اقتصاد نئولیبرالیستی و رانتی، فساد و ورشکستگی قریبالوقوع کشور
🏛️ 🍚📉 در سالهای اخیر، اقتصاد نئولیبرالیستی و رانتی کشور ما، همراه با فساد گسترده در دستگاههای دولتی، مردم را به مرز ورشکستگی کشانده است. درآمدهای متوسط مردم، به ویژه بازنشستگان با حقوق ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان، توان تأمین نیازهای اولیه خود را از دست دادهاند. حاجیدلیگانی نماینده شاهین شهر در مجلس گفت: کالاهای اساسی مانند برنج یا اقلام ضروری در فروشگاهها به سختی یافت میشود و وعدههایی مانند کالابرگ الکترونیکی هنوز عملی نشده است. 🏦💰 همزمان، پروندههای بزرگ اقتصادی و فساد نظیر بانک آینده، بانک سرمایه، پروندههای کرسنت و آزادی برخی مفسدان، به وضوح نشان میدهد که مسئولان و مفسدان از جیب مردم سوءاستفاده میکنند و هیچ تبعاتی نمیبینند. این عدم شفافیت فساد و پولشویی در سطح کلان ایجاد کرده است.
🏥💊 میثم ظهوریان نماینده مردم مشهد گفت: در حوزه سلامت، سیاستهای غلط وزارت بهداشت خدمات پزشکی، دسترسی مردم به درمان را به یک کالای لوکس تبدیل کرده است. تورم بالای ۹۳ تا ۱۱۳ درصدی در حوزه بهداشت و افزایش اندک حقوقها، فشار مالی شدیدی بر مردم وارد کرده و ۸۵ درصد درمانهای سرپایی به بخش خصوصی منتقل شده است. 🏰💸 در حالی که مردم در تنگنای معیشتی دست و پا میزنند، تنها برندگان واقعی این وضعیت، لایههای مختلف بورژوازی انگلی و رانتی هستند. آنها با کنترل منابع، رانت و فرصتهای اقتصادی، سود کلان میبرند و از بحرانهای ساختاری کشور بهرهمند میشوند، در حالی که مردم فقیرتر و ناامیدتر از همیشه باقی میمانند.
⚠️🛑 واقعیت تلخ این است که اقتصاد نئولیبرالیستی و رانتی و فساد سیستماتیک، کشور را به آستانه فروپاشی رسانده و بدون تغییرات جدی در نظام اقتصادی – سیاسی و قضایی، فشار بر مردم روزبهروز بیشتر خواهد شد. ✊🌍 این وضعیت نشان میدهد که تنها با گزار از جمهوری اسلامی می توان مردم و کشور را نجات داد.
اروپا در مسیر خطر؛ بحرانی که از درون میجوشد، نه از بیرون
🌍 ⚠️ ازگشت اروپا به کانون بیثباتی اروپای غربی بار دیگر به یکی از خطرناکترین مراکز بیثباتی جهانی تبدیل شده است؛ سرنوشتی تلخ برای قارهای که پس از ۱۹۴۵ دقیقاً با این هدف بازسازی شد که دیگر هیچگاه بشریت را به لبهی فاجعه نرساند. اما امروز دوباره همان نشانهها دیده میشود: فریادهای تقابل، بودجههای نظامیِ رو به انفجار، و پروندهسازیهای امنیتی ساختگی—آن هم در زمانی که بخش بزرگی از جهان به سمت همکاری، توسعه و نظم چندقطبی حرکت میکند. 🌐 🔍 دشمن خارجی؟ یا بحران درونی؟ در ظاهر، این موج خشم سیاسی متوجه روسیه و گاه چین است. اما ریشهی واقعی بحران بیرون از مرزهای اروپا نیست؛ درون قلب سیاسی این قاره قرار دارد. جامعههایی که دههها تحت انسجام بیشازحد و کنترل ساختاری بودهاند، توان تغییر سیاسی را از دست دادهاند. نخبگان فاقد پشتوانهی مردمی، گرفتار وحشت فروپاشی موقعیت تاریخی خود شدهاند. وقتی یک نظام سیاسی نتواند خودش را نوسازی کند، بیثباتی را صادر میکند. 🔥
📉 سقوط آرامِ نفوذ اروپا کاهش وزن واقعی اروپا در سیاست جهانی ضربهای تعیینکننده بوده است. زمانی اتحادیه اروپا با تکیه بر اقتصاد قدرتمندش برای دیگران تعیین تکلیف میکرد؛ اما اکنون با صعود چین، ظهور هند، بازگشت روسیه و بیداری جنوب جهانی، این اروپا است که ناچار تماشاگر سقوط خود شده. به همین دلیل نخبگان اروپایی با تهدید، هشدارهای خیالی و نظامیگری افراطی تلاش میکنند نفوذ گذشته را بازگردانند—تلاشی که نشانۀ ترس و سردرگمی است. 😰 ⏳واقعیت روشن: جهان تغییر کرده، اما اروپا نه اتکا به دشمنسازی مداوم، مسابقهی تسلیحاتی و توهّم نقشمحوری، نه موقعیت گذشته را بازمیگرداند و نه امنیت جدیدی برای اروپا میسازد. امروز نظامیگری غرب نه تنها بیاثر، بلکه خود به منبع خطر تبدیل شده است. 🤝همکاری، واقعبینی و تطبیق با نظم چندقطبی. 🌏
رکورد بیسابقه: درآمد صنعت تسلیحات جهان در سال ۲۰۲۴ به ۶۷۹ میلیارد دلار رسید
📈 بر پایه گزارش تازه مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم (SIPRI)، صد شرکت بزرگ تولیدکننده سلاح و ارائهدهنده خدمات نظامی در جهان در سال ۲۰۲۴ به مجموع درآمدی برابر ۶۷۹ میلیارد دلار دست یافتند؛ رقمی که بالاترین سطح ثبتشده در تاریخ این صنعت محسوب میشود. این افزایش عمدتاً تحت تأثیر جنگ در اوکراین، نسل کشی اسرائیل در غزه و افزایش گسترده بودجههای نظامی در بسیاری از کشورهای جهان بوده است. رشد درآمد در اروپا و آمریکا بیشترین سهم را داشته، درحالیکه در آسیا و اقیانوسیه کاهش مشاهده شده است.
💡 مقایسه با GDP چند کشور برای درک مقیاس عظیم این صنعت برای آنکه بزرگی عدد ۶۷۹ میلیارد دلار بهتر قابلدرک شود، مقایسه آن با تولید ناخالص داخلی کشورها مفید است: بنابراین درآمد صنعت جهانی تسلیحات در سال ۲۰۲۴ تقریباً ۲٫۲ درصد از کل اقتصاد آمریکا را تشکیل میدهد. تولید ناخالص داخلی آلمان حدود ۴.۷۴ تریلیون دلار است. به عبارت دیگر، فروش جهانی اسلحه معادل تقریباً ۱۴ درصد GDP آلمان است؛ رقمی که نشاندهنده وزن بالای این صنعت در مقایسه با حتی اقتصادهای بزرگ اروپایی است. تولید ناخالص داخلی بریتانیا حدود ۳.۸۴ تریلیون دلار برآورد میشود. این یعنی درآمد ۶۷۹ میلیارد دلاری صنایع تسلیحاتی جهان تقریباً ۱۸ درصد تولید ناخالص داخلی بریتانیاست. تولید ناخالص داخلی سوئد در سالهای اخیر حدود ۶۰۰ تا ۶۲۰ میلیارد دلار بوده است. این بدان معناست که درآمد جهانی صنعت تسلیحات در سال ۲۰۲۴ بیش از کل اقتصاد سوئد است؛ مقایسهای که بهخوبی مقیاس عظیم این صنعت را روشن میکند. 🛑 چرا این مقایسهها اهمیت دارند؟ وقتی درآمد صنایع تسلیحاتی جهانی را در کنار اقتصاد کشورهایی با نفوذ بینالمللی قرار میدهیم، روشن میشود که انحصارهای تسلیحاتی تا چه اندازه در اقتصاد جهانی ریشه دوانده است. این حجم سرمایه و سود نشان میدهد که تصمیمات سیاسی و نظامی تنها جنبه امنیتی ندارند؛ بلکه عمیقاً با منافع مالی گره خوردهاند.
یادنامۀ کمونیست بزرگ، رفیق کاظم ندیم به مناسبت سالگرد درگذشت او (۱۳ آذر ۱۳۹۹)
سخن روز شماره ۵ ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۲ دسامبر ۲۰۲۵
رفیق کاظم ندیم ـ با نامهای حزبیِ «عباس» و «عبدالله» و نیز با نام مستعار «عباس جوانمرد» و «رضا مهراز» ـ از اثرگذارترین عضوهای حزب تودۀ ایران در دهههای پرتلاطم میانی قرن بیستم بود؛ انسانی که زندگیاش از نخستین سالهای جوانی تا واپسین لحظات عمر در صوفیه، در تعهد عمیق به زحمتکشان و وفاداری به کمونیسم، معنا یافت. او در ۱۱ آذر ۱۳۰۵ در تهران زاده شد، تحصیلات دبیرستانیاش را در همانجا به پایان رساند و سپس وارد دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران شد؛ جایی که آشنایی با اندیشههای چپ و محیط فعال دانشجویی او را به حزب تودۀ ایران کشاند و سرآغاز بیش از هفت دهه فعالیت ممتد سیاسیاش شد.
ندیم از همان آغاز در زمرۀ کادرهای فعال و مورد اعتماد حزب قرار گرفت. فعالیت او در میان کارگران راهآهن، سپس در سازمان اطلاعات حزب و همکاری نزدیک با قهرمان ملی، رفیق خسرو روزبه، از او چهرهای شناختهشده در ساختار تشکیلاتی حزب ساخت. بنا به اسناد متعدد، او در تشکیل شاخههای اطلاعاتی، ساماندهی شبکههای ارتباطی، نگهداری بایگانیهای محرمانه و حتی در عملیاتهای حساس و پرخطر نقش داشت. در یکی از مقاطع بحرانی، در کنار روزبه و دستیارانش در مرکزیت اطلاعاتی حزب فعالیت میکرد و مسئولیت شاخههای احزاب و جمعیتها، ادارات، مطبوعات و بخش مربوط به «اصل چهار ترومن» را برعهده داشت.
پس از شکست نهضت ملی شدن نفت و ضربات سهمگین پس از ۲۸ مرداد، ندیم که مدتی مراقبت و پناهدادن به روزبه را نیز برعهده داشت، ناگزیر از کشور خارج شد و از ۱۹۵۵ به بلغارستان رفت. در صوفیه، زندگی خانوادگیاش را با همسر بلغاری و دو فرزند ادامه داد، اما هویت سیاسیاش همچنان محور زندگیاش باقی ماند. او بهعنوان رابط حزب تودۀ ایران با حزب کمونیست بلغارستان فعالیت کرد، مسئول حوزۀ حزبی صوفیه شد و نقش مهمی در انتقال و مدیریت «رادیو پیک ایران» پس از استقرار آن در صوفیه ایفا کرد. او در کنار نیکآیین، صفری، پورهرمزان، نوروزی، بهزادی و دیگران در تولید محتوا و سازماندهی این رسانه حزبی فعال بود. سختگیری، انضباط و بیانعطافی در کار تشکیلاتی، ویژگیهایی بود که همکاران بلغاریاش نیز بعدها از آن تعریف میکردند.
در سالهای میانی دهۀ ۵۰ خورشیدی، او با شرکت در نشستهای فراوان در برلین شرقی همراه با رفیق کیانوری، طبری، بهزادی و جوانشیر، از طراحان خط انقلابی حزب پیش از انقلاب شد و در شعبۀ تشکیلات مسئولیت هستههای مخفی حزب در ایران را برعهده گرفت.
با وجود پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، ندیم که در ۱۳۴۵ در دادگاههای نظامی رژیم پهلوی بهطور غیابی به اعدام محکوم شده بود، نتوانست به میهن بازگردد. پس از یورش ۱۳۶۲ و فروپاشی تشکیلات داخلی حزب، او بار دیگر نقشی اساسی در سازماندهی تودهایهای مهاجر پیدا کرد و همراه با رفیق فرهاد عاصمی و رفیق علی خاوری، در ساختار تشکیلاتی بیرونمرزی از اعضای ارشد «کمیته برونمرزی» حزب شد.
از نکات مهم در شخصیت سیاسی او، مخالفت سرسختانه با گرایشهای «سوسیالدموکراتسازی» در درون حزب بود؛ روندی که رفیق صفری پس از تحولات جهانی دنبالش بود، اما ندیم آن را انحراف از خط انقلابی حزب و تضعیف آرمانهای طبقۀ کارگر میدانست.
در این ارتباط، رفیق عاصمی روز چهارم مارس ۱۹۹۱ به رفیق خاوری مینویسد:
«نام و سنت حزب تودۀ ایران سرمایهٔ طبقۀ کارگر ایران است.
آیا ایجاد یک سازمان چپ تحت نام حزب تودۀ ایران با برنامه و اساسنامهای همانند طرح چاپشده در نام مردم شمارۀ ۳۴۰ واقعبینانه و عملی است؟ بهنظر نگارنده چنین کوششی موفق نخواهد بود.
ظاهراً رفقایی که طرحهای فوق را منتشر ساختهاند از این موضوع حرکت میکنند که اگر حزب تودۀ ایران از خود ایدئولوژیزدایی بهعمل آورد، آنقدر “پاک” و “منزه” خواهد شد که عنصر ضدتودهای در بین نیروهای چپ بیاثر میگردد و نیروهای چپ در طول زمان و در عمل صداقت حزب تودۀ ایران را میپذیرند و با شرکت خود در تشکیلات حزب، سازمان چپ موردنظر را با نام حزب تودۀ ایران ایجاد میسازند. این تصور خوشبینانه و ذهنی است.
آیا رفقا توجه ندارند که با ایدئولوژیزدایی حزب و خالی کردن جای تاریخ حزب تودۀ ایران، حزب طبقۀ کارگر ایران، این جای خالی تاریخی نمیتواند و نباید خالی بماند؟»
برای همین، رفیق ندیم بهدلیل پافشاری شدید بر مارکسیسم ـ لنینیسم، همراه با رفیق عاصمی مورد بیمهری رفیق خاوری قرار گرفت.
زندگی کاظم ندیم در سالهای پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم دشوار بود. با این حال، شرافتمندانه، با پشتکار و ایمان به کاری که «خدمت به فرهنگ و زبان مردمش» میدانست، به همراه همسرش فرهنگ لغت بلغاری ـ فارسی و فارسی ـ بلغاری را به پایان رساند؛ اثری که خود آن را میراث معنویاش برای نسلهای آینده میدانست.
کاظم ندیم روز ۱۳ آذر ۱۳۹۹، یک روز پیش از تولد ۹۴سالگیاش، پس از بیماریای طولانی در صوفیه درگذشت؛ بدینسان، قلب مردی که زندگیاش با فراز و فرودهای تاریخ معاصر ایران گره خورده بود، از تپش ایستاد.
رفیق عاصمی که خود بیمار بود، دربارهٔ مرگ رفیق کاظم نوشت: «خبر درگذشت رفیق ندیم خبر بسیار تلخی است. ولی زندگی و نبرد ادامه دارد. نبرد پیگیر رفیق کاظم (عباس) ندیم در سنگر حزب تودۀ ایران در سراسر زندگی پرتلاطم او، نشان جایگاه آگاهانهٔ او در کنار تودهایها، در حزب تودۀ ایران، حزب طبقۀ کارگر ایران است!»
زندگی او پر از لحظات دشوار و تصمیمهای خطیر و آمیخته با وفاداری بیچونوچرا به طبقۀ کارگر و ایدئولوژی مارکسیسم ـ لنینیسم بود. او از چهرههای اثرگذار تاریخ سیاسی حزب تودۀ ایران و تجربهٔ مهاجرت سیاسی ایرانیان در قرن بیستم و بیستویکم بود.
یادش گرامی.
سرکوب رسانهها در اسرائیل؛ راسیستترین رژیم و بدترین دیکتاتوری دینی جهان
📌 ⚠️حزب توده ایران از فردای پس از انقلاب خواهان ملی کردن صنعت کلان، بازرگانی و بانک ها بود. ولی پس از شکست نیروهای مترقی در نبرد طبقاتی، خصوصیسازیهای نئولیبرالی که با دستور ولیفقیه و حذف عملی اصل ۴۴ قانون اساسی پیش رفت، امروز به نقطهای رسیده که یک جمله رئیسجمهور روز یکشنبه ٩ آذر توانست عمق بحران را آشکار کند. پزشکیان گفت که مجید قاسمی، مدیرعامل بانک پاسارگاد، «قرار بود ۱۰ هزار مگاوات پنل خورشیدی نصب کند، اما دبه کرد.» 🔌 صحبت از یک پروژهای ملی است که در جیب بانکها گیر کرد. وقتی پروژهای در مقیاس ملی—پروژهای که میتوانست بحران برق، مصرف سنگین گاز و عقبماندگی انرژی پاک را کاهش دهد—با یک تصمیم در هیئتمدیره یک بانک خصوصی متوقف میشود، یعنی مسیر توسعه نه در دولت، بلکه در جیب صاحبان سرمایه تعیین میشود. توسعه کشور گروگان بورژوازی مالی شده است.
💰 این همان هشداری است که سالها درباره واگذاری خلق پول و تأمین مالی کلان داده میشد.در ایرانِ امروز، بانکها بزرگتر و اثرگذارتر از وزارتخانهها عمل میکنند. خلق پول که باید ابزار سیاست عمومی باشد، اینجا به وسیلهای برای انباشت سود تبدیل شده است؛ بیآنکه تعهدی به نیازهای ملی داشته باشند. 📉 نتیجه: توسعه به بنبست میرسد، اگر «صرفه بانکی» نداشته باشد.اینجا دولت از «تصمیمگیر» به «متقاضی» سقوط کرده و بورژوازی مالی جای او را گرفته است. ✊ بدون اصلاح ساختار خصوصیسازی افسارگسیخته و بازگرداندن خلق پول تحت کنترل منافع عمومی، این آخرین پروژهای نخواهد بود که متوقف میشود. بدون بازگشت نظارت عمومی و مهار قدرت مالی، آینده کشور در گرو سودجویی بیپاسخگو باقی میماند. مبارزه با بورژوازی انگلی تنها زمانی ممکن است که دولت در دست نیروهای مترقی باشد، نه در اختیار همان بورژوازی انگلی.