راهکار نیروهای مترقی در برابر مهندسی خیزش های مردمی چیست؟
نویسنده: احسان

سخن روز شماره: ۴۲ (۱۲ تیر ۱٣۹۷)

تمامی فجایع اقتصادی امروز ایران،  عمیقا سیاسی است،  تصمیم گیری های سیاسی داخلی و خارجی ایران نقش اساسی در این فجایع اقتصادی داخلی دارد. حتی اتخاذ سیاستگذاری اقتصادی نئولیبرالی از سوی غالب دولت های جهان و تمامی دولت های ایران پس از جنگ ایران و عراق نه تنها در پس خود انگیزه های بسیار بزرگ سیاسی دارد،  بلکه ناشی از رفتارهای سیاسی موجود آن کشور هم است؛  اگر سیاستگذاری های سیاسی یک دولت،  دمکراتیک و مترقی و عدالت خواهانه نباشد، نمی توان در آن کشور انتظار داشت که سیاستگذاری های اقتصادی اش ملی و مترقی و عدالت محور باشد. دلایل آن فکر کنم کاملا روشن است و اینجا جای بحث ندارد. فقط باید اضافه و خلاصه کرد که نمی‌توان از مسئولین اصلی نظام انتظار «عدالت اجتماعی» داشت، بی آن که خود این مسئولین سیاسی کشور عدالت خواه باشند؛  تفکر عدالتخواهی و اجرای عدالت از هم جدایی ناپذیر هستند. حال بر می گردیم به راهکارها.

در برابر این ترفند مهندسی کردن خیزش مردمی، سازمان ها و احزاب مترقی باید بدانند چه راهکارهایی را باید در پیش بگیرند تا بتوانند به حاکمیت ولایی ایران،  که در اوج ضعف خود است،  سخت ترین ضربه را وارد کنند. این اوج ضعف را به وضوح می توان در سخنرانی آقای روحانی در نشست اعضای ارشد دولت او مشاهده کرد که به نوعی دست به دامان و پابوس همه نیروهای داخل موافق و مخالف کشور شد و حتی از تک تک مردم خواست از او و دولتش حمایت کنند.

در ذیل سعی می کنم چند پیشنهاد خودم را ارائه کنم که فکر می کنم می تواند بیش تر و سخت ترین ضربه را،  اگر نه فوری،  ولی در نهایتا،  بر بنیان جمهوری اسلامیبزند و در صورت خواست مستمر مردم می تواند دیکتاتوری را به طور کامل سرنگون کند:

– آگاه کردن اعتراض و اعتصاب کنندگان و همه زحمتکشان و مزدبگیران به این امر آشکار که تغییرات سطحی در راس هرم قدرت هرگز مشکلی را حل نخواهد،  بلکه به قدرت اجازه می دهد تا خود را به درستی سازماندهی کند تا بتواند این اعتراضات و اعتصابات پیش رو را سرکوب کند.

شاید به همین دلیل است که آقای روحانی می‌گوید «فقط اگر بتوانیم شش ماه مقاومت کنیم، به سلامت از این مشکل (بحران اقتصادی) عبور می کنیم.»م

پس نباید به آن‌ها وقت برای تجدید نیرو و سازمان داد، هنگامی که قصد به پایان دادن به سیاست اقتصادی وابسته به سیستم جهانی امپریالیسم ندارند. الان بهترین زمان برای تشدید فشار به حاکم و وارد نمود ضربه به سلطه ی آن‌ها است پیش از ایجاد شدن خطر تجاوز نظامی امپریالیسم.

– ادامه اعتصابات و اعتراضات صنفی کارگران و معلمان. نباید شک کرد که این اعتراضات و اعتصابات این بار،  سرکوب هر چه شدیدتر را به دنبال خواهد داشت. برای این که از حکم زندان و امثالهم کم کرد، بهترین شیوه دوری از تازاندن جنبش است پیش از بختگی شرایط. به هیچ وجه نباید اجازه داد اعتراضات و اعتصابات به خشونت کشیده شود تا خشونت نیروهای انتظامی و امنیتی عریان تر گشته و موضع تهاجمی آن دفع گردد.

– هماهنگ کردن اعتراضات و اعتصابات شهرهای مختلف تا بتوان بتدریج این عمل و کنش انقلابی را سراسری کرد. برای این کار کسانی که اعتراضات و اعتصابات را در کارخانه یا شهری رهبری می کنند، باید با رهبران دیگر اعتراضات و اعتصابات شهرهای دیگر تماس بگیرند. بسیار ضروری است این هماهنگی ها کاملا به شکل مخفی صورت گیرد تا بتوان نیروهای آگاه و رهبری کننده را به هر طریق ممکن حفظ کرد.

– پیوند دادن اعتراضات صنفی کارگران و تمامی مزدبگیران به خواست های سیاسی بزرگ تر، بدون استفاده از شعارهای توهین آمیز. ابتکار مبارزات برای شعارهای تمسخرآمیز تاکنون بسیار چشم گیر است. باید اعتراضات مان را با فرهنگ جدید شروع،  هدایت و به پایان برسانیم. بهتر است درد و رنج های مان را با زبان جدید و البته متحدانه بیان کنیم و نگذاریم این رنج های فروخورده چند دهه ی گذشته ی همه زحمتکشان ایران خود را به شکل فحش و توهین و مرگ بر… نمود پیدا کند. ما پس از برپایی یک حکومت مترقی و دمکراتیک وقت خواهیم داشت تا تک تک مسببین این رنج ها و دردها را به دادگاهی مترقی و دمکراتیک ببریم. فرزندان ما نباید شاهد اعدام باشند. فرزندان آینده ما باید به جای آدمکشی شاهد رشد تمدن و فرهنگی جدیدی باشند که حکومت اسلامی در این چهار دهه پامال ساخته و امکان برپایی آن را از مردم میهن ما سلب کرده است. سیاست خونباری که در جهان سرمایه داری سنگدل به رهبری آمریکا و متحدانش در سیمای تروریسم دولتی تبلور می یابد، و در سراسر دنیای سرمایهدر حال اجراست.  بنا براین باید با فرهنگ جدید و شعارهای دقیق فکر و طرح شده بتوانیم خواست های بزرگ و به حق زیر خود را با زبان و گفتمان جدید به حاکمین اسلامی ایران و تمام جهان بویژه به دونالد ترامپ فاشیست و حاکمیت ایالات متحده آمریکا نشان دهیم که ما خود می خواهیم کشور خود را با دست های توانمند خود بسازیم و به احدی اجازه در تعیین سرنوشت خود و کشور خود نمی دهیم و ما خلق ها و قوم های مختلف ولی همگی ایرانی هرگز تجزیه و ویرانی ایران،  سرزمین مادری مان را نخواهیم داد.

خواست های زیر را می توان در جریان نمایش‌ها اعتراضی خیابانی و اعتصاب ها روی کاغذها و پلاکارد و پارچه های بزرگ بنویسیم و به شکلی کاملا مسالمت آمیز بیان کنیم:

۱) کناره گیری ولی فقیه. حذف اصل ولایت فقیه از قانون اساسی.

دلیل: دخالت در امور قوای سه گانه ی کشور و همه سیاست گذاری ها و قانون گذاری ها،  و تحریک دولت های امپریالیستی به دخالت سیاسی و نظامی در ایران،  و…مهمترین دلیل این که ما مردم خود قادر به تشخیص درستی و نادرستی امور زندگی خود هستیم و نیازی به ولایت و سرپرستی ایشان در امور خود و فرزندان خود نداشته و نخواهیم داشت. بنابراین تنها رئیس جمهور برآمده از یک انتخابات آزاد در شایط وجود آزادی انتخاب سراسری در راس دستگاه اجرای کشور کافی است. یا نخست وزیری که نمایندگان واقعی مردم در مجلس نمایندگان تعیین می شود.

۲) انحلال شورای نگهبان. حذف آن از قانون اساسی.

دلیل: چرا که این سن شورا مانع ورود نیروهای مترقی و دمکراتیک به شوراهای روستایی و شهری و دو قوه ی مقننه و اجرائیه است.

۳) انحلال دو مجلس شورای اسلامی فعلی و مجلس خبرگان رهبری. حذف مجلس خبرگان از قانون اساسی.

دلیل: هیچ یک از نمایندگان فعالی این دو مجلس،  نمایندگان واقعی مردم ایران نیستند و همگی با دخالت مستقیم و غیر مستقیم شورای نگهبان و ولی فقیه به این دو نهاد راه یافته اند. غالب نمایندگان فعلی مجلس شورای اسلامی و تمامی نمایندگان فعلی مجلس خبرگان تابع رهبری بوده و به خواست های واقعی مردم توجه ای نداشته و در تصویب هر قانونی ابتدا نگاه شان به رضایت ولی فقیه است.

۴) انحلال سپاه پاسداران،  بسیج و همه نهادهای کوچک و بزرگ نظامی و اقتصادی وابسته به آنها. و ادغام سریع آن به ارتش ایران و واگذاری تمام نهادهای اقتصادی آن ها به دولت. علت: دخالت های سیاسی و نظامی و اقتصادی هم در امور داخلی و هم خارجی ایران و بویژه تحریک کشورهای امپریالیستی و ارتجاعی و نژادپرست منطقه به‌ اهداف پوچ صدرو انقلاب و ارزش های اسلامی به کشورهای منطقه و دنیا.

۵) استعفای رئیس جمهور و انحلال دولت: دلیل: ناتوانی در اداره سیاسی و اقتصادی ایران ، نداشتن قدرت مستقل در تصمیم گیری های کلان کشور،  ناتوانی در اجرای وعده های انتخاباتی،  و…. و از همه مهمتر اجرای سیاست های غلط اقتصاد نئولیبرالی و به کارنگرفتن نیروها و کادرها و متخصص اقتصادی میهن دوست.

۶) آزادی بی قید شرط تمامی زندانیان سیاسی.

۷) آزادی احزاب و فعالیت سیاسی آنها بدون هیچ محدودیتی،

۸)  ورود همه نیروهای سیاسی خارج به داخل کشور بدون هیچ قید و شرط.

۹)  تشکیل یک شورای متشکل از تمامی نیروهای مترقی و دمکراتیک درون و بیرون ایران برای برگزاری انتخابات آزاد و تشکیل مجلس و دولت مترقی و دمکراتیک.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *