راه رشد سرمایه داری- نئولیبرالیستی، و برداشتن تحریم ها راه برگزیده حاکمیت جمهوری اسلامی برای گریز از چالش ها!

مقاله ۳/۱۴۰۳
۲۲ فروردین ۱۴۰۳، ۱۰ آوریل ۲۰۲۴

پیش گفتار

جمهوری اسلامی با سازه‌های درونی ناسازگار فراوانی که در سرشت خود دارد می‌بایست تاکنون از درون ترکیده می‌شد. ولی نبود شرایط ذهنی مایه نجات فروپاشی آن شده است. در دهه نخست پس از انقلاب جمهوری اسلامی به کشتار همه‌ی دگراندیشان مارکسیستی پرداخت. پس از آن، ویران سازی اردوگاه سوسیالیسم سازمان‌های مارکسیستی را آن چنان در بحران فرو برد که نتوانستند نقشی در روند انقلابی و نبرد طبقاتی در کشور بازی کنند.

بدین گونه، جمهوری اسلامی با این که شرایط عینی انقلاب سال‌ها است که فراهم شده است؛ (یعنی مردم نمی خواهند مانند گذشته زندگی کنند، و حاکمیت سرمایه داری- دینی جمهوری اسلامی هم توان رهبری کشور را مانند گذشته ندارد)، ولی هم چنان پابرجا است، اگر چه هر روز کم توان‌تر و کم جان‌تر از روز پیش می شود.

هم اکنون که جمهوری اسلامی با چالش های فراوانی روبرو است که هر کدام به خودی خود می توانست آن را واژگون کند، این بخت بزرگ را دارد که که از یک سوی با یک اپوزیسیون راست هوادار امپریالیسم و بی‌آبرو روبرو هست، و از سوی دیگر در برابر یک ”چپ” پراکنده ایستاده است که منافع فرقه‌ای و سازمانی خود را برجسته‌تر از منافع طبقاتی طبقه‌ کارگر می داند و به همین دلیل دل‌بستگی و شوری برای یگانگی، همکاری، هم‌یاری نشان نمی دهد. 

پس از شکست در انتخابات، رژیم ولایت فقیه در روند گردآوری نیروها است. برنامه اقتصادی رژیم دنبال کردن سرمایه داری- نئولیبرالیستی و پیاده کردن برنامه برجام برای پایان و یا کم کردن فشار تحریم ها است.

بگذارید نخست به سیاست‌های ضدکارگری نظام سرمایه‌داری- دینی، راه رشد سرمایه‌داری- نئولیبرالیستی و وابستگی اقتصادی ان بپردازیم. پس از آن امید رژیم ولایت فقیه به زنده کردن پیمان برجام و رهایی از فشار تحریم را بررسی کنیم.

سیاست ضدکارگری

صولت مرتضوی، وزیر کار دولت نئولیبرالیستی رئیسی افزایش ۳۵ درصدی کمینه (حداقل) دست‌مزد کارگران را درست دانست. آقای وزیر با بازی با واژه ها می گوید که زمانی که قانون سخن از هم‌اهنگی دست‌مزد کارگران با تورم می کند، معنایش این نیست که نرخ افزایش دست‌مزد باید برابر با نرخ افزایش تورم باشد! او به‌بود شرایط مزدی کارگران را به سال‌های آینده واگذار کرد. او با بندبازی گفت: «ان‌شاالله حقوق کارگران در بازه چند ساله از تورم پیشی بگیرد.» بزک نمیر بهار می‌اید خربزه و خیار می آید.

به گزارش خبرگزاری ایلنا او گفت که دولت ۷۰ درصد سبد معیشت اعلام شده از سوی وزارت بهداشت را پوشش می دهد. وزارت بهداشت در آمار کالری خانواده های کارگری دست‌کاری کرد تا با افزایش دست‌مزدی که دولت برای کارگران در اندیشه هم‌اهنگ شود.

وزیر کار کمینه دست‌مزد ۱۱ میلیونی را برای کارگران درست دانست. وزیر کار به شیوه نئولیبرالیستی تلاش می کند که مقوله طبقه کارگر و حداقل دست‌مزد را از مفهوم خود تهی کند و می گوید که “کارگر طیف وسیعی از جامعه است که بعضی از آنان نیز با توجه به تخصص، سنوات و حق مدیریتی «حقوق‌های بسیار بالایی» می‌گیرند.”

نمایندگان کارگران در شورای عالی کار خود جمهوری اسلامی گفته بودند که پیش‌نهاد جامعه کارگری برای مزد سال آینده “با توجه به سبد مصرفی خوراکی خانوار کارگری ماهانه بیش از ۹ میلیون تومان، به‌علاوه هزینه‌های مسکن، بهداشت و درمان، آموزش و حمل‌ونقل مبلغ ۲۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است”، یعنی دو برابر دستمزد پیشنهاد شده  دولت است.

یک کارگر کم‌تر از ۶۰.۰۰۰ تومان در ساعت (کمتر از یک دلار در ساعت) دست‌مزد می گیرد. همزمان، پیمان جبلی، رئیس صداوسیمای جمهوری اسلامی، دستمزد‌های میلیاردی به ورزشکاران و هنرمندان برای یک ساعت گفت و گو پرداخت می کند.برای خشنودی اسلام، جمهوری اسلامی سرمایه داری به یک ورزش‌کار برای گفت و گوی یک ساعته در صداوسیما، بیشتر از ۷ سال دست‌مزد یک کارگر پول می دهد!

بورژوازی با دست نمایندگان خود در دولت پایین نگاه داشتن کمینه دست‌مزد طبقه‌کارگر را هدف خود کرده است، تا ارزش افزوده بورژوازی بیش‌تر شود. وزیرکار مانند همه ی نئولیبرالیست های جهان بالا رفتن “بیش از اندازه” دست‌مزد کارگر را مایه افزایش تورم می داند. بورژوازی از بالا بودن هزینه تولید و کاهش نرخ سود تولیدی خود می نالد.

وزارت بهداشت رژیم برای هم کاری با وزارت کار رژیم در پایین نگه داشتن دست‌مزدها دلیل پایین آمدن نیاز به گوشت قرمز و سفید را بهداشتی و چاقی دانست. در هم‌‌سنجی با ده سال پیش، نیاز روزانه به نان ۶،۵ در صد، برنج ۲۶ درصد، میوه ۲۹ درصد،  گوشت قرمز ۲۱ درصد، گوشت سفید ۶ درصد کاهش یافته است. مانند همیشه نهادهای جمهوری اسلامی دروغ می گویند، چون که اگر این وزارت در اندیشه تن‌درستی مردم ما بوده است پس چرا نیاز به میوه را نزدیک به ۳۰ درصد کاهش داده است.

روشن است که این جدول برای رنج‌بران به ویژه برای دست‌مزد کارگران ساخته شده است، وگرنه توان‌گران که روبروی درمان‌گاه های چربی کشی صف کشیده اند.

شرایط کاری کارگران پیمانی از دیگر کارگران بدتر است. فتح‌الله بيات، رييس اتحاديه كارگران  پيماني می گوید که بيش از ۹۵ درصد كارگران، با پیمان های يك ماهه، یا چند ماهه و یا حتا  سفيد كار می کنند. پیمان‌کاران بی‌شرم حتا بی‌شرم‌تر از کارفرمایان هستند و  تا مرز مرگ و حتا با مرگ به بهره کشی کارگران می پردازند.

بورژوازی هدف‌مند میان کارگران پیمانی و کارگران شکاف می اندازد. کارگر پیمانی نمی تواند درک کند که چرا او برای کار یک‌سان نباید مزد یک‌سان به دست آورد، و چرا مزد او سه ماه، سه ماه هم پرداخت نمی شود!! در کشورهای سرمایه‌داری غربی پیمان‌کاری وابسته به شاخه‌های ویژه کار است. برای نمونه، راه‌سازی و خانه‌سازی که به تصمیم‌های سیاسی و یا بالا و پایین رفتن درخواست وابسته است. ولی بورژوازی در جمهوری اسلامی با دست آزاد در رشته‌هایی که همیشه به همان اندازه نیاز به نیروی کار دارد، مانند خودروسازي و صنعت نفت نیروی کار کارگر را پیمانی و بدون حقوق می خرد، گاهی بیش از بیست سال!!

بورژوازی اروپا هم‌واره تلاش کرده است که در راه آزمندی خود برای بالا بردن ارزش افزوده، شرایط بازتولید نیروی کارِ طبقه‌ی کارگر را بدتر نکند. چرا که کارگر برای کار کردن نیاز به خورد و خوراک دارد و برای تولید کردن دودمان آینده کارگر باید بتواند هزینه بزرگ کردن فرزندان خود را بپردازد.

ولی در نظام سرمایه‌داری- دینی، بورژوازی در اندیشه سودورزی آنی و بزرگ است، برنامه‌ای برای تولید زمان بلند ندارد.

پای کارگران را با زنجیر بسته‌اند و بورژوازی مست سودورزی را به جان آن‌ها انداخته اند. زمانی که همه‌ی نهادهای جمهوری اسلامی مانند ولایت فقیه، دولت، مجلس و قوه قضاییه در دست بورژوازی است، طبقه کارگر سندیکا و سازمان‌های مستقل از رژیم، حتا حق اعتصاب ندارد.

هر سال هزاران کارگر در سر کار زخمی و یا کشته می شوند. آزمندی بورژوازی که از پشتیبانی نظام سرمایه‌داری- دینی برخوردار است، کارفرمایان را برای سرمایه‌گذاری برای بهبود شرایط کاری بدون انگیزه می کند.

در گزارش روزنامه هم‌میهن در شماره روز یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۳ آمده است: «سرقت از سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌ها بالا رفته است. این را مغازه‌داران می‌گویند. آن‌ها تاکید می‌کنند که میزان نسیه‌فروشی هم بالا رفته و این روند نسبت به دو تا سه سال قبل افزایش داشته است. آن‌ها گفتند هرقدر دست مردم خالی‌تر می‌شود، ‌سرقت‌ها هم افزایش می‌یابد.»

راه رشد سرمایه داری- نئولیبرالیستی

خامنه ای هنگام میزبانی سران درشت رژیم گفت “برخورداری از حدود ۷  درصد منابع طبیعی جهان با ۶۴ ماده مهم معدنی، یک درصد جمعیت جهان را دارد. برخورداری از حدود ۳۷ میلیون هکتار اراضی قابل کشت، تولید جهانی محصولاتی مانند فولاد و سیمان، ۳۶ میلیون جوان، ۱۴ میلیون دارای تحصیلات عالیه، ۳ میلیون دانشجو، بیش از صدهزار هیأت علمی و بیش از ۱۵۰ هزار پزشک.”

خامنه‌ای می پذیرد که کشور ایران دارای سرچشمه‌های فراوان زیرزمینی، زمینی و مردمی است، ولی نمی گوید که چرا پس از ۴۵ فرماندهی آن‌ها، هنوز کاری نه برای صنعتی شدن و نه برای کم‌تر کردن شکاف طبقاتی انجام نشده است.

می گویند که آش به آن اندازه شور شد که خان هم فهمید. انگار چالش‌های گوناگون و کشنده به گوش خامنه‌ای هم رسیده است. او می گوید این چالش ها “گرانی‌ها، بی‌ثباتی بازار، تنزل ارزش پول ملی و فاصله طبقاتی از جمله واقعیت تلخ اقتصادی است.“

ولی با همه‌ی این پذیرش باز به آزمودن آزموده‌های نادرست می پردازد و اقتصاد نئولیبرالیستی، را چاره ساز چالش‌های فراوان مردم و کشور می داند. او می گوید که ” راه‌های مشارکت همه مردم در تحقق شعار سال«جهش تولید با مشارکت مردم».” “شرکت‌های دانش‌بنیان و شکل‌گیری بنگاه‌های توانا و کارآمد در بخش خصوصی و مردمی از جمله آنهاست”.

او می افزاید، تحقق شعار «جهش تولید با مشارکت مردم»، با تأکید بر کاهش «مداخله‌های دولتی و حکومتی» گفتند: “ابتکارات مردم منافع زیادی برای کشور دارد”.

خامنه‌ای اصل ۴۴ را هم وارونه جلوه می دهد: “سیاست‌های اصل ۴۴ که با استفاده از خود قانون اساسی تنظیم و ابلاغ شد، باید عملی شود” .

نیاز به یادآوری است که اصل ۴۴ همه‌ی صنعت‌های  بزرگ، مادر، بازرگانی خارجی، معدن‌های بزرگ، بانک‌داری، بیمه،ووو را در مالکیت همگانی و جامعه می داند.

دست‌گاه سرمایه‌داری- دینی جمهوری اسلامی دلیل بنیانی چالش‌های فراوان را پیامدهای تحریم می داند. ولی اطلاعات به دولت می نویسد: “حتی اگر تحریم نباشد، با دست فرمان شما تورم و سقوط ارزش پول ملی درمان نمی شود”

یکی از ویژگی‌های نظام سرمایه‌داری- دینی این است که فرمان دست‌گاه اجرایی کشور را نه به دست کارشناسان، بل که به دست چاکران ولی فقیه می سپرد. رئیسی پیش از رییس جمهور شدن از سوی ولی فقیه، هیچ پیشینه‌ای در سیاست نداشته است. بزرگ‌ترین کارهای او در قوه قضایی بوده که با شرکت در فاجعه ملی و کشتار زندانیان سیاسی دگراندیش وفاداری خود را به نظام نشان داد و جایزه این وفاداری را پس از سال‌ها  با پست ریاست جمهوری گرفت.

او که نه اقتصاد یا سیاست خوانده است، نه حقوق بین المللی، نه در حزبی حتا در خود جمهوری اسلامی کنش‌گر سیاسی بوده است و نه در کارهای اجرایی دست داشته است، به شوخی روزگار که تنها در جمهوری اسلامی رخ می دهد  افسار رهبری کشور را به دست گرفته است. برای همین ابزار دست نئولیبرالیست‌ها در اقتصاد و ماجراجویان در سیاست خارجی شده است. سیاست درون و برون مرزی کنونی او، برآیند سازش میان لایه‌های گوناگون بورژوازی انگلی در حاکمیت است.

روزنامه اطلاعات نوشت؛ “بخش عمده‌ای از نوسانات اقتصادی در کشور، ناشی از سوء‌مدیریت دولت و عدم تدبیر در اداره اقتصاد و کشور است که اگر این را درمان کنیم از مصونیت به مراتب بیشتری برخوردار خواهیم شد. حتی اگر تحریم از بین برود، روابط سیاسی اصلاح شود و حتی اگر درگیر مسائل لبنان و یمن و سوریه هم نباشیم، با این دست فرمان قادر به حل مشکل تورم، سقوط ارزش پول ملی و حل مشکلات اقتصادی نخواهیم بود. اگر بخواهیم با گرفتن آدرس غلط، نوسان‌های اقتصادی و به هم ریختگی بازارها را معلول حضور قدرتمندانه در جبهه مقاومت بدانیم و در نتیجه از اقدامات بازدارنده اجتناب کنیم، به اهداف دشمن کمک کرده‌ایم بی‌آنکه به اقتصاد و بهبود فضای کسب و کار و کاهش تورم و در نهایت به مردم و جامعه کمکی شده باشد. “

روزنامه اطلاعات چالش‌های بزرگ کشور را می پذیرد و گناه آن را بر دوش تحریم گذاشتن را هم نادرست می داند، ولی با زرنگی با بزرگ کردن نقش دولت، چیزی از سازش سرتاسری حاکمیت جمهوری اسلامی در باره‌ی خط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی کنونی نمی گوید.

خامنه ای پس از دستور سال گذشته در باره‌ی “مولد سازی”، امسال با دستور “مشارکت مردم در اقتصاد” رهبری پیاده کردن اقتصاد نئولیبرالیستی را در دست گرفته است.

وابستگی اقتصاد به دلار

۴۴ سال پیش حزب‌توده ایران خواهان آزاد شدن پول میهن از بند دلار بود. تاکنون کشورهای بسیاری به دادوستد پایاپای و یا با ارز دیگری فرای دلار با هم می پردازند. یکی از وابستگی‌های بزرگ به امپریالیسم نقش ویران‌گر دلار در اقتصاد کشورها هست.

همه‌ی اقتصاد ایران به ناف دلار بند است. بالا و پایین رفتن بهای دلار، بهای کالاها را دگرگون می کند و مردم هم چون به سیاست پولی رژیم باوری ندارند به ذخیره اندوخته خود به دلار و یا طلا می پردازند. یک سوم پس اندازهای مردم به دلار است.

هم اکنون در جهان چندقطبی به رهبری جمهوری خلق چین، دادوستد غیر دلاری با دیگر کشورها شدنی است.امروز نیازی نیست که اقتصاد تا به این اندازه وابسته به دلار باشد. با دوری از دادوستد به دلار نقش تحریم مالی امریکا هم کم رنگ تر می شود. می‌توان گفت که همه‌ی پهنه های اقتصاد جمهوری اسلامی از بها گزاری کالاها، خانه‌ها و زمین ها تا گردش‌گری به ارزش دلار امریکا وابسته است.

زمانی که یک اقتصاد، آن هم اقتصاد بیمار نظام سرمایه‌داری-دینی جمهوری اسلامی، تا به این اندازه به دلار وابسته است، شکنندگی  آن بیش‌تر می شود.

ذبیح الله اعظمی ساردویی، عضو کمیسیون کشاورزی مجلس ایران، 21 فروردین در گفت‌وگو با پایگاه خبری «جماران»، در باره‌ی  بازار ارز و پایین آمدن  ارزش پول ملی گفت: «شاهد دلاری هستیم که افسارگسیخته شده و از مرز ۶۴ هزار تومان عبور کرده است. فکر می‌کنم تا پایان سال به ۸۰ هزار تومان و در حالت بدبینانه امکان دارد به ۱۰۰ هزار تومان نیز برسد.»

خط کلان رهبردی جمهوری اسلامی با هم یاری همه ی لایه های بورژوازی انگلی

نرخ تنگ‌دستی در پانزده سال گذشته از ۲۰ درصد به ۴۰ درصد رسیده‌است. کارشناسان خود جمهوری اسلامی بر پایه آمار می گویند که ۷۰ درصد جامعه در مرز تنگ‌دستی هستند. ۴۵ سال درآمدهای کلان نفت نتواست کشور ما را صنعتی کند. کشور ما هم چنان تک کالایی و به  فروش نفت وابسته است.

نظام سرمایه‌داری با سیاست های نئولیبرالیستی شکاف طبقاتی را هر سال بزرگ‌تر می کند.

برخی از کج‌اندیشان، بدون هیچ دلیلی مارکسیستی، آقای خامنه‌ای را رهبر “نگاه به شرقیان” که خط “ضدامپریالیستی” دارند می دانند. این دسته آقای روحانی و دوستان و یارانش را از بورژوازی بوروکراتیک هوادار امپریالیسم می داند. ما بارها گفته‌ایم که همه‌ی لایه های بورژوازی انگلی در خط کلان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی با هم هم‌رای هستند. ”چپ”‌های هوادار جمهوری اسلامی بارها آقای ظریف را هوادار امپریالیسم خوانده اند که گویا بر ضد ولی فقیه ضدامپریالیست، سیاست برنامه ریزی و پیاده می کرد.

این گروه ها به جای یک واکاوی طبقاتی، زیر سایه بورژوازی نظامی می ایستند  و در دست داشتن حاکمیت را از سوی این لایه بورژوازی انگلی مثبت می دانند. این دسته ها نمی پذیرند که سرمایه داری با شیوه نئولیبرالیستی، خط اقتصادی همه ی لایه های بورژوازی انگلی در نظام سرمایه داری- دینی جمهوری اسلامی است.

این دسته ها پنداربافانه تنها بورژوازی بوروکراتیک به رهبری سیاسی روحانی را هوادار غرب می دانند و آقای ظریف را به عنوان سردمدار آن شناسایی می کنند. ولی فقیه چه می گوید؟

به تازگی آقای روحانی، رییس جمهور دو دوره گفته است: مقام رهبری موافق وزارت آقای ظریف در دولت یازدهم و دوازدهم و مخالف استعفا ایشان بودند!

به گزارش خبرآنلاین، روحانی رییس جمهور پیشین در باره ی هماهنگی با ولی فقیه در باره ی انتخاب وزیرها گفت:

“من تمام وزرای دولت را بدون استثنا با ایشان چک کردم. درباره بعضی وزرا ایشان نظری نمی‌دادند اما مثلا از آقای حجتی در وزارت جهاد کشاورزی راضی بودند. دکتر روحانی در پاسخ به سؤالی راجع به دکتر ظریف گفت: در ابتدای دولت‌های یازدهم و دوازدهم که وزرا را با رهبری چک کردم، ایشان موافق وزارت آقای ظریف بودند”. حتا (خامنه ای) «مقام عالی‌رتبه نظام طی مرقومه‌ای کوتاه خطاب به ظریف استعفای او را به مصلحت کشور ندانسته است.»

هیچ تردیدی نیست که هم اکنون بورژوازی نظامی با همکاری بورژوازی تجاری حاکمیت را در دست خود دارد. به گزارش خبرآنلاین موسوی لاری گفت: “در دولت رئیسی پروژه‌های اقتصادی به نهادهای نظامی و امنیتی واگذار می‌شود.”

دیگر لایه های بورژوازی انگلی با وجود ناسازگاری ها در خط کلان درون مرزی و برون مرزی  با این لایه ی بورژوازی هم اندیشه و هم راه هستند.

برداشتن تحریم ها و پیمان برجام

برنامه بورژوازی صهیونیسم باز کردن پای رژیم ولایت فقیه به‌جنگ است. بورژوازی صهیونیسم بر این باور درست است که در جنگ با ایران امپریالیسم آمریکا و امپریالیسم اروپا بیش از پیش در کنار او خواهند ایستاد. بورژوازی صهیونیسم دانشمندان هسته ای را کشت، با پشتیبانی و کمک به گروه‌های تروریستی و جدایی خواه به‌ کشتار ده‌ها شهروند پرداخت. و برای نخستین بار در جهان به سفارت کشور دیگری یورش برد. یورش به کنسولگری جمهوری اسلامی در دمشق، لگدمال کردن آشکار کنوانسیون ۱۹۶۱ وین در باره ی پیوند دیپلماتیک و کنوانسیون ۱۹۶۳ وین در باره ی  کنسولگری ها است. یورش ترویستی ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم به سفارت ایران در سوریه، که مایه خوشنودی اپوزیسیون هوادار امپریالیسم شد، تنش در خاورمیانه را بیشتر کرده است.

بورژوازی نظامی و بورژوازی صهیونیستی هر دو برای زنده ماندن به یک خاورمیانه پر تنش نیاز دارند. ولی سرگیجه جمهوری اسلامی پس از یورش در این است که بورژوازی نظامی خواهان درگیری رودررو با یک نیروی اتمی نیست. هر گونه درگیری رودرو با ارتش  بورژوازی صهیونیستی به دلیل نیروهای خفته و نهفته ضد رژیم در درون کشور می تواند کاخ های ستم را به آتش بکشاند.  ولی پایگاه اجتماعی بورژوازی نظامی، خرده بورژوازی مذهبی که با دشمنی با اسراییل بزرگ شده است خواهان انتقام گیری هست.

آن چه که رژیم ولایت فقیه را نگران می کند، تنها خود یک یورش ناگهانی، حتا هسته ای از سوی بورژوازی صهیونیسم نیست، بل که از پیامدهای آن است. با نخستین بمب اسراییل، نیروهای راست هوادار اسراییل می توانند مردم را علیه رژیم بشورانند.

بورژوازی نظامی نیروهای بزرگ و کوچک خود را به میدان فرستاده است تا با گنده گویی پایگاه اجتماعی خود را آرام کنند، بدون آنکه سخنی از “انتقام فوری” بکنند.

حتا برخی از امامان جمعه گفتند که دشمن خواهان انتقام فوری است!!!

علیرضا پناهیان روحانی مشهور در برنامه تلویزیونی گفت: صداوسیما باید آموزش و پرورش را محاکمه کند که چرا هیچ چیزی از نقش یهود در تاریخ اسلام گفته نمی شود. تا وقتی یهود به دانش آموز معرفی نشود، حجاب به همین شکل خواهد بود!!

امام جمعه اردبیل گفت: ما در خصوص انتقام از اسرائیل از سر احساس تصمیم نگیریم. تردیدی در وجوب انتقام حتی شدیدترین انتقام نیست اما باید بر اساس یک فکر جامع الاطراف محقق شود و قطعاً مسئولین ارشد جمهوری اسلامی ایران هوشمندانه عمل خواهند کرد.

سپاه گفت:« پاسخ به مطالبه ملی برای مجازات پشیمان‌کننده دشمن جنایتکار صهیونیستی، به فضل الهی تحقق خواهد یافت».

اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، گفت: «در صورت لزوم، جمهوری اسلامی خودش پاسخ خواهد داد.»

سیاست کلان برون مرزی جمهوری اسلامی آشتی با امپریالیسم و پیمان برجام و برداشتن تحریم ها است، به شرطی که این سازش چندان جلوگیر سیاست بلندپروازانه آن در خاورمیانه نشود.

سابرینا سینگ، سخنگوی پنتاگون، گفت که به سردمداران جمهوری اسلامی گفته شد امریکا هیچ دستی در این یورش هوایی مرگ بار نداشته و آگاهی از این یورش هم نداشته است.

دو دست اندرکار در  نهادهای اطلاعاتی آمریکا در این زمینه روز دوشنبه ۸ آوریل (۲۰ فروردین) به شبکه سی‌ان‌ان گفته‌اند که جمهوری اسلامی خواهان درگیری رودررو با اسراییل نیست و این کار را به چندین گروه شبه‌نظامی هوادار خود واگذار کرده است. هم زمان نصرالله گفت که پاسخ را خود جمهوری اسلامی می دهد.

یورش به ایران با آن کوه های بلند و گستردگی و پهنایی بدون کمک امپریالیسم امریکا و پایگاه هایش در کشورهای عربی شدنی نیست. برای همین دوستی جمهوری اسلامی با کشورهای عربی بیش از پیش برجسته است.

وزیر خارجه هم چند روز پیش راهی مسقط عمان شده است. او به گمان بسیار برای گفت و گوهای پنهانی جمهوری اسلامی با امریکا به آن جا رفته بود.

جمهوری اسلامی برای خویشتنداری خود، و آرام کردن حوتی ها خواهان برداشتن برخی از تحریم ها از سوی آمریکا است.

وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران برای چندمین بار در یک سال راهی آمریکا می‌شود. هم زمان گزارش‌هایی درباره ی فرستادن پیام‌ها میان تهران و واشنگتن داده می شود.

پایان سخن

همان گونه که دیده ایم، جمهوری اسلامی خط اقتصادی سرمایه داری- نئولیبرالیستی به زیان طبقه کارگر و لایه های رنج بر را هم چنان دنبال می کند.

وارونه آن چه که برخی از “”چپ””های پندارباف می گویند، همه ی لایه های بورژوازی انگلی در حاکمیت به رهبری خود ولی فقیه، خواهان یک اقتصاد سرمایه داری، آن هم با شیوه ددمنشانه نئولیبرالیستی هستند. همه ی لایه های بورژوازی انگلی خواهان سازش “آبرومندانه” با امپریالیسم برای رها شدن از فشار تحریم هستند. ولی همان گونه که اطلاعات خود رژیم نوشت، شرایط اقتصادی که جمهوری اسلامی آفرید بدتر از آن است که با کم شدن تحریم بهتر شود، اگرچه که در کوتاه زمان زندگی انگلی جمهوری اسلامی را کمی آسان تر خواهد کرد.

میان لایه های گوناگون بورژوازی انگلی ناسازگاری هایی در این جا و آن جا هست، ولی این لایه ها در خط کلان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی با هم سازگاری دارند.

بورژوازی بورکراتیک می تواند سخن بگوید و سیاست های برون مرزی بورژوازی نظامی را به چالش بکشاند. برای نمونه، آقا زیبا کلام درکانال ماهواره ای صدای آمریکا و یا رادیو اسراییل با آزادی و بدون ترس از زندان و شکنجه سخن می گوید. گاه گاهی با گستاخی از اسراییل پشتیبانی می کند. برای نمونه، در باره ی بمب گذاری کرمان گفته بود که این کار اسراییل نیست، زیرا اسراییل بی گناهان را نمی کشد. انگار ۳۳ هزار فلسطینی که بیش از ۱۱ هزار آن ها کودک بودند که از سوی ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم کشته شدند همگان “تروریست” گناهکار بودند. از آن سوی خانم فائزه هاشمی رفسنجانی با بی شرمی بی همانندی خواستار سرنگونی رژیم از سوی آمریکا می شود، بدون این که ترسی از زندان و شکنجه داشته باشد.

نا همگونی ها  سیاست های لایه های گوناگون بورژوازی انگلی در پهنه های گوناگون به گونه ای نیست که نیروهای مارکسیستی انقلابی را وادارد که زیر چتر یکی از آن ها بایستند.

”چپ” انقلابی باید با سیاست مستقل طبقاتی با سازمان دهی طبقه کارگر نقش آن ها را در رهبری جبش برجسته کند. این کار بزرگ تنها از یک گردان یگانه ”چپ” بر می آید.