گفتگو میان توده ای ها بدون هدف مشخص، جنبش را نمی توان هدایت کرد! نقش حزب توده ایران در مرحله انقلاب ملی- دموکراتیک پیش رو!

مقاله شماره:  ١٣٩١ / ٧  (٩ تیر)

واژه راهنما: نقش حزب توده ایران در مرحله انقلاب ملی- دموکراتیک پیش رو. استقلال سیاسی حزب طبقه کارگر داشتن برنامه حداقل کارگری است. تلفیق مبارزه سوسیالیستی و دموکراتیک. مبارزه علیه «انزوا»، نیاز به خط مشی انقلابی دارد.

در هفته های اخیر در ”نویدنو“ یک سلسله مقالات جالبی در ارتباط با ”سیاست“ و ”سیاست ورزی“ چپ منتشر شده است که در آن ها احمد سپیداری نکات متعدد شایان توجه و آموزنده ای را مطرح می کند. یکی از این نکات پراهمیت که در بخش پنجم نوشتار مطرح شده، در ارتباط قرار دارد با مساله ”متحدان“ در مبارزه اجتماعی. عنوان این بخش چنین است: «متحدین بالفعل و بالقوه چپ ها در انقلاب ملی دموکراتیک پیش رو».

در این بخش، نظریه پرداز، ضمن تائید ارزیابی حزب توده ایران از مرحله انقلاب ملی و دموکراتیک ایران، نظریات و پرسش هایی را در ارتباط با این سیاست در برابر نیروهایی که او آن ها را به عنوان «متحدین بالقوه» حزب توده ایران در «در انقلاب ملی دموکراتیک پیش رو» ارزیابی می کند، طرح می کند و پیشنهادهای قابل تاملی برای تبدیل نمودن این متحدین به متحدین بالفعل «در انقلاب ملی دموکراتیک پیش رو» ارایه می دهد.

نگرانی بجایی که نظریه پرداز را بر آن می دارد با دقت افتراقی diffrenziert به توضیح نظرش درباره چگونگی جلب متحدین بالقوه بپردازد، خطر «انزوای حزب» توده ایران است که او آن را به درستی پروژه ای ارتجاعی ارزیابی می کند، «که به صورت مشترک توسط سازمان های امنیتی رژیم جمهوری اسلامی، رسانه های شرکتی جهانی [رسانه های امپریالیستی همانند بی بی سی، صدای آمریکا و …] و سلطنت طلب ها به اجرا گذاشته شده است.»

نظریه پرداز برای ایجاد زمینه فکری و «سپهری» که برای طرح نظریات و پیشنهادهای خود نزد خواننده به آن نیاز دارد، در ابتدا و پس از ارایه تعریفی از مرحله انقلاب ملی- دموکراتیک، توجه را به پیش شرط پراهمیتی جلب می کند که برای تبدیل نمودن متحدان بالقوه به بالفعل و نهایتاً پیروزی چنین انقلابی از ضروریت گریزناپذیر برخودار است. این ضرورت وجود «حد [معینی ؟ از] تشکل و سازماندهی طبقه کارگر [است که] عنصری کلیدی و تعیین کننده در کیفیت طبقاتی مبارزه بین طبقه کارگر با بورژوازی است … بدون وجود یک طبقه کارگر متشکل، آگاه و قدرتمند، قابلیت های بالقوه اتحاد نیروهای بینابینی با نمایندگان طبقه کارگر بالفعل نمی شود …».

ارزیابی نظریه پرداز از وضع سازمانی حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران و «حد» سازماندهی طبقه کارگر ایران در پرسشی دقیق طرح می شود: «آیا چنین وضعیتی در شرایط مشخص کشور ما وجود دارد؟ آیا در شرایطی که کوچکترین تشکل سندیکایی کارگران به فجیع ترین شکل سرکوب می شود و نیروهای متشکل حزبی در ابعاد حیرت انگیزی در هم شکسته و پراکنده شده اند، راهی طولانی برای رسیدن به چنین هدفی در مقابل نیروهای نمایندگی کننده طبقه کارگر نیست؟»

همان طور که نشان داده شد، نقطه قدرت ارزیابی نظریه پرداز، تائید او از ارزیابی حزب توده ایران درباره مرحله انقلاب ملی- دموکراتیک مردم میهن ماست. ارزیابی ای که حزب توده ایران از درون آماج های انقلاب بزرگ بهمن ۵٧، یعنی از واقعیت ”عینی“، استخراج نمود، فرموله کرد و به عنوان پرچم مبارزاتی حزب توده ایران و فراتر از آن، متحدین بالقوه ای مطرح نمود که تا آنجا که این متحدین به نظریات خود پایبند بودند، در ادامه روند پیروزمند انقلاب، به متحدین بالفعل برای به پیروزی رساندن آماج های انقلاب ملی- دموکراتیک مردم میهن ما پیش می رفتند. ما می دانیم که تاریخ سه ده گذشته، راهی دیگر را پیمود که موضوع بررسی این سطور، ازجمله بررسی علل آن نیست. اما زمانی که حزب توده ایران از شرایط واقعی و عینیت آماج های انقلاب بهمن، تعریف سرشت ملی- دموکراتیک انقلاب را کشف و استخراج و اعلام کرد، بهیچ وجه شرایط «حد» سازماندهی طبقه کارگر و …، در سطح دلخواه بیان شده در ارزیابی نظریه پرداز، وجود نداشت.

آنچه وجود داشت، خط مشی انقلابی- علمی برنامه حزب توده ایران بود که نشان سطح کیفی رشد پیش آهنگ طبقه کارگر و همچنین سلاح برّایی را علیه توطئه تحمیل انزوا به حزب توده ای ها از طرف ارتجاع داخلی و خارجی تشکیل داد. تنها در دو سال اخیر است که حرکتی خلاق و سازنده برای بر طرف کردن کمبود چنین خط مشی انقلابی در حزب توده ایران شگفته شده است که باید امیدوار بود در کنگره در پیش به نتایج قطعی و برّا برای نبردهای پیش رو دست یابد. آموزش فلسفی- تئوریک در حزب (که حمید وارسته نیز آن را در نوشتارش در نویدنو تحت عنوان ”مبارزه ایدئولوژیک نیاز یا ضرورت“ طرح می کند) یکی از زمینه های ضروری جبران این کمبود است.

این نقطه قدرت ارزیابی نظریه پرداز را نمی توان در جریان های دیگر منتقد به خط مشی انقلابی حزب توده ایران یافت. برای نمونه در ”راه توده“ علی خدایی که می کوشد با عکس و تفصیلات و … خود را نماینده و حتی سخنگوی حزب توده ایران بنمایاند، حتی کلمه ای نیز درباره انقلاب، چه رسد به انقلاب ملی- دموکراتیک و آماج های آن مطرح نیست. ”عدالت“چی ها نیز با مطلق سازی جنبه ملی انقلاب بهمن ۵٧، و به زیر فرش جارو کردن وجه ”دموکراتیک“ در انقلاب ملی- دموکراتیک، به همان راه هم قماشان خود در ”راه توده“ می روند. تفاوت آن ها تنها در آن است که اولی از یک لایه بورژوازی نوپا و دومی از لایه دیگری دفاع می کند و هر دو می کوشند این سیاست ضدتوده ای را به نام نمایندگی حزب توده ایران بنمایانند و به خیال خود به توده ای ها بخورانند!

نقطه ضعف نظریه منتشر شده در نویدنو آنست که دانسته یا ندانسته، خواستار آنست که حزب توده ایران به خاطر ضعفت کنونی خود در «حد» سازماندهی طبقه کارکر، عملاُ عینیت سرشت ملی- دموکراتیک آماج های انقلاب پیش رو را نفی کرده، نتیجه گیری از آماج های مرحله ملی- دموکراتیک انقلاب را برای ارایه راه رشد آینده به منظور خروج از عقب افتادگی تاریخی کنار گذارده و نهایتاً با نقض وظیفه راهبردی نقش تئوریک- سیاسی خود در روشنگری برای اثبات ضرورت دوری از راه رشد ”بورژوا دموکراتیک“ که در دوران کنونی به معنای مبارزه رو در رو با برنامه نولیبرال امپریالیستی است، به دنباله روی از «نیروهای اصلاح طلب مدافع سرمایه داری [بپردازد، زیرا این انتظار که این نیروها در شرایط «سمت گیری سرمایه جهانی به سوی نولیبرالیسم»] راه دیگری را بلد باشند و توصیه کنند»، انتظاری نابجا است و از آن بدتر در خود خطر «انزوای حزب» را در بر دارد.

همان طور که می بینیم، هدف نظریه ابراز شده برای توجیه ضرورت دفاع و دنباله روی از عقب افتاده ترین لایه ها در میان «اصلاح طلبان»، سیبی است که از تنه درخت بدل نمودن حزب توده ایران به دنباله روی لایه ای از بورژوازی پائین افتاده، اما خیلی دورتر از پیشنهادهای ”راه توده“ و ”عدالت“ قل نخورده است! منوط ساختن سیاست حزب توده ایران به سطح رشد ذهنی لایه هایی از بورژوازی، نفی ضرورت استقلال اندیشه و عمل حزب طبقه کارگر است. هنگامی که هوشه مین و دو رفیق دیگر در میدان ورزشی حزب کمونیست هندوچین را پایه گزاری، اهداف انقلاب ملی- دموکراتیک را تعریف و مبارزه برای تحقق آن را آغاز نمودند، نمی توانست سخنی هم از «حد» سطح سازماندهی و آگاهی طبقه کارگر در کشورشان باشد. منوط ساختن وظایف حزب به سطح آگاهی لایه هایی از بورژوازی که موضوع بررسی های لنین در ”دو تاکتیک سوسیال دموکراتیک …“ است، گامی به قهقرا و سدی هولناک برای بدل شدن کارگران به «طبقه کارگر برای خود» است. (نگاه شود ازجمله به مقاله چند بخشی شماره ٢٢ سال ١٣٨٩ ازجمله http://www.tudeh-iha.com/?p=1261&lang=fa )

دفاع از ارزیابی حزب توده ایران از مرحله انقلاب ملی- دموکراتیک، با این موضع گیری، به طور عینی نفی می شود. این اما به این معنا نیست که نظریه پرداز مسئولانه بر اهمیت مبارزه برای سازماندهی طبقه کارگر پای نمی فشرد و این تفاوت ماهوی او از جریان های دیگر است. او به درستی بر اهمیت توجه و پایبندی به ”وظیفه سوسیالیستی“ حزب و تلفیق آن با ”وظیفه دموکراتیک“ توجه دارد.

دو اشتباه کلی در ارزیابی نظریه پرداز می توان یافت. یکـی ترک شیوه علمی تعیین آماج های انقلاب ملی- دموکراتیک از واقعیت عینـی نیازهای ملی و دموکراتیک مرحله رشد تاریهی- اجتماعی ایران است و دیگـری، تعیین وظایف حزب نه برپایه نتیجه گیری از ارزیابی علمی حزب از مرحله انقلاب، بلکه از سطح خواست و توانایی لایه هایی از بورژوازی همراه با «اصلاح طلبان» به عنوان متحدان بالقوه.

در این سطور اما ضروری است یک بار دیگر مورد تائید قرار داده شود که حق با نظریه پرداز است که «کلیشه برداری» برای اتخاذ «سمت گیری سوسیالیستی»، آن هم زمانی که این امر «بنا بر ”نسخ سرخ مقدس“» عملی گردد که او به درستی، اما بدون ارایه سندی برای اثبات وجود چنین برداشتی، مورد انتقاد قرار می دهد، کار به جایی نخواهد برد.

برای راه رشد آینده ایران ارایه راهکارهای مشخص ضروری است که آماج های انقلاب بزرگ بهمن ۵٧ و دستاوردهای دموکراتیک آن در قانون اساسی بیرون آمده از دل انقلاب بهمن و تدقیق آن ها بر شرایط کنونی، در کنار حذف اصل های ارتجاعی و واپس نگرانه که اصل ولایت فقیه در راس آن ها قرار دارد، زمینه مناسب و ضروری را ارایه می دهند.

 باید کوشید با استدلال و «با برنامه ریزی صبورانه و هدفمند و قدم به قدم» لایه های صادق و میهن دوست، در وحله نخست طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان یدی و فکری، معلمان، جوانان، زنان و مردانی میهن دوست را برای پایبندی به این آماج ها و دستاوردها متقاعد ساخت. در این راستا دفاع از آزادی و سلامت شخصیت ها و رهبران جنبش سبز، از قبیل موسوی ها و به ویژه او که بر سر موضعش در دفاع از اصل های اقتصادی قانون اساسی توافق وجود دارد، نقشی عمده داراست.

زیربنای اقتصادی تثبیت شده در قانون اساسی، یعنی اصل های ۴٣ و ۴۴، تنها در تلفیق و ترکیب با اصل های مندرج در بخش ”حقوق ملت“، بازگوی مفهوم و مضمون سرشت ملی- دموکراتیک انقلاب بهمن را ارایه می دهد. این زیربنای اقتصادی بیرون آمده از دل انقلاب بزرگ بهمن ۵٧ مردم میهن ما، به معنای گذاشتن سنگ بنای ساختمان سوسیالیسم در ایران نیست. درعین حال اما این اصول، نقطه عطف و نشان گذار تاریخی تردیدناپذیر انقلاب بهمن از مرحله راه رشد سرمایه داری و به ویژه برپایه نسخه نولیبرالیسم آن است. این زیربنا نشان سرشت ضدسرمایه داری انقلاب بهمن و آغاز حرکت در جهت سمت گیری به سوی راه رشد سوسیالیستی است. حرکتی که با تجریه سی سال گذشته، بدون تردید تنها با حذف اصل های واپس نگرانه و ارتجاعی از آن، در وحله نخست اصل ”ولایت فقیه“، ممکن خواهد بود.

کوشش سلطنت طلبان تا جمهوری خواهان لائیک و دیگر جریان های سوسیال دموکرات و … در اپوزیسیون راست برای حفظ عقب گرد تاریخی ولایتی- امنیتی حاکم که با سرکوب انقلاب بهمن تحقق یافته، کوششی است ضدانقلابی به منظور حفظ حرکت قهقرایی آماج های انقلاب بهمن ۵٧ مردم میهن ما که گویا بایستی با عنصر ”دموکراسی“ و ”حقوق بشر آمریکایی“ تکمیل گردد. زیربنایی چنین پیشنهادی می تواند تنها، تداوم اجرای برنامه نولیبرال امپریالیستی باشد. چنین است مضمون واقعی ”بورژوا دموکراتیک“ مرحله ای که برای آن تبلیغ می شود.

مبارزه صبورانه و هدفمند و گام به گام برای جلب متحدین، بدون پرچم افراشته اندیشه علمی، میهن دوستانه و در خدمت منافع زحمتکشان، به عبارت دیگر بدون خط مشی انقلابی حزب توده ایران ناممکن است. در این نکته و همچنین درباره ضرورت عملی ساختن کلیه پیشنهادهای نظریه پرداز به منظور سازماندهی انقلابی طبقه کارگر و بدل نمودن آن به «طبقه برای خود» نیز با او اتفاق نظر کامل وجود دارد. ”وظیفه سوسیالیستی“ و ”وظیفه دموکراتیک“ حزب توده ایران در شرایط مبارزه برای به پیروزی رساندن انقلاب ملی- دموکراتیک، جدایی ناپذیر است. این یک ”برنامه حداقل حزب طبقه کارگر“ است که زنده یاد جوانشیر آن را در ”سیمای مردمی حزب توده ایران“ با روشنی و شفافیت برمی شمرد.

نکات جنبی تئوریک، سیاسی و اسلوبی بسیاری نیز در ۵ بخش منتشر شده نوشتار نظریه پرداز وجود دارد که شاید فرصت بازگشت به آن ها دیرتر وجود داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *