آمار رسمی جان باختگان آتش سوزی زندان اوین به ۸ نفر رسید

مرکز رسانه قوه قضاییه صبح روز دوشنبه اعلام کرد چهار نفر دیگر از زندانیان زندان آتش سوزی زندان اوین که حالشان وخیم بود، عصر روز گذشته (یکشنبه ۲۴ مهر) علیرغم رسیدگی‌های پزشکی در گذشتند.

با احتساب فوت این چهار نفر مطابق آمار رسمی اعلام شده از سوی حکومت تعداد قربانیان حادثه ی آتش سوزی و انفجار شامگاه شنبه در زندان اوین به هشت نفر رسیده اند. قوه ی قضائیه اعلام کرده است همه ی افراد جان باخته از زندانیان بند جرایم مربوط به سرقت بوده‌اند.

گزارش مرکز رسانه قوه قضاییه می گوید ۶ نفر از مجروحان این حادثه همچنان در بیمارستان و تحت درمان و رسیدگی‌های پزشکی هستند و حال عمومی آنها مساعد و رو به بهبود است.

قوه قضائیه از اعلام اسامی جان باختگان این حادثه خودداری و گفته است هویت همه فوت‌شدگان به اطلاع خانواده آنها رسیده و متعاقب دستور قضایی، اسامی آنها به صورت عمومی نیز منتشر خواهد شد.

خبرگزاری هرانا، شب گذشته گزارش مشروحی در مورد آتش سوزی و تیراندازی شنبه شب از زندان اوین منتشر کرده است که در ادامه می اید:

با گذشت زمان اطلاعات جدیدی از اتفاقات رخ داده در زندان اوین منتشر شده است. شماری از زندانیان از اوین خارج شده اند که اطلاعاتی در خصوص انتقال تعدادی از آنان به زندان رجایی شهر وجود دارد. تعدادی از زندانیان هم که مورد هدف گلوله ساچمه ای و گلوله جنگی قرار گرفتند، بدون درمان به بند بازگردانده شدند. امروز آب و گاز اندرزگاه (بند) ۸ و بند زنان زندان اوین قطع بوده و غذای زندانیان توزیع نشده است. در مورد کشته و زخمی شدگان این واقعه اطلاع دقیقی در دست نیست.

بنابر آخرین اطلاعات دریافتی، امروز در بخش های عمده زندان اوین توزیع غذا صورت نگرفته است، مشخص نیست این امر یک اقدام تنبیهی از سوی مدیریت زندان است یا متاثر از آسیب دیدن تجهیزات و ظرفیت آشپزخانه زندان است.
همچنین از بند زنان زندان اوین امروز صدای شعار دادن و اعتراض شنیده شده است که به نظر می آید واکنشی به وقایع جاری در زندان اوین بوده است.

مسئله رسیدگی به زخمی ها به خصوص افرادی که بواسطه اصابت ساچمه مجروح شده اند از جمله مشکلات پزشکی ادامه دار است.

بهداری زندان ساچمه ها را از بدن زندانیان خارج نکرده است و صرفا به پانسمان سطحی اکتفا کرده است، این مسئله باعث نگرانی زندانیان مجروح شده است.

در پاسخ به اعتراض این زندانیان ضمن دعوت به صبوری، از سوی پرسنل زندان به آنها وعده داده شده است که با فاصله گرفتن از فضای امنیتی و افزایش ظرفیت بهداری، برای خارج کردن ساچمه ها مجدد فراخوانده می شوند.

دست کم سه تن از زندانیان سیاسی به نامهای امیرعباس آذرم وند، مهران کریمی و محمد خانی در ردیف زندانیانی هستند که بواسطه گلوله ساچمه ای آسیب دیده اند. همچنین یک منبع مطلع عنوان کرد که “از طریق یکی از همبندی های یاشار توحیدی، زندانی سیاسی مطلع شدیم او در رخدادهای شب گذشته بر اثر شلیک گلوله زخمی شده است اما از وضعیت او بی اطلاع هستیم.
”تعداد زیادی از زندانیان از جمله زندانیان سیاسی از بندهای خود خارج و به محل های نامعلومی منتقل شده اند، از جمله این افراد میتوان به رضا قلندری، امیرعباس آذرم وند، کسری بنی عامریان، آرش جوهری، مهدی رخ پرور، عادل گرجی، ابوالفضل نجات فرد، ایوب احراری، علی احراری، پوریا شهرابی، رضا سلمان زاده، صادق امیری، یاشار دارالشفا، کاوه دارالشفا، مجتبی توکلی، مسیب رئیسی، محمد ترکمان، یاشار توحیدی، میثم محمدی، وحید بنی عامریان، محمد ایران نژاد، محمد شریعت، سپهر امام جمعه، حمیدرضا محمودیان، مرتضی آهاری، مجید روشن نژاد، مهدی وفایی، مهدی اکبری، لقمان امین پور، اسماعیل گرامی، علی احراری، عماد شرقی (دوتابعیتی) اشاره کرد.

گفته می شود دست کم ۴۲ زندانی سیاسی به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده اند با اینحال تا زمان تنظیم گزارش تنها هویت چند تن از آنان به نام های پویا قبادی، کاوه دارالشفایی، یاشار دارالشفایی، امیرعباس آذرم وند و آرش جوهری احراز شده است و مشخص نیست چه تعداد دیگری از اسامی مورد اشاره این گزارش در بین منتقل شدگان به زندان جدید هستند.
قوه قضاییه کماکان بر روایت خود مبنی بر شروع آتش سوزی تعمدی توسط زندانیان متهم به سرقت در بخش تولیدی اوین تاکید کرد. بر اساس آخرین آمار منتشره توسط این نهاد حداقل ۴ زندانی کشته و ۶۱ زندانی دیگر مجروح شده اند که حال ۴ تن از آنان وخیم گزارش شده است.

آخرین اطلاعات دریافتی هرانا روایت قوه قضاییه در خصوص درگیری بین زندانیان بعنوان نقطه شروع وقایع دیشب را رد می کند.
بررسی های هرانا نشان می دهد زندانیان اندکی پیش از شروع درگیری ها در هواخوری های اندرزگاه ۷ و ۸ اقدام به شعار دادن می کنند و پس از انتشار خبر سرکوب خشونت آمیز زندانیان اندرزگاه ۸، سایر اندرزگاه ها از جمله اندرزگاه ۷ و ۴ به اعتراض ها می پیوندند. نقطه اصلی خشونت ها اندرزگاه ۷ گزارش شده است.

بنابر گزارشات دریافتی، در اندرزگاه ۴ حدود ۳۰ گلوله اشک آور شلیک شده است و با بستن درها تا صبح زندانیان در چنین فضایی در حالی که غیر از حوله و ماسک های ساده وسیله ای برای محافظت از خود نداشتند نگهداری شده اند.

محمد حبیبی، جعفر ابراهیمی، رضا شهابی، حسن سعیدی، سعید مدنی، کیوان مهتدی و رسول بداقی از جمله زندانیان سیاسی محبوس در این اندرزگاه هستند.

نیروهای گارد برخلاف اندرزگاه ۴ برای به کنترل درآوردن شرایط اندرزگاه ۷ از نارنجک های دودزا و نورزا استفاده کردند، وضعیت زندانیان این بند به همین دلیل نامناسب تر از سایر زندانیان در بندهای دیگر گزارش شده است.

همچنین در حال حاضر تمام فعالیت های عادی زندان از جمله دسترسی به کتابخانه، هواخوری، آشپزخانه ها و فروشگاه لغو شده است.

کماکان تعداد زیادی از خانواده های نگران در انتظار تماس فرزندان خود و کسب خبر سلامتی آنان هستند. از جمله این زندانیان یاشار توحیدی است که علیرغم پیگیری خانواده و وکیل او تاکنون اطلاعی از سرنوشت این زندانی حاصل نشده است.

اخبار روز




اطلاعیۀ حزب تودۀ ایران دربارۀ فاجعه آتش سوزی در زندان اوین

اطلاعیۀ حزب تودۀ ایران دربارۀ فاجعۀ آتش سوزی در زندان اوین و خطر جدی ای که جان زندانیان سیاسی-عقیدتی میهن ما را تهدید می کند!

بر اساس گزارش های منتشر شده در شبکه های اجتماعی آتش سوزی بزرگی زندان اوین را فرا گرفته است. استاندار تهران در مصاحبه ای با صدا و سیمای ارتجاع که از پایگاه خبری “خبر آنلاین” پخش گردید مدعی شد “که داخل بندهای ۷ و ۸ شلوغ شده بود و مسئله اصلی ایجاد آتش سوزی توسط برخی زندانیان بود که نیروهای آتش نشانی آن را کنترل و مهار کردند. الان هم زندان و هم خیابان های اطرافش تحت کنترل است”

گزارش های مختلف خبر از درگیری های شدید در زندان اوین  و تیراندازی مزدوران رژیم به سوی زندانیان دربند می کند. توجه به این نکته ضروری است که شماری از زندانیان سیاسی و همچنین دستگیر شدگان اعتراض های مردمی اخیر در زندان اوین و خصوصا بند ۷ نگهداری می شوند. بر اساس گزارش های دیگری که بدست ما رسیده است عصر امروز چند نفر از زندانیان با خانوا‌ده‌های خود تماس گرفته‌ و گفته‌اند از دو شب پیش نیروهای امنیتی سعی در ایجاد رعب و وحشت در زندان اوین داشته‌اند و صدای تیراندازی شنیده شده است، به همین جهت بعد از این تماس خانواده‌ها مقابل زندان اوین می‌روند، اما نیروهای امنیتی از داخل زندان بیرون آمده و آنها را متفرق می‌کنند.

آتنا دائمی فعال مدنی که کمتر از یک سال پیش از زندان آزاد شده در توییتی نوشته است: «دیروز از زندان اوین بهم خبر دادند که سه تن از زندانیان به رجایی شهر منتقل شدند و یگان ویژه در بند ۷ مستقر شده و حیدر حیدر میگویند تا زندانیان را تحریک کنند و تعدادی از زندانیان سیاسی و عمومی هم با شعار پاسخ داده اند.»

در پی آتش سوزی و شنیده شدن صدای تیراندازی و حتی صداهایی مثل انفجار در زندان بسیاری به خصوص خانواده های زندانیان نگران حوادث داخل زندان هستند.

با گسترش اعتراض های مردمی رژیم جنایتکار ولایت فقیه هر روز دست به جنایت تازه ای می زند. از حمله به مدارس و ضرب و شتم نوجوانان تا تیراندازی مستقیم به مردم بیگناه و کشتار ده ها تن در زاهدان و بمباران مناطق اقلیم کردستان و کشته و مجروح کردن صدها تن از هم وطنان ما جنایتکاری حکومت خامنه ای را حد و مرزی نیست.

فراموش نکنیم که علی خامنه‌ای در پیامی که ۷ تیرماه ۱۴۰۱ در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد با اعتراف ضمنی به وضعیت فوق‌العاده بحرانی و خطرناک رژیم و یادآوری سال ۶۰،‌ یعنی سالی که حکومت جمهوری اسلامی در آن شماری بسیار از دگراندیشان و مبارزان راه آزادی و عدالت را قتل‌عام کرد،‌ از‌جمله گفت: “خدای سال ۶۰ همان خدای امسال است… ما در سال ۶۰ در مقابل این همه حادثه و شدت عمل توانستیم روی پای خودمان بایستیم و دشمن را نا امید کنیم و امروز هم می‌توانیم.”

مردم ما به تجربه دریافته اند که سران حکومت جمهوری اسلامی حاضرند به هر جنایتی برای حفظ حکومت ضدمردمی و ضد ملی شان دست بزنند. حزب تودۀ ایران همراه با همۀ نیروهای مترقی و آزادی خواه با نگرانی جدی تحولات ساعات اخیر و آتش سوزی در زندان اوین را دنبال می کند و معتقد است که جنایتکاران حاکم بر میهن ما می توانند با سازمان دهی این فاجعه هولناک جان صدها زندانی سیاسی و عقیدتی میهن ما را با خطرات جدی رو به رو کنند. باید با تمام توان در راه نجات جان زندانیان سیاسی اقدام کرد و اجازه نداد تا رژیم ولایت فقیه فاجعه هولناکی همچون قتل عام هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ را تکرار کند.

ما از نهادهای مسئول بین المللی و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستاریم که دولت ایران را موظف به قبول یک هیئت تحقیق مستقل در مورد حادثه امروز در زندان اوین و انتشار یافته های خود بکند. دولت ایران مسئول حفظ سلامتی تمامی زندانیان در بند می باشد.

حزب تودۀ ایران –  ۲۴ مهرماه




جهانی‌سازی آمریکایی و تحمیل جنگ جدید برای پاک کردن بدهی ملی آمریکا

مصاحبۀ گنادی زیوگانوف، صدر کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست، رئیس فراکسیون حزب در دومای دولتی فدراسیون روسیه با مطبوعات آزاد

ا. م. شیری

روز ۱۶ اکتبر، بیستمین کنگرۀ حزب کمونیست چین به ریاست شی جین پینگ، دبیر کل کمیتۀ مرکزی حزب در پکن افتتاح شد. خبرگزاری دولتی شین هووا قبلا گزارش داده بود که این مجمع زیر «پرچم بزرگ سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی»، ایده‌های مائو تسه تونگ و تئوری‌های دنگ شیائوپینگ برگزار می‌شود.

مطبوعات آزاد- کنگره‌های حزبی در چین به طور سنتی هر پنج سال یکبار برگزار می‌شود. در پاییز ۲۰۱۸، بستۀ بزرگی از اصلاحات در قانون اساسی این کشور، از جمله مقرراتی برای لغو محدودیت دورۀ ریاست جمهوری چین در مجمع حزبی به تصویب رسید. اعتقاد بر این است که در طول کنگرۀ فعلی، ممکن است شی جین پینگ نامزدی خود را برای سومین دوره اعلام کند- لازم به یادآوری است که وی از سال ۲۰۱۳ مقام رئیس جمهوری خلق چین را بر عهده دارد.

گنادی زیوگانوف، رهبر حزب کمونیست فدراسیون روسیه در مورد اینکه بزرگترین انجمن حزبی چین برای خود کشور بزرگ چین، برای روسیه و کل جهان به چه معناست، صحبت می‌کند.

گنادی زیوگانوف می‌گوید: کنگره کنونی حزب کمونیست چین یک رویداد در مقیاس جهان است. من اطمینان کامل دارم که توجه همۀ دولتمردان و سیاستمداران به این مجمع جلب شده است. علاوه بر این، در شرایط بحران ساختاری سرمایه‌داری، زمانی که جهان به سرعت در حال تغییر و تحول است، فروپاشی جهانی‌سازی به سبک آمریکایی رخ می‌دهد.

سرمایه‌داری ماهیت تهاجمی خود را نشان می‌دهد: خطرات جدیدی در کرۀ زمین ایجاد می‌کند. آمریکا به تقویت مشی نظامی‌گری مشغول است. این را می‌توان امروز در تجاوز وحشیانۀ آمریکایی‌ها به همراه ناتو به اوکراین مشاهده کرد. به طور کلی، توانمندی‌های ناتو در حال گسترش است و اتحادیه‌های نظامی جدید شکل گرفته است.

در چنین شرایطی، برای کشورهای ما، روسیه و چین، و احزاب کمونیست ما نه تنها گسترش گفتگو، بلکه تقویت روابط در همه زمینه‌ها مهم است.

یادآوری می‌کنم که حزب کمونیست فدراسیون روسیه روابط بسیار نزدیکی با حزب کمونیست چین دارد. آن‌ها تاریخ عمیقی دارند. سال گذشته جشن صدمین سالگرد حزب کمونیست چین برگزار گردید. یک قرن از تجمع گروه کوچکی از علاقه‌مندان در نخستین کنگرۀ کمونیست در شانگهای می‌گذرد. در این دوره، حزب کمونیست چین مسیر بزرگی را طی کرده و به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته است.

خلق چین در طول سال‌های مبارزات انقلابی، دگرگونی‌ها و اصلاحات، از چندپارگی فئودالی و انشعاب عمیق درونی به عالی‌ترین دستاوردهای نظام سوسیالیستی گذر کردند. این دستاوردها بر شالودۀ محکم اندیشه‌های مارکسیسم-لنینیسم و ​​سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی استوار است.

در مدت زمان کوتاهی- با معیارهای تاریخی- جهش قدرتمندی در جهت ایجاد صنایع پیشرفته و افزایش شاخص‌های زندگی مردم به وقوع پیوسته است. این واقعیت که چین طی این سال‌ها بر فقر غلبه کرده و توانسته است تقریباً ۸۰۰ میلیون نفر را از فقر نجات دهد، نشان دهندۀ نتایج برجستۀ سیاست‌های این کشور است.

من در پکن در مجمع احزاب سیاسی چین و آسیای مرکزی شرکت داشتم. در آن، همۀ رهبران در سخنرانی‌های خود به شایستگی حزب کمونیست چین در مبارزه با فقر اشاره کردند. همزمان برنامۀ نوسازی گسترده در کشور اجرا می‌شود و پیشرفته‌ترین فن‌آوری‌ها در حال تسلط هستند.

چین به چنان قدرت فضایی و هسته‌ای تبدیل شده که آهنگ و سرعت توسعۀ کل سیاره را تعیین می‌کند. این چین بود که در طول ۴۰ سال گذشته، بالاترین نرخ توسعۀ اقتصادی را در جهان نشان داد- به طور متوسط ​​۱۰٪ از تولید ناخالص داخلی در سال. و امروز، پیشران چین، در واقع، جهان را از یک بحران ساختاری جدید بیرون می‌کشد.

هرگز از یادآوری این واقعیت خسته نمی‌شوم، که دو بحران ساختاری قبلی به جنگ‌های جهانی ختم شدند. اکتبر کبیر و نوسازی لنینی- استالینی جهان را از بحران اول، و پیروزی بزرگ ما و ایجاد توازن موشکی هسته‌ای توسط کشور اتحاد شوروی از بحران دوم خارج کرد. تأکید می‌کنم که این برابری حتی امروز هم از کشور ما محافظت می‌کند.

اما برگردیم به چین. طی ۱۰ سال گذشته، با روی کار آمدن شی جین پینگ به رهبری حزب کمونیست، این کشور به تغییرات کیفی در زندگی مردم دست یافته است. توجه داشته باشید که من با همۀ رهبران چین دیدار کرده‌ام و کتاب سه جلدی دنگ شیائوپینگ، به ویژه جلد سوم او را: «اصلاحات چگونه باید انجام شود»، به دقت مطالعه کرده‌ام.

این کتاب می‌تواند به یک کتاب مرجع برای بسیاری از رهبران تبدیل شود. همچنین لازم به ذکر می‌دانم که خود شی جین پینگ چهار جلد کتاب در زمینۀ «هنر مدیریت» منتشر کرده است. در این اثر، او ایدۀ سرنوشت جمعی بشریت را تدوین نموده است. ضمناً ایشان در سفر خود به کشور ما بلافاصله پس از انتخابش به عنوان دبیر کل کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، اولین بار آن را بیان کردند.

مطبوعات آزاد- چگونه این اتفاق افتاد؟

زیوگانوف- شی جین پینگ در سال ۲۰۱۳ با دانشجویان دانشکدۀ دولتی روابط بین‌الملل مسکو صحبت کرد. او به صراحت اعلام کرد که در این جهان، همۀ کشورها به هم پیوسته‌اند و بیش از هر زمان دیگری با یکدیگر همبسته هستند. و این واقعیت است که بشریت به تدریج به یک اجتماع دارای سرنوشت مشترک تبدیل می‌شود.

این، یک ایدۀ به شدت جذاب است و به «خودگردانی» و استقلال هیچ‌کس تعدی نمی‌کند. بلکه، با در نظر گرفتن سنت‌ها، زبان‌ها و باورهای مختلف، ایجاد دنیای جدیدی را پیشنهاد می‌کند. دنیایی که سرنوشت آن در دست همۀ کشورها باشد؛ در آن کشورها قواعد بین دولتی را با هم بنویسند؛ در آن مسائل جهانی شدن با هم بررسی شود و نتایج توسعه در دسترس همگان قرار گیرد.

شی جین پینگ این ایده‌ها را طی سخنرانی خود در مقر سازمان ملل متحد در ژنو در ژانویۀ ۲۰۱۷ مورد تأکید قرار داد. سپس آن‌ها در نوزدهمین کنگرۀ حزب کمونیست چین به طور کامل توسعه یافتند. و من مطمئنم که در طول کنگرۀ بیستم باز هم توسعه خواهند یافت.

مطبوعات آزاد- این ایده‌ها به روسیه ربط دارند؟

زیوگانوف- آن‌ها برای کشور ما، هر روز بیشتر از روز پیش مرتبط می‌شوند. رئیس جمهور پوتین در اکتبر ۲۰۲۱ در مجمع اقتصادی والدای به خبرنگاران گفت که مدل موجود سرمایه‌داری خود را فرسوده کرده است. ادامۀ این مسیر ممکن نیست. بنای زندگی شایسته برای همۀ مردم بر شالودۀ اساساً جدید ضرورت دارد و باید روی دغدغه‌ها و نیازهای انسان تمرکز کرد.

شی جین پینگ کل سیاست خود را بر روی این اصل بنا کرده است: «انسان باید در مرکز قرار گیرد، هدف اصلی، انسان است، فضیلت بی‌کس نخواهد ماند». این، موضع شی جین پینگ را به طور کامل منعکس می‌کند. آخرین ایده در دوران باستان توسط کنفوسیوس بیان شد و اکنون شی جین پینگ آن را به طور کامل مجسم می‌سازد.

همانطور که کارل مارکس نوشت، ایده‌ها زمانی که توسط توده‌ها جذب شوند، به نیروی مادی تبدیل می‌شوند. و امروزه ایدۀ یک زندگی شایستۀ انسانی، سازماندهی یک زندگی صلح‌آمیز بر روی کرۀ زمین، روز به روز دامنۀ گسترده‌تری پیدا می‌کند.

تصادفی نیست سه مجمعی که بطور همزمان در آستانه برگزار می‌شود، در آن کشورهای حوزۀ آوراسیا برای ایجاد نظم جدید- در واقع، نظم مخالف تهاجم جهانی کوشش می‌کنند.

مطبوعات آزاد- جوهرۀ برخورد این جهان‌بینی‌ها چیست؟

زیوگانوف- جهانی‌سازی به سبک آمریکایی، جنگ جدیدی را که برای پاک کردن بدهی ملی هنگفت ایالات متحدۀ آمریکا طراحی شده، تحمیل می‌کند. آن‌ها به اوکراین به عنوان سکوی پرشی بمنظور ایجاد مشکلات برای روسیه و برای به خون کشیدن اروپا نیاز دارند.

علاوه بر این، آمریکایی‌ها از ارتکاب هیچ جنایتی فروگذاری نمی‌کنند، نه با انفجار نورد استریم، نه با تخریب اقتصاد آلمان و نه با تحریکات تروریستی علیه کشور ما- از قتل داشا دوگینا تا انفجار پل کریمه و گلوله‌باران مناطق مسکونی بلگورود که انجام می‌دهند!

حزب کمونیست چین نمونه‌ای از اصلاحات سازنده در این زمینه است.

مطبوعات آزاد- آیا در مورد موضوعات مورد بحث در کنگرۀ حزب کمونیست چین با مطبوعات مصاحبه خواهید کرد؟

زیوگانوف- بله، در آستانۀ کنگره، من با بزرگترین رسانۀ چینی مصاحبه‌های طولانی انجام داده‌ام و در مورد این رویداد تاریخی در مطبوعات خود نیز به تفصیل اظهار نظر خواهم کرد. توجه داشته باشید که از ابتدای دهۀ ۱۹۹۰، من به طور منظم، هر ۲-۳ سال یکبار، از چین بازدید کرده‌ام. با همۀ رهبران آن- زیانگ زمین، هو جین تائو و شی جین پینگ زمانی که هنوز شهردار شانگهای بود، ملاقات و مذاکره کرده‌ام.

ما یک تفاهم‌نامۀ همکاری بین حزب کمونیست فدراسیون روسیه و حزب کمونیست چین و همچنین تعدادی توافقنامه امضاء کرده‌ایم. این اسناد مبنای کار مشترک قرار گرفت. هیأت‌های ما از چین بازدید کردند؛ در آنجا آموزش دیدند؛ مطالعه کردند؛ با تجربه منحصر به فرد اصلاحات و تحولات آشنا شدند. این تعامل قبل از هر چیز از طریق انجمن دوستی روسیه و چین که توسط معاون اول حزب، ایوان ملنیکوف رهبری می‌شود، انجام گرفت.

معاون دیگر حزب، دیمیتری نویکوف، به طور مرتب از چین بازدید می‌کند و در دانشگاه‌های چین سخنرانی می‌کند. رفقا و همکاران دیگرم: کاشین، خاریتونوف، ساوتسکایا، کالامیتسوف، آفونین، کلاشنیکوف، ایزاکوف از نزدیک در سمت چین کاری می‌کنند.

ناگفته نماند که ویتنام، کوبا، لائوس و کره دموکراتیک نیز در کنار چین نقش بزرگی در تقویت سیاست توسعۀ اجتماعی ایفاء می‌کنند. آنها مهمترین مأموریت‌ها را در راستای استقرار اصول سوسیالیسم و ​​توسعۀ مستقل انجام می‌دهند. همۀ این‌ها به گنجینۀ مشترک کار صلح‌آمیز و خلاقانه- به نام آینده همۀ بشریت افزوده می‌شود.

۲۵ مهر-میزان ۱۴۰۲

منابع:

وب‌سایت حزب کمونیست فدراسیون روسیه




مترسک سازمان ملل متحد-و تناسخ بابل

یوری باریسوف (YURI BORISOV)

ا. م. شیری

سازماندهی «رأی‌گیری جهانی علیه روسیه» توسط ایالات متحدۀ آمریکا خبر از چه می‌دهد؟

چنین حقی به هیچ کس در جهان داده نشده است که ارادۀ خود را به دیگران دیکته کند. بویژه اینکه، بدون توضیح معنای «مواعیظ» خود، وقیحانه دیکته کند. و این هم یک «موعظه» از واعظ «حقیقت در بالاترین جایگاه»:

بایدن، رئیس جمهور آمریکا گفت: «جهان با رأی‌گیری در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نشان داد، که متحدتر و مصمم‌تر از هر زمان دیگری است که روسیه را به خاطر تخلفاتش پاسخگو کند».

رئیس جمهور آمریکا افزود: «خطرات این درگیری برای همه واضح است و جهان در پاسخ به آن هشدار روشنی داد: روسیه نمی‌تواند یک کشور مستقل را از نقشۀ جهان حذف کند. روسیه نمی‌تواند با زور مرزها را تغییر دهد. روسیه نمی‌تواند خاک کشور دیگری را به عنوان قلمرو خود تصرف کند».

بایدن از چه صحبت می‌کند؟ «رأی جهانی علیه روسیه» که توسط آمریکایی‌ها در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۲ اکتبر تقلب شد، توسط سازمان‌دهندگان آن به عنوان نقطۀ شروع بزرگترین «عملیات ویژه» تلقی می‌شود. اکنون نتیجۀ رأی‌گیری توسط غرب برای اخراج کامل روسیه از این سازمان بین‌المللی، از جمله، برای سلب حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد استفاده خواهد شد. یا به الغای حق وتو، که غرب جمعی در چارچوب سازمان ملل متحد یک «ماشین رأی» بی دردسر برای منافع خود تشکیل داده است، مطلقاً نیازی ندارد.

این کار به این منظور انجام می‌شود که غرب در نظر دارد یک مکانیزم «قانونی» به دست بگیرد که ظاهراً به بالاترین مجموعۀ حقوق بین‌الملل شباهت دارد و بواسطۀ آن می‌تواند سرنوشت هر کشور مفروض را با اکثریت سادۀ آراء کشورهای تحت کنترل آمریکا تعیین کند یا «بنام سازمان ملل متحد» به آن اعلام جنگ نماید.

این، یک کار ساده نیست. اما غرب، علیرغم اینکه موانع زیادی بر سر راه این اقدام وجود دارد، برای حل آن سعی خواهد کرد. اولین آن‌ها منشور سازمان ملل متحد است که هیچ مکانیزمی برای سلب اختیارات روسیه، از جمله، حق وتو در آن پیش‌بینی نشده است. با این حال، چکه‌های آب سنگ را سوراخ می‌کند و غرب مدام در این مسیر قدم برمی‌دارد. و این یکی از آخرین قدم‌هاست.

۲۶ آوریل سال ۲۰۲۲ نمایندگان هفتاد و ششمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ابتکار لیختن‌اشتاین قطعنامه‌ای را تصویب کردند که در آن گفته می‌شود: «مجمع عمومی مقرر می‌دارد که رئیس مجمع عمومی موظف است ظرف ۱۰ روز کاری پس از اعمال حق وتو توسط یک یا چند عضو از اعضای دائم شورای امنیت، جلسۀ رسمی برای بحث در مورد وضعیت وتو تشکیل دهد مشروط بر اینکه مجمع عمومی در همین مورد جلسۀ فوق‌العاده تشکیل ندهد».

اگرچه این قطعنامه بر اختیارات اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل در استفاده از حق وتو تأثیر نمی‌گذارد، اما حرکتی است در جهت منافع غرب برای برچیدن بنیان سازمان ملل متحد! بنیان‌کنی گسترش و عمق خواهد یافت. غرب اکنون به این نتیجه رسیده است، که سازمان ملل متحد که در سال ۱۹۴۵ تأسیس شد، دیگر «با ارادۀ مردم جهان مطابقت ندارد». بر این اساس، لیختن‌اشتاین یا ترینیداد و توباگو، از طرف ایالات متحدۀ آمریکا خواستار «اصلاحات بنیادی» می‌شوند تا ماشین رأی آمریکایی با ظرفیت کامل راه‌اندازی شود و سلطۀ غرب تحت پوشش ساختگی سازمان ملل ادامه یابد.

همۀ این‌ها پیشتر، از جمله برای کشور ما اتفاق افتاده است. در اوایل دهه ۱۹۵۰، رهبری اتحاد شوروی خرابکاری‌های غرب علیه سازمان ملل متحد را که قصد داشت این بزرگترین سازمان بین‌المللی را تحت کنترل کامل خود دربیاورد، محکوم کرد.

از گفتگوی یوسف ویساریونویچ استالین با خبرنگار روزنامۀ پراودا بتاریخ ۱۷ فوریه ۱۹۵۱: «سازمان ملل متحد که به عنوان سنگر صلح تأسیس شده، در حال تبدیل شدن به یک سلاح جنگی، به ابزاری برای آغاز یک جنگ جهانی جدید است. هستۀ متجاوز سازمان ملل از ده کشور عضو پیمان متجاوز آتلانتیک شمالی (ایالات متحدۀ آمریکا، انگلیس، فرانسه، کانادا، بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، دانمارک، نروژ و ایسلند) و بیست کشور آمریکای لاتین (آرژانتین، برزیل، بولیوی، شیلی، کلمبیا، کاستاریکا، کوبا، جمهوری دومینیکن، اکوادور، السالوادور، گواتمالا، هائیتی، هندوراس، مکزیک، نیکاراگوئه، پاناما، پاراگوئه، پرو، اروگوئه و ونزوئلا) تشکیل شده است. نمایندگان این کشورها اکنون در حال تصمیم‌گیری دربارۀ سرنوشت جنگ و صلح در سازمان ملل متحد هستند. آن‌ها بودند که در سازمان ملل متحد تصمیم ننگین در بارۀ تجاوزگری جمهوری خلق چین گرفتند.

مشخصۀ نظم کنونی در سازمان ملل این است که مثلاً جمهوری کوچک دومینیکن در آمریکا، با تقریباً دو میلیون نفر جمعیت، اکنون در سازمان ملل متحد وزنی برابر با هند دارد و وزن آن بسیار بیشتر از جمهوری خلق چین است که از حق رأی در آن سازمان محروم شده است.

به این ترتیب، سازمان ملل متحد با تبدیل شدن به ابزار جنگ تهاجمی، دیگر یک سازمان جهانی متشکل از ملل با حقوق مساوی نیست. در واقعیت امر، امروز سازمان ملل متحد بیش از اینکه یک سازمان جهانی باشد، یک سازمان آمریکایی است و به دستور متجاوزان آمریکایی عمل می‌کند. نه تنها ایالات متحدۀ آمریکا و کانادا برای راه انداختن یک جنگ جدید تلاش می‌کنند، حتی بیست کشور آمریکای لاتین نیز برای اینکه فئودال‌ها و بازرگانان آن‌ها برای فروش کالا تشنۀ یک جنگ جدید در جایی در اروپا یا آسیا هستند، در این مسیر حرکت می‌کنند تا بحساب فروش کالا به کشورهای متخاصم با قیمت‌های فوق‌العاده بالا، از این تجارت خونین میلیون‌ها درآمد کسب کنند. این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که نمایندگان بیست کشور آمریکای لاتین اکنون مطیع‌ترین و متحدترین ارتش ایالات متحدۀ آمریکا در سازمان ملل هستند.

بدین ترتیب، سازمان ملل در حال گام برداشتن در مسیر بی‌شکوه جامعه ملل است. از این رو، اقتدار اخلاقی خود را دفن می‌کند و خود را به فروپاشی محکوم می‌کند».

استالین درست و دقیق دید. حداکثر چیزی که غرب مدرن می‌تواند در تلاش برای تکرار ماجراجویی بیش از ۷۰ سال پیش به دست آورد، بازگرداندن سازمان ملل متحد به الگوی جامعه ملل قبل از جنگ است، که نتیجۀ آن سیاست، جنگ جهانی دوم بود.

آیا غرب برای آغاز جنگ جهانی سوم عجله دارد؟ از دادن پاسخ خودداری می‌کنیم.

بر اساس کتاب عهد عتیق دانیال نبی، در جشن پادشاه بلشصر بابل، اندکی پیش از سقوط بابل، نوشته‌های آتشین بر دیوار ظاهر شد: «منا، ثقیل، فرسین». دانیال نبی معنی آن نوشته‌ها را برای پادشاه آشکار کرد: «منا- خدا روزهای پادشاهی تو را شمرده و به آن پایان داده است. ثقیل- خدا تو را در ترازوی خود وزن کرده و بسیار سبک یافته است. فرسین- مملکت تو را تقسیم خواهد کرد به مادها و پارس‌ها خواهد داد».

بابل نیز قبل از نابودی، خود را مرکز جهان تصور می‌‌کرد…

پرسشی برای اندیشیدن

نخستین سؤالی که به دنبال رأی‌گیری علیه فدراسیون روسیه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ابتکار شاهزاده‌نشین لیختن‌اشتاین با ۱۶۰ کیلومتر مربع وسعت و ۳۷ هزار نفر جمعیت به ذهن می‌رسد، این است:

چرا مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ابتکار همین شاهزاده‌نشین یا دیگر مشابهان آن حتی قطعنامه‌ در محکومیت امپریالیسم آمریکا، که سر به سر تاریخش را در جنگ علیه بشریت به سر برده؛ مرتکب قتل‌عام، نسل‌کشی و کشتارهای میلیونی گردیده؛ در ده‌ها کشور جهان کودتای خونین ضدملی انجام داده و یا در همین تاریخ نزدیک، به کشورهای زیادی، از جمله، به یوگسلاوی، سودان، سومالی، افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، یمن و تعدادی دیگر حمله برده؛ آن‌ها را اشغال و ویران نموده؛ به آشوب و هرج و مرج کشیده و تعدادی از آن‌ها را تجزیه و تقسیم کرده است، تصویب نکرده‌ است؟

۲۴ مهر-میزان ۱۴۰۲




قالب‌بندی شعور به واسطۀ شبکه‌های اجتماعی

آگنیا کرنگل (Agniya KRENGEL)

ا. م. شیری

ترکیب اطلاعات در حال گردش در شبکۀ فیسبوک را دفتر تحقیقات فدرال (FBI) تعیین می‌کند

فدرالیست می‌نویسد: «آمریکا دسترسی شهروندان خود به اطلاعات در اینترنت را به دقت تنظیم می‌کند. مقامات فدرال در تبانی با صاحبان شبکه‌های اجتماعی، هر چیزی را که کاربران می‌بینند، می‌شنوند، می‌خوانند، کنترل می‌کنند». نویسندۀ مقاله، جوی پولمن، تصریح می‌کند که «ترور اطلاعاتی، عاقبت اجتناب‌ناپذیر دولت‌های پلیسی است».

یکی از مقامات سازمان ملل متحد طی مصاحبه‌ای که در شبکه‌های اجتماعی انتشار ویروسی نامیده شد، اذعان کرد که سازمان او «با گوگل همکاری می‌کند» تا موتور جستجوی پیشرو جهان را برای «تغییر آب و هوا» تنظیم نماید (مطمئنا نه تنها در مورد این تقاضا). و معلوم می‌شود که «نظر خود» کاربر از ده‌ یا بیست پاسخ نشان داده شده در صفحات اول یا دوم جستجو شکل گرفته است. گوگل ۸۱ درصد از جستجوهای اینترنتی و همراه با فیسبوک، سه چهارم ترافیک جهان را کنترل می‌کند. توییتر از نظر ترافیک متوسط ​​است، اما در عین حال، بسیار تأثیرگذار است.

با کمک این بزمجۀ اطلاعاتی، می‌توان بیشتر داده‌هایی نامطلوب برای «بالا» را بدون اینکه به کاربران اجازه درک داده شود، جذب کرد و یک دیدگاه از پیش تعیین شده در مورد هر چیز یا هر کسی را شکل داد. بر این اساس، شعور یک فرد و توده‌های بزرگ انسانی در اختیار کسانی قرار می‌گیرد که جریان اطلاعات را کنترل می‌کنند. فیسبوک، یوتیوب، اینستاگرام، لینکدین، توییتر و دیگر «مدافعان آزادی بیان» در این پردازش نقش ایفا می‌کنند.

در غرب صحبت‌های زیادی در بارۀ محدودیت‌ شهروندان روسیه و چین برای دسترسی به اطلاعات می‌شود. آری، چین اجازه نمی‌دهد گوگل یا فیسبوک از سپر طلایی‌اش عبور کند. اما غرب نمی‌خواهد بپذیرد که شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جستجوی آمریکایی مدت‌هاست به انحصارات تبدیل شده‌اند. آن‌ها در انتخابات مداخله می‌کنند و با پنهان کردن اطلاعات نامطلوب برای ایالات متحدۀ آمریکا، اطلاعات مورد نیاز برای آن را در صفحه اول، در جایی که بلافاصله توجه خواننده را جلب کند، برجسته می‌کنند.

زمانی مارک زاکربرگ صدها میلیون دلار برای فعالان حزب دموکرات آمریکا هزینه کرد تا وارد کمیسیون‌ انتخابات دولتی در سال ۲۰۲۲ شوند. صاحب یکی از قدرتمندترین شبکه‌های اجتماعی طی یک ویدیوی خود اعتراف کرد که این دفتر تحقیقات فدرال است که تصمیم می‌گیرد کاربران چه اطلاعاتی را در فیسبوک با یکدیگر به اشتراک بگذارند [دارندگی و برازندگی! زاکربرگ پول دارد و میلیون‌ها دلار برای شکل‌دهی شعور هزینه می‌کند. مثل منِ آسمان جل نیست، که یک حرف از هزار حرف حق‌اش به گوش کسی نرود. م].

افشاگری‌های زاکربرگ فقط نوک کوه یخ است. دفتر تحقیقات فدرال و دیگر سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا نیازی به فیلتر کردن داده‌های فیس‌بوک ندارند. زیرا می‌دانند که خود شبکه‌های اجتماعی از جلب رضایت «مسئولان» عاجز نیستند. مقامات آزادند انتخاب کنند که چه چیزی در فعالیت‌هایشان عمومی بشود، چه چیزی نشود. می‌توان در مورد «تبانی پوتین و ترامپ» در وب موش دوانید و یا می‌‌توان هزاران خبر جعلی در مورد «جنایت‌های مهاجمان روس در سرزمین‌های اشغالی» منتشر کرد و در مورد «بوچا» افسانه‌ها ساخت. شبکه‌های اجتماعی ابزارهای چند منظوره هستند.

دفتر تحقیقات فدرال در سطح دولتی در انتخابات مداخله می‌کند و نامزدها را به دلیل عقاید سیاسی‌شان تحت تعقیب قرار می‌دهد. حتی خانۀ رئیس جمهور سابق را به اتهامات مضحک بازرسی کرد. امیلی فینلی در مقالۀ خود تحت عنوان «دموکراسی از نخبگان و برای نخبگان» می‌نویسد: «سخنرانی پرزیدنت بایدن در اول سپتامبر در فیلادلفیا در خصوص «وحدت»، نمونۀ بارز سردرگمی پیرامون چیستی دموکراسی است… عبارت تهدید دموکراسی آمریکایی این روزها به قدری رایج شده که معنایش را از دست داده است و تنها ایدئولوژی مسلط را در بر می‌گیرد- ایدئولوژی آنقدر فراگیر شده است که دیگر مورد توجه قرار نمی‌گیرد. آن، مانند هوایی است که ما تنفس می‌کنیم».

امیلی فینلی ادامه می‌دهد: این تفسیر سست و آرمان‌گرایانه از حکومت مردمی، افراد عادی را تحقیر می‌کند و اهرم‌های قدرت را در کادر به اصطلاح متخصص قرار می‌دهد، که با دقت انتخاب شده‌اند. در چارچوب این ایدئولوژی، مفاهیم «دموکراسی» و «مردم» تنها یک پوشش بلاغی برای ارادۀ نخبگان است. فقط به سانسور «اطلاعات غلط» در شبکه‌های اجتماعی در حمایت از «دموکراسی» و «آزادی بیان» توجه کنید. چگونه است که سانسور به حمایت از آزادی بیان تظاهر می‌کند؟ اما این از خیلی وقت پیش معلوم بود…

الکسی دو توکویل پیش‌بینی کرد که دیر یا زود حکومت واقعی مردمی در آمریکا با «قدرت نامحدود دولت قیوم» جایگزین خواهد شد. او معتقد بود که مردم این قیمومیت را تحمل خواهند کرد. زیرا، متقاعد می‌شوند که «انتهای زنجیر» در دست آن‌هاست. «استبدادهای نرم» امروزی در حال تغییر ساختار جمهوری ما هستند. اما، همچنان از واژگان دموکراتیک استفاده می‌کنند. آیا راه بهتری برای خنثی کردن ناراضی‌ها غیر از اینکه آن‌ها را «تهدیدی برای دموکراسی ما» اعلام کنیم، وجود دارد؟ این یا آن واژگان نیز ابزاری برای دستکاری شعور است.

راه‌های زیادی برای خنثی کردن مخالفان سیاست «استادان گفتمان»، از اتهامات ساختگی گرفته تا نظارت غیرقانونی توسط دفتر تحقیقات فدرال «با بهترین انگیزه‌ها» وجود دارد. دولت بایدن اعلام کرد که هرگونه مخالفت با سیاست‌هایش را «تروریسم داخلی» تلقی خواهد کرد. اعلان جنگ علیه «تروریست‌های داخلی»، اختیارات نهادهای فدرال را برای پیگرد قانونی شهروندانی که ظاهراً «تهدیدی برای امنیت ملی شمرده می‌شوند»، تا بی‌نهایت گسترش می‌دهد.

ترور عاقبت دولت‌های پلیسی است. ایده‌های «بازسازی بزرگ» در برابر چشمان تمام جهان تحقق می‌یابد. برای انجام این کار، کافی است از شبکه‌های اجتماعی به‌مثابه بلندگوهای «عقاید مردمی» که بر اساس الگوهای تأمین منافع مقامات شکل گرفته‌اند، استفاده کنیم. در شرایط کنترل شدید اطلاعات، انتخابات آزاد به یک داستان تخیلی تبدیل می‌شود. و شهروندان حتی به بحث در این مورد که آیا دادن چنین اختیاراتی به خدمات فدرال ارزش دارد یا خیر، مجاز نیستند.

آیا آمریکایی‌ها زمانی خواهند فهمید که در یک دولت توتالیتر، الگویی که غرب برای چندین دهه از آن ترسیده است و آزادتر از «چین کمونیستی» نیست، زندگی می‌کنند؟ (گذشته از اینکه چین واقعی شباهتی به آن تصویر ندارد که ارائه می‌دهند). اگر همه چیز در همان محدودۀ تعریف شده توسط غول‌های اطلاعاتی باقی بماند، با قطعیت می‌‌‌توان گفت: نه، آنها متوجه نخواهند شد! ***

۲۲ مهر-میزان ۱۴۰۱




پیوستن طبقه کارگر به خیزش های کنونی نویدبخش آزادی است!

مقاله ۲۳/۱۴۰۱
۲۴ مهر ۱۴۰۱، ۱۶ اکتبر ۲۰۲۲

مـی شنوی شـاعر!
بـرخیـز که الهـام بـر تـو فـرود مـی آیـد
بشنـو که این وحـی زمینـی اسـت
فریـاد گرسنگـی قلـب
بنـویـس!
اینـک شعـری گستـاخ
شعـری مهـاجـم
شعـری دگـرگـون کننـده
شعـری چـون رستـاخیـز. (سیاوش کسرایی شاعر توده ای توده ها؛ “شعـری” از دفتر “بـه سـرخـی آتـش، بـه طعم دود”)

پیش گفتار

شمار مردمی که زیر خط نداری زندگی می کنند، به گفته خود جمهوری اسلامی، دو برابر شده و به ۲۵ میلیون تن رسیده است. میانگین دست مزد کارمندان و کارگران، تنها می تواند یک پنجم هزینه های یک زندگی بخور و نمیر را فراهم کند. زنان، کودکان و حتی مردانی هستند که دست مزد کم‌تر از یک میلیون تومان دارند. زنان و مردان جوان از مردم آزاری گزمگان بی زارند و خلق های میهن از درد ستم ملی فریاد برمی کشند.

کوتاه سخن، کارد ستم جمهوری اسلامی سرمایه داری به استخوان توده ها رسیده است.   

کارگران، فرهنگیان، زنان و مردان جوان آزادی جو و خلق های زیر ستم کرد، آذری، بلوچ وعرب، ستون های بنیانی پیکار کنونی هستند. این جنبش همه گیر و سراسری توانست از سربرداری روسری زن، به نان تنگ دستان و نبرد علیه پیمان کاری کارگران و رزم علیه ستم ملی پل بزند و مانند سریشی این جنبش های تاکنون جداگانه را به هم بچسباند. این نیروها از لایه های زیر ستم های گوناگون هستند که دیگر نمی خواهند زیر سایه سنگین بهره کشی، فرورگرایی (تبعیض) و تاریک اندیشی زندگی کنند.

بگذارید در دنباله این نوشته برآیند پیوستن طبقه کارگر و همگانی شدن جنبش را ارزیابی کنیم و پس از آن به بررسی شکاف در گردان دشمن و نقش شرایط شایسته ذهنی بپردازیم و در پایان نگاهی به پوچ گرایی و رام شدن بخشی از ”چپ” داشته باشیم.  

گام گذاشتن طبقه کارگر به نبردگاه

پیش تر، یا جنبش طبقه کارگر علیه اقتصاد نئولیبرالیستی از هم راهی جنبش آزادی خواهی برخوردار نشده بود و یا جنبش آزادی خواهی از یاری جنبش برابری خواهی و ضدسرمایه داری بی بهره مانده بود. خوش بختانه، هم اکنون این دو جنبش، که دو روی یک سکه هستند و با هم پیوند دیالکتیکی دارند، دارند با هم درآمیخته می شوند. باید به گام گذاشتن طبقه کارگر در این نبرد سرنوشت ساز خوش آمد گفت، چرا که طبقه کارگر از برای ویژگی ضدنئولیبرالیستی خود یک طبقه ضدامپریالیستی نیز است و نیروهای هوادار امپریالیسم را در رهبری جنبش کم توان می کند.       

بیش از سه دهه است که جمهوری اسلامی اقتصاد نئولیبرالیستی را که بیش از همه به زیان کارگران بوده است پیاده کرده است. برایند این سیاست ویران گر اقتصادی دست مزد پرداخت نشده، پرداخت نکردن بیمه، بیرون کردن، پیمان های کوتاه‌ زمان، شرایط کاری توان فرسا برای طبقه کارگر بوده است. این طبقه یک بار دیگر گام به پهنه نبرد گذاشته است، ولی این بار نه تنها برای خواست های اقتصادی، بلکه برای پشتیبانی از جنبش آزادی خواهی زنان و مردان جوان هم. اعتصاب های کارگران پیمانی صنعت نفت برای نخستین بار از خواست های صنفی فراتر رفته است و سیاسی شده است.

از روز دوشنبه ۱۸ مهرماه ۱۴۰۱ صدها نفر از کارگران پروژه‌ای در پتروشیمی‌ بوشهر، پتروپالایش کنگان و کارگران پارس جنوبی و پالایشگاه آبادان و چند جای دیگردر شهرهای بوشهر، عسلویه، بندر عباس و آبادان دست از کار کشیدند. تازه ترین گزارش ها نشان می دهد که جمهوری اسلامی صدها نیروی یگان ویژه را برای سرکوب کارگران راهی بوشهر کرده است. شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی می گوید که دست کم ۱۸ نفر از کارگران پروژه ای بازداشت شدند. این شورا در بیانیه ای می نویسد که «کارگران صنعت نفت ایران هم قدم و همراه با مردم سراسر کشور هر روز به اعتراضات خود ادامه می دهند.»

شورای اتحادیه کارگران آزاد ایران، در دو بیانیه با هشدار می نویسد که اگر نیروهای نظامی و امنیتی تفنگ شان را به زمین نگذارند، کارگران اعتصاب می کنند و همه ی ساخته های خود در ماه های گذشته را نیز ویران خواهند کرد. فراخوان های گوناگونی از سوی اتحادیه های کارگری هفت تپه و هپکو اراک در پشتیبانی از اعتصاب های کارگران صنعت نفت داده شده است.

هم اکنون ۳۴ هزار کارگر شرکت نفت کارگران پیمانی هستند. شوربختانه، تا کنون کارگران رسمی شرکت نفت ایران، به این اعتصاب نپیوسته اند.

با این همه، گام گذاشتن کارگران پروژه ای نفت در پشتیبانی از جنبش سراسری مردم ایران، هم سنگی نیروها را در جنبش به سود نیروهای “چپ”انقلابی بر هم می زند.

همگانی شدن جنبش

هم راه با کارگران پروژه ای نفت، رانندگان کامیون و کارگران فولاد کاوه نیز دست از کار کشیدند و به جنبش پیوسته اند. هفته پیش آموزگاران دلیر و آگاه دست از کار کشیدند و دانش آموزان پر شور سراسر کشور از رفتن به دبستان و دبیرستان خودداری کردند. رضا حاجی‌پور،‌ نماینده مجلس ایران، هم پنجشنبه گفت دانش‌آموزانی که بازداشت شدند «جزو افرادی محسوب می‌شوند که تحت تاثیر رسانه‌های خارجی بودند.» علی فدوی جانشین فرمانده سپاه پاسداران هفته پیش گفت که میانگین سنی بازداشت شدگان ۱۵ سال است. گزارش عفو بین‌الملل می گوید که ۲۳ کودک ۱۱ تا ۱۷ ساله کشته شده‌اند.

با این همه، یکی از بزرگ ترین دروغ گویان تاریخ، یوسف نوری، وزیر آموزش و پرورش نیز روز ۱۹ مهر گفت: «دانش آموزی در زندان نداریم […] دوستان کارشناس، کارشان را انجام می‌دهند تا بعد از اصلاح به محیط مدرسه برگردند.» کانون صنفی معلمان ایران: «. وزیر آموزش و پروش را “بی‌صلاحیت” دانسته». شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران نیز در باره ی سخنان وزیر آموزش و پروش گفته است: «چنین وزیری با چنان میزان از بی‌مسئولیتی نسبت به جوانان حق‌خواه وطن نشان از عمق فاجعه مدیریتی در سرزمینی است که ناشایسته‌ترین و نالایق‌ترین افراد بر مناصب امور تکیه زده‌اند‌.» کانون صنفی معلمان ایران گفته است: «این گونه رفتارهای نابخردانه به پادگانی شدن فضاهای آموزشی و سلب ماهیت علمی و فرهنگی کلاس‌های درس منجر خواهد شد.»

در روزهای گذشته در ایلام، کرمانشاه، سنندج، دیواندره، سقز، مریوان، بانه، مهاباد، بوکان و ارومیه خیابان ها جولان گاه توده های خروشان بوده است. سازمان حقوق بشر گزارش داده است، دست‌کم  چهار نفر در شهرهای کردنشین کرمانشاه، سنندج و بوکان زخمی یا کشته شده اند. دانش جویان دانشگاه های کشور هم با ایستادگی خود رژیم را بیش از پیش زیر فشار گذاشته اند. دانش جویان در هفته‌های گذشته کانون خیزش برای آزادی و علیه روسری بودند. پرخاش گری ددمنشانه نیروهای امنیتی با دانش جویان در دانشگاه شریف رسانه‌ای شد.

اعتصاب های پر شکوه کارگری، پایداری درخشان مردم شهرهای سنندج، سقز و مریوان و فریاد روزانه پرشور دختران و پسران جوان در خیابان های شهرهای گوناگون کشور، باد تازه و گل بیزی بر جنبش نیرومند کنونی مردم ایران علیه ولایت فقیه و بورژوازی انگلی دمید.

سال‌هاست که شرایط زندگی فرودستان بدتر شده است. برای پایان دادن به این شرایط نابسامان، تنها رزم مشترک کارگران و رنج بران، فرودستان، آزادی خواهان و خلق های زیر ستم میهن می تواند چاره گشا باشد. این ها همه فَراسَنج هایی (پارامترهایی) هستند که با بزرگ تر شدن پهنا و ژرفای تن جنبش، سرکوب آن را برای رژیم سخت تر می کنند. این همان جنبش هم آهنگ آزادی خواهی و برابری خواهی است که ما سال ها است که چشم به راه آن بودیم.    

 جمهوری اسلامی که همه ی راه های چاره را بسته می بیند، با زبان آتش و آهن سخن می گوید. دست گیری های گسترده رهبران  کارگری در پالایشگاه های نفت و پتروشیمی انجام شد، پاسداران شب پرست به خانه های مردم در کردستان با توپخانه توپ پرتاب می کنند و مردم کوچه و بازار را به تیر می بندند. شرایط در بلوچستان مانند حکومت نظامی است و در آن جا هم به خیزش آرام مردم با توپ و تفنگ پاسخ داده می شود. این جنبش که هم اکنون همگانی شده است و همه ی پهنه های ستم رژیم را با تیر خود نشانه می گیرد، باید بتواند همه ی هواداران و خواهان آزادی مدنی، رهایی ملی و برابری اجتماعی را در خیابان ها نگه دارد. روشن است که در سپهر سیاسی کنونی، باید شعار “زن، آزادی، زندگی” را با شعارهای بسیار شایسته ی دیگر هم چون “نان، کار، آزادی “، “زندانی سیاسی آزاد باید گردد”، “مرگ بر دیکتاتور” ، “فارس، کرد، عرب، بلوچ، آذری در اتحاد ملی” و ” سندیکای کارگری سراسری” نیر پیوند داد.

سرکوب جنبش و شکاف در گردان دشمن

یکی از برجستگی های ویژه جنبش کنونی بریدن مردم از همه ی دسته های رژیم است. در خیزش های کنونی هیچ یک از دسته های جمهوری اسلامی، از اصلاح خواهان تا کارگزاران، نتوانستند سوار بر خیزاب جنبش شوند و آن را به شیوه های گوناگون به زیر عبای ولایت فقیه بکشانند. این نشان گر این است که کف گیر جابجایی نیروها در درون جمهوری اسلامی به ته دیگ خورده است و اصلاح‌ خواهان بی آب روتر از آن هستند که جمهوری اسلامی بتواند با فریب مردم آن ها را جانشین واپس گرایان کنونی کند.

کودکان، دختران، پسران، کارگران و خلق های ستم دیده با پیکار خود خشم مزدوران سرکوب گر را برآوردند. رژیم که اندوخته های فراوانی از سرکوب جنبش دارد، سران و رهبران جنبش را گُل چینی می کند و به زندان و شکنجه گاه می فرستد. نیروهای ضد شورش بسیج و آماده باش نیروهای سپاه و نیروهای امنیتی هر کدام با شیوه های گوناگون به شکار آزادی خواهان می پردازند.

هر خیزشی که بخواهد دستگاه فرماندهی بورژوازی انگلی را تکان بدهد، بی گمان باید بتواند در میان فرمان روایان در باره ی چگونگی برخورد با آن شکاف بیندازد.

ما هم اکنون چنین شکافی را- هر چند کوچک – در راه برد رژیم در برابر جنبش می بینیم. آقای خامنه ای پافشاری بر سرکوب دارد و جنبش را وابسته به نیروهای برون مرزی و امپریالیستی می داند. او حتا از گزمگان رژیم برای برخورد سنگ دلانه با شورشیان ستایش می کند. اژه ای آدم کُش به داورهای دادگاه انقلاب هشدار داد که هنگام داوری در باره ی شورشیان دل سوزی نکنند که ستم به نظام است.   

برخی ها سخن از سخت گیری بی خودی می رانند. آقای احمدی نژاد برخورد با “حجاب” را کژروی از هدف های انقلاب دانست. آقای علی لاریجانی، درگیری گزمگان با پوشش زنان را از دامنه کار پاسداران بیرون می داند و خواستار سخت گیری در این باره نیست.

برخی از نمایندگان مجلس از بستن شبکه های اجتماعی خرده گرفته اند و برخی دیگر از بررسی یک سویه صدا و سیما در این باره انتقاد کرده اند. برخی ها مانند سید محمد صدر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام می گویند که باید برخورد ره نمایانه کرد و نه با زور فرمان روایی راند. برخی ها خواهان اصلاح قانون “حجاب” هستند و برخی ها “گشت ارشاد” را سرزنش می کنند.  

فرمانده نیروی انتظامی از چهار تن از نمایندگان مجلس مسعود پزشکیان نماینده تبریز، جلیل رحیمی جهان‌آبادی نماینده تربت‌جام و تایباد، معین الدین سعیدی نماینده چابهار و مهدی فرشادان نماینده سنندج شکایت کرد. پزشکیان، در واکنش به مرگ ژینا مهسا امینی در بازداشتگاه گفت: «دختر جوان همین‌جوری نمی‌افتد بمیرد؛ اگر ریگی به کفشتان نیست شفاف باشید». جلیل رحیمی جهان آبادی  نوشت: «موضوع مهسا امینی و حادثه رخ داده را باید مجلس به دقت مورد بررسی و هرگونه تخلف، قصور یا جنایت احتمالی را با قطعیت پیگیری نماید.» مهدی فرشادان گفت: «در مقابل مرگ مشکوک مهسا امینی و جریحه‌دار شدن احساسات مردم سکوت نخواهم کرد.» عین الدین سعیدی  گفت:«نیروی انتظامی، فارغ از اینکه برخورد فیزیکی با مهسا امینی صورت گرفته است یا نه، باید پاسخگو باشد».

سخنان این نمایندگان که از سرندهای چندگانه رژیم برای نامزد شدن گذشته اند و از عاشقان “ولی فقیه” و پشتیبانان “نظام” هستند، نشان گر فراگیرشدن ترس برخی ها از مهره های رژیم از پاسخ گویی آینده در برابر دادگاه خلق است و آن ها می خواهند که خود را بدین گونه از این گناهان پاک بنمایانند.   

هنگامی که بخشی از دستگاه فرمانروایی، راه چاره جویی کنونی را زیر پرسش می برد، این نشانه کاهش خودباوری رژیم به خود و شکاف در میان زراندوزان خودکامه است.

هر چند که همه ی این شکاف می تواند ساختگی هم باشد، به این معنا که خامنه ای و اژه ای وظیفه خشنود کردن واپس گرایان را در میان هواداران ولایت فقیه بر دوش گرفته اند و دیگران وظیفه خشنود کردن هواداران ملایم رژیم را. اگر حتا این گمان هم درست باشد، باز باید گفت که واقعیت زندگی و فشار توده ها و حتا هواداران خود رژیم، آن ها را وادار کرد که دست به این نمایش بزنند.

نقش شرایط شایسته ذهنی

”چپ” انقلابی هم واره باید در کنار توده های ستم دیده، بهره کشی شده در جنبش کنونی بایستد و برای سرکردگی انقلابی طبقه کارگر برزمد. حزب توده ی ایران بارها گفت است که رویای این که یک نیرویی به تنهایی بتواند پیروز شود پندارگونه است. آنی ترین و برجسته ترین وظیفه کنونی ”چپ” انقلابی هم گام شدن و یگانه شدن است، تا پیش آهنگان طبقه کارگر بتوانند هم صدا در جنبش شرکت کنند؛ صدایی که تندرش آرامش از چشمان ولایت خواهان و شاه خواهان برباید.

”چپ” انقلابی باید هم چنان به نقش پرخاش گر امپریالیسم در میهن ما که به دنبال چند پارگی هست آگاه باشد و رزم علیه جمهوری اسلامی سرمایه داری و نبرد علیه امپریالیسم که در پیوند با هم هستند را یک پیکار بداند.

باید به یاد داشت که سرشت انقلاب کنونی – انقلاب ملی- دموکراتیک – ویژگی های سه گانه ضد امپریالیستی، ضددیکتاتوری و ضدسرمایه داری دارد. این ویژگی های نه تنها خوش آیند دوستانی که به دنبال انقلاب سوسیالیستی هستند می باشد، بلکه حتا هدف های نزدیک انقلاب آینده – گذشته از نام آن- میان نیروهای ”چپ” انقلابی کمابیش همانند هم هستند.

شرایط شایسته انقلاب است . بیش تر مردم ما خواهان زندگی کردن مانند گذشته نیستند؛ بورژوازی انگلی و ولایت فقیه توانایی حل چالش های انباشته جامعه را ندارند؛ زنان و مردان جوان و کارگران از ناخشنودی گذشتند و جان بازانه برای دگرگونی نبرد می کنند. بی تردید طبقه کارگر در این روند انقلابی وظیفه انقلابی خود را برای رهبری بر دوش خواهد گرفت. طبقه کارگر تنها طبقه ای است که بازتاب دهنده منافع همه ی لایه های درگیر در جنبش است. بر ”چپ” انقلابی است که تا با هم اندیشی و هم گامی شرایط شایسته ذهنی انقلاب را فراهم آورد. این ”چپ” انقلابی با یگانگی می تواند نیروهای مردمی را از ایستادن زیر چتر بورژوایی انگلی و جهانی و خرده بورژوایی برهاند. شرکت ”چپ” انقلابی با صفی یگانه و هم گام در این خیزش ها، تنها راه شکست تلاش های رژیم برای سرکوب جنبش است.

”چپ” انقلابی باید تلاش کند که لایه های رنج بر را هم به خیابان ها بکشاند و هنوز هم گروه های کارگری بسیاری در تردید به پیوستن به جنبش هستند که نیروهای ”چپ” انقلابی باید آن ها را برای نیرومند کردن ایستادگی در برابر دستگاه سرکوب گر رژیم به جنبش پیوند دهند. هر چه شمار و کیفیت طبقه کارگر در جنبش سنگین تر شود، در دست گیری رهبری از سوی ”چپ” انقلابی آسان تر خواهد شد. باید به یاد داشت که ”چپ” انقلابی نه تک تک،  بل که هم صدا، هم گام با هم، باید گام به نبردگاه سرنوشت ساز کنونی بگذارد.

در این خیزش بزرگ مردمی، جای گاه سنگین طبقه ی کارگر جنبش را به ”چپ” می کشاند. در کارزار کنونی هیچ چیزی برجسته تر از فراهم آوردن شرایط ذهنی انقلاب نیست؛ و هیچ پیش شرطی هم برای آفرینش شرایط ذهنی، برجسته تر از رهبری ”چپ” انقلابی در جنبش نیست؛ و هیچ پیش شرطی برای رهبری ”چپ” انقلابی، برجسته تر از هم اندیشگی، هم آهنگی و هم گامی نیروهای ”چپ” انقلابی نیست. هیچ نهادی، هیچ دسته ای و یا هیچ گروهی نمی تواند در خیزش توده ای کنونی جای یک ”چپ” انقلابی هم پیمان و هم آهنگ را پُر کند.

کژاندیشی برخی “چپ”ها

کسانی زیر نام ”چپ” تخم ناامیدی و پوچ گرایی در زمین جنبش می کارند. کسانی در ”چپ” با یادآوری پس ماندگی اجتماعی – اقتصادی و رشد کم نیروهای تولیدی، فرادستی طبقه کارگر در جنبش را یک رویا می دانند که نیازی به آن نیست. آن ها به جای کار کردن میان کارگران، آن ها را برای نداشتن “درکی از نبرد طبقاتی” گناه کار می دانند. بدین گونه، آن ها به این دو دلیل دست روی دست هم گزاری و پوچ گرایی را میان “چپ”ها گسترش می دهند.   

بگذارید هر دو این دلیل را کمی بشکافیم.

یک- آیا به راستی برای انقلاب و رهبری طبقه کارگر باید چشم به راه نمو نیروهای تولیدی بود؟

ببینیم رفیق جان داده راه آزادی و برابری ما رفیق نیک آیین در این باره چه می گوید.” وقتی ما از شرایط عینی انقلاب صحبت می کنیم منظور آن نیست که نیروهای مولده به درجه معینی از رشد و بلوغ رسیده باشند و تضاد بین آنها و مناسبات تولیدی به اندازه معینی پخته شده باشد. اینها هم البته عوامل عینی هستند ولی در مقطع بحث ما رشد نیروهای مولده و تشدید تضاد اساسی، یک محمل عمومی است که مثلا هم اکنون در کشورهای سرمایه داری حاصل است ولی ضرور نکرده که به صرف وجود آن، انقلاب رخ دهد. اهمیت درک مقوله وضع انقلابی در اینجا است.” (ماتریالیسم تاریخی- درس ۷۷- شرایط عینی و ذهنی انقلاب- وضع انقلابی )

دوم- آیا به راستی باید کارگران را برای “درک نکردن نبرد طبقاتی” سرزنش کرد؟

مارکس سخن از “خودآگاهی خود انگیخته‌ی پرولتاریا” می کند که باید به “آگاهی طبقاتی” فرا روید. آگاهی طبقاتی یعنی آگاهی یک طبقه از جای گاه اقتصادی‌ و منافع خود در ساختار اقتصادی- اجتماعی جامعه ای که در آن زندگی می کند. ولی این گونه “چپ”ها به جای این که با پذیرفتن وظیفه برجسته خود، “خود آگاهی” کارگران را به “آگاهی طبقاتی” برسانند، هم دست با بورژوازی انگلی “آگاهی دروغین” میان طبقه کارگر می پراکانند و به آن ها می گویند که چاره دیگری فرای ایستادن کنار بورژوازی انگلی در برابر امپریالیسم ندارند.  

آگاهی دروغین که بورژوازی آن را میان کارگران پخش می کند، کارگر را از دیدن پیوند با طبقه خود که منافع طبقاتی ویژه و مشترک در نظم اقتصادی- اجتماعی دارد، ناکام می سازد. کارگران از آگاهی دروغین رنج می‌برند، زیرا با گم راهی رسانه های دروغین بورژوازی، روابط اجتماعی، (مانند فرمان روایی طبقاتی بورژوازی) در ذهن آن ها بازتاب گنگی می یابد و درک آن را برای کارگران دشوار می سازد. مارکس بی آنکه نام آن را ” آگاهی دروغین” بگذارد روشن می سازد که چگونه طبقه های پایینی با فریب سامان مند (سیستماتیک) بورژوازی، روابط اجتماعی فرمان روا را  نادرست درک می کنند.   

بدین گونه، نقش پیش آهنگ، نه سرزنش طبقه کارگر برای فرانرفتن از “خود آگاهی” به “آگاهی طبقاتی” ، و نه پراکندن “آگاهی دروغین” هم گام با بورژوازی است. پیش آهنگ باید با کار پیوسته و شکیبا، “خود آگاهی” طبقه کارگر را به “آگاهی طبقاتی”  فرا رویاند.

اندیش مند بزرگ ما، رفیق طبری می گوید که “پرولتاریا بسیار زود ایدولوژی انقلابی خود را به دست روشن فکران انقلابی ایجاد کرد، چون خود او قادر نیست از حد خودآگاهی صنفی و سندیکایی – به علت محدویت های خود- بالاتر رود و لذا این وظیفه به گردن گروهی از دانشمندان خرده بورژوازی انسان دوست و صدیق در علم افتاده است.”

برای همین، نقش پیش آهنگ رزمنده در جنبش های اجتماعی پُررنگ می شود. آن ها هستند که باید طبقه کارگر را از تپه خودآگاهی به بلندای کوه آگاهی طبقاتی برسانند.    

پایان سخن

شاخه های جنبش گسترش می یابند و پُر برگ می شوند و درخت جنبش را تنومند تر می کنند. هم اکنون لایه های گوناگون اجتماعی، مانند دانش آموزان، دانش جویان، فرهنگیان، زنان و کارگران در این جنبش شرکت دارند که نوید بخش ترین آن شرکت طبقه کارگر است. خلق های ایران از خاکستر سوگ برخاستند و هم اکنون آتش خشم خود را به سوی خانه ستم روان می کنند.

با این همه، جنبش هنوز نیاز به شرکت برخی از بخش های سنگین کارگری دارد که هنوز به جنبش سراسری نپیوسته اند. افزون بر این، لایه های تنگ دست و تهی دست را باید به پهنه نبرد کشاند. کار سازمان دهی این لایه های بر پایه ویژگی اجتماعی که دارند آسان نیست، ولی پیوستن آن ها به جنبش سراسری که در پیرامون همه ی شهرهای بزرگ در خانه های فرسوده و یا حلبی و لاستیکی زندگی می کنند، می تواند پایه های رژیم را سست کند. 

آمدن بخشی از طبقه کارگر و شرکت آشکار هواداران ”چپ” انقلابی در جنبش، وظیفه هم گرایی ”چپ” انقلابی را بیش از پیش برجسته کرده است. ”چپ” انقلابی یگانه باید با یک صدا به هواداران بگوید که چه کنند، چه شعارهایی بدهند و چگونه سازمان دهی کنند.

”چپ” انقلابی باید به آزادی خواهان بگوید که امپریالیسم و واپس گرایان، اگرچه که با هم درگیرند، ولی برای دزدیدن سرمایه ملی، دریدن و نابودی کارگران و فرودستان بی‌شرمانه با هم هم گامند. ”چپ” انقلابی باید به دلاوران جنبش بگوید که امپریالیست‌ها و هوادارانش همان هایی هستند که هوادار تحریم اقتصادی میهن هستند، همان هایی هستند که به امپریالیسم انگیزه می دهند و از او خواهش می کنند که به میهن ما یورش برد، نباید فریب و نیرنگ و شعار آزادی خواهی آن ها را خورد.

کوتاه سخن، یک ”چپ” انقلابی هم بسته و یکپارچه، باید کشتی جنبش را در دریای خروشان روی دادهای کنونی به سوی کرانه های آزادی و برابری رهبری کند.

خو گر به راه رفتن و برخاستن شود
دست شکسته بار دگر پتک زن شود.
(سیاوش کسرایی؛ “بـه سـرخـی آتـش، بـه طعم دود”)




حزب تودۀ ایران: درود پرشور بر کارگران پروژه‌ای شاغل در پتروشیمی بوشهر و کارگران پیمانی فاز دوم پالایشگاه آبادان

پیش به‌سوی تدارک و سازماندهی اعتصاب‌های کارگری و اعتصاب عمومی

بر اساس گزارش های رسیده کارگران پیمانی و قراردادموقت شاغل در پروژه های میدان های نفتی و گاز واقع در پارس جنوبی (عسلویه- استان بوشهر) کارگران پیمانی فاز دوم پالایشگاه آبادان امروز ۱۸ مهرماه در همراهی با جنبش اعتراضی سراسری مردم، دست از کار کشیده و اعلام اعتصاب کردند.

اعلام اعتصاب کارگران پیمانی شاغل در بخش صنایع نفت در عسلویه، و کارگران پیمانی فاز دوم پالایشگاه آبادان پس از فراخوان چندی پیش شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان به‌اعتصاب و تعطیلی مدارس، دومین گام مهم به‌سوی سازماندهی رشته‌اعتصاب‌های فلج‌کننده به‌هدف امکان‌پذیرساختن اعتصاب عمومی است. طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان میهن ما درطول سالیان اخیر بارها با اعتراض و اعتصاب‌های خود نه‌تنها خواستار تامین منافع صنفی – رفاهی خود بلکه خواهان تامین و تضمین حقوق دیگر لایه‌های اجتماعی مخالف دیکتاتوری حاکم بوده‌اند.

مبارزه کارگران و زحمتکشان علیه برنامه خصوصی‌سازی، آزادسازی قیمت‌ها و برنامه‌های اقتصادی ضدمردمی هم‌چون برنامه هدفمندی یارانه‌ها و جراحی اقتصادی که اینک توسط دولت ضدملی ابراهیم رئیسی به‌اجرا درآمده، مضمون و خصلت سیاسی داشته و رویارویی با دیکتاتوری حاکم و سمت‌گیری اقتصادی – اجتماعی آن بوده‌است.

اعتصاب کارگران پیمانی شاغل در بخش صنایع نفت در عسلویه، و کارگران پیمانی فاز دوم پالایشگاه آبادان می‌تواند آغاز رشته ‌اعتصاب‌های کارگری در اوضاع حساس کنونی و به‌سود ارتقاء سطح جنبش مردمی علیه دیکتاتوری حاکم باشد. اعتصاب‌های کارگری توانایی توده‌های مردم و جنبش‌های اجتماعی نظیر جنبش دلیرانه زنان، دانشجویان و جوانان را بالا برده و زمینه‌های ژرفش بیشتر جنبش سراسری اعتراضی کنونی را فراهم می‌سازد.

تدارک و سازماندهی زمینه های ضرور اعتصاب‌ها دراین مقطع زمانی حساس می‌باید بسیار هوشیارانه، متشکل و به‌دور از هرگونه پراکندگی باشد. می‌توان با اتحادعمل فراگیر پیوند ضرور با جنبش اعتراضی سراسری مردم را پدید آورد. امری که حکومت جمهوری اسلامی به‌شدت ازآن وحشت دارد.

طبقه کارگر ایران با  پیگیری مطالبات برحق و دیرینه خود  ضمن تاکید بر منافع طبقاتی خویش از منافع همه جنبش، خواسته‌های زنان دلیر، دانشجویان و جوانان قهرمان که در دانشگاه‌ها و محلات در برابر ماشین سرکوب مقاومت می‌کنند، دفاع می‌کند. آغاز اعتصاب کارگران پیمانی شاغل در بخش صنایع نفت در عسلویه، و کارگران پیمانی فاز دوم پالایشگاه آبادان در اوضاعی که رژیم با ددمنشی به‌سرکوب ادامه می‌دهد و با بازداشت‌های گسترده می‌کوشد صدای جنبش اعتراضی را خفه کند، از اهمیت فوق‌العاده برخوردار است. حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران با حمایت قاطع از اعتصاب کارگران پیمانی شاغل در  پروژه های مربوط به صنایع نفت و پتروشیمی، همه کارگران و زحمتکشان فکری و یدی را به پشتیبانی از این اعتصاب، اتحادعمل فراگیر و تشدید مبارزه با تدارک و سازماندهی زمینه برپایی اعتصاب‌های سازمان‌یافته فرا می‌خواند.

پیروز باد مبارزه مردم ایران علیه دیکتاتوری حاکم!

پیش به‌سوی گسترش و هماهنگی اعتراض‌ها و تدارک اعتصاب عمومی!

درود آتشین بر کارگران پیمانی صنایع نفت و گاز و پتروشیمی و همه کارگران و زحمتکشان میهن ما!

حزب توده ایران




گسترش اعتصاب در پالایشگاه آبادان

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت خبر داده است، امروز سه شنبه نوزدهم مهر کارگران شاغل در شرکت پالایش نفت آبادان مقابل گیت ورودی پرسنل تجمع و اعتصاب خود را آغاز کردند.

بنابر این گزارش از روز گذشته بخش هایی از کارگران که در فاز دو دست از کار کشیده بودند با مداخله نیروهای حراستی مواجه شدند که تلاش داشتند از شکل گیری اولیه اعتصاب جلوگیری کنند.

اتحادیه ی آزاد کارگران ایران نیز گزارش داده است: صبح امروز سه‌شنبه ۱۹ مهرماه ۱۴۰۱، کارگران پروژه‌ای شاغل در پتروشیمی آبادان از ساعات اولیه صبح دست به اعتصاب زده و مقابل درب گیت ۱۴ تجمع کرده‌اند.

کارگران پروژه‌ای نفت در تداوم خیزش سراسری در سطح کشور از روز دوشنبه ۱۸ مهرماه دست به اعتراض زده‌اند.

کارگران پالایشگاه آبادان مطالبات صنفی مشخصی از قبیل چند ماه حقوق پرداخت نشده نیز دارند اما اعتصاب امروز این کارگران در تداوم اعتصاب نیروهای پروژه‌ای صنعت نفت در حمایت از اعتراضات مردمی شکل گرفته است.

شورای صنفی اعتراضات در گزارش دیگری خبر داده است، روز گذشته تعدادی از کارگران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.
اسامی این کارگران به شرح زیر اعلام شده است: مهدی جهانبخشی – علی محمودی – هادی مولایی – نورعلی بهادری – فرید کوراوند – کامبیز مهمدی – شاهین نجفی – احمد پور – فرشید مرادی – علی شاپوری و امید کوراوند.

تعدادی از کارگران پیشنهاد تجمع برای روز چهارشنبه در محل سه راه عسلویه را داده و گفته اند تا آزادی افراد بازداشت شده به اعتراض ادامه خواهند داد.

ادامه ی اعتراضات

● در دانشگاه گیلان اعتراض گسترده ای در حال برگزاری است. دانشجویان معترض در محوطه ی دانشگاه رژه می روند و سایر دانشجویان را به حمایت فرا می خوانند.

● دختران دانش آموز در مریوان بار دیگر به خیابان آمده و تظاهرات کرده اند.

● ویدئوهایی از اعتراضات شبانه ی شب گذشته ی مردم در یزدان شهر اصفهان و ورامین امروز در شبکه های اجتماعی منتشر شده است.

● یک ویدئو که تازه منتشر شده و مربوط به ۱۸ مهرماه است، فولاد شهر اصفهان را نشان می دهد که نیروهای سرکوب به طور پیوسته به طرف معترضین شلیک می کنند.

سایر خبرهای روز بیست و پنجم خیزش انقلابی مردم ایران

● ظهر دیروز عابد توانچه فعال سیاسی چپ گرا در حمله نیروهای امنیتی به منزلش در رشت بازداشت شد. هیچ خبری از وضعیت وی پس از بازداشت و محل نگاهداری اش در دست نیست.

● سایت «هه‌نگاو» که اخبار حقوق بشری در کردستان را دنبال می‌کند، شامگاه دوشنبه از درگیری و رگبار گلوله در سنندج خبر داد.
این سایت در صفحه توئیتری خود نوشت: «سنندج زیر رگبار، هجوم نظامی تمام قد، دسترسی به اینترنت قطع، دسترسی به وسایل اولیه پانسمان و درمان قطع اما سرفرازانه در حال مقاومت است».
ویدئوهایی نیز از اعتراضات شب گذشته در سنندج منتشر شده است. سنندج در روزهای اخیر بویژه شامگاه یکشنبه صحنه اعتراضات گسترده‌ای بود که به درگیری بین معترضان و نیروهای امنیتی منجر شد.

● یک شهروند معترض اهل سقز به نام اسماعیل دزوار که توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و به شدت مورد شکنجه قرار گرفته بود، جانباخت.
بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، ساعت ۲۳ شامگاه یک‌شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۱ (۹ اکتبر ۲۰۲۲)، نیروهای اطلاعات سپاه که همگی لباس شخصی بر تن داشتەاند جسد اسماعیل دزوار را با آمبولانس به بیمارستان شفا در سقز منتقل کرده‌اند.
به گفته یکی از پرسنل بیمارستان، اسماعیل دزوار در اثر شکنجه شدید جانش را از دست داده و آثار کبودی بر بدن و به ویژه کبودگی و شکستگی بر قفسه سینه وی کاملاً مشهود بوده است. سپاه گفته است دلیل مرگ او «سانحه ی رانندگی» نوشته شود.
 منابع هه‌نگاو گزارش داده‌اند که اسماعیل دزوار ظهر روز یکشنبه ١٧  مهر‌ماه در نزدیکی پلیس راه سقز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.

● پنج مجری صدا و سیما استعفا داده اند. سایت «اسکان‌نیوز» دوشنبه ۱۸ مهرماه، نوشت که باربد بابایی، پیمان شیخی، مجید غضنفری، محمدحسنی و مجتبی پوربخش از مجریان تلویزیونی همکاری خود را با صدا و سیمای جمهوری اسلامی قطع کرده‌اند.
جدا شدن مجریان صدا و سیمای ایران در حالی صورت می‌گیرد که این نهاد نقش فعالی در سناریوسازی‌های نیروهای امنیتی، تحقیر و سرکوب معترضان در دهه‌های گذشته داشته است.

● بیش از ۸۳ درصد از ۱۱۵ هزار مورد درخواست ثبت آهنگ برای بخش جدید جایزه موسیقی «گرمی» مربوط به آهنگ «برای» از شروین حاجی‌پور بوده است.
«آکادمی ضبط» با اعلام این خبر نوشت این جایزه ویژه برای قدردانی از آهنگی در نظر گرفته شده که «تأثیر اجتماعی عمیقی داشته است».
بر اساس این گزارش، از ۱۱۵ هزار درخواست ثبت‌شده برای این جایزه تا روز گذشته بیش از ۹۵ هزار مورد درخواست ثبت آهنگ «برای» را داشته‌اند، ضمن آن‌که آخرین فرصت برای ثبت درخواست‌ها ۱۴ اکتبر اعلام شده است.
شروین حاجی‌پور، آهنگساز و خواننده ترانه «برای»، پس از فراگیرشدن این آهنگ، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شد و پس از آزادی موقت نیز اعلام شد اتهامات او «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «تحریک افراد به اعمال خشونت‌آمیز» است و قرار است محاکمه شود.