صلح خواهی خامنه ای؟

مقاله شماره: ۴۷ (۲۷مرداد ۱٣۹۷ )
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری
نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/6816

 

در طول تاریخ، حاکمان همیشه دادخواهی خود را تبلیغ کرده‌اند که مانند انوشیروان، در یک روز بیست هزار مزدکی را زنده بگور کرد، و خود را «انوشیروان دادخواه» نامید. صلح خواهی خامنه ای نیز از همین گونه است. در حالی که سرکوب و زندان و شلاق و اعدام پاسخ حاکمان به زحمتکشان و آن‌ها که خواست های قانونی و به حق خود را طلب می‌کنند است، در حالی که دستگاه قضایی رژیم سرکوب و خفقان دیکتاتوری دفاع معلمان را از قانون آموزش رایگان دفاع می کنند با۲۳ سال زندان پاسخ می دهد؛ درحالی که زن جوانی که روسری اجباری را به دور اندخته است به بیست و یک سال زندان محکوم می شود؛ درحالی که زحمتکشی که برای سیر کردن شکم گرسنه ی فرزندانش خواستار دریافت دستمزد عقب افتاده خود می‌گردد و به شلاق و زندان محکوم می شود؛ در حالی که این روزها که سالگرد کشتار زندانیان سیاسی است و  گورستان آن‌ها را نابود می کنند و …، چگونه می‌تواند صلح خواهی دیکتاتوری که خود را سایه خدا قلمداد می‌کند به باور تاریخی مردم میهن ما بدل گردد؟ خامنه ای بزرگترین جنگ را علیه مردم میهن ما و زحمتکشان آن به راه انداخته است. صلح خواهی یک دروغ بزرگ است.

 

اما اگر «جنگ نمی خواهیم» که آیت الله  خامنه ای در سخنان اخیرش (۲۲ مرداد ۱۳۹۷) مطرح ساخت به معنای پایان یافتن سخنان بی مسئولیت از طرف مقام ها رسمی سیاسی و نظامی است، اذعانی به جاست. باید آن را پاسخی درست به توطئه های امپریالیسم و رجزخوانی های ترامپ ارزیابی نمود.

 

در عین حال اذعان خامنه ای که «جنگ نمی خواهیم» را باید نشان این واقعیت دانست که آن‌هایی هم که «ذوب در ولایت فقیه»اند، احترام امامزاده را حفظ نمی‌کنند و پیش از او سیاست مورد نظر خود را مطرح و به جریان می اندازند. پرحرفی و زود سخن گفتن غیرمسئولانه گرچه نکته‌ای کوچک و کم اهمیت می نماید، اما بیان وجود و شکاف و تضاد در لایه‌های حاکمیت است که مبارزان می‌توانند از آن با هشیاری برای مبارزه ی خود بهره گیرند.

 

آنچه که اما با امپریالیسم «مذاکره نمی کنیم» مربود می‌شود که «سایه ی خدا بر روی زمین» در همان سخنان خود مطرح ساخت، با حقیقت در انطباق نیست. «نرمش قهرمانانه» نمونه‌ای از آن است که بیان آیت الله خامنه ای است برای پیروی از «نوشیدن جام زهر» که آیت الله خمینی بیان کرده است.

 

«مذاکره نکردن» نه ممکن است و نه ضروری. میهن دوستان قادر به مذاکره با هر «شیطانی» هستند، ازجمله با امپریالیسم. می‌توان و باید مذاکره را به اهرم افشاگری و روشنگری درباره ی سیاست استعماری و ضد انسانی امپریالیسم بدل نمود. در عین حال بر سر هدف‌های بینابینی با آن‌ها، با دشمن به توافق رسید. خلق ویتنام، کوبا و بسیاری دیگر با مذاکرات هشیارانه خود نمونه‌هایی موفق و آموزنده را در این صحنه از نبرد طبقاتی نشان داده اند. آن‌ها می توانستند و اکنون هم جمهوری خلق کره می‌تواند در مذاکره با امپریالیسم آمریکا به هدف‌های بینابینی خود دست یابد.

 

جمهوری اسلامی هم می‌تواند با امپریالیسم به مذاکره بنشیند و به توافق برسد. در همه ی سال‌های اخیر نیز چنین کرده است. قهر خامنه ای اکنون از ریشهای دیگر سیرآب میشود که شناخت آن، شناخت مرز نبرد ضد امپریالیستی و زدوبند با امپریالیسم است.

 

هنگامی که ایران جمهوری اسلامی در صحنه ی اقتصاد سیاسی برای میهن ما که صحنه ی اصلی هستی اجتماعی است با تسلیم بلاشرط که خواست امپریالیسم تن داده است و به مجری «نمونه وار» سیاست دیکته شده توسط سازمان های  مالی امپریالیستی تبدیل شده است، فضای مقاومت و حرکت را در برابر فشار امپریالیستی از دست داده است. اردوغان اکنون با چنین وضعی روبروست.

ترکیه که برخی ها آن را برای رشد و توسعه در ایران نیز «مدل مناسب» می‌دانستند و شاید هنوز هم می دانند، بی توجهند که اردوغان نیز رشد و توسعه ترکیه را بر روی آب، بر روی سرمایه‌گذاری بی در و پیکر خارجی پایه ریخت. سرمایه ی مالی در جستجوی سود کلان سریع، از برنامه‌های پرطمطراق و فاخر  چشم گیر حاکمان پشتیبانی می کند. در ایران غارت منافع زیرزمینی و ثروت‌های دیگر هدف چنین سرمایه‌گذاری هاست که با غارت سود سریع همراه است. خصوصی سازی ثروت‌های عمومی هدف است. هدف «حل» مساله ی مالکیت به سود سرمایه ی سوداگر خارجی و متحدان داخلی آن «حل» می کند.

اقتصادی که فاقد برنامه مردمی- دمکراتیک و ملی به سود رشد و شکوفایی موزون و متناسب همه ی زمینه ها و رشته‌ها در کشور است، می تواند مورد ضربه امپریالیسم قرار گیرد.  ترکیه اکنون به طور چشم گیر زیر چنین ضربه‌ای قرار دارد، زیرا در این کشور سرمایه‌گذاری جدید انجام نمی‌شود و سرمایه ی خارجی تاکنون وارد شده از کشور خارج می گردد. ترکیه به سالی ۲۰۰ میلیارد سرمایه‌گذاری جدید نیاز دارد تا ادامه این «رشد» مصنوعی را ممکن سازد.

 

وضع در ایران نا مساعدتر از وضع در ترکیه است. لذا امکان مذاکره ی مستقل با امپریالیسم تنها در آن هنگام وجود دارد که در ایران شرایط استقلال سیاست اقتصادی از اقتصاد جهانی شده ی امپریالیسم وجود داشته باشد. اگر جمهوری اسلامی قادر به دفاع از منافع مردم و ملی ایران در چنین مذاکراتی نیست، ناشی از خودبزرگ بینی آیت الله خامنه ای نیست که می‌گوید «مذاکره نخواهیم کرد»، ناشی از خالی بودن دست رژیم دیکتاتوری است برای مذاکره.

کسی که در بند نظم «داد و ستد» امپریالیستی گرفتار است که خامنه ای آن را به عنوان «فرمول مذاکره آمریکا» اعلام می کند، چاره‌ای هم ندارد که منافع مردم و ملی ایران را در برابر «قدرت و پول» طرف مقابل خرج و مصرف کند. چنین رژیم وابسته به اقتصاد امپریالیستی، سرمایه ی دیگری برای «داد و ستد» ندارد.  در چنین مذاکره ای تنها وابستگی نواستعماری کشور تعمیق خواهد یافت. جمهوری اسلامی نه تنها هیچ تضمیمنی برای بقای سلطه ی حاکمان دریافت نخواهد کرد، بلکه علیل و زبون تر خواهد شد.

تعمیق این شرایط در لیبی و سوریه بود که هوس سرکوب و تجاوز نظامی را در این کشورها در محاسبات امپریالیسم ایجاد نمود.

نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/6816

2 Comments

  1. خسرو

    جناب عاصمی گرامی!
    دست شما برای نوشتن این مقاله درد نکند. اجازه می خواهم در مورد چند نکته از مطلب شما اشاراتی داشته باشم.
    یک) اوضاع سیاسی جهان از جمله توازن قوا در زمان مذاکره از سوی ویتنام و کوبا با امپریالیسم کاملا با امروز متفاوت بود. در آن زمان یک بلوک سوسیالیستی قدرتمند به محوریت اتحاد شوروی وجود داشت که طرفهای ضعیف مذاکره (کوبا و ویتنام) را در شرایط (به نسبت) برابر با امپریالیسم به رهبری دولت آمریکا قرار می داد.
    اگر امروز و در غیاب آن بلوک سوسیالیستی، کشور کوچکی چون جمهوری خلق کره می تواند در شرایط برابر (نسبی البته) با دولت آمریکا مذاکره انجام دهد، تنها به واسطه قدرت بالای نظامی به ویژه در حوزه تسلیحات اتمی آن، و پارامترهای دیگر، از جمله مجاورت آن کشور با دو قدرت بزرگ (هر دو اتمی) یعنی چین و روسیه است. ایران چنین برگ برنده ای ندارد.
    دو- می فرمایید که “قهر” خامنه ای “ناشی از خالی بودن دست دیکتاتور برای مداکره” است. حال آنکه بنده معتقدم که دست او کاملا پر است: همه جهان، نه تنها قدرهای بزرگ چین و روسیه، بلکه حتی متحدان اروپاییِ دولت آمریکا موافق اجرای برجام و در نتیجه حامی ایران هستند، ولو محافظه‌کارآنه مثل اتحادیه اروپا. اقتدار دولت آمریکا از لحظه ورود روسیه در جنگ داخلی سوریه رو به افول گذاشت و امروز ته تنها قطب یکه تاز جهان نیست، بلکه به دولتی منزوی نیز مبدل شده است. اگر همچنان شاخ می زند و تهدید به جنگ می‌کند و کشورهای “گردنکش” را یکی پس از دیگری تحریم می‌کند، ناشی از حمایت “جامعه جهانی” نیست بلکه برای آن است که چاره جز این ندارد. به همین دلیل است که دیگر ابایی ندارد که با چهره کاملا عریان به تهدید جنگ و تحریم دست بزند‌. ولی این برهنگی ناشی از اقتدار نیست بلکه برای دیدن افول سریع قدرت خویش است. ولی با وجود افول قدرت، هنوز می تواند شاخ بزند و ضربت شاخ هایش برای کشور ضعیفی چون ایران قوی تر از مثلا روسیه است‌ که می تواند در چند ساعت واشینگتن را در صورت تهدید نطامی آمریکا نابود کند.
    نتیجه آنکه، بنده هم مخالف مذاکره نیستم ولی چون دولت امریکا نسبت به ایران دست بالا دارد، می تواند باز هم با فریبی دیگر دست ایران را در پوست گردو بگذارد.
    با احترام، خسرو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *