نویسنده بخش کارگری به انتقاد وقعی نمی گذارد! مساله تفاوت در ارزیابی یا تضاد منافع؟

مقاله شماره: ١٣٩۴ / ٧١ (١٧ اسفند)

واژه راهنما: تئوریک. سیاسی. کارگری

اسلوبِ روشنگری- تبلیغیِ مارکسیستی- توده ای. تئوریِ رابطه دیالکتیکی میان مبارزه صنفی و سیاسی. تئوریزه کردن مورد مشخص، اسلوب انتقال آگاهی طبقاتی. رابطه ی دیالکتیکی میان مبارزه صنفی و سیاسی برای حداقل دستمزد.

 

چرا نویسنده مقاله های کارگری در نامه مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران، به انتقادها وقعی نمی گذارد؟

در نامه ی مستقیم و همچنین در مقاله هایی در توده ای ها بارها به مساله فعالیت ترویجی- تبلیغی در ارگان مرکزی حزب پرداخته شد و نکته های انتقادی به نحوه ی نگارش و مضمون مقاله های مطرح گشت. متاسفانه نه به نامه ها پاسخی داده شد و نه در سبک نگارش و در مضمونی که از این سبک زاییده می شود، تغییر ملموسی به وجود آمد. لذا طرح پرسش در عنوان این سطور مجاز و اجتناب ناپذیر می شود.

 

تفاوت در ارزیابی می تواند دارای دلایل محقانه ای باشد. حتی می تواند دلایل محقانه قابل انتشار نیز نباشد. می تواند بحث علنی در باره اعلام این یا آن خبر، نادرست ارزیابی گردد و طرح علت این ارزیابی حتی به طور غیر علنی نیز ممکن نباشد. این نکته ها را که شاید بتوان توسعه نیز داد، باید از ارزیابی از اسلوب و شیوه عملکرد حزب طبقه کارگر متفاوت دانست. آنجا که اختلاف در اسلوب کار مطرح می شود، بحث علنی مجاز و ضروری است.

در باره اسلوب و شیوه مبارزه نه تنها توافق نظر کامل در حزب انقلابی طبقه کارگر حکمفرما است، بلکه باید حزب و مسئول حزبی از شیوه به کار گرفته شده و یا علت آن که چرا باید این و نه آن اسلوبِ مبارزه روشنگرانه و انتقادی را به کار گرفت، دفاع کرده و آن را مستدل سازد. در واقع باید موضع خود را در برابر دیالکتیک مضمون و شکل، توضیح دهد و مستدل سازد. در غیر این صورت، پرسش در این باره که آیا تضاد منافعی برای انتخاب این یا آن شیوه ی غیرقابل دفاع وجود دارد، اجتناب ناپذیر می شود.

 

با این هدف که سخن تئوریکِ بی پایه ای مطرح نشده باشد، به بررسی آخرین مقاله در باره مساله پراهمیت ”حداقل دستمزد“ بپردازیم که در نامه مردم شماره ٩٩۴، ١٧ اسفند ١٣٩۴ انتشار یافته است (١).

پیش تر هم همین نکته در مقاله ی ”تحکیمِ رابطه انقلابی با طبقه کارگر!“ مورد توجه قرار گرفته بود (٢). در آغاز نشان داده شده بود که مقاله ی ”خواست های زحمتکشان: افزایش دستمزدها، تامین امنیت شغلی، و تضمین حقوق سندیکایی“ در نامه مردم (شماره ٩٩١، ۵ بهمن ١٣٩۴)، بحث روشنگرانه- تبلیغی «از واقعیتِ حرکت جدیدی که در جنبشِ ”پراکنده“ کارگری به چشم می خورد و مقاله پیش تر نوید ”گسترش“ آن را اعلام کرده است، به بررسی شرایط حاکم بر ایران نمی پردازد، بلکه به بازگوییِ کم و بیش انتقادی تبلیغاتی می پردازد که کارگران و زحمتکشان روزانه از دستگاه های تبلیغی رژیم دریافت می کنند.»

همانجا اشاره شده بود که در مقاله های روشنگرانه در ارگان مرکزی حزب، وزن تبلیغی محـدود و به ویژه با طرح مبارزات مشخص کارگری، از زبان و با بیان مبارزان، همراه نیست. امری که پایبندی به آن از نظر روحی، پراهمیت است. نقش تکرار سخن مبارز – که در آن عمدتاً خواست صنفی و دموکراتیک کارگران مطرح می گردد -، از این رو پراهمیت است که می توان با همان زبان و بیان، رابطه میان خواست صنفی- دموکراتیک و سیاسی- طبقاتی را در تجربه مبارزه ی در جریان بیان و نشان داده شود. از این طریق می توان به کمک مورد مشخص نبرد صنفی- دموکراتیک، به عبارت دیگر با تئوریزه کردن مورد مشخص زنده و عینیِ در جریان، آگاهی طبقاتی- علمی، آگاهی مارکسیست- لنینیستی را به درون طبقه کارگر منتقل نمود.

توضیح و تشریحِ دیالکتیک شکل و مضمون نبرد در جریان، وظیفه ی مرکزیِ فعالیت روشنگری- تبلیغی را تشکیل می دهد. با چنین توضیح و تشریحی، مقاله از سطح ژورنالیستی نقل از ”ایلنا“ها، به عمق جامعه شناسی مارکسیستی- توده ای نایل می شود. زنده یاد رفیق احسان طبری، آموزگار چند نسل از توده ای ها و دبیر کمیته مرکزی حزب توده ایران، آن را «تحلیل جامع» می نامد که «تمام پدیده را از مبداء تا منتها، از آغاز تا انجام، از فراز تا فرودش مورد بررسی عمیق قرار می دهد، [و با این اسلوب] می تواند به ماهیت دست یافت [یابد]. ماهیت یعنی آن قوانین ویژه و درونی که پدیده را اداره می کنند و موضع تمام ظواهر و بروزات سطحی پدیده هستند.» (ا ط، نوشته های فلسفی و اجتماعی، جلد اول، چاپ اول، ص۶۶).

 

به منظور مستدل ساختن اسلوب پیش گفته مارکسیستی- توده ای، به مساله ”حداقل دستمزد“ کارگران برای سال ٩۵ توجه کنیم

این مساله، مساله روز در جنبش کارگری است و می توان نمونه ها متعددی از اظهارات مشخص کارگران و نگرانی های آن ها را ذکر نمود و احساس ”توهین به خود“ را که در تعیین حداقل دستمزد «در زیر یک پنجم خط فقر» (نامه مردم، همانجا) توسط حاکمان نظام سرمایه داری به کارگران منتقل شده است، با بیان مبارزان مشخص برجسته ساخت.

فعالیت روشنگرانه- تبلیغی مارکسیستی- توده ای با هدف ایجادِ پیوند میان خواست صنفی و سیاسی، میان پراتیک و تئوری، در چنین لحظه ای در مقاله آغاز می شود. این لحظه ای است که می توان با بیان مبارزان، به کمک مورد مشخص عینی و در جریان، نشان داد و برای مبارزان قابل لمس نمود که چرا بدون مبارزه سراسری، مشترک و با همبستگی طبقاتی، به سخنی دیگر، چرا بدون مبارزه سیاسیِ طبقه کارگر، مساله ”حداقل دستمزد“ در شرایط سلطه نظام سرمایه داری حاکم غیرقابل حل است!

مقاله اخیر نامه مردم که خبر توهین آمیز تعیین حداقل دستمزد «در زیر یک پنجم خط فقر» را به درستی برجسته می سازد، می توانست با بازگو کردن سخنان مبارزان کارگر، از زبان خود آن ها، رابطه میان مبارزه صنفی برای حداقل دستمزد محقانه را با مبارزه برای حق سیاسی- مدنی کارگران در برخورداری از حداقل محقانه یک دستمزد که حرمت و شخصیت زحمتکشان را محترم می دارد، تشریح و از این طریق انتقال آگاهی طبقاتی را به مبارزان عملی سازد. متاسفانه اما به طور پیگیر چنین اسلوب کار روشنگری- تبلیغی در مقاله های کارگری در نامه مردم به کار گرفته نمی شود. بی اعتنایی به انتقاد در باره اسلوب به کار گرفته شده، از چه ریشه ای سیرآب می شود؟

 

برای نمونه می توان به مقاله ”دولت، کارفرمایان، و سبد معیشتی کارگران“ (نامه مردم شماره ٩٩۴) مراجعه داد که به آن اشاره شد. همان طور که از عنوان مقاله قابل درک است، در آن بحث بر سر حداقل دستمزد تعیین شده برای سال ٩۵ مورد بررسی قرار گرفته است. دستمزدی که پنج بار زیر مرز فقر قرار دارد.

مقاله، تعیین چنین سطح فضاحت باری را برای حداقل دستمزد به درستی به عنوان توهین به حیثیت و شخصیت کارگران ارزیابی کرده و افشا می کند که «حتی مرکز آمار رژیم هم هزینه خانواده چهارنفره را ”سه میلیون و ٢٠٠ هزار تومان“ (اعتماد، ١۶ اسفند ٩۴) برآورد کرده است … – بیش از ٨٠ درصد بیمه شدگان تامین اجتماعی حداقل بگیر هستند (ایلنا، ١٧ بهمن ٩۴) – تعیین ٨١٢ هزارتومان حداقل دستمزد برای کارگران حتی از یک پنجم خط فقر در کشورمان (سه میلیون و ٢٠٠ هزار تومان) کمتر است.»

سپس مقاله به منظور نشان دادنِ مجموعه ی «مشگل کارگران ایران در شرایط حاکمیت ولی فقیه» که نماینده نظام استثمارگر سرمایه داری در ایران است، به توضیحِ مشگلات دیگر آن ها می پردازد و می نویسد «تنها ترفندهای دولت، کارفرمایان، و رهبران تشکل های حکومت ساخته در سرکوب آنان و ”آزادی سازیِ“ مزد نیست [که باید به آن توجه شود]. هر روزه گزارش های فراوانی از اعتراض های کارگری به دریافت نکردنِ ماه ها مزدِ پرداخت نشده را شاهدیم. برای نمونه خبرگزاری ایلنا، ٨ اسفند ٩۴، از پرداخت نشدن ”سه [ماه] مزدِ معوقه، عیدیِ پایان سال ١٣٩٢ و حق سنواتِ کارگران تعدیل شده [بخوان: اخراج شده ی] … کارخانه نیک نخِ سمنان“، بعد از گذشتِ ”دو سال از اخراج ۵٠ نفر از کارگرانِ“ این کارخانه گزارشی داده و افزوده: ”کارفرما در زمان شروع به تعدیل [کارگران] و تعطیلیِ کارخانه از آن ها برگه سفید امضای تسویه حساب دریافت کرده [بخوان: گرفته] بود.“»

همان طور که دیده می شود، سخن هیچ کارگری مطرح نمی گردد. آن وقت عجیب هم نیست که بیان نشود که «برگه سفید امضای تسویه حساب»، هنگام استخدام و نه هنگام اخراج و «آغازِ تعدیل»، که ”ایلنا“ مدعی است، از کارگران اخذ می شود! اگر هنگام «آغاز تعدیل» که ایلنا ذکر نموده است، چنین اوراقی به امضا رسانده می شود، تنها با وعده ادامه کار به کارگران، آن ها را اغوا و مجبور به امضا زیر ورقه سفید می کنند! آیا جز این روند، روند دیگری قابل تصور است؟ آیا کارگری که «تعدیل» می شود که نامه مردم به درستی آن را «اخراج» می نامد، ورقه سفید را امضا می کند؟ آیا کارگری که این خبر ایلنا را در نامه مردم بخواند، مضمون مقاله را در دفاع از حقوق خود ارزیابی می کند و یا آن که با پرخاش، واقعیت تجربه کرده را فریاد می زند؟! آن وقت عجیب است که جریان هایی که سخنان کارگران را بازتاب می دهند، برای خود برنامه پایه ریزی حزب طبقه کارگر را نیز مطرح و آن را وظیفه خود بدانند؟

در «نمونه دیگر» که بلافاصله در مقاله پیش گفته اضافه می شود، ما با فاجعه ی تـوجیـه تعویقِ پرداختِ دستمزد از زبان ”ایلنا“ در نامه مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران روبرو هستیم! زحمتکشی که هنوز مطالعه مقاله ی نامه مردم را که به خاطر شناخت قبلیِ خود از موضع حزب طبقه کارگر ایران قطع نکرده و ادامه می دهد، چنین می خواند: «نمونه دیگر: روز ٢ اسفند ٩۴، خبرگزاری ایلنا، از اعتراض کارگران معدن زغال سنگِ طرزه [در باره] دریافت نکردنِ ”٣ ماه و نیم … مزدِ معوق به همراه پرداخت نشدن ١۶ ماه حق بیمه [به] بیش از یک هزار و ٢٠٠ کارگرِ“ این معدن گزارش داد و افزود که حتی چهار نفر از کارگران معدن طرزه، به علت این اعتراض، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند. … ایلنا در ادامه این گزارش، ”علتِ عدمِ پرداخت مطالباتِ کارگری شرکت زغال سنگ کرمان را به بدهی شرکت های دیگر به این شرکت معدنی و همچنین وجود دلال های زغال سنگ [تکیه از ف ع] که مواد معدنی را با سود بیشتر از خارج از کشور وارد می کنند، مرتبط“ دانست، …».

فاجعه توجیه وضع از زبان ”ایلنا“ در مقاله نامه مردم ادامه دارد! این فاجعه از این رو یک فاجعه است، زیرا هیچ نکته ای علیه «دلال»ها، و یا علیه سیاست اقتصادی ای که «بدهی شرکت های دیگر» را باعث می شود، در مقاله طرح نمی گردد! بحث، به نتیجه گیری مشخص از داده های ”ایلنا“ نمی پردازد! در عوض، کلی گویی در باره ”رژیم ولایت فقیه“ ادامه دارد! و … (به مطالعه مقاله ادامه دهیم)

آن طور که مقاله نامه مردم به درستی می نویسد، تکرار «بی قانونی و بهره کشی از کارگران در مناطق ”آزاد و ویژه اقتصادی“ به وسیله پیمانکارانِ ”دست چندم“ بسیار وخیم تر است»! این شناخت اما نقشی در ارزیابی مقاله نامه مردم در ارتباط با ”حداقل دستمزد“ ایفا نمی کند!

ببینیم چگونه توجیه وضع از زبان ”ایلنا“ در مقاله، به دفاع از دولت روحانی به زبان «وزارت نفت» ارتقا می یابد، در حالی که مبارزات کارگران که علت اصلی «دستور وزارت نفت» است، به طور کامل مسکوت گذاشته می شود!: «ایلنا، ١١ بهمن ماه ٩۴ نوشت: ”با دستور وزارت نفت، تمامی کارفرمایان و پیمانکاران منطقه ویژه عسلویه موظف شدند که تا روز پنجم اسفند سال جاری تمامی مطالبات کارگران پیمانکار شاغل در پروژه های این منطقه را پرداخت کنند.“»

به نظر نویسنده مقاله، سخنان «وزارت نفت» حتی باعث شد که کارگران قوت قلب بگیرند و به اعتراض دست بزنند: «بعد از آن تاریخ شاهد گزارش های فراوانی از اعتراض های کارگری در منطقه آزاد عسلویه بوده ایم: ….»!؟ [تکیه از ف ع] سپس نویسنده مقاله با تکرار خبرها و تاریخ آن ها که توسط ایلنا انتشار یافته، به ”اثبات“ واقعیت تحقق اعتراض ها «بعد از آن تاریخ» می پردازد و برایش به عنوان یک نویسنده در نامه مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران حتی در سایه این هم این پرسش مطرح نمی گردد که آیا تاریخ این خبرها در ایلنا دستکاری شده نیستند؟ آیا عجیب نیست که بالبداهه وزارت نفت و یا کار آقای ربیعی برای احقاق حق کارگران دستور صادر کند و کارگران با اعلام این دستور، به ”آگاهی طبقاتی“ دست یابند و با قوت قلب برای دریافت دستمزد عقب افتاده به مبارزه برخیزند؟

آیا رفیق نویسنده مقاله – که حتی نام مستعارش مانند یک راز دولتی از توده ای ها مخفی نگه داشته می شود -، با رفیق دیگری، با مسئول بالاتر در باره این پدیده ی عجیب و استثنایی در زندگی و نبرد کارگران ایران تبادل نظر نمود؟ آیا مقاله را پیش از انتشار رفیق دیگری نیز خواند؟ و پرسش های بیش تر!

 

گفتنی بیش تر است، اما سخن بیش از حد به درازا کشانده می شود. فقط اضافه شود که در ادامه متن، از مبارزات کارگری که به نقل از ”ایلنا“ مطرح می شود، مقاله به هیچ نتیجه گیری ای نمی پردازد. معلوم نیست، این بخش میانی در مقاله ای که موضوع آن بررسی حداقل دستمزد است – که لااقل دو بار در مقاله با ٧١٢ هزار تومان عنوان شده است، در حالی که خبرها از ٨١٢ هزار تومان صحبت می کنند -، با چه هدفی به مقاله افزوده شده است؟ آیا تنها یک افزودن شابلو گونه هدف بوده است، و یا هدف از ارایه آن ها، نتیجه گیری برای بحث در باره حداقل دستمزد است؟

باید امیدوار بود که به کمک سطور پیش، نارسایی و ناتوانی اسلوب فعالیت روشنگرانه- تبلیغی بر پایه اندیشه سوسیال دموکرات قابل شناخت شده باشد. همان طور که اشاره شد، پیامد این شیوه، تشویق جریان های دیگر است که خواستار برپایی ”حزب طبقه کارگر ایران“ بشوند. امری که به پاره پاره شدن جنبش کارگری در ایران می انجامد!

١- نامه مردم شماره ٩٩۴، ١٧ اسفند ١٣٩۴ http://www.tudehpartyiran.org/2013-12-03-22-31-04/3130-2016-0

٢- توده ای ها شماره ١٣٩۴/۵٩ http://www.tudehiha.com/lang/fa/archives/2666

One Comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *