود و با نام کسانی که در آن نشست ها شرکت کرده بودند، با ردیف ١، ٢، ٣ و … انتشار داد. اما نه از مضمون سخنان افراد شرکت کننده در این نشست ها نکته ای بیان و نه موضعی درباره سخنان آنان در مقاله «پیشینه نمایش های ”پرگاری“» ارایه شده است. بلکه با شیوه به کار گرفته شده در کتاب فوق الذکر وزارت اطلاعات گفته شد: بگذار ”فاکت ها خود سخن گویند“! امید و تصورشان لابد این بود و هست که خواننده حوصله مراجعه به آدرس ها و مطالعه نظریات را نخواهد داشت. این شیوه به ظاهر ”متین“، ”مسئولانه“ و پایبند به ”فاکت“ها که گویا ”بی طرفی“ را به اثبات می رساند، مضمون تحمیقی این شیوه شناخته شده دستگاه های جاسوسی را برملا می سازد که می خواهند گویا کار ”فرهنگی“ کرده و ازجمله برای حزب توده ایران تاریخ بنویسند. ”عدالت“ پس از برشماری کنفرانسی در لندن می نویسد: «یک سال بعد در بهمن ماه ۱۳۷۴ در شهر نیویورک، کنفرانس «گذار از نظام ولایت فقیه به نظام مردم‌سالاری» برگزار شد که آقای فرهاد عاصمی به نمایندگی از جانب «راه توده» در آن شرکت و سخنرانی کرد. به لیست بخشی از سخن‌رانان کنفرانس نیویورک، … و متن کامل سخنرانی وی در آن کنفرانس توجه نموده، لیست سخنرانان دو کنفرانس لندن و نیویورک را مقایسه نمایید: http://www.edalat.org/pdf/SokhanraniFarhadAsemi.pdf.

دفاع ”عدالت“ از شرکت علی خدایی در نمایش بی بی سی، باوجود آنکه ”عدالت“ نمی توانست با همه نظریات ”راه توده“، به ویژه در ارتباط با دفاع آن از هاشمی رفسنجانی موافق باشد، به دلایل زیر مستدل است: اول- کوشید شرکت او را در نمایش بی بی سی، توجیه کرده و امری نسبی قلمداد سازد. به این منظور ”عدالت“ لیست پرطمطراقی از شرکت افرادی در نشست هایی از همین نوع به چاپ زد که گویا می بایستی همانند ”فاکت ها“ی استوار بر صخره واقعیت، نظرش را به اثبات برسانند. اعلام آدرس های الکترونیکی این نشست ها و نام شرکت کنندگان در آن ها، بدون اشاره ای به مضمون مطالب طرح شده در آن نشست ها توسط آن افراد، ازجمله نگارنده، تائیدی مجدد برای هدف ”عدالت“ بود در نسبی نشان دادن نادرستی نقش ”علی خدایی“ در شرکت در نمایش بی بی سی. دوم- این شیوه به کار گرفته شده که در آن اشاره ای به مضمون مطالب عنوان شده توسط شرکت کنندگان در نشست های مختلف نشده بود، این وظیفه را دنبال می کرد که گویا شباهت مضمونی میان آنچه که در نشست های مختلف توسط افراد مختلف طرح شده بود را القا کند و حتی آن ها را دارای مضمونی مشابه با نظریات علی خدایی در نمایش بی بی سی بنمایاند.

همان طور که بخش های ارایه شده رساله فرهاد عاصمی در نشست «کنفرانس گذار به ”مردم سالاری“» نشان می دهد، وظیفه افشاگرانه شرکت در آن نشست، اثبات این نکته بود که ”آزادی“ دارای مضمونی طبقاتی است. این در حالی بود که دیگر شرکت کنندگان رنگارنگ در آن نشست، به نفی مضمون طبقاتی آزادی می پرداختند. ادعایی که هم اکنون نیز در جنبش ضددیکتاتوری ”ولایی“ در ایران و در به اصطلاح ”اپوزیسیون“ خارج از کشور نیز کماکان مطرح است. بخش سلطنت طلب، جمهوری خواه و ”چپ“ غیرتوده ای و ضدتوده ای، همانند ”راه توده“ دزدیده شده توسط ”علی خدایی“ نیز می کوشند با حذف مضمون و محتوای طبقاتی مقوله ”آزادی“، آن را امری عام و ابدی به مفهوم آمریکایی ”لیبرالیسم“ قلمداد سازند تا در پشت آن دفاع خود را از نظام غارتگر سرمایه داری در کلیت آن و در جمهوری اسلامی به طور خاص پنهان سازند. به عبارت دیگر موضع پوزیتویستی و ضدتوده ای و تجدیدنظرطلبانه خود را توجیه کنند. ”عدالت“ در این زمینه محتاط تر عمل می کند، اما با توجه به کوشش زیرکانه خود در دفاع از موضع ”راه توده“ علی خدایی، دست خود را باز کرده است.

در مقاله ”آزادی وسیع در جمهوری اسلامی“ که برای طرح در به اصطلاح «کنفرانس گذار به ”مردم سالاری“» در زمستان سال ١٣٧۴ به نگارش در آمد و در شماره ۴۵ راه توده (اسفند ١٣٧۴) منتشر شد، ازجمله دارای نکاتی است که در پایان این سطور به طور کوتاه شده ارایه شده اند. اما در ابتدا برای خواننده نا آشنا با سرگذشت راه توده باید اعلام شود که راه توده دوره دوم، همانند دوره اول توسط نگارنده منتشر شد. این نشریه، نام نشریه ”کمیته برون مرزی حزب توده ایران“ بود که نگارنده آن را برگزیده بود. نامی که مورد تائید رهبری حزب توده ایران بود. دوره دوم آن با انتشاره شماره ٩۵ به کار خود پایان داد و ارتباطی با نشریه ای به همین نام که ”علی خدایی“ آن را دزدیده است و بدون هر نوع توضیحی به خوانندگانش و با همان شماره ردیف، یعنی از ٩۶ به بعد  منتشر می کند، ارتباطی ندارد. این نشریه با موضعی ضدحزبی به کار خود ادامه می دهد. علی خدایی می داند که زنده یاد نورالدین کیانوری در رساله خود تحت عنوان ”سخنی با همه توده ای ها“ که در شماره های ٢۴ و ٢۵ راه توده تحت نظارت نگارنده و پس از طرح آن در حضور رفیق علی خاوری و رفقای مسئول دیگر حزبی، منتشر شد، برای انتشار راه توده حقانیتی موقتی قایل بود. حقانیتی که با تصحیح سیاست  حزب توده ایران و اتخاذ مواضع انقلابی توسط آن پایان می یافت و اکنون پایان یافته است. مستدل بودن ارزیابی اقدام علی خدایی به عنوان اقدامی ضدتوده ای با ادامه انتشار این نشریه دزدیده شده توسط او، قطعی است. او در این نشریه، همانند ”عدالت“، می کوشد موضع پوزیتویستی خود را در دفاع از حاکمیت سرمایه داری کنونی توجیه کند و مانعی بر سر راه مبارزه مشترک توده ای ها برای تغییر انقلابی حاکمیت سرمایه داری و رژیم دیکتاتوری قرون وسطی نماینده آن، یعنی رژیم ولایی- امنیتی ایجاد سازد. تفاوت سیاست دفاعی ”عدالت“ و ”راه توده“ از لایه های مختلف این حاکمیت ضدملی و ضدمردمی، تغییری در موضع مشترک پوزیتویستی آن ها نمی دهد.

اکنون بخش هایی از مقاله ”آزادی وسیع در جمهوری اسلامی“ منتشر در شماره ۴۵ راه توده (اسفند ١٣٧۴):

«موضوع کنفرانس حاضر که من از سوی نشریه ”راه توده“ در آن شرکت دارم، درواقع محدود، نارسا و تا حد خطر انحراف از موضوع اساسی که همان ”گذار به مردم سالاری“ باشد، شبه برانگیز است. … ”مردم سالاری“ و ”آزادی“ که بزرگ ترین آماج و هدف جنبش کنونی مردم ایران نیز می باشد، آزادی برای گفتار، آزادی برای بهتر زیستن، آزادی برای رهایی از فقر، آزادی برای رشد فرهنگ و آموزش عمومی، آزادی مطبوعات، آزادی احزاب، آزادی اجتماعات، آزادی سندیکاها، آزادی از اسارت غارتگران اجتماعی! … این آزادی در کشور ما در حال حاضر وجود دارد؟ … واقعیت اینست که در جمهوری اسلامی نیز مانند تمام کشورهای که در آن ها طبقات مختلف زندگی می کنند، آزادی و دموکراسی برای برخی از طبقات و اقشار، بیش تر و کامل تر و برای برخی طبقات و اقشار محدودتر و کم تر وجود دارد! … ما نمی توانیم منکر وجود آزادی و دموکراسی در جمهوری اسلامی شویم، اما بلافاصله باید ببینیم، در شرایط مشخص کنونی، این آزادی و دموکراسی شامل چه طبقات و اقشار اجتماعی ایران می شود. … ادعای نبود آزادی و دموکراسی ”طبقاتی“ برای غارتگران اجتماعی، تجار و سرمایه داران تجاری وابسته، زمینداران بزرگ و روحانیون وابسته به این اقشار … یک دروغ بزرگ است! … آن ها تشکل های پیدا و پنهان خود را دارند، در سراسر کشور دست به سازماندهی زده اند، پیوندهای طبقاتی خود را مستحکم کرده اند و در جهت پیوندهای بین المللی خویش، علیرغم همه جار و جنجال ضداستکباری که راه انداخته اند، بزرگ ترین گام ها را برداشته و برمی دارند. … خبر برگزاری کنگره سوم حزب ”موتلفه اسلامی“ … آزادی احزاب در جمهوری اسلامی وجود دارد، اما برای آن طبقه که ابزار قدرت و حکومت را در اختیار دارد. … در ایران این آزادی طبقاتی که … نقاب ارتجاعی ترین و عقب مانده ترین افکار مذهبی را نیز بر چهره دارد که … بایدکنار زده شود و چهره واقعی غارتگر، ضدملی و سرکوبگر طبقات حاکم [افشا گردد، وجود دارد] … طبقات و اقشار حاکم در حالی که تمرکز هر چه بیش تر قدرت را هدف قرار داده اند، … جبهه وسیعی را برای تمرکز و سازماندهی مخالفان آزادی طبقات و اقشار حکومتی را باقی گذاشته اند. … توده های مردم را که باید موتور اصلی تحولات باشند و اکنون اینگونه زیر سیطره ارتجاع قرار دارند، چگونه و با چه ابزار و با کدام برنامه اقتصادی و سیاسی می خواهید از آن ها جدا [کنید] …؟  زمینداری بزرگ و شبکه فئودالی را ارتجاع در ایران برقرار کرده است. در خراسان، واعظ طبسی یک خان به تمام معنی، اما با عمامه و عباست. … به مردم باید گفت که سیستم ارباب و رعیتی را با چماق فقه سنتی و مذهبی در روستاها برقرار کرده اند و در شهرها نیز تجار بزرگ بر مملکت چوب حراج زده اند. به مردم باید گفت دست زمینداران و بازاری های و تجار بزرگ را از قدرت و اقتصاد کوتاه کنید … تحلیل طبقاتی از نظر ما، یعنی این!  … محسن رفیقدوست، رئیس بنیاد مستضعفان …، عضو رهبری [حزب موتلفه]، جبیب الله عسگراولادی، نایب رئیس مجلس کنونی …، دبیر کل [حزب موتلفه]، علینقی خاموشی، عضو مجلس کنونی، رئیس اتاق بازرگانی جمهئری اسلامی که در همین آمریکا بارها با سرمایه داران دوران سلطنت به مذاکره نشسته و همچنان با آن ها رابطه دارد، عضو رهبری آن … عسگراولادی در سرمقاله رسالت شمار ٣٠، دیماه ١٣٧۴ با دفاع صریح از تجارت وابسته و بی اعتناء به تولید ملی و استقلال کشور، می نویسد: ”برای روشن تر شدن موضوع، به ویژه برای نسل جوان، شاید برخی اشاره ها لازم و سودمند باشد. اگر در تولیدات صنعتی، برنامه ریزی ها به گونه ای باشد که هدف دستیابی به خودکفایی در تمام زمینه ها باشد، آن هم به هر قیمتی، مشکلاتی برای حال و آینده ایجاد می کند. این موضوع نمی تواند برای اقتصاد کشور مفید باشد. اگر اقتصاد ایران در برخی زمینه ها، به لحاظ دارا بودن امکانات مواد اولیه و نیروی کار ارزان، توان تولید بسیار انبوهی داشته باشد و همین مواد نیز خریداران و متقاضاین زیادی در بازارهای جهانی به همراه داشته باشد [که منظور نفت و مشتقات آن است]، جز در چنین مواردی نباید به سایر تولیدات (جز در موارد استثنایی) که هزینه تولید آن گرانتر تمام می شود، پرداخت. این نوع محصولات را باید با قیمت ارزانتر از خارج خریداری کرد. با چنین محاسبه ای با فروش تولیدات گرانتر و خرید کالاهای ارزانتر در واقع ”مزیت نسبی“ ملاحظه گردیده است و هم انتفاع و هم مزایای اقتصادی نصیب کشور [بخوان غارتگران] شده است. بنابراین نباید تصور کرد که خودکفایی در تمام زمینه ها در مسیر سلامت اقتصادی است، … “ …  با عنایت به این واقعیات است که  موضوع کنفرانس و عنوان آن با واقعیت جامعه و نیاز آن … فاصله دارد و خطر انحراف از مسیر واقعی در آن وجود دارد. … تکرار می کنم: بحث بر سر چگونگی گذار از فقدان کامل دموکراسی به وضعی که در آن گویا آزادی و دموکراسی مطلق حکمفرما خواهد بود، نیست و نمی تواند باشد! بحث بر سر محدود کردن آزادی طبقات و اقشار دارای حاکمیت و قدرت، به سود اقشار و طبقاتی است که آزادی آن ها محدود و سلب شده است. …  سخن، امروز، از آزادی برای محرومان جامعه ما با هدف محدود ساختن آزادی طبقات و اقشار حاکم است. …اگر آزادی مورد نظر میهن دوستان و مدافعان آزادی و عدالت اجتماعی با هدف محدودیت قدرت و امکانات طبقات و اقشار حاکم همراه باشد، قادر است، ساختار بافت حکومتی را نیز با تغییرات بسیار جدی همراه کند. … اجازه دهید از شماره ۴۴ راه توده، یعنی آخرین شماره آن و در تائید پیگیری مشی مورد نظر خودمان، این جمله را نقل کنم: ”در هر جامعه طبقاتی، هر طبقه به تناسب نیروی اجتماعی و حکومتی خود از آزادی برخودار است. بنابراین، مبارزه برای آزادی، یعنی مبارزه برای تغییر تناسب نیروها“. … نقاب را باید از چهره طبقاتی حکومت و متحدان طبیعی جهانی آن کنار زد وپیش از آنکه حکومت به وسیله تبلیغات مذهبی مردم را در پشت خود جمع کند، آن را باید مستقیما تحویل جنبش مردم داد تا خودشان تکلیفش را روشن کنند. سخن از این صریح تر، روشن تر؟ … مردم با شعار نان و آب و آزادی و مسکن و مبارزه با غارتگری بسیج می شوند، نه با این بحث های فقهی! [که انواع متعدد آن در نشست مطرح شد!] … مگر در زمان سلطنت که حکومت شکل مذهبی هم نداشت، آزادی برای همه طبقات و اقشار اجتماعی وجود داشت؟ احزاب آزاد بودند؟ سندیکاها آزادی بودند؟ اجتماعات آزاد بود؟ … در آن نظام نیز طبقات حاکم، آزادی دیگران را به سود آزادی مطلق خویش محدود و سرکوب کرده بودند. … بکوشیم جنبش مردم را سازمان دهیم. همه قدرت و آزادی ما وابسته به حاصل این تلاش است …

سیستم سرمایه داری جهان با یک بحران ساختاری روبروست. این واقعیت در پس همه تبلیغاتی که اکنون در کشورهای متروپل جریان دارد، وجود دارد و انکار آن به ویژه پس از جنبش اخیر مردم فرانسه علیه ”نئولیبرالیسم“ ناممکن است. … در جهان سرمایه داری رشد بی سابقه نیروهای مولده در پی ”انقلاب الکترونیکی“، تضاد کار و سرمایه را به نقطه اوج تازه ای رسانده است … بیکاری، کمبود انرژی، بحران محیط زیست و … از پیامدهای این بحران است. خروج از این بحران بدون پایان دادن به شیوه تولید سرمایه داری و گذار به سوسیالیسم ممکن نیست. این گذار با جمعبندی اشتباه های گذشته صورت خواهد گرفت و بدون تردید اشکال گذشته را نخواهد داشت! البته سرمایه داری جهانی با این راه حل موافق نیست و به اصطلاح راه حلی  [راه حل ارتجاعی!] که پیشنهاد می کند، نسخه مورد نظر سرمایه مالی امپریالیستی است تحت عنوان ”نئولیبرالیسم اقتصادی“ با مفهوم آزاد گذاشتن مطلق سرمایه، خصوصی سازی  — ازجمله ثروت های ملی — ، محدود کردن نقش دولت در بخش خدمات اجتماعی و سازمان دادن کل حیات اجتماعی، بازپس گرفتن ”تورهای امنیت اجتماعی“ و قطع سوبسیدها و غیره. این سیاست خانمان برانداز که در ایران تحت عنوان سیاست ”تعدیل اقتصادی“ و به سود سرمایه داری تجاری وابسته اجرا می شود، برقراری ”داروینیسم اجتماعی“ را هدف خود قرار داده است. متفکران و مداحان [نژادپرست] سرمایه مالی امپریالیستی معتقدند که باید نبرد تنازع بقا در طبیعت را که ”مرز طبیعی“ رشد برای جانداران است، به جامعه بشری نیز بازگرداند، تا بخشی از بشریت بتواند با دفع ”طبیعی“ بخش هایی از خود که قادر به تامین نیازهای خود برای گذران زندگی نیستند، به حیات ادامه دهد! … انسان هم باید همانند ”تمساح که گذران زندگی خود و فرزندانش را تامین می کند، زندگی کند“! …»

برای مطالعه کل نوشتار به آدرس الکترونیکی http://www.edalat.org/pdf/SokhanraniFarhadAsemi.pdf
مراجعه کنید.

طرح چنین نظریاتی در نشستی که گردانندگان آن، همانند گرادنندگان بی بی سی در ”پرگار“، برنامه دیگری برایش تدارک دیده بودند، می توانست مورد تائید ع. سهند نیز قرار گیرد، اگر او صادقانه موضعی ”چپ“ می داشت!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *