با من بدار حوصله! با من خطر بورز!
۱۴ اسفند ۱٣۹۶ – ۵ مارس ۲۰۱٨

رفیق عزیز محسن

می نویسد:

 

فرهاد عزیز ژورنالیسم قوی راه توده برای توده ای ها جذاب واسان فهم است بطور مثال نوشته های دکتر سهرابی بسیار ساده وقابل فهم برای کارگران و دانشجویان است علی خدایی واقع روزنامه نگار قهاریست ساده و روان مینویسد و سم مهلک سازش طبقاتی را داخل کیک شیرین بخورد خلق اله میدهد در حالی که صف مستقل برای کارگران از نان شب ضروری تر است پاد زهر این سم جان کاه همانا مقاله های فرهاد و سیامک عزیز است که باچند بار خواندن اثر میکند پیروز و پایدار باشید بدرود

 

انتقاد شما به جاست. انتقاد شما کمبودی را مورد خطاب قرار می دهد که بر طرف ساختن آن آسان تر می نماید از آن چه که حقیقتاست.

١- می دانیم که هر کس آن کاری را می کند که آموخته. علی خدایی، آن طور که می نویسید «واقع روزنامه نگار قهاری ست». کوششبرای حفظ او در خدمت مصالح حزب توده ایران موفق نبوده است. این امر دلایل خود را دارد که موضوع این سطور نیست.

چگونه می توان این کمبود را بر طرف ساخت، که موضوع اکنون است، تنها با کمک رفقای دیگر ممکن است. باید از صفر شروع کرد.من از نظر رفیق زنده یاد منوچهر بهزاردی که در نامه مردم تجلی یافت، آموختم که باید با انتقال «سخن مردم» به نشریه آغاز کرد.توضیح ما در باره ی سخن مردم، به معنای جهت دادن به اندیشه ی مطرح در جامعه خواهد بود. همه ی رفقای علاقمند می توانند باانتقال سخن مردم، نقش موثر و ضروری خود را ایفا سازند.

با بار سنگین کوشش می شود این کمبود از طریق انتقال “خبرها” از سایت های دیگر کمی جبران شود که همچنین نیاز به کمک هشیارانههمه ی رفقا را دارد.

٢- مشکل دوم که به جایی برمی گردد که «چند بار خواندن» مطلب را برای دریافت آن اجباری می کند، به زبان نارسا و ثقیل و همچنین به پیچیدگی موضوع برمی گردد. این روزها با بررسی انتقادی “گزارش هیئت سیاسی به چهارمین نشست کمیته مرکزی” مشغولبودم. نوشتار را پس از انتشار خواهید خواند. بیرون کشیدن اندیشه ی درست در گزارش بخش ساده بررسی را تشکیل می دهد. مشکلهنگامی آغاز می شود که موضع درست در سیر منطقی خود تا به آخر ادامه نمی یابد. به منظور نشان دادن انحراف، باید در ابتدا ازدیدگاه تئوری شناخت مارکسیستی- توده ای، تئوری بررسی علمی بیان و مستدل گردد. باید از این طریق نشان داده شود که موضوعمورد بررسی یافتن «راهکارهای جدی برای حل معضل های گسترده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه اند» که در گزارش ذکر میشود. این گام نخست است.

سپس باید نشان داده شود که اندیشه ی طرح شده در روند تجزیه و تحلیل شرایط حاکم بر ایران که کوشش برای یافتن راهکاری هایجدی را ضروری ساخته، با درستی و با منطبق با تئوری شناخت است که متکی است بر مقوله های دیالکتیکی. باید نشان داد که گزارشکه با داده ها و آمار و توضیحات به درستی آغاز می شود، در ادامه منطقی خود، ساختار انتزاع تجریدی در ذهن تحلیل گر را از شرایطحاکم بر جامعه ترسیم می کند و آن را به ساختاری درک شده فرامی رویاند. اما گام نهایی به منظور نتیجه گیری از آن برداشته نمی شود.به سخنی دیگر، تجزیه و تحلیل دیالکتیکی از واقعیت تا به آخر پایبند نمی ماند.

این قطع شدن اما از پیچیدگی ای برخوردار است که نشان دادن آن، آسان نیست. زیرا باید برای شناخت پیچیدگی، نکته ای مورد بررسیقرار گیرد که به طور غیرمجاز جایگزین وظیفه نتیجه گیری و بیرون کشیدن وظایف تاکتیکی برای «پراتیک انقلابی» شده است. نشاندادن این غیرمجاز بودن، پیچیده است. زیرا «جایگزین» از مضمونی نادرست برخوردار نیست. اما استدلال برای درستی آن در رشتهمنطقی دیگری قرار دارد. انتقال موضوع درست از یک رشته مشخص در بررسی به رشته دیگر بررسی، گامی غیرمجاز و غیرعلمیاست.

به این منظور نشان دادن این پیچیدگی، باید نخست جایگاه این “جایگزین” توضیح داده شود. این توضیح باید دو سویه را مورد توجهقرار دهد. یکی، جایگاه درست آن به مثابه وظیفه در برابر حزب طبقه ی کارگر. از سوی دیگر باید علت نادرستی طرح آن در رشته یمورد بررسی نشان داده شود. باید به این منظور به ثبوت رسانده شود که طرخ این «جایگزین» که وظیفه ای واقعی است، بررسی را بهانحراف می کشاند.

اگر سخن بتواند این پیچیدگی را قابل شناخت سازد، موفق از کار درمی آید. سخنی که احتمالاً مضمون آن با یک دور خواندن به سخنیقابل درک است. در نوشتاری که در نگارش اول تنظیم شده و باید تدقیق گردد که خواهید خواند، امیدوارم بیان نارسا توانسته باشد اینپیچیدگی را قابل شناخت سازد. قابل شناخت کند که گرچه کشاندن بحث به مساله ی سازماندهی سراسری مبارزه ی طبقه کارگر درایران عمده ترین مساله را اکنون در برابر حزب توده ایران تشکیل می دهد، جایگزین ساختن این بحث هنگام تجزیه و تحلیل شرایط براییافتن «راهکارها جدی» برای بر طرف ساختن «معضل های گسترده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه» کمک نیست.

کمک نیست” اما برداشتی نسبی است. زیرا بدون سازماندهی نبرد طبقاتی طبقه کارگر، دسترسی به هیچ «راهکارجدی»، یعنی انقلابی، ممکن نیست. بدون موفقیت در تجهیز و سازماندهی مبارزه ی سراسری طبقه کارگر ایران، همان طور که گزارشبه درستی نشان می دهد، دستیابی به راهکار برای «پراتیک انقلابی» به منظور «تغییرات بنیادین» ممکن نیست.

سپس باید نشان داد که درست موضوع بررسی گزارش که تا پایان ادامه نمی یابد است که «راهکارهای جدی» را ازجمله برای تجهیز وسازماندهی مبارزه ی سراسری طبقه ی کارگر که گزارش به درست مطرح می سازد، تشکیل می دهد. باید نشان داد که بدون ارایهبرنامه اقتصاد ملی مبتنی بر شرایط مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب و به منظور پیش بردن وظایف در آن، نمی توان تجهیز وسازماندهی سراسری مبارزات طبقه کارگر را در نبرد طبقاتی به ثمر رساند. زیرا چنین برنامه مردمی- دمکراتیک و ملی- ضدامپریالیستی است که پرچم برای سازماندهی نبرد سراسری طبقه کارگر را تشکیل می دهد. باید نشان داد که بدون این پرچم، وظیفهسازماندهی مبارزه سراسر ممکن نیست. زیرا در سطح مبارزه ی صنفی برای حقوق عقب افتاده باقی می ماند. ذرستی و علمی بودنهمه ی این استدلال ها اما به معنای مجاز بودن انتقال وظیفه برای سازماندهی سراسر نبرد طبقه کارگر به رشته روند بررسی برای«راهکار .. برای نعضل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی» که موضوع بررسی درست گزارش است، گامی انحرافی است.

رفیق عزیز، این سخن البته نمی تواند به سادگی بیانی ادا شود که تنها به طرح ظاهر وقایع می پردازد. برای نمونه آن طور که در بالایصفحه “راه توده” به توصیف تاریخ ایران پرداخته، و از کتاب های درسی مدارس نقل می شود.

طرح پیچیدگی ها با این هدف ضروری است تا آگاهی برای روشنگری و تبلیغ توده ای موثرتر گردد.

اهمیت درک پیچیدگی ها از روند انحرافی تنها امکان برای پایان دادن به تزلزل در برداشت مبارزان توده ای است برای شناخت وظیفه”ضروری- تاریخی”. طرح پیچیدگی ها برای حل «معضل های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی» اجتناب ناپذیر است. این تنها امکان استبرای آن که مبارزه ی حزب توده ایران در سطح مبارزه جریان های چپ مانند “فدائیان” منجمد نشود که بازهم “منشور” صادر می کنندو می خواهند مانند جریان های “سوسیال دمکرات” دور هم جمع شوند تا “حزب” برپادارند.

 

حق با شماست زبان سنگین و ثقل تحمیل شده باید تغییر یابد. در این زمینه همه ی توده ای ها مسئولند. ازجمله رفقایی که در سازمانحزبی به وظیفه ی خود عمل می کنند. رفقایی که به مسئولیت تاریخی خود واقفند. دعوت برای بحث و گفتگو در باره ی برنامه و تاکتیکمناسب برای «پراتیک انقلابی» که رفیق عزیز آرش وجدانی از طرف کمیته مرکزی ارسال کرده است، گامی دل گرم کنند و شادیآفرین است، ازجمله به منظور ساختن شرایط برای فعالیت تبلیغی- ترویجی برای جنبش توده ای با زبانی گویا، تا دیگر توده ای ها غبطهزبان «ساده و روان» علی خوایی را نخورند. این کار شدنی است، «خو گر به راه رفتن و برخاستن شود». خواهید دید. کمک کنید تاتحقق یابد!

 

با من بدار حوصلهبا من خطر بورز!

تیمار کنکه این «فلجِ موت» تن شود

سستی فرونهد، کندی رها کند.

خو گر به راه رفتن و برخاستن شود،

دست شکسته بار دگر پتک زن شود.

 

(سیاوش کسرایی، هیجده هزارمین)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *