توده ای ستیزی، برائت طلبی بی سرانجام تاج زاده
«نیم گام به پیش، یک گام کامل به سوی تمدن»

سخن روز شماره: ۳۱ (۲۰ خرداد ۱٣۹۷)

 

مصطفی تاج زاده در مصاحبه با “رادیکال اعتماد آنلاین” رابطه «میان آزادی و عدالت اجتماعی» را مورد تایید قرار می دهد، «توهمات اصلاح طلبان بابت نعمات اقتصاد نولییرالیستی» را «اشتباه» اعلام می کند و «ولایت فقیه را عامل اصلی به وجود آمدن وضعیت کنونی در کشور ما به حساب می آورد». او همزمان به منظور برائت طلبی از اعتراف ها، موضع توده ای ستیزی خود را برجسته می سازد. (به نقل ازمقاله ی تاملی بر سخنان تاج زاده .. نامه مردم، ١٠۴٧).

 

رفیق عزیز ابی، در ابرازنظری، ترکیب «صداقت فریبنده» و «توده ای ستیزی کینه توزانه» را دور روی سکه ای می داند که نشان بی برنامگی و سردرگمی رقبا و مخالفان و دشمنان حزب توده ایران است.

 

بن بست اقتصادی- اجتماعی ناشی از اِعمال برنامه امپریالیستی برای اقتصاد ایران با عنوان “اقتصاد اسلامی” در سه دهه ی اخیر توسط همه ی لایه های توده ای ستیز، که دفاع از آن، تاج زاده و دیگران را در کنار ارتجاعی ترین لایه های حاکمیت قرار داد، به سرگشتگی آن ها انجامید و اکنون آن ها را به اعتراف به نادرستی آن وا می دارد. اعترافی واقع بینانه است، اما صمیمانه نیست. برعکس، اعترافی است از روی ناچاری که چاشنی برائت از آن به طور سنتی توده ای ستیزی است!

 

این موضع توده ای ستیزانه اما در عین حال اعترافی ناخواسته نیز است به واقع بینی و صحت درستی مواضع حزب توده ایران و پیشنهادهای آن برای رشد ترقی خواهانه جامعه ایرانی پس از انقلاب بهمن و هم اکنون هم. از این رو موضع مذبوحانه ی توده ای ستیز مصطفی تاج زاده و هم پیاله هایش که می کوشند با «لبخند»، اعتراف به «اقدامات غیرقانونی» خود را علیه حزب توده ایران، تلطیف کنند، اعتراف به درستی تعریف انقلاب بهمن ۵٧ مردم میهن ما توسط حزب طبقه کارگر به عنوان انقلاب ملی- دمکراتیک است که توده ای ستیز های رنگارنگ آن را بر باد دادند!

 

وظیفه ی انقلاب ملی- دمکراتیک، رشد ترقی خواهانه ی اقتصادی- اجتماعی جامعه ایرانی است که تنها با مبارزه علیه امپریالیسم و علیه نظم اقتصادی دیکته شده از طرف امپریالیسم ممکن است، که ایران را صادر کننده تک محصولی مواد خام می خواهد. آن ها که این نیاز تاریخی مردم میهن ما را به ثمن بخس برای برقراری سلطه ی “اسلام ارتجاعی” و سلطه ی «ولایت فقیهه» فروختند، بحران تعمیق یابنده ی اقتصادی- اجتماعی را به ایران و مردم آن تحمیل نمودند، و ایران را به وابسته نومستعمره به اقتصاد امپریالیستی بدل ساختند، نمی توانند با توده ای ستیزی در برابر مردم میهن ما تقاضای برائت کنند.

 

پاسخ شایسته به این موضع ارتجاعی، ضد حقوق قانونی مردم میهن ما و قانون شکنی علیه بهترین فرزندان خلق های ایران که تاج زاده اکنون به آن اعتراف می کند، مبارزه ی بی امان برای تفهیم اقتصاد سیاسی مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب ایران است. اعتراف به وجود رابطه ی میان آزادی و عدالت اجتماعی که مصطفی تاج زاده اکنون با موهای سپید شده از آن صحبت می کند، کافی نیست. آن ها که به طور «غیرقانونی رصدشون می کرد» و اکنون کینه توزانه علیه بهترین فرزندان آن ها مانند ناخدا بهرام افضلی موضع می گیرد، راه دستیابی به «آزادی به مثابه میوه ی شیرین عدالت اجتماعی» را آن هنگام و امروز نشان می دهند.

 

مبارزه با توده ای ستیزی ارتجاع و سرخوردگان رنگارنگ آن، طرح اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک برای رشد ترقی خواهانه جامعه ایرانی است، تفهیم صلابت نظری و عملی چنین برنامه ای است که دستاوردهای آن در جمهوری خلق چین در همین سال های سرگردانی “اقتصادی اسلامی” در ایران، نه تنها آینده ی درخشان چین و مردم آن را تعیین کرده است، که می رود آینده ی جهان را نیز رقم زند. مقاله ی چین: با ثبات و با رشد سریع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در خدمت جامعه بشری (نامه مردم ١٠۵٢، ٧ خرداد ٩٧)، گوشه هایی از این تجربه پایان نیافته را بازگو می کند و نباید به آن چیزی افزود.

 

این تجربه ی در جریان در چین، نشان می دهد که بازسازی جامعه عقب نگه داشته شده و نیمه مستعمره ممکن است. می توان با برنامه و سازماندهی مرکزی برای اقتصاد و رشد مدنیت اجتماعی و فرهنگ، وظیفه های بزرگ و تاریخی را در کوتاه ترین زمان و با موفقیت چشم گیر عملی ساخت. برای تحقق یافتن چنین برنامه ی ملی و دمکراتیک در ایران، باید به سیاست تبه کارانه ضد توده ای و ضد کمونیستی حاکمان و پیرامونیان آن پایان داد. آن ها باید احترام شایسته و متمدانه خود را نسبت به قدیمی ترین و با تجربه ترین حزب تاریخ ایران، جایگزین رفتار اوباشگرانه و بی خردانه ی خود علیه حزب توده ایران سازند. اگر آن ها آن هنگام هم که به اقدامات غیرقانونی خود اعتراف می کنند، با اتهام سخیف به جنگ علیه حزب توده ایران ادامه می دهند، از این روست که در برابر پیشنهادهای حزب طبقه کارگر ایران برای رشد ترقی خواهانه کشور، چیزی برای گفتن ندارند.

 

شاید نقل نکته ای از کتاب: چین، آن طور که من آن را می بینم، در این سطور، برای آقای تاج زاده کمک باشد با شرمگینی به دست شویی ها در ایران اسلامی و نوک کفش خود پس از خروج از آن ها بیاندیشد! شاید کمک باشد برای پوست عوض کردن متمدنانه و درآوردن لباس کهنه و ناپاک توده ای ستیزی از تن. بیاموزد که دمکراسی، آموزش و فرهنگ و موضع متمدنانه نیز است.

 

اگون کرنس، در کتاب پیش گفته از تابلویی در دست شویی در اتوبان جدید در چین نقل می کند که می تواند آموزنده باشد. او در بالای توالت مردانه تابلویی می بیند به زبان چینی که توجه اش را جلب می کند. از مترجم درباره ی متن تابلو پرسش می کند. مترجم آن را چنین ترجمه می کند: «نیم گام به پیش به سوی توالت، یک گام کامل است به سوی تمدن».

 

شاید آقای مصطفی تاج زاده نیز قادر می بود با ترک توده ای ستیزی، گامی به سوی تمدن بردارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *