در راه تشکیل ائتلاف ضد دلاری

آنتون کانوسکی

(Anton Kanevskiy)

https://www.fondsk.ru/news/2018/09/18/na-puti-k-antidollarovoj-koalicii-46809.html

ا. م. شیری

https://eb1384.wordpress.com/2018/09/22/

٣١ شهریور- سنبله ١٣۹۷

کی جهان به پرداخت خراج دلار به آمریکا پایان خواهد داد…

دمیتری پسکوف، سخنگوی مطبوعاتی رئیس جمهور روسیه در برنامه کانال نلویزیون «روسیه ١» زیر عنوان «مسکو، کرملین، پوتین» اظهار داشت: سیاست جهانی دلارزدایی با سرعت تمام پیش می رود، و شمار کشورهای آسیایی و اروپایی که در پی جستجوی جایگزین برای دلار هستند، افزایش می یابد. او در ادامه افزود: «کشورهای هر چه بیشتری، نه فقط در شرق، حتی در اروپا نیز به این که وابستگی به دلار آمریکا را چگونه به حداقل برسانند، فکر می کنند. آنها ناگهان درک می کنند، که آ- این کار امکان پذیر است، ب- انجام این لازم است و ج- هر کس امکان دارد، خودش را نجات دهد. این باید هر چه زودتر انجام شود».

و چند روز قبل از این ژان کلود یونکر رئیس اتحادیه اروپا طی سخنرانی گزارشی سالانه خود در پارلمان اروپا در خصوص وضیعت اتحادیه اروپا بیاناتی ایراد نمود که بی تردید، می توان آن را بعنوان یک نقطه عطف بحساب آورد: «برای اینکه ارز واحد ما نقش کامل خود را در مقیاس جهانی بازی کند، ما باید به اقدامات بیشتری دست بزنیم. این کار بیهوده است در حالی که فقط ۲ درصد از انرژی ما از آمریکا وارد می شود، اتحادیه اروپا ۸٠ درصد از بهای ٣٠٠ میلیارد یورو انرژی وارداتی سالانه خود را به دلار آمریکا می پردازد. بیهوده است که شرکتهای اروپایی بهای هواپیماهای تولیدی اروپا را بجای یورو با دلار آمریکا می پردازند. یورو باید به سیما و ابزار جدید اروپای مستقلتر تبدیل شود».

سخنان یونکر بطور سرراست با اظهارات دو هفته پیش امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه و هیکو ماس وزیر خارجه آلمان انطباق دارد. هیکو ماس در مقاله منتشره در روزنامه هندلسبلات بتاریخ ۲۲ ماه اوت نوشت: زمان ارزیابی مجدد همکاری دو سوی اقیانوس اطلس بطور آگاهانه، انتقادی و خودانتقادی از مدتها قبل فرارسیده… ما ایده همکاری متعادل را بمثابه برنامه پیشنهاد می کنیم… هنگامی که ایالات متحده آمریکا از خطوط قرمز عبور می کند، ما بعنوان اروپاییها باید تعادل ایجاد کنیم… عبور از ارزشها و منافع مرتبط با نیرویی که عامل مناقشه بین شرق و غرب بود، کاهش می یابد. امروز برای ایجاد تعادل با آمریکا تنها از طریق همکاری تنگاتنگ آلمان با فرانسه و سایر کشورهای اروپایی در چهارچوب اروپای مستقل و قوی امکانپذیر است».

امانوئل ماکرون باز هم مشخص تر گفت: «اروپا دیگر نمی تواند امنیت خود را فقط به ایالات متحده اعتماد کند. امروز ما باید مسئولیت و تأمین امنیتمان را بعهده بگیریم و، این است اساس حق حاکمیت اروپا… ما بایستی از پایان جنگ سرد نتایج لازم استخراج کنیم. اتحادها امروزه همچنان مهم هستند، اما ضرورت بازنگری تعادل یا حتی واکنشهای مستقر در مبنای آنها امروزه احساس می شود… ما یک پاسخ اروپایی مطمئن داریم: راهبرد ما مختاریت است… آن را باید شکل داد».

استناد ماکرون به پایان جنگ سرد و تأکید وی بر ضرورت بازبینی واکنشهای مستقر در شالوده آن بروشنی بیانگر این فکر است که کشورهای پیشرو قاره اروپا دیگر دلیلی برای ادامه تابعیت بندهوار از آمریکا نمی بینند: اول- این وابستگی را دیگر با «خطر شوروی» نمیتوان توجیه نمود، دوم- بهای آن بسیار گران است.

در پایان جنگ جهانی دوم ایالات متحده آمریکا در عمل به تنها مرکز جهانی نشر پول تبدیل گردید. طبیعتا، بر خلاف سایر بانکهای مرکزی که فلههای پول را به نفع بودجه و تأمین گردش پول بطور «مجانی» ضرب می کنند، آمریکاییها به هیچ کس دلار هدیه نکردند. برای اینکه «کمپانیهای اروپایی قیمت هواپیماهای ساخت اروپا را با دلار پرداخت نمایند»، آنها می بایستی این دلارها را با فروش ارزشهای مادی واقعی به «نرخ بازار» بدست آورند.

این امر در مورد همین دلارها اعمال گردید که اساس ذخیره ارزی بین المللی همه کشورها را تشکیل می دهد. برای تأمین ثبات روبل لازم است به ازای هر دلار از ذخیره طلا و ارز روسیه، بشکههای کامل و سایر محصولات کار و زحمت مردم روسیه به فروش برسد. همین مسئله در مورد کاغذهای سبز منقش به تصاویر فرانکلین و گرانت نیز به این دلیل صادق است که بسیاری از مردم روسیه، یا مثلا، نیجریه پس انداز خود را به آن تبدیل می کنند.

دلار به محصول صادراتی عمده آمریکا تبدیل گردید. این واقعیت در ابتدا یک فرصت طلایی برای کسب درآمدی بود، که به عروج بیسابقه آمریکا پس از دو جنگ جهانی (و در سایه این جنگها!) منجر گردید ، با گذشت زمان عوارض جانبی آن هر چه بیشتر ظاهر شد. زیرا، چاپ کاغذ شکلات بسیار سادهتر از تولید محصول قابل رقابت است. در نتیجه، آمریکا به روی سوزن دلاری نشانده شد.

در سال ۲٠١۶ آمریکا به ارزش ١ تریلیون و ٣۲ میلیارد دلار کالا صادر کرد، اما ارزش کل واردات آن شامل ۲ تریلیون و ١۲ میلیارد دلار (۶٠ درصد بیشتر از صادرات!) بود. تراز منفی ۷۹١ میلیارد دلار (تراز تجارت خارجی آمریکا از سال ١۹۷۶ همواره منفی بوده است!). در حال حاضر بدهی دولتی آمریکا به بیش از ۲١ تریلیون دلار رسیده و با سرعت سرسامآوری افزایش می یابد. با وجود این، همه دلارهای نقدی و غیرنقدی که در جهان «سرگردان» هستند و رقم آنها مخفی نگه داشته می شود، در واقع دیون خارجی آمریکا محسوب می شوند. اگر این دلارها ضرورت خود را در محاسبات بین المللی از دست بدهند، آنها را بجای «کاغذ دیواری» هم نمیتوان استفاده کرد. این دلارها بازای خرید کالاهای واقعی و خدمات به آمریکا تحویل می شوند. امتناع جهان از دلار بعنوان ارز اصلی، موجب گرفتار شدن آمریکا به چنان فاجعه ای می گردد، که ابعاد آن قابل تصور نیست.

حفظ و افزایش تقاضا به دلار در سراسر جهان، پیشگیری از ظهور مراکز قدرت قادر به امتناع  از پرداخت خراج دلاری (همچون ایوان سوم، حکمران بزرگ مسکو و حاکم سراسر روسیه که بمحض «فراهم شدن شرایط» فرمان خان تاتار- مغول را لگدمال نمود)، از الف تا یای سیاست خارجی دهه اخیر آمریکا را تشکیل میدهد، علت اصلی دسایس و ماجراجویی های خارجی آمریکا میباشد. و آمریکا تا کنون موفق بوده است.

بهر حال، «تاریخ بطور بطئی تحول می یابد» و «هر عملی با عکس العمل مواجه میشود». هر قدر فشارها برای حفظ هژمونی آمریکا افزایش یابند، هر چه به منافع قانونی دیگران آسیبهای شدیدتر وارد بشود، به همان نسبت تلاشها برای رهایی از «تعهدات» برای حمایت از اقتصاد آمریکا تشدید می گردند. و، مثل اینکه، زمان فرارویی کمیت (ناراضی) به کیفیت فرارسیده است. نگرانی واشینگتن بویژه از این است که رهبران متحدان اصلی آمریکا موضع «ضد دلاری» و ضد آمریکایی اتخاذ کرده اند، و این، در واقعیت امر، درها را بسوی تشکیل ائتلاف جهانی «ضد دلار» باز می کند.

حیرت انگیز این است که قاطعیت مقامات اروپا در اتخاذ چنین موضعی، سیاست دونالد ترامپ را بسوی تدوین برنامه ای تحریک نمود، که محور اصلی آن بازگشت به اقتصاد واقعی است و بر اساس آن بخش زیادی از کالاهای مصرفی آمریکا در خود آمریکا تولید می شود- در صورت خروج تدریجی از اقتصاد مجازی، بهای کالاهای صادراتی آمریکا با دلارهای تازه چاپ شده و اوراق بهاءدار خزانهداری ایالات متحده آمریکا پرداخت می شود. کسانی از ترامپ پشتیبانی می کنند که بسیار خوب می فهمند که این طرح کارآیی خود را از دست داده و می تواند در آینده قابل پیشبینی به سقوط هیولا منجر شود. با این وجود، تلاشهای ترامپ برای ترویج تولیدات آمریکا و حفاظت از بازار داخلی ایالات متحده آمریکا به کاتالیزاتور فرایند بحران کنونی تبدیل گردیده است. چنان که گویند، زمانی که علل به حد کمال برسند، معلولات یکی بعد از دیگری پدید می آیند.

البته، این بمعنای آن نیست که شکست دلار، مسئله امروز یا فردا است. روند دلار زدایی طولانی و بغرنج خواهد بود، و آن، با مانورها، دسایس و فریبکاری های اغلب بسیار خشن توأم خواهد بود. فروپاشی دلار و همراه با آن ایالات متحده آمریکا برای هیچ کس لازم نیست. سقوط بزرگترین اقتصاد جهان ناگزیر به بحران سنگین جهانی منجر خواهد گردید، آری، هیچ کس نمیخواهد داراییهای متعلق به خود (دلارها) در یک لحظه به کاغذ پاره تبدیل شود.

«فرود آرام» دلار، انتقال آن به جایگاه یکی از ذخایر ارزی جهان در صورت تقویت بخش واقعی اقتصاد آمریکا، می تواند واشینگتن را از گلآلود نمودن آب در سراسر جهان بازدارد، می تواند بهترین راه گذار برای همه باشد. با این حال، آیا عقلانیت رهبران جهان برای یافتن چنین راهی کفایت میکند؟

افزوده مترجم:

بگزارش تلویزیون خبری «روسیه ۲۴»، سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه هنگام دیدار از بوسنی هرزهگوین در ۲١ سپتامبر، بار دیگر بر این مسئله تأکید نمود که دلار اعتبار جهانی خود را از دست داده و کشورهای هرچه بیشتری آمادهاند از معامله با دلار امتناع نمایند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *