جایگزینی که می خواهیم، به جای آنچه نمی خواهیم!؟
در بر همان پاشنه می چرخد!

دوره جدید: مقاله شماره: ۲۱ (۱۱ خرداد ١٣٩۶)
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری

همان طور که در ارتباطی دیگر اشاره شد، آقای روحانی با رای ۵٧ درصدی مردم برای دور دوم ریاست جمهوری خود انتخاب شد. جالب این نکته است که هیچ ابرازنظر سیاسی و یا ژورنالیستی شکی در این مورد باقی نمی گذارد که با این انتخاب، در شرایط حاکم بر ایران تغییری حاصل نشده و نخواهد شد. در بر همان پاشنه می چرخد! مگر این طور نیست؟

مگر رئیس جمهور جدید قادر است خواستار برگزاری تحلیف خود در حضور موسوی ها و کروبی باشد و آن را شرط شرکت خود در آن اعلام کند؟ پاسخ منفی است! نباید تردید داشت که او چنین خواستی را مطرح نخواهد نمود.

طرفدارانش اما چنین انتظاری از او دارند. برای نمونه علیرضا کفایی در نوشتارش با عنوان “تکاپوی معیشت” (کلمه)، «رفع حصر و رفع محدودیت ها» را از این رو ضروری می داند، زیرا «شکوفایی اقتصادی رابطه ای نزدیک با آزادی دارد.» از این رو او می طلبد که «باید به آزادی های سیاسی و مدنی پرداخت»!

ضروری است اشاره شود که در مقاله نکته های چند دیگری نیز وجود دارد که می توان کاملا با آن موافق بود و بحث را بر پایه آن ادامه داد. مساله “آزادی” و شکستن بند زندان غیرقانونی موسوی ها و کروبی و به ویژه خواست داشتن یک «برنامه اقتصادی علمی» توسط نظریه پرداز اصلاح طلب چنین نمونه هایی را تشکیل می دهد.

هدف این سطور بحث خاص در این باره است که

اول- آیا اصلاح طلبان آماده ی بحث و گفتگو در سطح جامعه درباره ی «برنامه اقتصادی علمی» هستند؟

دوم- نظرشان در مورد برنامه اقتصاد ملی برپایه ی یک “اقتصاد سیاسی” مردمی- دموکراتیک و ملی ضد امپریالیستی برای ایران چیست؟

متاسفانه نه تنها به این پرسش ها توسط اصلاح طلبان وقعی گذاشته نمی شود، بلکه برخی ها از موضع برتری جویانه خواستار ادامه شرایط اقتصادی حاکم شده و عملاً از آن دفاع می کند. به نظر آن ها، معضل «معیشت مردم» باید تنها با «توزیع قدرت» تلطف شود. دست یابی به یک «برنامه ی علمی» برای اقتصاد، اما بدون بحثی همه جانبه در سطح جامعه امکان پذیر نیست!

مواضع آقای علیرضا کفایی در مقاله

آقای کفایی که مدافع دوره ی اصلاحات در گذشته است و آن را دورانی موفق اعلام می کند، در دفاع خود از خواست امروز مردم، این خواست را چنین توصیف می کند: «اصلی ترین مطالبه ی جامعه، مطالبه معیشت» توسط مردم است. برای پاسخ به این خواست مردم، «توسعه سیاسی» ضروری است. باید «اهداف اقتصادی را از همین رهگذر، یعنی توسعه سیاسی تعریف نمود».

علیرضا کفایی که موافق داشتن «برنامه» است، به درستی نیاز راه رشد را «پرداختن از منظر علمی به اقتصاد» می داند. متاسفانه او تعریف مشخصی از «منظر علمی به اقتصاد» ارایه نمی دهد. آنچه که در نظر برجسته می شود، این برداشت است که «نمی توان جزیره ای عمل کرد و با شعار و وعده و تزهایی چون انقلابی عمل کردن، اقتصاد را شکوفا نمود»!

روی سخن او ظاهراً به سوی طرح کنندگان شعار «اقتصاد مقاومتی» است. این نکته مثبت در موضع آقای کفایی است. اما جمله ی بعدی نگاشته شده در نوشتار و به ویژه پیشنهاد برای توصیف چگونگی «توسعه ی اقتصادیِ» مورد نظرش، صحنه ی دیگری را می گشاید.

او در ادامه، فلسفه ی خود را برای طرح “اقتصاد سیاسی” مورد نظرش ارایه می دهد. او می نویسد: «باید برنامه داشت و از منظر علمی به اقتصاد پرداخت و از آرزو و وهمیات پرهیز کرد. باید دانست در زمین زندگی می کنیم و میان آدمیان منابع محدود است. پس اگر کسی داعیه دیگری دارد از این جنس نیست و حتما آنچه می گوید یا خواب است و خیال، یا وهم است و شعار، یا دروغ است و عناد، یا نمی داند. در هر حال، آنچه غیر از جهان آدمیان می گوید برای مردم نیست. برای فرشتگان هم که باشد، به درد آدمیان نمی خورد و اگر اصرار بر نظرش دارد، شیطانی است.» (تکیه همه جا از ف ع)

نظریه پرداز که فشار سلطه اقتصاد جهانی شده ی امپریالیستی را بر گرده خود و مردم ایران – ولابد خلق های دیگر مانند یونان و … – حس می کند و می بیند، و از مقاومت روزافزون مردم در برابر آن آگاهی دارد، تز مشهور “مشیت الهی” را که به روز کرده است، به میان می کشد و آن را به طور ساده «جهان آدمیان» می نامد! جهانی که در آن «منابع محدود» هستند. مانند نفت و گاز (١).

آیا «جزیره ای عمل نکردن» به معنای پذیرفتن تز تجاوزگرانه ی امپریالیسم در این باره است که نفت و گاز ایران و همه کشورهای دیگر، آن «منابع محدود» را تشکیل می دهد که آن ها نیز بر آن “حـق” دارند!؟ لااقل اشاره ی مقاله مورد بحث به «دیپلماسی فعال» برای «عبور از بحرانِ» اقتصادی- اجتماعی حاکم بر ایران که آن جا از آقای روحانی خواستار می شود، می تواند اشاره ای به مضمون جزیره ای عمل نکردن مورد نظر نظریه پرداز باشد.

از طرف محافل امپریالیستی اخیراً با صراحت “فلزات کمیاب” نیز به مثابه ی «منابع محدود»  مطرح شد. کشورهای مخاطب جمهوری خلق چین و روسیه و دیگران بودند که گویا در فروش آن به کشورهای اروپایی و ایالات متحد و دیگران امساک نشان می دهند.

ظاهرا در ارتباط با سلطه ی دیکتاتوری در ایران، نظریه پرداز در قسمت دیگری از مقاله، مساله «توزیع قدرت» سیاسی را مطرح می سازد که گویا به تقسیم ثروت و بهبود “عدالت اجتماعی” خواهد انجامید. برای نمونه آن طور گویا در ایالات متحده، کشورهای اتحادیه اروپا و… برقرار و “عدالت اقتصادی” حاکم است؟ به نظر او با برقراری “دمکراسی” از طریق «توزیع قدرت» می توان به اقتصاد سیاسی ای دست یافت که «خواب و خیال و وهم و شیطانی» نیست، بلکه به طور صاف و ساده، واقع بینانه است!

باید اذعان داشت که در سطور آخر، مخاطب نظریه پرداز حاکمیت دیکتاتوری است که نکته ی مثبت را در نظرش تشکیل می دهد. او اما درنیافته است که “دعوا بر سر لحاف ملاست”! صحبت بر سر آن است که چگونه می توان «توزیع قدرت» نمود؟ آیا این روندی اخلاقی و “اسلامی” است که گویا با پند و اندرز حل خواهد شد، یا روندی انقلابی؟ می نویسد: «برای تحقق قدرت باید توزیع قدرت کرد. توزیع قدرت از تمرکز ثروت در دست عده ای خاص جلوگیری می کند. تعدیل قدرت به تعدیل ثروت خواهد انجامید و رفاه نسبی و برابری را باعث خواهد شد.»

تنها نکته ای که در سخن خالی می ماند و به آن اشاره شد، طرح این ادعاست که گویا چنین وضعی در شرایط دموکراتیک کشورهای سرمایه داری، از قبیل ایالات متحده، اتحادیه اروپا، و … برقرار است.

اثبات بی پایه و اساس بودن تز “برقراری دمکراسی به عدالت اجتماعی می انجامد” که نادرستی آن را واقعیت زندگی در «جهان آدمیان» مورد نظر نظریه پرداز به اثبات رسانده است، همان طور که اشاره شد، موضوع بررسی این سطور نیست. به آن پرداخته شده و بازهم پرداخته خواهد شد. تنها اشاره شود که در همه کشورهای جهان شکاف میان فقر و ثروت به دنبال چهل سال اعمال “اقتصاد سیاسی” نولییرال تشدید شده است.

موضوع اصلی مورد بررسی این سطور، نگاهی به «بحران» حاکم بر ایران هم نیست که در مقاله به درستی طرح می شود: «بحران در سطح زیرین در حال گسترش» است. نظریه پرداز توجه را به آن جلب می کند، زیرا می تواند «سرانجام چون آتشفشانی مهیب پوسته را بشکافد و همه چیز را ذوب کند و بسوزاند». یکی دیگر از فرازهای نوشتار در ارتباط با «جهان آدمیان»!

 

موضع اصلی بررسی در این سطور، برجسته ساختن این واقعیت است که برخی از نظریه پردازان بورژوازی با آزادی کامل شرایطی را مطرح می سازند که به نظر آن ها، پیش شرط است برای «توسعه اقتصادی». توسعه ای که گویا در شرایط برقراری و ادامه سلطه اقتصادی سرمایه مالی جهانی شده ی امپریالیستی برای ایران ممکن خواهد بود. این نظریه پردازان نه تنها عنصر ضد مردمی و استثمارگرانه اقتصاد سیاسی امپریالیستی را مسکوت می گذارند، بلکه فراتر از آن، عنصر ضد ملی این اقتصاد سیاسی را با تز «زمین آدمیان» توجیه می کنند و تن دادن به آن را به مردم سرزمین ایرانیان توصیه می کنند. توصیه می کنند که تبدیل شدن ایران به کشور نیمه مستعمره ی امپریالیستی را پذیرا شوند!

آن ها مخالفت حزب توده ایران را با چنین سیاستِ ضد مردمی و ضد ملی، «وهم و خیال و شیطانی» می نامند و برای تلطیف سخن تلخ و ناجوانمردانه خود، حاضرند مواضع حزب توده ایران را “آسمانی” نیز بنامند، تا گویا غیرواقع بینانه بودن آن را نشان داده و به اصطلاح ادعای خود را به اثبات رسانده باشند!

از چنین برخوردی، بوی پایبندی صادقانه و پایدار به “دموکراسی” به مشام نمی رسد.

این دسته از مداحان نظام سرمایه داری، بخشی از بار تبلیغات ضد توده ای و ضد چپ را همیشه به دوش کشیده اند و فرجی به آن ها نیست. اما با توجه به این نکته که مبارزه ی طبقه کارگر و متحدان نزدیک و دور آن برای دستیابی به “دموکراسی” هشیارانه سازمان داده شود. ایجاد شرایط هژمونی نیروهای مردمی و دموکراتیک و ملی در «توزیع قدرت»، که بلاتردید در راه است، باید هشیارانه سازمان داده شود. گذار از دیکتاتوری ولایی و نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی، روندی واحد و انقلابی را تشکیل می دهند که باید برای آن توده ها را تجهیز نمود و سازمان داد. 

«شماری از هواداران حزب توده ایران  سازمان فدائیان خلق ایران» در ارزیابی خود بر ضرورت «بازسازی رابطه»ی چپ انقلابی با توده های مردم پای می فشارند و آن را نبردی ارزیابی می کنند که «به یک کنش گسترده ی سازمان یافته با تلاش و کوشش جانفرسای دراز مدت [و] پر هزینه نیاز دارد»!

پرچم این مبارزه، “اقتصاد سیاسی” مرحله ی مستقل ملی- دموکراتیک انقلاب است، که گذار است از نظام استثمارگر سرمایه داری وابسته به اقتصاد جهانی شده ی امپریالیستی، بدون آن که اقتصاد سیاسی سوسیالیستی باشد!

این پرچم جایگزین، آن چیزی است که مردم میهن ما و در مرکز آن زحمتکشان خواستار آن هستند!

اقتصاد سیاسی مرحله ملی- دموکراتیک انقلاب

حزب توده ایران در پاسخ به این نظریه پردازی های تکراری و خسته کننده، جایگزینی روشن و قاطع را در برابر اقتصاد سیاسی امپریالیستی “خصوصی سازی و آزاد سازی اقتصادی” پیشنهاد می کند. “اقتصاد سیاسی” مرحله ی ملی- دموکراتیک انقلاب که هر دو عنصر مردمی- دموکراتیک و ملی- ضد امپریالیستی، ساختار و عملکرد آن را تشکیل می دهد.

این اقتصاد سیاسی اهرم رهایی بخش و حافظ استقلال میهن انقلابی است. برنامه تعریف شده ی “اقتصاد ملی- دموکراتیک”، شرایط همکاری و همیاری وسیع توده های زحمتکش را برای پیروزی آن ایجاد می سازد. شرکت فعالِ سرمایه داران مدافع منافع و حق حاکمیت ملی ایران در سازماندهی این مرحله ی مستقل فرازمندی جامعه، از ضرورت قطعی و بلاتردید برخوردار است. از این رو حفظ سرمایه های ملی از دستبرد سرمایه مالی امپریالیستی، وظیفه پراهمیتی را در “اقتصا سیاسی” این مرحله ایفا می سازد. تجربه در جریان در دفاع از سرمایه های ملی در جمهوری خلق چین شایسته توجه خاص است. دفاع از سرمایه ملی و تامین رشد مداوم “عدالت اجتماعی نسبی”، پیش شرط وحدت منافع لایه و طبقه ها مردمی- میهن دوست را در جامعه در این مرحله تشکیل می دهد.

عمده ترین پیش شرط برای حفظ وحدت منافع، تعریف بی چون و چرای “عدالت اجتماعی” نسبی در “اقتصاد سیاسی” این دوران و توضیح چگونگی روند رشد متناسب آن با شکوفایی اقتصادی در کشور است.

حق برخورداری از آزادی های دموکراتیک و قانونی برای همه طبقه ها و لایه ها وجود دارد. سازمان های کارگریِ صنفی و سیاسی، همان قدر وجود دارند و آزادانه و مستقل سیاست خود را تعیین می کنند، که اکنون سازمان های صاحبان ثروت از آن برخوردارند.

 

نشانی اینترنتی مقاله:https://tudehiha.org/fa/3707

١- شماری از هواداران حزب توده ایران- سازمان فدائیان خلق ایران در ارزیابی ای که در نویدنو و توده ای ها انتشار یافت، در ارتباط با «شرکت ملی نفت ایران که [دستاوردهای آن] حاصل انباشت تجربه ی مدیران و کارشناسان ملی» است، می نویسند «با وجود قراردادهای جدید IPC  در دولت [روحانی] عملا خصوصی شده است».

 

2 Comments

  1. mohsen

    فرهاد عزیز رفیق دانشمند از روز بعد از قدرت گرفتن سرمایه داری وابسته نئولیبرال خونخوار مالی مبارزه بی امان ادامه دارد در تمام سطوح اگاهی طبقه کارگر به یمن حزب پر افتخار توده ایران رو به رشد است از کمک های فرهنگی شما بسیار سپاسگزاریم…پیروز باشیم..بدرود

  2. فرهاد

    رفیق عزیز محسن، خبر شما درباره ی ادامه مبارزه ی بی امان شادی آفرین است و نشان ادامه زندگی و کوشش نیروی نو. هر نسلی به وظیفه خود عمل می کند. این راز رشد روند ترقی خواهی نیروی نو و شیوه ی مبارزه ی رهایی بخش حزب توده ایران است!
    دست شما را صمیمانه می فشارم و برای سخنان تشویق آمیزتان تشکر می کنم. پیروز باشید.
    فرهاد عاصمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *