فراخوان عمومی – سرنگونی آری؛ به دست مردم و برای حاکمیت مردم! 

فراخوان برای سرنگونی می تواند تنها به معنای مبارزه برای ایجاد شرایط سرنگونی از نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی برداشت شود. سرنوشت رژیم ولایی نشان می دهد که هرچه حاکمیت نظام سرشتی ضد مردمی تر داشته باشد، به همان نسبت هم ضربه پذیرتر در مقابل فشار امپریالیسم است و لذا آماده تر برای تسلیم در برابر فشار خارجی. گذار از دیکتاتوری باید با برنامه ای ملی- دمکراتیک برای رشد اقتصادی- اجتماعی همراه باشد که به پرچم مبارزه ی مردم علیه دیکتاتوری و نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی بدل گردد.
بدون برنامه شفاف و صریح برای رشد اقتصاد ملی به سود توده های مردم هر فراخوانی از کمبودی محتوایی برخوردار است. از این رو ضروری است که امضا کنندگان درباره ی چنین برنامه نیز نظرات خود را مطرح و آن را به بحث با توده های مردم بگذارند.

“توده ای ها”

دولت ترامپ با زیر پا گذاشتن “برجام” و تهدید ایران با راه اندازی “شدیدترین تحریم های تاریخ”، به همان منطق زورگویانه ای روی آورده است که دولت بوش در دوره تدارک اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ به کار گرفت. نتایج مرگبار سیاست جرج بوش در خاورمیانه ویران شده اکنون روشن تر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد، اما مسأله این است که آیا دولت امریکا می خواهد یک بار دیگر همان طرح هولناک را، و این بار در ابعادی بزرگ تر، در مورد کشور ما، بیازماید؟ پاسخ این سوال هرچه باشد، ما ایرانیان مخالف رژیم استبدادی و تاریک اندیش جمهوری اسلامی، ناگزیریم تصور روشنی از این موقعیت داشته باشیم:

• به تجربه می دانیم که تاکنون تحریم اقتصادی هیچ کشوری به سرنگونی حکومت حاکم بر آن نیانجامیده، ولی فلاکت و فساد و فروپاشی اقتصادی و اجتماعی عمیق و گسترده ای به بار آورده که قربانیان آن در غالب موارد، کارگران و زحمتکشان، بی دفاع ترین ها و محروم ترین ها، یعنی اکثریت قاطع جمعیت آن کشور بوده اند.

• براندازی هر حکومتی، حتی زورگوترین و فاسدترین حکومت ها، اگر با خواست، اراده و اقدام خودِ مردم یک کشور صورت نگیرد، در بهترین حالت، جز “در پی باد دویدن” و سوزاندن فرصت های تاریخی نتیجه ای نخواهد داشت؛ و معمولاً (همان طور که تجربه های پی در پی دو دهه اخیر در عراق و افغانستان و لیبی و سوریه و یمن نشان می دهند) می تواند پی آمدهای خونبار وحشتناکی به بار بیاورد و حتی به موجودیت کشور پایان بدهد.

• یک چیز از همین حالا به حد کافی روشن است: ائتلافی که ترامپ (یعنی یکی از فاسدترین و مرتجع ترین روسای جمهور امریکا) به کمک نتانیاهو (یعنی یکی از نژاد پرست ترین رهبران دولت نژادی اسرائیل) و سلطان سعودی (یعنی یکی از فاسدترین و مرتجع ترین حکومت های دنیا) علیه جمهوری اسلامی به وجود آورده، قطعاً نمی تواند حامی آزادی، برابری و دموکراسی در کشور ما باشد و بر فرض بعیدِ پیروزی، خود به بزرگ ترین دشمن و مانع شکل گیری دموکراسی و حاکمیت مردم ایران تبدیل خواهد شد.

• شعارهای مردم در غالب اعتراضات ماه های اخیر جای تردیدی باقی نگذاشته اند که مردم ایران با ماجراجویی های منطقه ای جمهوری اسلامی به شدت مخالف اند و هزینه این اقدامات ابلهانه را برای اقتصاد ایران کمرشکن و ویرانگر می دانند. بنابراین، گسترش همین مبارزات توده ای مستقل و برخاسته از پائین هستند که می توانند موثرتر از عامل دیگری، جمهوری اسلامی را از ماجراجویی ها و رویارویی های فرقه ای بازدارند.

• تعرض ترامپ علیه جمهوری اسلامی در شرایطی آغاز شده که اکثریت مردم ایران از حاکمیت جمهوری اسلامی و همه جناح های آن به جان آمده اند. مبارزات مردم ایران در چند سال اخیر و از جمله خیزش دی ماه که در بیش از صد شهر ایران به وقوع پیوست نشان داد که مردم ایران خواهان سرنگونی کلیت رژیم جمهوری اسلامی و همه جناح های آن (اصلاح طلب، اصول گرا دیگر تمامه ماجرا) هستند. پس از سرکوب خشن خیزش دی ماه، جنبش مردم ایران در ابعاد و عرصه های گوناگون همچنان رو به گسترش نهاده و مردم با اقدامات مستقل و مستقیم توده ایِ آشکارا در حال گسترش، به مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی ادامه می دهند و بنابراین، نقدترین نتیجه تحریم هایی که ترامپ می خواهد بر ایران تحمیل کند، چیزی نخواهد بود جز تضعیف قدرت سازمان یابی مستقل مردم در برابر جمهوری اسلامی.

در چنین شرایطی، ما امضاء کنندگان زیر، اقدامات دولت ترامپ را پیش از هرچیز دیگر، ضربه ای آشکار و مختل کننده بر مبارزات در حال گسترش و ژرفش مردم ایران علیه رژیم جهنمی جمهوری اسلامی می دانیم و از همه نیروها و جریان های مدافع آزادی و برابری و به ویژه هواداران سوسیالیسم، تقاضا داریم با تمام قوا هدف های شوم دولت ترامپ را افشاء کنند و با جریان هایی مانند فرقه رجوی و چلبی های وطنی رنگارنگ به مقابله برخیزند.

لیست دور اول امضاء کنندگان:
آ
ابراهیم پویان – فعال سیاسی
ابراهیم دینخواه
ابوالحسن عظیمی
احمد بناساز نوری
احمد زاهدی لنگرودی
احمد شکوهی
احمد نائینی
احمد نجاتی
احمد نوین
آذر فارسی
آرسن نظریان (مترجم و نویسنده)
اردشیر مهرداد
اردشیر نظری
آرش امجدی
آرش عزیزی – نویسنده
ارژنگ بامشاد
آزاده رئیس دانا (تهیه کننده برنامه تلویزیونی)
اسماعیل سپهر
اصغر زین الدین – فعال سیاسی
افشار ایرانی
اقبال بیژن زاده
اکرم کوهساری مرند
الیاس اسکی
آمادور نویدی- فعال سیاسی و رسانه ای
امیرجواهری لنگرودی
امیر خدیری – فعال سیاسی
امیرعلی متولی- فعال سیاسی
امیر کسروی
ایرج صفاری

ب:
برزو فولادوند
بهروز سورن – فعال سیاسی و رسانه ای
بهروز پیله ور
بهروز حجازی
بهروز نظری
بهرنگ نجمی
بهنام چنگائی
بی بی جعفری

پ:
پتی محمد بلوچ
پروانه بکاء
پرویز جواهری
پرویز قلیچ خانی
پروین حسینی
پریسا امجدی

ت:
تراب ثالث
تقی روزبه
تهمینه بقائی

ث:
ثریا چیت ساز

ج:
جعفر افشانی نقده
جلال نادری
جمشید مهر
جواد اسکویی
دکتر جواد قدسی
جهانگیر برجیان

چ:
چیا رحیمی
چنور محمدی

ح:
حامد افشانی
حسن برمکی
حسن عزیزی
حسین دریانی – بازیگر تاتر
حسین سعدی
حسین فردوسی
حمزه عظیمی
حمید آذر
حمید پورقاسمی
حمید سیاح
حمید عقیلی
حمید موسوی پوراصل
حمیلا وزیری

خ:
خالد بایزیدی (دلیر)، شاعر و مترجم

د:
داراب شباهنگ
داریوش ارجمندی
دنا باقری

ذ:
ذبیح جودکی

ر:
رحیم استخری
رحیم میرزایی
رزا دیار
رشید دیلمی
رضا باقری
رضا بی شتاب- شاعر
رضا پورکریمی – زندانی سیاسی سابق و فعال سیاسی
رضا چیت‌ساز
رضا رحیمی
رضا سپیدرودی
رضا طالبی
رضا قاضی نوری
رضا رئیس دانا
رفعت رنجبران لنگرودی
روبن مارکاریان
روزا رحیمی

ز:
زاگرس زاگرسی
زانیار رحیمی

س:
سارا مولودی
سروش قازاریان
سعید تقوی
دکتر سعید رهنما – نویسنده، محقق و استاد دانشگاه یورک
سعید صارمی
سعید نقره کار
سعیده شهربانویی
سودابه صالحی
سوسن بنیانی
سولماز اسکندری
سیامک موئد زاده – فعال کارگری
سیاوش کارساز – فعال حقوق بشر
سیاوش میرزایی – شاعر
سیرانوش مرادیان
سیروس بینا – استاد اقتصاد و عضو شورایعالی اقتصادانان پشتیبان صلح و امنیت
سیما ریاحی لنگرودی
سیمین اصفهانی
سهیلا نیک زاد

ش:
شاهپور فلاحت
شایان شیخی
شاهین کاظمی
دکتر شجاع الدین اعتمادی استاد دانشگاه
شمسی صلواتی – فعال سیاسی، زندانی سیاسی دهه ۶۰
شورش محمدی
شهاب شکوهی – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق
شهرزاد مجاب – نویسنده، پژوهشگر مسائل زنان، استاد دانشگاه تورنتو در کانادا
شهین نوائی، استاد سابق دانشگاه در تهران و پژوهشگر در دانشگاه برلین
شهین نوروزی

ص:
صابر افشانی
صادق افروز
صادق ناهومی
صدیق جهانی – فعال کارگری

ع:
عالم جوادی – فعال سیاسی
عبدالله رضایی
عزت ملکی
عزیز عارفی
عسکر شیرین بلاغی
عصمت طالبی
علی افشانی نقده
علی بلوچ
علی پیچگاه – فعال کارگری
علی دروازه غاری – فعال سیاسی و استاد دانشگاه
علی رسولی- فعال کارگری
علیرضا حیدری
علیرضا افشانی نقده
علیرضا روزبه
علی مبارکی – فعال کارگری
علی محمد ستاری
دکتر علی محمد قاضی نوری
عیدی نعمتی (شاعر)

غ:
غلام حسن پیریائی
غلامرضا سجودی
غلام عسکری – فعال کارگری

ف:
فرامرز رفیعی
فرشیده نسرین
فرج آلیاری
فرخ قهرمانی
دکتر فرشید فریدونی (استاد رشته ی علوم سیاسی و مدیر “پژوهش جنبش های اجتماعی ایران” و سایت “آرمان و اندیشه”)
فریاد آزاد
فریبرز شیرازی
فریدا سهرابیان
فرید محمدی – فعال سیاسی
فریدون ارزانی منصوری – فعال سیاسی
فهیمه رضایی

ک:
ک . الوند – فعال سیاسی
کیخسرو پرویز

گ:
گودرز حسنوند
گودرز میرزاده شیرازی

م:
مازیار واحدی
مانوئل اسماعیلی فعال با سابقه جنبش سندیکائی
مجتبی نظری
محبوبه مینا خانی
محسن رضوانی
محسن ضیایی
محمد آزادگر
محمد تجلی‌جو لنگرودی
محمد خسروی
محمدرضا الاردبیلی
محمدرضا حدادی تهرانی
محمدرضا شالگونی
محمد سید احمدی – فعال کارگری
محمد صبری
محمد فارسی
دکتر محمد حسین یحیایی
محمد هادی امینیان
محمد یزدانی
دکتر محمود روشندل
مرتضی کاویان
مریم اسکویی
مریم امانی
مریم عظیمی
مریم محسنی
مصطفی حبیبی وند
منوچهر رادین (نویسنده ، کارگردان و بازیگر تاتر)
مهدی استعدادی شاد (نویسنده)
مهدی جمالوند
مهدی کیا
مهرداد آهنگر – فعال سیاسی
مهرداد باباعلی
مهرداد صمدزاده
مهری عباسی
مهوش چلبی – فعال سیاسی
مینو همتی – فعال جنبش زنان
مینو همیلی- زندانی سیاسی سابق

ن:
نادر ساده
نادر فولادی
ناصر جوهری
ناصر حلیمی
ناصر مصلحتی
ناهید ناظمی
ندا صوفیه
ندا نوآور – فعال حقوق بشر
نجف روحی
نسرین صفاری
نصرالله قاضی
نصرت تیمورزاده – فعال سیاسی
نقی ریاحی لنگرودی
نگار محسنی
نوش زاد ناظمی
نوید مومنی
نینا باقری

ه:
هادی میتروی
هایده مغیثی – نویسنده، پژوهشگر مسائل زنان، استاد دانشگاه یورک
هدایت سلطان زاده
هما پنداشته (فعال سیاسی چپ و “پژوهش جنبش های اجتماعی ایران”)
هما جوادی
هنریک میرزابگ

ی:
یاسمین میظر – عضو هیئت تحریریه نشریه کریتیک؛ پژوهشگر ارشد در دانشگاه آکسفورد
یاشار فاتحی
یدی شیشوانی
یعقوب حبیبی
یوسف آبخون

سایت ها و وبلاگ ها و رسانه ها:
سایت لجور
www.lajvar.se
سایت اتحاد کارگری
etehad-k.com
سایت اشتراک وورد پرس
وبلاگ اخگر
سایت گزارشگران
www.gozareshgar.com
سایت روشنگری
roshangari.info
سایت برای آزادی
barayeazadi.com
وبلاگ سیاسی – خبری اندیشه andishegbg.blogspot.se
taghi-roozbeh.blogspot.de تقی روزبه
رادیو پیام آزادی- سویس
کمیته همبستگی با مبارزات مردم ایران – فرانکفورت

2 Comments

  1. مهرگان

    متنی را از فیسبوک یکی از دوستان برایتان ارسال می کنم
    از این عهد کودکی جنبش عبور کنیم !
    این روز ها که جنبش در تب و تاب اعتراضات اجتماعی وسیاسی و تهاجم امپریالیسم و ارتجاع جریان دارد ، صدور بیانیه های جمعی به مدلی از بیان نظرات تبدیل شده است . این پدیده و تشدید آن خوب است اما در ذات خود حکایت دیگری دارد که باید به آن توجه کرد. معنی روشن این امر ان است که نیروهای سیاسی دارای سازمان جامعه ما هنوز به بلوغ کار جمعی سازمانی نرسیده اند. اکثر این افراد بخصوص در چپ عضو و فعال سازمانی هستند. اما همه آن ها زیر بیانیه ای امضا می کنند که به لحاظ فردی اعلام وجود می کنند. چرا؟ این دوستان و رفقا آیا نمی توانند به لحاظ سازمانی دست به همکاری های حتی موقت اتحاد عمل بزنند؟ نمی توانند همین امضا ها را بنام سازمان هایشان صادر کنند؟ این دوران کودکی باید هر چه زودتر از میان گروه های سیاسی رخت بر بندد. باید ، تاکید می کنم اگر به راستی خواهان جمع آوری نیرو برای پیشبرد امر تحول اجتماعی هستیم “باید” به اتحاد عمل و ائتلاف های سازمانی بر مبنای برنامه ای حداقلی برسیم . باید جور این هماهنگی ها را با کاستن از تنگ نظری ها ، فرقه گرایی ها و اولویت دادن به امر تحول اجتماعی به جان خرید . از من گفتن . به این عوالم عدم بلوغ و کودکی جنبش پایان دهیم . فردا حتما با سلطه ارتجاع سازمان یافته جدید فرصت ها خواهد سوخت و فرصت برای جبران از دست خواهد رفت .

  2. احسان

    نقدی کوتاه بر نقد “فراخوان عمومی – سرنگونی آری؛ به دست مردم و برای حاکمیت مردم” توسط آقای شهاب برهان، منتشر شده در اخبار روز با عنوان “صدای سوم در برابر ضد امپریالیسم ناسیونالیستی چپ”.
    نویسنده به درستی بیان می کند که فراخوان مزبور اشاره ای به حاکمیت ایران و مبارزه مردم برای از سر راه برداشتن رژیم ارتجاعی و دیکتاتوری ایران نمی کند و نیز به درستی می گوید که مبارزه مردم ایران و سرنگونی آن به دست مردم بهترین راه جلوگیری از دخالت نظامی امپریالیسم یعنی دشمن بیرونی است.
    اما نویسنده با ساختن عبارت “ضدامپریالیستم ناسیونالیستی چپ” سعی می کند مفهوم آن را به باورها و سیاست های نورالدین کیانوری نسبت دهد و به شدت این نگاه را محکوم می کند و به جد هشدار می دهد که باید از این تفکر برحذر بود. سوالی که اینجا مطرح می شود این است که
    یک- نویسنده از کجا می داند که اگر نورالدین کیانوری آنروز مثل ایشان و ما زنده و نیز دبیرکل حزب توده امروز ایران بود باز هم “ضدامپریالیست ناسیونالیست چپ” بود،
    دو- با اشاره نکردن به جایگاه و فلسفه سیاسی حزب توده ی امروز ایران، احتمالا نویسنده حزب امروز ما را همان حزب اوایل انقلاب گرفته و ناخواسته یا خواسته سعی دارد چنین اندیشه ای را ناروا به حزب توده ی ایران نسبت دهد،
    سه- با توجه به کانتکست (زمینه متن) فراخوان، و نیز با توجه به کانتکست زمانی و مکانی ایران امروز، می توان از آقای شهاب برهان پرسید مگر در اوایل انقلاب، ایران در معرض تهاجم نظامی امپریالیسم قرار داشت که آقای نورالدین کیانوری را بشود “ضدامپریالیست ناسیونالیست چپ” خطاب کرد. اگر نه، چرا ایشان سعی دارد که موضوع نقدش را به هر ترتیبی که شده به ضدحزب توده ایران ربط دهد. مگر اعضا یا کادر رهبری حزب توده امروز ایران هم این فراخوان را امضا کرده اند که ایشان سعی دارد یه جوری این فراخوان را به حزب منتسب کند؟ شاید بگوید نه، ولی از آنجایی که اشاره ای به دیدگاه امروز حزب به رژیم ارتجاعی و ضدانسانی ایران نکرده است، این سوال به طور طبیعی به ذهن خواننده متبادر می شود که دیدگاه حزب هنوز همان است که در اوایل انقلاب بود، گرچه آن زمان ایران و حاکمیت اش در معرض خطر نظامی امپریالیسم نبوده است. بیاید یادآوری کرد که یکی از شاخص های بزرگ حزب توده ی ایران ضدیت همیشگی اش با امپریالیسم به رهبری آمریکا بوده و است. باید اینچنین باشد چرا که این امپریالیسم و سیاست های سیاسی و نظامی آن به قصد کسب منافع مالی و اقتصادی و سرازیر کردن منابع مالی و حتی انسانی به مرکز (آمریکا) است که مانع سعادت بشری در جهان امروز است، ولی ضدامپریالیست ناسیونالیست بودن آقای کیانوری و حزبش را، آقای شهاب برهانی باید اثبات کند که کدام دیدگاه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایشان و حزب توده ی اوایل انقلاب یا امروز ایران، ناسیونالیستی بوده است. ایشان چه مدرک یا نوشته ای از کیانوری و حزب توده ی ایران آن روز و امروز دارد که اثبات کند ایشان و حزب ناسیونالیست بوده است؟ اگر چنین سندی در اختیار دارد، لطفا بفرمایند در همان سایت اخبار روز منتشر کنند.
    چهار- و در شرایط و بحران اجتماعی، سیاسی و اقتصادی امروز ایران، بهتر بود نویسنده محترم، ضمن تاکید غافل نبودن از دشمن بی‌رحم داخلی، لااقل در یک سطر هم که شد مانند حزب توده ی ایران همه نیروهای سیاسی مترقی و دمکراتیک درون و بیرون ایران را به اتحاد دعوت می کرد تا بتوان حکومتی مترقی و دمکراتیک را جایگزین این رژیم به غایت ارتجاعی و ضدبشری را سرنگون کرد، که مثل آفتاب روشن است که هر راهی به غیر این برای کنار زدن این حکومت ولایتی و فقهی محال است، مگر این که روزی شورش های کور شروع شود و همان دشمن بیرونی در انتظار، یک حکومت غیردمکراتیک دیگر را، تازه اگر شانس بیاوریم و کشور به جنگ های داخلی منتهی نشود و در نهایت به تجزیه منجر نشود، بر کل مردم و خلق های زحمتکش ایران تحمیل کند.
    پنج- با توجه به این که نویسنده در جایی به درستی از مبارزه طبقاتی حرف می زند، باید به ایشان یادآوری کرد که حرب توده ی امروز ایران از محدود احزاب و سازمان‌هایی است که به طور مداوم از نبرد طبقاتی سخن می گوید.
    واقعا قابل درک نیست که چرا این همه دشمنی حتی از سوی نیروهای چپ نسبت به حزب وجود دارد. فرض بگیریم حزب به قول این نیروها در سال ۳۲ و آویل انقلاب خطا کرده است، آیا هیچ سازمان و حزبی دچار خطا نشده و نخواهد شد؟ چرا کسی در میان این منتقدین نیست که از خودش بپرسد چرا حزب توده ایران و رهبرانش بیش از همه توسط دو حکومت دیکتاتوری شاهنشاهی و ولایی مورد حمله و تجاوز قرار گرفته است؟ این دو حکومت ضدبشری و ضد مردمی مگر کاری جز خواسته ی امپریالیسم و دشمنان سوسیالیسم انجام داده اند؟ دشمنی و نفرت هم راست و هم چپ چیزی غیر از هراس از اندیشه های راستین حزب طبقه ی کارگر ایران است؟
    همان طور که خود حزب گفته است، باید یک حکومت دمکراتیک در ایران باشد تا بتواند در جلوی تمامی مردم ایران یعنی از تلویزیون واقعا ملی از خود دفاع کند. پس بیاییم تا آن زمان، تنها به یک چیز بیندیشیم: اتحاد، اتحاد، اتحاد همه نیروهای مترقی و دمکراتیک، اگر می خواهیم “آزادی و عدالت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی” را برای تمامی خلق هاو طبقه مزدبگیر ایران به ارمغان بیاوریم، اگر می خواهیم این رژیم ولایی دشمن آزادی و عدالت به زیر بکشیم و اگر می خواهیم جلوی هرگونه دخالت سیاسی و تجاوز نظامی امپریالیسم و حکومت های به غایت ارتجاعی و ضد حقوق بشری منطقه ای را بگیریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *