برنامه اقتصاد ملی- دمکراتیک، پرچم فعالیت اجتماعی نگرشی به «بورژوازی ملی در عصر جهانی شدن»

مقاله شماره: ١٣٩۴ / ١ (٣ فروردین)

واژه راهنما: درمان «درد بی درمان اقتصاد ایران». نقش «بورژوازی ملی» در «عصر جهانی شدن». وحدت منافع طبقه ها و لایه های زحمتکش و ملی.

«استقبال ورود به مباحث» که در نوشتار «پاسخی کوتاه به … فرهاد عاصمی» توسط حمید آصفی در اخبار روز (۲۴ اسفند ۱۳۹۳ http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=65883) ابراز شده است و اندیشه جستجوی “دستور کاری برای بررسی برنامه اقتصاد ملی مشترک” را دنبال می کند که باید توسط همه نیروهای چپ و ترقی خواه و میهن دوست در دور “میز احزاب نزد اخبار روز” مورد بررسی قرار گرفته و تعیین شود، به نگارنده جسارت دنبال کردن نکته مرکزی ای را می دهد که نظریه پرداز(*) در مقاله خود مطرح ساخته و به درستی می پرسد: «دوستان چپ و مارکسیست ما [با توجه به] درد بی درمان اقتصاد ایران و مسایل اجتماعی و منافع ملی و عدالت ممکن و یا سوسیالیسم ممکن، در ذیل یک دولت ملی دموکراتیک، چه پاسخی و راه حلی دارند؟»

در مقاله مورد خطاب آصفی، یا عنوان «”چپ” کدام برنامه “اقتصاد ملی” را پیشنهاد می کند؟»  (اخبار روز ۲۱ اسفند http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=65852 ) و همچنین در مقالهِ با عنوان «پرواز ققنوس …» (http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=65917 – 26 اسفند ۱۳۹۳) نکته هایی در ارتباط با برنامه اقتصاد ملی و دمکراتیک، طرح شده اند. در آنجا «از زاویه … دیدگاه» توده ای، تعریف اقتصاد ملی برای دوران فرازمندی ملی- دمکراتیک جامعه ارایه و ترکیب عنصرهای تشکیل دهنده آن، یعنی بخش عمومی (دولتی) و خصوصی- تعاونی اقتصاد، عنوان شده است. همانجا، همچنین پیش شرط ضروری برای ایجاد شرایط تحقق بخشیدن به چنین برنامه اقتصاد ملی، ذکر شده است که عبارت است از مبارزه برای «اصلاحات برای تغییر» که نیاز به برپایی جبهه متحد ضد دیکتاتوری دارد.

ضرورت برپایی جبهه ضددیکتاتوری از این واقعیت ناشی می شود که رژیم دیکتاتوری ولایی ی حاکم مصممانه بر موضع ضد قانونی و ضد مردمی خود و ادامه بی چون و چرای آن پای می فشارد. رژیم دیکتاتوری به چنین شیوه های ضد مردمی از این رو نیاز دارد، زیرا اجرای برنامه اقتصادی دیکته شده از طرف سازمان های مالی امپریالیستی از قبیل صندوق بین المللی پول، به سخنی دیگر، تحمیل برنامه اقتصادی ضد ملی ای که شرایط تبدیل ایران را به نومستعمره نظام مالی امپریالیستی ایجاد می کند، تنها با برقرار نگه داشتنِ سلطه خفقان و شرایط غیرقانونی حکومتی بر کشور ممکن است. اجرای چنین برنامه ضد ملی، به ابزارِ فشار، سرکوب، زندان، حصر و کشتار نیاز دارد!

لابد نظریه پرداز موضع مشخص خود را نسبت به این نکته ها روشن ها خواهد ساخت.

نکته نخست پراهمیت در مقاله آصفی با عنوان «پاسخی کوتاه …»، نفی صریح نزدیکیِ اندیشه با برنامه “تاچریسم” نزد اوست. او می نویسد: «هر چه گشتم و فکر کردم، یک ما به ازایی در نوشته های خود [در] … دفاع غیر مستقیم از تز و نظریات خانم مارگارت تاچر … نیافتم.»

بدین ترتیب می توان از این موضع حرکت کرد که «چپ ملی» مورد نظر حمید آصفی، نیز مانند چپ مارکسیستی- توده ای، مخالف ادامه اجرای برنامه نولیبرال امپریالیستی در ایران بوده و این دستاورد مشترک پراهمیتی را برای تنظیم برنامه ی اقتصاد ملی و دمکراتیک برای ایران تشکیل می دهد.

به توصیه حمید آصفی، نگارنده مقاله «بورژوازی ملی در عصر جهانی شدن» را در اخبار روز (اول اسفند ۱۳۹۳) مطالعه نمود. نظرهای مطرح شده در آن را می توان به دو دسته تقسیم کرد که به طور غیرضروری به یکدیگر تنیده شده اند. بخشی از آن، انواع برداشت های انتقادی به حزب توده ایران است که متاسفانه بدون هر منبعی ذکر شده اند و ارزش علمی برداشت ها را محدود به موضع نظریه پرداز می کند. نظریه پرداز در هیچ موردی به خواننده امکان نظربندی مستقل برای برداشت انتقادهای مطرح شده را از این طریق نمی دهد، که نمی گوید، برداشت او در کجا و چگونه توسط حزب توده ایران بیان شده است!؟ نظر مورد انتقاد، به طور مشخص چگونه بیان شده است؟

سخن، زبان، هم در شکل بیان شفاهی و یا نگاشته شده آن، به تعریف امروزی، شکل ارایه ذهنیت و آگاهی است. حمید آصفی رهبران حزب توده ایران را فرهیختگانی می داند که از خود در قرن بیستم بر فرهنگ ایران تاثیری عمیق داشته و «تاثیراتی ژرف بر بینش و منش نسل هایی از ایرانیان» به جا گذاشته اند («نقد چپ و چشم انداز آن»، اخبار روز ۱۴ اسفند ۱۳۹۳).

آیا نقل و ارایه بیان و یا نوشتار مشخص آن فرهیختگان در نوشتار خود، خالی از لطف است؟

بخشی دیگر از نظرات ابراز شده در مقاله «بورژوازی ملی در عصر جهانی شدن»، نظر و تزهایی هستند که متاسفانه بدون تعریفی جامع ارایه شده اند و کوششی هم برای اثبات آن ها در مقاله به عمل نیامده است. برای نمونه مقاله با جمله زیر آغاز می شود: «در ایران ایدئولوژیک شدن بحث طبقات در طیف چپ روشنفکری سبب بی توجهی به اقتصاد سیاسی توسعه و توجه صرفا سیاسی- ایوئولوژیک به طبقات شده است و این خود مانع از کشف و یافتن راه تکامل اجتماعی و مرحله بندی نمودن راه رشد و پیشرفت و عدالت گشته است.»

صرفنظر از آنکه «توجه صرفا سیاسی- ایوئولوژیک به طبقات»، تکرار تاتولوژیک «ایدئولوژیک شدن بحث طبقات در طیف چپ» است، برای تزهای «ایدئولوژیک شدن بحث طبقات»، و یا «بی توجهی به اقتصاد سیاسی توسعه» در هیچ جایی از مقاله تعریفی ارایه نمی شود و مضمونی برای آن ذکر نمی گردد. اگر پرسشی در این زمینه از طرف خواننده مطرح شود، هدف «نقد از یکی مانده به آخر» نیست. کوششی است برای یافتن شیوه مشترک برای بررسی و رسیدن به تعریف مشترک از مقوله.

آیا نگرش «طبقاتی» به جامعه، به قول نظریه پرداز «ایدئولوژیک شدن بحث طبقات»، به سخنی دیگر، آیا این برداشت که در جامعه ایرانِ امروز طبقات با منافع متضاد و در عین حال منافع آشتی پذیر وجود دارند، نگرشی غیرواقع بینانه است؟ اقتصاد سیاسیِ «توسعه»، تعریفی جامع برای برنامه اقتصاد ملی برای مرحله ی ملی- دمکراتیک فرازمندی جامعه کنونی ایران است؟

نظریه پردازی در همین جمله نخست، از تزهایی که نه تعریفی از آن ها ارایه شده و نه صلابت تئوریک آن ها به اثبات رسیده اند، به نتیجه گیری ابزاری می پرداز و آن ها را مسئول و علت علّی «کشف [نشدن] و [نه]یافتن راه تکامل اجتماعی» اعلام می کند: «و این خود مانع از کشف و یافتن راه تکامل اجتماعی و مرحله بندی نمودن راه رشد و پیشرفت و عدالت گشته است.»

در مقاله، مقوله پراهمیت «بورژوازی ملی در عصر جهانی شدن» تعریف نمی شود و مضمون آن بیان نمی گردد. لذا ناروشن می ماند که از واژه ی «بورژوازی ملی» آیا منظور همان مفهوم بورژوازی قرن ها ۱۶ به بعد است، که در «ژاپن» سرچشمه «توسعه» شد، و یا بورژوازی «کره جنوبی» است که توانست در شرایط مشخص در دو دهه پایانی قرن بیستم، «محصولی قابل رقابت با خارج تولید کند»؟

نه شرایط تاریخی ژاپن برای ایران قابل دسترسی است و نه شرایط مشخص کره جنوبی که در نبرد جهانی میان دو سیستم به زائده ای از برنامه امپریالیستی بدل شد و در سال ۱۹۹۷، با خروج هدفمند سرمایه های خارجی ورشکست و تاراج شد، با شرایط کنونی در ایران قابل مقایسه است. حتی خودروی ودو به شورلت تغییر نام داد!

بدین ترتیب بحث در باره نقش «بورژوازی ملی» نمی تواند بحثی عام و غیرمشخص و گویا در خلاء تاریخی تصور شود، بلکه  باید در شرایط مشخص دوران کنونی که در عنوان مقاله نظریه پرداز نیز به آن اشاره شده است، در «عصر جهانی شدن» سرمایه مالی امپریالیستی، به آن پرداخت.

با توجه به شرایط مشخص تاریخی در صحنه جهانی است که به نظر می رسد می توان و باید تعریف ارایه شده از بورژوازی ملی را در مقاله «بورژوازی ملی در عصر جهانی شدن»، تدقیق نمود! در مقاله این تعریف چنین ارایه می شود: «تعریف این بورژوازی از لحاظ اقتصادی این است که بتواند در ایران موجب رشد پایدار نیروهای مولده شود و این مساله با چرخه انباشت سرمایه، در اساس در خود ایران، بسته شود و باعث تولید گسترده کالاها و خدمات شود …». دیرتر به سرشت ملی بورژوازی «در عصر جهانی شدن» پرداخته خواهد شد که تعریف آن را تشکیل می دهد. آنچه در مقاله با درایت ذکر شده است را می توان وظیفه های در برابر این بورژوازی نامید. پرسشی که اکنون مطرح می شود، پرسش در باره شرایطی است که تحت تاثیر آن باید «بورژوازی … موجب رشد پایدار نیروهای مولده شود»! این شرایط، کدام شرایط هستند؟  آن ها را باید با وسواس کامل تعیین کرد.

از این رو پاسخ به این پرسش ضروری است که آیا «بورژوازی ملی» می تواند به وظیفه طرح شده در مقاله در شرایطی عمل کند که «بورژوازی تجاری» و … حاکمیت را قبضه کرده است؟ آیا «بورژوازی ملی» که در طول قرن اخیر نتوانسته است به وظیفه فوق عمل کند، می تواند اکنون به تنهایی به این هدف دست یابد؟ آن هم علیه مقاومت و منافعِ «بورژوازی تجاری» در کشور که نظریه پرداز آن را در ادامه با دقت برمی شمرد، و علیه مقاومت و منافعِ متحدان جهانی آن که از قلم افتاده است؟

متحدان جهانی که همان سرمایه داری مالی(- تجاریِ سوداگرِ) امپریالیستی «در عصر جهانی شدن» است؟ آیا «بورژوازی ملی» قادر است به تنهایی به این وظیفه تحقق بخشد و یا به کمک و هم یاری بخش عمومی اقتصاد، که باید نماینده و مدافع منافعِ زحمتکشان و توده های میلیونی میهن دوستان باشد و از طریق ساختارهای دمکراتیک- مدنی کنترل شود، نیاز دارد؟

در مقاله، مقاومت و منافع بورژوازی تجاری که وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی است، چنین برشمرده می شود: «بورژوازی تجاری رانت خور که ارز از فروش نفت می گیرد و عمدتا به بورژوازی مستغلات تغییر هویت داده و در دشمنی با سرمایه گذاری در مدار مولد سرمایه، مانند [سرمایه] صنعت[ی] قرار گرفته است»!

به نظر حزب توده ایران، همیاری و پشتبانی بخش عمومی اقتصاد از بخش خصوصی- تعاونی در مرحله ملی- دمکراتیک فرازمندی جامعه، که به معنمای پشتیبانی زحمتکشانِ یدی و فکری در شهر و روستا، زنان، معلمان، جوانان، دانشجویان و دیگر لایه های روشنفکری و میهن دوست و … از بخش خصوصی- تعاونی است، که همان «بورژوازی ملیِ در عصر جهانی شدن» را تشکیل می دهد، پیش شرط موفقیت در رشد ترقی خواهانه جامعه و فرازمندی انسان و میهن دوستانه آن است. شرط دستیابی به این پیش شرط اما ایجاد پیوند میان آزادی و عدالت اجتماعی نسبی، یا «عدالت ممکن» است که حمید آصفی در باره آن از «دوستان چپ و مارکسیست» خود پرسش می کند.

این پیش شرط، سرشت خاص اقتصاد سیاسی جامعه را در دوران فرازمندی ملی- دمکراتیک آن تشکیل می دهد و وجه تمایز آن را از «توسعه» از نوع «ژاپنی» قرون گذشته و «کره جنوبی»ای قرن بیستمی نشان داده و آن را برجسته می سازد. می توان به این سرشت خاص انواع نام ها داد. نکته پراهمیت، زیرا نکته مضمونی در آن این نکته است که این سرشت خاص، ویژگی دوران گذار از نظام سرمایه داری مورد علاقه امپریالیسم به نظامی ترقی جویانه را تشکیل می دهد. گامی در جهت انسانی شدن جامعه ایرانی است!

در سطور زیر وحدت منافع میان زحمتکشان و بورژوازی ملی و میهن دوست، و از این طریق بهم تنیدگی منافع آن ها در مقاومت در برابر یورش سرمایه مالی امپریالیستی و متحدان داخلی آن در مرحله کنونی نشان داده و مستدل خواهد شد. وحدتی، که همان طور که اشاره شد، ریشه در این واقعیت دارد که اقتصاد ملی دوران فرازمندی ملی- دمکراتیک جامعه، اگر اقتصاد سیاسیِ سوسیالیستی نیست، اقتصاد سیاسیِ سرمایه دارانه نیز نیست! نه در شکل قرون گذشته آن (ژاپن) و نه از نوع وابسته کره جنوبی آن در دهه های پایانی قرن پیش! سرشت خاص این دوران از واقعیت عینی وحدت منافع طبقه ها و لایه های زحمتکش و ملی در کشورهای در حال توسعه ناشی می شود.

لذا بحث را باید بر محور چگونگی وحدت منافع میان زحمتکشان و «بورژوازی ملی عصر جهانی شدن» متمرکز کرد و از بحث های فرعی و انتزاعی و نظریه پردازی در خلاء و همچنین از طرح به اصطلاح انتقادهای غیرضرور دوری نمود.

مضمون ملی- دمکراتیک مرحله فرازمندی جامعه که نظریه پرداز نیز به آن اشاره دارد، از این رو مضمون نبرد آزادیبخش دوران کنونی را در ایران تشکیل می دهد، زیرا

–        از یک سو نبردی علیه سیطره سرمایه مالی (تجاری) جهانی شده ی امپریالیستی و متحدان داخلی آن، «رانت خواران»- تجاری- مستغلات – ارز نفت خور -، است، به سخنی دیگر، نبردی ملی- ضد سیطره امپریالیسم است؛ و

–        از سوی دیگر، نبردی برای برقراری دمکراسی و تامین حقوق دمکراتیک زحمتکشان در ایران است. به عبارت دیگر

–        پیوندی جدایی ناپذیر را در مبارزه اجتماعی میان آزادی و عدالت اجتماعی تشکیل می دهد!

برنامه اقتصاد ملی برای دوران فرازمندی ملی- دمکراتیک جامعه که دارای سرشتی خاص است، پرچم فعالیت اجتماعی را در دوران کنونی به منظور تحمیل «اصلاحات برای تغییر» در ایران به ارتجاع حاکم تشکیل می دهد!

پرسش هایی که نظریه پرداز در پایان مقاله «بورژوازی ملی در عصر جهانی شدن» در برابر «دوستان چپ» مطرح می سازد، می تواند همگی در چهارچوب بحث بالا، مورد بررسی قرار گرفته، تدقیق شده و بر سر آن توافق ایجاد شود. این پرسش ها کمی خلاصه شده، چنین اند: «در پایان این مقال از دوستان چپ سوالی دارم اگر ما مرحله تاریخی ایران را ۱- دموکراسی ملی ۲- کارشناسی ملی ٣- مسئولیت ملی ۴- منافع ملی بدانیم … و تمام پتانسیل خود را معطوف به پیگیری راهکارهای ممکن و رفتن … به سمت رشد و توسعه و اهداف چهارگانه بالا … [قرار دهیم، می توانیم] بنوعی با زیاد خواهی نئولیبرالیزم چالش برنامه ای [داشته] و هم یک جامعه قانونمند با رشد و قوام نهادهای مدنی بهتر [برپا داشته] و… چندین گام عملی تاریخی به سمت آرمان های عدالت طلبانه [برداریم]؟»

«دمکراسی ملی» و «منافع ملی» می تواند بیانی دیگر برای مفهوم مرحله «ملی- دمکراتیک فرازمندی جامعه ایرانی» باشد. بدیهی است که تنظیم برنامه اقتصاد ملی برای این مرحله، وظیفه ای «کارشناسانه» از دیدگاه منافع «ملی» است که باید با «مسئولیت» و دیدگاهی میهن دوستانه عملی گردد.

*- نظریه پرداز، اندیشمندی که فکری، حرفی و نظر و یا تزی برای گفتن دارد و آن را در رشته تکوین علّی و صوری (شکلی) پدیدار و شدنش، با منطق سخن مستدل، به سخنی دیگر، به صورت علمی حلاجی می کند.

One Comment

  1. aby

    سلام
    در رابطه باپرسش شما جواب مثبت است .ولی سوال این است که شرکت های بامدیریت خصوصی که زیر مجوعه بعضی شرکت ها و یاارگانهای دولتی می باشند و از رانت استفاده کرده و یا میکنند و نقش مترقی در تولید ملی ایفا مینمایند در این تحلیل در چه جایگاهی قرار دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *