چگونگی یگانگی نظری میان توده ای ها!
تصور کن اگر حتا  تصور کردنش سخته!

مقاله شماره: ۱٣ ( ۲۶ فروردین ۱٣۹۷ )
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری

نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/5418

 

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
(حافظ)

نخست باید بگویم که از اتحاد هر دسته از نیروهای مترقی بدون توجه به آمادگی، پیش درآمد، و هماهنگی برنامه و سیاست باید خشنود بود و آنرا تقویت کرد. در مورد اتحادی که به نام حزب چپ (فداییان خلق)  به تازگی زاییده شده است می توان موردهای انتقادی زیادی از روند، شکل، محتوا، برنامه، تشکیلات ووو نوشت. ولی من با همه ی این یادآوری ها هر اتحادی را در صف نیروهای مترقی به نفع جنبش می دانم.

نیروهایی که در باره کلی ترین مسائل روز تقریبن یک جور فکر می کنند و از لحاظ تاریخی، فرهنگی به یک طیف معینی گرایش دارند می بایست زیر یک چتر جمع شوند تا تواناتر شوند.

به نظر من سیاست رسمی اعلام شده حزب توده ایران در باره این وحدت درست است. ما باید بتوانیم با نیروهای چپ همکاری بکنیم. آنها هم در مرحله براندازی رژیم ولایت فقیه و هم در پایه گزاری و سازندگی یک اقتصاد ملی- دموکراتیک از نزدیک ترین متحدان ما هستند. ولی این همکاری و همگامی تا زمانی که پایه ایدیولوژیک این دوستان کم و زیاد بر اندیشه های سوسیال دموکراسی استوار است به هیچ وجه نباید به وحدت حزب با آنها بیانجامد. این کار به خصلت طبقاتی حزب ضربه جدی خواهد زد و بنابراین باید با آن در هر شکلی مخالفت کرد.

به عنوان یک توده ای اما نمی توان به این وحدت غبطه نخورد. دسته های گوناگون توده ای ها بر خلاف آنچه که آقای فرخ نگهدار می گوید نه تنها اشتراک ایدیولوژیک با حزب تازه چپ ندارند بلکه به هم نزدیکتر هستند. آقای نگهدار باز هم با مسحور شدن شکل از دیدن مضمون پدیده باز می ماند. برای نمونه اندیشه های “توده ای ها”، “۱۰مهر”، “نویدنو”، “عدالت” وو رنگ غلیظ مارکسیست- لنینیستی دارد که به مراتب به تشکیلات حزب توده ایران نزدیک تر است تا  به برنامه سوسیال دموکراسی دیگر حزبهای قدیمی و جدید.

از بین بردن پراکندگی‌ و ایجاد یگانگی (در وهله اول نظری)  میان دسته های حزبی و گردآوردن و سازماندهی نیروهای گسیخته حول نظر واحد در یک حزب یگانه بهترین هدیه به زحمتکشان ما و بزرگترین ضربه به دشمن طبقاتی آنها است.

اما بهتر است که اکنون به جای گریه کردن برای فرصت های از دست رفته راهکاری برای برون رفت از این جو بی اعتمادی یافت. جای واقعی بیشتر رفیقان برون حزبی در کنار همرزمان درونی آنها در حزب است. نمی توان در حساس ترین لحظه تاریخی میهن مان توده های رنجبر را از چشیدن میوه شیرین یگانگی بی بهره کرد.

ولی برای چیدن هر میوه ای نخست باید درختی را کاشت و پروراند. بنابراین روند وحدت تشکیلاتی توده ای ها یک روند بسیار طولانی خواهد شد و برای موفقیت خود نیاز دارد که از پیش مرحله های گوناگونی بگذرد.

در زیر تلاش می شود که ان چه را که در ذهن خود در باره ی شیوه  و روند این وحدت دارم برای خوانندگان ترسیم کنم.

پیش مرحله نخست: این مرحله در حال حاضر با کوشش چند ساله رفیق عزیز عاصمی و با شرکت رفیق امید و رفیق آرش و با پشتیبانی رفیق محسن، رفیق ابی، رفیق احسان، رفیق ناهید و دیگر رفیقان ناشناس خوشبختانه هر چند ناپیوسته و شکننده  در حال جوانه زدن است. در این مرحله باید همه ی دسته های توده ای که به سرنوشت میهن و آینده زحمتکشان آن علاقه و عشق می ورزند شرکت کنند. موضوع گفتگو باید شامل مسائل اصلی جنبش باشد و چون این یک روند گفتگو برای وحدت است باید از تهمت زدن ها، شکوه کردن از گذشته، ناله کردن از ناعدالتی های وارد شده،  وو خودداری کرد و با یک انضباط توده ای به این جاده ای که به ناکجاآباد می انجامد گام نگذاشت و به طور سازنده و برازنده یک توده ای در این گفتگو شرکت جست.

موضوع اصلی مورد بحث استقلال طبقاتی و سیاسی حزب توده ایران است که شامل زیر مجموعه های مختلف در باره ی اقتصاد سیاسی از جمله بحث مرحله انقلاب بورژوا- دموکراتیک یا ملی- دموکراتیک؛ پیوند دیالکتیکی میان وظیفه دموکراتیک و وظیفه سوسیالیستی؛  پیوند دیالکتیکی میان آزادی و عدلت اجتماعی؛ جبهه های ضددیکتاتوری و جبهه متحدخلق ؛ و مبارزه ضدامپریالیستی می شود.

موضوع های دیگری همچون بررسی سیاست گذشته حزب در دوران انقلاب  موضوع اصلی روز نیست و باید تا آنجا مورد بحث قرار گیرد که به روشن کردن موضوع گفتگوی کنونی یاری برساند و چاره ساز باشد.

تصوری که در ذهن من است این است که نوشته رفیقانی که در بحث شرکت دارند همزمان در همه ی سایت هایی که آرزوی وحدت دارند و می خواهند از جاده پرگویی خارج و وارد باغ پُربارعملی شوند انتشار یابد.

بستگی به روند گفتگو، تعداد شرکت کنندگان، ووو این روند می تواند طولانی و یا کوتاه باشد. باید دید چه پیش خواهد آمد. این روند به یک “مبصر”  که مورد احترام اکثر ما هست نیز نیاز دارد تا در صورت خارج شدن از چارچوب بحث ما را دوباره به راه طرح شده بازگرداند.

پیش مرحله دوم: در این مرحله رفیقان فعال سایت های مختلف با شرکت در نشست هایی با موضوع هایی که از پیش تعیین شده است روبروی هم می نشینند؛ دست همدیگر را می فشارند؛ چشم در چشم هم می دوزند؛ با هم چای و قهوه می نوشند و به گفتگو می پردازند. سالهای زیادی گذشته است. بذر شک و تردید، تخم بی اعتمادی و مظنونیت از شرایط مناسبی برای رشد برخوردار بوده است و بی ریب دشمنان زحمتکشان نیز با آبیاری و کودپراکنی خود در دشت شبهه و بدگمانی نهال خصم را میان توده ای ها ضخیم و کلفت کرده اند. بنابراین ما به یک مرحله اعتمادسازی نیاز داریم تا دگر بار همدیگر را بشناسیم؛ با هم بخندیم و گُل همدلی و هم فکری بچینیم. این مرحله هم بستگی به شرایط رشد آن و احساس جراحت شرکت کنندگان می تواند طولانی و یا کوتاه باشد.

روند و شیوه این دو مرحله باید با احترام به عضوهای کنونی حزب انجام گیرد. بسیاری از این رفیقان از خود گذشته از زندگی خصوصی، زندگی اجتماعی، موقعیت تحصیلی و رشد کاری خود مایه گذاشته اند و با کوشش های بی دریغ و شبانه روزی خود موفق شده اند که پرچم حزب را برافراشته نگه دارند. نمی توان بدون احترام و درک احساس و جلب نظر این رفیقان ناگهان پس از سالها دوری وارد صف حزب شد و برای خود حق داشتن جایی را قائل شد. رفیقانی که به هر دلیل (بی مهری مسولان؛ خستگی از بحث های بی سرانجام؛  اولویت دادن مسائل خصوصی: برای رشد کاری و تحصیلی ووو) زمان درازی را در برون از صف حزب گذرانده اند نباید انتظار کف زدنها و هورا کشیدن برای تقاضای ورود دوباره خود به حزب از طرف عضوهای کنونی حزب داشته باشند. بلکه این رفیقان برون حزبی باید با تواضع، متانت، بردباری و کار و کوشش سخت جای دوباره خود را در صف حزب بیابند و باز کنند. باید احساس شک رفیقان درون حزبی را که در سالهای دشوار گسستگی،  فروپاشی، جدایی و ناامیدی در حزب مانده اند به رفیقان تازه نفس و پرنیرویی که در میدان اصلی مبارزه شرکت نداشته اند درک کرد.

و از طرف دیگر رفیقان درون حزبی باید مصالح بلند مدت حزب و منافع زحمتکشان را به احساس فردی خود غالب کنند و به این نکته توجه کنند که آیا نزدیکی دسته ای از توده ای ها به سود حزب و در راه مبارزه آینده ای آزاد و بدون استثمار هست یا نیست. قابل ذکر است که با رشد جنبش حجم کارها گسترش خواهد یافت و حزب ما برای شکوفایی افتخارآفرین و انجام نیکوتر وظیفه های طبقاتی خود نیاز به همکاری رفیق های باتجربه و جهان دیده خواهد داشت. حمل بارهای سنگین بر دوش های بیشتر آسان تر است و توان مغزهای بیشتر برای واکاوی پیچیدگی های جنبش کارا تر است.

در دو پیش مرحله یاد شده که تمرکز آن به وحدت نظری و اعتماد سازی است بدون شک ما تعدادی از شرکت کنندگان را از دست خواهیم  داد. تعدادی احتمالن توانایی و یا خواست اشتراک نظری با دیگران را ندارند و یا در خود نمی بینند و در همان مرحله نخست از روند جدا می شوند. به نظر من این آخرین شانس همه ی دسته ها برای دستیابی به وحدت نظری است و به سختی می توان تصور کرد که این دسته ها دوباره در زمانی دیگر به صف حزب برگردند. در مرحله اعتمادسازی هم ما احتمالن کسانی را از دست خواهیم داد. می توان تصور کرد که برخی از رفیقان به دسته ای دیگر از رفیقان آنچنان با سونیت و بی اعتمادی نگاه می کنند و نسبت به صداقت آنها شک دارند که ادامه روند را بی فایده ارزیابی می کنند و از دور مذاکره خارج می شوند.

بدین گونه همه ی ما در همه ی مرحله ها باید با جانبداری طبقاتی حتا اگر شد برای لحظه ای خود را فراموش کنیم و به طبقه هایی فکر کنیم که برای بهروزی آنها وارد مبارزه شده ایم و هم چنان هستیم. هیچ تردیدی نیست که روند یگانگی و پای گذاشتن در راه ناهموار و پرخار سازگاری و آشتی روندی است سخت، دردناک و پر تضاریس. ولی می توان با دلاوری سیاسی و شهامت اخلاقی این کار را به انجام رساند. “آنچه در کارنامه زندگی بشری شده، از شدنی ها حکایت دارد” و این بایای تاریخ است (ا.ط).

این “ذره ذره” گفتگوی روزانه ما “یک روز بی گمان” ما را یکپارچه و همبسته می کند.

از رفیق عاصمی، رفیق آرش، رفیق امید و دیگران رفیقان خواهش می کنم که با شرکت کردن فعال در این بحث نظر خود را در این باره با توده ای ها در میان بگذارند.

۲۲ فروردین

نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/5418

10 Comments

  1. امید

    نقدها را بُوَد آیا که عیاری گیرند؟
    رسالت تاریخی توده ایها برای وحدت

    نویسنده : امید
    ۲۶ فروردین ۱۳۹۷

    شکی نیست که” نقد” و نقّادی “عیار” هر ایده و حرکتی را بالا میبرد و اگر منتقدی نباشد، هرگز رتبه آن ایده و حرکت موردِ نقد، از “سطح” به “عمق” نمیرود. بعبارتی دیگر این “نقد” است که با دو بازوی عدل و انصاف قادر به کیمیاگری است و میتواند سنگِ پنهان و مدفون شده در اعماقِ زمین را با صیقل و جلا، به ارزشی ترین سنگها تبدیل کند و آنرا تا اوجِ آسمانِ زیبائی و قیمت “ارتقاء” بخشد.

    ابتکار سایت توده ای ها در رواج گفتگوهای سازنده میان توده ای ها و روند گفتگوهای جاری نشان دهنده وجود ظرفیت های بسیار بالا برای نقد و نقّادی در میان رفقای توده ای است. نشان به این نشان که درهفته گذشته خودشان پا در میدان گذاشته و پست “زنده باد گفتگو میان توده ای ها!” را به پایگاه بحث میان خود تبدیل کردند درحالیکه محوراصلی بحث مقاله”وظایف سوسیالیستی ما” بوده است.

    امیدوارم رفیق عاصمی در این راستا دو زحمت را متقبل شوند:

    اول اینکه درصفحه اصلی سایت، صفحه یا پست و یا منویی دائمی را با همین عنوانِ موجز وگویای “زنده باد گفتگو میان توده ای ها!” اختصاص دهند تا رفقا بتوانند این مباحث کلیدی را به صورت متمرکز به پیش ببرند.

    دیگر آنکه، با تکمیل تدریجی این بحث ها، متن گفتگوهای انجام شده را به صورت ادواری مثلا ماهیانه و در نهایت نیز، رئوس کلی و نتایج این گفتگوها را در قالب یک پروتکل یا جمعبندی بیطرفانه به اطلاع رفقای رهبری برسانند.

    و اما نکاتی چند پیرامون “چگونگی یگانگی نظری میان توده ایها” (موضوع مقاله رفیق سیامک):

    خوشبختانه به رغم ضربه های سهمگین ارتجاع دردهه۶۰ و بحران ناشی از فروپاشی کشور شوراها، پایه های ایدئولوژیک حزب توده ایران آن قدر تنومند و نیرومند بوده و هست که بتوانیم ادعا کنیم درمیان اکثریت قاطع رفقای توده ای وحدت ایئولوژیک برقراراست و هرچه هست، به طور عمده تفاوت در نگرش به صحنه تحولات سیاسی جامعه است که خود را در تحلیل های سیاسی و طبقاتی ناهمگون و بعضا متضاد طیف های توده ای نشان میدهد.

    تلاش برای همسوسازی جریانات پراکنده توده ای حول محور تشکیلات رسمی حزب و ارگان مرکزی آن با خط مشی سیاسی روشن، وظیفه و دغدغه نخست خود رفقای رهبری حزب توده ایران هم هست و یا میتواند باشد. همان طوری که زخم های ناشی از سرکوب ها و بحران های ازسرگذشته، تجربه و سرمایه پربهایی برای امروز هر توده ای محسوب می شوند، برای رفقای رهبری نیز، هر یک نفر توده ای اعم از هوادار یا کادر حزبی باید سرمایه ای ارزشمند تلقی شود چراکه رهبری حزب برای بردن برنامه ها وشعارهای مترقی خود به میان کارگران و توده های زحمتکش جامعه، به نیروی منسجم و قدرتمند کادرها و اعضا و هواداران متحد خود نیاز مبرم دارد.
    هنگامی که ملاحظه می شود فعالیت و عمل سیاسی جریانات توده ای در مثلا هنگامه انتخابات یا اعتراضات جاری همسو نیست، به اهمیت این نکته برای حزبی که خود را “حزب کادرها” می نامیده و مینامد، بیشتر پی می بریم.

    از سویی دیگر، تجربه سی و چند سال گذشته نشان میدهد که سیاست “صبر وانتظار” هم چیزی را حل نمی کند. رفقایی که می گویند تناقضات و پراکندگی امروز توده ای ها موضوع چندان مهمی نیست و با بازشدن فضای سیاسی جامعه و در پروسه کار عملی همه این اختلافات خود بخود رنگ خواهند باخت، بیانِ دقیق و مسئولانه ای ندارند.
    هرچند که وقوع تحولات دمکراتیک و باز شدن فضای سیاسی داخل کشور میتواند بعنوان مولفه ای تعیین کننده وعینی به روند نزدیکی توده ای ها کمک و آنرا تسریع کند، اما “وحدت خود بخودی” درشرایط امروزی همان اندازه ممکن است که گربه ای بپرد روی یک پیانو و با راه رفتن روی کلاویه های آن، سمفونی ۴۰ موتزارت نواخته شود.

    اگر رفقای رهبری براین باورند که “حزب ما به همه وفاداران به آرمان های طبقه کارگر نیاز دارد… حزب توده ایران خانهء تمام کسانی است که جز پیروزی طبقه کارگر و زحمتکشان و رهایی میهن از بندهای استبداد قرون وسطایی و استقرار سوسیالیسم آرزو و اندیشهء دیگری ندارند و قدرت ما در وحدت ماست”، دیگر نباید نگران برآمدِ مبارزه درون حزبی پس از وحدتِ قدرتمند و گردهم آمدن همه توده ایهایِ پراکنده زیر چترِ نامِ حزب و رهبری آن باشند. امروز سی و چند سال از بحران های دهه ۶۰ و فروپاشی حکوت شوراها سپری شده و جریانات ضد توده ای مانند بابک امیرخسروی هم که قصد فروپاشی حزب از درون را داشتند، رفته اند پی کارشان و هنوز دارند دور خودشان می چرخند…

    نگاه هایی دائر بر اینکه “این روند نمیتواند با حفظ دیدگاههای تئوریک و سیاسی متفاوت و گاه متضاد و یا با پذیرش ظاهری و تشریفاتی مواضع حزب توده ایران طی شود”، به نوعی نقض غرض و سخت گیرانه محسوب می گردد. مقوله “وحدت اصولی توده ایها” علاوه بر آنکه یک حکم و ضرورت تاریخی است، ازاین منظر مقوله ای پراهمیت محسوب می شود که رفقای توده ای اتفاقا درحال حاضر”دیدگاههای تئوریک و سیاسی متفاوت و گاه متضاد” دارند و برای ایجاد “یگانگی نظری میان توده ایها”، انجام و به سامان رساندن گفتگوهای سازنده جاری ضرورت تام و تمام دارد و شایسته است میدان آن هرچه وسیع تر و گسترده تر انتخاب شود. هزینه وحدت و یگانگی را نباید خیلی بالا برد و بدون شک و گمانهای نابجا، باید اجازه داد تا همه توده ایها با حفظ دیدگاههای فعلی خود وارد عرصه گفتگوهای سازنده با یکدیگر شوند و روند وحدت کلید بخورد. بهره مندی از یک “مبصرِ موردِ احترام” نیز قطعا میتواند ما را از افتادن در بیراهه های بحث و جدل کلامیِ غیرضرور و تنش زا برحذر نگاه دارد.

    رفقایی هم که در خصوص بررسی نقش حزب در دوران انقلاب و پس از آن میگویند “باید روزی به بررسی همه انتقادها و پرسش ها پرداخت ولی آن روز، امروز نیست”، ازیاد نبرند که لاینحل و بی پاسخ ماندن برخی پرسش های کلیدی میتواند در بزنگاه های تاریخی گریبان حزب و فعالیت موثر آنرا بگیرد. ذکر نمونه ای از این دست خالی از فایده نیست:
    در روزها و ماههای پیش از پیروزی انقلاب۵۷ هنگامی که ۶ نفر افسران توده ای بعداز تحمل ۲۵سال شکنجه و زندان با دست توانای خلق آزاد شده بودند و رهبری وقت حزب نیز آنها را غیابا به عضویت کمیته مرکزی تعیین کرده بود، همکاری این رفقا با حزب در آن مقطع بسیارحساس برای مدتی متوقف ماند و حتی حاضر به همکاری با رفقای شاخص و فعال توده ای در ایران نبودند!
    آنها (نقل به مضمون) گفته بودند که از رهبری حزب پرسش هایی درباره مسائل کودتای ۲۸ مرداد۳۲ و نقش رهبری حزب داریم و یا میخواهیم بدانیم چرا رهبری حزب درطول این ۲۵ سال نتوانست با ما که درزندان بودیم ارتباط برقرارکند و جواب برخی از پرسشهای امروز ما را بدهد؟… آنها برای مدتی حتی حاضر به انجام سخنرانی در دانشگاهها درفضای منتهی به انقلاب و حتی حضور در دفتر جدید التاسیس حزب در خیابان ۱۶آذر نشده بودند… هرچند که مدتی بعد همگی به تشکیلات و رهبری حزب پیوستند و حماسه ها آفریدند و اکثر آنها نیز اکنون به خون خویش تپیده اند …

    نکته پایانی اینکه در این پروسه، نگاه ما تنها نباید به رفقای توده ای محدود بماند و این گفتگوها باید بتواند در سیر تکاملی خود، همه گردانهای چپِ سردرگم میهن ما را در بر بگیرد. دراین میان، “فدائیان خلق” با توجه به سبقه تاریخی و پایگاه اجتماعی و سابقه روند وحدتِ آنها با حزب، گزینه نخست این گردانها محسوب می شوند. فعلا پایه ارزیابی رفقا از موضعِ حزب در رابطه با تشکل نوبنیاد فداییان تنها این عبارت نقل شده از رفیق فرخ نگهدار است که گفته: “می دانم مسئولین فعلی حزب توده ایران گفته اند حاضربه وحدت نیستند اما همکاری را قبول دارند.” اما آگاهی از ارزیابی رهبری حزب از حرکت اخیر فدائیان خلق، برای درک صحیح از پروسه کلی وحدت “نیروهای چپ” درجای خود بسیار مهم و تعیین کننده خواهد بود.

    رفقا! قلم و رنگ در اختیارِ ماست. بهشت را نقاشی کنیم و واردِ آن شویم!

  2. فرهاد عاصمی

    وحدت متضادها؟
    رفیق عزیز امید رفته بود آب آرد، آب آمد و «امید» ببرد
    گفتگو میان توده ای ها باید دارای دستور کاری علمی باشد تا بتواند پا بگیرد و به ثمر برسد. اسلوب ناروشن کمک نیست. بدون پاسخ به پرسش درباره ی بود و یا نبود حزب طبقه کارگر در هر جامعه ی طبقاتی که از درک و شناخت برنامه ی مستقل طبقاتی آن آغاز می شود، بحث و گفتگو میان توده ای ها به انحرتف کشانده می شود. رفیق عزیز امید رفته بود نظر و موضعش را در باره مضمون سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران مطرح سازد. علم باستانشناسی به کار علم بررسی تاریخ نبرد طبقاتی که وظیفه ی حزب توده ایران است، نمی خورد. به تاریخ حزب و «اشتباه»های واقعی و ادعایی باید در کمیسیونی مسئولیت دار پرداخت. به طور مجزا به ابرازنظر رفیق امید پرداخته خواهد شد

  3. mohsen

    سیامک عزیز نزدیک ترین متحد ما برغم سم ضد توده ای که نتیجه یورو کمونیسم ونفوذ امپریالیسم در دیدگاه انان میباشد سازمان کارگران انقلابی

    سیامک عزیز نزدیک ترین متحد ما برغم سم ضد توده ای که نتیجه یورو کمونیسم و تبلیغات امپریالیستی در دید گاه انان است سازمان کارگران انقلابی(راه کارگر) است پاینده باشی بدرود

  4. امید

    رفیق عاصمی!
    ۱- من نظرم را بنا به دعوت بسیار شفاف و گویای رفیق سیامک ارسال کردم که نوشته اند: “دراین مرحله باید همه دسته های توده ای که به سرنوشت میهن و آینده زحمتکشان آن علاقه و عشق می ورزند شرکت کنند”. تسامح و تساهل برای آنکه “پیش مرحله نخست” مورد نظرایشان که آنرا مرحله “اعتمادسازی” نامیده کلید بخورد و تصور میکنم شما نظر دیگری دارید.
    ۲- بازگویی تجربه ای تاریخی از دوران پیش از پیروزی انقلاب با ذکر دلیل آن درنظری که داده ام، حاوی پیامی برای امروز و فردای ماست و درس های مفید وعملی که باید از گذشته گرفت و از آن آموخت و نه “کاوشی باستان شناسانه” دراعماق تاریخ که کارِ ما نیست!
    ۳- درمورد کمیسیون مورداشاره شما خودتان قبلا نوشته بودید که تشکیل کمیسیون مزبور ازمصوبات پلنوم ۱۹ و کنفرانس ملی بوده ولی در سی سال گذشته اجرائی نشده است یعنی ممکن است سی سال دیگرهم این مصوبه زیرپا گذاشته شود!
    ۴- وحدت ضدّین که شما ازآن به “وحدت متضادها” (وغیرممکن) تعبیر نموده اید، بر وجود هر پدیده ای ازجمله “توده ای های با دیدگاه های متفاوت و گاه متضاد” ساری و جاری است وهمین “وحدت ضدّین” است که آنرا به جلو و به سمت تغییر و دگرگونی می راند. (یعنی کارکرد اصل سوم دیالکتیک در پیش مرحله دوم به تعبیرهوشمندانه رفیق سیامک که میگوید “در مرحله اعتمادسازی بدون شک ما تعدادی از شرکت کنندگان را ازدست خواهیم داد”…).
    رفیق فرهاد عزیز،
    به نظرم نگاه شما نسبت به مقاله و نگاه رفیق سیامک که “روند یگانگی و پای گذاشتن در راهِ ناهموار و پرخارِ سازگاری و آشتی را روندی سخت، دردناک و پرتضاریس” میداند، کمی سخت گیرانه و متفاوت است.

  5. mohsen

    رفیق امید به نظر من حق با رفیق دانشمند ما رفیق فرهاد است شما بقول معروف ..نا یافته دم دو گوش گم کرد ی رفیق عزیز مارا چه نیاز به اتحاد با چپ بریده لندن نشین … شنیدن کفر او مرا به چه کار اید باز سپاس از مقاله رفیق بسیار عزیز سیامک بزرگ پایدار باشید مبارزه بی امان در داخل ایران عزیز ادامه دارد بدرود

  6. فرهاد عاصمی

    رفیق عزیز امید به حق نسبت به لحن سخن من در ابرازنظر پیش خرده می گیرد، بدون آن که آن را با همان خشونت پاسخ دهد. ممنونم.
    در نوشتار سخن روز که امروز انتشار یافت، نظرم را در ارتباط با ادامه ی گفتگوی سازنده میان توده ای ها بیان کرده ام و نیازی به تکرار در این جا نیست. تنها باید اشاره کنم که به نظر من که مبتنی است بر اسلوب آموخته، باید روند بررسی هر پیدیده از کل به جز حرکت کند. در غیراین صورت نتایج می توان انحرافی از کار درآید. در غیراین صورت خرده کاری و «سوزن دوزی بی انتها» قانونمند است!
    لذا باید طرح اشکالی که از طرف رفقای عزیز آرش و سیامک و اکنون رفیق امید برای گفتگوی سازنده پیشنهاد شده است را به عنوان آژیری برداشت نمود که سخنش به ما می گوید: از تعارف کم کن و به مبلغ افزا!
    توده ای ها نمی توانند در بحث و گفتگویی سازنده تاریخ بسازند، اگر پیش تر ایقان خود را درباره ی درستی و حقانیت سیاست مستقل حزب طبقه کارگر در جامعه ی طبقاتی اعلام نکرده باشند.
    اگر رفقای مسئول درجه اول حزبی نمی توانند با جسارت به تصمیم کمیته ی مرکزی حزب دایر بر برگزاری نشست پاسخ نهایی مثبت بدهند، که سکوت طولانی و غیرمستدل آن ها نشان ان است، زیرا در این زمینه به وحدت نظر نایل نشده اند. دیپلوماسی مخفی در ارتباط با نشست فداییان هم ریشه در همین امر دارد. پیشنهادهایی که برای دوران پس از دیکتاتوری رفیق عزیز آرش برای بحث میان توده ای ها مطرح نمود، با شفافیت از استقلال اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک دفاع نمی کند. سکوت و این دست و آن دست کردن رفقا از این ریشه سیرآب می شود.
    باید امیدوار بود و من هستم که بتوان پا به صحنه ی عمل انقلابی گذاشت. مواضع را روشن سازیم. از اصولیت اندیشه و کارکرد انقلابی حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران با صراحت دفاع کنیم. خواهیم دید که «غوغایی به راه» خواهیم انداخت! «شگفتا شهر آرزو در پس پیچ بود». «سیمرغ را بال از پرواز است» (اط، با پچپچه پاییز، ۵، ۶، ۷).

  7. امید

    رفیق محسن عزیز
    پیشاپیش ورود ارزشمند شما به بحث های جاری را خیرمقدم میگویم.
    همانطوری که “داخل نشینی” وحضور من وشما در میهن به خودی خود مزیّتی محسوب نمی شود، “خارج نشینی” و اقامت پویندگان راه طبقه کارگر و باورمند به سوسیالیسم درخارج -ازرفقای کادرِرهبری حزب خودمان گرفته تا کادرهای سازمانهای چپ دیگر- هم که به مردم پشت نکرده اند و روبه میهن دارند، به خودی خود مضرّتی محسوب نمی گردد.
    حتما میدانید که “وحدت” و “اتحاد” به لحاظ معنای لغوی، واژه ها ومقولاتی متفاوت نسبت به یکدیگرهستند وموضع درست رهبری حزب در ردّ “وحدت” و تاکید بر”اتحاد وهمکاری” با حزب نوساخته فدائیان خلق که درسخنان رفیق ناصر موذن در کنگره مزبوربازتاب داشته، حتما مورد تایید شما هم هست. دراینصورت توده ای ها برای پیشبرد مبارزات پیشِ روی حزب و جنبش، به مقوله “اتحاد و همکاری با رفقای فدایی” به عنوان یک وظیفه تاریخی دراین برهه نگاه میکنند. اگر رفقای فدایی را به زعم شما “چپِ بریدهء لندن نشین …” بنامیم، چه نامی را باید بر رفقای سازمان کارگران انقلابی(راه کارگر) اطلاق کنیم که شما آنها را “نزدیک ترین متحدِ ما” ارزیابی می نمایید؟
    متر ومعیار و سنگ محک ما برای تشخیص این “نزدیکی” یا “دوری” و گزینش”وحدت” یا “اتحاد” وهمچنین ملاک تعیین متحدین بالقوه و بالفعل یا پیگیر و ناپیگیر برای طبقه کارگر ایران و حزب پیشگام آن چه چیزهایی میتواند باشد؟

  8. mohsen

    رفیق امید من اسم می برم. فرخ نگهدار ارباب عوض کرده رو به قبله امپریالیسم نماز میخواند. در داخل بودن یا خارج بودن تفاوتی ندارد در میان زحمت کشان بودن مهم است. دشمن طبقاتی ما از توده ای وحشت دارد. باید به توده گفت دعوای ما سر خدا و پیغمبر نیست. بقول لنین بزرگ ما می خواهیم بهشت را در زمین بناکنیم. زحمت کشان ایران عزیز وقت ندارند باید چکیده متون ایدولوژی به زبان ساده به انان تزریق کرد به محض رفع شدن عفونت سرمایه انان اعتمادشان جلب می شود و اموزش می بیند. اما در باره راه کارگر عناصر ساده انان در میان کارگران کار میکنند و بسیار از ما فعال ترند و این بازخور درنظرات ارژنگ بامشاد در خارج منتقل می شود.
    بدرود

  9. امید

    رفیق محسن گرامی
    بحث اشخاص مطرح نبوده و نیست. آقای نگهدارکه درکنگره وحدت اخیرفدائیان بعنوان مهمان حضورداشته، قریب ده سال است که خودش ازجرگه فدائیان واتحاد جمهوریخواهان کنارکشیده واعلام بازنشستگی کرده… اشاره من به طیف گسترده نیروهای اجتماعی وسازمانهای سیاسی نماینده آنهاست که حزب طبقه کارگر، بدون شناخت دقیق علمی وطبقاتی و اتحاد آگاهانه با آنها درمسیرانقلاب، کاری ازپیش نخواهد برد.
    انقلاب اجتماعی کار احزاب وسازمانهای سیاسی نیست وانقلاب را توده ها انجام میدهند. به باور من، هراس واقعی دشمن طبقاتی ازتوده های آگاه و نیروی شگرف و اراده تاریخ سازآنهاست. یعنی همان پهلوان افسانه ها و قهرمانان شکست ناپذیر تاریخ … نقش احزاب و سازمانهای سیاسی مترقی تنها درآگاه سازی وتجهیز وهدایت نیروی زحتکشان است تا وقتی که شعله های خشم آنها زبانه کشید، پیکر خودشان را نسوزاند و آنرا برضد دشمنان خود بکار ببرند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *