کرهجنوبی، دوزخ رنجبران و بهشت بهرهکشان! (بخش نخست)
مقاله ۴۴/۱۴۰۲
۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ۱۶ فوریه ۲۰۲۴
“آزادی گرایی بورژوازی” و “چند گرایی” (پلورالیسم یا تعدد سازمان های حزبی و غیره) به طور عمده “نمای” بی محتوی است و آن اندازه هم که محتوی واقعی در پس این نمای پر زرق و برق وجود دارد، به برکت فداکاری های عظیم خلق و علی رغم بورژوازی به دست آمده است. و بورژوازی هر گاه که دستش برسد و به هر نحو که بتواند گاه صاف و ساده و روشن، گاه با شیوه های ظریف و مستور آنها را نقض می کند و بی اثر می گذارد. (طبری)
پیشگفتار
شاهنشاهی خواهان و هواداران دیکتاتوری محمدرضا به مردم میگویند که اگر فرماندهی کشور همچنان در دست محمدرضا میبود، او کشور را همچون کرهجنوبی پیشرفته میکرد. این یک دروغ بزرگ است که تنها برای مردمفریبی ساخته شدهاست. اقتصاددان انگلیسی-کره ای، ها جون چانگ (Ha-Joon Chang) میگوید که پیشرفت اقتصادی کره ریشه در یک اقتصاد مرکانتالیستی در پاسبانی از صنعت تولیدی کشور و گسترش آن داشته است.
پرفسور چانگ می گوید که پیشرفت اقتصادی و دستاوردهای مهم صنعتی در کرهجنوبی، با گسترش بخش دولتی انجام شده و با پشتیبانی دولت از بخش خصوصی شدنی گردید. هنگام برنامهریزی و ریختگیری پیشرفت اقتصادی، گام نخست کرهجنوبی پشتیبانی از صادرات و گمرگ سنگین بر واردات بود، تا بدین گونه، توان رقابت کالاهای تولیدی خود را در بازار جهانی بالا ببرد. چهل سال دیکتاتوری نظامی دستراستی که از سوی امپریالیسم امریکا پشتیبانی شده بود، شرایط سیاسی را برای پیشرفت صنعت کرهجنوبی مانند ژاپن فراهم کرد.
اقتصاد رژیم محمدرضا درست وارونه آن بود. اقتصادی با درهای باز برای کالاهای بنجل غربی، به رهبری بورژوازی کمپرادور، با اندکی از صنعت مونتاژ، که هیچ کدام ستونهای پیشرفت صنعتی در کشور را پایهگزاری نمیکرد. فرای صنعت ذوبآهن و تراکتورسازی که هر دو از سوی کشورهای سوسیالیستی پایه گزاری شده بودند، هیچ نشانی از گسترش و پیشرفت صنعت تولیدی در زمان رژیم محمدرضا نبود.
همین سخن یاوه را برخی از اصلاحخواهان هم میگویند که گویا اگر کشور در دست انها بود، ایران را کرهجنوبی میکردند. بگذریم از اینکه این دسته کم وبیش ۲۵ سال فرمان رهبری کشور را در دست خود داشت، بدون آنکه چیزی دگرگون شود و آبی از آب تکان بخورد.
بگذارید، گمان را بر این بگذاریم که هم محمدرضا و هم اصلاحخواهان توان و خواست دگرگون ساختن ایران به کرهجنوبی را داشتند، پرسش این است که آیا این دگرگونی یک آرمان والای انسانی است یا یک سراب؟
بورژوازی کرهجنوبی هم صدا با امپریالیسم سخن از داستان پیشرفت اقتصادی کرهجنوبی زیر نام «معجزه در رودخانه هان» میگوید. این داستان هم مانند همهی پدیدههای طبقاتی، همیشه برندگان و بازندگان خود را دارد.
بخش دلخراش این داستان این است که بورژوازی کرهجنوبی در کشتار مردم ویتنام به امریکا کمک کرد، فرزندان را از خانوادههای تنگدست و تهیدست کره ای جدا کرد و در بازار آزاد غرب به فروش کودکان پرداخت، گردانش دولتی صنعت سکس برای سربازان آمریکایی را به راه انداخت، از طبقه کارگر تا مرز مرگ بهرهکشی کرد، و دههها دولت نظامی به ترور ضدکمونیستی دولتی دست زدند و بیهیچ دادگاهی انسانهای مردمـ و میهندوست را کُشتند. در همهی این رویدادها، نقش پلید بورژوازی وابسته کرهجنوبی که چیبول(chaebol) نام دارد به روشنی دیده میشود.
با این که پس از سرنگونی دیکتاتوری نظامی در سال ۱۹۸۰، بورژوازی کرهجنوبی و امپریالیسم تلاش کردهاند که رخت دروغین دموکراسی به تن زشت این سیستم بپوشانند، راستش این است که مردم کرهجنوبی هیچ مالکیتی بر اقتصاد کرهجنوبی ندارند. میانگین بدهیهای خانوارها دو برابر درآمد سالانه آنها است. ۶۴ شرکت بزرگ صنعتی چیبول کرهجنوبی که از آن خانوادههای لایه بالای طبقه بورژوازی هستند، ۸۴ درصد تولید ناخالص داخلی را در دست دارند، ولی تنها برای ۱۰ درصد از نیروی کار، کار فراهم کردند. در پشت الکترونیک درخشان و خودروهای زیبایی که چیبولهایی مانند سامسونگ، هیوندای یا ال جی میسازند، بهرهبرداری ددمنشانه پنهان شده است. امروزه کرهجنوبی دارای یکی از بالاترین زمان کاری سالانه در میان کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) و در رده سوم هست.
بگذارید نخست به نقش ویرانگر امپریالیسم و نئولیبرالیسم در جامعه کرهجنوبی بپردازیم. پس از آن نگاهی به بهرهکشی ددمنشانه از نیروی کار و شرایط کارغمانگیز کارگران مهاجر داشته باشیم. در پایان ایستادگی دلیرانه طبقه کارگر علیه نئولیبرالیسم و نبرد ضدامپریالیستی و صلح آمیز آن را بررسی کنیم.
نقش ویرانگر امپریالیسم در کرهجنوبی
سیاست اقتصادی نئولیبرالیستی در درون، با سیاست واپسگرای برونمرزی دولت دست راستی یون سوک یول (yoon suk yeol)، به ویژه دنبالهروی از واشنگتن، ژاپن و تایوان، برای بریدن پیوند اقتصادی با چین گره خوردهاست.
امپریالیسم نه تنها خواهان تنش میان کرهجنوبی و جمهوری دمکراتیک کره است، بلکه می کوشد که آتش جنگ را میان آن ها بیفروزد.
نکته مهم این است که کرهجنوبی در سال ۲۰۲۱ با رهبری یک رییس جمهور لیبرال به نام مون جائه این (Moon Jae-in) تلاش کرد که دو کشور کره با هم همزیستی صلحآمیز داشته باشند. کارهای پیشرویی مانند امضای اعلامیه پانمونجوم در سال ۲۰۱۸، که یک نقشه راه برای روند اتحاد دوباره دو کره بود انجام داد، ولی رییس جمهور نئولیبرالیست تندرو کنونی راه به جای دیگری میبرد و همهی رشتههای صلح را پنبه کردهاست.
پیش از جنگ، کرهجنوبی و جمهوری دموکراتیک کره بیش از ۱۰۰۰ سال تاریخ مشترک داشتند. پس از جنگ، یک سوم خانوادههای کرهای از هم جدا شدند. کسانی در این دو کشور امروز زنده هستند که پدر و مادر یا فرزندانشان را دههها است که ندیدهاند، هیچ گاه خواهر و برادرشان را ندیدهاند. این بدان معنی است که در سراسر شبه جزیره کره، مردم یک سرنوشت مشترک دارند.
از دید سیاسی، پایان دادن به این جنگ به سود مردم دو کره و بر ضد منافع بورژوازی کرهجنوبی و امپریالیسم است. روایتی که بورژوازی کره و امپریالیسم در باره ی یورش شبانه جمهوری دموکراتیک کره به کرهجنوبی برای مردم کرهجنوبی می گویند، سراسر دروغ و به سود منافع خودشان است. جنگ به سود انحصارهای جنگ افزارسازی و به سود کسانی است که منافع تجاری یا منافع سیاسی در پیشبرد جنگ دارند.
هم اکنون، کرهجنوبی نهمین بودجه جنگی جهان را دارد و هشتمین صادرکننده بزرگ جنگ افزار جنگی جهان است. کرهجنوبی سال ها جنگ افزارهای خود را از صنعت جنگی امپریالیسم امریکا می خرید، ولی در دهه های گذشته خود یک تولید کننده بزرگ جنگ افزار شده است. با این همه، کرهجنوبی همچنان سومین کشور بزرگ خریدار جنگ افزار از ایالات متحده است و بازار بزرگی برای انحصارهای جنگ افزارسازی و پیمانکاران جنگی ایالات متحده است که ۳۰ در صد از جنگ افزارهای این کشور را فراهم می کنند. دیگر کشورهای صهیونیستی و امپریالیستی که به کرهجنوبی جنگ افزار می فروشند، اسراییل (۲۶%)، بریتانیا (۲۱%)، آلمان (۱۲%) و فرانسه (%۹) هستند.
در سال گذشته، کرهجنوبی نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار، یعنی نزدیک به ۱۰ درصد از بودجه دولتی خود را هزینه ی خرید جنگ افزارها کرده است که در همسنجی با سال پیش از آن ۴.۴ درصد افزایش داشته است.
امپریالیسم امریکا به دنبال یک اتحاد نظامی پرخاشگر میان ژاپن، کرهجنوبی و ایالات متحده است. ژاپن در ۷۰ سال استعمارگر کره بود. حتی میان کرهجنوبی و ژاپن بر سر تاریخ استعماری، درگیری هست. یون سوک یول اکنون تلاش میکند تا درگیری با ژاپن را به فراموشی بسپارد، تا راه کرهجنوبی برای پیوستن به اتحاد نظامی با ایالات متحده و ژاپن که با نقشه کمتوان کردن چین برنامه ریزی شده است، هموار کند.
یاداوری شود که چین یک نیروی بزرگ اقتصادی منطقه و یک شریک بازرگانی بزرگ همه این کشورها است. بنابراین کرهجنوبی نمیتواند بدون هزینههای هنگفت برای مردم خود، با برنامه امریکا برای درهم شکستن چین همراهی کند. با زیانی بزرگی که اقتصاد کرهجنوبی از پیامد کم کردن دادوستد با چین دیده است، جنگ رییس جمهوری نئولیبرالیست کنونی، با اتحادیههای کارگری بخشی از تلاش او برای به دست اوردن سود بیشتر برای بورژوازی با افزایش بهرهکشی و بالا بردن ارزش اضافی هست.
کرهجنوبی برای خشنود کردن امپریالیسم امریکا هزینههای نظامی خود را، تنها برای بالا بردن توان رقابت امپریالیستی ایالات متحده با چین، بالا برده است. سال ۲۰۲۲ سال بسیار پرتنشی در شبه جزیره کره بود. چندین مانورهای نظامی مشترک کرهجنوبی و امریکا برگزار شد که به روند صلح و گفتگو ضربه زدهاست.
۶۴ تا شرکت انحصاری، ۸۴ درصد از تولید ناخالص کرهجنوبی را با تنها ۱۰ درصد کارکنان جامعه فراهم میکنند. این بدان معنی است که نزدیک به ۹۰ درصد از درآمد اقتصادی، تنها به ۱۰ درصد مردم سود می رساند. از این ۱۰ درصد، بخش بزرگی از بهرهدهان کارگر و کارمند هستند که بخش آنها از این درآمد هنگفت بسیار ناچیز هست. این سود هنگفت به جیب طبقه سرمایهگذار میرود که تنها در خود کرهجنوبی نیست. این خانواده های الیگارشی، میلیاردرهای بزرگ، همچنین بانکها، شرکتهای انحصاری آمریکایی، ژاپنی و اروپایی هستند که در این گُندلهها (کنگلومراها) سرمایهگذاری میکنند.
تاریخ نئولیبرالیسم
از زمان دیکتاتوری چون دو هوان در دهه ۱۹۸۰، اقتصاد نئولیبرالیستی آرام آرام سیاستهای کم وبیش رفاهی کرهجنوبی را از میان برداشت و بازارها را به هزینه کارگران به روی سرمایهگذاران برونمرزی باز کرد. در میانه دهه ۱۹۹۰، کرهجنوبی ۱۰۰ میلیارد دلار وام دریافت کرد. امپریالیسم امریکا در سال ۱۹۹۷ پرداخت هزینه بخشی از بحران اقتصادی خود را به کرهجنوبی واگذار کرد.
هنگامی که بحران مالی اسیا در سال ۱۹۹۷ رخ داد، اقتصاد به تندی با برون رفتن سرمایه آمریکایی و ژاپنی به سوی ورشکستگی رفت. با نزدیک شدن به ورشکستگی ملی، کرهجنوبی به ناگزیر برای کمک از صندوقبینالمللیپول (IMF) وام گرفت. ولی وام صندوقبینالمللیپول با شرط سیاستهای اقتصادی نئولیبرالیستی، مانند نئولیبرالسازی قانونکار همراه بود که ساختار اقتصادی کشور را دگرگون کردهاست.
بحران ۱۹۹۷ و پیامدهای ان مایه برکنار کردن گسترده کارگران، گسترش کارگران “بی نظم” کرهجنوبی و دو برابر شدن نرخ تهیدستی در یک دهه شد. هنوز لایههای بسیار بزرگی از طبقه کارگر کره جنوبی، از زخمهای آن زمان بهبودی نیافتهاند.
این دگرگونیها به زیان کارگر و دست آوردهایشان، همراه با خصوصیسازی شرکتهای دولتی و باز شدن بازار به روی سرمایه برون مرزی بود که برای مکیدن دوباره خون کارگران و دزدیدن داراییهای ملی دوباره به کره بازگشتند. تا این که در سال ۲۰۰۴، ۴۴ درصد از سرمایه بازار کرهجنوبی در دست شرکتهای انحصاری بود که بیشترشان از ایالات متحده، اتحادیه اروپا و ژاپن بودند.
نقش مردم کرهجنوبی در برنامهریزی سیاستهای دولت کمتر از شرکتهای آمریکایی است که بر پایه پیمان تجارت آزاد ایالات متحده و کره در سال ۲۰۰۷ می توانند که قانونهای دولتی را که دوست ندارند به چالش بکشانند.
مون جائه این رییس جمهور پیشین از حزب لیبرال در برخی از زمینهها پیشرو بود، با اینکه او هم نماینده طبقه سرمایهدار بود. او با انقلاب نور شمع در سال ۲۰۱۶ رییس جمهور شد که رییس جمهور آلوده پیشین پارک گون هی را برکنار کرد. این جنبش با پیروزی، رئیس جمهور پیشین را برکنار کرد، ولی دستگاه فرماندهی هم چنان در دست بورژوازی ماند. به زبان دیگر، مون جائه این، نماینده بخش چپ نئولیبرالیسم در کرهجنوبی بود. مانند بسیاری از کشورهای سرمایهداری در سراسر جهان (دموکرات- جمهوری خواه در امریکا؛ محافظه کار- کارگر در بریتانیا) ، اگر دو حزب با هم هماوردی (رقابت) سیاسی دارند، بیشتر ناسازگاری آن ها به شیوههای گوناگون پیاده کردن اقتصاد نئولیبرالیستی بر میگردد.
در ماه مه ۲۰۲۲ ، بخش راست نئولیبرالیسم با پیروزی یون سوک یول فرماندهی کشور را به دست خود گرفت. او پیشتر دادستان مون جائه برای پیگرد قانونی دولت پیشین بود، ولی اندک اندک چهره ناپاک خود را نشان داد و هنگام انتخابات بسیار ضدچینی و ضدکره شمالی سخن گفت. او به تلاشهای دیپلماتیک مون جائه این برای صلح یورش برد و گفت که مالیاتها را کاهش میدهد و شرایط کاری کارفرمایان را بهبود میبخشد.
یون سوک یول با کمتر از یک درصد رای پیروز شد. او تلاش میکند که در شرق اسیا با همکاری ژاپن و امریکا پیمان نظامی علیه چین و کره شمالی را نیرومندتر کند. ما از یک سو درباره بدتر شدن شرایط کار کارگران در کرهجنوبی سخن میگوییم، و از سوی دیگر افزایش هزینه های جنگی را میبینیم. سیاست واپسگرای درونمرزی کنونی، با همکاری با امپریالیسم در سیاست برونمرزی پیوند دارد.
کرهجنوبی ۴۰ سال زیر فرمانروایی فاشیسم نظامی خودکامه بود. اینها، البته، رژیمهایی بودند که از سوی ایالات متحده پشتیبانی میشدند، با این که در همان زمان کرهجنوبی را چراغ دموکراسی علیه توتالیتاریسم تاریک کمونیستی می دانستند.
شرکتهای بزرگ شناخته شده چیبول، رگ های دل تپنده اقتصاد را در دست خود دارند. ۱۰ درصد بالای جامعه ۴۵ درصد درامد کرهجنوبی در سال ۲۰۱۶ را در دست داشتند. در سال ۲۰۱۹، بزرگترین شرکت، سامسونگ، ۱۷ درصد از تولید ناخالص کرهجنوبی را از آن خود کرد. سوداگری خانه و زمین مایه بحران خانه شدهاست و خصوصیسازی در اموزش و پرورش و مراقبتهای بهداشتی نابرابری را افزایش دادهاست.
کارگران بدون قرارداد و پیمانی که زیر پوشش قانون کار نیستند، افزایش یافتند. از دهه ۲۰۰۰ پیوسته نیروی کار کارگران پیمانی افزایش یافتهاست و هم اکنون نیمی از نیروی کار به شیوههای گوناگون پیمانی یا بدون قرارداد کار میکنند.
قانون اجاره در کره جنوبی، کارگران را برده بانکها میکند. هنگام اجاره خانه کارگر باید اجاره چندین سال را از پیش پرداخت کند. بدینگونه، بورژوازی مالی بخشی از دستمزد آن ها را همچون سود به جیب خود میریزد. برخی از کارشناسان میگویند که میانگین بدهی خانوادهها در چند سال گذشته بالاتر از درامد سالانه یک خانواده شدهاست.
چشمانداز پیشرفت سرمایهداری کرهجنوبی زیر ارایش امپریالیستی به گونهای فزاینده تاریک میشود. پاسخ دولت یون این است که جنبش کارگری را کنترل کند تا انها بتوانند چرخ دستگاه سرمایهداری را بگردانند. ولی گویا سیستم سرمایهداری کرهجنوبی به مرز فیزیکی و سیاسی برای بهرهکشی از کارگران نزدیک شدهاست . این بحرانی نیست که دولت یون بتواند ان را به آسانی چارهجویی کند. ولی دولت پاسخ برون رفت از بحران را با آزاد گشتن دست کارفرمایان برای بهرهکشی بیشتر میدهد.
رییس جمهوری کنونی یون، یک محافظهکار که هوادار بازار کار بیبندوبار هست، قانون کار سال ۲۰۱۸ حزب لیبرال دموکرات با ۴۰ کار ساعت کار و ۱۲ ساعت اضافه کاری پرداخت شده را کنار گذاشت و خواهان ۶۹ ساعت کار در هفته شد.
نئولیبرالیستهایی همچون وزیر کار، لی یونگ سیک، میگویند که افزایش هفتگی کار به ۶۹ ساعت، به زنان کمک میکند که تا برای زمان بارداری و نگهداری از کودکان، پول ذخیره کنند و به کاهش زمان کار در دوران بارداری یا در هنگام بزرگ کردن کودکان بپردازند.
بهره کشی نیروی کار
در ماه مارس ۲۰۲۳ پیشنهاد دولت این بود که ساعت کار هفتگی تا ۶۹ ساعت در هفته افزایش یابد. حتا پیش از این پیشنهاد، مردم کرهجنوبی یکی از بالاترین ساعت کار هفتگی را داشتند، تنها مردم مکزیک، کاستاریکا و شیلی از آنها بیشتر کار می کردند. قانون پیشین بر پایه ۴۰ ساعت کار در هفته با ۱۲ ساعت اضافه کاری برنامهریزی شده بود.
در سال ۲۰۲۱، میانگین سالانه ساعت کار مردم کرهجنوبی ۱۹۱۵ ساعت بوده است که ۲۰۰ ساعت بیشتر از کشورهای OECD و ۵۶۶ ساعت بیشتر از کارگران در المان است.
برنامه کار هفتگی ۶۹ ساعت به بازار کار اجازه می دهد که کارفرما تنها پایبند به میانگین ساعت کار هفتگی باشد، یعنی برخی از روزها زمان کار میتواند بیش از اندازه میانگین باشد. پیش از رییس جمهور شدن، یون سوک یول، یک محافظهکار هوادار بی پرده بورژوازی، پیشنهاد کرد که مردم در هنگام نیاز کشور باید ۱۲۰ ساعت در هفته کار کنند.
زمان کار هفتگی بسیار بالا است. کنفدراسیون اتحادیههای کارگری کره می گوید که برخی از کارگران از ساعت ۹ صبح تا نیمه شب در کارخانهها کار میکنند. شرکتهای بزرگ جایی برای زندگی شخصی کارمندان خود نمی گذارند و کمبود انرژی کارمندان در خانه، زندگی خانوادگی آنها را به خطر می اندازد. ساعتهای دراز کاری، نشستن پشت میز، بسیاری از کارکنان را دچار کمردرد کرده است و در نتیجه بسیاری افسرده شدهاند. بسیاری از کار کردن در این شرکتها دست میکشند.
یک دیدسنجی از سوی Gapjil 119، که یک سازمان مدنی علیه بدرفتاری رییسان شرکت علیه کارمندان است، نشان داد که اضافه کاری ۵۹ درصد از پاسخدهندگان پرداخت نشدهاست. حتا قانون خود کره میگوید که اضافه کاری باید با ۱.۵ برابر نرخ دستمزد پرداخت شود.
آمار خود کرهجنوبی نشان میدهد که ساعتهای کار بیش از اندازه، به افزایش خطر خودکُشی میانجامد. خودکُشی دلیل اصلی مرگ و میر برای کره ایهای زیر ۳۹ ساله است. آمار رسمی میگوید که سالانه ۵۰۰ کآرمند و کارگر در سرکار به دلیل فشار کاری جان خود را از دست میدهند. بر پایه برآورد کارشناسان کرهای پیشنهاد زمان کاری ۶۹ ساعته کارکنان بیشتری را از کار بیش از اندازه خواهد کُشت.
فشار کار تا به آن اندازه بالا هست که زنان کرهای شوری برای باردار شدن و زایندگی ندارند. دولت بی شرمانه میگوید که این زنان می توانند با کار بسیار در یک دوره زمانی، برای زمان بارداری و زایمان خود پول پسانداز کنند. اتحادیهها و سیاستمداران میگویند که زمانکاری دراز در چهارمین اقتصاد بزرگ اسیا، هیچ کمکی به نرخ پایین زایش در کشور نمیکند.
بهرهکشی ددمنشانه و شرایط بد کاری در سراسر بخشهای صنعتی فرمانروایی میکند. معدنچیان زغالسنگ در یک شرکت معدن زغالسنگ دولتی، زیر شرایط بهداشتی بد، در میان گرد و غبار زغالسنگ با تنگی نفس، کار بیش از اندازه و رنج آور میکنند. دولت نیمی از نیروی کار را کاهش داده است، بدینگونه، کارگرانی که هنوز کار دارند، باید دو برابر گذشته کار کنند. کارشناسان برآورد میکنند که همه کارگران پیمانی در این بخش ها بیمار هستند.
کارگران کرهجنوبی از سوی کارفرمایان بدخویی و آزار میبینند. زنان مهماندار در شرکتهای هواپیمایی کرهای زیر فشار برای آمیزش جنسی هستند. آزار کارفرمایان به کارکنان تا به آن اندازه است که واژه ویژه خود را در کرهجنوبی برای آن ساختهاند: “gapjil”. برای نمونه، روزنامه نوشتند که یک رییس به یک کارگر دستور میدهد تا به سگش غذا بدهد و آن را تمیز کند. نوه ۱۰ ساله یک سرمایهدار روزنامهدار به رانندهاش توهین میکند و او را از کار برکنار کردن میترساند. جامعه کرهجنوبی بسیار هرمی است، و جایگاه اجتماعی هر کس بر پایه کار و دارایی او ساخته و پرداخته میشود.
بخش دوم: ۱۹ فوریه، ۳۰ بهمن ۱۴۰۲