نیاز به «دنیا» در سالگرد تولید دکتر تقی ارانی
مهمان عالیقدر و وحشت زا (۳)

مقاله شماره:۵۴ (۲۶ شهریور ۱٣۹۷ )
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری
نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/7107

 

اندیشیدن به اهمیت آموزش سیستماتیک مارکسیسم در حزب توده ایران در چند روز گذشته و هنگام نگارش مقاله ی مهمان عالیقدر و وحشت زا (۱ و۲)، همراه ذهن من بود. مطالعه ی کتاب مارکسیست آلمانی توماس مچر که در آن تئوری رشد اندیشه ی مارکس و دیگر بانیان سوسیالیسم علمی به کمک مواضع علمی آن‌ها طرح و به بحث گذاشته شده است که به آن اشاره رفت، درست این جنبه ی کمبود فعالیت سیستماتیک را در حزب طبقه کارگر ایران در ذهنم برجسته‌تر ساخت.

ادامه ی مطالعه ی کتاب مچر یادآور می‌شود و سویه ی ضد فرهنگی جنایت ارتجاع حاکم در ایران و متحدان جهانی آن را در نابودی رهبران و کادرها و دانشمندان توده‌ای در سال ۱۳۶۷ به عنوان جنایتی علیه تمدن و مدنیت و دانش و فرهنگ در ایران در ذهنم برجسته ساخت.

اکنون ما توده‌ای ها، اگر چه وارثان ارثیه ی بزرگ فعالیت تئوریک این رفیقان هستیم، و گرچه کوشش هایی نیز در انتقال آن به نسل جدید توده‌ای ها و هواداران بردارشته ایم، به شهادت اذعان به کمبوددی که بیان می شود، نتوانسته‌ایم گامی استوار با دورنمایی شفاف برای آموزش نسل جدید توده‌ای ها برداریم. نتوانسته‌ایم گامی در خور در جهت رشد اندیشه ی انقلابی متکی به برداشت جانبدار و متعهد مارکسیستی- لنینیستی برداریم. این واقعیت دردناک در بیان «عقب بودن عنصر ذهنی از عنصر عینی» در نبرد طبقاتی کنونی  در ایران که بسیاری در سخنان و در نوشتارهای خود مطرح می‌سازند و در اسناد ششمین کنگره ی حزب توده ایران نیز راه یافت است، نشان این ناتوانی برای انجام وظیفه ی سوسیالیستی حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران است.

علت عمده برای ایجاد شدن این کمبود چیست؟ چگونه می‌توان به آن پایان داد، لااقل هرچه زودتر شرایط ضرور برای رفع آن را ایجاد نمود و گامی آغازین در این راه برداشت، تا پاسخی شایسته و انقلابی به جنایت ارتجاع حاکم باشد؟

بدون تردید گام نخست، مطالعه ی فردی توده‌ای هاست. هیچ توده‌ای بدون کتاب در دست و در جیب از خانه خارج نمی شود. و یا شب به رختخواب نمی رود. فهرستی که می‌توان طولانی‌تر کرد. اما پاسخ به پرسش اصلی نمی‌تواند تنها در کوشش فردی نهفته باشد. کار تئوریک نیز مانند کار سیاسی- طبقاتی کاری جمعی است. برای آن نیاز به سازمان و برنامه در حزب طبقه کارگر وجود دارد.

حزب کمونیست چین انتشار مجدد تمام آثار بانیان سوسیالیسم علمی را در سال‌های اخیر به مورد اجرا گذاشته است. آموزش مارکسیسم، فلسفه و جامعه شناسی در دانشگاه و مدرسه‌ها عالی برای دانشجویان به رشته‌های وظیفه تبدیل شده است. در کشورهای سوسیالیستی در گذشته هیچ رشته ی تخصصی بدون گذراندن رشته اجتماعی- تاریخی- اقتصادی و .. مارکسیستی ممکن نبود. همان‌طور که رشد انقلابی مارکسیسم، یعنی رشد آن به منظور تغییر شرایط ترقی خواهانه و رهایی بخش هستی جامعه بشر، بدون آموختن از دستاوردهای علوم مثبته، اما همچنین بدون آموختن علم جامعه شناسی مارکسیستی، ماتریالیسمِ دیالکتیک و تاریخی ممکن نیست. این آموزش که برخی ها آن را «نوآوری در مارکسیسم» می نامند، عمدتاً کار فردی نیست، گامی در چارچوب فعالیت جمعی در حزب طبقه ی کارگر است که باید از طرف حزب سازماندهی شود.

اشاره شد که اندیشه درباره ی ضرورت رشد فلسفه و جهانبینی علمیِ مارکسیسم که در سال‌های اخیر توسط مارکسیست های بسیاری مطرح و توسط برخی از قبیل مچر گام هایی برای تنظیم تئوری آن برداشته می شود، در آثار زنده یاد احسان طبری، آموزگار چند نسل از توده‌ای ها به وسعت وجود دارد. برای نمونه طبری جایگاه هنر را در تئوری شناخت انسان هم تراز علم ارزیابی می‌کند و در آخرین  اثر فلسفی- اجتمای خود: درباره انسان و جامعه ی انسانی، مورد توجه قرار می‌دهد و می شکافد. در بخش ۴ کتاب: زندگی معنوی جامعه انسانی، زنده یاد طبری ضمن تآکید بر «تقدم زندگی مادی بر زندگی معنوی»، روند رشد جهان بینی غیرعلمی و علمی را در سخنانی کوتاه توصیف می‌کند که در خدمت توسعه ی «امکانات شناخت از اقعیت» توسط انسان قرار دارد. او این بخش از امکان شناخت انسان را شامل «نه تنها .. کار مولد، بلکه هسته های علم و هنر و فلسفه و دین و سیاست و حقوق و آداب و رسوم اخلاق و دیگر اشکال حیات معنوی جامعه» می‌داند که «به تدریج متبلور می شوند» (همانجا ص ۱۱۵).

به نظر مچر نیز در کتاب اخیرش که از آن سخن رفت، مارکسیسم آینده باید در فلسفه ی خود به جهانبینی غیرعلمی، آگاهی روزمره، میستیک و مذهبی و به ویژه به هنر به مثابه ی اهرم شناخت انسان بپردازد. او نیز هنر را بخشی از تئوری شناخت انسان ارزیابی می‌کند که در زیر مجموعه ی شناخت علمی قرار ندارد، بلکه هم تراز آن است.

انتشار منظم دنیا

به منظور سازماندهی آموزش فلسفه، جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی مارکسیستی توسط حزب توده ایران برای رشد مارکسیسم، ایجاد شرایط  اندیشه ی جمعی در درون حزب توده ایران در این زمینه بی تردید است. سازماندهی انتشار منظم دنیا، ارگان تئوریک و سیاسی کمیته ی مرکزی حزب توده ایران وظیفه‌ای عمده و یک ضرورت تاریخی است.

وظیفه‌ای که مانند وظیفه ی پیش گفته در مقاله ی قبلی باید در فعالیت حزب طبقه کارگر ایران به روز شود.

ضرورت انتشار ارگان تئوریک- سیاسی حزب توده ایران «دنیا» به طور منظم، ایجاد شدن مرکزی برای فعالیت نظری- سیاسیِ سوسیالیستی حزب است که کاری فردی نیست. زیرا در جریان کار جمعی خطر انحراف نظرات از محور برداشت فلسفی مارکسیستی کم‌تر وجود دارد.

انتشار مجدد و منظم دنیا که در آن پژوهشگران توده‌ای با نام خود به طرح اندیشه و برداشت‌ها می پردازند، شرایط جریان روند شفاف شناخت از برداشت و نظر مبارزان را ایجاد می سازد.  نظر اندیشمندان توده‌ای و همچنین دانشمندان از کشورها و احزاب دیگر که ترجمه ی نظرات آن‌ها ارایه می شود، باعث می‌شود که مواضع و نظرات مبارزان و رهبران حزبی شفاف و برای رفقای حزبی و هواداران شناخته شود. این روند به اهرمی بدل می‌شود برای رشد شخصیت علمی و انقلابی مبارزان در حزب توده ایران. روندی که با موفقیت در گذشته به مورد اجرا گذاشته شده است. در چنین شرایط خطر رشد شخصیت کاذب و کیش شخصیت در حزب محدود می‌گردد و از «خصوصی سازی» در امر نظربندی در حزب توده ایران جلوگیری می شود.

نباید فراموش نمود که اکنون امکان تبادل نظر و حتی طرح نظرات  تئوریک و بررسی های مارکسیستی در نشریات حزب توده ایران بسیار محدود وجود دارد. جریان معینی با بستن در حزب توده ایران انگار به «خصوصی سازی» نظر بندی در حزب دست یافته است. این روند اکنون در حال توسعه است. به این نکته باید به طور مجزا پرداخت.

 باز انتشار آثار

ایجاد شرایط برای رشد اندیشه ی مارکسیستی در حزب توده ایران می‌تواند از طریق بازانتشار آثار کلاسیک های مارکسیستی انجام شود که خوشبختانه در حزب طبقه کارگر ایران از سنت طولانی برخوردار است و نام زنده یاد محمد پورهرمزان را در ذهن زنده می‌کند که مسئول شعبه ی تبلیغات و انتشارات حزب توده ایران بود. در این زمینه گام جدید و دوست‌داشتنی انتشار الکترونیکی ۵۹۹ شماره ی نامه مردم دوره ی هشتم توسط حزب توده ایران است که بعد از انقلاب بهمن ۵۷ به سردبیری زنده یاد منوچهر بهزادی، دبیر کمیته ی مرکزی و عضو هیئت سیاسی کمیته ی مرکزی در تهران انتشار یافت.

خطر دور شدن از محور فلسفه و اندیشه ی مارکسیستی تنها در امکان گرایش به اندیشه سوسیال دمکرات با تبعات سیاسی- طبقاتی آن قرار ندارد. در این زمینه پاسخ حزب توده ایران قاطع است. حزب طبقه ی کارگر ایران پایبندی خود را به اندیشه و فلسفی مارکسیستی حفظ و در نشست کنگره ی سوم حزبی در قریب به سی سال پیش حذف ایدئولوژی مارکسیستی را از برنامه حزب توده ایران مردود اعلام نمود.

این به این معنا نیست که تقویت گرایش به اندیشه ی سوسیال دمکرات در هر دو نمونه ی «چپ» و «راست» آن دیگر وجود ندارد. خطری که به دنبال فقدان کار جمعی و شفاف تئوریک- نظری- سیاسی در حزب تقویت گشته و پا قرص می کند. ایجاد شدن این امکان انکارناپذیر است. به آن به طور مجزا پرداخته خواهد شد.

نبود اهرم پرتوان کار جمعیِ مطبوعاتی در حزب، امکان کوشش فردی را در این زمینه مطلق می‌سازد، ساخته است و این امکان را به وجود می‌آورد که اندیشه ی دورشونده از محور فلسفی  مارکسیستی نتواند به‌موقع به گرایش نظرات خود واقف شود و از کمک فکری جمعی برخوردار گردد. تحت چنین شرایطی خطر تأثیر انحراف نظری به برداشت سیاسی در حزب توده ایران عمده می گردد.

نمونه ی چنین وضع ایجاد شده به دنبال کمبود کار جمعیِ نظری- تئوریک در حزب توده ایران که ناشی از تعطیل عملی انتشار نشریه دنیا است، برداشتی است از «ماتریالیسم» در کتاب ششمین کنگره ی حزب توده ایران که در مقاله ی پیش به برخی از سویه های آن پرداخته شد و نشان داده شد که از سخن مارکس برای تعریف مرحله برای رشد جامعه (مرحله ی جامعه کمونیسم کهن- بدوی، برده داری، فئودالی، سرمایه داری و سوسیالیسم) نمی‌توان به نتیجه‌گیری برای تعلیق مبارزه ی سوسیالیستی حزب توده ایران نایل شد.

آیا ضرورت انتشار دنیا در شرایط کنونی درک می شود؟ آیا ضرورت ایجاد شدن شرایط بحث رفیقانه و مسئولانه در حزب توده ایران درک می شود؟

پذیرفتن اندیشه ی عکس، یعنی انتظار رشد نیروهای مولده به «سطح» دلخواه را داشتن و در کوپه قطار رسیدن به  ایستگاه موعود سوسیالیسم را به انتظار کشیدن می تواند تنها با سلطه ی برداشت فویرباخی از ماتریالیسم بر اندیشه ممکن گردد. باید اصلاح طلبی را پذیرفت و حفظ نظام سرمایه داری را مورد تأیید قرار داد. شیوه ای که به معنای برباد دادنِ هویت طبقاتی و برنامه مستقل حزب توده ایران است. به معنای آویزان کردن رسالت تاریخی حزب طبقه کارگر ایران به جارختی دم در است.

 به منظور ایجاد شرایط رشد نیروهای مولده در ایران کنونی ضرورت برش انقلابی برای تصاحب قدرت سیاسی انکار ناپذیر است که گامی دمکراتیک- اتحادی در جامعه است. برای دسترسی به آن باید نبردی نظری و کارکردی انقلابی در ایران ارایه داد.

رشد نیروهای مولده در جامعه نیز در مرحله ی بعدی پس از گذار از دیکتاتوری در مرحله ملی- دمکراتیک انقلاب، گامی تدریجی و اصلاحی است که باید آن را نیز گامی اتحادی با لایه‌های دیگر بورژوازی ملی و خرده بورژوازی ارزیابی نمود. باید برای هر دوی این مرحله ها برنامه واستراتژی و تاکتیکی مبتنی بر ماتریالیسم دیالکتیکی داشت. بحث درباره آن در حزب توده ایران و جامعه ایرانی وظیفه‌ای سوسیالیستی است. در سطح کشور باید آن را به سطح یک مبارزه ی فرهنگی- رهایی بخشی بزرگ عملی ساخت. نیاز به «دنیا» برای تحقق بخشیدن به این وظیفه ی عظیم تاریخی انکار ناپذیر است.

رشد نیروهای مولده در جمهوری خلق چین که در سند ششمین کنگره ی حزب توده ایران به آن پرداخته و جایگاه تاریخی آن برجسته شده است، بدون چنین برنامه و برش انقلابی در گذشته ممکن نبوده است. آیا حزب کمونیست چین می بایست در سال ۱۹۴۹ قئرت را به دست نمی گرفت و آغاز «سوسیالیسم چینی» را هدف قرار نمی داد، زیرا در چین هنوز بقایای برده‌داری و شیوه ی تولیدی آن وجود داشت؟ در کوبا و ویتنام هم؟

بدین ترتیب می‌توان مدعی شد که یکی از عمده ترین «به روز شدن ها» در سیاست و برنامه حزب توده ایران، انتشار مجدد و منظم نشریه تئوریک- سیاسی «دنیا» در صدمین سالگرد تولد دکتر تقی ارانی بنیان گذار آن و رهبر کارگران ایران است.

 در نوشتار مجزا به توضیح بیش تر درباره ی اندیشه بانیان سوسیالیسم علمی درباره ی ضرورت مبارزه ی سوسیالیستی که مارکس آن را در تزهای فویرباخ «پراتیک انقلابی برای تغییر شرایط» می‌نامد پرداخته خواهد شد.

 

نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/7107

One Comment

  1. احسان

    تولید و انتشار مجلات جدید”دنیا”، همان طور که رفیق فرهاد گفته اند، ضروری است از جمله برای افرادی چون خودم که دست به مطالعه عمیق مارکسیسم نزده اند. تولید و انتشار چنین مجله ای بی شک به افراد کم تجربه ای مانند خودم کمک می کند تا با مطالعه عمیق فردی و جمعی به شناخت درست و عمیق تری از مارکسیسم و سوسیالیسم دست یابیم و خود را هر روز به روز کنیم تا بهتر و فعالانه تر با رفقای چپ دیگر سازمان‌ها و حتی میان خود رفقای توده ای درون و بیرون حزب به بحث و گفتگو و کنکاش و تجزیه و تحلیل صبورانه مسائل ایران و جهان بپردازیم. به نظر می اید این کمبود در رشد تئوریکی فردی و جمعی مارکسیست ها می تواند لطمات جدی به همه باورمندان به سوسیالیسم بزند اگر نتوانند این آرمان فردی و جمعی تمام مارکسیست ایران و جهان در بحث و گفتگو با افراد و گروهای غیرمارکسیستی شرکت کنند و حرف های خود را به شکل دیالکتیکی به کرسی بنشانند. این کمبود، شاید، حتی یکی از دلایل عدم شکل‌گیری اتحاد چپ در ایران و دیگر کشورها باشد.

    پیشنهاد بسیار خوب رفیق فرهاد را در مورد مطالعه فردی و بویژه جمعی آثار جدید و قدیم مارکسیستی باید به فال نیک گرفت و بی شک کمیته مرکزی حزب و افراد دست اندرکار حزبی هم به این پیشنهاد مهم فکر و تصمیم گیری خواهد کرد.

    برای اجرای چنین پیشنهاد ارزنده ای بی شک به تلاش عظیم و وظیفه خطیر کادرهای ورزیده هیت سیاسی حزب نیازمند است تا افراد را از کوچکترین تشکیلات حزبی مانند حوزه تا رده های بالاتر را به مطالعه بیشتر فردی و بویژه جمعی و سپس به تبادل نظر در مورد مطالعات فردی و جمعی خود در حوزه های تشکیلاتی تشویق کنند. این بی شک در نهایت عامل استحکام رفاقت نه تنها بین افراد تشکیلات مختلف حزبی می شود بلکه به استحکام و رشد هر چه بیشتر و سریع خود حزب به عنوان یک مجموعه می شود و نیز بی تردید کمک می کند افراد باسوادتر جدید به حزب راستین طبقه کارگر ایران گرایش و دلبستگی قلبی پیدا کنند.

    امید که این پیشنهاد رفیق فرهاد جدی گرفته شده و عملی گردد که خواست و نیاز بسیاری از هواداران حزب توده ایران است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *