یکپارچگی  توده ای ها شدنی است!

سخن روز شماره: ۲۳ (۳۱ اردیبهشت ۱٣۹۷ )

رفیق درویش از آشفتگی و نبود انسجام در گفتگوی میان توده ای ها نوشت که سخن بجایی است. حرکت کنونی وحدت گرایی ضرورت زمان است که با تعمیق جنبش انقلابی و فشار برون ماندگان حزبی برای همدوش شدن با رفقای درون حزبی در این مبارزه روزانه و تنگاتنگ پیوند ناگسستنی دارد.

این روند در آغاز خود تنیدگی احساس و خرد است. بیان دردی است که ریشه در پراکندگی دارد و نشان از عشق به حزب و آرمان های آن دارد که همچو کفتری در سینه زندانی شده است و مجال پرواز با جمع و فرصت شکوفایی نمی یابد. “دردمندی، آغاز عشق است و عشق آغاز اندیشیدن.”(ا.ط).

از سوی دیگر آزمودن یکپارچگی در پهنه عمل شاید آن گامی باشد که در حال حاضر ما را از بحث های بی سرانجام و تکراری نجات و به روند اعتمادسازی میان درون- و برون حزبی ها یاری می دهد. “جهان را در بوته ی عمل می گدازند و در انبیق عمل تقطیر می کنند.”(ا.ط )

ما در مرحله حساسی از زندگی حزب به سر می بریم که در ان هیچ تلاشی در راه یکپارچگی بیهوده نیست.

ولی آنچه که مسلم است پس از بازتاب نخستین سرخوردگی ها و  ته نشین شدن احساس درماندگی باید گفتگو را  همانگونه که رفیق درویش پیشنهاد می کنند در سه زمینه ایدئولوژیک، سازمانی و سیاسی متمرکز کرد.

“آه چه دشوار است از سرای سخن جنبیدن، از پل “عمل” گذشتن و کاری ارزنده را سِزَنده بودن!”(ا.ط)

2 Comments

  1. سیامک

    با پوزش از رفقای خواننده بخش اول که باز انتشار یک نوشته قدیمی بود با مشورت رفیق عاصمی و پیشنهاد رفیق امید برای جلوگیری از پیچیده کردن گفتگوی کنونی حذف شد.

    سیامک

  2. فرهاد به رفیق درویش

    رشد چشم و نظر گیر شرکت در گفتگوها و به ویژه تایید همگی بر ضرورت یک پارچگی نظری- ایدئولوژیک و پایبندی توده ای ها نسبت به برنامه مستقل طبقاتی حزب توده ایران، شادی برانگیز و غرورآفرین است. “آتش ققنوس به جاست”. به طور مجزا با آن خواهم پرداخت. در اینجا تنها اشاره کنم که طرح برخی از انتقادات و پاسخگویی صمیمانه رفقا به آن ها دل گرم کننده و کمک است
    به نوبه خود می خواهم انتقاد رفیق عزیز درویش را به لحن دستوری در برخی از نوشته ها که به من برمی گردد، با تشکر مورد تایید قرار دهم و ابراز تاسف کنم.
    این مشکل از زبان آلمانی ناشی می شود که در آن برای واژه باید دو مفوم وجود دارد، یکی “باید” با مضمون دستوری و دیگری با مضمون نرم و بهتر بودن این طور بودن، و یا چنین خواهد بود، چنین باید باشد و امثال آن. در بحث ها به زبان قدرتمند علمی- منطقی آلمانی همیشه مضمون دوم به کار برده می شود. استفاده از آن در فارسی برای فردی کم بضاعت در زبان شیرین فارسی بسیار مشکل است. بهر جهت باید (مضمون نرم)، یا ایکاش بتوان این مضمون را در بحث ها بهتر جا انداخت.
    اما آنچه به درک ایدئولوژیک توده ای ها باز می گردد، در آن جا مضمون، مضمونی جبری و دستوری است که خوشبختانه همه ی رفقا بر سر آن توافق دارند. بدون وحدت بی چون و چرا در این زمینه، وحدت بی پا می گردد و نمی تواند بار سنگین نبرد طبقاتی را بر دوش کشد. به گفته ی طبری هنگام کار علمی، زبان باید قاطع و هنگام دوستی رئوف و مهربان باشد.
    ای کاش رفقایی که تاکنون بسیار برای گفتن داشتند، و یا به سکوت به نظاره ایستاده بودند نیز، به
    صحنه ی بحث بازمی گشتند.

    با گرمی دست همه ی مبارزان توده ای را در خانه مشترک خود، حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران، می فشارم.

    فرهاد عاصمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *