چهار مرحله نبرد نو و کهن
نو ــ یعنی عنصر نوپدید و کیفیت نوظهور در رشته تکامل. کهنه یعنی عنصر منسوخ و کیفیت در حال زوال. نبرد نو و کهن از مراحل زیرین میگذرد:
۱. نطقهبندی گمنام و زایش پرآوا: نطفه نو گمنام و خموش در جایی در دهلیزهای تاریخ، در دهلیزهای تاریک کاخ کهن بسته میشود. سپس قدم به عرصه وجود میگذارد و با اعلان جنگ به کهن زایش خود را با بانگ و فریاد اعلام میدارد.
۲. رشد تدریجی نو و نبرد با کهن در حال تفوق نیروی اخیر: کهن در نبرد با نو عوامل مساعدی در اختیار دارد مانند سنت، تجربه و داشتن مواضع فرماندهی و این که هنوز پیمانهاش کاملاً پر نشده و دخلش ته نکشیده و نقش او به پایان نرسیده است.
این دوران دوران تراژیک نبرد نو و کهنه است زیرا دوران شکستهای خونین نو، دوران جهشهای قهقرایی و ارتجاعی، دوران غلبه کهن است. در این دوران نو به سیاستهای جسارتآمیز، خرق عادت، قطع، قهرمانیها و جانبازیهای شگرف نیازمند است تا بهتدریج در دیوار کهنه رخنه کند و شخصیت خود را اثبات نماید.
۳. نبرد نو و کهنه در حال تساوی قوای نو و کهن: نو در مبارزات و در شکستهای خونین عبرت میآموزد، سنت و تجربه کسب میکند، به نقش خود پی میبرد، شخصیت مییابد، مواضع به چنگ میآورد. نبرد پنهانی هم نو و هم کهن هر یک برای نیل به هدف خود: نو برای محو کهن، کهنه برای محو نو. این دوران دوران اوج سیاستهای دورانی است.
۴. نبرد نو و کهنه با غلبه قوای نو برکهنه: نو مواضع خود را تحکیم میکند، سنت و تجربه فراوان کسب مینماید، کهنه نقش اجتماعی خود را به پایان میرساند و مواضع خود را از دست میدهد. این دوران تحول و جهش کیفی است. نو با پویه ظفرنمون عرصه کهن را تصرف میکند.