عمده سیاست مستقل حزب توده ایران است!

دوره جدید: مقاله شماره: ۴۶ (۱ شهریور ١٣٩۶)
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری

 

رفیق محسن عزیز، با نظر شما موافقم که علی خدایی می‌تواند به طور موثر توانایی ژورنالیستی و توانایی‌های دیگر خود را در خدمت نبرد طبقاتی در ایران و به منظور آگاهی زحمتکشان به کار گیرد. من بسیاری از توانایی‌های او را می شناسم. از بذله گویی و صحنه آرایی و روشنگری او لذت برده ام. برای نمونه حین بازگشت از سفر برای شرکت در کنگره حزب کمونیست آلمان در آن سال ها، از تعریف من از مضمون بحث‌ها گزارشی بسیار دقیق تنظیم نمود و یا بر پایه ی بحث‌ها میان ما رساله ی مورد نظر را برای طرح در نشستی نگاشت و یا نوشتارهای من را برای راه توده تصحیح و کوتاه نمود.

 

نکته ی جدی و غیرقابل چشم‌پوشی در ارتباط با فعالیت کنونیِ ،،راه توده،، دروغین و دیگر جریان های انحرافی مانند ،،عدالت،، و ،،مهر،، و دیگران نکته ی پراهمیت دیگری است. می‌کوشم این نکته را در سطور زیر باری دیگر توضیح دهم با این امید که کمکی باشد برای تصحیح سیاست نادرست این جریان ها. جریان های انحرافی دیگر نیز از توانایی‌های بسیاری برخوردار هستند. برای نمونه در عدالت رفقای بسیار ارزشمندی فعال هستند که می توانستند نقش بسیار پرباری را در نبرد امروزی طبقاتی در ایران ایفا سازند. من به ویژه به رفیق و همکار عزیزی می‌اندیشم که رابطه ی کاری طولانی و دوستی و رفاقت صمیمانه با یکدیگر داریم.

 

مساله ی اصلی، رفیق محسن و دیگر رفقای صدیق توده‌ای، به نظر من این نکته است که عمده در شرایط کنونی تحکیم موضع نظری و کارکردی حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران است. تنها با دستیابی به این اهرم سیاسی- نظری- سازمانی و طبقاتی است که می‌توان به روند یورش ددمنشانه ی ارتجاع به حزب توده ایران و نابودی گردان آگاه رهبری حزب طبقه کارگر پایان نهایی داد و شرایط شکوفایی پر بار تر اندیشه ی مارکسیستی- توده‌ای آن را دوباره ایجاد نمود. به این هدف می‌توان تنها از این طریق دست یافت که بتوان اهمیت استقلال سیاست و خط مشی انقلابی حزب توده ایران را تفهیم نمود و به آن تحقق بخشید.

وظیفه های پراهمیت جنبی مانند مبارزه ی اتحادی حزب توده ایران، باید همان قدر در شعاع این وظیفه ی اصلی قرار داشته باشد که مبارزه ی ضد دیکتاتوری باید به مثابه مبارزه علیه توده‌ای ستیزی درک شود. به نظر من، محک شناخت سیاست طبقاتی به سود زحمتکشان، درک ضرورت کوشش همه جانبه برای تحکیم سیاست مستقل حزب توده ایران به مثابه حزب طبقه کارگر ایران است!

 

برای دسترسی به این هدفِ ،،مقدس گونه،، و خطیر چه باید کرد؟ کدام سیاست را باید دنبال نمود؟

به نظر می‌رسد که تنها یک سیاست علمی و واقع‌بینانه است: ادامه ی سیاستی که به دنبال یورش ارتجاع حاکم کنونی و متحدان جهانی آن به حزب توده ایران ناتمام ماند!

به عبارت دیگر، مبارزه به منظور انتقال دیالکتیکی وظیفه برای تعمیق انقلاب بزرگ بهمن مردم میهن ما از مرحله سیاسی به اقتصادی- اجتماعی که امروز در مبارزه برای احیای دستاوردهای دموکراتیک- مردمی و ملی- ضد امپریالیستی آن تبلور و تداوم می‌یابد!

مبارزه برای برپایی اتحادهای اجتماعی همان قدر در حیطه ی مبارزه برای تعمیق انقلاب قرار داشت و دارد که مبارزه ی حزب به منظور حفظ آزادی‌های فردی و اجتماعی توده ها، آزادی زنان از فشار دو گانه ی طبقاتی و زن بودگی، تحکیم حقوق ملی خلق های ایران، دفاع از حق حاکمیت ملی ایران و … در حیطه ی آن قرار داشت و دارد.

 

مضمون استقلال سیاست مارکسیستی- لنینیستی، مضمون «خط مشی انقلابی» و «برنامه حداقل کارگری» حزب توده ایران در شرایط کنونی – مبارزه برای احیای دستاوردهای دموکراتیک- ملی انقلاب بهمن -، مضمون نبرد طبقاتی به سود طبقه کارگر ایران را در شرایط کنونی تشکیل می دهد. بر این پایه است که ستون فقرات مبارزه ی اتحادی حزب توده ایران در شرایط کنونی، همان‌طور که رفیق عزیز سیامک نیز با توانایی در مقاله ی: اصلاح طلبی و حزب طبقه کارگر، نشان می دهد، برپایی جبهه متحد خلق با نیروهایی (بود) و اکنون نیز هست که برای نمونه از اصل های اقتصادی در قانون اساسی دفاع می‌کنند و علیه نقض غیرقانونی اصل ۴۴ و اصل های دموکراتیک در بحش حقوق ملت می رزمند.

این نیروها نزدیک‌ترین و پایدار ترین متحدان طبقه کارگر ایران برای تحقق بخشیدن به سیاستی مردمی- دموکراتیک و ملی- ضدامپریالیستی هستند. وظیفه ی نخستِ توده‌ای ها یافتن راه‌های ارتباط و هم نوایی با این جریان های مردمی است که مبارزه ی مشترک با آن‌ها عملاً راه احیای دستاوردهای دموکراتیک و مردمی و ملی انقلاب بهمن را می گشاید.

چنین مبارزه ای مضمون خط مشی انقلابی حزب توده ایران را تشکیل می‌دهد و در تداوم دیالکتیکی مبارزه حزب در دوران پس از پیروزی انقلاب بهمن است.

 

تقلیل گرایی غیر مارکسیستی در این سیاست علمی، این پنداشت است که وظیفه حزب توده ایران شرکت در ،،نبرد که بر که،، میان لایه‌های خرده بورژوازی و بورژوازی بزرگ- اداری- وابسته و غیره است! زیرا گویا یکی بدتر از دیگری است و باید با نفوذ بدتر مبارزه نمود! این سخن به معنای نفی شرکت افشاگرانه و حتی در صورت لزوم فعالانه در این برخوردها بر سر سهم غارتگران نیست که همگی به مجریان اقتصاد سیاسی دیکته شده توسط سازمان های مالی امپریالیستی تبدیل شده اند.در این مبارزه باید شرکت فعالِ «ژورنالیستی»، روشنفکرانه و بیش از آن داشت. در این زمینه اختلاف نظری وجود ندارد. این شرکت اما باید در خدمت وظیفه ی اصلی پیش – تقویت استقلال سیاست حزب طبقه کارگر – و نه به مثابه سیاستی مستقل و عمده درک و یا حتی «مشی توده» پنداشته شود!

درک عدم استقلال سیاست شرکت در برخوردها میان لایه‌های حاکمیت از این رو ضروری است، زیرا سیاست انقلابی را خدشه دار و به گفته ی زنده یاد احسان طبری «لـق» می کند. حزب طبقه کارگر را دچار خرده کاری در مبارزه می کند. از آن یک جریان سوسیال دمکراتِ گرفتار در ترفند ،،مهندسی اجتماعی،، می سازد. توانایی روشنفکرانه و «ژورنالیستی» توده‌ای ها را به سود منافع طبقات حاکم منحرف می سازد.

برای نمونه می‌توان برنامه خانه سازی مهر را مثبت ارزیابی نمود. شرط آن طرح خواست شفافیت برنامه و اجرای آن و به ویژه قابل کنترل بودن آن برای سازمان های صنفی- سیاسی طبقه کارگر است. بدون طرح چنین خواستی، دفاع از آن بیش و پیش از آنکه در خدمت پاسخ به نیاز زحمتکشان برای برخورداری از حق مسکن باشد، در خدمت تسهیل دزدی و ارتشاء از کار در می آید. خانه سازی برای جریانی در حاکمیت که به موتور برای اجرای سیاست امپریالیستی خصوصی سازی و آزاد سازی اقتصادی تبدیل شده است، به ابزار گشودن در و پنجره برای دزدی و غارت ثروت‌های ملی ایران تبدیل می شود.

 

سکوت مصلحت آمیز در افشای ابعاد اجرای برنامه نئولیبرال امپریالیستی، خواستار فعالیت قانونی سازمان های صنفی و سیاسی- طبقاتی طبقه کارگر نشدن، اما ایجاد توهم درباره ی امکان استحاله ی رژیم و غیره را در مقاله ها و «سرمقاله ها» القاء کردن، گامی در جهت تحکیم استقلال سیاست انقلابی حزب توده ایران در نبرد طبقاتی جاری در جامعه ایرانی نیست. توانایی های روشنفکرانه و «ژورنالیستی» لااقل در این سو عمل نمی کند.

 

بیان این نکته به معنای تأیید ارزیابی شما است که «نگاه ژورنالیستی … برای آگاهی زحمت کشان و کارگران نه تنها لازم، بلکه مفید است». و در عین حال تاکید است برای وظیفه‌ی آموختن و به کار گرفتن آن! حق با شماست، متأسفانه کمبود بزرگی برای زبان ساده و ،،خاکی،، که مورد نیاز است، وجود دارد. انتقاد به جا و کمک است و نباید از آن ابا داشت. انتقاد موثرتر خواهد بود هنگامی که مضمونی مشخص را به نقد کشد. حتی با یک پرسش ساده ی «منظور چیست، مفهوم نشد و …».

شاید بازگویی یک خاطره منظور را بهتر تفهیم کند. علی خدایی برای اینکه به بهبود نگارش من کمک کند، روزی کلاس درس استاد دانشگاهی خود را به طور مفصل بازگو کرد و درباره ی ساختار جمله، جای فاعل و مفعول، خبر، زمان و … در جمله توضیح داد. من بارها هنگام نوشتن مطلبی به یاد این درس می افتم.

 

در شرایط کنونی مبارزه ی مشخص برای تحکیم سیاست مستقل حزب توده ایران، همان‌طور که اشاره شد، مبارزه‌ای است به منظور تفهیم مضمون اقتصاد سیاسی مرحله ملی– دموکراتیک انقلاب. این سیاست چکیده ی ارزیابی نظری- سیاسی- کارکردی حزب توده ایران است. دستاوردی که همه رفقای رهبری گذشته و کنونی بر سر آن توافق دارند.

مبارزه برای تفهیم اقتصاد سیاسی مرحله ملی- دموکراتیک انقلاب تنها در برابر حزب طبقه کارگر ونزدیک ترین متحدان آن قرار دارد. این وظیفه ی به طور عمده فعالیت روشنگرانه و تبلیغی حزب طبقه کارگر را تشکیل می دهد. باید امیدوار بود که مبارزان مذهبی میهن دوست و چپ غیرتوده ای پیگیرانه در این زمینه سهم پراهمیت خود را در نبرد طبقاتی- اجتماعی ادامه دهند. نشانه‌هایی در این زمینه وجود دارد. تقویت و رشد این نشانه‌ها وابسته به کوشش پیگیر حزب طبقه کارگر ایران در تفهیم اقتصاد سیاسی این مرحله دارد.

شرکت در مبارزه ی روزانه لایه‌های مختلف اجتماعی و به ویژه زحمتکشان زیر فشار غارت و استثمار که زنان زحمتکش یدی و فکر محروم ترین لایه آن را تشکیل می‌دهند، وظیفه ی اصلی توده‌ای ها را تشکیل می دهد. به سخنی دیگر شرکت فعال در ،،نبرد که بر که،، جاری میان لایه‌های حاکمیت ضروری است که اما باید در خدمت وظیفه نخست و اصلی قرار داده شود، تا خطر «لق» شدن مبارزه اصلی حاکم نگردد.

آیا این یا آن «نگاه ژورنالیستی … برای آگاهی زحمت کشان و کارگران نه تنها لازم بلکه مفید است»، به برداشت من، منوط است به این امر که آیا چنین نگاهی به طور مشخص در خدمت سیاست عمده ی حزب توده ایران قرار دارد و یا شرکت در  ترفند ،،مهندسی اجتماعی،، است؟ می‌توان با این محک موافق بود؟

تأکید کنم، نکته تنها این نکته نیست که ارزیابی ارایه شده در سطور پیش، ارزیابی درست و واقع‌بینانه است یا خیر؟ پراهمیت تر این مساله است که آن نیروهایی که ارزیابی را نادرست می دانند، با شرکت مشخص در بحث و گفتگو، ارزیابی را مورد انتقاد مشخص قرار دهند. برخورد انتقادی تنها در چنین کیفیتی سازنده و پیگیر است. متأسفانه تاکنون نزد جریان های برشمرده شده چنین آمادگی ای دیده نمی شود. و ،،راه توده،، در میان آن‌ها پرچمدار است!

نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/4040

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *