«با اتحاد عمل در راه بسیج مردم»
آموزش از دور اول انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه برای ایران؟

دوره جدید: مقاله شماره: ۱۱ (۶ اردیبهشت ١٣٩۶)
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری

نامه مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران در سرمقاله ی افشاگرانه خود درباره ی نمایش انتخاباتی ٩۶  بر ضرورت «اتحاد عمل همهء نیروهای چپ، ملی و دموکرات برای گذر از دیکتاتوری ولایی و حفظ حاکمیت ملی میهن … [تاکید و] بسیج نیروهای اجتماعی را در به چالش کشیدن مجموعهء حاکمیت» اجتناب ناپذیر ارزیابی می کند (شماره ١٠٢٣، ٢٨ فروردی٩۶).

نامه مردم موضع انقلابی خود را علیه «مجموعه ء نظام» ناشی از آن می داند، که «دیکتاتوری ولایی در حل بحران های فراروی کشور» ناتوان است. «شرایط عینی جامعه به نفع رژیم نیست و نیروهای چپ، دموکرات و میهنی می توانند با عمل متحدشان و با بسیج نیروهای اجتماعی به توسعه، نُضج و ایجاد شرایط ذهنی در جهت به وجود آوردن تحول هایی مهم در جامعه یاری رسانند.»

از تجربه ی دور اول انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه (دیروز) می توان برای «ایجاد شرایط ذهنی در جهت به وجود آوردن تحول های» بنیادین در ایران دو نکته آموخت:

نکته اول آن که باید به ایجاد قطب بندی در اندیشه ی حا کم بر جامعه دست یافت، تا “هژمونی ایدئولوژی طبقات حاکم را در نبرد در سنگر شکست”. به این منظور باید دو متضاد اصلی را در مرحله تاریخی شناخت و آن را به موضوع نبرد روزانه ی طبقاتی بدل ساخت. ژان- لوک ملانش، کاندیدای چپ در فرانسه که از پشتیبانی حزب کمونیست این کشور نیز برخوردار است،‏ با طرح گذر از “جمهوری پنجم” و پایه گذاری جمهوری جدید به این راه رفت و بیست درصد آرا را در برابر دستگاه عظیم تبلیغات دشمن طبقاتی و فشارهای جنبی به دست آورد. این تجربه را می توان یک به یک به شرایط ایران منتقل نمود.

نکته دوم که می توان و باید از این تجربه آموخت، افشای مواضع سوسیال دمکراسی راستگرا است که حاضر نشد از ملانش پشتیبانی کند، حتی آن هنگام که قطعی بود که کاندیدای انتخاب شده در رای گیری داخلی در حزب سوسیالیست آقای اولاند، شانسی برای رسیدن به دور دوم ندارد. این در حالی است که حتی بخشی از آرای ۵ درصدی او می توانست ملانشن را به دور دوم انتخابات برساند.

با مورد پرسش قرار دادن «مجموعه ء نظام» اندیشه ی انقلابی پیوند و وحدت “آزادی و عدالتِ” اجتماعی را در روند پیش رو در ایران مستدل ساخته و می تواند آن را در خدمت «بسیج نیروهای اجتماعی برای توسعه، نُضج و ایجاد شرایط ذهنی» گذر از دیکتاتوری بدل سازد. این نبرد، نبردی مدنی و آزادی بخش است که باید در سطح اقتصادی- اجتماعی، هنری و فرهنگی عملی گردد تا هژمونی سلطه ایدئولوژی طبقات حاکم را بشکند و «ضد هژمونی مردمی را از پایین ایجاد و سلطه ی آن را برقرار سازد». (حزب کار بلژیک)

باید در مبارزات روشنگرانه- افشاگرانه و تبلیغی علت “ناتوانی” رژیم دیکتاتوری و نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی را برای توده ها مستدل و قابل شناخت ساخت.

«رژیمی که به سرعت در موقعیتی دشوار و حتی خطرناک» در برابر تجاوزگری امپریالیسم قرار می گیرد و به علت سیاست ضد مردمی و ضد ملی خود فاقد پشتیبانی زحمتکشان و دیگر لایه های میهن دوست است‏‏، تسلیم پذیرترین رژیم در برابر سیاست تجاوزگری امپریالیسم است.

«بسیج نیروهای اجتماعی برای توسعه، نُضج و ایجاد شرایط ذهنی» نیاز به دو عامل روشن و شفاف دارد:

اول- بهره گیری از همه اشکال مبارزه

سازماندهی نیروها بر پایه تلفیق مبارزه ی علنی و مخفی و به خدمت گرفتن امکان های داخل و خارج از کشور.

هر رفیق توده ای و هر مبارز یا گروه، باید با توجه کامل به امکان ها و شناخت های خود، در مبارزه روز و دراز مدت شرکت کند. ارتباط با رهبری حزب، با نامه مردم و دیگر امکانات مرکزیت حزب، باید با توجه به حفظ سلامت مبارزان عملی گردد.

دوم- ضرورت مبارزه با «کلیت نظام»

به کار گیری انتقادی و سازنده اندیشه انقلابیِ مبارزه با “کلیت واقعیت” در شرایط مشخص ایران بر پایه ی نظری و عملکردی زیر قرار دارد. گذر از رژیم دیکتاتوری و گذر از نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی که بر ایرانِ جمهوری اسلامی حاکم است، از این رو از وحدت برخوردار است، زیرا شرایط سلطه سرمایه مالی امپریالیستی در جهان و ایران، تنها، راه رشد ملی- دموکراتیک را در مرحله کنونی در دستور تاریخ برای خلق ها قرار داده است. مبارزه با “کلیت نظام” مبتنی است بر دیالکتیک “تاریخی- ضروری”.

راه رشد ملی- دموکراتیک (یا سوسیالیستی) را تجربه صد سال گذشته ی جنبش سوسیالیستی- کمونیستی، به مثابه یک «مرحله مستقل» رشد جامعه بشری به اثبات رسانده است. هر جامعه باید بر مبنای شرایط مشخص حاکم بر آن در لحظه ی تاریخی رشد خود، این راه را طی کند. در این زمینه در مقاله ای به مناسبت ۵٠ مین سالگرد تصویب قانون “اقتصادی نوین” در آلمان دموکراتیک، «مرحله مستقل» تعریف و شرایط آن در این کشور توضیح داده شده و همچنین دلایل ناکامی نهایی کوشش برای تحقق بخشیدن به آن نیز مورد بررسی قرار گرفته است (جهان جوان، ١٩ آوریل٢٠٧).(*)

این اشتباه ها به طور عمده بی توجهی به تغییر ضروری در برنامه ی تنظیم شده در حین عمل و نبود نرمش لازم در سرعت تحقق بخشیدن به آن قرار دارد. این که حزب کمونیست چین، فعلا لااقل یک دوران بیش از ۵٠ سال را برای این مرحله در نظر دارد که برداشتی از نظر زمانی باز است، نشانی است از آموختن از چنین اشتباه ها. (در چند مقاله که در فهرست مقاله های اقتصادی قرار دارد، برخی دیگر از نکته ها در این زمینه طرح شده اند.)

برای مبارزه با «کلیت نظام»، ارایه یک “اقتصاد سیاسی” جانشین به جای برنامه نولیبرالیسم که برنامه ی رسمی همه دولت ها در جمهوری اسلامی است، ضروری است. در مبارزه ی روشنگرانه و افشاگرانه و تبلیغی، توضیح ساختار کلی این اقتصاد سیاسی و برنامه اقتصاد ملی متکی به آن، جایی تعیین کننده داراست.

ساختار کلی این اقتصاد سیاسی، دارای دو عنصر مردمی- دموکراتیک و ملی- ضد امپریالیستی است.

این اقتصاد سیاسی از سه بخش تشکیل می شود. بخش عمومی- دموکراتیک از شفافیت ساختاری و عملکردی برخوردار است و کنترل سازمان های مدنی جامعه را بر شرایط حاکم بر آن ممکن می سازد. بر این پایه است که جریان های مافیایی قادر نخواهند بود با به ورشکست کشاندن ثروت های مردم و ملی، “خصوصی سازی” آن ها را طلب کنند. شیوه ای که در ایران توسط حاکمیت نظام سرمایه داری عملی شد و بورژوازی بوروکراتیک- نظامی را به ثروت های نجومی رساند. در آلمان سال ها تعمیرات اتوبان ها به علت به اصطلاح “کمبود بودجه” عملی نشد و اکنون برنامه خصوصی سازی اتوبان ها اعلام شده است.

در بخش اقتصادی، هدف “اقتصاد سیاسی” مرحله ملی- دموکراتیک انقلاب، تجهیز امکان همه نیروهای داخلی و میهن دوست است.

اقتصاد در این مرحله، همان طور که بیان شد، از سه بخش عمومی- دموکراتیک (دولتی)، خصوصی و تعاونی تشکیل می شود. سرمایه داران مدافع منافع ملی و حق حاکمیت کشور، در این مرحله دارای وحدت منافع اند با طبقه ی کارگر که بدون شرکت فعال آن در تولید ملی، تحقق بخشیدن به اهداف اقتصادی- اجتماعی ممکن نیست. حق برخورداری طبقه کارگر از حقوق دموکراتیک و قانونیِ صنفی (سندیکاهای آزاد) و سیاسی (حزب طبقاتی)، پیش شرط برای شرکت فعال زحمتکشان در تولید ملی است. شرکت طبقه کارگر و نمایندگان آن در رهبری جامعه و شفاف بودن عملکرد ارگان های دولتی، ضامن پیوند پیگیر “آزادی و عدالت اجتماعی” در این مرحله است. رشد نسبی “عدالت اجتماعی” پا به پای فرازمندی جامعه، به مقوله ی “آزادی”، مضمونی دمکراتیک و عینی می بخشد. از این طریق، کنترل و شفاف سازی روندهای اقتصادی ممکن گشته و امکان سواستفاده های مالی- اقتصادی محدود می گردد. سازماندهی اقتصاد در سطح محل و منطقه می تواند‏ ضمن صرفه جویی در منابع و تولید ذباله، نقش تعیین کننده ای در شفاف سازی و کنترل مردمی اقتصاد ایفا سازد. برای نمونه، تولید انرژی در منطقه از طریق نور خورشید و باد و …

 

عنصر ملی- ضد امپریالیستی در “اقتصاد سیاسی” این مرحله، ضرورت دفاع بخش عمومی- دموکراتیک (دولتی) اقتصاد را از بخش خصوصی و تعاونی اقتصاد  قابل شناخت و درک می کند. بدین ترتیب، وحدت منافع در سطح ملی در مرحله ملی- دموکراتیک فرازمندی جامعه، تنها یک پدیده ی ذهنی نبوده، بلکه از نیاز عینی رشد جامعه سیرآب می شود.

در چنین شرایط تاریخی است که مبارزه با تجاوزگری امپریالیسم به ارزشی ملی و دمکراتیک برای همه زحمتکشان و لایه های دیگر میهن دوست تبدیل و به اهرم دفاع از حق حاکمیت ملی و استقلال کشور بدل می گردد.

ارایه تعریف علمی از “اقتصاد سیاسی” مرحله ملی- دموکراتیک انقلاب و برنامه “اقتصاد ملی” مبتنی بر آن وظیفه روز و اهرم برّای مبارزه علیه «نمایش انتخاباتی» رژیم ولایی، ازجمله در مرحله پیش رو است! آن را به اهرم گذر از «کلیت نظام» بدل سازیم.

………………………

(*) زنده یاد رفیق والتر اولبریشت پایه گذار این قانون بود. مخالفت حزب کمونیست اتحاد شوروی با این برنامه و “تحریم” عملی آن در ارسال مواد خام کافی برای رشته های الکتریکی، الکتروتکنیک و انفورماتیک، شیمی و … که بنا به گفته برژنف به البریشت (١٩۶٩) به علت «تغییرات ضروری نظامی در ارتش» عملی شد، در کنار اشتباه های درونی علل ناکامی نهایی تجربه بود.

5 Comments

  1. aby

    باعرض سلام وتبریک دیرهنگام سال جدید وخوشامد به خاطر راه اندازی دوباره توده ای ها ، رفقا خسته نباشید.
    اگر اشکال ویرایش را که باعث نزدیک شدن بیش ازحد سطرها بهم شده است را برطرف نمایید سپاس گذار خواهیم شد.

  2. سهند

    این حکم شما درباره آموختن از تجربه فرانسه با حکم دیگرتان درباره بد و بدتر نمی خواند، چون حزب
    کمونیست فرانسه دیروز طی اعلامیه ای در عمل از بدتر در برابر بدترین حمایت کرد!
    همه بحث های شما درباره «راه رشد غیرسرمایه داری» این فاکت را نادیده می گیرد که آن راه رشد در بستر وجود سوسیالیسم واقعاً موجود آن روز و با شرط اصلی سرکردگی نیروهای مردمی تحت رهبری حزب طبقه کارگر مطرح شد، در شرایط دگرگون امروز و با این وضعیت اسف بار حزب طبقه کارگر که حتا یک مقاله نویس مجرب و غیر آماتور ندارد باید فکر دیگری کرد

  3. aby

    سلام
    بادرود وسلام به همه توده ای های زحمت کش که برای ایجاد جامعه ای انسانی مبارزه می کنند؛ رفقا در محیط کار
    ما با کار گران کم سواد و تحصیل کرده اعم از لیسانس و بالا تر سروکار داریم ؛ در مباحثات با آنها نیاز به توضیح دیالکتیکی قابل فهم بعضی از پدیده ها ؛ توضیح تضاد درونی ونهایتن حل شدن آن ودرمجموع مثال های قابل فهم
    از روند دیالکتیکی پدیدار شناشی احساس می شود . در صورتی که نوشتاری در دسترس دارید ما را یاری نمایید.

  4. سیامک

    دوست گرامی سهند با سلام و با تشکر فراوان برای ابراز نظر.
    دوست گرامی من در مقاله مورد نظر شما توضیچ کامل داده ام که چرا راه رشد غیر سرمایه داری در لحظه کنونی هم ممکن و هم لازم است.

    در مورد نبودن خبرنگاران حرفه ای (من با عرض معذرت از شما باید بگویم که به درستی این ادعا شک دارم ) ولی اگر هم درست باشد لطفن شما بگویید که خود شما به عنوان یک توده ای برای جبران این کمبود چه کار عملی کرده اید؟

    ممکن است ما متفکرانی نادری مثل رفیق طبری و دیگران دیگر در رهبری حزب نداشته باشیم. ولی ادعای من این است که خرد جمعی در حزب بسیار رشد یافته تر از دوران انقلاب است. توده ای ها و کادرهای حزبی به مراتب بیشتر از گذشته به تفکر مستقل از پدیده ها می پردازند, خود شما نمونه بارز این مساله هستید. ضعف حزب طبقه کارگر در نبود احتمالی یک خبرنگار حرفه یی نیست، در پراکندگی ماست، در خود محوری ماست.

    چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است

    موفق باشید

    سیامک

  5. فرهاد

    سهند گرامی، با تشکر برای ابرازنظرتان، لازم است یادآوری کنم که پس از ابرازنظر قبلی شما، قرار ما این است که ابرازنظر در سطح قر و نق زدن، کمکی برای هیچ کس نیست و نظری را نیز به فرجام نمی رساند. ادامه ی به کار بردن این شیوه از طرف شما که توانایی نوشتن و تحلیل دارید، شایسته نیست.
    شما می نویسید: «این حکم شما درباره ی آموختن از تجربه فرانسه با حکم دیگرتان درباره ی بد و بدتر نمی خواند …». شما در تز خود درباره آموختن از تجربه فرانسه، مضمون مورد نظر مرا حذف می کنید. شیوه ای که از طریق نقل قول نکردن دقیق نظر من انجام شده است. شما نمی گوید من دقیقاً چه گفته ام؟ من نوشته ام «برای ایجاد شرایط ذهنی در جهت به وجود آوردن تحول های بنیادین در ایران» باید «دو متضاد اصلی را در مرحله تاریخی شناخت و آن را به موضوع روزانه ی نبرد طبقاتی بدل نمود».
    در این مورد چه می گوید؟ نظر دقیق شما چیست؟
    چگونه می خواهید با خبر غیردقیق و نقل قول نشده ی «چون حزب کمونیست فرانسه دیروز طی اعلامیه ای در عمل از بدتر در برابر بدترین حمایت کرد!»، در بحث جدی مطرح شده در مقاله شرکت کنید؟ اضافه بر آن، نظر حزب کمونیست فرانسه – هر چه می خواهد باشد -، چه ارتباطی با نظر من دارد؟ برخورد مشخص ضرورت دارد و نه “زدن گردن منٌ به خاطر دزدی در فرانسه”! لطفا نظرتان را دقیق تر توضیح دهید تا بحث در سطحی جدی و مسئولیت دار ادامه یابد.
    درباره ی آن بخش از نظر در ارتباط با راه رشد غیرسرمایه داری، رفیق عزیز سیامک پاسخ داده و نادرستی برداشت شما را از نقش کشورهای سوسیالیستی به اثبات رسانده است. توده ای ها نمی توانند و مجاز نیستند از مبارزه دست بردارند، زیرا شرایط سخت است و یا سخت تر شده است. شما نهایتاً این امر را توصیه می کنید. به ویژه آن هنگام، که باوجود داشتن «فکری دیگر» که در پایان اشاره کرده اید، با خست «فکر» را مطرح نمی سازید؟! و یا انگار می خواهید با «فکری دیگر» توده ای ها را به دنبال “نخود سیاه” بفرستید؟!
    رفیق ابی هم زمان با شما پرسشی درباره «پدیدار شناسی» مطرح نموده است که در بحث میان کارگران طرح شده است. من در جریان تنظیم پاسخ، به مطالعه نظرات هوسل پرداخته ام. او با طرح آن ها در آغاز قرن بیستم تاریخ اروپایی می کوشد تئوری شناخت مارکسیستی را که مبتنی بر ماتریالیسم است، به دوران اندیشه ایده آلیستی ذهنگرا بازگرداند. هدف این کوشش «خنثی نمودن تضاد میان ماتریالیسم و آیده آلیسم»، به سخنی دیگر میان هستی مادی و آگاهی است. بدین ترتیب می کوشد “تضاد و وحدت میان عین و ذهن” را «حنثی» سازد.
    این فلسفه نظام سرمایه داری در مرحله امپریالیستی را لنین در اثر “ماتریالیسم و امپیریوکریتیتیسم” مورد بررسی و انتقاد قرار می دهد. این جریان های ایده آلیستی خادم سرمایه نیز به شیوه “بررسی مشخص پدیده ی مشخص” تن نمی دهند و می کوشند این شیوه ماتریالیستی را با طرح انواع “نخود سیاه”ها «خنثی سازند»!

پاسخ دادن به سهند لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *