چه اتفاق دیگری باید بیافتد تا به توهمات رفورمیستی پایان بخشد؟!

نویدنو  ۰۳/۰۷/۱۳۹۶ 

 

مسعود امیدی

 

حرکت اعتراضی متحد و دسته جمعی کارگران گرسنه شرکت های آذرآب و هپکو اراک در جهت مطالبه حقوق معوقه چند ماه قبل خود که اساسا آن قدر بدیهی است که شاید نتوان تحت عنوان حق از آن نام برد ، حرکتی که با همدردی و همبستگی اقشار مختلف مردم و توده های زحمتکشان همراه گردید ، با برخورد خشن و سرکوبگرانه نیروی انتظامی مواجه گردید تا بار دیگر گواهی باشد بر درستی این اصل لنینی که ماشین دولتی را ابزار سرکوب طبقه حاکم معرفی می کند.
آنچه اتفاق افتاد نتیجه منطقی سیاست گزاری های نئولیبرالی و ضد کارگری و ضد اجتماعی دولتهای سازندگی هاشمی رفسنجانی، اصلاحات خاتمی ، مهرورزی احمدی نژاد و تدبیر و امید روحانی است که علی رغم رویکردهای سیاسی و فرهنگی متفاوت، طی سه دهه گذشته دستور کار نئولیبرالی توصیه شده از سوی نهادهای مالی بین المللی چون بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را در کشور دنبال نمودند و هم اکنون نیز به صورت گسترده از سوی مجموعه حاکمیت و همین دولت روحانی با برنامه هایی چون آزادسازی بازار کار ، ارزان سازی نیروی کار و….دنبال می شود.
فقر و فلاکت و خانه خرابی کارگران و زحمتکشان در تمام دنیا پیامد جدایی ناپذیر این برنامه ها بوده و از این رو شکل گیری اعتراضات اجتماعی نیز در این ارتباط امری کاملا طبیعی است. پیش برد این برنامه ها مستلزم سرکوب این اعتراضات بحق کارگران است. جهت گیری نئولیبرالی منجر به افزایش شکاف طبقاتی و تعمیق مبارزه طبقاتی در جوامع مختلف گردیده است. بر اساس آمارها و شواهد موجود ، شکل گیری اعتراضات کارگری کاملا در چنین شرایطی قابل پیش بینی است.
در حالی که شعارهای رهبری انقلاب در سال های اولیه انقلاب ، بوسه زدن بر دستان کارگران، ترجیح کوخ نشینان بر کاخ نشینان، ضرورت پرداخت حقوق کارگر قبل از خشک شدن عرق او و…شعارهایی از این دست را بر اساس نوعی نگاه حمایت از مستضعفین به آموزه های مذهبی در آن سال ها بازتاب می داد، اینک کارگران گرسنه و معترضی که حقوق معوقه ماههای قبل خود را طلب می کنند، با تهاجم سرکوبگرانه نیروهای امنیتی و انتظامی مواجه می شوند. طبیعی است که آنها از خود بپرسند چه بر سر این انقلاب مدعی طرفداری از مستضعفین و پابرهنه ها رفته است که شاهد شلاق زدن کارگران معترض، زندانی کردن آنها، اخراج آنها و تهاجم و سرکوب آنها از سوی نیروی انتظامی همان رژیمی هستند که خود را وارث آن انقلاب مردمی دانسته و هر گونه اعتراض مدنی را مخل امنیت کشور و نظام و…می بیند؟
تکلیف بخشی از حاکمیت که زیر پرچم اصول گرایی بر ارزش های دینی و مذهبی و به قول خود ارزش های انقلابی تاکید می نماید و منادی تمامیت خواهی است، روشن است، از آنها هیچ انتظاری برای همراهی و حمایت از کارگران معترض وجود ندارد. برعکس آنها اساساً قرار است در نقش سرکوبگر ظاهر شوند! روی سخن با آن بخش باصطلاح اصلاح طلب و اعتدال گرای حاکمیت و مدافعان آنهاست که با تبلیغ منشور حقوق شهروندی وشعارهایی از این دست سعی کردند و همچنان نیز سعی می کنند تا مردم را فریفته و اینگونه وانمود کنند که گویا با روی کارآمدن دولت روحانی قرار بوده است گشایشی در فضای مبارزات مدنی ، صنفی و دموکراتیک فراهم گردد. شواهد نشان می دهد که این ادعا کاملا پوشالی بوده و برنامه های نئولیبرالی دولت اساسا نیازمند سرکوب اعتراضات کارگری در راستای ارزان سازی نیروی کار است. کجایند آن باصطلاح چپ هایی که برای رای دادن به روحانی سینه چاک می کردند و چالش بین روحانی و رئیسی را چالش دموکراسی و دیکتاتوری تصویر می کردند؟ موضع روحانی و دم و دستگاه دولتی او در برابر این سرکوب چیست؟ این سرکوب در منشور حقوق شهروندی ایشان چه جایگاهی دارد؟ آی

آیا غیر از این است که ایشان برای پیشبرد برنامه های خود در راستای آزاد سازی بازارکار و ارزان سازی نیروی کار به اینگونه سرکوب ها و ایجاد رعب و وحشت در میان کارگران به منظور پیشگیری از توسعه و فراگیر شدن اعتراضات کارگری نیازمند است؟
آیا آنهایی که در مقطع انتخابات سعی می کردند تا امیدهای واهی در کارگران و مردم نسبت به بهبود فضای اجتماعی و سیاسی برای طرح مطالبات صنفی و مدنی در صورت روی کار آمدن روحانی ایجاد نمایند، امروز با این رخدادها احساس شرمساری در برابر کارگران نمی کنند؟ چه اتفاقی باید بیافتد تا به توهمات رفورمیستی شان پایان بخشد؟
آنها که عدم شرکت در انتخابات و رای ندادن به روحانی را عین بی عملی و خانه نشینی تعبیر می کردند، آیا هیچ مسئولیتی در سازماندهی به اعتراضات کارگری اینچنینی برای خود قائل بودند و هستند یا اینکه اینگونه اعتراضات را رادیکال دانسته و به دلیل اینکه دولت منتخب باصطلاح اصلاح طلبشان را با چالش مواجه می کند، مورد تقبیح و سرزنش قرار می دهند؟!
آیا تصور نمی کردند که این جهت گیری رفورمیستی و باصطلاح اصلاح طلبانه خیلی زود به جهت گیری ضد کارگری درغلتد؟ آیا بازهم میل دارند و تلاش می کنند تا گناه سرکوب کارگران آذرآب و هپکو را فقط به گردن اصول گرایان بیندازند یا جناح نئولیبرال و باصطلاح اصلاح طلب را نیز که دولت قانونی کشور و نهادهای امنیتی و انتظامی آن را در اختیار دارد و پیشبرد برنامه های نئولیبرالی آن مانند هر جای دیگر جهان مستلزم سرکوب اعتراضات کارگری است ، را نیز در این ارتباط مسئول می دانند؟!
آیا وقت آن نرسیده است که این حقیقت درک شود که با رای دادن به جناح های مختلف حکومتی نمی توان هیچ امیدی به بهبود فضای اجتماعی و سیاسی کشور برای فعالیت های صنفی و مدنی در جهت توسعه حقوق و مطالبات دموکراتیک کارگران و سایر بخش های مردم داشت و بهبود فضای فعالیت های صنفی و سیاسی در کشور بیش از هر چیز نیازمند شکل گیری صف مستقل نیروهای مدافع دموکراسی ، آزادی و عدالت اجتماعی (بویژه کارگران) خارج از جناح های حکومتی است ؟

برگرفته از صفحه فیس بوک نویسنده