جایگزین ارتجاعی به جای تحول دمکراتیک و ملی! «دو چهره ضدمردمی و ضدملی یک سیاست» (احسان طبری)

مقاله شماره: ١٣٩٣ / ٩ (١٠ اردیبهشت)

واژه راهنما:  باید با ایجاد ”جبهه گسترده ضددیکتاتوری“، جایگزین مردمی- دمکراتیک و ملی- ضدامپریالیستی نسخه ارتجاعی را به منظور «تحول ملی و دمکراتیک» کشور عملی ساخت. برنامه حداقل کارگری. طبقه کارگر پیگیرترین مدافع آزادی و استقلال کشور!

سرانجام، دولت حسن روحانی با به مورد اجرا گذاشتن مرحله دوم حذف یارانه های اجتماعی که آن را ”هدفمندی یارانه ها“ نامیده اند و تحقق بخشیدن به یکی دیگر از دستورهای دیکته شده توسط سازمان های حافظ منافع و سلطه نواستعماری سرمایه مالی امپریالیستی از قبیل صندوق بین المللی پول است، برنامه ارتجاعی ی نظام سرمایه داری حاکم را به مردم میهن ما تحمیل نمود، در حالی مردم میهن ما تشنه یک تحول دمکراتیک و ملی هستند!

این اقدام ارتجاعی که در چارچوب نسخه ”آزادی سازی اقتصادی“ امپریالیستی به مورد اجرا گذاشته می شود، روی دیگر نسخه ای را تشکیل می دهد که با عنوان ”خصوصی سازی اقتصادی“، ثروت های ملی مردم کشورهای پیرامونی را به غارت می برد. در ایران، حاکمیت نظام سرمایه داری با اجرای برنامه ”خصوصی سازی“ و تحت عنوان ”سرمایه گذاری خارجی“، شرکت های متعلق به مردم و منابع زیرزمینی و ثروت های ملی کشور از قبیل صنعت ملی شده نفت را، به ثمن بخس به سرمایه سوداگر امپریالیستی به فروش می رساند.

دولت حسن روحانی که «افزایش بهای دو حامل سوخت، یعنی بنزین و گازوئیل» را به ترتیب با «شیب تندِ» «٧٠ و ۵ر۴٢ درصدی» دو روز پیش عملی ساخت (رسانه ها)، بنا به اعتراف میرعلی اشرف پوری حسینی، ”رئیس سازمان خصوصی سازی“، ثروت های ملی و متعلق به مردم را نیز با «شیبی تند» به «خریداران خارجی» واگذار می کند. او اعلام کرد  (٢۵ فروردین ٩٣) که دولت ایران «در سال ٩٣ حدود سه شرکت بزرگ را به خریداران خارجی از طریق مزایده به فروش» می رساند. (نگاه شود به ”مردم ایران از شما بازخواست خواهند کرد!“ http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/2318)

چنین خیانتی به منافع مردم و منافع ملی ایران توسط ارتجاع حاکم و رژیم دیکتاتوری ولایی آن، سابقه تاریخی دارد. زنده یاد احسان طبری، عضو هیئت سیاسی و دبیر وقت کمیته مرکزی حزب توده ایران در اثر خود ”جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران“، در بخش ”جامعه ایران در دوران رضاشاه“ و با زیر عنوان ”دو چهره یک سیاست“ نمونه دیگری از این خیانت ارتجاع را به دست رضاخان برمی شمرد. طبری با نشان دادن «خصیصهء شاخصِ دورانِ» مورد بررسی خود در کتاب (جلد دوم، صفحه ١۵٧)، برجسته می سازد که «رژیم حاکم در شرایط جهانی و داخلی»ی برشمرده شده، «برخی محمل هایِ زیربنائی و روبنائی فُرماسیون سرمایه داری را … در چارچوبِ حفظِ وابستگی اقتصادی و سیاسی به امپریالیسم به وجود آورد … و با تمام قوا می کوشد که این عمل را به جانشینِ هر نوع تحولِ ملی و مترقی و دمکراتیکِ دیگری در جامعه که در دستورِ روز بود»، تبدیل سازد.

اکنون نیز ارتجاع حاکم و نماینده دیکتاتور آن با سرکوب هر نوع امکان دمکراتیک ابراز نظر و عقیده در ایران، که به نام دین و با عنوان ”ولی فقیه“ بر روی زمین عملی می کند، همانند دیکتاتوری رضاخانی، اقتصاد ملی ایران را به زائده نظام اقتصادی امپریالیستی بدل می سازد. امروز هم با همان ”دو چهره ضدمردمی و ضدملی یک سیاست“ روبرو هستیم! این سیاستِ ضدمردمی و ضدملی نظام سرمایه داری حاکم در ج. ا. ایران، در و پنجره را برای تبدیل ایران به کشور نیمه مستعمره و وابسته به امپریالیسم گشوده است. این سیاستِ ضد منافع ملی ایران، شرایطی را در کشور ایجاد کرده است و تعمیق می بخشد که ایران را هر روز بیشتر به زائده بی اراده و وابسته به اقتصاد امپریالیستی بدل می سازد و با از دست دادن استقلال اقتصادی، ایران قادر به حفظ استقلال سیاسی- فرهنگی و … هم نخواهد بود.

تا برقراری ”رژیم کاپیتولاسیون“ بر ایران که هدف نهایی سرمایه مالی امپریالیستی در برقراری سلطه خود بر کشورهای پیرامونی است، گامی بیشتر باقی نمانده است. بوی عفن قرارداد ننگین وثوق الدوله با امپریالیسم انگلستان به مشام می رسد! «قرار داد ننگین ١٩١٩ که ایران را رسماً به ”تحت الحمایه“ (پرتکتورات) انگلیس بدل می کرد، … [از طریق] دست گذاشتن بر رگ حساس مالی کشور برای اسارت کامل …» ایران عملی شد (احسان طبری، همانجا ص ١٣۴).

آنچه که امروز به دست ارتجاع حاکم و رژیم دیکتاتوری ولایی با اجرای نسخه نولیبرال امپریالیستی به مردم میهن ما تحمیل می شود و پیامد آن بر باد رفتن استقلال اقتصادی- سیاسی ایران است، اجرای همان برنامه استعماری سال ١٩١٩ در سطح امروزی و ”مدرن“ آن است.

باید با ایجاد ”جبهه گسترده ضددیکتاتوری“، جایگزین مردمی- دمکراتیک و ملی- ضدامپریالیستی نسخه ارتجاعی را به منظور «تحول ملی و دمکراتیک» کشور عملی ساخت.

برنامه حداقل کارگری برای مرحله کنونی!

حزب توده ایران جایگزین برنامه ارتجاعی ی ”خصوصی سازی و آزاد سازی اقتصادی“ی امپریالیستی را در ششمین کنگره خود به تصویب رسانده است. این برنامه که باید چگونگی نهایی آن در همکاری با دیگر نیروهای ذینفع تدقیق و تنظیم شود، اقتصاد سیاسی ملی ایران را بر پایه نوسازی بخش تولید و خدمات در خدمت منافع زحمتکشان یدی و فکری در شهر روستا، زنان و مردان میهن دوست و همه لایه های بورژوازی خواستار رشد کمّی و کیفی تولید مستقل داخلی، تعریف می کند. دستیابی به شرایط لازم برای تحقق بخشیدن به چنین برنامه اقتصاد ملی ی مردمی و در خدمت حفظ منافع ملی ایران، تنها از طریق طرد رژیم دیکتاتوری ولی فقیه ممکن است که می تواند با برپایی جبهه گسترده ضددیکتاتوری عملی گردد.

بحران اقتصادی- اجتماعی حاکم بر ایران که پیامد سیاست حاکمیت دیکتاتوری و نظام وابسته سرمایه داری که در آن بخش تجاری وابسته و کمپرادور و همچنین بوروکراتیکِ سرمایه داران غالب است، شرایط عینی تغییر بنیادین را در ایران ایجاد کرده است. پیکار هدفمند و هوشمندانه برای تجهیز و سازماندهی شرایط ذهنی برای تغییر انقلابی شرایط حاکم، وظیفه روز طبقه کارگر و همه میهن دوستان در جامعه است. برپایی جبهه ضددیکتاتوری مهمترین اهرم برای این پیروزی است.

به این منظور باید دفاع از منافع زحمتکشان را که از منافع کل جامعه دفاع می کند و پیگیرترین نیروی مدافع آزادی و استقلال ایران است، به محور فعالیت برای تجمع نیروهای ضددیکتاتوری بدل نمود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *