سرانجام انتخابات سوئد؛ گریز از نئولیبرالیسم بدون گرایش به سوسیالیسم!

مقاله شماره:۵۳ (۲۴ شهریور ۱٣۹۷ )
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری
نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/7094

 

به دوش روح چه سنگینی دل آزاری است،
خیال آنکه رهی نیست در پس بن بست.
برای مردم رهرو، در این جهان فراخ
هزار راه رهایی و روشنایی هست.

(شعر پرندگان مهاجر از زنده یاد شاعر توده ای ژاله اصفهانی)

 

کوتاه سخن انتخابات سوئد یک رودررویی با نئولیبرالیسم بوده است ولی در پایان هم سنگی نیروها مانند گذشته به سود بورژوازی باز مانده است و یک جایگزین پیشرو جانشین نئولیبرالیسم نشده است.

بورژوازی بزرگ سوئد که از پیش از گرایش ضدنئولیبرالی توده ها آگاه و از پیامدهای آن برای انباشت سرمایه نگران بوده است، با زیرکی به کمک عوام فریبی حزب “دموکراتهای سوئد” تلاش کرد تا این جنبش را از راه درست به در برد و توده های ناامید، دل بریده و سرخورده از حزب های سنتی را به دامن فاشیسم براند.

بدین گونه انتخابات سوئد از پیش برنامه ریزی شده بود تا با گفتن یک داستان نو و پنداری، ذهن مردم را از ریشه های اصلی سختی هایی که آن ها با آن درگیر هستند به دور دارد. داستان گفته شده بر این پایه ساخته شد ه بود که گویا چون سوئد سال ها به مشکل های مربوط به مهاجرت و مهاجران بی توجه ای کرده است، اکنون مردم به جان آمده به ناگزیر به حزب نژاد پرست “دموکراتهای سوئد” رای می دهند تا این چالش ها را با بهترین شیوه حل کند.

داستان سرایان تنها به گفتن این نمایشنامه از پیش ساخته بسنده نکرده بودند بلکه از این هم فراتر رفته و نیروهای سوسیالیستی را مسول گرایش جامعه به نژادپرستان دانسته اند. آنها بارها سوسیالیست ها را متهم کرده بودند که به خاطر بدفهمیدن مفهوم همبستگی، در دروازه ها ی سوئد را به روی کس و ناکس باز کرده اند و این مهمان نوازی بیش از اندازه انسان گرایان بوده است که دولت رفاه را از پا درآورده است و به خاک و گل نشانده است. باز آن ها گفتند که دستگاه کمک رسانی اجتماعی هیچ وقت برای جمعیتی به این اندازه بزرگ طراحی نشده بوده است. افزون بر این نوکه ی تیز پیکان یورش نیروهای نژادپرست سینه مردمان غیربومی را نشانه گرفته بود و این باور را تلقین می کرد که مهاجران که از فرهنگ دیگری آمده اند در طول سال ها ترجیح داده اند که از مواهب دولت رفاه برخوردار شوند بدون آنکه دست به کار مفید و سودمندی زده باشند. می خواستند با این دروغ بزرگ گناه فروپاشی دولت رفاه و پیامدهای زیان بار سیاستهای نئولیبرالی را بر دوش مردمان غیربومی سوئد بگذارند.

ولی نتیجه انتخابات نشان می دهد که این گونه نبوده است و مردم پشیزی نیز برای آسمان و ریسمان به هم بافتن آقایان نئولیبرال نداده اند و نه تنها پشت سر نژادپرستان نماز نخوانده اند بلکه اعتماد خود را نیز به حزب های حاکم چاکر “سرمایه” از دست داده اند.

در واقع حزب نژادپرست “دمکراتهای سوئد” در انتخابات بیشتر از پیش رای آورده است، اما نه به آن اندازه که محافل نئولیبرالیستی و تریبون های رسانه ای آن ها برای آن برنامه ریزی کرده بودند.

یکی از دلیل های اصلی که نژادپرستان به اندازه ای که پیش بینی شده بود رای نیاورده اند این است که نظرسنجی ها نشان داده است که سوئدی ها نگران خدمات بهداشتی و وضعیت بیمارستان ها، خدمات آموزشی و وضعیت مدرسه ها، برابری جنسیتی و رفاه اجتماعی بوده اند. هرچند که رسانه های نئولیبرالیست ها تلاش فراوان کرده بودند تا مسئله پناهجویان و کوچ گران را موضوع اصلی انتخابات کنند ولی نگرانی  در باره ی چالش های پیوسته به  مردمان غیربومی در ردیف هشتم نگرانی سوئدی ها قرار داشته است.

بدین گونه اگرچه مشکل های مربوط  به مهاجران از جمله بیکاری در جامعه وجود دارد، اما این کاهش رفاه اجتماعی بود که به ویژه ذهن سوئدی ها را به خود مشغول کرده است. این گونه بود که حزب چپ که سیاستی مانند دای لینکه (Die Linke) آلمان دارد رای خود را ۲,۲ درصد افزایش داده است و در انتخابات کنونی نزدیک به ۸ درصد رای آورده است. نیاز به یادآوری است که حزب چپ برنامه انتخاباتی خود را بر پایه ی برابری اجتماعی و تقویت دولت رفاه قرار داده بود و نه بر پایه ی برنامه های نژادگرایانه و نئولیبرالی.

پشتیبانی گسترده از دستاوردهای گذشته نیروهای پیشرو نشان دهنده این است که چرا رای دهندگان حزب “میانه روان”، حزب محیط زیست و سوسیال دموکراسی را که با هر آهنگ نئولیبرالی رقصیدند مجازات کرده اند. دو حزب سیاسی سنتی، سوسیال دموکرات و حزب “محافظه کاران میانه رو” که چندین دهه با جانشینی همدیگر برنامه های نئولیبرالیستی را در جامعه سوئد پیاده کرده بودند به ترتیب کاهش ۲,۵ درصدی و ۳,۵ درصدی داشته اند. بدین گونه رای دهندگان به آن ها گوش مالی داده اند و آن ها را به سزای خوش خدمتی خود برای “سرمایه” رساندند. رسانه ها مبارزه علیه پناهندگان و مهاجران را مسئله اصلی در انتخابات سوئد کرده بودند و چون سوسیال دموکراسی دیگر به برابری اجتماعی  باور ندارد پاسخ نژادپرستی را در توسعه  رفاه اجتماعی و دولت رفاه ندیده بود، بلکه برای افزایش رای با نژادپرستان همساز شد.

گرایش سوسیال دموکراسی به سوی ” راست افراطی ” کسی را شگفت انگیز نکرد. حزب سوسیال دموکرات سالیان درازی است که تبدیل به یک حزب بورژوا-لیبرال شده است. این حزب سال ها است که آرام آرام با تزریق زهر نئولیبرالی به رگ کم خون دولت رفاه مایه مرگ آن شده است و هم اکنون میخ های آخری بر تابوت این مرده می زند.

یکی از پیامدهای دلخراش قانونی که دولت سوسیال دموکرات در سال ۱۹۹۷ تصویب کرده است این بوده است که امروز ۲۴۵۰۰۰ از بازنشستگان در سوئد نیز زیر خط فقر زندگی می کنند.

بسیاری از بازنشستگان سوئدی پس از پرداخت هزینه های ماهانه کمی بیشتر از ۱۰۰ دلار در ماه برای تهیه مواد غذایی برایشان می ماند. این در حالی است که سود بانک های بزرگ در سال گذشته بیش از ۱۰ میلیارد دلار بوده است. همزمان دولت سوسیال دمکرات با وجود سیاست رسمی خنثای نظامی و بدون درگیری جنگی ۲۰۰ ساله و بدون داشتن دشمن تنها برای خرسندی شرکت های نظامی و دوستان امپریالیستی آمریکایی در ناتو در سال ۲۰۱۸ ۶,۲۲ میلیارد دلار پول هزینه ارتش کرده است.

این نمونه ی بارزی از خوی نظام سرمایه داری است که انسان ها را پس از بهره کشی به حال خود رها می کند. این گونه است که دوران پیری کسانی که با رنج و کار سالیان دراز جامعه کنونی سوئد را  به اینجا رسانده اند باید با گرسنگی بگذرد ولی کسی اصل مقدس سود انباشته بانک ها و فربه شدن شرکت های جنگی را زیر پرسش نمی برد.

قبل از انتخابات سال ۲۰۱۴، سوسیال دموکرات ها قول داده بودند که قراردادهای موقتی با شرایط نامساعد کاری را محدود کنند. ولی آمار نشان می دهد که تعداد کارکنان دائمی در چهار سال گذشته حتا دو درصد کاهش داشته است.

همچنین شغل های صفرساعتی و بدون قرارداد در باره ی دستمزد و ساعت کاری بسیار معمولی شده است. هم اکنون ۲۶۲۰۰۰ نفر یا ۴۰ درصد شغل های موقت از این نوع شغل ها هستند.

روزنامه پرولتاریا ارگان حزب کمونیست در سوئد در تازه ترین شماره خود گزارشی دارد از زن کارگری که در یک شرکت خدماتی نظافتی به گونه روزمزدی کار می کند ولی هیچ  چشم اندازی برای استخدام شدن رسمی ندارد و حتا هنگام بیماری از دستمزد برخوردار نمی شود.

دولت سوسیال دموکرات به آن اندازه پابوس امام زاده نئولیبرالیسم شده است که حتا دیگر اراده و توان پشتیبانی از کارگران را در برابر شرکت های بهره کش فراملی از دست داده است.

رهبری سوسیال دموکرات اتحادیه کارگری LO با توافق خود با اتحادیه کارفرمایان Svenskt Näringslivs  حق اعتصاب کارگران در شرکت های زیر مجموعه این اتحادیه کارفرمایان را محدود کرده است.

پیش از آن دولت سوسیال دموکرات به بهانه طولانی شدن درگیری میان سندیکای کارگران بندر (Hamn4an) و شرکت فراملی کشتیرانی  میرسک (Maersk) اقدام جمعی کارگران را از لحاظ قانونی محدود ساخته بود.

شرکت ساختمانی لاول (Laval) لتونی هنگام ساختن مراکز مسکونی در حومه استکهلم به کارگران خود دستمزدی حتا به مراتب کمتر از حداقل دستمزد پرداخت. ولی دولت سوسیال دموکرات با تکیه به تصمیم دادگاه اتحادیه اروپا از پشتیبانی از کارگران برای به دست آوردن حق خود سرباز زد. دولت سوسیال دموکرات برای خشنودی این شرکت فراملی تا آنجا پیش رفت که اقدامات همدردی و تظاهرات پشتیبانی دیگر قشرها را غیرقانونی خواند، و به شرکت Laval اجازه داد تا به بهره کشی خود بدون بازدارندگی ادامه دهد.

نمونه هایی وجود دارد که این شرکت کارگران را با “توافق شخصی” و بدون پرداخت دستمزد قانونی تا ۶۰ ساعت در هفته مجبور به کار کرده است. یادآوری شود که آمار نشان می دهد که حادثه های ناگوار ساختمانی با ساعت های کار طولانی کارگران ارتباط مستقیم دارد.

سوسیال دموکرات ها هرگز به وعده های خود عمل نکرده اند بلکه با اجرای سیاست های نئولیبرالی حزب های راستگرا، زحمتکشان و طبقه متوسط را از خود گریزان کرده اند. هواداران و رای دهندگان به سوسیال دموکرات ها هر روز از روز پیش ناامیدتر می شوند. این حزب با در پیش گرفتن سیاست های زیان بار نئولیبرالی نه تنها طرفداران کارگر که حتا طبقه متوسط را نیز از دست داده است. در شهر های صنعتی قدیمی هماره سوسیال دموکرات ها ۸۰ درصد رای می آوردند ولی امسال در گوتنبرگ تنها ۱۵ درصد رای آورده اند.

نتیجه انتخابات یکشنبه نشان دهنده نارضایتی روزافزون مردم علیه سیاست های دولت های سوسیال دموکرات و محافظه کار بر ضد منافع زحمتکشان و محدود کردن حقوق مردم و کاهش مزایای اجتماعی است. سیاستی که برای حمایت از شرکت های سوئدی در رقابت های اروپایی و بین المللی و برای تضمین منافع آنها پیاده شده است.

ریشه این نارضایتی توده های سوئدی را باید در افزایش سن بازنشستگی، افزایش هزینه های زندگی، کمبود مسکن، افزایش اجاره بهای خانه، کاهش واقعی و دستمزد و کاهش حقوق بازنشستگی، و همچنین خصوصی سازی در بخش های حمل و نقل، انرژی، مخابرات، و همچنین خدمات بهداشتی و درمانی یافت.

با این وجود کرنش سالیان دراز “چپ های میانه ” و غیر سوسیالیستی در برابر سیاست های نئولیبرالیسم منجر به عدم اعتماد زحمتکشان به آنها نیز شده است. برای “چپ ها” یک فاجعه است که یک چهارم از کارگران سازماندهی شده در اتحادیه کارگری LO به حزب نژاد پرست “دموکرات های سوئد” رای داده اند.

در مجموع نهال جنبش ضدنئولیبرالی مردم نتوانست به درخت نیرومند سوسیالیستی دگردیسی کند. بدین گونه، این نارضایتی بزرگ در قفس اداره بورژوازی جامعه زندانی شد و بال پرواز نیافت. به زبانی دیگر توده ها دریافتند که باید دست های اقتصاد نئولیبرالی را از جامعه کوتاه کرد ولی به دلیل خیانت سوسیال دموکرات و کرختی “چپ های میانه ” و ناباوری آنها به اندیشه جایگزینی سوسیالیسم، توده ها نتوانستند راه درست برون رفتن از این گمراهی را بیابند.

جای خوشبختی است که کمونیست ها با هم در انتخابات شهرداری پیشروی کرده اند و نه تنها سه نماینده گذشته خود را در شهرداری ها نگه داشته اند بلکه یک نماینده نو نیز به شورای شهر فرستاده اند.

با روندی که در جریان است شمار بیشتری از سوئدی ها به این نتیجه می رسند که انتخابات پوشالی تنها قیافه توخالی دموکراسی است. دموکراسی واقعی تنها با گسترش توده ای و شرکت مستقیم توده ها در نهادهای تصمیم گیری شدنی است.

ما از بدبختی و ورشکستگی کشور و حزبی سخن می گوییم که گویا زمانی از چشمه های آن شیر و عسل می جوشید و آرمان شهر  ” چپ های میانه ” در میهن ما بوده است و شاید هنوز هم برای بسیاری باشد.

فراموش می شود که دولت رفاه فراورده و برایند هم سنگی نیروها در دوران “جنگ سرد ” بوده است. امپریالیسم برای جلوگیری از نسیم دل پذیر اندیشه سوسیالیسم  که مردم را به برابر خواهی انگیزش می داد به ناگزیر بخشی از ارزش افزوده بدست آمده در جامعه را برای رفاه اجتماعی به کار می برد تا سوئد را با آن به ویترینی دگرگون کند که در آن رشد اقتصادی دست در دست عدالت اجتماعی هم زیستی داشت. پس از فروپاشی سوسیالیسم و پیروزی گذرای ضدانقلاب دیگر در سوئد نه رشدی ماند و نه برابری و برادری. آن چه که هست نشان از سروری “سرمایه ” دارد.

اگر “چپ میانه ” در میهن ما از کمونیست ها و به ویژه حزب توده ی ایران الهام نگیرد و با گامهایی فراتر از آزادی خواهی پای در راه مبارزه ضدنئولیبرالی زحمتکشان نیز نگذارد چه بسا این سهل انگاری موجب گرایش توده ها به سوی عوام فریبان یا گذاشتن برگ رای در سبد حزب های بورژوازی در فردای روز آزادی شود.

(امری که برای بورژوازی میهن دوست نیز صدق می کند. بورژوازی میهن دوست در ایران نیز تاکنون موضع روشن علیه اقتصاد سیاسی نئولیبرال امپریالیستی نگرفته است.)

نوشته های کمکی

روزنامه PROLETÄREN ارگان حزب کمونیست در سوئد

Riktpunkt ارگان حزب کمونیست سوئد

 

نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/7094

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *