مقاله ۲۴/۱۴۰۲
۲۶ شهریور ۱۴۰۲، ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۳
« سیمرغ را بال ها از پرواز است» (احسان طبری)
پیش گفتار
در گذشته های نه چندان دور دسته بندی کردن ”چپ” ها آسان بود. مقوله های رفورمیست، رویزیونیست (بازبین گرایانه)، اپورتونیسم ”چپ” و اپورتونیسم راست، برای گروه هایی که از خط جهانی کمونیسم به دور بودند به کار برده می شد. بگذریم از این که هر گروهی خود را گرانی گاه این دسته بندی می دانست و دیگران را در هم سنجی با خود اپورتونیسم ”چپ” و اپورتونسیم راست می خواند. اپورتونسیم راست از دیدگاه های رفورمیستی و بازبین گرایانه برای پیش برد سیاست های خود سود می جوید. اپورتونسیم ”چپ” دست به رویزوینیسم از ”چپ” می زند و می خواهد که بسیاری از گام ها را یک شبه بپیماید و هیچ گونه سازشی را نمی پذیرد.
ادبیات مارکسیستی ریشه اپورتونسیم راست را در ره یافت (رسوخ) ایدولوژی بورژوازی و ریشه اپورتونسیم ”چپ” را در ره یافت ایدولوژی خرده بورژوازی در جنبش کارگری و کمونیستی می داند. لنین اپورتونیسم راست را که به دنبال برخی دست آوردهای گذرا می رود و منافع راستین دراز زمان کارگران را فراموش می کند دشمن کارگران میدانست و لنین همان گونه که در “بیماری کودکی «چپگرایی» در کمونیسم” نوشت، با اپورتونیسم “چپ” هم میانه خوبی نداشت.
در آغاز این نوشته ما به چند کژروی در جنبش کارگری میهن خود می پردازیم. پس از آن، از زبان واپس گرایان نشان خواهیم داد که شرایط اقتصادی- اجتماعی جامعه ما به چه اندازه ناگوار است. در دنباله نوشته، ما نقشه های رژیم برای نجات خود با کمک اصلاح خواهان درمانده را بررسی می کنیم. در پایان ما کوتاه نکته های برجسته “چه باید کرد” را می شناسانیم.
”چپ” در پهنه شطرنج سیاسی میهن
هنگام بررسی کژروی “چپ” در پهنه شطرنج سیاسی میهن، ما در می یابیم که شرایط بسیار پیچیده و در هم بر هم رفته است. ما از یک سوی با گروه هایی روبرو هستیم که سر سازگاری با سوسیال دموکراسی کردن سازمان های ”چپ” ندارند و به مارکسیسم- لنینیسم سوگند می خورند؛ دیکتاتوری پرولتاریا را می پذیرند؛ ویژگی های ضدامپریالیستی دارند، ولی هنگام برخورد با جمهوری اسلامی سرمایه داری، نه تنها ایستادن زیر پرچم یک لایه بورژوازی را درست می دانند، بل که به دیگران هم سفارش می کنند که به دنبال همین کار بروند. از سوی دیگر با گروه هایی روبرو هستیم که خود را دموکرات های سوسیالیست می خوانند؛ مارکسیسم- لنینیسم تنها ایدولوژی آن ها نیست، بل که آن را در کنار تئوری ها پست مدرنی به کار می برند؛ ویژگی های ضدامپریالیستی ندارند و یا نبرد ضدامپریالیستی برای آن ها برجسته نیست، برای برپایی آزادی و دموکراسی برای میهن ما تلاش می کنند، ولی هنگام برخورد با جمهوری اسلامی سرمایه داری، آن ها هم ایستادن زیر پرچم یک لایه بورژوازی را درست می دانند، و یا چشم به راه کمک از امپریالیسم هستند.
گروه نخست با این که از دید ایدولوژیک مارکسیسم- لنینیسم است، ولی در کنش سیاسی خود به رفورمیسم باور دارد و در عمل با بازبینی در ایدولوژیک مارکسیسم- لنینیسم، خواهان آشتی طبقاتی هست. می توان گروه دوم را که هم از دید ایدولوژیک و هم در کنش سیاسی خود نگرش رفورمیستی دارد و بازبین گرایانه با مارکسیسم- لنینیسم برخورد می کند، اپورتونست راست خواند؛ بسیاری از این گروه هنوز امید فرجود (معجزه) از امام زاده اصلاح خواهان دارند.
روشن است که این دو گروه، دوست دارلایه های گوناگون بورژوازی هستند، ولی هر دو سرکردگی بورژوازی را پذیرفتند. گروه نخست به دنبال بورژوازی بازرگانی سنتی و بورژوازی نظامی (نمایندگان سیاسی این لایه های بورژوازی اصول گرا خوانده می شوند) می رود که زبان ضدآمریکایی به کار می برند و گروه دوم به دنبال بورژوازی بوروکراتیک و بورژوازی مالی (می توان نمایندگان سیاسی این لایه های بورژوازی را هم راه با اصلاح خواهان هواداران ایدولوژی بورژوازی لیبرال خواند) می رود که گفتمان دموکراسی را، هر چند تنها در سخن، می پذیرند. هر دو گروه در عمل به دنباله روی از یک یا لایه هایی بورژوازی انگلی می پردازند و به دنبال آشتی طبقاتی هستند.
بدین گونه، بخش بزرگی از ”چپ” ما به نیروی بزرگ طبقه کارگر باور ندارد و زیر چتر یک لایه از بورژوازی انگلی در دستگاه فرمان روایی و زیر سایه اصلاح خواهان رانده شده از درون جمهوری اسلامی می ایستد. آن چه که ما یک سان در هر این دو گروه می بینیم به دام افتادن آن ها در جادوگری جمهوری اسلامی است. برای آن ها “ره چنان بسته” می ماند “که پرواز نگه” “در همین یک قدمی” جمهوری اسلامی می ماند. شیفتگی به جمهوری اسلامی تا بدان اندازه است که آن ها نمی توانند میهن و مردمی از پس فردای رژیم ببینند. ما این دو دسته ”چپ”ها را ”چپ”های خوش بین می نامیم، البته نه خوش بین به آینده میهن ما زیر رهبری طبقه کارگر و دیگر لایه های انقلابی، بل که خوش بین به این که جمهوری اسلامی سرمایه داری می خواهد و می تواند آرزوهای سوسیالیستی و آزادی خواهانه آن ها را پیاده کند!
برای نمونه، ”ده مهر” سال ها است که به امید نجات کشور از سوی بورژوازی انگلی، موهای خود را سپید کرده است. این امید بی هوده در میان برخی از ”چپ”ها، مانند سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) ریشه دوانده است که ”چپ”ها در نبرد با رژیم می توانند با اصلاح خواهان هم کاری کنند. حزب چپ ایران (فداییان خلق) نه تنها سخنی از امپریالیسم نمی گوید، بل که خواهان هم کاری با پادشاهیخواهان نیز هست. ”راه توده” هم که هرگز هدفی فرای نجات رژیم به هر بهایی نداشته است و ندارد. ”راه توده” گاهی زیر چتر آقای روحانی و دوستانش لانه می کند و خواهان محاکمه آقای خامنه ای می شود. گاهی زیر عبای خامنه ای پنهان می شود و کسانی را که “مدعی دیکتاتوری علی خامنه ای” (پیک نت ۲۱ شهریور) هستند، سرزنش می کند.
این گونه ”چپ” ها از یاد می برند که بهترین بخت ”چپ” برای به دست گیری رهبری جنبش و پیاده کردن دگرگونی های بزرگ اقتصادی- اجتماعی سازمان دهی طبقه کارگر است. هرکسی که می خواهد به سرمایه داری پایان دهد، چاره ای جز انجام این وظیفه بزرگ ندارد. خودداری از انجام این کار، دراز کردن زندگی انگلی بورژوازی است.
کمونیست ها هنگامی که از برجستگی نقش کارگران سخن می گویند، به دلیل زیبایی شناختی و یا یاوه گویی نیست. به این دلیل ساده است که نقش کارگران در فرآیند تولید و در نتیجه توانایی آن ها در بستن کارخانه ها و جلوگیری از سودزایی سرمایه نیروی باورنکردنی را به آنها می دهد، که حتا بزرگترین خیزش های اجتماعی را نمی توان با آن سنجید. این نیروی نهفته گاه گاهی در اینجا و ان جا به جنبش می افتد و خیزاب اعتصاب کشور را در خود فرو می برد. این خیزاب تا هنگامی که کارگران به افزایش دست مزد و یا شرایط کاری بهتر دست نیابند آرام نمی شود و ارمغان آن بهبودی زندگی میلیونها انسان است. گاهی هم طبقه کارگر با اعتصاب خود دستگاه فرمان روایی بورژوازی را سرنگون می کند؛ در دوران انقلاب دیدیم که اعتصاب کارگران صنعت نفت ضربه پایانی و کشنده را به رژیم دیکتاتوری محمدرضا زد.
بگذارید ببینیم که آیا برای دگرگونی های ریشه ای، می توان امیدی به این لایه های انگلی بورژوازی داشت.
شرایط ناگوار کشور از نگاه واپس گرایان
آقای متکی، وزیر خارجه پیشین و رییس کنونی خانه احزاب ایران! از دست آورهای اقتصادی دولت رئیسی خرده می گیرد و می گوید که “آقای رئیسی حتما در اجرای نظر رهبری در آغاز سال مبنی بر مهار تورم باید راهکار های مناسب را در اتاق های فکر به دست آورد.”
شکست سراسری برنامه های جمهوری اسلامی سرمایه داری تا به دان جا رسیده است که اسدالله بادامچیان دبیرکل حزب موتلفه اسلامی در آرزوی شرکت مردم در انتخابات است و می گوید که “انشاالله بالای ۵۰ درصد خواهد بود.” زمانی سران نظام به کم تر از ۹۰ درصد خشنود نبودند، امروز ولی می دانند که آن چنان مردم از این ها بی زار هستند که با همه ی فریب و نیرنگ نمی توانند نتیجه انتخابات را بالای ۵۰ درصد بنویسند.
متکی در گفت و گو با خبر آن لاین می پذیرد که مردم در انتخابات گذشته چندان شرکت نکردند. او می گوید که “انتخابات قبلی است که مشارکت ما در سطح پایینی برگزار شد در حدود ۴۸ درصد” “از آن کمتر انتخابات سال ۹۸ مجلس بوده است که ۴۳ درصد مشارکت داشته اند”. او دولت ها را گناه کار می داند و می گوید که “مسئولین ما باید توجه نمایند که عملکرد دولت ها یکی از دلایل زیادی یا کمی مشارکت مردم در انتخابات است.” متکی نه تنها ناخشنودی توده ها را در پاییز گذشته می پذیرد، بل که می گوید که “بخشی از نا آرامی ها در پاییز گذشته همانگونه که اشاره نمودید ریشه در نارضایتی ها و گله مندی ها دارد.” او هم چنین می گوید که این ناخشنودی ها پایان نیافته است و می گوید که “فکر می کنم هم نارضایتی ها ادامه دارد که جلوه آن در گرانی ها و تورم نشان داده میشود.”
اعتماد در باره ی ورشکستگی سراسری دولت می نویسد که “دولت رییسی با این شعار بر سر کار آمد که مشکلات اقتصادی نه به تحریمها که به بیکفایتی مدیریتی باز میگردد و قیمت مرغ و گوشت ربطی به تحریمها ندارد. یا قالیباف رییس مجلس معتقد بود که با مدیریت جهادی و انقلابی قیمت مرغ را به زیر ۹ هزار تومان میرساند که امروز نزدیک به ۱۲۰ هزار تومان است.”
شرایط به آن اندازه بد است که حتا اصلاح خواهان نیز گاه گاهی امید به بودی را از دست می دهند. جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات به اعتمادآنلاین می گوید که “به لحاظ سیاسی در بنبستی قرار گرفتهایم […] به لحاظ اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاست خارجی هم مشکل داریم.” “مجلس […]، نمیتواند از حقوق طبیعی خود دفاع کند و قانونگذار نیست.”
به گزارش ایلنا خود بادامچیان می گوید که “مردم برای حل مشکلات اقتصادی، معیشتی، مهار گرانی، مهار تورم” باید در انتخابات شرکت کند. نکته بر جسته این است که او می پذیرد که کشور با چالش های “اقتصادی، معیشتی، گرانی، تورم” روبرو است.
هنگامی که خود بورژوازی انگلی فرمان روا، از شرایط ناگوار اقتصادی سخن می گوید و اصلاح خواهان هم برای گرانی و بی کاری و تورم اشک می ریزند، ”چپ” خوش بین در باره ی دولت سراسر نئولیبرالیستی رئیسی می نویسد ” بلکه امیدهایی نیز در زمینۀ برونرفت از بحران فرسایندۀ اقتصادی کشور آفریده است.” (ده مهر، ۱۲ شهریور) در دنباله با این که از اصول گرایان تا اصلاح خواهان، همگان امید از دولت رئیسی بریده اند، “ده مهر” می نویسد که “ما از عضویت کشور عزیزمان در گروه مقتدر و آیندهساز بریکس استقبال میکنیم و امیدواریم دولت رئیسی بتواند این روند را در راستای تضمین منافع تمامی مردم ایران، بهویژه کارگران و زحمتکشان میهنمان، جهت دهد.”(همان جا) “ده مهر” از دولتی که به دستور وزیر کار نئولیبرالیست خود کارگران را سرکوب می کند و خواست افزایش دست مزد را با تازیانه و زندان پاسخ می دهد، امیدواری “تضمین منافع کارگران” دارد!
اصول گرایان برای نجات رژیم به اصلاح خواهان نیاز دارند
متکی می پذیرد که رژیم به اصلاح خواهان نیاز دارد و از آن ها می خواهد که به سوی ضدانقلاب نروند. او می گوید که”اصلاح طلبان در مقاطعی مورد اقبال مردم قرار گرفتند، دولت تشکیل دادند و حکومت را در دست گرفتند لذا اگر بیایند و بگویند انتخابات تحریم است، با اصل فلسفه جذب خود تعارض پیدا می کنند.” او دریچه کوچکی را برای گام گذاشتن اصلاح خواهان به نمایشگاه انتخابات باز می گذارد و می گوید که “بخشی از جامعه ما اصلاح طلبی را میپسندند بخشی اصول گرایی را میپسندند.”
متکی در دنباله سخنان خود به شرکت اصلاح خواهان در انتخابات امیدوارتر می شود و می گوید که “بخشی از اصلاح طلبی و احزاب اصلاح طلب در واقع بنای حضور در انتخابات دارند […] این احزاب باید از اعضای خودشان حمایت نمایند یعنی بیانیه دهند، میتینگ بگذارند، نشست ها را برگزار نمایند که بتواند کاندیدای خود را به مجلس بفرستد.”
همان گونه که می بینیم واپس گرایان رژیم دریافتند که برای نجات دستگاه فرمان دهی خود، به کمک اصلاح خواهان نیاز دارند که تا آن ها بتوانند با شعارهای اپوزیسیون مانند، مردم را به صندوق های رای بکشاند.
نقشه رژیم که حتا توان دیدن اصلاح خواهان در مجلس را ندارد، این است که با دست چین کردن چند اصلاح خواه، به مردم برای شرکت در انتخابات انگیزه دهد.
جواد امام از نقشه های واپس گرایان پرده برداری می کند. دبیرکل جبهه ایثارگران می گوید که “ما زمانی میتوانیم در انتخابات مشارکت داشته باشیم که کاندیدای ما به صورت آزاد، برابر و براساس قانون بتواند در معرض رأی قرار بگیرد. نه اینکه برای ما کاندیدا انتخاب کنند. و به اسم اصلاحطلب تنور انتخابات را داغ کنند.”
واپس گرایان هم زمان با روی خوش نشان دادن به اصلاح خواهان، به آن ها دشنام هم می دهند تا آن ها پررو نشوند!
اقتصادنیوز می گوید که اعتماد در یادداشتی به سیاست اصلاح خواهان در آستانه انتخابات پرداخته است. اعتماد می نویسد که اگر اصلاحطلبان از پایگاه رای برخوردار نیستند، اگر آن ها غرب گرا هستند و لیست آن ها را انگلیس نوشت، پس چرا اصول گرایان تلاش می کنند که به شرکت اصلاح خواهان در انتخابات انگیزه بدهند؟
چانه زنی اصلاح خواهان با رژیم برای نجات آن
اصلاح خواهان زمان های تاریخی بسیاری را که در آن بخت پیروزی جنبش آزادی بسیار بالا بود را بر باد دادند. در روزهای بسیار سرنوشت ساز که آن ها می بایست در کنار مردم می ایستادند، آن ها با بی شرمی به مردم پشت کردند و “حفظ نظام” را برگزیدند. هم اکنون هم بسیاری شان هنوز باور به مهرورزی ولی فقیه دارند و دلاورترین آن ها که با خودکامگی ولی فقیه در نبرد آشکار هستند، هم چون انسان دلیری مانند آقای قدیانی سخنی از اقتصاد سرمایه داری جمهوری اسلامی نمی گویند. اصلاح خواهان نه تنها دیگر واژه امپریالیسم را به کار نمی برند، بل که آشکارا هم می گویند که با امپریالیسم چالشی ندارند.
اصلاح خواهان هم اکنون سوار بر دو اسب موازی هستند، تا شاید یکی از آن ها به سر منزل مقصود برسد. همین رفتار بازاری آن ها که با درست کاری و یک سیاست روشن هیچ سازگاری ندارد، چندش آور است. آن ها از یک سوی با انتقاد از واپس گرایی های رژیم تلاش می کنند که نیروهای خاکستری و پای گاه از دست رفته خود را به سوی خود بکشانند و از سوی دیگر به چانه زنی با واپس گرایان درون رژیم در باره ی شرکت در انتخابات می پردازند.
روزنامه جوان نوشت که “دوستداران اهلبیت […] به خیل اقیانوس اربعین” پیوستند، ولی برخی از اصلاح خواهان “از سر مقاصد سیاسی با مظاهر دینداری مردم عناد میورزند”. اصلاح خواهان به خوبی می دانند که در میان مردم گرایش ضدواپسگرایی بسیار نیرومند هست و برای همین آماده هستند که از این آب گل آلود برای خود ماهی بگیرند.
در رسانه های درون کشور می خوانیم که اصلاح خواهان درباره «قانون حجاب اجباری» هشدار دادند. اصلاح خواهان در نوشته ای می نویسند که “اما با تاسف فراوان در ماههای گذشته شاهد رفتارهای غیرقانونی و اعلام مواضع بعضا غیرمسئولانه بودهایم.” “نتیجهای جز تعمیق شکاف بین مردم و حاکمیت و انباشت خشم و کینه در جامعه نخواهد داشت.” آن ها می افزایند که “لایحه حجاب” “در تعارض با اصل ۱۹ قانون اساسی است”. حزب اتحاد ملت ایران اسلامی در دنباله می نویسد که “ضمن محکومیت رویکرد امنیتی و جرمانگارانه در مقوله حجاب، بار دیگر بر محوریت کرامت انسانی و حق انتخاب پوشش شهروندان تاکید دارد. بر این اساس، ما بار دیگر خواستار لغو قانون حجاب اجباری،هستیم.”
اصلاح خواهان به خوبی می دانند که جنبش زنان برای آزاد شدن از روسری به اندازه ای ژرف و گسترده شده است که نمی توان این آتش برخاسته را با سخن های یاوه واپس گرایان خاموش کرد. برای همین، آن ها در تلاش هستند که با هم نوایی با این جنبش به میوه چینی از این درخت تنومند بپردازند.
چانه زنی اصلاح خواهان را ما از گوشه و کنار می شنویم. برای نمونه محمدصادق کوشکی کنش گر سیاسی اصول گرا در نامه نیوز گفت که “اصلاح طلبان سناریویی را برای باج گیری از نظام آماده کرده بودند” در بخش دیگری از گفت و گو کوشکی می گوید که ” پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان دوره گذشته نیز پای صندوق رأی نیامد.” کوشکی به روشنی در باره ی نقشه اصلاح خواهان می نویسد که “جبهه اصلاحات گارد اوپوزیسیون خود را حفظ کرده است تا به نوعی خودشان را در زمره آشوب گران سال گذشته نشان دهد، بخشی از بدنه اغتشاشگران را به خود جذب کند و در زمان لازم آنها را به نفع پلاک سفیدها پای صندوق رأی بیاورد.” او می گوید که “با کمترین هزینه بیشترین سهم از قدرت را به دست آورد.”
فارس نوشت که “نشست انتخاباتی اصلاح طلبان استان قم با حضور مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردم سالاری، حجت الاسلام سیدحسین موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و حجت الاسلام نادی عضو شورای مرکزی مجمع در محل مجمع مدرسین قم برگزار شد”. این روی داد نشان گر آن است که اصلاح خواهان دل بستگی خود به انتخابات را از دست نداده اند.
به گزارش همشهریآنلاین، کمالالدین پیرمؤذن نمایندهٔ اصلاح خواه دورهٔ نهم مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس گفت که “اغلب کارگزارانی ها و اعتمادی ها در انتخابات ثبت نام کرده اند. آقایان پزشکیان، مطهری، کواکبیان، حسین مرعشی، محسن هاشمی، مجید انصاری، طیب نیا، محجوب، پروانه مافی، زهرا ساعی، محمدعلی وکیلی، طیبه سیاوشی، الیاس حضرتی، سهیلا جلودار زاده و … تاکنون در پیش ثبت نام شرکت کرده و برای انتخابات ثبت نام کرده اند.” “از جمع نزدیکان آقای روحانی نیز آقایان ربیعی، واعظی، نوبخت، آذری جهرمی، شریعتمداری و … ثبت نام کرده اند. آقایان جعفرزاده ایمن آبادی، تاجگردون، قادر مرزی، محسن بیگلری، سبحانی فر، جواد هروی، جهانگیرزاده، یونس اسدی، علوی (نماینده سابق سنندج)، عزیزی(شیروان)، یوسف زاده، شاعری، حجت الاسلام برومند، باستانی، بختیاری، شریعتی(آبادان) و … نیز تاکنون ثبت نام کرده اند.”
او می افزاید که “با توجه به بیانات رهبر انقلاب در ابتدای سال که چهار راهبرد مشارکت، رقابت، سلامت و امنیت را بیان کردند، خیل عظیمی از دوست داران ایران اسلامی در پیش ثبت نام انتخابات سال جاری شرکت کردند.” او باور خود به سخن های پشت پرده آقای خامنه ای را این گونه بر زبان می آورد ” بنده از جامعه و افراد مختلف در نهادهای مختلف پالس های مثبتی را در این مرحله پیش ثبت نام در انتخابات دریافت کرده ام.”
مهره های بنیانی اصلاح خواهان هیچ دل بستگی به هم کاری با اصلاح خواهانی که رو در روی ولی فقیه ایستاده اند، ندارند. به گفته محمدعلی وکیلی، کنش گر سیاسی اصلاح خواه “در وضعیت کنونی جریان اصلاح طلبی، کسانی مثل آقایان بهزاد نبوی، عارف، مرعشی و موسوی لاری امکان ایفای نقش شیخوخیت را دارند.” وکیلی، اصلاح خواهان را به دو دسته خوش خیم و بد خیم بخش کرده است و از تلاش آقای عارف در زمینه آشتی خوش خیمان با رژیم ستایش کرده است و می گوید ” آقای عارف تلاش خود را برای کنشگری مثبت و موثر اصلاح طلبان خوش خیم و درون نظام جمهوری اسلامی انجام می دهد.” او می افزاید که “عده ای در این جریان سیاسی به دنبال براندازی و در تقابل با جمهوری اسلامی ایستاده اند و به قول خود اصلاح طلبان افراد بدخیم این جریان هستند و عده ای نیز سعی دارند در چارچوب قوانین کشور و خط قرمزها حرکت کرده و فعالیت سیاسی کنند.”
گویا سیاست خوش خیمان اصلاح خواه بر این است که هم راه با “خوش خیمان” واپس گرا از تنش ها در جامعه بکاهند و جمهوری اسلامی را از فروپاشی نجات دهند. آقای وکیلی می گوید که “به نظر می رسد اعتدالیون و میانه روهای اصلاح طلب به دنبال راهی برای فرار از دست رادیکال های این جریان هستند زیرا میدانند با تصمیمات عجیب آنها جایی در عرصه سیاسی کشور ندارند.”
آقای لاریجانی پس از ان که شورای نگهبان نامزدی او را برای رییس جمهوری نپذیرفت، به ناگزیر خط خود را در برابر واپس گرایانی واپس گراتر از خود جدا کرد و هم اکنون آن ها را “خالص سازان” می نامد. اصلاح خواهان دل بستگی خود را به این مقوله به زبان آوردند و آقای حمیدرضا جلایی پور، چهره برجسته اصلاح خواه گفت که “جریان پایداری یک جریان اقتدارگرا-بنیادگرای سیاسی است. […] اتفاقا لاریجانی با انتخاب واژه تحلیلی خالصگرایی، واژه خوبی را به کار برده است.” او افزود که “علی لاریجانی یک اصولگرای میانهرو است. لاریجانی ذوب در خالصگرایان نیست.” همان گونه که می بینیم اصلاح خواهان به دنبال هم کاری نزدیک با “اصولگرایان میانهرو” می روند، تا شاید با هم بتوانند چند سندلی (صندلی) مجلس را از واپس گرایان گدایی کنند.
حمیدرضا جلایی پور رئیسی را کم سواد و هم کاران دولت را از خالصگرایان، پایداریها و دانش آموختگان دانشگاه امام صادق می داند. با این همه به آن ها گوش زد می کند که “ارزیابی من این است که در دموکراسی آینده کشور، هم به اصولگرای میانهرو، هم به اصلاحطلب و هم به دگراندیشان نیاز است تا در چارچوب قانون و قواعد بازی سیاستورزی کنند.”
گویا اصلاح خواهان خوش خیم به سخن های برگزارکنندگان انتخابات باور دارند. چانه زنی را می توان به خوبی در رسانه های دیگر رژیم هم دید.
به گزارش نامه نیوز، غلامعلی رجایی، کارشناس سیاسی اصلاح خواه گفت که “بحث تحریم نیست بلکه اگر اصلاحطلبان نتوانند نامزدهای موردنظرشان را وارد انتخابات کنند، ممکن است به سمت عدم مشارکت بروند.”او می افزاید که « کدام یک از اصلاحطلبان گفته است که باید انتخابات را تحریم کرد؟ […] وقتی هم که اصلاحطلبان میگویند با این وضعیت امکان شرکت در انتخابات نداریم، به آنها میگویند شما انتخابات را تحریم کردید پس برانداز هستید.».او در پایان حقیقتی را آشکارا بر زبان می آورد که دیگران از ان می ترسند. او می گوید که “فقط خود اصلاحطلبان ماندهاند که در انتخابات شرکت کنند و دیگر بدنه اجتماعی سابق هم نیست».
جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات به اعتمادآنلاین می گوید که “اصلاح طلبان قهر نکردند؛ ما را حذف کردند و کنار زدند.””ما قطعا نیازمند تعامل و رایزنی با حاکمیت و نهادهای حکومتی هستیم.” علی محمد نمازی، عضو حزب کارگزاران به سایت منیبان گفت که در جمهوری اسلامی ” فلسفه وجودی احزاب منتفی است.” پس از آن او می پرسد که “آیا اصلاح طلبان می توانند یک استاندار، فرماندار یا معاون وزیر معرفی کنند؟”
همان گونه که دیده ایم، هیچ تردیدی نیست که بیش تراصلاح خواهان که خوش خیم خوانده می شوند، دل بستگی به شرکت در انتخابات دارند، ولی روشن است که نمی خواهند تخم مرغ های خود را به رایگان در سبد رژیم بگذارند و برای همین به چانه زنی می پردازند. هم زمان، اصلاح خواهان چون به آینده رژیم بسیار بدبین نیز هستند، تلاش می کنند که خود را از جنبش آزادی خواهی جدا نکنند، تا بتوانند در روز مبادا به روی خیزاب جنبش سوار شوند.
پایان سخن
در پی شکاف بزرگ طبقاتی، نبرد طبقاتی در درون جامعه نیز ژرف تر شده است. گرسنگی، بی خانمانی، هم راه با فشارهای دینی شرایط را برای خیزش های بزرگ تر آماده می کند. رژیم هم دست به هر تلاشی، حتا آشتی با شیطان های کوچک و بزرگ می زند، تا بتواند از شورش گرسنگان و بی خانگان، زنان و خلق های زیر ستم جلوگیری کند. برای همین، رژیم دوباره می خواهد که از اصلاح خواهان خوش خیم برای نجات جمهوری اسلامی سرمایه داری سودجویی کند.
ولی ماست اصلاح خواهان دیگر کره نمی دهد. پای گاه گذشته اصلاح خواهان در درون جامعه، از مرز رژیم گذشته اند و دیگر باوری به به بودی شرایط زیر عبای ولی فقیه و با ساختار اقتصادی سرمایه داری ندارند. این واقعیت را حتا برخی از نیروهای درون رژیم دریافتند. برای همین، اعتماد می نویسد که شاید این گمان که اصلاح خواهان پای گاه اجتماعی خود را از دست دادهاند درست باشد، ولی پرسش این است که این پای گاه اجتماعی کجاست و به دنبال چه کسانی راه افتاده است؟ و خودش دوباره می پرسد که آیا این پای گاه “به بیرون از نظام میل پیدا کرده.”
هنگامی که شرایط عینی انقلاب تا به این اندازه فراهم است؛ یک نیروی راستین ”چپ” نباید برای نابودی جمهوری اسلامی سرمایه داری با امپریالیسم هم سو شود؛ یک نیروی راستین ”چپ” نباید برای رسیدن به آزادی به دنبال اصلاح خواهان هوادار سرمایه داری رود؛ یک نیروی راستین ”چپ” نباید زیر پرچم بورژوازی انگلی، که به گنده گویی در باره ی امریکا می پردازد، بایستد. ”چپ” انقلابی باید با ره یافت (رخنه) ایدولوژی بورژوازی و خرده بورژوازی، که پروراننده سیاست های سازش کارانه در برابر امپریالیسم و یا هوادار آشتی طبقاتی در برابر بورژوازی انگلی در جمهوری اسلامی سرمایه داری است، نبرد ایدولوژیک کند.
”چپ” انقلابی نباید با کژروی، نقش خیزش زنان را دست کم بگیرد. جنبش زنان توانست که از مرز ترس گذر کند و در راه پیمایی های دلیرانه خود به همگان نشان دهد که رژیم شکست ناپذیر نیست. نمی توان زیر نام پشتیبانی از طبقه کارگر جنبش زنان را لیبرالی خواند و رهبری آن را به نیروهای راست واگذار کرد. نیمی از هم میهنان ما افزون بر ستم طبقاتی زیر فشار دینی نیز هستند و نمی توان این جنبش بزرگ را با “گیس بُران” خواندن نادیده گرفت.
نمی توان به جنبش زنان خرده گرفت که چرا خود را با جنبش کارگری پیوند نداده است. این بار بزرگ بر دوش پیش آهنگان طبقه کارگر سنگینی می کرد که شوربختانه تاب و توان انجام آن را نداشته اند. نادیده گرفتن جنبش های بزرگ اجتماعی و یا کم بها دادن به نقش آن به اندازه نادیده گرفتن جنبش کارگری نادرست است. وظیفه کمونیست ها پیوند دادن این دو جنبش بزرگ است. باید به آزادی جویان یاد داد که آزادی راستین در یک جامعه آزاد از بهره کشی انسان از انسان به دست می آید و باید به عاشقان عدالت اجتماعی گفت که آزادی را ارج بگذارند.
پیوند دیالکتیکی میان آزادی و عدالت اجتماعی را نباید فراموش کرد.
هر کجا در هر خم این رهگذر
در کمین بدخواه سنگ انداز هست
عشق من پر داشت آه ای عاشقان
پر برای جنبش و پرواز هست (سیاوش کسرایی)