برپایی جبهه ضد دیکتاتوری روندی انقلابی!

مقاله شماره: ١٣٩۵ / ۸۲ ( ۳ دی)
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری

١- تجربه همه انقلاب ها در طول تاریخ، ازجمله انقلاب بهمن ۵٧ مردم میهن ما نشان می دهد که مبارزه علیه حاکمان جابر روندی انقلابی و رهایی بخش را تشکیل می دهد که حول خواست های مشخص مردم در شرایط لحظه ی تاریخی رشد جامعه تحقق می یابد.
خواست هایی که تضاد مرحله معین رشد جامعه را میان حاکمان و محکومان قابل شناخت می سازد. برای نمونه “جنبش مزدکی” که جنبش دهقانی در مرحله ای است که دهقان آزاد هر روز بیش تر با ورشکستگی روبرو می شود، و حتی قادر به ازدواج نیز نیست (ف م جوانشیر، حماسه داد، ص ٢٠١)، تضاد طبقاتی در جامعه دودمانی- برده دارانه را با حاکمان فئودال که پا قرس می کنند قابل شناخت می سازد. «جامعهء زمان ساسانی یک جامعهء محافظه کار اشرافی مبتنی بر نظامات و مقرارات جابرانه بود و ویژگی این جامعه گذار تدریجی و دردناک از نظام دودمانی و برده گی به نظام فئودال» است (احسان طبری، جهان بینی ها و جنبش ها …، ص ٢٠۴).

٢- انقلاب بهمن ۵٧ مردم میهن ما، به مثابه یک انقلاب مردمی- دموکراتیک و ضد امپریالیستی- رهایی بخش دوران کنونی، آماج آزادی و دموکراسی علیه دیکتاتوری سلطنتی و دفاع از منافع ملی را علیه نفوذ نواستعماری امپریالیسم بر پرچم خود نگاشت.
این دو خواست به ویژه در مقاله تاریخی زنده یاد منوچهر بهزادی از سال ١٣۵۵ در نشریه دنیا، ارگان سیاسی- تئوریک ک م ح ت ا به طور همه جانبه مورد بررسی قرار گرفته است. در آن جا رابطه و بهم تنیدگی مبارزه ی ضد دیکتاتوری و ملی- ضد امپریالیستی به عنوان “متضاد”هایی توصیف می شود که مضموت نبرد طبقاتی مرحله تاریخی را با شفافیت قابل شناخت می سازد. متضادهایی که بدون راه حل انقلابی آن، نه سلطه ی دیکتاتوری و نه وابستگی نومستعمره ی ایران به امپریالیسم پایان می یابد و راه رشد ترقی خواهانه جامعه گشوده می شود.
بر پایه چنین ارزیابی است که می توان از مضمون مقاله دبیر کمیته مرکزی حزب توده ایران به این نتیجه گیری پرداخت که در شرایط کنونی نیز مبارزه علیه رژیم دیکتاتوری ولایی و متحدان جهانی آن، روندی انقلابی است! حذف دیکتاتوری ولایی و حفظ استقلال اقتصادی و به تبع سیاسی میهن ما ایران به وحدتی انقلابی نایل شده است.
جبهه ضد دیکتاتوری، جبهه ای است علیه حاکمیت و نظام سرمایه داری وابسته ای که کشور را هر روز بیش تر به مرداب وابستگی نواستعماری به “اقتصاد سیاسی” دیکته شده توسط امپریالیسم و سرمایه مالی آن فرو می برد.

٣- سرشت انقلابی برپایی جبهه ضد دیکتاتوری در دوران کنونی و دوران سلطنتی که در پنجمین مقاله منتشر شده در توده ای ها در سال ١٣٨٧ (١) نشان داده شده است، بدون تجهیز توده های زحمتکش و محروم میلیونی در جامعه علیه سیاست اقتصادی ضد ملی نظام سرمایه داری حاکم ممکن نیست.
برپایی جبهه ضد دیکتاتوری از “بالا” که گویا باید در سطح چانه زنی با “نخبگان بورژوازی” تحقق یابد، سرابی بیش نیست!
مبارزه علیه “اقتصاد سیاسیِ” ضد ملیِ دیکته شده ی توسط سرمایه ی مالی امپریالیستی که رژیم دیکتاتوری ولایی با نقض غیرقانونی اصل ۴۴ قانون اساسی ایران به مجری آن بدل شده است، نبردی انقلابی- روشنگرانه و افشاگرانه است.(اصل های قانون اساسی تنها می تواند با همه پرسی از مردم تغییر یابد و نه با “حکم حکومتی ولی فقیه!”)

۴- پرسشی که اکنون مطرح است و پاسخ به آن برای شناخت شرایط مبارزه کنونی توسط توده ای ها و گردان سازمان یافته و آگاه آن، حزب توده ایران و مردم میهن ما پراهمیت است، پاسخ به این پرسش است که وحدت مبارزه ی علیه دیکتاتوری ولایی و مبارزه ملی- ضد امپریالیستی در کدام خواست و شعار زحمتکشان و لایه های وسیع توده های محروم تبلور می یابد؟
روشنگری و تبلیغ برای کدام شعارها و خواست های مشخص، تجهیز توده ها علیه رژیم دیکتاتوری ولایی را ممکن می سازد و نبرد ضد دیکتاتوری را به پیش می برد و پیروزی انقلاب ملی- دموکراتیک را به ثمر می رساند؟!
آیا آن طور که بخش عمده ی طیف جریان های درون و پیرامون نظام آن را مطرح می سازند، این شعارها، “انواع چانه زدن ها و فرصت جویی ها و توصیه ها و درس های اخلاقی و …” به دیکتاتوری ولی فقیه است، و یا باید شعار ها را از درون واقعیت عینی شرایط زندگی مادی و معنوی مردم میهن ما و در مرکز آن زحمتکشان یدی و فکری استخراج نمود؟

۵- شرایط سختِ زندگی و کار طبقه کارگر و کلیه زحمتکشان یدی و فکری میهن ما در شهر و روستا (٢)، نشان تضاد عمیق منافع اکثریت مطلق مردم میهن ما با برنامه “خصوصی سازی و آزاد سازی اقتصادی” امپریالیستی است.
واقعیت بیان شده در مبارزه ی روزانه زحمتکشان و همچنین در تحقیقات اندیشمندان و گزارش های رسانه ها قابل شناخت است. گوشه هایی از این شرایط در مقاله قبلی در توده ای ها با عنوان “وحدت روندی پرتضاریس (۵)، وظایف مبارزاتی زاییده تضادهای عینی حاکم بر جامعه (لنین)” نشان داده شد (٣). به نقل از مبارزات زحمتکشان و داده های انتشار یافته در ایران نشان داده شد که شرایط سخت زندگی و کار زحمتکشان، پیامد نقض گام به گام دستاوردهای طبقه کارگر، ازجمله قانون کار است که در سال ١٣۶٩ توسط دولت میرحسین موسوی به تصویب رسید. یورش بدون وقفه به قانون کار در طول سه دهه که به منظور تهی ساختن آن از محتوای مدافع منافع زحمتکشان عملی شده است، در ارتباط قرار دارد با نقض غیرقانونی اصل های اقتصادی بیرون آمده از دل انقلاب بهمن ۵٧، به ویژه اصل ۴۴ آن. اصل دموکراتیک- مردمی ای که زیرپایه یک اقتصاد ملی و مستقل را در برابر دیکته اقتصاد امپریالیستی تشکیل می دهد. اصلی که می توان و باید آن را عمده ترین “سنگ زیرینِ بنایِ اقتصاد سیاسی” مرحله ملی- دموکراتیک انقلاب نامید.
– “سنگ زیرینِ بنایِ” که باید آن را با شناخت جدید به روز نمود. باید با دفاع از اصل های اقتصادی و دموکراتیک (بخش حقوق ملت) در قانون اساسی بیرون آمده از دل انقلاب بهمن، مبارزه ی ضد دیکتاتوری و علیه “اقتصاد سیاسی” دیکته شده توسط امپریالیسم را به پیش برد؛
– باید نشان داد که تخریب تولید و ثروت های متعلق به مردم در واحدهای اقتصادی در مالکیت عمومی- دموکراتیک، با نقض حق کنترل و باز خواست عمومی- دموکراتیک توده های مردم و سازمان های دموکراتیک و سیاسیِ آن ها، به ورطه ورشکستگی کشانده و به طعمه ی “خصوصی سازی” تبدیل شد؛
– باید نشان داد که بدون پذیرش و اجرای برنامه “آزاد سازی اقتصادیِ” دیکته شده توسط سرمایه مالی امپریالیستی، نابودی دستاوردهای اجتماعیِ طبقه کارگر، ازجمله قانون کار، قراردادهای رسمی و … به آسانی برای رژیم دیکتاتوری ممکن نخواهد بود؛
– باید نشان داد که تبدیل اقتصاد کشور به “اقتصاد خصوصی” در حوزه های “آزاد اقتصادی” که در آن ساعات کار به ١۴ تا ١۶ ساعت در روز می رسد و کارگران از هیچ حق قانونی و حفاظت سلامت و غیره برخوردار نیستند، ممکن نخواهد بود.

بدین ترتیب، “جفت متضاد” در مرحله کنونی نبرد طبقاتی در ایران را تضاد منافع اکثریت زحمتکش مردم از کارگران، زحمتکشان روستا، معلمان، پرستاران و دیگر لایه های محروم جامعه با «زیربنا و روبنای» نظام سرمایه داری حاکم تشکیل می دهد که در تشدید شیوه های فاشیست و داعش گونه ی حکومتی- قضایی رژیم دیکتاتوری ولایی تظاهر می کند.

۶- طبقه کارگر مبارز ایران با تجربه و آگاهی ناشی از نبرد طولانی و جانفشانانه سالیان دراز می تواند با انتقال آگاهی در باره ی ضرورت وحدت مبارزه علیه دیکتاتوری ولایی و علیه “اقتصاد سیاسی” امپریالیستی به میان توده ها، به تجهیز متحدان نزدیک و دور خود نایل شود و شرایط ذهنی گذر انقلابی را از دیکتاتوری و وابستگی به اقتصاد جهانی شده سرمایه مالی امپریالیستی سازمان دهد.
طبقه کارگر مبارزه ایران با چنین برنامه روشنگرانه و افشاگرانه نقش تاریخی خود را در دفاع از منافع همه مردم به اثبات می رساند. اصل های به روز شده ی اقتصاد دموکراتیک و مردمی در قانون اساسی بیرون آمده از دل انقلاب بهمن، جایگزین شایسته را برای “اقتصاد سیاسی” امپریالیستی تشکیل می دهد. مبارزه ی افشاگرانه و روشنگرانه طبقه کارگر برای “اقتصاد سیاسی” جایگزین، «نبرد در سنگر»ی است (گرامشی) علیه سلطه بلامنازع ایدئولوژیکِ دیکتاتوری ولایی و این ادعا که گویا جز تسلیم به اقتصاد امپریالیستی جایگزین دیگری وجود ندارد! هدف استثمار انسان از انسان و ابدی ساختن نظام سلطه گر سرمایه داری و نفی نظام سوسیالیسم است!
از این طریق می توان هژمونی انقلابی زحمتکشان و خلق های سرزمین ایرانیان را علیه دو آماج دیکتاتوری و حامیان امپریالیستی آن برقرار ساخت.

٧- گرچه شرایط مبارزه در کشورِ زیر سلطه تروریسم دولتی- قضایی سخت است، طبقه کارگر برای سازماندهی تجهیز توده ها از همه اشکال مبارزاتی و از انواع امکانات، ازجمله امکانات داخل و خارج کشور بهره می گیرد.
کارگران نشان داده اند که با انواع ابتکارها در مبارزات هوشمندانه روزانه از همه امکان ها برای طرح خواست های مطالباتی و نشان دادن رابطه آن با سیاست اقتصادی حاکم بهره می گیرند.

١- http://www.tudehiha.com/?p=264&lang=fa
٢- نگاه شود به گزارش خبرنگار ایلنا ١٧ دسامبر ٢٠١۶ با عنوان “رقص فقر در روستاهای جنوب کرمان”، در جایی که «آب طعم بدبختی و مرگ می دهد»! … از نامه حمید: «با سلام و ارزه خسته نباشید … من حمید هستم … دندان هایم خراب هستند و هیچ بودجه ای برای رفتن به مدرسه ندارم … متولد ٧/١/٨۴»
«اثری از مواد غذایی در این خانه های حصیری نیست» … «برای قضای حاجت به بیابان های اطراف و برای استحمام به کنار رودخانه می روند و در آب سرد رودخانه شستشو می کنند» … «ناهوگان … اینجا غذا خوردن یک رویا است»! … «نگاهی بدون شور زندگی» … «روستا در خمار تکرار و یکنواختی فرو رفته … تنها لحظات را سپری می کنند» … «نازی ١٨ ساله، از کشاورزی خبری نیست … روستائیانی که روزگاری خود مولد و تامین کننده نیازهای کشور بودند به نان شب خود محتاجند … غذای معمولی آنان نان خشک است … ما اینجا اعتیاد نداریم، فقط فقر و بدبختی داریم … اینجا ازدواج هم با سختی زیاد انجام می شود و بسیاری از جوانان چند سالی در عقد می مانند تا شرایط شروع زندگی مهیا شود و این تازه آغاز تراژدی است … همه این ها را با خنده می گوید. از همان ها که از گریه غم انگیز تر است» …
«نما گاز، قسط ندهید، یارانه تان را قطع می کنیم …» …
دخترها با خنده می گویند: «برای قضای حاجت سعی می کنیم جایی که مردها می روند، نرویم. برای حمام هم همین است» … یکی از دخترها می گوید: «با غریبه ها ازدواج نمی کنیم فقط خودی. پسر عمویم نامزدم است. من دوستش دارم اما باید پنج، شش سالی صبر کنیم تا برای کارگری به بندر بره، کمی پول جمع کنه و زندگی را شروع کنیم» …
ای آدم ها که در ساحل نشسته شاد و خندان، یک نفر در آب دارد می سپارد جان! (به نقل از شعر نیما [یوشیج]).
٣- http://www.tudehiha.com/lang/fa/archives/3204

One Comment

  1. aby

    باسلام وخسته نباشید به خاطر مقاله پر بارتان ولی رفقا این لازم ولی کافی نیست ٬ لشگر خلق پراکنده وپیشروان آنها در انزوا و آشفته فکری و حتا بی اعتمادی عجیبی(نسبت به یکدیگر) بسر می برند که امکان اتحاد از پایین وکار در میان توده ها تقریبا وجودندارد یا بسیار سخت است وحتا ممکن است نتیجه عکس در بر داشته باشد ٬ در میان رفقای هوادار حزب وطبقه کارگر نیروهای اکتیوی در زمینه های مختلفی (علمی ٬ فنی٬ مالی و…) وجود دارد که می توانند بیس خوبی برای حرکت های اقتصادی در زمینه تعاونی های تولیدی ٬ بنگاههای اقتصادی مردمی وحتا درسطحی وسیع تر ٬ شهرک های صنعتی
    سوسیالیستی باشند ٬ اینجاست که نقش حزب در بوجود آوردن انسجام فکری درمیان طبقه و هواداران آن ضرورت می یابد. در ضمن این کادر مر بوط به نوشتن نظرات اشکال فنی دارد لطفا بررسی فرمایند. با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *