خروج انقلابی از سرمایه داری نیازی همه بشری

سخن روز شماره: ۵۷ (۵ شهریور ۱٣۹۷)

 

سمیرا امین، اقتصاددان مارکسیست مصری- فرانسوی در آخرین کتاب خود خواستار برپایی «انترناسیونال کارگری و خلق های جهان برای خروج انقلابی از صورتبندی اقتصادی- اجتماعی حاکم سرمایه داری» به مثابه ی وظیفه ی همه بشری می‌شود تا از تبدیل شدن کشورها و خلق ها به نومستعمره ی سرمایه مالی امپریالیستی جلوگیری به عمل آید و به سلطه ی «توتالیتاریسم امپریالیسم» پایان داده شود.

در ادامه ترجمه ی مقاله ی کوتاه شده از بخشی تز مرکزی کتاب که در نشریه «افریقا- آسیا»  انتشار یافت (۸شتم اوت ۲۰۱۸) می خوانید.

 

نظامی که سی سال است بر جهان حاکم است، به طور چشم گیر از یک مرکزیت تمام عیار برخوردار است. سلطه ی  مرکزیتی که در منطقه و در سطح جهانی، در اقتصاد، سیاست، نظامیگری، و در صحنه ی اجتماعی و فرهنگی حاکم است.

چند هزار شرکت های عظیم و چند صد سازمان مالی که با یکدیگر به صورت کارتل در ارتباط قرار دارند، نظام تولیدی را در هر کشور و در سطح جهانی به ابزارهای منبع سود رسانی به خود بدل ساخته اند. از این طریق الیگارشی مالی حاکم، بخش روزافزونی از تولید و کار شرکت های زیر مجموعه را تصاحب می کنند. آن‌ها سود تولید و کار را به رانتی تنها به نفع خود تبدیل کرده اند.

پس از برقراری سلطه ی خود بر احزاب سنتی راست و چپ و سندیکاها، اکنون این الیگارشی سلطه سیاسی مطلق خود را برقرار ساخته است. رسانه‌ها به مثابه گروه  روحانی جدید این مذهب حاکم، به زیردستان فرمان بر الیگارشی مالی بدل شده است و این روحانیون مذهب جدید وظیفه ایجاد زمینه تولید نظر را برای غیرسیاسی نمودن افکار عمومی با جدیت به مورد اجرا درمی آورد. الیگارشی مالی اهمیت نظام چند حزبی را در جامعه به صفر رسانده است و آن را از طریق برقراری یک حزب سرمایه ی انحصاری جایگزین ساخته است. دمکراسی پارلمانی نمایندگان مردم مضمون خود را از دست داده است.

این سیستم سرمایه داری دوران پایانی دارای نظمی کاملا بسته و یکپارچه است و تمام ویژگی‌های یک نظام «توتالیتاریسم» را داراست. گرچه از بیان آن با وسواس دوری می شود. این نظم حاکم از یک توتالیتاریسم تشکیل می‌شود که در شرایط فعلی هنوز «نرم» است، اما این نظم هنگامی که اکثریت کارگران و خلق ها به این نتیجه برسند که باید علیه آن قد علم نمود، در هر لحظه آماده است از اهرم سرکوب بهره گیرد. امکان چنین قیامی وجود دارد …

اضافه بر آن وظایف مبارزاتی در صحنه محیط زیست نیز وجود دارد، به ویژه در ارتباط با تغییر وضع هوا که سرمایه داری نسبت به حل آن دارای هیچ پاسخ سازنده ای نیست. مساله قرارداد پاریس، تنها ریختن خاک به چشم انسان است.

همچنین در صحنه رشد علوم و اختراعات تکنولوژیک، ازجمله در علم انفرماتیک، این نظام دارای هیچ پاسخ انساندوستانه نیست. اهرم علم و پیشرفت آن، بدون هر نوع احساس مسئولیت به زیر مهمیز سود رسانی برای سرمایه مالی کشیده شده است.

وضع ایجاد شده را باید شکل نویی از جهانی سازی امپریالیستی ارزیابی نمود که در خدمت قدرت‌های سنتی امپریالیستی مانند ایالات متحده ی آمریکا، اروپای مرکزی و ژاپن قرار دارد. هدف آن‌ها استثمار و غارت منابع کشورهای جنوب است که همراه با استثمار نیروی کار در این کشورها و تقسیم دوباره ی کشورها میان خود است. این نیروها می کوشند مواضع ویژه تاریخی خود را حفظ کنند و مانع آن گردند که کشورهای پیرامونی از حیطه تعیین شده برای آن‌ها در این نظم خارج شوند.

 

تاریخ قرن پیش، هنگامی که به طور دقیق مورد توجه قرار گیرد، نشانگر کوشش خلق های پیرامونی برای خروج از سیستم جهانی استعماری است. آن‌ها  یا کوشیدند با راه رشد سوسیالیستی و یا با نبرد رهای بخش از این نظام خارج شوند. این مبارزه فعلا از دستور روز خارج شده است. بازتولید سلطه ی استعماری امپریالیسم که اکنون در جریان است، ناشی از این وضع شکننده ی ایجاد شده در نبرد رهایی بخش ریشه دارد.

برای حفظ وضع موجود امپریالیست های سه گانه پیش گفته تحت رهبر ی ایالات متحده آمریکا نظم دسته‌جمعی جهانی ای ایجاد ساخته اند. بخشی از ناتو بودن که بی‌واسطه با ساختار اروپا گره خورده است، و همچنین ژاپن بخش جدایی ناپذیر این امپریالیسم جمعی را تشکیل می دهد. …

در چنین شرایطی است که برپایی یک انترناسیونال کارگری و خلق ها جهان در نبرد علیه مبارزه طلبی امپریالیسم جمعی امروزی محور پراهمیتی را تشکیل دهد.

خروج از نظام سرمایه داری گرفتار در بحران سیستمی، یک ضرورت تاریخی را تشکیل می دهد، و نه کوشش برای خروج از بحران حاکم بر سرمایه داری. چنین امکانی وجود ندارد.

۱- هدف برپایی یک انترناسیونال جدید است و نه یک جنبش. از این رو ضروری است که کرسی ای برای بحث در این باره ایجاد گردد. …

۲- به این منظور باید تجربه ی تاریخی انترناسیونال کارگری مورد بررسی مجدد قرار گیرد. نباید این تجربه را با ادعای آنکه کهنه شده است، کنار گذاشت. مساله این نیست که در تجربه گذشته به جستجوی مدلی برویم. بلکه باید با پرداختن به آن به شکلی دست یافت که برای شرایط نبرد امروز به آن نیاز است.

۳- فراخوان برای برپایی انترناسیونال جدید باید برای تعداد هرچه بیش تر سازمان های ارسال شود که اکنون در نبرد روزانه با سرمایه داری دست بگریبان هستند. اولین گروه مسئول برای این برپایی بایستی هرچه زودتر ایجاد شود …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *