آزادی انتخاب شعاری مردمی!

مقاله شماره: ١٣٩١ / ۴٠  (١٧ بهمن)

واژه راهنما:ُ موضع ناب سوسیال دمکراتی راستگرای ”راه توده“. آن ها بن بست واقعی حاکمیت سرمایه داری و نظام سرمایه داری مافیای را نفی می کنند که شرط و عنصر عینی (چیزمندی) تغییرات انقلابی را تشکیل می دهد. آنوقت بر پایه این ارزیابی نادرست، به نفی ضرورت کوشش نیروی نو برای ارتقای سطح آگاهی انقلابی طبقه کارگر و دیگر نیروهای تحول طلب می پردازند و نهایتاً طبقه کارگر را به تسلیم و رضامندی با شرایط حاکم فرا می خوانند.

در آلمانی یک گفتمان است که زیبا نیست، اما انگشت به کنه مساله می گذارد. می پرسند بزرگ ترین جریمه چیست، جواب می دهند، هنگامی که انسان مجبور باشد با همکاران کند ذهن کار کند. این گفتمان را می توان برای مخالفان نیز به کار گرفت.

اگر چه من بنا نداشتم تا پایان بررسی پژوهشی نوشتاری که با آن سرگرم هستم، یعنی تنظیم نهایی نوشتار دیالکتیک شعرهای زندان احسان طبری، وقت را صرف کار دیگری بکنم، به دو علت نتوانستم حواسم را متوجه سرمقاله اخیر ”راه توده“ قلابی نکنم و از نوشتن سطور حاضر سرباز زنم.

علت اول این نکته است که علی خدایی در سرمقاله ”دره ناامیدی واقعیات اجتماعی و تخیلات سیاسی“ در ”راه توده“ قلابی ۳۹۴ (۹ بهمن ۱۳۹۱)، همان طور که شیوه ع سهند نیز است، جسارت «بررسی مشخص مورد مشخص» (طبری) را نداشته و مجبور است خود را در پشت دشمنان خیالی پنهان کرده و دوکیشوت وار به جنگ آسیاهای بادی برود. او و همتایش در”عدالت“ از این شیوه استفاده می کنند، زیرا می توانند از قول ذکاوت خودشان دیگری را متهم کنند که گویا گفته است: «کار از انتخابات گذشته و کل نظام در حال سرنگونی است» و با جنگ با این مخلوق معیوب اندیشه ”پرمگسی“ خود، گویا پیروز از نبرد اندیشه ها بیرون بیایند. او این مخلوق اندیشه خود را منتسب به «افراد و نیروهایی» مبهم و بی نام و نشان می کند.

علت دوم، موضع رد انقلاب به مثابه واقعیتی عینی توسط ”راه توده“ قلابی است. به نظر این نشریه، حزب طبقه کارگر ایران بایستی اندیشه تغییر انقلابی جامعه را به خاک بسپارد و همه توان خود را برای تغییرات تدریجی به کار اندازد. این موضع، موضع ناب سوسیال دموکرات راستگرا می باشد. دشمن طبقاتی می کوشد چنین موضعی را به حزب توده ایران بخوراند. این آن وظیفه ای است که ازجمله علی خدایی برای تحقق بخشیدن به آن تعهد سپرده است. دزدیدن نام راه توده و پنهان داشتن این دزدی از خوانندگانش برای انجام این تعهد عملی شده است.

این دو علت را در سرمقاله پیش گفته مورد دقت قرار دهیم و آن را مستدل سازیم:

علت اول: او مخلوق معلول اندیشه خود، «کار از انتخابات گذشته و کل نظام در حال سرنگونی است» را از هیچ نوشتار نقل نکرده است. از این روی نیز منبعی برای آن اعلام نمی کند. در ”توده ای ها“، که عمدتا در این سرمقاله ”راه توده“ قلابی مورد خطاب قرار گرفته است، هیچ گاه چنین بیانی نگاشته و چنین موضعی ارایه نشده است. برعکس، این خود علی خدایی است که در سرمقاله راه توده ٣٨٧، ”نه مردم در خیابان هستند، نه حاکمیت در پوستش می گنجد“ از «انزوا و انفعال و انفجار … حاکمیت» صحبت می کند و واژه «انفجار» را برای تعریف وضع حاکمیت سرمایه داری در جمهوری اسلامی به کار می برد.

این واژه، واژه ای معیوب است، زیرا دارای مضمونی دقیق نیست، زیرا ارایه تعریفِ علمی برای بیان تعمیق بحران حاکم بر نظام ولایی نبوده و بیانی روزمره- عامیانه است که می تواند در سخن یک ژورنالیست «کیهان لندن از چپ» که خدایی می خواست راه توده را به آن تبدیل کند و تبدیل نمود، به کار رود. او که مضمون بحران حاکمیت را درک نکرده است، می خواهد با پنهان شدن در پشت واژه «انفجار»، شناخت مارکسیستی- توده ای از شرایط حاکم بر ایران را سحرآمیز و از این طریق غیرقابل شناخت سازد. شناخت مارکسیستی- توده ای را سرمقاله نامه مردم با عنوان «نگاهی فراتر از ”انتخابات فرمایشی ولی فقیه“، بر تحول ها و تغییرهای فراروی مردم» (شماره ۹۱۳، ۹ بهمن ۱۳۹۱ http://www.tudehpartyiran.org/detail.asp?id=1855) برمی شمرد: «روبنایِ سیاسی عمیقاً واپس گرا و استبدادی کشور ما مدت‌ها است که نشان داده است به هیچ وجه حاضر به تحمل نیروهای دگراندیش و از جمله اصلاح طلبان واقعی نیست …».

به عبارت دیگر که همان معنا را می رساند، حاکمیت سرمایه داری نه قادر و نه مایل به عقب نشینی در برابر خواست های قانونی مردم می باشد. برای نمونه تن ندادن این حاکمیت ضدمردمی و ضدملی به شرایط قانونی مصّرح در قانون اساسی بیرون آمده از دل انقلاب بزرگ بهمن ۵۷ مردم میهن ما در ارتباط با آزادی انتخاب در ایران، و در مجموع با اصل های حقوق ملت در قانون اساسی، نشان نخواستن و نتوانستن حاکمیت برای عقب نشینی در برابر خواست های قانونی مردم بوده و بیان وجود شرایط عینـی بحران و بن بست در جامعه می باشد. عینیت یا «چیزمندی» (احسان طبری) این بحران را می توان هر روز با نمونه های جدیدی از اِعمال شیوه دیکتاتوری فاشیست مآبانه رژیم ولایی تجربه و درک کرد. آخرین نمونه آن دستگیری چند روزنامه نگار هنوز آزاد از اصلاح طلبان در ایران است که همزمان با هشتادمین سالروز یورش فاشیست های آلمانی به منظور تصاحب قدرت در آلمان و همزمان با تمکین برخی از اصلاح طلبان از جنس کواکبیانی ها به حاکمیت دیکتاتوری در ایران عملی شد.

بدون برانداختن این شرایط عینی در ایران، به بیان مارکسیستی- توده ای، بدون حل ”تضاد عمده“ کنونی در ایران، راه فرازمندی (رشد) مرحله ملی- دموکراتیک جامعه ایرانی، یعنی حل ”تضاد اصلی“ حاکم بر کشور گشوده نخواهد شد و بن بست حاکم بر کشور پایان نخواهد یافت. این شناخت واقع بینانه را هیچ نیروی دیگری با صراحت و روشنی بیان و اعلام نکرده است و با صلابت تئوریک به اثبات نرسانده است، به جز حزب توده ایران. در سرمقاله پیش گفته نامه مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران، این شناخت علمی چنین بیان شده است: «این تندروی و یا انقلابی‌گری کور نیست، بلکه اساس مبارزه واقعی و آگاهانه در راستای ایجاد زمینه برای تغییرات بنیادین، پایدار و دموکراتیک است.»

دست اندرکاران ”راه توده“ قلابی با اندیشه ”پرمگسی“ خود که از یک سو قادر به درک کلیت عینی حاکم بر نظام ولایی، به عبارت دیگر شناخت و درک بحران همه جانبه حاکم بر نظام سرمایه داری مافیایی و عینیت- چیزمندی تعمیق تضاد اصلی حاکم بر آن نمی باشد؛ و از سوی دیگر، به علت داشتن ماموریت برای گل آلود کردن آب، چنین ارزیابی دقیق و واقع بینانه را از مطبوعات توده ای نقل نمی کند، تا مجبور نباشد علیه آن به اصطلاح استدلال کند!

او بر ناتوانی خود واقف است که حرفی جدی برای گفتن علیه ارزیابی علمی- انقلابی حزب توده ایران از شرایط حاکم بر کشور ندارد. از این روی باز از قول «افراد و نیروهای» عجیبی که تنها در ذهن او وجود دارند، می نویسد: «هنوز هم هستند افراد و نیروهائی که … سخن از این می گویند که گویا خواست مردم به مرحله سرنگونی نظام و کل جمهوری اسلامی رسیده است!»

می بینیم که شیوه جنگ با دشمن موهوم، شیوه دوکیشوتی جنگ با آسیای بادی که همکار دیگرش ع سهند نیز در آن استاد است، کارپایه سرمقاله نویسی این «سردبیر راه توده» قلابی را تشکیل می دهد. ع سهند نیز با تکرار «یا حسین، میر حسین» در عنوان نوشتار خود در عدالت ۶ بهمن ۱۳۹۱، همین شیوه حیله گرانه را برای نسبت دادن موضعی نادرست به «ف. ع.» و جنگ علیه آن به کار می برد.

در یک نکته متاسفانه راه توده قلابی محق است. واقعیت ناخوشایند این واقعیت است که متاسفانه عامل ذهنی برای تغییرات بنیادی- انقلابی در ایران، برخلاف عنصر عینی پیش گفته، از آمادگی ضرور برخوردار نیست. و بحث دقیقاً بر این نکته متمرکز است که چگونه بایستی این کمبود را بر طرف نمود؟

البته که نبایستی نقل قول قلابی راه توده را از «افراد و نیروهائی» مجازی جدی گرفت! او آن را برای طرح آدرس عوضی و راه گم کردن طرح نموده است. آنچه که باید اما جدی گرفت، دو نکته است:

اول: بحث در باره وظیفه روز، وظیفه ارتقای آگاهی و تجهیز و سازماندهی عامل ذهنی برای تغییرات بنیادی- انقلابی در ایران؛

دوم: شیوه عملکرد برای تحقق بخشیدن به این هدف!

چگونه می توان به این کمبود پایان داد و با تجهیز زحمتکشان و دیگر میهن دوستان با سرنگونی انقلابی ارتجاع حاکم، راه شکوفایی اقتصادی- اجتماعی کشور را گشود و همزمان شرایط دفاع از حق حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران را در برابر خطر احتمالی یورش نظامی امپریالیستی، پیش از وقوع این خطر، به وجود آورد؟ به عبارت دیگر سیاست مردمی- عدالت خواهانه- آزادی طلبانه  و ملی- ضدامپریالیستی را پیوند زد؟ مرحله انقلاب ملی- دموکراتیک رشد جامعه ایرانی را به سرانجام رساند؟

پاسخ به این پرسش ها است که ازجمله در سرمقاله پراهمیت پیش گفته نامه مردم تشریح و به آن پاسخ داده شده است. در آنجا موضع و ارزیابی حزب توده ایران چنین توضیح داده می شود: «روبنایِ سیاسی عمیقاً واپس گرا و استبدادی کشور ما مدت‌ها است که نشان داده است به هیچ وجه حاضر به تحمل نیروهای دگراندیش و از جمله اصلاح طلبان واقعی نیست و تنها کسانی از جنس مصطفی کواکبیان را تحمل می‌کند و پرورش می‌دهد. دوران مماشات با دیکتاتوری و امکان مبارزه و چانه زدن از بالا و یا ”تحریم انتخابات“ بر اساس خانه نشینی یا ”قهر کردن“ با حکومت استبدادی به پایان رسیده است. نیروها و شخصیت‌های سیاسیِ مطرح، برای هدایت جنبش مردمی و گذر از دیکتاتوری دیگر نمی‌توانند منفعلانه، مرعوب شده از فضای سرکوب، با دنباله روی از روی‌دادها و زیرتاثیر بندبازی‌های حاکمیت عمل کنند. در شرایط مشخص کنونی، درپیش گرفتن این روش‌ها به‌جز حذفِ عملی نیروها از صحنه، به‌وجود آوردن یأس و سرخوردگی در افکار عمومی و گسترده‌تر کردن فضا برای عملکرد استبداد حاکم، چیزی به ارمغان نخواهد آورد. همین‌طور، تنها و به‌صِرفِ لزوم انتخابات آزاد نمی‌توان مبارزه کرد، بلکه می‌بایست با در دست داشتن برنامه‌ حداقلی‌ای دربردارنده خواست‌های فوری مردم، آن‌ را به‌منظور به‌وجود آوردن بدیل دیگر در جامعه مطرح کرد.

شرایط عینی و ذهنی موجود نشان دهنده لزوم دستیابی به تاکتیک‌های منسجم بر اساس تنظیم برنامه راهبردی‌ای است که منافع سیاسی- اقتصادی کانون‌های قدرت استبدادِ ولایی را هدف قرار ‌دهند. این تندروی و یا انقلابی‌گری کور نیست، بلکه اساس مبارزه واقعی و آگاهانه در راستای ایجاد زمینه برای تغییرات بنیادین، پایدار و دموکراتیک است. بیش از صد سال است که میهن ما برای این جهش کیفی که به بسیج نیروهای اجتماعی و رهبری جنبش نیاز دارد، به‌انتظار ایستاده است. می‌بایست در مقابل رژیم دیکتاتوری فعالانه، شجاعانه، و با تشخیص عامل‌های داخلی و خارجی تعیین کننده، روند تحول‌های آینده میهن را آگاهانه به سوی گذر از دیکتاتوری جهت داد. در غیر این صورت، کشور ما در آینده تداوم استبداد حاکم و پیامدهای بسیار مخرب‌تری در زمینه های اجتماعی- اقتصادی و حق حاکمیت ملی را شاهد خواهد بود.»

چطور می توان از این مقاله نکته ای نقل و آن را به طور جدی مورد بررسی انتقادی قرار داد؟ چون نمی توانند، دشمن خیالی می تراشند و اندیشه معلول خود را به او نسبت می دهند و سرمقاله تولید می کنند! این است کاسبی این آقایان. هنگامی که در دیدار ع سهند از او پرسیدم: «در ایران چه کار می کنی، درآمدت از چیست؟» پاسخ داد: «برای نشریات آمریکایی مقاله می نویسم و پولش را به دلار دریافت می کنم»! او، همان طور که بیان کرد، از وضع درآمد مالی خود راضی بود!

علت دوم، موضع رد انقلاب به مثابه واقعیتی عینی توسط ”راه توده“ قلابی و هم سفره ای های اوست.

به نظر آن ها حزب طبقه کارگر ایران بایستی واقعیت تغییر انقلابی جامعه را به خاک بسپارد و همه توان خود را برای تغییرات تدریجی به کار اندازد. به این منظور باید سیاست و خط مشی مستقل انقلابی و برنامه حداقل کارگری خود را ترک کند و به دنباله روی از لایه ای از حاکمیت سرمایه داری تبدیل گردد. مساله و پرسش مداوم او و آن ها در باره انتخابات، ”تحریم“ یا شرکت در آن، از این موضع تسلیم طلبانه بر می خیزد.

صحبت این عناصر این سخن نیست که بایستی برای تبدیل شدن خواست قانونی آزادی انتخاب به واقعیت روز در هستی اجتماعی، به تجهیز طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان، روشنفکران، جوانان، زنان و مردان زیر فشار و ستم طبقاتی پرداخت و آن ها را برای مبارزه ای بی امان علیه ارتجاع حاکم به حرکت درآورد و متحدان از لایه های دیگر جامعه و حتی عناصری از حاکمیت را برای سرنگونی نظام دیکتاتوری متقاعد و جلب نمود، بلکه کلیه نوشتارها و تبلیغ آن ها متوجه القای نظر ضرورت دفاع از این یا آن لایه در حاکمیت سرمایه داری می باشد.  مخالفت عصبی و دشمنی هدفمند با خط مشی انقلابی حزب توده ایران از این ریشه سیرآب می شود. مخالفت آن ها، ریشه در اتخاذ موضع تجدیدنظرطلبانه و تسلیم طلبانه آن ها دارد.

آن ها بن بست واقعی حاکمیت سرمایه داری و نظام سرمایه داری مافیای را نفی می کنند که شرط و عنصر عینی (چیزمندی) تغییرات انقلابی را تشکیل می دهد. آنوقت بر پایه این ارزیابی نادرست، به نفی ضرورت کوشش نیروی نو برای ارتقای سطح آگاهی انقلابی طبقه کارگر و دیگر نیروهای تحول طلب می پردازند و نهایتاً طبقه کارگر را به تسلیم و رضامندی با شرایط حاکم فرا می خوانند.

سرنوشت همه جریان های جدا شده از حزب توده ایران، همین ”راه“، همین بی راهی بوده و هست! این در حالی است … که «اندیشه دیالکتیکی احسان طبری ازجمله در «نثر موزون شاعرانه» ”فرسایش در خزان“، شعر سروده در زندان، دیالکتیک ”سیر خود بخودی“ و ”سیر آگاهانه“ را در نبرد تاریخی انسان نشان می دهد و می آموزاند. طبری این دیالکتیک را در ارتباط با ”نبرد نو و کهن“ و برشمردن مراحل این نبرد در صفحه ١٣ به بعد (و همچنین در ۵۴ به بعد) ”یادداشت ها و نوشته های فلسفی و اجتماعی“ نیز توضیح می دهد. او می نویسد: «عامل آگاه، رشد مبارزه نو را علیه کهن تسریع می کند، عامل خود بخودی (شرایط عینی)، زمینه را برای غلبه نو بر کهن آماده می کند و به آن نصج می بخشد.» …

نکته پراهمیت در درک دیالکتیک سیر خودبخودی و آگاهانه، شناخت و بیان دو جنبه رابطه آن دو است. از یک سو، بیان هستی عینی، «چیزمندی» (اط، درباره برخی مسائل استه تیک و هنر) وجود آن دو و از سوی دیگر، تکیه بر تناسب سهم تاریخی هر کدام در هر لحظه رشد تاریخی جامعه است که شناخت و بیان مادیت- چیزمندی مرحله انقلابی فرازمندی جامعه را مستدل می سازد و به این پندار مهر باطله می زند که گویا انقلاب را مشتی چپ رو [«افراد و نیروهائی»!] برپا می کنند! هرکول، آشیل، اسفندیار، اسپارتاکوس، کاوه، نام هایی در تاریخ نبرد طبقاتی جامعه انسانی، پل ارتباط میان تئوری و پراتیک سیاسی در روند فرازمندی هستی جامعه انسان است. هستی ای که با فرازها و فرودها همراه است.» (به نقل از نوشتار منتشر نشده ”دیالکتیک شعرهای احسان طبری در زندان“)

آیا باید به این سخنان احسان طبری نکته ای افزود تا ضرورت انجام وظیفه روز «عامل آگاه» در شرایط کنونی ایران شناخته شود؟

در طرح برنامه حزب توده ایران برای ششمین کنگره حزب، در ارتباط با ”انتخابات“ چنین آمده است: «…

تأمینِ حق انتخاب کردن برای همه افراد ١۶ سال به بالا، و حق انتخاب شدن برای همه افراد ٢۵  سال به بالا، صرف نظر از جنس، نژاد، مذهب، اندیشه، میزان تحصیلات، و ملیت است؛

آینده میهن ما، در گرو مبارزه مشترک همه آزادی خواهان در راه تحول های بنیادین است

دشواری بیش از سه دهه حاکمیت رژیم ولایت فقیه، کشور ما را با بحران های فراوان اجتماعی، اقتصادی، اختناق سیاسی و خطرهای جدی مداخله های نظامی کشورهای امپریالیستی و درگیری های فاجعه بار نظامی رو به رو کرده است. بحث بر سر تحول های آتی میهن ما، و گزینش راه، در سال های اخیر به طور عمده پیرامون دو انتخاب اساسی: اصلاحات، و یا انقلاب و تحول های بنیادین، متمرکز بوده است. حزب توده ایران معتقد است که تحول های اجتماعی، روند های بغرنج و قانون مندی اند که بیرون از اراده این یا آن شخصیت و یا نیروی سیاسی، عملی می شوند. تجربه های گوناگون سال های اخیر، از جمله١٣٨۴ نشان داد که ظرفیت چارچوب های حاکم برای اصلاح … بسیار محدود است. با وجود آنکه در دوران حکومت اصلاح طلبان، در مقاطعی هم دولت و هم اکثریت قاطع مجلس در دست اصلاح طلبان حکومتی بود، ولی تکیه بر حفظ ساختارهای موجود و حرکت بر اساس تمرکز تصمیم گیری در چارچوب نیروهایی که ” خودی“  بودن یا نبودن … ، توان جنبش اصلاح طلبی را در میهن ما به شدت محدود کرد …  سبب شد تا در شرایط نارضایتی بخش های وسیعی از زحمتکشان از بی عملی دولت اصلاحات در بهبود وضعیت زندگی آنان، و اختلاف نظر و گسست در جبهه نیروهای مدافع اصلاحات، نیروهای ارتجاعی بتوانند از این وضعیت بهره برده … دولت احمدی نژاد را روی کار آورند. برگزاری سه انتخابات متفاوت در شش سال گذشته … مردم و نیروهای

سیاسی و آزادی خواه کشور را با پدیده جدیدی رو به رو کرده است. برگزاری انتخابات، بر اساس چارچوب های تعیین شده از سوی مرتجعان حاکم و در شرایطی که این چنین بی محابا آراء میلیون ها شهروند را لگد مال می کنند، نمی تواند برای جنبش مردمی میهن ما سود بخش باشد. روند برگزاری انتخابات نمایشی مجلس شورای اسلامی که در اسفندماه١٣٩٠  برگزار شد، در حالی که بخش بزرگی از شخصیت های اجتماعی و فعالان دانشجویی، زنان، و کارگری در زندان ها به سر می بردند و شماری از رهبران سابق جمهوری اسلامی یا در حصر بودند و یا خانه نشین، نمونه دیگری از بی ثمر بودن و بی اعتباری روندها، و همچنین بی اعتنایی سران رژیم به حقوق مردم و حق حاکمیت آنان بر سرنوشت شان است.

بر این اساس، میهن ما به یک تحول بنیادین که عرصه های گوناگون زندگی مردم را در بر گیرد، نیازمند است. حزب ما همچنین معتقد است که دستیابی به تحول های بنیادی تنها از راه شرکت فعال و سازمان یافته نیروهای اجتماعی در یک جنبش سراسری ضد استبداد ولایی و تغییر شیوه حکومت مداری در میهن ما امکان پذیر است. حزب توده ایران، براساس تجربه خود از رشد سرمایه داری قرن اخیر در جامعه ما، معتقد است که چون نظام سرمایه داری، در هر شکل سیاسی آن، در کشور ما نمی تواند معضل هایی همچون عقب ماندگی و بی عدالتی دهشتناکی که سرتاپای جامعه را فراگرفته است، حل کند، بنابراین، ایران همچنان در مرحله گذار از انقلاب ملی و دموکراتیک قرار دارد که هدف اجتماعی-  اقتصادی چنین انقلابی را می توان بدین سان تعریف کرد: محدود کردنِ رشد سرمایه داری و باز تقسیمِ امکان های مادی و ثروت های انباشته شده که در اختیار تعداد انگشت شماری از نهادهای انگلی وابسته به سران رژیم قرار دارد؛

و حرکت به سمت عملی کردن عدالت اجتماعی، یعنی: گسستن زنجیر های فقر، عقب ماندگی و بی عدالتی اجتماعی. برگزیدن چنین راه رشدی، پاسخ به نیازهای پایه ای جامعه ما نظیر اشتغال، مسکن، بهداشت همگانی، آموزش و پرورش رایگان، تأمین و حفظ محیط زیست است. چنین سمت گیری یی به شرکت کردن و ایفای نقش اساسیِ طبقه کارگر و نمایندگان سیاسی طبقه کارگر به منظور تأثیر گذاریِ جدی بر جنبش دموکراتیک و ملی کشور، نیازمند است. حزب توده ایران همچنان، با توجه به سطح عقب ماندگی روابط اجتماعی-  اقتصادی کنونی جامعه ما، معتقد است که چنین تحولی به بسیج نیرو در گستره جامعه، و اتحادی توانمند از نیروهای تحول خواه و پیشرو، به ویژه جنبش کارگری و کمونیستی ایران، احتیاج دارد. حزب توده ایران، مهم ترین وظیفه نیروهای مترقی و آزادی خواه کشور را در شرایط کنونی، طرد رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه، و روی کار آمدن یک دولت ائتلاف ملی ارزیابی می کند و معتقد است که مهمترین گام در این راه، برپایی یک جبهه وسیع مردمی و ضد استبدادی است. …».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *