فرجام برجام!

سخن روز شماره: ۲۰ (۲۲ اردیبهشت ۱٣۹۷ )

نخست اینکه خیلی ها می پرسند که چطور ترامپ بدون در نظر گرفتن رای کنگره امریکا توانست امریکا را از برجام خارج کند. پاسخ این پرسش این است که از لحاظ حقوقی برجام یک توافق نامه است و نه یک قرارداد. بنابراین رییس جمهور وقت امریکا حق دارد که کشور خود را از هر توافق نامه ای خارج کند.

تردیدی نیست که امپریالیسم امریکا تا تسلیم کامل جمهوری اسلامی راضی نمی شود. بنابراین این احتمال که امریکا با همه سرسپردگی جمهوری اسلامی به سیاست های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول می خواهد که جمهوری اسلامی به برده حلقه به گوش تبدیل شود وجود دارد.

دلیلی که ترامپ برای خروج از برجام می آورد این است که اگر ایران به سلاح هسته ای دست یابد خاورمیانه به میدان رقابت اتمی تبدیل خواهد شد. دلیلی مضحک تر از این وجود ندارد. این دلیل بی دلیل نشان از کبر قدرت مندان امپریالیسم امریکا دارد. امپریالیسم می داند که  با در دست داشتن اهرم های بزرگ جنگ افزاری، اقتصادی و مالی نیازی به دلیل ندارد. او همان می کند که منافع اش حکم می کند.

سه نکته اصلی توافق نامه برجام شامل نکته های زیر است. یک- اورانیوم ایران به مدت ۱۵ سال به اندازه ۹۸ درصد کاهش می یابد و در نهایت تنها ۳۰۰ کیلوگرم باقی می ماند. دو- ایران به آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه نظارت و بازرسی فوق العاده می دهد. سه- مجازات های شدید مالی که باعث نابودی اقتصاد ایران شد، به تدریج لغو خواهد شد.

بدین ترتیب احتمال اینکه ایران بتواند در آینده دور یا نزدیک قادر به تولید بمب اتمی شود اصلن وجود ندارد. در ثانی بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کرده اند که ایران بخش مربوط به خود در توافق هسته ای را اجرا کرده است. آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز که مسئول کنترل ایران است در ۱۱ گزارش اظهار داشته است که ایران به طور کامل به تعهدات خود تا کنون عمل کرده است. در یک بیانیه ای آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کرده است که: “بازرسان تأیید کرده اند که ایران تمام اقدامات لازم را که در این توافق نامه ذکر شده است است، اجرا کرده است و همچنان می کند.”

بیایید نخست ببینیم که پس از برون رفتن امریکا از توافق نامه برجام چه اتفاقی در آینده نزدیک خواهد افتاد.

پس از خروج امریکا از برجام در  ۳۰-۴۵ روز اول هیچ اتفاق ویژه ای نخواهد افتاد.

۱۲۰ روز بعدی صرف مذاکره مجدد خواهد شد. بیش تر ناظران سیاسی اروپا بر این نظر هستند که ترامپ در این دوره به طور کامل به ایران فشار خواهد آورد تا به میز مذاکره بیاید و شرایط جدید امریکا را  بپذیرد.

فراموش نشود که امضاء کنندگان برجام علاوه بر ایران و اتحادیه اروپا پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد (ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، چین و روسیه) و آلمان  نیز هستند.

پس از این مدت اگر مذاکره به جایی نرسد زمان مذاکره در داخل امریکا و بیرون امریکا (بین امریکا،  اتحادیه اروپا،  روسیه و چین) برای اجرای تحریم های جدید فرا می رسد.

در این مذاکرات به ویژه نقش اتحادیه اروپا مهم است. اتحادیه ی اروپا باید به یک جمع بندی کلی برسد که بین ایران و امریکا کدام را انتخاب کند؟ از یک طرف اروپا منافع اقتصادی خوبی را در ایران  پس از برجام برقرار کرده است و همزمان نه تنها نیازی به هجوم جدید پناهندگان در صورت وقوع جنگ نمی بیند، بلکه می خواهد از آن پرهیز کند. از طرفی دیگر امریکا توان مجازات اقتصادی اروپا را خواهد داشت ولی این کاری نیست که بتوان با آسودگی خاطر انجام شود. با جهان چند قطبی کنونی چه بسا که اروپا به سمت ژاپن. چین و روسیه گرایش یابد.

به همین دلیل، فدریکا موگرینی وزیر امور خارجه اتحادیه اروپا پیش تر اعلام کرده است که اتحادیه اروپا به این توافقنامه هم چنان وفادار است. با این اعلان سریع وزیر امور خارجه اتحادیه اروپا اگر ایران مایل باشد می تواند به شکلی توافقنامه را نجات دهد.

منافع اقتصادی اروپا حکم می کند که دولت های اروپایی مواظب باشند که به شرکت های اروپایی آسیب نرسد و همکاری اقتصادی آغاز شده دوباره تشدید شود. اگر تهدید های لغو کلی توافق نامه از طرف ایران هم جدی شود، به سرمایه گذاری شرکت های اروپایی ضربه جدی خواهد خورد.

ایالات متحده به وضوح اظهار داشت که شرکت ها و بانک های اروپایی باید ظرف شش ماه از ایران خارج شوند؛ در غیر این صورت ممکن است تحت تاثیر تحریم های ثانوی قرار گیرند. رئیس کاخ سفید همچنین اعلام کرد که ایالات متحده به مجازات آن کشورهایی که به ایران کمک می کنند تا به سلاح هسته ای دست یابد نیز خواهد پرداخت. این جمله آخر نگرانی را بین سیاستمداران اروپایی زیادتر کرده است. چرا که امریکا می تواند هر گونه همکاری با ایران را کمک به دستیابی به سلاح هسته ای قلمداد کند.

اگر دستگاه قدرت امریکا بخواهد می تواند جهنمی برای شرکت های اروپایی که در ایران سرمایه گزاری می کنند ایجاد کند. تبادل  کالاها نیاز به پرداخت ارز دارد و  نظارت بر نقل و انتقال ارز در دست آمریکا است. افزون بر این با تحریم های اقتصادی و بانکی جدید درآمد ارزی ایران بسیار کاهش خواهد یافت و چون بخش بزرگ ذخیره ارزی دلار است همواره با نوسانات دلار و بحرانهای مالی در نوسان است.

با این وجود، اتحادیه اروپا، به خاطر تامین منافع اقتصادی خود در ایران به حفظ توافق هسته ای با ایران علاقه دارد و به این آسانی این بار تسلیم امریکا نخواهد شد.

اگر اتحادیه اروپا پس از بررسی  هزینه- سود (cost -benefit) همراه نشدن با امریکا با همکاری چین و روسیه به پایداری برجام ادامه دهد (که تاکنون شواهد بر این است) آنگاه اقتصاد ایران چندان ضربه یی نخواهد خورد. ایالات متحده برای اقتصاد ایران مهم نیست، چرا که هنوز هیچ سرمایه گذاری آمریکایی در ایران وجود ندارد، اما بسیاری از سرمایه گذاری های اروپایی ها در ایران در جریان است.

اما یک راه سوم نیز وجود دارد. آن این که با وجود آن که امریکا خود را از توافق نامه برجام کنار کشیده است ولی به تحریم های تازه ای دست نزند.

با این کار امریکا اروپایی ها را به میدان جنگ دیپلماتیک وارد  خواهد کرد، جایی که آن ها از طرف امریکا می توانند با ایران در باره ی  آزمایش موشک های بالستیک و عدم دخالت در خاورمیانه مذاکره بکنند.

بنابراین برای رژیم ایران امکان مانور زیادی برقرار نیست. رژیم یا باید با ترامپ وارد گفتگو شود؛ یا با اروپایی ها، روس ها و چینی ها همکاری کند و یا این که برنامه هسته ای خود را دوباره  احیا کند.

ولی تنها مذاکره با ترامپ می تواند برجام را نجات بدهد. امکانات دیگر ربطی به برجام ندارد و در صورت موفقیت توافق نامه دیگری خواهد شد.

چه باید کرد؟

تردیدی نیست که جمهوری اسلامی همه تلاش خود را می کند تا توده ها را زیر پرچم ناسیونالیستی- شیعوی گرد آورد و با سوار شدن به روی موج ضدامپریالیستی مردم ما کشتی در حال غرق شدن خود را به ساحل امن برساند. ولی نیروهای مترقی باید این ترفند را افشاء کنند و همزمان با افشاء هدف های شوم ترامپ در کنار دیکتاتورها قرار نگیرند. گفتن این که اگر امریکا حمله کند ما باید در کنار برادران سپاه با سربازان آمریکایی بجنگیم (با وجود بیان احساس زیبای میهن دوستی ما) برای سیاست روشنگری ما بسیار زیان بخش خواهد بود. همچین جمله هایی توده ها را به این باور می رساند که راه سومی بین ترامپ و خامنه ای وجود ندارد. نیروهای مترقی باید از بازگویی سخن های ساده و احساسی پرهیز کنند و با زبانی روشن پیچیدگی مشکل ایجاده شده و راه حل هایی را که ما را نه به دام امپریالیسم و نه به دام دیکتاتور می اندازد را برای آنها توضیح دهند.

خطر جنگ هر چند که جدی است به هیچ وجه فوری نیست. شرایط کنونی جهان به ویژه دراروپا آن چنان نیست که امپریالیسم بتواند با تحمیق دوباره توده های غرب و برای تامین هدف های نظامی و اقتصادی  خود به جنگ و اشغال کشور تازه ای بپردازد. واکنش اولیه رهبران اروپایی به روشنی نشان می دهد که ما با شرایط ایجاد جو مناسب اشغال عراق و لیبی سال ها فاصله داریم. و با آنکه تونی بلر در پارلمان انگلیس برای نقش خود در دروغ پردازی برای جوسازی و زمینه سازی اشغال عراق محکوم به زندان نشده است (تونی بلر نخست وزیر سابق بریتانیا برای زمینه چینی اشغال عراق مدعی شد که عراقی ها می تواند در عرض ۴۵ دقیقه لندن را با سلاح کشتار جمعی نابود کنند) ولی از لحاظ اخلاقی ابرو باخته است و نخست وزیر جدید بریتانیا به این راحتی نمی تواند با همراهی با ترامپ گام در همان راه بگذارد. اگر ترامپ تصمیم به حمله داشته باشد باید برای جلب نظر مردم خود و دولت های اروپا حداقل دو سال به طور دائم به تبلیغات سیاسی و انتشار دروغ بپردازد.

نقشه ترامپ به نظر من در وهله اول اصلن ایجاد جنگ نیست. مگر اینکه جمهوری اسلامی با دیوانه بازی به تحریکات بی مورد به یک خودکشی نظامی دست بزند که اینکار با عملگرایی که ما از سران جمهوری می شناسیم در تضاد است. طبقه های سلطه گر امریکا جنگ طلب و سلطه طلب هستند ولی احمق نیستند. برای جنگ شرایط ایجاد جو جنگ لازم است که دستگاه طبقاتی امریکا با ایجاد ان شرایط هنوز خیلی فاصله دارد. به نظر من نقشه طبقه های حاکم امریکا اول این است که با آشنایی به خصلت های عملگرایانه رژیم ولایت فقیه آنها را به تسلیم کامل وادارند (فراموش نشود که جمهوری اسلامی برای زنده ماندن حتا حق طبیعی میهن ما (مانند هر کشور دیگری) را برای بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای را فروخت.)  و اگر سلطه گران آمریکایی در این کار موفق نشده اند می خواهند آنقدر فشار اقتصادی وارد کنند که رژیم از درون بترکد و  کنترل اوضاع به دست نیروهای طرفدار امریکا در داخل جمهوری اسلامی و برون آن بیفتد.

تجربه جهانی نشان می دهد که مبارزه موفقیت آمیز با خطر تجاوز امپریالیست ها فقط در توان حکومت های ملی و دموکراتیک است. این حکومت ها با ایجاد یک اقتصاد ملی و  مردمی و دخالت دادن توده ها در نهادهای تصمیم گیری میهن خود را تا میزان زیادی در برابر حمله امپریالیست ها بیمه کرده اند. باید یادمان باشد که هم در عراق و هم در لیبی و هم در سوریه پیش زمینه های اشغال کامل از تجویز سیاست های نئولیبرالی شروع شده بود که هر سه رژیم پذیرفته  و در حال انجام کامل ان بوده اند.

سه تضاد در هم تنیده در جامعه امروز ایران حاکم است: تضاد خلق با دیکتاتوری؛ تضاد خلق با نظام اقتصاد نئولیبرالی و در پایان تضاد خلق با امپریالیسم ( خطر تجاوز امپریالیسم علیه تمامیت ارضی میهن) .

تنها شرایطی که می تواند این سه تضاد را به سود توده های زحمتکش،  خلق های محروم و بیشتر مردم ایران حل کند ایجاد یک اقتصاد سیاسی ملی– دمکراتیک بر پایه صلح, آزادی و عدالت اجتماعی است. برای طرفداران حزب طبقه کارگر و دیگر نیروهای مترقی راه دیگری به جز توضیح پی در پی و روزانه این حقیقت وجود ندارد.

One Comment

  1. امید

    *به کارزار “کد پینک” برای صلح و نه به جنگ بپیوندیم!

    به گزارش خبرگزاری مهر، در پی ارائه طرح تحمیل تحریم های ضد ایرانی دو سناتور مجلس سنای آمریکا، سازمان مردم نهاد «کد پینک» آمریکا که مجری برگزاری کمپین های مردمی در این کشور است، با به راه انداختن کمپینی مردمی مشغول به جمع آوری امضا شده و از سناتورهای آمریکا خواسته تا طرح تحمیل تحریم های بیشتر علیه ایران را که توسط سناتور «تام کاتن» و «باب کارکر» به مجلس سنا ارائه شده است را به تصویب نرسانند.
    مجلس سنا قرار است طی ۶۰ روز آینده در مورد طرح این دو سناتور رای گیری کند.
    «پینک کد» دلیل راه اندازی این کمپین را عدم علاقمندی مردم آمریکا به مواجهه واشنگتن و تهران و به راه افتادن جنگی دیگر در عرصه بین المللی اعلام کرده است.
    به گفته این سازمان، هدف دولت آمریکا و سناتورهای تندرو هوادار ترامپ، افزایش فشارها بر ایران و مجبور کردن تهران به از سرگیری مذاکرات است.
    در بیانیه این سازمان همچنین آمده است مسیری که دولت آمریکا و سناتورهای تندرو در پیش گرفته اند بسیار خطرناک بوده و به سود منافع ملی آمریکا نیست.

    *لینک مستقیم سایت codepink برای گذاشتن لینک و امضای بیانیه :
    https://www.codepink.org/an_apology_to_the_people_of_iran

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *