سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران
نامه سرگشاده به رفیق امید

سخن روز شماره: ۳۴ (۲۶ خرداد ۱٣۹۷)

رفیق عزیز امید روز بخیر

 

در ابتدا مورد تاکید قرار دهم که من شما را طرفدار سانسور نمی دانم. ارزیابی من از شما این ارزیابی است که رفیقی علاقمند و جانبدار مصالح عالیه ی حزب توده ایران هستید.

شاید به کار بردن واژه سانسور در سخن پیش زمینه سوتفاهم باشد. شاید بهتر بود می نوشتم که سایت ”توده ای ها” تنها انتشار صفت ها را و واژه های ناباب را حذف می کند. بهر جهت برداشت شما از توضیح سیاست سایت ”توده ای ها”، برداشتی ذهنی است.

این که من شما را به عنوان رفیقی علاقمند ارزیابی می کنم، در انتظار من نیز تبلور می یابد. من خواستار آن هستم که نیرو و توان را به مساله عمده که توضیح و تبلیغ برای استقلال سیاست طبقاتی حزب توده ایران است، قرار دهیم.

 

چرا از صفحه هایی که می خواهید با آن ها به وحدت نظری برسید، بازخواست نمی شود که چرا موضع خود را نسبت به استقلال سیاست طبقاتی حزب توده ایران، نسبت به مضمون برنامه حداقل کارگری آن روشن نمی سازند؟

 

چرا شما و یا رفیق عزیز ابی که به توده ای بودن “راه توده” شهادت می دهید، انها را فرا نمی خوانید تا موضع خود را نسبت به مساله ی عمده ی پیش گفته در وحدت نظری میان توده ای ها بیان دارند؟

 

به نظر من عمده ترین وظیفه در پیش رو برای ایجاد وحدت نظری در جنبش توده ای، ایجاد شفافیت هر جریانی نسبت به دو پرسش پیش است. اهمیت این امر، یک خواست ذهنی نیست. عینیت روند انقلابی در ایران نشان می دهد که نارسایی فعالیت روشنگرانه- تبلیغی حزب توده ایران در این زمینه باید برطرف گردد. در این زمینه در گفتگو با رفیق عزیز ناهید برخی نکته ها عنوان شده است و نیاز به تکرار در اینجا نیست. اما «روزه ی سکوت» که ذکر کردید، آنچنان خشن در فعالیت روشنگرانه- تبلیغی حزب توده ایران به چشم می خورد که نمی توان در برابر آن ساکت ماند. آن وقت دیگر وضع جریان های انحرافی دیگر به کلی روشن است!

 

شما می دانید که من تنها از دور دستی بر آتش دارم و نقش مستقیمی در تصویب مصوبه های انقلابی در ششمین کنگره ی حزب توده ایران ندارم که در آن ها، مرحله ملی- دمکراتیک انقلاب، ایجاد پیوند میان مبارزه ی صنفی- دمکراتیک- اتحادی و سیاسی- طبقاتی- سوسیالیستی به تصویب رسیده است.

چرا باید تنها ”توده ای ها” در دفاع و توضیح این مصوبات فعال باشد؟

چرا رفقایی که با هشیاری انقلابی و تحلیل دقیق مارکسیستی- توده ای مصوبه های ذکر شده را طرح و به تصویب رسانده اند، نباید در این زمینه فعال تر باشند؟

 

تغییرات انقلابی در ایران در پیش است. حزب توده ایران شرایط کنونی و پیش از انقلاب بهمن ۵۷ را مشابه ارزیابی نموده است. رفقا به عقب ماندن عنصر ذهنی از عنصر عینی اذعان دارند.

آیا مگر جز مبارزه ی روشنگرانه- تبلیغی برای سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران، اهرم انقلابی دیگری در اختیار توده ای ها هست تا این عقب افتادگی عنصر ذهنی را برطرف سازد؟ اگر هست، کدام است؟

 

رفیق عزیز امید، نیروی ما کم تر از آن است که بتوان آن را در صحنه های فرعی به هدر داد. فرصت کم است و برای من از همه کم تر.

4 Comments

  1. امید

    رفیق گرامی، دکتر عاصمی

    من طی ایمیلی عدم تمایل خود را به ادامه گفتگوها بیان و دلایل آنرا نیز بر شمرده ام و اکنون جز تاکید، نیازی به تکرار آن نمی بینم. جدا از مشغله کاری، یکی از دلایل آن غیر رفیقانه شدن فضای کنونی گفتگوها در سایت توده ای هاست. ظاهرا نام بردن من از ۷ سایت و نشریه بعنوان “مدعیان هواداری ازحزب توده ایران” ظاهرا جرم بسیار سنگین و نابخشودنی بوده که مرتکب شده ام! هجمه کنونی در ماهیت امر، سرریزِ همه آن شک ها و تردیدها و نگرانیهای “پیشاهنگ عقب مانده به لحاظ تمدنی” به تعبیر خودتان است که اکنون مجال بروز و ظهور یافته است و بگذار به تعبیر خودتان گفتنی های خود را “تخلیه” کند تا شاید به آرامشی دست یابد.

    اما ناچارم به دوسه نکته درنامه سرگشاده شما بعنوان آخرین ابراز نظر “امید” درسایت توده ای ها پاسخ دهم:

    ۱- نوشته اید: “چرا از صفحه هایی که می خواهید با آن ها به وحدت نظری برسید، بازخواست نمی شود که چرا…” رفیق عزیز!اولا من کی باشم و یا کدام وزنه ای هستم که بخواهم با صفحه های رنگارنگ نامبرده به “وحدت” برسم؟ ثانیا نه من و نه شما و نه هیچ کسی دیگر حق “بازخواست” از فرد یا جریانی را نداریم مگر رهبری حزب درصورت تقاضای عضویت مجدد آن فرد درحزب. گفتگوی رفیقانه و با دیسیپلین آری و بازخواست و بازجویی و… هرگز!

    ۲- نوشته اید: “اما «روزه ی سکوت»…آنچنان خشن در فعالیت روشنگرانه- تبلیغی حزب توده ایران به چشم می خورد که نمی توان در برابر آن ساکت ماند. آن وقت دیگر وضع جریان های انحرافی دیگر به کلی روشن است! رفیق گرامی! من به خلاف نظرشما هرجریانی جز تشکیلات رسمی حزب را “جریان انحرافی” نمیدانم! به نظرم هدف از برپایی گفتگو میان همه “توده ایها” (به معنای همه هوارداران و اعضای جامانده از تشکیلات حزب) باشد ونه گفتگو برای وحدت فقط میان “توده ای ها” (یعنی رفقای سایت توده ای ها با خودشان!) که با هم مشکلی ندارند.

    ۳- نوشته اید: “چرا شما و یا رفیق عزیز ابی که به توده ای بودن “راه توده” شهادت می دهید، انها را فرا نمی خوانید تا…” رفیق عزیز! این نتیجه گیری شما و غیر توده ایهایی مثل “جناب رک گو” که برای وحدت توده ایها امروز دایه دلسوزتر از مادرشده اند، کاملا ذهنی و مصداق “قصاص قبل از جنایت” است. برایتان خصوص نوشتم که چندی پیش وبه مناسبتی حدود ۳۰۰ نفر ازهوادران حزب جمع بودند که گرچه افتخارحضور نیافتم ولی اطلاع موثق دارم بسیاری از آنها دوران سخت زندان و شکنجه دهه ۶۰ را قهرمانانه پشت سر گذاشته اند. چطورمیتوان در ارزیابی یا برخورد با یک نوع تفکر و اندیشه نسبتا فراگیر توده ای، همچنان با سلاح آزموده شدۀ “ترور شخصیت” ونه منطق و استدلالِ به زعم شما مارکسیستی- توده ای به پیش رفت؟

    ۴- روند گفتگو و وحدت میان توده ایها طبق گفته رفیق سیامک روندی زمان بر و پر تضاریس است. تجربه جنبش فارک در کلمبیا، تجربه وحدت اخیر دو حزب کمونیست درنپال، تجربه گفتگوی ۱۲ساله اخیر فدائیان خلق اکثریت، تجربه وحدت دو کشور کره، تجربه ائتلاف تازه در عراق، تجربه همین امروز طالبان در افغانستان، و تجربیات پیش روی یمن و سوریه و فلسطین و… آسان به دست نیامده و نخواهد آمد. مثلا در نپال چند میلیون انسان بیگناه در طی دهه ها به دست مائوئیستها قربانی وحدت امروز شده اند…

    پیشگامی شما و سایت توده ای ها در امر گفتگوهای سازنده میان توده ایها میتوانست بهتر از این پیش برود. من از بیان نظراتم “شرم” ندارم ولی شما و این دوستان عجول اجازه ندادید که دربخش سوم نوشتارم، نظرمستدل خودم را راجع به هر ۷ سایت و نشریه (و ازجمله سایت توده ای ها) به وضوح بیان کنم و به هسته مرکزی بحث گفتگو میان توده ایها بپردازم.

    برایتان آرزوی سلامتی و موفقیت در راه آرمان های انسانی را دارم.
    با احترام رفیقانه – امید

  2. احسان

    رفیق امید گرامی!
    قرار شد باشیم و بمانیم. پس تو هم باش و بمان. شخصا اعتقاد دارم این وحدت شدنی ست و نیاز به زمان زیادی مانند تجربیات دیگر سازمان‌ها و خلق ها که گفته اید، نیست. این وسط پاسخگو شدن و واکنش نشان دادن حزب می تواند این روند را تسریع کند.
    به نظر می آید ما هم داریم به سرنوشتی دچار می شویم که نباید شد و آن این که نخواهیم دست از قضاوت روی سابقه ی این یا آن فرد، نشریه، سازمان یا حزب دست بکشیم. در حال حاضر راه سختی پیش روی مردم زحمتکش و وظیفه ای سنگین به گردن همه افراد و نیروهای مترقی و دمکرات و از جمله حزب است که سخت تلاش کنند برای وحدت درون سازمانی و درون حزبی و نیز وحدت بیرونی با دیگران. نگذاریم جمهوری اسلامی و حتی نیروهای امپریالیستی و ارتجاعی منطقه و نیز رسانه های وابسته به آنها از این پراکندگی ما سواستفاده و به هدف نهایی خود دست یابند. پس باشیم و بمانیم.

    می دانم هر یک از ما درگیر مسائل زندکی شخصی و خانوادگی و شغلی خود نیز هستیم و این کار تک تک ما را سخت تر کرده و خواهد کرد.
    لطفا راه و پیشنهاد درست تری را گه به نظر شما می آید، برای به انجام رسیدن این وحدت نظری و سازمانی را مطرح کنید.
    اگر خودم در رسیدن به این وحدت مانعی ایجاد کرده ام از صمیم قلب از تو و دیگران پوزش می خواهم. همان طور که پیش از این گفته ام، کاری نبوده و نیستم و تنها از صمیم قلب حزب را دوست دارم و مایلم عضوی کوچک از این خانواده ی بزرگ حزب خودم باشم که تا الان همه تلاشم تنها به سنگ برخورد و کسی پاسخگو نیست. ولی این را دلیل کنار کشیدن خود نمی دانم چرا که همان طور که خودتان نقل کرده اید، “خلق در انتظارست”. به نظر می آید تنها با باز شدن در حزب به سوی همه توده ای های وفادار به آرمان والای حزب و کنار گذاشتن سابقه و خطاهای یکدیگر و امضای مجدد افراد علاقمند به عضویت دوباره یا جدید در حزب می توان مشکل را بسیار سریع تر از آنی که تصور می رود حل کرد و به وحدت سازمانی و نظری دست دست یافت.

    دست تان را به گرمی می فشارم.
    احسان

  3. فرهاد عاصمی

    ٢٧ خرداد ١٣٩٧ ١٧ ژوئن ٢٠١٨
    رفیق عزیز امید روز بخیر
    موضع شفاف و صریح شما در ابرازنظر اخیر بدون تردید نقش پراهمیتی در جهت دادن به گفتگو میان توده ای ها دارد. گرچه در مضمون سخنان شما همه جا توافق برقرار نیست، با وجود این موضع صریح و شفاف شما قابل ستایش است. در همه ی این سال ها من بسیاری برخوردها از قبیل آن هایی که شما را اکنون رنجیده خاطر کرده اند، پشت سر گذاشته ام. می بینیم هنوز هم بحث در بستری به جریان نیافتاده است که تنها بستر درست است برای ایجاد شرایط وحدت نظری و سازمانی جنبش توده ای. کوشش های رنگارنگی را می توان در این زمینه به عنوان نمونه ذکر نمود. اما کمک نیست.
    صحبت بر سر سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران و مضمون برنامه حداقل کارگری آن است. صحبت بر سر این نیست که کدام صفحه، ازجمله توده ای ها توده ای است یا خیر؟ انحراف بحث از این مسیر، نادرست است و آن جایی که دنبال می شود، دنبال کننده گان دارای موضعی انحرافی از اسلوب مارکسیستی- توده ای حزب توده ایران دارند.
    من برای چندمین بار در نوشتاری که در ذهن تدارک آن داده شده است، نشان خواهم داد که در سرمقاله ی اخیر راه توده (شماره ۶۴٨، ٢۴ خرداد) عدول از اسلوب بررسی مارکسیستی- توده ای به انحراف از نتیجه گیری یک دست و با منطقی مستدل و قابل تولید بر پایه اندیشه مارکسیستی- توده ای انجامیده است.
    ناشی از این انحراف، سرمقاله، با انواع تضادها که خود مطرح می سازد روبروست و با سرگردانی اندیشه. آن جا هم که صادقانه است، برای نمونه اذعان به شکست پروژه ی «اصلاحات» گروه های میهن دوست، ازجمله خاتمی دارد، قادر نیست، تضاد عینی حاکم بر جامعه را دریابد و برای آن راه حلی منسجم و منطقی ارایه دهد.
    بدین ترتیب مساله ی انحراف راه توده از ارزیابی مارکسیستی- توده ای، انحرافی اسلوبی است و نه مساله ”امنیتی“ که برای نمونه اندیشه ساده گرانه برخی از ابرازنظر کنندگان می خواهد آن را به آن محدود و مساله را به اصطلاح حل کند.
    مشکل بحث ها میان توده ای ها نیز تاکنون نتوانسته است، از بحث پراکنده به سوی بحث متمرکز سیستما تیک حرکت کند. یعنی در ابتدا اسلوب کار را اعلام و پایبندی خود را به آن مورد تایید قرار دهد، به سخنی دیگر مساله را با ارزیابی سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران و برنامه حداقل کارگری آن آغاز کند، و آن وقت به این پرسش پاسخ دهد که کدام سیاست نسبت به این اسلوب متکی بر اندیشه ی ماتریالیسم تاریخی و برخوردار از اسلوب تجزیه و تحلیل دیالکتیک ماتریالیستی، نسبت به آن سیاست مستقل انحرافی است و کدام نیست.
    در بحث های اخیر در ارتباط با بررسی مضمون سخنرانی استاد فرشاد مومنی، امیدوارم این نکته قابل شناخت شده باشد، که باید به پرسش درباره ی تلفیق مبارزه ی علنی و مخفی و خارج و داخل کشور توجه نمود، تا گردان های متفاوت بتوانند با توجه به امکان های خود، در کلیت، سیاست درست طبقاتی را به پیش ببرند و نبرد طبقاتی را به پیروزی برسانند. در این زمینه بازهم باید گفتگو کنیم. گفتگو کنیم، تا در ابتدا ضرورت بررسی دیالکتیک مبارزه مخفی و علینی و متمرکز و غیرمتمرکز در خارج از کشور و در ایران مفهوم گردد که در پیش از انقلاب بهمن ۵٧ با موفقیت توسط کل حزب به مورد اجرا گذاشته شد.
    من پیش تر نوشتم که شما خواستار مرخصی برای مطالعه شده اید که شیوه ی بسیار پراهمیتی است برای اندیشیدن و همچنین آموختن نکته های جدید. من دو کتاب در دست مطالعه دارم که هر دو به مساله تئوری برای رشد مارکسیسم برمی گردد. روبرت مچر می خواهد در یکی از آین دو کتاب «تئوری رشد مارکسیسم» را ارایه دهد و آن را مستدل سازد. اما فرصت برای پرداختن به آن نیست، زیرا هنوز ما نتوانسته ایم در گفتگوهایمان به مسیر اصلی بحث دست یابیم. کدام پراهمیت تر است؟ در حالی که دل و ذهن من برای مساله ی جدید و شناخت و درک آن پرپر می زند، چاره ای نمی بینم خود را با مقاله برای بررسی سرمقاله ی راه توده مشغول دارم، برای آن که می توان به کمک آن صلابت استدلال پایبندی به سیاست مستقل حزب توده ایران برای نبرد کنونی را قابل شناخت ساخت، امیدوارم قابل شناخت بشود!
    بحث ها را نباید به واژه ها محدود نمود که آیا «بازخواست» و یا «فراخواندن» درست است که هر دو در یک نوشتار با یک هدف به کار گرفته شد است. وظیفه آن به کار گرفتن ”شلاق تکانه“ است. آنچه «غیررفیقانه» احساس می شود هم نشان انحراف از مضمون عمده ی بحث است و کشانده شدن آن به بحث درباره ی افراد و سایت ها. باید به صحنه ی اصلی نبرد بازگشت و با پیگیری و بر آن پای فشرد. می دانیم که «دسمن سنگدل است، ولی ما مغروریم».
    من از مطالعه بخش سوم مقاله ی شما خوشحال خواهم شد. بکوشید آن را به پایان برسانید و پس از مرخصی مطالعه ای به صحنه نبرد سخت، سخت کوشانه بازگردید. شاد خواهم شد. تنها این گونه می توان، آن طور که اخیرن گفته شد، به دشمنان که اغلب خود را کاسه ی داغ تر از آش می نمایند، پاسخ داد.

  4. aby

    باسلام به خانواده بزرگ حزب توده ایران
    رفقای گرامی به من این افتخار بزرگ داده شده که با زبان ساده کارگری همه توده ایها را به گفتگوی وحدت ، جهت یک پارچه شدن همه جریان های شریف توده ای زیر پرچم پر افتخار حزب توده ایران دعوت نمایم. البته من کوچک تر از آنم که شما دانشمندان و بزرگواران واستاتید محترم رابه این امر خطیر فراخوان نمایم ولی چه کنم ؟ وظیفه است. رفقا بهتر میدانند که وضیعت بحرانی جامعه ایران در حال زایش است و زیر پوست شهر غوغایی است که اگر نادیده انگاشته گردد ، گناهی نابخشودنی است. فضای حاکم آلوده به یأس ونومیدی کم کم به چه باید کرد ( چگونه میخواهیم زندگی کنیم ) تبدیل شده و می شود. عباراتی مانند مواظب کلاه خودت باش ، به توچه به فکر خودت باش، به ، درد مشترکمان گران است ، بدل گردیده . گارگران ، معلمان ، بازنشستگان و دیگر حقوق بگیران ،فوج فوج به کف خیابان ها آمده وزندان وشلاق را تجربه می کنند. محله های فقیر نشین، حاشیه شهرها، کودکان کار با مادران رنگ پریده شان و پدران بیمار واز کار افتاده شان ، پیر مردان و بیوه زنانی که از درون زباله ها روزیشان را می جویند ، دیگر از این وضع واین اختلاف طبقاطی لعنتی خسته شده اند. به عبارتی دیگر شرایط عینی انقلاب، میرود که بر جامعه حاکم گردد.و در اینجاست که باید گفت : رفقا زمان آن رسیده که ضعف هایمان را آنچنان بر صورت یکدیگر بکوبیم که از شدت درد گریه مان بگیرد.( منصور یاقوتی) البته ضعف ما از اصول نیست ، از عدم پایبندی به آرمان طبقه گارگر و مصالح عالیه حزب توده ایران نیست. ضعف ما پراکندگی است، ضعف ما رو در رو شدن با رفقایمان و حل اختلاف در دیدگاههای سیاسی مان است.
    رفقا وقت تنگ است و خلق در رنج، برای رهایی از این گرداب ، ما نیاز به یکی شدن داریم، دست من کمک ز دست شما میکند طلب.
    رفقا فراموش نکنید که شما تربیت شده دامان حزب توده ایران وشاگردان وهمرزمان دانشمندان شهید و فقید توده ای هستید و از آنان درس گرفته اید ، همانانی که با افتخار می گفتند ، هر توده ای خود به تنهایی یک حزب (حزب توده ایران) است ، پس شایسته است به ندای وحدت سایت توده ای ها به مدیریت دکتر فرهاد عاصمی جواب مثبت داده تا با اتحادمان دشمنان را کور ودرخت تناور حزب ارانی ها ، روز به ها ، طبری ها ، جوانشیر ها کیا نوری ها، رحمان ها وعمویی ها را پر بارتر کرده تا شرط ذهنی عقب مانده از عینیت در راه را، غنا بخشیم. موفق باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *