خط مشی انقلابی حزب توده ایران و ”راه توده“ قلابی! کالبدشکافی یک ادعای توخالی!

مقاله شماره: ١٣٩۴ / ۴۲ (۵ آذر)

واژه راهنما: سیاست انقلابی در دوران های غیرانقلابی. ”راه توده ی قلابی“ مضمون سیاست طبقاتی و اتحادی خط مشی انقلابی حزب توده ایران را نفی می کند. صحبت بر سر اتحاد دموکراتیک در جامعه و نه دنباله روی ی حزب طبقه کارگر از سرمایه داران است. ترفندهای ژورنالیستی ”راه توده ی قلابی“.

در ”راه توده قلابی“ (۵٢۵، ٣٠ مهر ١٣٩۴) با عنوان ”نگاهی به مصاحبه علی خاوری …“ نوشتاری انتشار یافته که هدف آن پامال ساختن مضمون خط مشی انقلابی حزب توده ایران در دوران های ”غیرانقلابی“ است. هدف، پامال ساختن دو مشخصه این سیاست انقلابی است که زنده یاد ف. م. جوانشیر، دبیر وقت کمیته مرکزی حزب توده ایران آن را در اثرش ”سیمای مردمی حزب توده ایران“ توصیف می کند و مستدل می سازد.

کالبد شکافی ی ادعاهای این «نشریه ضد حزبی دزدیده شده» را در زیر می خوانید.

در ابتدا بیان این نکته مفید است که نگارنده (فرهاد عاصمی) پس از مطالعه مصاحبه رفیق عزیز علی خاوری در نامه مردم (شماره ٩٨۴، ٢٧ مهر ١٣٩۴)، در نامه ای خطاب به این رفیق، لحن و مضمون مصاحبه را مورد تائید قرار داده و با طرحِ برخی نظرات انتقادی برای بهبود کار فعالیت حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران، نکته هایی را در میان گذاشت. نگارنده از رسیدن این نامه به دست ایشان بی خبر است.

در این نامه نگارنده ازجمله در ارتباط با تاریخ حزب توده ایران چنین ابرازنظر نمود:

«ارزیابی شما در باره برنامه دشمن طبقاتی برای نابود ساختن حزب توده ایران کاملاً مورد تائید من است. همان طور هم همراه با شما، تردید ندارم، که دشمن طبقاتی هرگز به هدف خود دست نخواهد یافت. حزب توده ایران، جریان تاریخی- طبقاتی برآمده از متن جامعه ایرانی و بازتاب پاسخی جانبدارانه به نیازهای روز و دورنمایی خلق های مختلف سرزمین وسیع و تاریخی ایران است. حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران، توانسته است نیازهای دمکراتیک و سیاسی و در عین حال ملی خلق های میهن ما را بیان و قابل فهم سازد و رابطه این نیازها را با منافع طبقاتی زحمتکشانِ یدی و فکری میهن ما قابل شناخت ساخته، عینیت تاریخی آن را مستدل گرداند. راز بقای حزب توده ایران در واقعیت عینی این توانایی علمی نهفته است. احیای خط مشی انقلابی حزب توده ایران که در مصوبه های اصلی ششمین کنگره حزب توده ایران در سال ١٣٩۴ تجلی می یابد، نشان عینیت واقعیت صعود ”ققنوس“ توده ای است که با تاریخ مبارزه و مسئولیت مستقیم شما در یکی از سخت ترین دوران های تاریخی ی جنبش کارگری میهن ما و جهان گره خورده است.»

کالبد شکافی یک ادعای توخالی

«محتوای» آنچه که ”راه توده“ی قلابی و دزدیده شده مطرح می سازد، که همانجا به قول خودش (بخش ۴) «هویت یک نشریه را … مشخص می کند»، «محتوای» نیست که سیاست و خط مشی انقلابی حزب توده ایران آن را نمایندگی می کند!

خط مشی انقلابی حزب توده ایران دارای دو مشخصه است: اول- مضمون نبرد طبقاتی آن، دوم- مضمون مبارزه اتحادی آن!

آنچه در «نشریه حزبی دزدیده شده» (رفیق خاوری در مصاحبه اخیرش) به عنوان «مشی راه توده» نامیده و طرح می شود، مضمون طبقاتی ی دفاع از منافع زحتمکشان میهن ما را دنبال نمی کند و در جستجوی اتحادی دموکراتیک به سود زحمتکشان و مردم میهن ما در ایران برای گذار از دیکتاتوری رژیم ولایی نیست!

به سخنی دیگر، «مشی راه توده قلابی» فاقد هر دو مشخصه ای است که زنده یاد جوانشیر در ”سیمای مردمی حزب توده ایران“ آن را مشخصه خط مشی انقلابی حزب توده ایران ارزیابی کرده و مستدل می سازد!

برای این که این حکم را به اثبات برسانیم، به نوشتار پیش گفته در ”راه توده ی قلابی“ مراجعه کنیم:

 

اول- مضمون طبقاتی خط مشی انقلابی حزب توده ایران برای علی خدایی و همکاران دور و برش (١) نه تنها مطرح نیست، بلکه اصلاً شناخته شده هم نیست! تا جایی که می توان گفت که آن ها نسبت به آن بیگانه و ”کورند“! برای آن ها، مضمون نبرد طبقاتی ی زحمتکشان، طبقه کارگر و حامیان و متحدان آن، اصلاً مطرح نمی شود، برای خود در برابر این نبرد احساس مسئولیتی ندارند و در نوشتار هم نشان نمی دهند!

در شماره ۵ در نوشتار ”راه توده ی قلابی“، و بدون نقل قولی مشخص از سخنان رفیق خاوری، ادعا می شود که «ایشان [رفیق خاوری] با صراحت اصلاحات را رد می کند …»! این در حالی است که رفیق علی خاوری در بخش نقل شده از سخنانش، علیه بازی انتخابات و مهندسی آن در جمهوری اسلامی به مثابه «تجربه بیست ساله» سخن می راند! و «ارزیابی هایی» را برمی شمرد که می خواهد به مردم امکان استحاله رژیم حاکم کنونی را القا کند. رفیق خاوری چنین امکانی را نفی می کند و گذار از دیکتاتوری را مورد تاکید قرار می دهد. تاکیدی که در تائید یکی از پراهمیت ترین مصوبه های ششمین کنگره حزب توده ایران از سال ١٣٩۴ است. این مصوبه به درستی از موضع دفاع از منافع طبقه کارگر، استحاله رژیم را ناممکن اعلام می کند. این مصوبه به معنای نفی اصلاحات در نظام سرمایه داری نیست!

بر خلاف این موضع روشن از دیدگاه دفاع از منافع طبقه کارگر که از منافع کل مردم ایران دفاع می کند، موضع ضد منافع طبقاتی طبقه کارگر و دیگر زحمتکشانِ یدی و فکری در نوشتار علی خدایی و همکارنش آن جا قابل شناخت است که این جریان، جابجایی یک مهره (جلیلی) را در نظام حاکم سرمایه داری به جای مهره دیگر (روحانی) در ارتباط با منافع طبقاتی زحمتکشان مورد توجه قرار نمی دهد!

در ”راه توده ی قلابی“ صحبتی از آن نیست که حسن روحانی، همانند همتای ممکن دیگرش ”جلالی“ با بهره گیری از تغییرات قانونی علیه منافع زحمتکشان که توسط دولت احمدی نژاد از مجلس ضد ملی ”اسلامی“ گذرانده شد، سیاست اقتصادی ای را دنبال می کند که علیه منافع مردم میهن ما متوجه است. سیاست اقتصادی ای که تشدید استثمار و غارت مردم را به دنبال دارد و ایران را به نیمه مستعمره اقتصاد جهانی امپریالیستی بدل ساخته است. وجب به وجب خاک و منابع زیرزمینی مردم را به غارتگران سرمایه خصوصی ی داخلی و متحدان جهانی اش می فروشد. سیاست ضد مردمی و ضد ملی را به مردم میهن ما و نسل های آینده تحمیل می کند!

می بینیم که این «نشریه دزدیده شده ضد حزبی» برای دیدن و اندیشیدن به منافع طبقاتی زحمتکشان و مردم میهن ما واقعاً ”کـور“ است! اما می کوشد با ترفندهای ژورنالیستی که برای تحمیق توده ها آموخته است، انتخاب روحانی را مترادف با «اصلاحات» در ذهن خواننده جا بزند! و آن را با ارایه آمار مراجعه خوانندگان به رخ توده ای ها بکشد!

رفیق خاوری از یک تجربه بیست ساله مردم از شیوه حاکمیت سرمایه داری و رژیم دیکتاتوری ولایی سخن می راند که عبارت است از نشان دادن نرمش هایی صوری، در عین محدود ساختن عینی و واقعی آزادی انتخاب برای مردم.

هم اکنون سه ماه مانده به انتخابات مجلس اسلامی، مردم با این شیوه ضد دموکراتیک و ضد مردمی روبرو هستند: نظارت استصوابی شورای نگهبان توسعه می یابد و تشدید می شود، گروه های سرکوب قوه قضایه به آن اضافه می گردد، تشدید دستگیری و زندان و قتل مبارزان کارگر در زندان – شاهرخ زمانی – به سیاست روز در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی تبدیل می شود، حصر موسوی ها و کروبی به امری ”طبیعی“ بدل می گردد، آنوقت علی خدایی و یارانش بر ضرورت دفاع با «صراحت از اصلاحات» دم میزنند و آن را خط مشی انقلابی حزب توده ایران قلمداد می کنند! برای ”ستر عورتِ“ دفاعِ بی شرمایه از بازی «انتخابات» رژیم دیکتاتوری، آن را «در کنار مردم حرکت کردن» می نامند و آن را با جنبش توده ای مردم علیه کودتای انتخاباتی سال ٨٨ در ارتباط قرار می دهند! (٢)

این ها آن ترفندهای ژورنالیستی آموخته شده به منظور خاک ریختن به چشم مراجعه کنندگان به ”راه توده ی قلابی“ است!

دوم- مضمون اتحاد در خط مشی انقلابی حزب توده ایران!

مضمون ”اتحاد“ در خط مشی انقلابی حزب توده ایران، مضمونی تاریخی و دموکراتیک است! به سخنی دیگر، مضمونی است در انطباق با نیاز دموکراتیک لحظه تاریخی هستی اجتماعی، بازتاب نیاز روز جامعه و انعکاسِ واقعیت ”تضاد روز یا عمده“ در جامعه است!

آیا نیاز جامعه کنونی در ایران در آستانه ی انتخابات مجلس شورای اسلامی، آزادی انتخاب نیست؟!

پاسخ صریح و شفاف است: آری! آری! مردم میهن ما حق دارند از آزادی انتخاب برخوردار باشند! این حق قانونی را با انقلاب بزرگ بهمن ۵٧ خود با خون و درد به دست آورده اند!

آیا علی خدایی و یارانش که مدعی هستند که مردم میهن ما در این انتخابات به این هدف قانونی و محقانه خود دست می یابند؟ پاسخ منفی است! آن ها چنین ادعایی را مطرح نمی کنند، آن ها می گویند، راه حل دیگری وجود ندارد! جبر تاریخ را به رخ می کشند!

آن ها در همین نوشتار ژورنالیستی خود مدعی هستند، چون نمی توان انقلاب کرد، پس باید به آنچه که ممکن است تن داد! و با ترفندی ژورنالیستی برای تائید جبر تاریخی دست و پا کرده، همانجا (هنوز در ۵) «آدرس مصاحبه فرمانده کل سپاه» را به رخ مردم می کشند و مردم را با آن تهدید می کنند که گفته است: «”انتخابات برای نظام دردسر است“»!

این جریان ضد خط مشی انقلابی حزب توده ایران که بویی هم از «خط مشی توده ای» نبرده است، در جستجوی پاسخ مارکسیستی- توده ای به نیاز روز، به تضاد عمده روز مردم با رژیم دیکتاتوری نیست و برای کمک به برپایی یک اتحاد بزرگِ دموکراتیک میان مردم سخن نمی راند. از این رو هم شیوه یافتن آن را که جوانشیر همانجا نشان داده است، مطرح نمی سازد، بلکه همه اهرم ها را برای ”اثبات“ این دروغ و تحمیق طبقاتی به کار می گیرد – ازجمله سخن محمد خاتمی را -، تا اثبات کند که جز تن دادن به بازی ارتجاع حاکم نظام سرمایه داری کنونی و رژیم فاشیست گونه و ”داعشی“ آن، مردم میهن ما امکان و راه نجاتی ندارند، باید تسلیم شد، تسلیم ”اصلاح طلبی“ی مورد نظر این جریان سوخته و افشا شده!

این ضد توده ای ها، هم «اصلاحات» و هم سیاست «اتحادی» حزب توده ایران را از محتوای انقلابی آن تهی می سازند! حزب توده ایران مخالف اصلاحات نیست، اما اصلاحات در خدمت انقلاب! حزب توده ایران مخالف همکاری حتی با لایه هایی از حاکمیت در جبهه ضد دیکتاتوری نیست، اما همکاری با مضمونی دموکراتیک و نه سیاست دنباله روی از آن ها!

سیاست انقلابی در دوران های غیرانقلابی، در دوران هایی که هنوز شرایط براندازی انقلابی نظام حاکم ضد مردمی و ضد ملی از رشد کافی برخوردار نیست، برجسته ساختنِ سیاست مستقل و تحلیل مستقل حزب طبقه کارگر را ضروری می دارد و نه دفاع از این یا آن لایه سرمایه داران حاکم را! به قول لنین، بدون شفافیت موضع ما، اتحاد استواری پا نخواهد گرفت!

باید با مبارزه برای تجهیز توده های زحمتکش علیه سیاستی که ”بازوی قانونی اجرای آن“، دولت حسن روحانی و ”بازوی فاشیستی- داعشی آن“، فرمانده کل سپاه است، سیاست انقلابی را در دوران غیرانقلابی کنونی سازمان داد! بر پایه چنین سیاست انقلابی است که شرایط یک اتحاد دموکراتیک ازجمله با شرکت لایه های دموکرات و میهن دوست در حاکمیت کنونی بر پا خواهد شد! (٣)

”راه توده قلابی“ این دو بازو را که توامان اهرم و عامل برقراری نظام اقتصادی وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی در ایران اند و با همه توان به طور مشترک به مجری سیاست ”خصوصی سازی و آزاد سازی اقتصادی“ دیکته شده امپریالیسم عمل می کنند، آگاهانه به عنوان دو عنصر در برابر هم مطرح می سازد، تا زحمتکشان را به تسلیم در برابر کل حاکمیت ضد مردمی و ضد ملی فرا بخواند! خاک به چشمان آن ها بپاشد و آن ها را تحمیق کند!

این جریان شناخته شده و آبرو باخته ضد توده ای می خواهد از آب گل آلودی که با تبلیغات خود به پا می کند سواستفاده کرده، لبه نیز مبارزه زحمتکشان و همه میهن دوستان را علیه کلیت رژیم ضد مردمی و ضد ملی منحرف سازد! زحمتکشان میهن ما با شم سیاسی و آگاهی طبقاتی خود هرگز به دام این تله ساخته شده توسط بخشی از حاکمیت سرمایه داری نخواهند افتاد، حتی اگر هزاران عکس رهبرای حزب توده ایران را در صفحه هایش منتشر سازد!

١- علی خدایی و نگارنده (فرهاد عاصمی) بر سر این امر توافق داشتیم که ارسال نامه ”آ. ک.“ که دیرتر تعلق آن به زنده یاد رفیق نورالدین کیانوری، دبیر وقت کمیته مرکزی حزب توده ایران محرز شد و به ”رساله سخنی با همه توده ای ها“ معروف گشت، از طریق محافظان او انجام شده است که ماموران وزارت اطلاعات هستند.

دیرتر علی خدایی به این امر یک بار دیگر اعتراف علنی نیز کرد. در ارتباط با فیلمی که از زنده یاد رفیق مریم فیروز برداشته شد و بی بی سی آن را پخش نمود، ”راه توده قلابی“ نوشت که گروه فیلمبردار، از همکاران ”راه توده“ اند. در این فیلم زنده یاد مریم فیروز چند بار با برخورد خود به محافظینِ فیلمبردار نشان داد که آن ها را رفیق و یا حتی دوست نمی داند. بلکه محافظین او هستند.

٢- برخی شعار ها در آستانه انتخابات پیش رو که می توان مبارزه جویانه یک صدا فریاد زد:

  • نظارت استصوابی، خیانت به انقلاب است، ما بالغ یم، قیم نمی خواهیم!
  • آزادی زندانی سیاسی، پایانِ حصر غیرقانونی!
  • آزادی فعالیت سندیکایی و سیاسی، پیش شرطِ آزاد بودن انتخابات!
  • دستمزد حداقل سه و نیم ملیونی، حق مسلم ماست!
  • تقلیل ساعت کار، قرارداد رسمی و حفظ ثروت زحمتکشان در سازمان خدمات اجتماعی، خواست مسلم ماست!
  • مبارزه علیه دیکتاتور، مبارزه برای وحدت ملی است!
  • دیکتاتوری، سیمای ”داعشی“ جمهوری اسلامی است!
  • فشار جنسیتی، سیمای ”داعشی“ جمهوری اسلامی است!
  • فشار به زنان برای ”حجاب اسلامی“، سیمای ”داعشی“ جمهوری اسلامی است!
  • به فروش ثروت های مردم پایان دهید!
  • دفاع از منافع ملی ایران و حقوق خلق های آن وظیفه هر میهن دوست است!

٣- اضافه شود: علی خدایی و همکارانش می کوشند سیاست امروز خود را مبتنی بر ارزیابی سال ١٣٧٣ زنده یاد کیانوری از شرایط ایران قلمداد سازند. این در حالی است که ارزیابی زنده یاد کیانوری برای شرایط کنونی نافذ نیست. رفیق کیانوری ارزیابی خود را در رساله ”سخنی با همه توده ای ها“ از سال ١٣٧٣، بر وجود بقایای نیروی انقلابی در سطح حاکمیت قرار می دهد. زندگی این نکته را لااقل برای سال های سپری شده، مورد تاکید قرار نداد. زیرا، اول- دولت هشت ساله ”اصلاحات“ با ادامه سیاست ضد مردمی و ضد ملی ”تعدیل اقتصادی“ هاشمی رفسنجانی، تشدید فقر و درماندگی طبقات زحمتکش را دامن زد و از این طریق نتوانست به تجهیز و سازماندهی زحمتکشان و میهن دوستان در برابر ارتجاع حاکم دست یابد. ”اصلاحات“ نولیبرال جاده صاف کن پیروزی احمدی نژاد شد؛ دوم- نظام ارتجاعی سرمایه داری ی حاکم و دستگاه دیکتاتوری ”داعشی“ آن با کودتای انتخاباتی سال ٨٨ و با کشت و کشتار و زندان و حصر نشان داد که مصمم است به کوچکترین خواست قانونی و دموکراتیک مردم و نیروهای پایبند به ”اصلاحات برای تغییر“، تنها با تشدید سرکوب پاسخ دهد. دیکتاتوری خود برای گذار از شرایط کنونی تنها راه انقلابی را باقی گذاشته است که می تواند تنها با تجهیز انقلابی توده ها علیه رژیم سرمایه داری وابسته و دستگاه سرکوب آن، علیه سیاست اقتصادی ضد مردمی و ضد ملی آن و با ارایه یک برنامه اقتصاد ملی دموکراتیکِ جایگزین عملی گردد. استحاله رژیم سرابی بیش نیست!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *