دفاع از منافع طبقاتی، محک است! راه رشد سرمایه داری، سرابی بیش نیست! سرشتِ مشترکِ سکوتِ ”نصرت“ و ”محسن“!

مقاله شماره: ١٣٩۴ / ۶٧ (١٨ اسفند)

واژه راهنما: سیاسی. اقتصادی

وحدت منافع طبقه کارگر و منافع ملی. مضمونِ نبرد رهایی بخش کنونی در جهان. هجوم نواستعماری اقتصادِ جهانی شده امپریالیستی به منافع ملی. انقلاب ”بورژوا- دموکراتیک“. مرحله ملی- دموکراتیک فرازمندی جامعه.

 

چندی پیش رفیق ”نصرت“ وعده ای تهدید گونه داده بود که نسبت به مواضع طرح شده در توده ای ها موضع خواهد خواهد گرفت و در ارتباط با مساله ضرورت یکپارچگیِ نظری در جنبش توده ای، موضع نویسندگان نامه ”١٠ مهر“ را توضیح خواهد داد. اما آن هنگام که با پرسشِ «بگو در کدام قشونی … پرولتاریا یا بورژوازی؟» روبرو شد، صلاح دید سکوت پیشه کند! که باید امیدوار بود، گذار باشد!

ما با چنین برخوردی نزد نظریه پردازانِ دیگری هم روبرو هستیم. نظریه پردازانی که آن هنگام که می خواهند مواضع طبقاتی مورد تائید خود را در لباس منافع کل جامعه بپوشانند و آن را منافع ”عام“ القا کنند، سخن برای گفتن و نظر برای ارایه دارا هستند، اما تن به گفتگوی مشخص نمی دهند و سکوت را بر ادامه بحث ترجیح می دهند.

برای نمونه، حمید آصفی، نظریه پردازی است که با میل در ”اخبار روز“ مساله راه رشد سرمایه داری را برای ایران توصیه و نمونه «توسعه ترکیه» را برای ایران مناسب اعلام می کند. او این «مدل» را مطابق با منافع دموکراتیک و ملی مردم میهن ما، ازجمله زحمتکشان، می داند. به نظر او، باید مسئولیت هدایت چنین رشدی را لزوماً «بورژوازی ملی» عهده دار باشد. هدایت ی که باید البته در شرایط برقراری ”دموکراسی” و ”قانون“ و … عملی گردد.

همین نظریه پرداز، آن هنگام که بحث در باره ”اقتصاد سیاسیِ“ مرحله ملی- دموکراتیک فرازمندی جامعه مطرح می گردد، سکوت را ترجیح می دهد. شیوه ای که نظریه پرداز ”محسن“ هم به کار می گیرد، هنگامی که این واقعیت قابل شناخت می گردد که «روحانی و هاشمی» که «پشتیبانی مشروط» از آن ها را توصیه می کند، مدافعِ منافع نظام سرمایه داری در ایران هستند، و نه مدافع منافع ”عام“ مردم ایران! مدافع نظام سرمایه داری ای که حزب توده ایران با توجه به واقعیت عمیقِ نابسامانی اقتصادی- اجتماعی هستی زحمتکشان یدی و فکری و لایه های وسیع میانی جامعه در ایران، سیاستِ اقتصادی آن ها را سیاستی ضد مردمی و ضد ملی ارزیابی می کند.

”محسن“ هم می کوشد منافع لایه های مورد نظرش را از این طریق مورد دفاع ”عام“ قرار دهد و به مثابه منافع کل جامعه القا کند، که همانند آصفی، ”آزادی“ و ”عدالت اجتماعی“ را دو مقوله متفاوت و بدون پیوند با یکدیگر اعلام می کند و تحقق بخشیدن به آن را امری مرحله مرحله ای می نماید. او جدا سازی ”آزادی“ و ”عدالت اجتماعی“ را از این طریق عملی می سازد که اشتراک منافع ”طبیعی“ را میان سرمایه داران داخلی مجری برنامه نولیبرال امپریالیستی، ازجمله آن لایه ای که او به درستی «سلفی خونخوار» می نامد، با سرمایه سوداگر خارجی که سودبر این سیاست است، نفی می کند. نظریه پرداز، سوداگریِ این سرمایه را در «تضادی غیرعمده» با منافع مردم میهن ما در شرایط کنونی ارزیابی می کند.

سکوت او در برابر نادرستی چنین پاره پاره کردن ”حقیقت“ نیز، مانند سکوت ”نصرت“ آن هنگام ضروری می شود که سرشت طبقاتی موضع طرح شده – باوجود تفاوت ١٨٠ درجه ای میان منافع طبقاتی در آن -، قابل شناخت می گردد. سکوتی که باید امیدوار بود ادامه نیابد.

 

حزب توده ایران با صداقت کامل و با سری افراشته دفاع از منافع طبقاتی زحمتکشان را وظیفه خود می داند و آن را با صراحت اعلام می کند. در عین حال حزب توده ایران ضرورت دفاع از منافع زحمتکشان را وظیفه ای تاریخی، حتی برای لایه های میهن دوست بورژوازی ملی ارزیابی می کند و می کوشد آن را مستدل و قابل درک برای بورژوازی ملی و مدافعان آن سازد. حزب توده ایران به این پرسش پاسخی صریح می دهد که چرا طبقه کارگر هنگام دفاع از منافع خود، از منافع کل جامعه دفاع می کند!

دلیل این امر ساده و قابل درک است! وحدت منافع طبقه کارگر و منافع ملی مردم میهن ما از این رو برقرار است، زیرا اولین قربانیان سیاست اقتصادی نولیبرال امپریالیستی که ایران را به نیمه مستعمره سرمایه مالی آن بدل می سازد، طبقه کارگر است، که زنان زحمتکش ضعیف ترین لایه آن را تشکیل می دهند. زحمتکشان برای دفاع از منافع خود، علیه این برنامه اقتصادی می رزمند و لذا مدافعانِ نخست در سنگر دفاع از استقلالِ اقتصادی- سیاسی ایران هستند.(١)

 

ضرورت دفاع از منافع زحمتکشان که از منافع کل جامعه دفاع می کنند، از حقیقتِ تاریخیِ غیرقابل انکاری در جهان کنونی ناشی می شود که پیآمد سلطه هژمونی سرمایه مالی امپریالیستی است.

 

به سخنی دیگر، این دفاع مضمونِ نبرد رهایی بخش کنونی را در جهان برای مردم کشورهای ”پیرامونی“ تشکیل می دهد که مورد هجوم نواستعماری اقتصادِ جهانی شده امپریالیستی قرار گرفته است. جنگ های استعماری قرون ١٧ تا ٢٠ تاریخ اروپایی، اکنون به صورت جنگ های نواستعماری به منظور برقراری سلطه سرمایه مالی امپریالیستی در جریان است. جنگ علیه مردم سوریه، تنها یکی از ۶٠ جنگی است که امپریالیسم پس از پیروزی ضد انقلاب در اتحاد شوروی به مردم جهان تحمیل نموده است! مردم کشورهای ”پیرامونی“ در جهان، دیگر محدود به ”جهان سوم“ نیز نیستند. بلکه مردم کشورهایی از قبیل یونان، پرتغال و …، همانند ونزوئلا و دیگران را نیز در برمی گیرد. سی درصدی از مردم کشورهای متروپل که در زیر و در سطح فقر زندگی می کنند، نیز جزو این محرومانند. همه این محرومان باید در برابر شرایط سلطه ی سرمایه مالی امپریالیستی از میهن، فرهنگ و هستی خود دفاع کنند!

 

به نظر حزب توده ایران از این رو مرحله رشد و توسعه جامعه ایرانی، مرحله رشد یک نظام ”بورژوا- دموکرات“ نیست، زیرا اقتصاد سرمایه مالی امپریالیستی در شرایط جهانی شده ی کنونی، چنین امکان رشدی را نفی می کند. چنین امکانِ ”رشد“ی را امپریالیسم با برنامه اقتصادیِ ”خصوصی سازی و آزادی سازی اقتصادی“ به سود سرمایه مالی جهانی شده، از این کشورها، ازجمله از ایران سلب کرده است (٢).

تن دادن به راه رشد سرمایه داری، در شرایط کنونی حاکم بر جهان، جز از طریق تن دادن به برنامه دیکته شده سازمان های مالی امپریالیستی، جز تبدیل شدن به نیمه مستعمره ی وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی ممکن نیست! راه رشد سرمایه داری در شرایط کنونی در جهان، سرابی بیش نیست!

تجربه سال گذشته ی مردم یونان برای درک شرایط کنونیِ حاکم بر جهانِ زیر سلطه سرمایه مالی امپریالیستی، نمونه وار است! مردم یونان با رای ۶٣ درصدی خود علیه «برنامه ریاضت اقتصادی» دیکته شده در چارچوب نسخه ”آزاد سازی اقتصادیِ نولیبرال“، که در ایران ازجمله با حذف یارانه های اجتماعی همراه است، قادر به انتخاب دموکراتیک برای سرنوشت خود نشدند! امری که به معنای تبدیل شدن آن به نیمه مستعمره سرمایه مالی امپریالیستی است!

 

به نظر حزب توده ایران، تنها امکان رشد مستقل برای کشورهای پیرامونی، ازجمله میهن ما، راه رشد مرحله ملی- دموکراتیکِ فرازمندیِ اقتصادی- اجتماعی جامعه ایرانی است که در آن پیوند میان ”آزادی“ و ”عدالت اجتماعی“ در تعریفی دقیق و شفاف تضمین شده است. جایگاه سه بخش اقتصادِ عمومی (دولتیِ) دموکراتیک و بخش خصوصی و تعاونیِ اقتصاد در پیوندی این چنانی قرار دارد که سلامت و شکوفایی هر کدام، شرط حفظ چنین وضعی برای بخش های دیگر است (به این نکته به طور مجزا پرداخته خواهد شد). کنترل اجتماعی بر سه بخش اقتصاد در شرایط فعالیت آزاد و قانونیِ سازمان های مدنی، احزاب طبقاتی و مطبوعات تضمین می گردد.

تنها در چنین شرایط دموکراتیک- مردمی، رشد هماهنگ اقتصادی- اجتماعی با سرشتی ملی برای ایران ممکن می گردد که می تواند سپری موثر و توانمند در برابر برنامه اقتصادی- اجتماعی نولیبرال امپریالیستی باشد که هدف آن نابودی حق حاکمیت ملی و استقلال اقتصادی- اجتماعی ایران است.

تحقق بخشیدن به این برنامه تاریخی، امری دشوار، اما شدنی است! برای تحقق بخشیدن به آن باید اتحاد وسیع اجتماعی میان طبقات و لایه های ذینفع برقرار گردد که در آن جایگاه و نقش طبقات فرودست و فرادست با صراحت و شفافیت معین شده باشد. بدون شرکت فعال و موثر طبقه کارگر در این اتحاد اجتماعی وسیع، برنامه اقتصاد ملی برای مرحله ملی- دموکراتیک فرازمندی جامعه ایرانی به ثمر نمی رسد!

 

بررسی و تشریح برنامه ی اقتصاد ملی برای دوران فرازمندی ملی- دموکراتیک جامعه ایرانی وظیفه ای در پیش روست که به طور مجزا به آن پرداخته خواهد شد، با این امید که با شرکت نظریه پردازان صاحب نظر، ارتقای کیفیت آن تامین گردد.

١- دیالکتیک منافع طبقه کارگر و منافع کل جامعه، عمده، سرشتِ ”اقتصاد سیاسی“ است! http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/2516

٢- مردم ایران از شما بازخواست خواهند کرد! «این بایای تاریخ است!» (احسان طبری) http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/2318 و

جایگزین ارتجاعی به جای تحول دموکراتیک و ملی. «چهره ضد مردمی و ضد ملی یک سیاست» (احسان طبری) http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/2327

One Comment

  1. محسن

    صبحدم مرغ سحر با گل نوخاسته گفت .. ناز کم کن که درین باغ بسی چون تو شکفت ..گفت از سخن راست نرنجیم ولیک ..هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت…!پدر جان من فقط گفتم …whole is truth مرحوم هگل یک برداشت پندار گرا(ایده الیستی)است بقول معروف انقدر شیفته جنگل شده ای که درخت را نمی بینی بطور مثال درهمین باصطلاح انتخابات اخیر موضع “نامه مردم” چه بود نیمی از مردم قهرمان مامراسم بیعت را تبدیل به همه پرسی علیه استبداد نمودن ماشا اله شما خیلی کمالات داری لیکن قیمه پلو گوشت است و لپه وبرنج حقایق ملموس زندگی هم چون پتک بر سر فرود می اید..پاینده باشی بدرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *